اثرات صرفه‌های تجمع صنعتی و شهرنشینی بر رشد اقتصادی: شواهدی از بازارهای ایران

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استاد اقتصاد دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان (خوراسگان)

2 مربی دانشگاه آزاد اسلامی واحد فیروزکوه

3 استادیار اقتصاددانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان (خوراسگان)

چکیده

درحیطه اقتصاد منطقه‌ای، اثرات تجمع صنعتی به ‌عنوان کارایی تولید از وابستگی متقابل صنعتی نشأت می‌گیرد و معمولا بنگاه‌ها در فرآیند تصمیم‌گیری آنها را صرفه‌های خارجی در نظر می‌گیرند. هدف این مقاله ارایه مدلی برای جغرافیای اقتصادی جدید براساس نظریه تجمع درون‌زای کروگمن (1991) در بازارهای ایران می‌باشد. در این راستا از طریق برآورد تابع تولید گسترش یافته سولو، اثرات صرفه‌های تجمع صنعتی و شهرنشینی در استان‌های ایران در دوره 89-1379 مورد آزمون قرار می‌گیرد. نتایج نشان می‌دهد نظریه هسته-پیرامون در استان‌های ایران صادق نیست؛ به گونه‌ای که اثرات سرریز بازارهای خارجی مثبت و معنادار ولی اثر بازار داخلی از نظر آماری معنادار نیست. بنابراین توسعه زیرساخت‌های حمل و نقل و تقویت ارتباطات بازارها در نمایان شدن اثر سرریز بازارهای خارجی نقش تعیین‌کننده در رشد اقتصادی استان‌ها دارد.

کلیدواژه‌ها


  1. مقدمه

مطالعه نحوه توزیع فعالیت‌های اقتصادی در یک اقتصاد با شرایط در حال تغییر کنونی حائز اهمیت است. بعد از گذشت دو قرن از شروع رشد اقتصادی مدرن، هم‌چنان در مناطق مختلف جهان و یا یک کشور تفاوت در رشد اقتصادی ملاحظه می‌شود که جغرافیای اقتصادی قادر به پاسخ‌گویی بخشی از این تفاوت‌ها می‌باشد. این شاخه از اقتصاد، به مطالعه مکان، توزیع و سازماندهی فضایی فعالیت‌های اقتصادی در سطح جهان می‌پردازد، که دارای موضوعات مهم متعددی از جمله مکان صنایع، صرفه‌های ناشی از تجمع،[1] هزینه‌های حمل و نقل،[2] تجارت بین‌الملل و توسعه، اقتصاد جنسیتی،[3] الگوی هسته –پیرامون،[4] اقتصاد شهری،[5] اقتصاد منطقه‌ای[6] و غیره می‌باشد (کروگمن[7] 2010). موضوع «جغرافیای اقتصادی»[8] یا مکان عوامل تولید در فضا یکی از مسائل مهم در تحلیل‌های اقتصادی است. مدل‌های مطرح شده درباره «نظریه مکان»[9] نقش اساسی در مطالعات شهری ایفا می‌کند، در حالی ‌که «مدل‌های رقابت مکانی هاتلینگ»[10] به اهمیت سازماندهی صنعتی فعالیت‌های اقتصادی اشاره دارند. از این‌رو، به کارگیری مدل‌ها و تکنیک‌های مستخرج از سازماندهی صنعتی نظری، این امکان را به وجود می‌آورد تا فعالیت‌های اقتصادی در فضای جغرافیایی به‌گونه‌ای تخصص یابند که بیش‌ترین کارایی را داشته باشند. بنابراین سوال کلیدی مطرح این است که چه میزان از رشد اقتصادی صنعتی استان‌های ایران به دلایل اثر بازار داخلی و چه میزان به دلیل اثر بازار خارجی است. این مقاله به شرح زیر سازماندهی شده است؛ پس از مقدمه، ادبیات تحقیق ارایه می‌شود سپس اهم مطالعات تجربی مرور می‌شود. مد‌ل‌سازی ریاضی و اقتصادی در بخش بعدی ارایه می‌گردد. نتایج برآورد مدل در بخش چهارم و در بخش پایانی نتیجه‌گیری و پیشنهادها ارایه شده است.

 

  1. ادبیات تحقیق

برخی اقتصاددانان معتقدند تجمع جغرافیایی فعالیت‌های اقتصادی و رشد اقتصادی فرآیندهایی موازی هستند. در واقع تمرکز فعالیت‌های اقتصادی یکی از حقایقی است که کوزنتس[11] (1966) آن را با رشد اقتصادی مدرن مرتبط ساخت. این رابطه بین رشد اقتصادی وتجمع جغرافیایی در بسیاری از مطالعات اثبات گردیده است؛ بخصوص در ارتباط با انقلاب صنعتی که در اروپا و در قرن 19 شکل گرفت (مارتین و اوتاویانو[12] 2001، فوجیتا و تیزه[13]2002، بالدوین و فورسلید[14] 2004). در این دوران، هم‌چنان که رشد اقتصادی در اروپا به سرعت در حال افزایش بود، تجمع نیز همراه با افزایش شهرنشینی افزایش یافت و اینکه ساختار صنعتی در هسته و مرکز اروپا شکل گرفت.

ویلیامسون[15] (1965) بیان می‌دارد تجمع در مراحل اولیه توسعه شکل‌ می‌گیرد. وی معتقد است وقتی زیرساخت‌های حمل و نقل و ارتباطات شکل نگرفته و یا مناسب نباشد و هم‌چنین دسترسی به بازارهای سرمایه با محدودیت همراه باشد، در این صورت کارایی می‌تواند به وسیله تمرکز تولید افزایش یابد. اما اگر زیرساخت‌های بهبود و بازارها گسترش یابند، در این صورت اثرات خارجی ناشی از تجمع می‌تواند فعالیت‌های اقتصادی را بیش‌تر پراکنده نماید. پس طبق «فرضیه ویلیامسون» تجمع، سطح رشد اقتصادی را در مراحل اولیه توسعه ارتقاء می‌دهد، اما بعد از این‌ که کشور به یک سطح درآمد واقعی مطلوب دست یابد، دیگر تجمع اثر چندانی بر اقتصاد ندارد و حتی ممکن است اثرات زیان‌باری داشته باشد. به طور کلی دو دلیل اصلی برای تجمع بیان شده است؛ اولین دلیل به نظریه هکچر- اوهلین[16] در تجارت بین‌الملل برمی‌گردد. طبق این نظریه، در برخی مناطق موهبت‌های طبیعی وجود دارند و به راحتی قابل تغییر نیستند، که از این جمله می‌توان به زمین، شرایط آب و هوایی، رودخانه (بخصوص رودخانه‌های قابل کشتیرانی)، نیروی‌کار غیرقابل‌تحرک، جنگل و غیره اشاره نمود. بر اساس این موهبت‌ها، می‌توان درک نمود چرا برخی بنگاه‌ها در یک منطقه تمایل به تولید کالای کاربر و در منطقه دیگر گرایش به تولید کالای سرمایه‌بر دارند (بالدوین و فورسلید 2003‌). دلیل دوم برای تجمع به نظریه‌های انتخاب مکان اشاره دارد. بر این اساس بنگاه‌ها می‌خواهند در محل‌هایی قرار بگیرند که بازار بزرگ وجود دارد و بازارهای بزرگ در مکان‌هایی شکل‌ می‌گیرند که بنگاه‌های زیادی در آن جای گرفته‌اند. البته ممکن است هیچ دلیلی قبلی برای ایجاد بازار بزرگ در یک منطقه وجود نداشته باشد و یا ممکن است یک مزیت قبلی در یک منطقه وجود داشته باشد که سبب شکل‌گیری تجمع در آن منطقه و در نهایت پیدایش «الگوی هسته – پیرامون» ‌شود (براکمن و همکاران[17] 2005). اثر بازار داخلی اساس مدل­های هسته- پیرامون است که توسط کروگمن(1991) نیز به آن اشاره شده است. اثر بازار داخلی بیان می‌دارد افزایش تقاضا سبب افزایش در تعداد بنگاه‌ها می‌شود. حال اگر تعداد بنگاه‌ها افزایش یابد، در این صورت خود سبب افزایش تقاضا می‌شود. بنابراین با یک «چرخه علّی»[18] روبرو هستیم که می‌تواند دلیل تجمع را توضیح دهد[19].

دیکسیت و استیگیلیتز[20] (1977) خاطر نشان می‌کنند که نظریه‌ هکچر- اوهلین فقط قادر به توضیح الگوهای تخصص‌گرایی بوده و نمی‌تواند به طور مستقیم دلیل تجمع فعالیت‌های اقتصادی را توضیح دهد، اما جغرافیای جدید اقتصادی[21](NEG) که مربوط به دلیل دوم تجمع است، قادر به پاسخ‌گویی آن است. بالدوین و همکاران (2001) و بالدوین و مارتین (2003) ضمن تأیید این موضوع، بر اهمیت تعاملات رو در رو برای انتشار دانش تأکید نمودند. بنابراین تجمع و رشد به طور مثبت با یکدیگر در ارتباط هستند، به این شرط که دانش و تولید در یک محل قرار گیرند. به عبارت دیگر، رشد از طریق نوآوری، محرک تجمع فضایی فعالیت‌های اقتصادی است که این موضوع به واسطه صرفه‌های تجمع سبب کاهش هزینه‌های نوآوری و در نهایت نرخ‌های رشد بالاتر می‌شود.صرفه‌های تجمع شامل «صرفه‌های محلی شدن»[22] و «صرفه‌های شهرنشینی»[23]است. صنعتی شدن سریع، شهرنشینی را افزایش می‌دهد و شهرنشینی نیز به نوبه خود کارایی در تولید و مدیریت را از طریق انتشار نوآوری‌های جدید ارتقاء می‌دهد. صرفه‌های ناشی از محلی شدن که به آن اثرات خارجی مارشال، آرو و رومر[24](MAR) نیز گفته می‌شود؛ اثراتی هستند که بنگاه‌ها به وسیله یادگیری از سایر بنگاه‌ها در صنایع مرتبط در یک منطقه محلی کسب می‌کنند. اما صرفه‌های ناشی از شهرنشینی اثراتی هستند که بنگاه‌ها به وسیله یادگیری از سایر بنگاه‌ها (نه لزوما مرتبط) در شهر کسب می‌کنند؛ که معمولا در این شهرها تنوع صنایع محلی سبب ارتقاء سرریزهای اطلاعاتی محلی می‌شود. به عبارت دیگر صرفه‌های محلی‌شدن برای هر بنگاه یک اثر خارجی است، اما برای هر صنعت در یک شهر بخصوص اثر داخلی است؛ در حالی ‌که صرفه‌های شهرنشینی هم‌ برای بنگاه و هم برای صنعت اثر خارجی است، اما برای یک شهر داخلی است (کروگمن، 2010). مارشالدر مطالعات خود سه دلیل را برای «محلی‌شدن» شناسایی نموده است. اول، تمرکز چندین بنگاه در یک مکان مشخص سبب ایجاد بازار کار برای کارگرانی می‌شود که دارای مهارت‌های صنعتی هستند و این موضوع احتمال بیکاری کارگران را کاهش و دسترسی به نیروی کار توسط بنگاه‌ها را افزایش خواهد داد. دوم، صنایعی که در یک محل جمع شده‌اند، می‌توانند از تولید نهاده‌های تخصصی غیرقابل تجارت حمایت نمایند. سوم، «سرریز‌های اطلاعاتی»[25] می‌توانند یک تابع تولید مناسب‌تر را در اختیار بنگاه‌های متراکم قرار دهند که سبب افزایش کارایی تولید آنها در مقایسه با تولیدکنندگان منفرد خواهد شد (کروگمن، 1991).

اثر تجربی صرفه‌های محلی شدن و شهرنشینی بر رشد و بهره‌وری به وسیله محققان مختلفی بررسی شده است. ناکامورا[26] (1985) در مطالعه خود اثر مثبت صرفه‌های محلی شدن و شهرنشینی بر بهره‌وری را در صنایع کارخانه‌ای کشور ژاپن تأیید نمود. هندرسون[27] (1986) نیز دریافت صرفه‌های شهرنشینی اثر معناداری بر رشد صنایع کارخانه‌ای برزیل و آمریکا ندارد، اما صرفه‌های محلی‌شدن اثر معنادار و پایدار به همراه دارد. اما هندرسون (2003) در مطالعه‌ای دیگر بر اساس داده‌های بنگاه‌های آمریکا دریافت اثر صرفه‌های محلی شدن بسیار قابل توجه است. هم‌چنین، روش دیگر تبیین اثرات تجمع صنعتی، در نظر گرفتن درجه اشتغال شهری است. گلیزر و همکاران[28] (1992) رشد اشتغال صنایع شهرهای آمریکا را در دوره 1987- 1956 در نظر گرفته و دریافتند تنوع بیش‌تر تولیدات سبب رشد بیش‌تر اشتغال می‌شود و تخصص منطقه‌ای تأثیری بر رشد اشتغال ندارد. هندرسون (1997) صرفه‌های تجمع را با استفاده از داده‌های پنج صنعت کالاهای سرمایه‌ای آمریکا برآورد نمود و شواهد محکمی دال بر اثرات معنادار صرفه‌های محلی شدن به دست آورد. کومبز[29] (2000) با بررسی اثرات تجمع صنعتی بر رشد اشتغال محلی فرانسه دریافت در صنعت کارخانه‌ای هم تخصص و هم تنوع محصول اثرات منفی بر رشد دارند؛ در حالی‌ که در صنعت خدمات، تخصص اثر منفی و تنوع محصول اثر مثبت بر رشد داشته‌اند. مارتین و اوتاویانو (2001) رابطه بین رشد و تجمع فعالیت‌های اقتصادی را بررسی و دریافتند کاهش هزینه‌های مبادله بین مناطق یک اقتصاد سبب افزایش تجمع و رشد فعالیت‌های کل اقتصاد می‌شود، یعنی رابطه مثبت تجمع و رشد نتیجه طبیعی نیروهای فعال در اقتصاد است. اوتسوکا و یامانو[30] (2008) اثرات تجمع صنعتی را بر رشد منطقه‌ای ژاپن بررسی و به این نتیجه رسیدند تجمع صنعتی اثرات معناداری بر رشد منطقه‌ای ژاپن داشته و هم‌چنین سبب شدت گرفتن نابرابری در مناطق غیرکارخانه‌ای می‌شود. نتایج تحقیق بروهارت و اسبرگامی[31] (2008) فرضیه ویلیامسون را تأیید کرد، به این صورت که تجمع، رشد اقتصادی را تا سطح مشخصی از توسعه، افزایش می‌دهد. نتایج مطالعات تجربی بیان می‌دارند بنگاهایی که در نواحی با مقیاس تولید بالا قرار دارند از تجمع صنعتی نفع می‌برند. هم‌چنین بیش‌تر مطالعات نشان می‌دهند صرفه‌های محلی‌شدن برای تولید بسیار سودمندتر از صرفه‌های شهرنشینی است.

مطالعاتی در این زمینه در ایران انجام یافته است. مهرگان و تیموری (1391) در دو مطالعه با استفاده از شاخص تمرکز الیسون و گلیزر(EG)، تمرکز جغرافیایی را در اقتصاد ایران اندازه­گیری نمودند. نتایج آنها نشان می­دهد بیش از نیمی از صنایع ایران دارای تمرکز جغرافیایی شدید هستند، که امتیازهای طبیعی موجود در مناطق، دسترسی به مواد اولیه، هزینه­های حمل و نقل، دسترسی به بازار و آثار سرریزها بین واحدهای تولیدی از مهم‌ترین دلایل تمرکز هستند. هم‌چنین، سه استان سمنان، قزوین و تهران دارای بیش‌ترین تمرکز جغرافیایی هستند. پورعبادالهان و همکاران (1392) نشان دادند براساس شاخص­های نسبی، تمرکز در صنعت سیمان طی دوره 87-1380 افزایش یافته است؛ در حالی ‌که شاخص­های مطلق تمرکز بیانگر کاهش تمرکز هستند. صدرایی و منوچهری (1391) بر اساس شاخص تمرکز هرفیندال و هیرشمن، سطح تمرکز صنعتی در دو سال 1378 و 1386 در اکثر صنایع کاهش یافته است. نتایج مطالعه جلال­آبادی و میرجلیل (1386) نشان می­دهد بخش زیادی از تولید صنایع برجسته در تمرکز و سلطه تعداد اندکی بنگاه قرار دارد؛ که با گذشت زمان و افزایش تعداد بنگاه­ها شاخص تمرکز هرفیندال و هیرشمن کاهش یافته و تمرکز کم‌تر می‌شود. راسخی و رستمی (1391) در مطالعه خود بیان داشتند جغرافیای جدید اقتصادی توضیح مناسبی برای ساختار فضایی دستمزد در استان‌های ایران ارایه می­دهد و این که اندازه بازار و معکوس فاصله وزنی اثر مثبت و قیمت مسکن اثر منفی بر ساختار دستمزد دارد. فرهمند و بدری (1391) به این نتیجه رسیدند رشد اقتصادی با افزایش نخست شهری، افزایش یافته و سپس در یک نقطه به اوج می‌رسد و بعد از آن رشد اقتصادی کاهش می­یابد. فرهمند و ابوطالبی (1391) نشان دادند تنوع اقتصادی بر رشد منطقه­ای ایران اثر مثبت دارد. هم‌چنین تخصص تنها در سطوح بالای خود اثر مثبتی بر رشد اشتغال استان‌های ایران داشته است. خداداد کاشی(1386) بیان داشت اقتصاد ایران به دلیل کوچک بودن، از صرفه­های مقیاس برخودار نیست و اینکه بین این صرفه­ها و رقابت ناسازگاری وجود دارد. حاجی‌آباد و خداد کاشی(1392) نشان دادند عملکرد بخش صنعت بر سطح تمرکز بازار اثر داشته است. عباسی (1387) بیان داشت توسعه مالی سبب رشد صنعتی ایران شده است.

 

جدول 1. اهم مطالعات نظری و تجربی

نظریه

شرح نظریه

ویلیامسون (1965)

در صورت ضعف در زیرساخت‌ها، کارایی به وسیله تمرکز تولید افزایش یابد.

کوزنتس (1966)

تجمع جغرافیایی فعالیت‌های اقتصادی و رشد اقتصادی فرآیندهایی موازی هستند.

دیکسیت و استیگیلیتز (1977)

جغرافیای جدید اقتصادی می‌تواند دلیل تجمع فعالیت‌های اقتصادی را توضیح دهد.

کروگمن (1991)

 کشورها به ‌طور درون‌زا به یک «هسته» صنعتی و یک‌ »پیرامون» کشاورزی تبدیل می‌شوند.

ونبلز (1996)

ایجاد بازار رقابت انحصاری، یک کاسه کردن نیروی کار- بازار، پیوندهای مهاجرت

مارکو و ونبلز (1996)

درونزا بودن فعالیت‌های اقتصادی، تخصصی شدن بین و درون صنعت

 

 

3. روش تحقیق

برای بررسی اثر صرفه‌های تجمع بر رشد صنایع کارخانه‌ای استان‌های ایران، ابتدا مدل تحقیق تصریح و سپس برآورد می­شود. سپس با استفاده از روش «حسابداری رشد»[32] سهم صرفه‌های تجمع شامل اثر بازار داخلی[33] (یعنی صرفه‌های محلی‌شدن و شهرنشینی) و اثر بازار خارجی یا «اثرات سرریز»[34] از بهره‌وری کل عوامل برای استان‌های ایران محاسبه می‌شود.

3-1.  تصریح مدل

 برای بررسی اثرات تجمع بر رشد، تابع تولید به صورت زیردر نظر گرفته می‌شود. این تابع براساس دو فرض تبیین می‌شود؛ اول این که صرفه‌های تجمع در تابع تولید بنگاه‌ها عوامل خارجی هستند؛ دوم این که هر بنگاه در یک صنعت مشابه از فناوری یکسان استفاده می‌نمایند. از این‌رو، توابع تولید صنعتی از جمع توابع تولید تمامی بنگاه‌ها بدست می‌آید. تابع تولید یک بنگاه با فرض فناوری مشابه، همگن و رقابتی به صورت زیر است (لی و همکاران[35] 2007)؛

(1)

 

که در آن و  به ترتیب خدمات سرمایه، خدمات نیروی‌کار وA  صرفه‌های خارجی بنگاه یا صرفه‌های تجمع می‌باشد؛ حال اگر تابع تولید همگن از درجه یک در نیروی ‌کار باشد؛

(2)

 

براکمن و همکاران (2005) و اوتسوکا و یامانو (2008) صرفه‌های تجمع را به صورت زیر معرفی نمودند؛

(3)

 

که صرفه‌های شهرنشینی، صرفه‌های محلی شدن (در مجموع اثر بازار داخلی) و  اثرات سرریز یا اثر بازار خارجی می‌باشند. برای تعیین اثرات تجمع بر تولید در صنایع کارخانه‌ای استان‌های ایران، می‌توان تابع تولید (3) را به فرم تابع ترانسلوگ نوشت. این تابع در تحلیل‌های تجربی بخصوص برای ارزیابی جانشینی نهاده‌ها (برنت و کریستنسن[36] 1973)؛ جدایی‌پذیری و تجمیع (دنی و فوس[37]1977)؛ پیشرفت فنی و رشد بهره‌وری (می و دنی[38] 1979) و کارایی بهره‌وری (گرین[39] 1980، کالیراجان[40]1990) استفاده شده است. با توجه به تعریف صرفه‌های تجمع و با بهره‌گیری از محدودیت همگنی، تقارن و بازده ثابت نسبت به مقیاس در نیروی ‌کار و سرمایه در تابع ترانسلوگ، تابع تولید بنگاه به صورت زیر خواهد بود؛

(4)

 

با جمع توابع تولید تمام بنگاه‌ها، تابع تولید صنعت را به شکل زیر خواهیم داشت؛

(5)

 

با وارد نمودن زمان در تابع تولید به ‌عنوان شاخص پیشرفت فنی و بهره‌گیری از محدودیت‌های تابع ترانسلوگ؛

(6)

 

که در آن  و نهاده‌های کار و سرمایه در سطح صنعت هستند. با مشتق‌گیری از رابطه فوق نسبت به زمان، شاخص پیشرفت فنی بهدست خواهد آمد؛

(7)

 

هم‌چنین کشش‌ نیروی‌کار و سرمایه به صورت زیر هستند؛

(8)

 

اگر به عوامل تولید به اندازه بازدهی نهایی آنها پرداخت شود، در این صورت کشش‌های تولید بیانگر سهم درآمدی نیروی کار و سرمایه خواهند بود. برای محاسبه رشد بهره‌وری کل عوامل، با گرفتن لگاریتم و سپس دیفرانسیل‌ کامل از رابطه (1) نسبت به زمان، داریم؛

(9)

 

رابطه بالا می‌تواند به صورت زیر نوشته شود:

(10)

 

همان طور که سولو[41](1957) بیان داشت، رشدTFP با کم کردن رشد وزنی عوامل تولید از رشد تولید به دست می‌آید، در این  صورت؛

(11)

 

با توجه به روابط (10) و (11)؛

                                                                            (12)

که A همان صرفه‌های تجمع می‌باشد. به عبارت دیگر، با توجه به رابطه (12) بخشی از رشد بهره‌وری کل عوامل مربوط به صرفه‌های تجمع، قسمتی به پیشرفت فنی و مابقی به صورت پسماند خواهد بود. در این صورت؛

(13)

 

با توجه به روابط (10) تا (13) داریم:

(14)

 

یعنی نرخ رشد اقتصادی به سهم‌های سرمایه، نیروی‌کار و بهره‌وری کل عوامل (TFP) تقسیم می‌شود.

3-2.  محاسبه داده‌ها

داده‌های این تحقیق از طرح آمارگیری از کارگاه‌های صنعتی ایران طی سال‌های 1389-1379 استخراج گردیده، که شامل 28 استان می‌باشد.[42]از آنجا که در این طرح‌های آمارگیری، اطلاعات مربوط به تشکیل سرمایه صنایع موجود است؛ بنابراین می‌توان موجودی سرمایه موثر را با «روش موجودی دایمی»[43]محاسبه کرد که سرمایه‌گذاری سال‌های گذشته را متناسب با فرسودگی دارایی‌ها و کارایی موثر سرمایه‌گذاری انباشت می‌کند و بر اساس رابطه زیر استخراج می‌شود؛

(15)

 

که  موجودی سرمایه دوره ، تابعی از سطح سرمایه‌گذاری همان دوره  و موجودی سرمایه دوره قبل ( ) است که با نرخ استهلاک  تعدیل یافته است. هم‌چنین، صرفه‌های تجمع شامل  اثر بازار داخلی (صرفه‌های شهرنشینی و صرفه‌های محلی‌شدن) و اثر بازار خارجی یا اثرات سرریز است. صرفه‌های محلی‌شدن زمانی رخ می‌دهد که هزینه‌های متوسط تولید بنگاه‌های یک صنعت خاص با افزایش تولید آن صنعت کاهش می‌یابد. برای تحقق این صرفه‌جویی‌ها بایستی بنگاه‌های آن صنعت در کنار یکدیگر قرار گیرند. برای صرفه‌های محلی‌شدن، هندرسون (1986) شاخص مقیاس تولید صنعتی را به صورت  معرفی نمود؛ که Y کل تولید صنعت است. اما صرفه‌های شهرنشینی زمانی شکل می‌گیرد که هزینه تولید یک بنگاه با افزایش کل تولید شهر یا منطقه و اندازه آن کاهش یابد. این صرفه دو تفاوت با تجمع محلی دارد؛ اول این که صرفه‌های شهری به دلیل مقیاس بزرگ شهر و اندازه آن پدید می‌آید و نه یک صنعت خاص؛ دوم این که منافع حاصل از تجمع شهری فقط به یک صنعت خاص منتقل نمی‌شود، بلکه به کل شهر تعلق دارد. اوتسوکا و یامانو (2008) شاخص تراکم جمعیت را به شکل بعنوان شاخص صرفه‌ شهرنشینی استفاده نمودند؛ که از تقسیم کل جمعیت به کل مساحت حاصل می‌گردد.در نهایت اثرات سرریز نشان‌دهنده وضعیت زیرساخت حمل و نقل جاده‌ای است که بهبود آن سبب تقویت ارتباطات بازار بین مناطق، کاهش هزینه حمل و نقل و در نهایت افزایش رشد تولید صنایع منطقه‌ای خواهد شد. دسترسی به بازار به عنوان جایگزینی برای اثرات سرریز در نظر گرفته می‌شود ، که به صورت زیر اندازه‌گیری می‌شود (لی و همکاران، 2007)؛

(16)

 

که  بیانگر منطقه یا استان، نشان‌دهنده تقاضای بازار محلی یا تولید ناخالص استان و بیانگر فاصله بین مناطق  و می‌باشد که براساس مسافت دو استان محاسبه می‌شود.

 

  1. نتایج تجربی

با استفاده از روش «رگرسیون داده‌های تابلویی»[44]، تابع تولید ترانسلوگ برای استان‌های صنعتی، غیرصنعتی و کل استانها برآورد گردید[45]. در این برآوردها، برای انتخاب بین روش حداقل مربعات تلفیقی[46](PLS) و اثرات ثابت[47](FE) از آزمون‌ «F مقید»[48] وبرای انتخاب بین روش اثرات ثابت و اثرات تصادفی[49](RE)، از آزمون «هاسمن»[50] شد که بر مبنای نتایج آزمون‌ها، برای استان‌های صنعتی روش اثرات تصادفی و برای استانهای غیرصنعتی و کل استان‌ها روش اثرات ثابت انتخاب گردید (جدول 2).

نتایج بیان می‌دارند صرفه‌های شهرنشینی هم در استان‌های صنعتی و هم غیرصنعتی اثر مثبت و معنادار بر بهره‌وری نیروی‌کار دارد، در حالی که صرفه محلی‌شدن اثر منفی دارد. به عبارت دیگر، تجمع بنگاه‌ها به‌گونه‌ای نبوده است که بتواند برای آنها صرفه ایجاد نماید. اما همگام با رشد شهرها، تولید نیز افزایش یافته است، یعنی صرفه‌های شهرنشینی که از کاهش هزینه تولید بنگاه‌ها همگام با افزایش کل تولید شهر به دلیل بزرگ‌شدن شهرها ایجاد می‌شود، سبب بهبود بهره‌وری نیروی‌کار در صنایع کارخانه‌ای استان‌های ایران شده است. از این‌رو، اثر بازار داخلی (شامل صرفه محلی‌شدن و شهرنشینی) در استان‌های صنعتی از نظر آماری معنادار نیست؛ ولی در استان‌های غیرصنعتی اثر مثبت بر بهره‌وری دارد. هم‌چنین اثر دسترسی بازار یا بازار خارجی به عنوان اثرات سرریز در استان‌های صنعتی اثر مثبت و معنادار بر بهره‌وری نیروی‌کار دارد و این اثر بیش‌تر از اثر بازار داخلی است، در حالی که در استان‌های غیرصنعتی این اثر معنادار نیست. بنابراین می‌توان بیان داشت ارتباط با سایر بازارها یکی از عوامل مهم در رشد اقتصادی استان‌های ایران است. هارینگتون و وارف[51] (1995) معتقدند تقاضای محلی می‌تواند عامل مهمی برای بخش خدمات باشد؛ زیرا بخش خدمات بسیار متکی به «تماس‌های رودررو»[52] است که می‌تواند هزینه‌های حمل و نقل بالایی را به همراه داشته باشد.

 

جدول2. برآورد اثرات تجمع بر رشد صنایع کارخانه‌ای استان‌های ایران]برآورد معادله 6[:1389-1379

پارامتر

گروه 1: استانهای صنعتی

گروه 2: استانهای غیرصنعتی

گروه 3: کل استانها

 

59/9-

68/1

23/2-

 

14/0

87/0

06/0

 

17/0-

19/0-

17/0-

 

85/0

021/0-

42/0

 

34/0

417/0

17/0

 

018/0-

056/0-

009/0-

 

0002/0-

036/0

006/0

 

041/0

09/0

095/0

 

005/0-

009/0-

005/0-

 

9/0

93/0

95/0

 

4/133

7/102

8/160

معنادار در سطح 1 درصد؛ معنادار در سطح 5 درصد؛ معنادار در سطح 10 درصد

منبع: نتایج تحقیق

اثر تجمع صنعتی بر رشد اقتصادی منطقه‌ای با استفاده از این ضرایب برآوردی قابل حصول است. طبق بیان سولو (1957) نرخ رشد اقتصادی به سهم‌های سرمایه، نیروی‌کار و بهره‌وری کل عوامل (TFP) تقسیم می‌شود. صرفه‌های تجمع در داخل بهره‌وری کل قرار دارند؛ و بیانگر رشد بهره‌وری یا کارایی تولید می‌باشند. با توجه به رابطه (13) رشد بهره‌وری کل عوامل شامل رشد پیشرفت فنی، رشد سهم صرفه‌های شهرنشینی و سهم صرفه‌های محلی‌شدن، رشد سهم اثرات سرریز می‌باشد؛ که این محاسبات براساس نتایج برآوردی کل استان‌ها به همراه رشد تولید، نیروی‌ کار و سرمایه در جدول (3) خلاصه شده است. لازم به ذکر است که رشد بهره‌وری کل عوامل به عنوان پسماند محاسبه نشده، بلکه از طریق جمع اجزاء آن به دست آمده است.

 

جدول 3. متوسط رشد تولید، کار، سرمایه و تجزیه بهره‌وری کل عوامل[درصد؛ 89-1379]

استان

تولید

سرمایه

نیروی‌کار

تجزیه بهره‌وری کل عوامل تولید

پیشرفت فنی

صرفه‌ شهرنشینی

صرفه‌ محلی‌شدن

دسترسی به بازار

سایر

آذربایجان شرقی

3/22

5/4-

4

3/8

06/0

8/3-

96/9

08/5

آذربایجان غربی

7/21

7/18

1/3

9/7

1/0

69/3-

88/9

12/1

اردبیل

1/20

9/31

8

7/7

03/0

41/3-

82/9

29/7-

اصفهان

5/22

8/27

7/2

9/7

11/0

82/3-

74/9

78/0

ایلام

1/32

6/18

3/9

8/7

08/0

45/5-

75/9

15/8

بوشهر

2/47

1/143

8/26

8

13/0

03/8-

24/9

28/13-

تهران

8/21

9/20

9/3

8/7

19/0

71/3-

48/9

57/0

چهارمحال و بختیاری

4/29

2/50

4/13

8/7

09/0

5-

69/9

72/4-

خراسان

3/24

3/16

1/4

8/7

12/0

13/4-

9/9

78/3

خوزستان

5/20

2/36

5/5

2/8

1/0

49/3-

85/9

86/5-

زنجان

27

5/18

3/3

9/7

05/0

59/4-

03/10

07/7

سمنان

9/35

9/35

5/14

7/7

12/0

1/6-

16/10

27/4

سیستان و بلوچستان

7/23

6/20

9/1-

7/7

25/0

03/4-

75/9

57/7

فارس

3/22

7/19

1/5

8/7

09/0

8/3-

22/9

68/0

قزوین

6/23

2/17

8/2

8/7

12/0

01/4-

28/10

55/3

قم

3/35

5/28

8/8

7/7

15/0

6-

18/10

93/9

 

ادامه جدول 3. متوسط رشد تولید، کار، سرمایه و تجزیه بهره‌وری کل عوامل[درصد؛ 89-1379]

استان

تولید

سرمایه

نیروی‌کار

تجزیه بهره‌وری کل عوامل تولید

پیشرفت فنی

صرفه‌ شهرنشینی

صرفه‌ محلی‌شدن

دسترسی به بازار

سایر

کردستان

2/26

4/13

5/4

9/7

05/0

46/4-

61/9

54/6

کرمان

3/20

7/39

3/3

8

21/0

45/3-

83/9

87/4-

کرمانشاه

9/38

9/52

5

8/7

04/0

61/6-

86/9

05/13

کهگیلویه و بویراحمد

7/43

2/48

6/6

8

11/0

43/7-

02/10

87/17

گلستان

17

5/26

5/4

8/7

09/0

9/2-

05/10

16/7-

گیلان

8/17

8/19

9/1-

8/7

05/0

03/3-

07/10

6/0

لرستان

1/15

10

1/2-

9/7

06/0

58/2-

81/9

09/0-

مازندران

4/26

5/16

7/5

8/7

08/0

49/4-

13/10

67/4

مرکزی

9/17

6/26

3/3

9/7

07/0

05/3-

02/10

09/5-

هرمزگان

3/26

5/20

4/9

1/8

21/0

47/4-

61/9

67/0

همدان

1/26

3/26

1/5

9/7

01/0

44/4-

95/9

15/3

یزد

8/31

4/23

2/5

8/7

15/0

41/5-

76/9

45/10

متوسط

3/26

4/29

8/5

9/7

1/0

5/4-

8/9

2/2

 

نتایج جدول (3) نشان می‌دهند تولیدات صنعتی استان‌های کشور در دوره مورد بررسی به طور متوسط سالانه 26 درصد رشد داشته است. موجودی سرمایه بجز استان آذربایجان شرقی که به طور متوسط سالانه 5/4 درصد رشد منفی داشته، در سایر استان‌ها رشد مثبت داشته است؛ که استان بوشهر با رشد متوسط سالانه 143 درصد رتبه اول را داشته است که می‌تواند به دلیل سرمایه‌گذاری‌های عظیم نفتی در این استان باشد. هم‌چنین اثر صرفه‌های محلی‌شدن در تمامی استان‌ها منفی است؛ و چون صرفه‌های محلی شدن اثراتی هستند که بنگاه‌ها به وسیله یادگیری از سایر بنگاه‌ها در صنایع مرتبط در یک منطقه محلی کسب می‌کنند، بنابراین به نظر می‌رسد بنگاه‌های مشابه در یک صنعت مشخص در استان‌های کشور نه تنها به یکدیگر کمک نکرده‌اند؛ بلکه فعالیت آنها اثر منفی بر یکدیگر داشته‌ است. اما در مقابل اثر صرفه‌های شهرنشینی در تمامی استان‌ها مثبت و قابل توجه است.

همان طور که بیان شد صرفه‌های شهرنشینی اثراتی هستند که بنگاه‌ها به وسیله یادگیری از سایر بنگاه‌ها (نه لزوما مرتبط) در یک شهر یا استان کسب می‌کنند؛ که معمولا در شهرها تنوع صنایع سبب ارتقاء سرریزهای اطلاعاتی در آن منطقه می‌شود؛ یعنی با گسترش شهرنشینی و افزایش جمعیت استان‌ها، به دلیل افزایش نیروی کار و هم‌چنین تقاضا، تولید نیز افزایش یافته است. بنابراین، اثر بازار داخلی (یعنی مجموع اثرات شهرنشینی و محلی‌شدن) بر بهره‌وری در استان‌های صنعتی غیرمعنادار ولی در استان‌های غیرصنعتی مثبت و معنادار است. به عبارت دیگر صرفه‌های محلی‌شدن برای هر بنگاه اثر خارجی و برای هر صنعت در یک استان بخصوص اثر داخلی است؛ در حالی که صرفه‌های شهرنشینی هم‌ برای بنگاه و هم برای صنعت اثر خارجی است، اما برای یک استان، اثر داخلی است. همان طور که قبلا بیان شد، «اثر بازار داخلی» مشتمل بر سه جزء است؛ اول، تمرکز چندین بنگاه در یک مکان مشخص سبب ایجاد بازار کار برای کارگرانی می‌شود که دارای مهارت‌های خاصی هستند و این موضوع احتمال بیکاری کارگران را کاهش و دسترسی به نیروی کار توسط بنگاه‌ها را افزایش خواهد داد؛ دوم صنایعی که در یک محل جمع شده‌اند، می‌توانند از تولید نهاده‌های تخصصی غیرقابل تجارت حمایت نمایند و سوم، سرریز‌های اطلاعاتی که می‌توانند تابع تولید مناسب‌تر را در اختیار بنگاه‌های متراکم قرار دهند و این می‌تواند سبب افزایش کارایی تولید آنها در مقایسه با تولیدکنندگان انفرادی شود (کروگمن، 1991).

یافته‌ها نشان می‌دهند دسترسی به بازار(اثر بازار خارجی) که از آن با عنوان اثرات سرریز نیز یاد می‌شود، اثر قابل توجهی را بر رشد بهره‌وری داشته است. اثرات سرریز نشان‌دهنده وضعیت زیرساخت حمل و نقل جاده‌ای است که بهبود آن سبب تقویت ارتباطات بازار بین مناطق، کاهش هزینه حمل و نقل و افزایش رشد تولید صنایع منطقه‌ای خواهد شد. بنابراین دسترسی به بازار عامل مهم‌تری در رشد بهره‌وری کل عوامل استان‌ها در مقایسه با اثر بازار داخلی است. بنابراین می‌توان بیان داشت بهبود زیرساخت‌های حمل و نقل جاده‌ای سبب تقویت ارتباطات بازارها در مناطق مختلف و افزایش سهم آنها در رشد اقتصادی استان‌ها شده است. این یافته‌ها با نتایج مطالعات مانو و اوتسوکا[53](2000) و دیکل[54](2002) سازگار بوده و با مطالعاتی نظیر ناکامورا (1985) و هندرسون (1986،1997، 2003) مطابقت ندارد.   

4. جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

بسیاری از اقتصاددانان معتقدند که تجمع فعالیت‌های اقتصادی می‌تواند به رشد و توسعه اقتصادی کمک نماید، که این اثرات دارای منابع گوناگون است. برخی معتقد به افزایش بهره‌وری بنگاه‌های انفرادی به صورت مستقیم از طریق انتشار اطلاعات بازاری یا فنی هستند؛ در مقابل عده‌ای اعتقاد به افزایش سود با کاهش هزینه‌های حمل و نقل به واسطه نزدیکی به بازار‌های مصرف و تهیه‌کنندگان نهاده‌های تولید می‌باشند. بدین منظور در این تحقیق مدلی طراحی شد تا از طریق آن اثرات تجمع فعالیت‌های اقتصادی بر رشد اقتصادی و بهره‌وری مورد ارزیابی قرار گیرد؛ که از نظر روش‌شناسی، یک مدل رشد درون‌زا با یک مدل جغرافیای جدید برای صنعت کارخانه‌ای استان‌های ایران تلفیق گردید.

با استفاده از داده‌های ارایه شده توسط مرکز آمار ایران برای سال‌های 89-1379، مدل تصریح شده برای استان‌های صنعتی، غیرصنعتی و کل استان‌ها برآورد گردید. نتایج حاکی از آن است که صرفه‌های شهرنشینی هم در استانهای صنعتی و هم غیرصنعتی اثر مثبت و معنادار بر بهره‌وری نیروی‌ کار دارد که به طور متوسط به ترتیب معادل 14/0 و 87/0 می‌باشد، در حالی که صرفه‌های ناشی از محلی‌ شدن اثر منفی دارد؛ و این بدان معناست تجمع بنگاه‌ها به‌گونه‌ای نبوده است که بتواند برای آنها صرفه ایجاد نماید. اما همگام با رشد شهرها، تولید نیز افزایش یافته است و این یعنی صرفه‌های شهرنشینی که از کاهش هزینه تولید بنگاه‌ها همگام با افزایش کل تولید شهر به دلیل بزرگ‌شدن شهرها ایجاد می‌شود، سبب بهبود بهره‌وری نیروی‌کار در صنایع کارخانه‌ای استان‌های ایران شده است. از این‌رو، اثر بازار داخلی که شامل صرفه محلی‌شدن و شهرنشینی می‌باشد؛ در استان‌های صنعتی صفر است ولی در استان‌های غیرصنعتی اثر مثبت بر بهره‌وری دارد. هم‌چنین اثر دسترسی بازار یا بازار خارجی به عنوان اثرات سرریز در استانهای صنعتی اثر مثبت و معنادار بر بهره‌وری نیروی‌کار دارد و این که اثر آن بیش‌تر از اثر بازار داخلی است، در حالی که در استان‌های غیرصنعتی این اثر معنادار نیست. می‌توان بیان داشت ارتباط با سایر بازارها یکی از عوامل مهم در رشد اقتصادی استان‌های ایران است. براساس نتایج به دست آمده، گسترش و توسعه زیرساخت‌ها به خصوص سیستم حمل و نقل جاده‌ای یکی از عوامل مهم در ارتقاء دسترسی‌های بین منطقه‌ای می‌باشد؛ زیرا منافع اقتصادی به دست آمده از شبکه‌های حمل و نقل کارآ بسیار مفیدتر از دسترسی به نیروی‌ کار فراوان است.



[1] Agglomeration Economies

[2] Transport Costs

[3] Gender Economic

[4] Core-Periphery Pattern

[5] Urban Economic

[6] Regional Economic

7 Krugman

[8] Economic Geography

[9] Location Theory

[10]Hotelling Models of Locational Competition

[11] Kuznets

2 Martin and Ottaviano

3 Fujita and Thisse

4 Baldwin and Forslid

5 Williamson

6 Heckscher - Ohlin Theory

1 Brakman et al.

2 Circular Causation

3 برای جزییات بیشتر رجوع کنید به کروگمن (1991).

4 Dixit and Stiglitz

[21] New Economic Geography

[22] Localization Economies

[23] Urbanization Economies

8 Marshall, Arrow and Romer

[25] Information Spillovers

[26] Nakamura

[27] Henderson

[28] Glaeser et al.

[29] Combes

[30] Otsuka and Yamano

[31] Brulhart and Sbergomi

[32] Growth Accounting

[33] Home Market Effect

[34] Spillover Effect

[35] Lee et al.

[36] Berndt and Christensen

[37] Denny and Fuss

[38] May and Denny

[39] Greene

[40] Kalirajan

[41] Solow

[42] داده‌های استان‌های خراسان رضوی، شمالی و جنوبی ادغام شده است.

2 Perpetual Inventory Method (PIM)

[44] Panel Data Regression

[45] برای تفکیک استان‌ها به صنعتی و غیرصنعتی از شاخص تمرکز مکانی استفاده شده است.

[46] Pooled Least Squares

[47] Fixed Effects

[48] Restricted F Test

[49] Random Effects

[50] Hausman Test

[51] Harrington and Warf

[52] Face-to-Face Contacts

[53] Mano and Otsuka

[54] Dekle

منابع

-         پور عبادالهان کویچ، محسن، محمدزاده، پرویز، فلاحی، فیروز، حکمتی فرید، صمد (1392). بررسی شاخص‌های مختلف تمرکز در صنعت سیمان کشور. فصل‌نامه پژوهش‌های اقتصادی کاربردی،
(2): 88-71.

-         جلال آبادی، اسداله، میرجلیلی، فاطمه (1386). انحصار و تمرکز در صنایع ایران. مطالعه موردی برخی از صنایع. دو فصل‌نامه پژوهشی جستارهای اقتصادی، (7):  232-197.

-         حاجی‌آباد، خدادادکاشی، فرهاد (1392). بررسی ارتباط عملکرد صنایع با سطح تمرکز و نوآوری بخش صنعت ایران با استفاده از مدل‌های رگرسیون PVAR. فصلنامه مدلسازی اقتصادی، 7 (4 (پیاپی 24)): 135-121.

-         ختائی، محمود، رضوی، محمدرضا، جمالی، محمدعلی (1379). تمرکز جغرافیایی صنعت در کشور. مجله برنامه و بوجه، (48): 30-3.

-         خداداد کاشی، فرهاد (1386). صرفه‌های مقیاس در اقتصاد ایران: مورد بخش صنعت. فصل‌نامه تحقیقات اقتصادی، (79): 18-1.

-         راسخی، سعید، دیندار رستمی، مرضیه (1391). شکاف دستمزد در استان‌های ایران: کاربردی از جغرافیای جدید اقتصادی. فصل‌نامه پژوهش‌ها و سیاست‌های اقتصادی، (64): 64-47.

-         صدرایی جواهری، احمد، منوچهری، مجتبی (1391). پویایی تمرکز صنعتی در صنایع کارخانه‌ای ایران. فصل‌نامه پژوهش‌ها و سیاست‌های اقتصادی، (63): 132-105.

-         طرح آمارگیری از کارگاه‌های صنعتی ایران، مرکز آمار ایران، سال‌های مختلف.

-         عباسی، غلامرضا (1387). همگرایی توسعه مالی و تولید بخش صنعتی در ایران. فصلنامه مدلسازی اقتصادی، 3 (1 (پیاپی7)):154-137.

-         فرهمند، شکوفه، ابوطالبی، مینا (1391). تأثیر تنوع و تخصص اقتصادی بر رشد اشتغال استان‌‌های ایران. مجله تحقیقات اقتصادی، (3): 64-45.

-         فرهمند، شکوفه، بدری، فروزنده السادات (1391). بررسی رابطه بین تجمع و رشد اقتصادی در منتخبی از کشورهای آسیا و اقیانوسیه. فصل‌نامه تحقیقات اقتصادی راه اندیشه، (5): 158-139.

-         مهرگان، نادر، تیموری، یونس (1391). محاسبه شدت تمرکز جغرافیایی صنایع در بین استان‌های کشور. فصل‌نامه پژوهش‌ها و سیاست‌های اقتصادی، (61): 192- 175.

-         مهرگان، نادر، تیموری، یونس (1391). ارزیابی تمرکز جغرافیایی استانی صنعت و عوامل موثر بر میزان آن در ایران. فصل‌نامه جغرافیا و امایش شهری منطقه‌ای، (5): 120-105.

-   Baldwin, R. and Forslid, R. (2003). The core-periphery model and endogenous growth: Stabilizing and destabilizing integration. Economica, 67:307-324.

-   Baldwin, R. and Forslid, R. (2004). The core-periphery model and endogenous growth: Stabilising and de-stabilising integration. Working Paper,  NBER.

-   Baldwin, R. Forslid, R. Martin, G. Ottaviano, and F. Robert-Nicoud. (2001). Economic Geography and Public Policy. Princeton University Press.

-   Berndt, E and Christensen (1973). The translog function and the substitution of equipment, Structures and labour in US Manufacturing 1929-68. Journal of Econometrics, 1:81-114.

-   Brakman, S., H. Garretsen and C. van Marrewijk. (2005). An Introduction to Geographical Economics. Cambridge University Press.

-   Bruhlart M., Sbergami F. (2009). Agglomeration and growth: Cross-country evidence.  Journal of Urban Economics, 65: 48-63.

-   Combes, P. (2000). Economic structure and local growth: France, 1984–1993. Journal of Urban Economics, 47(3): 329–355.

-   Dekle, R. (2002). Industrial concentration and regional growth: Evidence from the Prefectures. Review of Economics Statistics, 84(2), 310–315.

-   Denny, M and Fuss (1977). The use of approximation analysis to test for separability and the existence of consistent aggregates. American Economic Review, 67: 404-418.

-   Dixit, A. and J. Stiglitz. (1977). Monopolistic competition and optimum product diversity.  American Economic Review, 67(3), 297-308.

-   Fujita, Masahisa and Jacques-François Thisse. (2002). Economics of Agglomeration: Cities, Industrial Location, and Regional Growth. Cambridge University Press.

-   Glaeser, E.L., Kallal, H.D., Scheinkman, J.A., and Shleifer, A. (1992). Growth in Cities. Journal of Political, E 100(6): 1126–1152.

-   Greene, W (1980). On the estimation of a flexible frontier production model. Journal of Econometrics, 13: 27-56.

-   Harrington, J.W., Warf, B. (1995). Industrial Location: Principles, Practice, and Policy. Routledge, London.

-   Henderson, J.V. (1986).Urban development: Theory, fact, and illusion. New York: Oxford University Press.

-   Henderson, J.V. (1997). Externalities and industrial development. Journal of Urban Economics, 42(3): 449–470.

-   Henderson, J.V. (2003). Marshall’s Scale Economies. Journal of Urban Economics, 53(1):1–28.

-   Kalirjan, K. (1990). On measuring economic efficiency. Journal of Applied Econometrics, 5: 75-86.

-   Krugman, Paul. (1991a). Increasing returns and economic geography. Journal of Political Economy, 99(3):483-499.

-   Krugman, P. (2010). The new economic geography, now middle-aged. Annual Conference of the Association of American Geographers, Washington.

-   Lee, Yuhn and Dae-Shik. (2007). Endogenous Growth and Agglomeration Economies in Korean Manufacturing: A Sign of Declining Competitiveness. The Journal of Korean Economy, 8(2): 237-259.

-   Mano, Y., Otsuka, K. (2000). Agglomeration Economies and Geographical Concentration of Industries: A Case Study of Manufacturing Sectors in Postwar Japan. Journal of the Japanese and International Economies, 14(3): 189–203.

-   Markusen, J and Venables, A. (1996). The Theory of Endowment, Intra- Industry and Multinational Trade. CEPR Discussion Paper, No. 1341, Center for Economic Policy Research, London.

-   Martin, P. and Ottaviano. (2001). Growth and agglomeration. International Economic Review, 42: 947–968.

-   May, J and Denny. (1979). Factor Augmenting Technical Progress and Productivity in US Manufacturing. International Economic Review, 20: 759-774.

-   Nakamura, R. (1985). Agglomeration Economies in Urban Manufacturing Industries: A Case of Japanese Cities. Journal of Urban Economics, 17(1), 108–124.

-   Otsuka,  Akihiro and Yamano. (2008). Industrial  Agglomeration Effects on Regional Economic Growth: A Case of Japanese Regions. Regional Economics Applications Laboratory (REAL).

-   SOLOW R. (1957). Technical Change and the Aggregate Production Function. Review of Economics and Statistics, 39: 312-320.

-   Venables, A. (1996). Equilibrium Locations of Vertically Linked Industries. International Economic Review, 37: 341-359.

-   Williamson, J. G. (1965). Regional inequality and the process of national development. Economic Development and Cultural Change, 13: 1–84.