تأثیر واردات فناوری و شاغلان آموزش عالی بر صادرات مواد غذایی و آشامیدنی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار دانشگاه تبریز

2 دانشجوی دکتری دانشگاه تبریز

چکیده

هدف اصلی این مقاله، بررسی تأثیر واردات فناوری و به کارگیری دانش‌آموختگان آموزش عالیبه صادرات زیربخش‌های صنعتی مواد غذایی و آشامیدنی ایران با استفاده از داده‌های تابلویی طی دوره 86-1379 است. یافته‌های تجربی تحقیق نشان می‌دهد که فناوری وارداتی و شاغلان آموزش عالیتأثیر مثبت و معنا‌داری بر صادرات صنعت مواد غذایی و آشامیدنی اقتصاد ایران داشته‌است. هم‌چنین متغیرهای تولید صنعتی و نرخ ارز واقعی دارای تأثیر مثبت و معنا‌دار و متغیرهای تقاضای داخلی و شاخص قیمت کالاهای صادراتی نیز دارای تأثیر منفی و معنا‌دار بر صادرات صنعت مواد غذایی و آشامیدنی بوده است. توصیه‌ مهم سیاستی این مقاله آن است که زمینه جذب نیروی کار تحصیل کرده دانشگاهی در صنعت مواد غذایی و آشامیدنی کشور فراهم شود و با تسهیل ورود فناوری خارجی زمینه کاهش هزینه‌های تولید کالاهای صادراتی فرآهم آید.

کلیدواژه‌ها


1. مقدمه

مطالعه صنایع کشورهای توسعه‌ یافته نشان می­دهد که فعالیت­های صنعتی وابستگی زیادی به فناوری و دانش دارند به طوری که صنایع این کشورها هر ساله مبالغ زیادی جهت انباشت فناوری و ارتقاء دانش صرف می­کنند. به همین دلیل صنایع این کشورها به طور مداوم در حال پیشرفت بوده و این پیشرفت­ها باعث رشد و توسعه اقتصادی می‌گردد.

در مقابل، کشورهای در حال توسعه از جمله ایران هر ساله مقادیر زیادی کالاهای سرمایه‌ای- واسطه­ای (فناوری خارجی) وارد می­کنند[1] ولی به دلیل فقدان مهارت­های لازم، که ناشی از رشد نامناسب دانش بومی می­باشد، قادر به استفاده کامل از این منابع نیستند. از سوی دیگر، با وجود این که اغلب کشورهای در حال توسعه از منابع خدادادی فراوانی برخوردار هستند ولی به دلیل وجود کاستی‌های فراوان در داشتن فناوری­های تولید مناسب و مهارت­های لازم، در استفاده بهینه از این منابع نیز کمبودهای فراوانی دارند، بنابراین افزایش سطح دانش و مهارت­های مردم، شرط لازم برای جبران عقب‌ماندگی این‌گونه از کشورها می‌باشد (تقوی و محمدی، 1385: 18-17). در واقع، در کشورهای در حال توسعه، مهارت و فناوری وارداتی در مراحل اولیه توسعه اقتصادی نقش بسیار مهمی دارند، در حالی که توسعه فناوری داخلی در مراحل بعدی توسعه اتفاق می­افتد (کوندو[2]، 2001: 3).

جایگاه صنعت مواد غذایی و آشامیدنی در کل صنعت کشور نشان می­دهد که صنعت مواد غذایی و آشامیدنی طی سال­های 86-1379، به طور متوسط 28/8 درصد صادرات کالاهای صنعتی کشور و 68/15 درصد اشتغال کارگاه­های صنعتی ده نفر کارکن و بیش‌تر کشور را به خود اختصاص داده است. بنابراین صادرات صنعت مواد غذایی و آشامیدنی می‌تواند به عنوان منبعی قابل اتکا برای ایجاد اشتغال، رشد تولید ملی و افزایش درآمدهای ارزی مطرح ­گردد. هم‌چنین با توجه به وفور نسبی عوامل و نهاده­های تولیدی هم‌چون منابع طبیعی، نیروی کار و ... در کشور و نیز نتایج مطالعات اخیر در زمینه مزیت نسبی[3]، می­توان بیان کرد که صنعت مواد غذایی و آشامیدنی جزء صنایع با اهمیت کشور محسوب می­شود.

با توجه به جایگاه صنعت مواد غذایی و آشامیدنی در کل صنعت کشور، بررسی بخش صادرات صنعت مواد غذایی و آشامیدنی مستلزم مطالعات گسترده­ای است. در این راستا، مطالعه‌ی حاضر به بررسی نقش واردات فناوری و به کارگیری دانش­آموختگان آموزش عالی بر صادرات صنعت مواد غذایی و آشامیدنی، بر حسب طبقه‌بندی بین‌المللی فعالیت­های صنعتی (ISIC)[4]، طی دوره 86-1379 می‌پردازد. با ملاحظه هرم سنی جمعیت کشور و افزایش شدید جوانان تحصیل‌کرده­ای که چند سال آینده وارد بازار کار می­شوند و با توجه به نقش اساسی مهارت و دانش ­فنی در تولید کالاهای صنعتی، جذب و ایجاد اشتغال برای این گروه از تحصیل­کرده­های دانشگاهی، رشد تولید و رشد صادرات صنعتی را در پی خواهد داشت. هم‌چنین با توجه به افزایش هزینه­های تولید، باید شرایط دسترسی به دانش سرریز جهانی و فناوری برتر خارجی برای بهبود فرآیند تولید بنگاه­های صنعتی فراهم آید. زیرا  تنها با  توسعه و بهبود فناوری می­توان سطح کمی و کیفی محصولات صنعتی و قابلیت رقابت آن­ها را در داخل و خارج کشور ارتقاء داد و به تولیدات جدید براساس نیازهای جامعه و گسترش زمینه‌های شغلی جدید مبادرت کرد. بنابراین، وجود فناوری وارداتی و نیروی انسانی ماهر و تحصیل‌کرده برای دست‌یابی به رشد صادرات صنعت مواد غذایی و آشامیدنی به عنوان یکی از مهم‌ترین اجزاء صادرات صنعتی، ضروری می‌باشد. این مطالعه درصدد یافتن پاسخ به این سؤال است که واردات فناوری و ارتقاء آموزش و مهارت فنی در سطوح عالی به همراه دیگر عوامل تأثیرگذار، چه تأثیری بر توسعه صادرات زیربخش­های صنعتی مواد غذایی و آشامیدنی می‌گذارند. برای پاسخ به این سوال، ادامه مقاله به شکل زیر سازماندهی شده است.

در بخش دوم و سوم به مبانی نظری و پیشینه موضوع پرداخته شده و بخش چهارم به تصریح الگوی صادرات صنعت مواد غذایی و آشامیدنی اختصاص می‌یابد. در بخش پنجم به تخمین مدل و تجزیه و تحلیل یافته‌ها پرداخته می‌شود. در بخش پایانی نیز نتیجه­گیری شده و برخی پیشنهادهای سیاستی ارایه می‌گردد.

 

2. مبانی نظری

طبق مدل رشد سولو، رشد تولید و در نتیجه‌ی رشد صادرات در اثر انباشت عوامل تولید و رشد بهره­وری حاصل می­شود که افزایش بهره­وری از طریق ارتقای فناوری و بالا رفتن توان و مهارت نیروی کار حاصل می­شود. در الگوهای رشد درون­زای جدید بحث اقتصاد ایده­ها، مهارت و دانش مطرح می­شود و سازوکار تصمیمات مربوطه به آموزش، تشکیل سرمایه انسانی و ایجاد دانش به عنوان محرک­های درون‌زا معرفی می­شوند (شاکری، 1389: 586 و 613). به عبارتی، اساس نظریات رشد نئوکلاسیکی تاکید بر تمرکز سرمایه و فناوری برونزا است، در حالی که الگوهای رشد درون‌زا معتقدند عوامل سرمایه و فناوری در کنار سازوکارهای درونی یک اقتصاد          (مانند آموزش، سطح مهارت، تحققی و پژوهش و ...) در رشد و توسعه اقتصادی نقش اساسی دارند (برقندان و همکاران، 1389: 40).

 در مدل­های رشد درون­زای مبتنی بر سرمایه انسانی، رشد تولید را ناشی از موجودی سرمایه انسانی می­دانند که به نوبه خود، توانایی یک کشور در نوآوری و رسیدن به پای کشورهای پیشرفته را تحت تأثیر قرار می­دهد، در نتیجه افزایش صادرات می­تواند به دلیل افزایش سودهای ناشی از بهره­وری، که خود در اثر افزایش سطح مهارت نیروی کار و سطح فناوری ایجاد می­شود، باشد (کونیا[5]، 2006: 983). این نظریات بیان می­کنند که مهارت نیروی کار و فناوری به اندازه­ی متغیرهای قیمتی در توضیح صادرات مهم هستند. به طوری که پیشرفت فنی و سرمایه انسانی کارایی سرمایه و بهره­وری نیروی کار را افزایش می­دهند و موجب افزایش تولید و صادرات می‌گردند (برانسون، 1385: 182 و شاکری، 1389: 598). 

دو نوع سرمایه­گذاری با یکدیگر وابستگی بسیاری دارند. زیرا با افزایش کیفیت نیروی کار، بنگاه به سرمایه­گذاری در فناوری وارداتی تشویق می­شود و در مقابل، با ورود و بهبود فناوری وارداتی در سطح بنگاه، نیروی کار به سرمایه­گذاری در کسب دانش و مهارت جدید تشویق می‌شود. صنایعی که دارای شاغلان تحصیل­کرده دانشگاهی هستند، در جذب و به کارگیری فناوری­های جدید مزیت نسبی دارند (آوتور و همکاران[6]، 1997). به طوری که اشتغال فارغ‌التحصیلان دانشگاهی در سطح بنگاه، کسب و به کارگیری فناوری وارداتی در فرآیند تولید را ساده­تر و کاراتر می­کند (یانگ[7]، 1995 و دولک و فوستر[8]، 2008: 233 و  248-246).

طبق نظریه­ چرخه کالا[9] ابتدا کالای جدید در کشور مبدأ (کشور پیشرفته اقتصادی با سطح فناوری بالا، نیروی کار ماهر تحصیل­کرده و میزان هزینه­های تحقیق و توسعه بالا در بخش خصوصی و عمومی) اختراع و به مرحله تولید می­رسد. در این مرحله، تولید و فروش کم و هزینه متوسط تولید بالا می­باشد. بعد از آن که کالا به مرحله استاندارد بالاتر و کامل­تری رسید، صنعتی که کالای مزبور را تولید کرده به سایر کشورها مهاجرت می­کند (لوتز و گرین[10]، 1983: 89). در مرحله شروع چرخه کالا، بنگاه نوآور که دارای مزیت تولید کالا و نیروی کار ماهر تحصیل­کرده می­باشد، با وجود سیستم حمل و نقل خوب و امکانات ارتباطی مناسب، کالا را به بازارهای بین‌المللی صادر می­کند و یک مزیت صادراتی برای کشورش به وجود می­آورد. در مرحله دوم چرخه کالا، دانش و صنعت تولید کالای جدید به مناطق پیرامون منتقل می­شود و شرکت­ها و کشورهایی از این صنعت استقبال می­کنند که اولاً بتوانند فناوری تولید کالای جدید را به آسانی به کار برند، و در ثانی از وفور نیروی کار ارزان و ماهر برخوردار باشند. به طوری که پذیرش فناوری جدید وارداتی بهره­وری را در بنگاه افزایش می­دهد و مزیت رقابتی بنگاه را تقویت می­کند (لال، 2002). مرحله سوم چرخه کالا، مرحله بلوغ چرخه کالا است که با استاندارد شدن کالا، کاهش سهم نیروی کار ماهر و تحصیل­کرده و رقابت قیمتی مشخص می­شود (ورنون[11]، 1966:        202‌-201). طبق نظریه­ چرخه کالا کسب مهارت در فناوری­های وارداتی آسان نیست و استفاده از دانش جدید به وسیله دیگران هزینه­هایی را برای آنها در بر خواهد داشت (سونسون[12]، 2008: 12). به عبارت دیگر، اثرات مثبت خارجی ایجاد شده از طریق جریان فناوری در سطح بین­المللی به میزان زیادی به توانایی کشور میزبان برای درک و استفاده از دانش خارجی بستگی دارد. چنین توانایی تابعی از سرمایه انسانی و سطح فناوری داخلی است (کوهن و لوینتال[13]، 1990: 129-128). نظریه‌های مرتبط با این موضوع به این نقطه توجه کرده­اند که یک کشور به دلیل دسترسی به دانش و فناوری در بخش تحقیق و توسعه مناطق دیگر جهان، می­تواند با ایجاد گشایش­هایی در تجارت خارجی، تأثیر قابل ملاحظه­ای بر رشد تولید و صادرات خود بگذارد (آوکاس[14]، 2007: 390-389). در واقع، تجارت با انتقال مجموعه دانش و فناوری موجود در جهان به کشور میزبان و شرکت­های آن، سرعت تغییرات فناورانه آن کشور را زیاد کرده و تغییرات فناوری به همراه سرمایه انسانی نیز بهره­وری، تولید و صادرات را تحت تأثیر قرار می­دهد (حسن[15]، 2000: 1).

 

3. پیشینه تجربی

در زمینه تأثیر واردات فناوری، به کارگیری دانش­آموختگان آموزش عالی و دیگر عوامل تأثیرگذار بر توسعه صادرات در داخل و خارج از کشور مطالعات متعددی صورت گرفته است که به اختصار در جدول (1) مرور می­شود.

 

جدول 1. مروری بر مطالعات قبلی در خصوص رابطه بین فناوری خارجی، شاغلان تحصیل­کرده دانشگاهی و صادرات

نویسنده (گان)

سال

کشور

خلاصه نتایج

ویگناراجا و آکیارا[16]

1999

کنیا و موریتانی

رابطه مثبت و معنا­دار بین صادرات و فناوری وجود دارد.

ویگناراجا[17]

2002

کنیا و موریتانی

رابطه مثبت و معنا­دار بین صادرات و فناوری به دست آمد.

آلوارز[18]

2002

شیلی

سرمایه انسانی، فناوری داخلی و خارجی دارای اثر مثبت و معنا‌دار بر روی صادرات کشور شیلی می‌باشند.

 

ادامه جدول 1. مروری بر مطالعات قبلی در خصوص رابطه بین فناوری خارجی، شاغلان تحصیل­کرده دانشگاهی و صادرات

نویسنده (گان)

سال

کشور

خلاصه نتایج

وان دیجک[19]

2002

اندونزی

فناوری و هزینه عوامل تولید دو متغیر مهم اثر­گذار بر صادرات این کشور می‌باشند.

ردول و تئو[20]

2003

استرالیا

انباشت دانش برای گسترش و توسعه صادرات استرالیا امری حیاتی به حساب می­آید.

مونتوبیو و رمپا[21]

2005

9 کشور

رابطه مثبتی بین واردات فناوری و عملکرد صادراتی در این کشورها وجود دارد.

بارل و پومرانز[22]

2007

20 کشور OECD

آزادی تجاری و پیشرفت فناوری به عنوان متغیرهای مهم و تأثیرگذار بر صادرات در این کشورها می­باشد.

مانچ و اسکاکسن[23]

2008

دانمارک

ارتباط مثبت بین صادرات و سطح آموزش وجود دارد.

وغیاتزاوغلو[24]

2009

29 کشور

هزینه­های تحقیق و توسعه و سرمایه انسانی دارای اثر مثبت و معنا­داری بر صادرات محصولات فناوری اطلاعات و ارتباطات در این کشورها است.

طیبی و توکلی

1379

ایران

متغیر واردات کالاهای واسطه­ای-سرمایه­ای در بلندمدت دارای تأثیر مثبت و معنا­دار بر صادرات صنعتی می­باشد.

طیبی و همکاران

1383

ایران

آموزش روی صادرات صنعتی تأثیر مثبت و معنا­دار دارد.

پورعبادالهان کویچ و همکاران

1388

ایران

سرمایه انسانی و ارزش افزوده صنعتی دارای تأثیر مثبت و معنا‌داری و تقاضای دارای تأثیر منفی و معنا­دار بر صادرات صنعتی محصولات شیمیایی و فلزات اساسی ایران می­باشد.

پورعبادالهان کویچ و همکاران

1391

ایران

سرمایه انسانی و ارزش افزوده صنعتی تاثیر مثبت و معنادار بر صادرات کالاهای صنعتی ایران داشته و تاثیر تقاضای داخلی کالاهای صنعتی منفی و معنادار بوده است. هم‌چنین نرخ ارز اسمی و رابطه مبادله به ترتیب دارای تاثیر مثبت و منفی بر صادرات کالاهای صنعتی بوده است.

منبع: یافته‌های تحقیق

 

با مرور مطالعات داخلی در این زمینه می­توان مشاهده کرد که مطالعات انجام شده در این زمینه به بررسی اثر هم­زمان به کارگیری دانش­آموختگان آموزش عالی و واردات فناوری بر صادرات صنعتی در سطح گروه‌های مختلف صنعتی، با شاخص­های مختلف مطالعه‌ای صورت نگرفته است. بنابراین برای پر کردن خلا موجود در این زمینه، مطالعه حاضر در سطح کدهای چهار رقمی و به روش داده‌های تابلویی انجام می‌شود.

 

4. معرفی الگوی تجربی تحقیق

در این بخش ابتدا مدل تجربی تحقیق معرفی و سپس متغیرهای تحقیق و منابع آماری آنها توضیح داده می­شود. فعالیت صادراتی یک بنگاه انفرادی می­تواند تحت تأثیر ترکیبی از عوامل اصلی در سطح صنعت و ویژگی­های بنگاه انفرادی قرار داشته باشد. عوامل اصلی همان عوامل تعیین‌کننده صادرات هستند که توسط مبانی نظری موضوع بیان می‌شوند و ویژگی­های خاص شرکت، عواملی از قبیل اندازه شرکت، عمر شرکت، سرمایه انسانی شرکت، بهره­وری عوامل تولید شرکت، سرمایه فیزیکی شرکت و ... را شامل می‌شود (بلینی و واکلین[25]، 1999). به طور کلی مطالعاتی که عملکرد صادرات را در سطح بنگاه در کشورهای در حال توسعه، به مانند شیلی (آلوارز[26]، 2002)، موریتانی (ویگناراجا[27]، 2002)، غنا (سارپونگ و ولف[28]، 2004) و اندونزی (وان دیجک[29]، 2002) بررسی کردند به این نتیجه رسیدند که بهره­وری، اندازه بنگاه، سرمایه انسانی، فناوری خارجی و سرمایه‌گذاری خارجی اثر مثبتی روی عملکرد صادراتی بنگاه­ها دارند. بر این اساس و نیز با توجه مطالعات تجربی صورت گرفته در این زمینه، مدل تجربی این تحقیق به صورت زیر معرفی می‌شود:

(1)                   

که در آن، اندیس­های i و t به ترتیب بیانگر زیر گروه صنعتی مواد غذایی و آشامیدنی و سال بوده و متغیرهای مورد استفاده و منبع آماری آنها به صورت زیر تعریف می­شوند:

: نشان­دهنده‌ی ارزش صادرات مواد غذایی و آشامیدنی کارگاه­های صنعتی ده نفر کارکن و بیش‌تر به میلیارد ریال و به قیمت ثابت سال 1376 (مرکز آمار ایران).

: شاخص به کارگیری دانش­آموختگان آموزش عالی در زیربخش­های صنعتی مواد غذایی و آشامیدنی کارگاه­های صنعتی ده نفر کارکن و بیشتر (مرکز آمار ایران). اشتغال نیروی کار دارای تحصیلات عالی به معنی استخدام نیروی کار با تخصص و با کیفیت بالاتر و به عبارت دیگر به معنی به کارگیری سرمایه انسانی می­باشد (سوری و مهرگان، 1386: 207). در این مطالعه سرمایه‌ی انسانی به طور خلاصه دانش نهادینه ­شده (به وسیله آموزش عالی) در انسان تعریف می­شود. شاخص­های مورد استفاده در این مطالعه برای متغیر به کارگیری دانش‌آموختگان آموزش عالی به قرار زیر می­باشند:

کل شاغلان با سطح تحصیلات عالی حداقل کاردانی در بخش­های تولیدی و غیرتولیدی[30](HD)

کل شاغلان با سطح تحصیلات عالی حداقل کارشناسی در بخش­های تولیدی و غیرتولیدی (HL)[31]

: شاخص واردات فناوری در زیربخش­های صنعتی مواد غذایی و آشامیدنی به میلیارد ریال و به قیمت ثابت سال 1376 (مرکز آمار ایران). فناوری در مفهوم عام دانش فنی افزایش تولید است که در ماشین متبلور می­شود. در حقیقت دانش فکری و یا سطح اندیشه­های فنی تخصصی نیروی انسانی را فناوری می­نامند (ابونوری، 1381: 55). به مجموع واردات سرمایه‌ای[32] و واسطه­ای[33]، واردات فناوری اطلاق می­شود (حسن[34]، 2002: 23 و هال و سکوبی[35]، 2006: 10). تحقیق و توسعه در کشورهای صنعتی همواره مورد توجه بوده و اهمیت آن پیوسته در حال فزونی است. با وجود این، بنگاه­های صنعتی کشورهای در حال توسعه قادر به سرمایه­گذاری بیش‌تر در تحقیق و توسعه نیستند، بنابراین در مراحل اولیه توسعه علاوه بر تحقیق و توسعه، واردات فناوری نیز می‌تواند یکی از عوامل مهم مؤثر بر صادرات صنعتی باشد.

: تولید مواد غذایی و آشامیدنی کارگاه­های صنعتی ده نفر کارکن و بیش‌تر به میلیارد ریال و به قیمت ثابت سال 1376 (مرکز آمار ایران). بر مبنای ادبیات موضوع، صادرات بنگاه تحت تأثیر ذخیره سرمایه ثابت بنگاه قرار می­گیرد، ولی از آنجا که موجودی سرمایه بخشی از ظرفیت تولیدی بنگاه­های اقتصادی را نشان می­دهد، در نتیجه فرض می­شود که تولید صنعتی به عنوان شاخص ذخیره سرمایه ثابت می‌تواند صادرات بنگاه را تحت تأثیر قرار دهد. از این رو، در مطالعات تجربی اغلب از تولید یا ارزش افزوده صنعتی به جای ذخیره سرمایه ثابت بنگاه به عنوان عامل مؤثر مثبت بر صادرات استفاده می‌کنند.[36]

: تقاضای داخلی مواد غذایی و آشامیدنی به میلیارد ریال و به قیمت ثابت سال 1376     (مرکز آمار ایران). مقدار تقاضای داخلی کالاهای صنعتی از کسر کردن مجموع ارزش صادرات کارگاه‌های صنعتی و تغییرات موجودی انبار از ارزش تولید کارگاه­های صنعتی به دست می­آید و با شاخص قیمت کالاها و خدمات مصرفی داخلی تعدیل شده است. به عبارت دیگر داریم:

 

(2)                                                                                   

که در آن  نشان­دهنده ارزش تولید،  بیانگر ارزش صادرات، نشان­دهنده‌ی ارزش تغییرات موجودی انبار و نشان­دهنده‌ی شاخص قیمت کالاها و خدمات مصرفی داخلی است. ورود متغیر تقاضای داخلی کالاهای صنعتی به این دلیل است که اغلب صنایع کشورهای در حال توسعه صادرکنندگان موقتی هستند که در مواقع فزونی عرضه، موقتاً به صادرات روی می­آورند (آلوارز، 2002). در نتیجه با توجه به این که صادرات مواد غذایی و آشامیدنی به عنوان پسماند تقاضای داخلی در اقتصاد ایران می‌باشد، می­توان تقاضای داخلی مواد غذایی و آشامیدنی را به عنوان جزء تعدیل­کننده‌ی  میزان عرضه صادرات این محصولات وارد الگو کرد.

: نرخ ارز واقعی (حساب­های ملی بانک مرکزی و سی­دی IFS سال 2009). نرخ ارز حقیقی است که به صورت حاصل­ضرب نرخ ارز اسمی در نسبت شاخص بهای کالاها و خدمات تولیدکننده کشور آمریکا به شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی داخلی محاسبه می­گردد:

(3)                                                                                        

که در آن  نشان­دهنده‌ی نرخ ارز اسمی،  بیانگر شاخص بهای کالاها و خدمات تولیدکننده کشور آمریکا و نشان­دهنده شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی داخلی است. بر طبق نظریه‌های مالیه بین­الملل، نرخ ارز یکی از متغیرهای تأثیرگذار بر روند صادرات یک کشوراست. چنانچه نرخ ارز افزایش یابد، به دلیل ارزان‌تر شدن کالاهای داخلی نسبت به کالاهای مشابه خارجی و افزایش قدرت رقابت­پذیری کالاهای داخلی، میزان صادرات افزایش می­یابد (اگرت و مورالس[37]، 2005: 4 و شاکری، 1389: 534).

: شاخص قیمت کالاهای (حساب­های ملی بانک مرکزی). بر مبنای ادبیات موضوعی و نظریه‌های مالیه بین­الملل، شاخص قیمت کالاهای صادراتی به عنوان یکی از متغیرهای تأثیرگذار بر صادرات معرفی شده است. به طوری که افزایش شاخص قیمت کالاهای صادراتی به معنی کاهش قدرت رقابتی کالاهای صادراتی و کاهش صادرات است (کازرونی و فشاری، 1387 و پورعبادالهان کویچ و همکاران، 1388).

 

5. یافته­های تجربی تحقیق

در تحقیق حاضر با توجه به مزایای روش داده­های تابلویی[38] و نوع اطلاعات مورد استفاده در این مطالعه، از روش داده­های تابلویی استفاده می­شود. قبل از ورود به بحث بررسی و تفسیر نتایج مدل ابتدا لازم است آزمون شود که آیا زیربخش­های صنعتی 23 گانه مورد بررسی همگن هستند یا خیر؟ در این آزمون، که به آزمون اثرات مقطعی معروف است و به وسیله آماره F صورت می­گیرد، فرضیه صفر دال بر همگن بودن صنایع مورد بررسی می‌باشد. با ملاحظه نتایج به دست آمده برای کلیه مدل‌های تخمین زده شده که در انتهای جدول (2) گزارش شده است، می­توان گفت که آماره­ آزمون F بیانگر استفاده از روش داده­های تابلویی به جای استفاده از روش حداقل مربعات معمولی است.

 

 

جدول 2. نتایج برآورد مدل به روش اثرات تصادفی

مدل (4)

مدل (3)

مدل (2)

مدل (1)

متغیر

-

-

*01/0

 (90/2)

-

-

*01/0

(86/2)

HD

*02/0

 (68/2)

-

-

*02/0

 (66/2)

-

-

HL

*05/0

 (35/3)

*05/0

 (45/3)

*05/0

 (38/3)

*05/0

 (47/3)

TIM

*20/0

 (44/11)

*20/0

 (55/11)

*20/0

 (37/11)

*20/0

 (47/11)

IP

*20/0-

 (46/12-)

*20/0-

 (61/12-)

*20/0-

 (40/12-)

*20/0-

(54/12-)

DD

**01/0

 (02/2)

**01/0

 (05/2)

**009/0

 (65/1)

***009/0

 (66/1)

RER

-

-

-

-

***88/5-

 (84/1-)

**13/6-

 (93/1-)

PEX

**15/0-

 (18/2-)

**16/0-

 (29/2-)

-

-

-

-

CPI

44/0

44/0

43/0

43/0

 

*06/25

*20/25

*81/24

*93/24

F(1)

184

184

184

184

تعداد مشاهدات

*72/24

*43/25

*07/25

*78/25

آماره­ی F(2)

00/0

00/0

00/0

00/0

آماره­ی هاسمن

منبع: یافته‌های تحقیق.

اعداد داخل پرانتز نشان­دهنده آماره t می­باشند.

*، ** و *** به ترتیب نشانگر معنا­داری در سطح 1، 5 و 10 درصد است.

(1) آماره آزمون معنا­دار بودن کلی رگرسیون. (2) آماره آزمون اثرات مقطعی.

 

در مرحله بعد باید از بین دو روش موجود برای تخمین داده­های تابلویی، روش اثرات ثابت[39]و روش اثرات تصادفی[40]، یکی انتخاب شود. برای این منظور از آماره آزمون هاسمن[41] استفاده می‌شود. نتایج آماره آزمون هاسمن ارایه شده در سطر آخر جدول (2) بیانگر عدم رد فرضیه صفر و در نتیجه انتخاب روش اثرات تصادفی برای کلیه مدل­ها می‌باشد. نتایج تخمین مدل با استفاده از دو شاخص‌ مختلف سرمایه انسانی در جدول­ (2) ارایه شده است.

در مدل­ (1) جدول (2) ملاحظه می­شود که نتایج به دست آمده دلالت بر آن دارند که تمامی ضرایب متغیرهای توضیحی مورد استفاده دارای علامت مطابق با انتظارات نظری می‌باشند و متغیرهای شاغلان آموزش عالی (شاغلان با سطح تحصیلات عالی حداقل کاردانی) و واردات فناوری در سطح یک درصد معنا­دار هستند. در مدل (2) جدول یاد شده متغیر به کارگیری شاغلان آموزش عالی به صورت شاغلان با سطح تحصیلات عالی حداقل کارشناسی تعریف شده است. همان طوری که از جدول (2) معلوم است، ضرایب متغیرهای توضیحی مورد استفاده دارای علامت مطابق با انتظارات نظری و معنا­دار هستند. هم‌چنین نتایج مدل­های (1 و 2) در جدول­ فوق نشان می­دهد که علامت ضرایب مربوطه به متغیرهای تولید صنعتی، تقاضای داخلی کالاهای صنعتی، نرخ ارز واقعی و شاخص قیمت کالاهای صادراتی با نظریات اقتصادی سازگار بوده و به لحاظ آماری معنا­دار می­باشند.

در مرحله بعد به منظور بررسی استحکام نتایج مدل­های (1 و2 )، متغیر شاخص قیمت کالاها و خدمات مصرفی داخلی (CPI) به جای متغیر شاخص قیمت کالاهای صادراتی وارد مدل می‌گردد و انتظار بر این است که این متغیر دارای تأثیر منفی بر صادرات زیربخش­های صنعتی مواد غذایی و آشامیدنی باشد. بر اساس نتایج به دست آمده در این جدول­ برای مدل‌های (3 و 4) ملاحظه می­شود که ضرایب مربوط به شاخص­های مورد استفاده برای به کارگیری شاغلان آموزش عالی دارای علامت مطابق انتظار مثبت بوده ولی از لحاظ آماری در سطح 1 درصد معنا­دار است. هم‌چنین شاخص مورد استفاده برای واردات فناوری دارای علامت مطابق انتظار مثبت بوده و از لحاظ آماری در سطح 1 درصد معنا­دار است. هم‌خوانی این نتایج با نتایج نشان داده شده در مدل‌های 1 و 2، بیانگر استحکام نتایج مبنی بر نقش و اهمیت به کارگیری شاغلان آموزش عالی و واردات فناوری بر صادرات زیربخش­های صنعتی مواد غذایی و آشامیدنی کشور می­باشد. هم‌چنین در هر یک از مدل­های 3 و 4 شاخص قیمت کالاها و خدمات مصرفی داخلی تأثیر منفی و معنا­دار بر صادرات صنعتی مواد غذایی و آشامیدنی داشته است. علامت بقیه متغیرهای مدل نیز مطابق انتظار بوده و معناداری و مقدار ضرایب آنها تقریباً همانند مدل­های 1 و 2 می­باشد.

طبق نتایج کسب شده ضریب بالای به کارگیری شاغلان آموزش عالی در مدل­های 2 و 4 در مقایسه با مدل­های 1 و 3، نشانگر تأثیرپذیری بیش‌تر صادرات کالاهای صنعتی مواد غذایی و آشامیدنی نسبت به افزایش سطح تحصیلات عالی است. این نتیجه، اهمیت و نقش معنا­دار نیروی کار متخصص با تحصیلات عالی (لیسانس، فوق لیسانس و دکتری) در صنعت مواد غذایی و آشامیدنی را به وضوح نشان می­دهد، زیرا در فرایند صادرات صنعتی مواد غذایی و آشامیدنی وجود دانش­آموختگان آموزش عالی با کیفیت بالا می­تواند از طریق ابتکارات، خلاقیت و جذب فناوری برتر وارداتی در توسعه صادرات صنعتی مواد غذایی و آشامیدنی نقش تعیین­کننده ایفا نماید (با نتایج مطالعات پورعبادالهان کویچ و همکاران، 1388 و 1390 سازگار است).

اثر مثبت به‌کارگیری دانش­آموختگان آموزش عالی و واردات فناوری بر صادرات زیربخش‌های صنعتی مواد غذایی و آشامیدنی در تخمین­های فوق را می‌توان این‌گونه تحلیل کرد که دانش‌آموختگان آموزش عالی و واردات فناوری اغلب شرایط نوآوری، ارتقاء بهره­وری نیروی انسانی و کاهش هزینه­های تولید را فراهم می­سازد و از این طریق می­تواند منجر به ارتقای کیفیت نهاده­های تولید و رشد صادرات صنعتی مواد غذایی و آشامیدنی شوند. یافته‌های تجربی این تحقیق با نتایج مطالعات مونتوبیو و رمپا (2005)، آلوارز (2002)، وغیاتزاوغلو (2009)، چوانگ (2000)، طیبی و توکلی (1379)، طیبی و همکاران (1383) و پورعبادالهان کویچ و همکاران (1388 و 1390) سازگار می­باشد.

هم‌چنین بر اساس نتایج به دست آمده می­توان گفت که با افزایش تولید صنعتی مواد غذایی و آشامیدنی، صادرات زیربخش­های صنعتی مواد غذایی و آشامیدنی به طور معنا­داری افزایش داشته است و کاهش تقاضای داخلی مواد غذایی و آشامیدنی نیز بر عرضه صادرات زیربخش‌های صنعتی مواد غذایی و آشامیدنی تأثیر مثبت داشته است. این یافته­ها نیز با مبانی نظری و مطالعات تجربی انجام گرفته در این زمینه هم‌چون تاریکو مجید و احمد (2006) و پورعبادالهان کویچ و همکاران (1388 و 1390) سازگار می­باشد. با افزایش تولید صنعتی و در نتیجه افزایش سودآوری بنگاه­ها، انگیزه تولیدکنندگان کارگاه­ها به تولید و صادرات کالاها و خدمات افزایش می­یابد. ضریب منفی تقاضای داخلی نیز ماهیت مصرفی بودن مواد غذایی و آشامیدنی را مشخص می­کند، زیرا رشد تقاضای داخلی به نوعی محدودیت برای صادرات مواد غذایی و آشامیدنی تلقی شده و با افزایش آن میزان صادرات زیربخش­های صنعتی مواد غذایی و آشامیدنی کاهش می­یابد.

در مورد اثر متغیر نرخ ارز واقعی بر صادرات مواد غذایی و آشامیدنی نیز می­توان استدلال کرد که با افزایش نرخ ارز اصولاً قدرت رقابت­پذیری کالاها و خدمات داخلی افزوده شده و به تبع آن صادرات این گونه محصولات افزایش می­یابد. در مورد اثر متغیر شاخص قیمت کالاهای صادراتی بر صادرات کالاهای صنعتی نیز می­توان استدلال کرد که با افزایش شاخص قیمت کالاهای صادراتی، قدرت رقابت­پذیری کالاها و خدمات داخلی و به ویژه محصولات صنعتی کاسته شده و به تبع آن صادرات کالاهای صنعتی مواد غذایی و آشامیدنی کاهش می‌یابد. به عبارت دیگر، کاهش قیمت کالاهای صادراتی به منزله ارزان­تر شدن قیمت نسبی کالاهای صادراتی در مقایسه با کالاهای مشابه خارجی بوده و از این رو، صادرات حقیقی افزایش می­یابد.

 

 

6.‌ نتیجه­گیری و پیشنهادها

با توجه به معضل بیکاری و سهم عمده صنعت مواد غذایی و آشامیدنی در ایجاد اشتغال­ در کشور و سهم عمده صادرات صنعت مواد غذایی و آشامیدنی در سبد صادرات کالاهای صنعتی، هدف اصلی این تحقیق شناخت عوامل مؤثر بر صادرات مواد غذایی و آشامیدنی با تأکید بر نقش دانش‌آموختگان آموزش عالی و واردات فناوری در صنایع ده نفر کارکن و بیش‌تر ایران، با استفاده از داده­های تابلویی، طی دوره‌ی زمانی 86-1379 بوده است. نتایج به دست آمده در حالت کلی دلالت بر این دارد که به دانش­آموختگان آموزش عالی و واردات فناوری بر عرضه صادرات مواد غذایی و آشامیدنی تأثیر مثبت و معنا­دار دارند. به عبارت دیگر، یافته‌های تجربی تحقیق بیانگر آن است که برای دست‌یابی به توسعه صادرات مواد غذایی و آشامیدنی، و از طریق آن رشد اقتصادی بیش‌تر، توجه به سرمایه­گذاری مناسب در نیروی انسانی و تسهیل واردات فناوری یک ضرورت جدی است. زیرا سرمایه­گذاری در نیروی انسانی و ورود فناوری برتر خارجی زمینه بهبود بهره‌وری عوامل تولید را فراهم می­آورد و موجب افزایش کمی و کیفی تولیدات زیربخش­های صنعتی مواد غذایی و آشامیدنی می­گردد. کمیت و کیفیت برتر تولیدات نیز منجر به ایجاد مزیت نسبی در گروه­ کالاهای صادراتی شده و زمینه رقابت در بازارهای جهانی را فراهم می­آورد. با توجه به نوسانات شدید قیمت نفت و اثرات زیانبار اقتصادی آن از یک سو و پایان­پذیر بودن منابع نفتی از سوی دیگر، توصیه می‌شود که به منظور کاهش هرچه بیشتر وابستگی به درآمدهای حاصل از صادرات نفت و حرکت به سمت رشد صادرات غیرنفتی جهت تأمین نیازهای ارزی کشور، ضروری است از طریق گسترش کمی و کیفی آموزش عالی زمینه­های ایجاد خلاقیت و مهارت نیروی انسانی فراهم آید و دولت تعامل با اقتصاد جهانی را هدف گذاری کند و با اتخاذ سیاست‌های مناسب در جهت رفع تحریم­های اعمال شده علیه کشور برآید، زیرا  برقراری تعامل با اقتصاد جهانی و رفع تحریم­های اعمال شده علیه ایران، از طریق تسهیل در واردات فناوری سبب افزایش هر چه بیشتر صادرات مواد غذایی و آشامیدنی می­گردد.



[1] کشورهای در حال توسعه با توجه به شرایط خاص خود نیازمند واردات فناوری خارجی می­باشند (شاکری، 1389). بدین منظور، واردات کالاهای سرمایه­ای- واسطه­ای در این کشورها می­تواند خلأ تحقیق و توسعه داخلی بنگاه­ها را پر نماید.

[2] Kondo

[3] برای مثال می‌توان به مطالعات فتحی (1381) و نیکو­اقبال و ولی­بیگی (1386) اشاره کرد که در مطالعات خود نشان داده‌اند که کشور در صادرات برخی از زیربخش­های صنعتی مواد غذایی و آشامیدنی از مزیت نسبی برخوردار است.

[4] International Standard Industrial Classification                                                                                                  

[5]Konya

[6]Autor et al.

[7]Young

[8]Dulleck and Foster

[9]Product Cycle

[10] Lutz and Green

[11]Vernon

[12] Svensson

[13]Cohen and Levinthal

[14]Awokus

[15]  Hasan

[16] Wignaraja and Ikiara

[17] Wignaraja

[18] Alvarez

[19] Van Dijk

[20] Rodwell and Teo

[21] Montobbio and Rampa

[22] Barrell and Pomeranz

[23] Munch and  Skaksen

[24] Vogiatzoglou

[25] Bleaney and Wakelin

[26]Alvarez

[27]Wignaraja

[28] Sarpong and Wolf

[29] Van Dijk

 [30]مجموع کل شاغلانی که دارای مدرک فوق دیپلم، لیسانس، فوق­ لیسانس و یا دکترا هستند و در بخش­های تولیدی و غیرتولیدی مشغول فعالیت می­باشند.

[31] به عنوان نمونه Gerdne (2005) در مطالعه خود از شاغلان با حداقل سه سال تحصیلات عالی، طیبی و اربابیان (1382) در مطالعه خود از شاغلان با حداقل دو سال تحصیلات عالی و پورعبادالهان کویچ و همکاران (1388) در مطالعه خود از شاغلان با حداقل دو سال، شاغلان با حداقل چهار سال و شاغلان با حداقل شش سال تحصیلات عالی به عنوان شاخص سرمایه انسانی استفاده کرده­اند.

[32]منظور ارزش اموال سرمایه­ای است که به­صورت نو یا مستعمل از خارجیان خریداری می­شود (مرکز آمار ایران).

[33] عبارت است از مواد خام یا کالاهای نیمه­ساخته­ای که به منظور به کارگیری در عملیات تولید کالا (تکمیل، تغییر شکل و مونتاژ)، از خارج کشور وارد می­شوند (مرکز آمار ایران).

[34]Hasan

[35]Hall and Scobie

[36]برای تایید مطلب فوق می‌توان به منابع زیر اشاره کرد:  Khan and Knight (1988)، Tariq Majeed and Ahman  (2006)،  Vogiatzoglou (2009)، نوفرستی و عرب­مازار (1373)، طیبی و مصری­نژاد (1381) و پورعبادالهان کویچ و همکاران (1388).

[37] Egert and Morales

[38] برای مطالعه‌ی مزایای روش داده­های تابلویی به منبع (Baltagi, 2005: 4-7) مراجعه شود.

[39] Fixed Effects

[40] Random Effects

[41] Hausman Test

منابع

-         ابونوری، عباسعلی (1381). اقتصاد خرد. انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی،تهران.

-         برانسون، ویلیام اچ. (1385). تئوری­ و سیاست­های اقتصاد کلان. ترجمه: عباس شاکری، نشر نی، تهران.

-         برقندان ابولقاسم، برقندان کامران، ستوده نیاکرانی سلمان، پازند مجید(1389). اثر سرمایه انسانی بر رشد اقتصادی. مدلسازی اقتصادی، 4(2): 39-56.

-         پورعبادالهان، محسن، اصغرپور، حسین، فلاحی، فیروز، عبدی، حسن (1388).نقش سرمایه انسانی در صادرات زیربخش­های صنعتی محصولات شیمیایی و فلزات اساسی ایران. مجله سیاست‌گذاری اقتصادی، 2(1): 122-99.

-         پورعبادالهان، محسن، اصغرپور، حسین، فلاحی، فیروز، عبدی، حسن (1390). اثر انباشت سرمایه انسانی روی صادرات صنعتی استان­های کشور. سیاست­های اقتصادی (نامه مفید)، 2(7): 130-111.

-         پورعبادالهان، محسن، اصغرپور، حسین، فلاحی، فیروز، عبدی، حسن(1391). اثر سرمایه انسانیبر صادرات کالاهای صنعتی در ایران. نشریه اقتصاد پولی- مالی، 19(3): 189-216.

-         تقوی، مهدی، محمدی، حسین (1385). تاثیر سرمایه انسانی بر رشد اقتصادی در ایران. پژوهش‌های اقتصادی ایران، 6(3): 44-15.

-         سوری، علی و مهرگان، نادر (1386). نقش سرمایه اجتماعی در تشکیل سرمایه انسانی. فصلنامه پژوهشنامه بازرگانی، 11(42): 219-207.

-         شاکری، عباس (1389). نظریه­ها و سیاست­های اقتصاد کلان. انتشارات پارس نویسا، تهران.

-         طیبی، سید کمیل، اربابیان، شیرین (1382). اثر بلندمدت و کوتاه مدت آموزش عالی بر عرضه صادرات صنعتی ایران. فصلنامه پژوهش­های اقتصادی ایران، 5(16): 22-1.

-         طیبی، سید کمیل و مصری­نژاد، شیرین (1381). بررسی رابطه تعاملی کوتاه­مدت و بلندمدت تورم و عرضه صادرات غیرنفتی در ایران.مجله تحقیقات اقتصادی، 61: 22-1.

-         طیبی، کمیل و توکلی، اکبر (1379). یک چارچوب تحلیلی از تعامل بین واردات واسطه­ای–سرمایه­ای و صادرات غیرنفتی در بخش صنعتی اقتصاد ایران (1376-1340). پژوهشنامه بازرگانی، (15): 24-1.

-         طیبی، کمیل، عمادزاده، مصطفی، اربابیان، شیرین (1383). اثرات ارتقاء آموزش عالی بر عرضه صادرات صنعتی در ایران (1378-1345). مجله تحقیقات اقتصادی، 64: 54-29.

-         فتحی، یحیی (1381). تجزیه و تحلیل مزیت نسبی صادراتی گروههای مختلف صنایع غذایی ایران. اقتصاد کشاورزی و توسعه10(38): 152-129.

-         -کازرونی، علیرضا،  فشاری، مجید (1387). تأثیر شاخص‌های رقابتی قیمتی و غیرقیمتی بر صادرات زیربخش‌های صنعتی ایران (1382-1377). فصلنامه بررسی‌های اقتصادی، 1(5): 46-27.

-         مرکز آمار ایران (1386-1379). نتایج آمارگیری از کارگاه­های صنعتی ده  نفر کارکن و بیشتر. سایت مرکز آمار ایران.

-          نوفرستی، محمد، عرب­مازار، عباس  (1373). یک الگوی اقتصادسنجی کلان برای اقتصاد ایران. فصلنامه پژوهش­ها و سیاست­های اقتصادی، 1(2): 39-5.

-         نیکواقبال، علی اکبر، حسن ولی­بیگی (1386). رقابت­پذیری صنایع ایران در روند الحاق به سازمان تجارت جهانی، تحقیقات اقتصادی، 79: 211-193.

-         Alvarez, R. (2002). Determinants of firm export performance in less developed country. Estudies de Economia, 29: 53-78.

-         Autor, D., et al. (1997). Computing inequality: Have computers changed the labor market? NBER Working Paper, no. 59, 56.

-         Awokuse, T. O. (2007). Causality between exports, imports, and economic growth: Evidence from transition economies. Economic Letters, 94(3): 389-395. 

-         Baltagi, B. (2005). Econometrics analysis of panel data. Third Edition, John Wily and sons Ltd, USA.

-         Barrell R., & Pomerantz, O. (2007). Globalization and technology intensity as determinants of exports. ESRC MMF workshop in trinity college, Cambridge.

-         Bleany, M., & Wakelin, K. (1999). Sect oral and firm-specific determinants of export performance: Evidence from the United Kingdom. Centre for Research on Globalization and Labor Markets Research Paper, 99/12.

-         Cohen, W.M., & Levinthal, D.A. (1990). Absorptive capacity: A new perspective on learning and innovation. Administrative Science Quarterly, 35(1): 128-152.

-         Dulleck, U., & Foster, N. (2008). Imported equipment, human capital and economic growth in developing countries. Economic Analysis & Policy, 38(2): 233-250.

-         Egert, B., & Morales, A. (2005). Exchange rate regimes, foreign exchange rate volatility and export performance in central and eastern europe. BOFIT Discussion Papers: 1-37.

-         Gerdne, Th. (2005). The importance of human capital in export performance. Jonkoping International Business School, Jonkoping University.

-         Hall, J., & Scobie, G.M. (2006). The role of r&d in productivity growth: The Case of Agriculture in New Zealand: 1927 to 2001. New Zealand Treasury Working Paper, no. 06/01.

-         Hasan, R. (2000). The Impact of imported and domestic technologies productivity: Evidence from Indian manufacturing firms. EAST-WEST CENTER WORKING PAPERS, No. 6.

-         Hasan, R. (2002). The impact of imported and domestic technologies on the productivity of firms: Panel data evidence from indian manufacturing firms. Journal of Development Economics, 69: 23-49.

-         Khan, M.S., & Knight, M.D. (1988). Import compression and export performance in developing countries. ReKINview of Economics and Statistics, 70: 315-321.

-         Konya, L. (2006). Exports and growth: Granger causality analysis on oecd countries a panel data approach. Economic Modeling, 23: 978-992.

-         Kondo, M. (2001). Technology acquisition and mastering for development, UNIDO Industrial development forum (General Conference of UNIDO), Ninth‌Session-Vienna.

-         Lal, K. (2002). E-business and export behavior: Evidence from Indian firms. Discussion Paper No, 2002/68.

-         -Lutz. J.M., & Green, R.T. (1983). The product life cycle and export position of the united states. Journal of International Business Studies, 14(3): 77-93.

-         Montobbio, F., & Rampa, F. (2005). The impact of technology and structural change in export performance in developing countries. World Development, 33(4): 527-547.

-         Munch, R.J., & Skaksen, R.J. (2008). Human capital and wage in exporting firms. Journal of International Economics, 75: 363-372.

-         -Rodwell, J.J., & Teo, S.T.T. (2003). The need to accumulate human capital across levels of export intensity: Activating resources that are increasingly difficult to mobilize. Research and Practice in Human Resource Management, 11(2): 17-31.

-         Sarpong, D., & Wolf, S. (2004). Export performance and investment behavior of firms in ghana. A Paper Presented at the ISSER/Cornell University Conference on Ghana's Economy at the Half Century.

-         Svensson, R. (2008). Growth through research and development-what does the research literature say?.VINNOVA-Swedish Governmental Agency for Innovation Systems.

-         Tariq Majeed, M., & Ahmad, E. (2006). Determinants of export in developing countries. The Pakistan Review, 45(4):1265-1276.

-         Van Dijk, M. (2002). The determinants of export performance in developing countries: The case of indonesian manufacturing.Eindhoven Centre for Innovation Studies Working Paper, 02/01.

-         Vernon, R. (1966). International trade in the product cycle. Quarterly Journal of Economics, 80(2): 190-207.

-         Vogiatzoglou, K. (2009). Determinants of export specialization in ICT products: A cross analysis, International Network for Economic Research, Working Paper, 2009.3.

-         Wignaraja, G., & Ikiara, G. (1999). Adjustment, technological capabilities and entreprise dynamics in kenya, in S Lall (ed), The technological response to import liberalization in Subsahran Africa. London Macmillan Press Ltd: 57-111.

-         Wignaraja, G. (2002). Firm size, technological capabilities and market-oriented policies in mauritius.Oxford Development Studies, 30(1).

-         Young, A. (1995). Invention and bounded learning by doing. Journal of Political Economy, 101: 442-473.