ارزیابی احتمال بقا و ریسک نظام‌های ارزی در اقتصادهای با نظام پولی لنگرگاه ارزی و هدف‌گذاری تورمی(رهیافت مدل‌های دوره‌ای)

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استاد دانشگاه تبریز

2 دانشیار دانشگاه تبریز

3 استادیار گروه اقتصاد دانشگاه علوم اقتصادی

چکیده

هدف اصلی این مقاله بررسی اعتبار نظام‌های ارزی اتخاذ شده در دو دسته از کشورهای با نظام پولی لنگرگاه ارزی و هدف‌گذاری تورمی طی سال‌های 2010-1999 می‌باشد. برای این منظور دو نظام ارزی تثبیت شده و شناور به عنوان نظام‌های ارزی مشترک در دو گروه از کشورها در نظر گرفته شده و با      بهره‌گیری از مدل‌های دوره‌ای، احتمال بقا و ریسک هر یک از نظام‌های ارزی محاسبه شده است.  نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که نظام ارزی شناور در مقایسه با نظام ارزی تثبیت شده در هر دو گروه از کشورهای مورد مطالعه، ریسک کم‌تر و احتمال بقای بیش‌تری بوده و میزان احتمال بقا برای نظام ارزی شناور در کشورهای گروه دوم (کشورهای با نظام پولی هدف‌گذاری تورمی) نسبت به کشورهای با نظام پولی لنگرگاه ارزی بیشتر می‌باشد.

کلیدواژه‌ها


  1. مقدمه

موضوع انتخاب نظام ارزی مناسب برای کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته یکی از مباحث مهم در ادبیات مالیه بین­الملل می­باشد. در این راستا آنچه که امروزه در مطالعه نظام‌های ارزی مورد توجه اقتصاددانان قرار گرفته، این است که نظام ارزی میانی[1] (شناور مدیریت شده) نمی­تواند برای مدت زمان طولانی توسط کشورها مورد استفاده قرار گرفته و لازم است کشورها به منظور کسب اعتبار سیاست­گذاری[2]، نظام ارزی کاملاً  ثابت و یا شناور را اجرا نمایند.

     در زمینه انتخاب بهینه هر یک از نظام­های ارزی، در ادبیات مالیه بین­الملل به صورت کلی سه رهیافت مطرح می­باشد. رهیافت اول مبتنی بر نظریه ناحیه بهینه پولی[3] بوده و به رویکرد ساختاری[4] معروف است. در این روش که توسط فیشر[5] (1977)، فرانکل و آیزنمن[6] (1982) مطرح شده است، ماهیت و اندازه شوک­های وارده به اقتصاد (شوک­های اسمی و حقیقی) و هم‌چنین ساختار اقتصاد کشور تعیین کننده نظام ارزی بهینه می­باشد. به عبارت دیگر در این روش، اگر شوک‌های وارده به متغیرهای کلان اقتصادی، شوک‌های حقیقی (شوک‌های طرف عرضه) باشد، در آن صورت تعدیل نرخ ارز اجتناب ناپذیر بوده و نظام ارزی شناور به عنوان نظام بهینه انتخاب می­شود. اما در شرایطی که اقتصاد داخل با شوک‌های اسمی مواجه شود، نظام ارزی بهینه، نظام ارزی تثبیت شده خواهد بود. رویکرد دوم، رابطه جانشینی بین معتبر بودن و انعطاف­پذیری نظام­های ارزی را در نظر گرفته و فرض می­کند مراجع پولی کشورها با حداکثر کردن تابع مطلوبیت و یا با حداقل نمودن تابع زیان اجتماعی ، نظام ارزی بهینه را انتخاب می‌کنند. به بیان دیگر در این رهیافت، انتخاب نظام ارزی بهینه بر اساس زیان انتظاری نظام‌های ارزی تثبیت شده و شناور صورت می­گیرد[7]. رهیافت سوم در خصوص انتخاب بهینه نظام­های ارزی، رهیافت دو قطبی[8] (روش گوشه­ای) است که توسط ایچنگرین[9] (1994)، آبستفلد و روگوف[10] (1995) بیان شده است. در این روش، کشورهایی که از تحرک سرمایه بالاتر برخوردار نیستند، مجبور به انتخاب یکی از نظام­های ارزی تثبیت شده و یا شناور مستقل بوده و نظام ارزی میانی (شناور مدیریت شده) نمی­تواند نظام ارزی بهینه برای این قبیل کشورها تلقی شود.

     مطالعات تجربی انتخاب نظام­های ارزی بهینه در کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته نشان می­دهد که با توجه به ویژگی­های اقتصادی و ساختاری کشورها در برخی کشورها، نظام ارزی تثبیت شده نظام ارزی بهینه بوده و در بعضی دیگر، نظام ارزی شناور مستقل نظام بهینه می­باشد. از آنجا که در زمینه ارزیابی احتمال بقا و ریسک هر یک از نظام­های ارزی به صورت بین کشوری و بر اساس نظام­های پولی مطالعه­ای صورت نگرفته است، لذا به منظور جبران خلاء مطالعاتی، در این مقاله سعی می­شود با استفاده از مدل­های دوره­ای به ارزیابی احتمال بقا و ریسک نظام­های ارزی تثبیت شده و شناور در دو گروه از کشورهای مبتنی بر نظام پولی لنگرگاه ارزی[11] و هدف­گذاری تورم[12]طی سال‌های 2010-1999[13] پرداخته شود. منطق انتخاب این گروه از کشورها این است که بر اساس تقسیم­بندی صندوق بین­المللی پول (2009)، کشورهای با نظام پولی لنگرگاه ارزی[14]، عمدتا نظام نرخ ارز تثبیت شده[15] را در سال‌های اخیر به مورد اجرا گذاشته­اند. در حالی که برای گروه کشورهای مبتنی بر نظام پولی هدف­گذاری تورم[16]، عمدتاً نظام ارزی اجرا شده در دوره‌ی زمانی مورد مطالعه نظام نرخ ارز شناور مستقل یا شناور مدیریت شده بوده است.

در ادامه، مقاله به صورت زیر سازماندهی شده است:

      در بخش دوم به مبانی نظری موضوع در چارچوب مدل­های دوره­ای پرداخته شده و در قسمت سوم مطالعات تجربی تحقیق ارایه می­شود. در بخش چهارم نتایج تجربی تحقیق ارایه شده و در قسمت پنجم به جمع­بندی و نتیجه­گیری پرداخته می­شود.

  1. مبانی نظری موضوع

در این بخش به صورت اجمال به معرفی مدل­های دوره­ای به عنوان یکی از روش­های مناسب برای ارزیابی احتمال بقا و ریسک نظام­های ارزی پرداخته می­شود.

    در مدل­های دوره­ای، چگونگی احتمال وقوع یک رویداد نظیر نظام ارزی مدل‌سازی می­شود. بنابراین اگر T، معرف متغیر تصادفی غیر منفی بوده ( ) و بیانگر زمان وقوع یک رویداد باشد، در آن صورت، متغیر T دارای تابع چگالی احتمال  و تابع توزیع تجمعی  بوده و تابع توزیع تجمعی برابر با  خواهد بود. در این تابع،  بیانگر احتمال عدم موفقیت یک رویداد در زمان کوچکتر و یا مساوی t می­باشد. در تجزیه و تحلیل مدل‌های دوره­ای از توابع بقا[17] و تابع ریسک[18] برای بررسی احتمال موفقیت و یا عدم موفقیت یک رویداد استفاده می­شود. از این‌رو تابع بقا که مکمل تابع  است به صورت:

 

 

می­باشد. در این تابع، S(t) نشان دهنده‌ی احتمال بقای رویداد در دوره زمانی بزرگتر از t است. تابع ریسک نیز که به صورت h(t) تعریف می­شود مبین احتمال عدم موفقیت یک رویداد در زمان t     یا احتمال وقوع رخداد در زمان t بوده مشروط بر این که آن رویداد تا زمان بزرگ‌تر و مساوی t دارای بقا می­باشد. بنابراین می­توان تابع ریسک را به صورت زیر بیان کرد:

   (1)                                             

درتابع فوق،  تابع چگالی احتمال بوده که برابر با مشتق تابع توزیع تجمعی  می­باشد. لذا . در این تحقیق به منظور ارزیابی احتمال بقا و ریسک ترتیبات ارزی اتخاذ شده توسط کشورها، دو نظام ارزی نرخ ارز تثبیت شده و شناور مستقل انتخاب شده و از روش‌های کاپلان- میر[19] و روش کاکس[20] به عنوان روش­های مناسب برای مدل‌های دوره­ای استفاده می­شود.

     روش کاپلان- میر برای برآورد تابع بقا و استمرار نظام ارزی مورد استفاده قرار گرفته و از مدل کاکس جهت برآورد تابع ریسک استفاده می­شود. در روش کاپلان- میر، احتمال بقای هر یک از نظام­های ارزی در طی زمان تعیین گریده و هر نظام ارزی که دارای بیشترین میزان احتمال بقا باشد، نظام ارزی معتبر و مناسبی خواهد بود.

      روش کاپلان- میر تخمین ناپارامتریک تابع احتمال بقای رویداد S(t) به وسیله روش حداکثر راست‌نمایی بوده که توسط فرمول زیر محاسبه می­شود:

(2)                                                                                    

در فرمول فوق، ni تعداد مشاهداتی است که تا قبل از دوره ti یا دوره وقوع رویداد مورد نظر دارای بقا بوده و di بیانگر تعداد مشاهداتی است که در زمان ti دارای بقا نمی­باشند. به عبارت دیگر بر مبنای هدف این مطالعه، می­توان استنباط نمود که niدوره یا مدت زمانی است که کشورهای مورد مطالعه تا قبل از دوره مشخصی مانند ti، در آن نظام ارزی معین قرار داشته و di، مدت زمانی است که کشورها در زمان ti دارای بقا در آن نظام ارزی نبوده و به نظام ارزی دیگری منتقل می­شوند[21].

     در مدل کاکس که یکی از مدل­های ریسک تناسبی[22] است، برای ارزیابی میزان ریسک هر یک از نظام­های ارزی در طول زمان استفاده شده و به صورت زیر بیان می­شود:

 (3)                                                                            

      در تابع فوق، ، نرخ ریسک اولیه و X، شامل برداری از متغیرهای توضیحی است که معتبر بودن نظام ارزی را تحت تأثیر قرار می­دهد. در این مطالعه با توجه به هدف مورد بررسی،h بیانگر ریسک یا مخاطره وقوع یک رویداد بوده که در این مطالعه قرار گرفتن در محیط تورمی بالا[23] به عنوان ریسک در نظر گرفته شده است. علاوه بر این، Xنیز دربرگیرنده نظام ارزی یا ترتیبات ارزی اتخاذ شده توسط کشورها می­باشد. برای مثال اگر برای نظام ارزی شناور X=0 و برای نظام ارزی شناور مدیریت شده X=1 را داشته باشیم، در آن صورت بر اساس مدل کاکس نرخ ریسک برای دو نظام ارزی به صورت زیر محاسبه خواهد شد:

 

(4)                                                                                                                  

 

درعبارت فوق، نرخ ریسک مستقل از زمان بوده و مقدار آن می­تواند بزرگ‌تر از یک، کوچک‌تر از یک و یا مساوی یک باشد. اگر نرخ ریسک بزرگ‌تر از یک باشد بیانگر میزان ریسک بالای نظام ارزی شناور مدیریت شده در مقایسه با نظام ارزی شناور مستقل می­باشد (سینق و مودخوپایای[24]، 2011: 104-108).

شایان ذکر است که در رابطه (4)، مقدار اولیه ریسک یا مخاطره در مدل­های تناسبی ریسک مانند مدل کاکس به عدد یک نرمال می­شود.

  1. پیشینه تحقیق

در این بخش به مهم‌ترین مطالعات انجام شده در این راستا پرداخته می­شود.[25]  کامپوس و همکاران[26] (2006) به بررسی معتبر بودن نظام­های ارزی اتخاذ شده در ونزوئلا طی سال‌های 2002-1996 می­پردازند. یافته­های این مطالعه بیانگر این است که نظام ارزی شناور مدیریت شده در دوره مورد بررسی یک نظام ارزی بهینه می­باشد. کیماکووا[27](2008) به بررسی معتبر بودن نظام­های ارزی اتخاذ شده در کانادا طی سال‌های 2005-1995 می­پردازد. وی در این مطالعه نتیجه می­گیرد که نظام ارزی شناور مدیریت شده نظام ارزی معتبری محسوب گردیده و می­تواند انضباط مالی را برای دولت به همراه داشته باشد. کالدرون و هبل[28] (2008) با استفاده از رهیافت داده­های تابلویی به ارزیابی اعتبار هر یک از نظام­های ارزی اتخاذ شده در 110 کشور در حال توسعه و توسعه یافته طی سال‌های 2005-1975 پرداخته و نتیجه­گیری می­کنند کشورهایی که از درجه بازبودن اقتصادی پایین­تری برخوردارند، نظام ارزی تثبیت شده در این قبیل کشورها نظام ارزی بهینه بوده و در کشورهایی که دارای بازاهای پولی و مالی توسعه یافته­ای می­باشند، نظام ارزی شناور مستقل به عنوان نظام ارزی بهینه انتخاب می­شود. سوا[29] (2009) در مطالعه خود با استفاده از مدل­های دوره­ای به ارزیابی احتمال بقا و ریسک نظام­های ارزی اتخاذ شده در کشورهای در حال توسعه و با نظام ارزی مختلف طی سال‌های 2005-1980 پرداخته و به این نتیجه می­رسد که نظام ارزی شناور مدیریت شده در این گروه از کشورها دارای احتمال بقای بیشتر و ریسک کمتر می­باشد.  اوچن[30] (2013) با بهره­گیری از رهیافت داده­های تابلویی در زمینه ارزیابی معتبر بودن نظام­های ارزی در دو گروه از کشورهای با نظام ارزی تثبیت شده و شناور مستقل طی سال‌های 2008-1990 به این نتیجه می‌رسد که در کشورهای با درجه بازبودن اقتصاد پایین، نظام ارزی تثبیت شده و در کشورهایی که نظام پولی مبتنی بر هدف­گذاری تورمی را تجربه نموده­اند، نظام ارزی شناور مستقل به عنوان نظام ارزی بهینه و معتبر محسوب می­شود.

  1. نتایج تجربی

از آنجا که در این مطالعه کشورهای با نظام پولی لنگرگاه ارزی بر اساس تقسیم­بندی صندوق بین‌المللی پول (2009)  دارای نظام ارزی شناور آزاد یا مستقل نبوده و صرفاً دو نظام ارزی تثبیت شده و شناور مدیریت شده را در طول سال‌های (2010-1999) اتخاذ نموده­اند، لذا به منظور مقایسه مناسب نتایج مربوط به ارزیابی معتبر بودن نظام­های ارزی اجرا شده در هر دو گروه از کشورهای مورد مطالعه، دو نظام ارزی تثبیت شده و شناور تعریف شده است. نتایج مربوط به محاسبه احتمال بقا و ریسک نظام ارزی تثبیت شده در کشورهای گروه اول در جدول (1) ارایه شده است. نتایج جدول (1) نشان می­دهد که احتمال بقای نظام ارزی تثبیت شده برای کشورهای با نظام پولی لنگرگاه ارزی در سال 1999 برابر با 94/0 بوده و به تدریج احتمال بقای آن کاهش یافته و به مقدار03/0 میل می­کند. به بیان دیگر در سال‌های اولیه احتمال بقای نظام ارزی تثبیت شده بیشتر بوده و با گذشت زمان احتمال بقای آن کاهش یافته و در سال 2010، به مقدار 03/0 می­رسد. در ادامه نمودار مربوط به احتمال بقای نظام ارزی تثبیت شده با استفاده از برآوردکننده کاپلان- میر (فرمول 2) در قالب نمودار (1)  ترسیم شده است.

 

 

 

جدول 1.  نتایج تجزیه و تحلیل بقا و ریسک مربوط به نظام­ارزی تثبیت شده در کشورهای گروه اول[31]

 

 

سال

احتمال بقا

احتمال ریسک

1999

94/0

06/0

2000

88/0

12/0

2001

81/0

19/0

2002

75/0

25/0

2003

68/0

32/0

2004

61/0

39/0

2005

53/0

47/0

2006

45/0

55/0

2007

37/0

63/0

2008

28/0

72/0

2009

17/0

83/0

2010

03/0

97/0

             مأخذ: یافته­های تحقیق

 

بر اساس نمودار[32] (1) می­توان بیان کرد که احتمال بقای نظام ارزی تثبیت شده در سال 1999 دارای بیشترین مقدار خود (94/0) بوده و به تدریج مقدار آن در سال‌های پایانی کاهش می­یابد.

    نمودار مربوط به برآوردکننده کاپلان – میر برای بررسی میزان احتمال ریسک نظام ارزی تثبیت شده در کشورهای با نظام پولی لنگرگاه ارزی بیانگر این است که به تدریج احتمال ریسک نظام ارزی تثبیت شده طی زمان افزایش یافته و در سال 2010 به میزان 97/0 می­رسد. برای گروه کشورهای اول نتایج تجزیه و تحلیل احتمال بقا و ریسک نظام ارزی شناور (شناور مدیریت شده) در جدول (2) ارایه شده است.

 

 

 

نمودار1.  برآورد کننده کاپلان – میر برای نمایش میزان احتمال بقا و ریسک نظام ارزی تثبیت شده در کشورهای گروه اول

    مأخذ: یافته­های تحقیق

 

 

 

            جدول 2.  نتایج تجزیه و تحلیل بقا و ریسک نظام­ارزی شناور در کشورهای گروه اول

سال

احتمال بقا

احتمال ریسک

1999

98/0

02/0

2000

95/0

05/0

2001

93/0

07/0

2002

9/0

1/0

2003

87/0

13/0

2004

84/0

16/0

2005

8/0

2/0

2006

76/0

24/0

2007

72/0

28/0

2008

66/0

34/0

2009

59/0

41/0

2010

47/0

53/0

             مأخذ: یافته­های تحقیق

 

نتایج بررسی احتمال بقای نظام ارزی شناور در کشورهای با نظام پولی لنگرگاه ارزی مبین این است که در سال 1999 احتمال بقای این نظام ارزی برابر با 98/0 بوده و به تدریج در طول زمان احتمال بقای آن کاهش یافته و به 47/0 می­رسد. نکته قابل توجه در نظام ارزی شناور این است که احتمال کاهش بقای این نظام در مقایسه با نظام ارزی تثبیت شده کم‌تر بوده و احتمال بقای آن در سال پایانی مورد مطالعه (سال 2010) بیشتر از نظام ارزی تثبیت شده می­باشد. برای نمایش احتمال بقا و ریسک نظام ارزی شناور در این گروه از کشورها از تخمین­زننده کاپلان- میر به صورت زیر استفاده شده است.

     با توجه به نمودار فوق می­توان بین کرد که احتمال بقای نظام ارزی شناور در سال‌های اولیه حدود 98/0 بوده و در سال پایانی به 47/0 میل می­کند. هم‌چنین نتایج بررسی احتمال ریسک نظام ارزی شناور برای کشورهای گروه اول دلالت بر افزایش تدریجی احتمال ریسک این نظام ارزی در سال‌های اولیه داشته و بیشترین میزان احتمال ریسک برای نظام ارزی شناور برابر با 53/0 در سال 2010 برآورد شده است.

نمودار 2. برآورد کننده کاپلان – میر برای میزان احتمال بقا و ریسک نظام ارزی شناور مدیریت شده در کشورهای گروه اول

 

 

     مأخذ: یافته­های تحقیق

 

برای ارزیابی میزان ریسک هر یک از نظام­های ارزی تثبیت شده و شناور در طول زمان از مدل کاکس و بر اساس فرمول (3) استفاده شده است. بنابراین متغیر محیط تورمی تابع نسبت نظام ارزی شناور به نظام ارزی تثبیت شده در نظر گرفته شده و نرخ ریسک این متغیر برآورد شده است.     در صورتی که نرخ ریسک بزرگ‌تر از یک باشد بیانگر میزان ریسک بالای نظام ارزی شناور نسبت به نظام ارزی تثبیت شده می­باشد. نتایج محاسبه نرخ ریسک بر اساس مدل کاکس در جدول (3) گزارش شده است.

   جدول 3. محاسبه نرخ ریسک برای کشورهای با نظام پولی لنگرگاه ارزی

نرخ ریسک

مقدار آماره Z

ارزش احتمال (PV)

68/0

38/1-

16/0

   مأخذ: یافته­های تحقیق

بر اساس نتایج جدول (3) می­توان بیان کرد که نرخ ریسک نسبت نظام ارزی شناور مدیریت شده به نظام ارزی تثبیت شده برابر با 68/0 بوده و کوچک‌تر از یک می­باشد. به عبارت دیگر میزان ریسک نظام ارزی شناور مدیریت شده در مقایسه با نظام ارزی تثبیت شده کمتر بوده اما به لحاظ آماری معنا­دار نمی­باشد[33].

      به عنوان نتیجه­گیری کلی از نتایج مربوط به محاسبه احتمال بقا و ریسک و هم‌چنین نرخ ریسک برای هر دو نظام ارزی تثبیت شده و شناور در کشورهای با نظام پولی لنگرگاه ارزی می‌توان بیان کرد که احتمال بقای نظام ارزی شناور بیشتر و هم‌چنین نرخ ریسک محاسبه شده برای این نظام نسبت به نظام ارزی تثبیت شده کمتر می­باشد. در بخش دیگر برآورد نتایج، احتمال بقا و ریسک و هم‌چنین محاسبه نرخ ریسک در گروه کشورهای با نظام پولی هدف­گذاری تورمی محاسبه شده است. نتایج برآورد احتمال بقا و ریسک برای نظام ارزی تثبیت شده به صورت جدول (4) می­باشد.

           جدول 4. نتایج تجزیه و تحلیل بقا و ریسک نظام­ارزی تثبیت شده در کشورهای گروه دوم

سال

احتمال بقا

احتمال ریسک

1999

94/0

06/0

2000

87/0

13/0

2001

81/0

19/0

2002

74/0

26/0

2003

67/0

33/0

2004

6/0

4/0

2005

52/0

48/0

2006

45/0

55/0

2007

37/0

63/0

2008

29/0

71/0

2009

18/0

82/0

2010

04/0

96/0

               مأخذ: یافته­های تحقیق

بر اساس نتایج جدول فوق می­توان بیان کرد که احتمال بقای نظام ارزی تثبیت شده در کشورهای با نظام پولی هدف­گذاری تورمی در سال 1999 برابر با 94/0 بوده و در سال 2010 به 04/0 کاهش می­یابد. به بیان دیگر میزان ریسک این نظام در طول زمان روند افزایشی داشته و به مقدار 96/0 در سال پایانی میل می­کند. برای نمایش میزان بقا و ریسک نظام ارزی تثبیت شده از برآوردکننده کاپلان- میر به صورت نمودار (3) استفاده شده است.

     نتایج برآورد کننده کاپلان – میر برای بررسی احتمال بقای نظام ارزی تثبیت شده، نشان­دهنده‌ی کاهش احتمال بقای این نظام ارزی در سال‌های پایانی به 04/0 می­باشد. علاوه بر این، احتمال ریسک نظام ارزی تثبیت شده در طول زمان افزایش یافته به طوری که احتمال ریسک از مقدار 06/0 در سال 1999 به حدود 96/0 در سال 2010 افزایش می­یابد که دلالت بر ریسک بالای نظام ارزی تثبیت شده در طول سال‌های مورد بررسی و به ویژه در سال‌های پایانی آن دارد. برای بررسی احتمال بقا و ریسک در نظام ارزی شناور نیز از برآوردکننده کاپلان ‌-‌ میر استفاده شده که نتایج در جدول (5) ارایه شده است.

 

نمودار 3. برآورد کننده کاپلان – میر برای بررسی احتمال بقا و ریسک نظام ارزی تثبیت شده در کشورهای گروه دوم

 

 

     مأخذ: یافته­های تحقیق

 

             جدول 5. نتایج محاسبه احتمال بقا و ریسک نظام­ارزی شناور در کشورهای گروه دوم

سال

احتمال بقا

احتمال ریسک

1999

97/0

03/0

2000

93/0

07/0

2001

89/0

11/0

2002

85/0

15/0

2003

81/0

19/0

2004

76/0

24/0

2005

71/0

29/0

2006

66/0

34/0

2007

6/0

4/0

2008

53/0

47/0

2009

53/0

47/0

2010

53/0

47/0

             مأخذ: یافته­های تحقیق

 

 

نتایج محاسبات احتمال بقا و ریسک نظام ارزی شناور بیانگر این است که احتمال بقای نظام ارزی شناور در کشورهای با نظام پولی هدف­گذاری تورمی با نرخ کاهنده در حال کاهش بوده و از سال 2008 الی 2010 در مقدار 53/0 تثبیت می­شود. مقایسه احتمال بقا و ریسک نظام ارزی شناور در دو گروه از کشورها نشان می­دهد که احتمال بقای نظام ارزی شناور در کشورهای با نظام پولی هدف‌گذاری تورمی نسبت به کشورهای با نظام پولی مبتنی بر لنگرگاه ارزی بیشتر بوده و احتمال بقا در سال‌های پایانی بیشتر می­باشد. در ادامه، نتایج تخمین زننده کاپلان –‌ میر برای احتمال بقا و ریسک نظام ارزی شناور در کشورهای گروه دوم در قالب نمودار (4) گزارش شده است.

      بر مبنای نتایج برآورد کننده کاپلان – میر برای نظام ارزی شناور در کشورهای با نظام پولی هدف‌گذاری تورمی می­توان بیان کرد که احتمال ریسک نظام شناور ارزی در این گروه از کشورها به تدریج در حال افزایش بوده و در مقدار 47/0 تثبیت می­شود که این احتمال ریسک برای نظام ارزی شناور در گروه کشورهای دوم کمتر از مقدار آن برای کشورهای با نظام پولی لنگرگاه ارزی است.

 

 

نمودار 4. برآورد کننده کاپلان – میر برای بررسی احتمال بقا و ریسک نظام ارزی شناور در کشورهای گروه دوم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

   مأخذ: یافته­های تحقیق

 به عنوان نتیجه­گیری کلی از مقایسه احتمال بقا و ریسک هر دو نظام ارزی برای دو گروه از کشورها می­توان بیان کرد که برای هر دو نظام پولی، اتخاذ نظام ارزی شناور دارای احتمال بقای بیشتری در مقایسه با نظام تثبیت شده بوده و در این بین نیز اجرای نظام ارزی شناور برای کشورهای با نظام پولی لنگرگاه ارزی دارای احتمال ریسک کمتری می­باشد. از این‌رو با توجه به این که کشورهای با نظام پولی لنگرگاه ارزی عمدتاً دو نظام ارزی تثبیت شده و شناور مدیریت شده را در طول سال­های مورد بررسی اجرا نموده­اند، اتخاذ نظام شناور مدیریت شده در این قبیل کشورها می­تواند با احتمال بیشتری به بقای این نظام کمک نموده و زمینه کنترل انحرافات نرخ تورم و قرار گرفتن در محیط تورمی آرام را فراهم نماید. برای محاسبه نرخ ریسک نظام ارزی شناور نسبت به نظام ارزی تثبیت شده، از مدل کاکس استفاده شده که نتایج به صورت جدول زیر می­باشد:

 

   جدول 6. محاسبه نرخ ریسک برای کشورهای با نظام پولی هدف­گذاری تورمی

نرخ ریسک

مقدار آماره t

ارزش احتمال (PV)

56/0

36/2-

024/0

  مأخذ: یافته­های تحقیق

 

نتایج برآورد مدل کاکس و محاسبه نرخ ریسک نسبت نظام ارزی شناور به نظام ارزی تثبیت شده در گروه کشورهای دوم دلالت بر پایین بودن نرخ ریسک نظام ارزی شناور بوده و از لحاظ آماری معنا­دار می­باشد. به عبارت دیگر نرخ ریسک نظام ارزی شناور نسبت به نظام ارزی تثبیت شده برابر با 56/0 بوده که در مقایسه با گروه کشورهای اول این میزان کم‌تر می­باشد[34]. از این‌رو اجرای نظام ارزی شناور در گروه کشورهای با نظام پولی هدف­گذاری تورمی می­تواند منجر به کاهش نرخ ریسک این نظام ارزی شده و به افزایش احتمال بقای آن بینجامد.

 

5.‌ نتیجه­گیری

در این مقاله که هدف اصلی آن بررسی احتمال بقا و ریسک نظام­های ارزی می­باشد، با استفاده از برآوردکننده کاپلان – میر و مدل کاکس اعتبار هر یک از نظام­های ارزی اتخاذ شده در دو گروه از کشورهای مورد مطالعه ارزیابی گردید. برای این منظور دو نظام ارزی تثبیت شده و شناور بر اساس تقسیم­بندی صندوق بین­المللی پول (2009) برای کشورهای با نظام پولی لنگرگاه ارزی و هدف‌گذاری تورمی انتخاب و با توجه به محاسبات احتمال بقا و ریسک این نظام­های ارزی معتبر بودن نظام­های ارزی اتخاذ شده در طول دوره زمانی مورد بررسی آزمون گردید. نتایج به دست آمده از ارزیابی معتبر بودن نظام­های ارزی تثبیت شده و شناور مبین احتمال بقای بیش‌تر و ریسک کم‌تر برای نظام ارزی شناور در مقایسه با نظام ارزی تثبیت شده در هر دو گروه از کشورهای مورد مطالعه بوده و میزان احتمال بقا برای نظام ارزی شناور در کشورهای گروه دوم (کشورهای مبتنی بر       نظام پولی هدف­گذاری تورمی) نسبت به کشورهای با نظام پولی لنگرگاه ارزی بیشتر بوده است.

    علاوه بر این، نتایج محاسبات نرخ ریسک با بهره­گیری از مدل کاکس نشان دهنده نرخ ریسک بالاتر برای نظام ارزی تثبیت شده بوده و از این رو می­توان نتیجه­گیری نمود که برای هر دو گروه از کشورهای مورد مطالعه نظام ارزی شناور دارای احتمال بقای بیش‌تر و ریسک کم‌تری بوده و نظام معتبری محسوب می­شود. از این‌رو لازم است سیاست‌گذاران اقتصادی در دو گروه از کشورهای و به ویژه در کشورهای با نظام پولی لنگرگاه ارزی که ایران نیز جزء این گروه از کشورها محسوب می­شود با تکیه بر نظام ارزی شناور از ریسک قرار گرفتن در محیط تورمی بالا و افزایش سطح عمومی قیمت­ها بکاهند.



[1]. Intermediate Exchange Rate Regime

[2]. Policy Credibility

[3]. Optimal Currency Area Theory 

[4]. Structural Approach

[5]. Fisher

[6]. Frenkel and Aizenman

[7]. این رهیافت توسط گیاوازی و پاگانو (1998) و پودریک و دوارجان (1990)  مطرح شده است.

[8]. Bipolar Approach or Corner View

[9] .Eichengreen

[10]. Obstfield and Rogoff

[11]. Exchange Rate Anchor

[12]. Inflation Targeting

[13]. دلیل انتخاب دوره‌ی زمانی 2010-1999 این است که تقسیم بندی صندوق بین­المللی پول از نظام‌­های ارزی کشورها بر اساس شواهد عملی و عینی (Defacto Classification) از سال 1999 به بعد صورت گرفته و تا قبل از این سال بر مبنای تقسیم بندی قانونی (Dejure Classification) می­باشد.

[14].  بر مبنای تقسیم یندی صندوق بین­المللی پول از نظام­های پولی و ترتیبات ارزی کشورها، کشورهای با نظام پولی لنگرگاه ارزی شامل 15 کشور بوده که ایران نیز در این گروه از کشورها قرار دارد.

[15]. Pegged Exchange Rate

[16]. کشورهای با نظام پولی هدف­گذاری تورمی شامل 43 کشور بوده که در اجرای نظام پولی هدف­گذاری تورمی و کنترل نرخ تورم و کاهش بی­ثباتی آن نسبتاً موفقیت آمیز عمل نموده­اند.

[17]. Survivor Function

[18]. Hazard Function

[19]. Kaplan-Meier

[20]. Cox

[21]. برای بررسی و مطالعه بیشتر در زمینه برآوردکننده کاپلان- میر به فلیز و همکاران (2003) مراجعه شود.

[22]. Proportional Hazards Model

[23]. در این مطالعه ابتدا نرخ تورم برای هر دو گروه از کشورهای مورد مطالعه محاسبه شده و سپس مقادیر بالاتر از میانگین به عنوان محیط تورمی بالا در نظر گرفته شده است. هم‌چنین برای ملحوظ نمودن این متغیر به عنوان متغیر وابسته از متغیر مجازی استفاده شده است.

[24].Singh and Mukhopadhyay

[25]. از آنجا که روش مدل­های دوره­ای به عنوان یکی از مدل­های نوین در ارزیابی احتمال بقا و ریسک هر یک از رویدادها در علوم پزشکی و مهندسی مورد استفاده قرار می­گیرد، لذا مطالعه مستقیمی در راستای ارزیابی احتمال بقا و ریسک نظام­های ارزی در دو گروه مختلف از کشورها با استفاده از مدل­های دوره­ای انجام نشده و تنها مطالعه مستقیم صورت گرفته در این زمینه مطالعه سوا (2009) می­باشد. بنابراین در این بخش مطالعات تجربی محدود به مطالعاتی است که صرفاً در زمینه ارزیابی اعتبار نظام­های ارزی با بهره­گیری از روش­های مختلف اقتصاد سنجی می­باشد.

[26]. Campos et al

[27]. Kimakova

[28]. Calderon and Hebbel

[29].  Sowah

[30].Ouchen

[31]. شایان ذکر است که احتمال بقا و ریسک نظام­های ارزی بر اساس برآوردکننده کاپلان- میر و مدل کاکس و با استفاده از فرمولهای

  (2) و (3) و با استفاده از نرم افزار STATA12 محاسبه شده است.

[32]. در این نمودار محور افقی بیانگر زمان لازم برای بررسی احتمال بقای هر یک از نظام­های ارزی و محور عمودی نیز مبین احتمال بقا می­باشد.

[33]. از آنجا که مدل کاکس دارای فرض ریسک تناسبی در مدل­های دوره­ای می­باشد، لذا برای استفاده از این مدل باید آزمون ریسک تناسبی (Proportional Hazard Assumption) انجام شود که نتایج این آزمون دلالت بر عدم رد فرضیه صفر و در نتیجه برقراری ریسک تناسبی در نظام­های ارزی تثبیت شده و شناور مدیریت شده می­باشد. نتایج آزمون ریسک تناسبی در پیوست مقاله ارایه شده است.

[34]. برای آزمون ریسک تناسبی در مدل کاکس برای کشورهای گروه دوم (با نظام پولی هدف­گذاری تورمی) نیز از آزمون Proportional Risk استفاده شده است.

منابع

-Adam, S. (2003). The credibility of the hungarian exchange rate regime 1997-98, cepr working paper series: 1-23.

-Calderon, C., & Hebbel, K.S. (2008). Choosing an exchange rate regime, working paper: 1-37.

-Campos, M.I., & Torres, J.L., & Villegas, E. (2006). The credibility of the Venezuela crawling-band system, working paper series: 1-32.

-Eichengreen.B.(1994). International monetary arrangements for the 21st century Washington, DC: Brooking institution.

-Fisher, S. (1977). Stability and exchange rate system in a monetarist model of the balance of payments, in R.Z A libber, The Political economy of Monetary Reform.

-Fleiss, J. L., & Levin,B.,  & Paik, M. C. (2003). Statistical methods for rates and proportions. 3rd Ed. New York Wiley.

-Frenkel J., & Aizenman J. (1982): Aspects of  the optimal management of exchange rates. Journal of International Economics, 13:1-12

-Giavazzi, F., & Pagano, M. (1988). The advantage of tying one's hands: EMS discipline and central bank credibility. European Economic Review, 32:323:329.

-IMF defacto exchange rate classification (2009). www.imf.org. 

-International financial statistics (IFS). International monetary fund statistics CD-ROM.

-Klein,M.W., & Marion,  N. P. (1994). Explaining the duration of exchange rate  pegs.Working paper no. 4651 national  bureau of economic research 1050 Massachusetts Avenue Cambridge, MA 02138: 12-21.

-Kimakova, A. (2008). The political economy of exchange rate regime determination: Theory and evidence. Economic Systems, 32(4): 354-371.

-Leon.J., & Oliva, C. (1999). Determinants of the exchange rate regime: A time series analysis for Chile. Inter- American Development Bank. P93.

-Obstfeld, M., & Rogoff, K.(1995). The mirage of fixed exchange rate. Journal of  Economic Perspective, 9(4): 73-96.

-Ouchen, M. (2013). Optimal choice of an exchange rate regime: A critical literature review. MPRA working paper: 1-36.

-Rodriguez, A.C. (2009). Choosing and assessing exchange rate regimes: A survey of the literature. MPRA working paper: 1-39.

-Singh, R., & Mukhopadhyay, K. (2011). Survival analysis in clinical trials: Basics and must know areas. Journal of Statistics, 2(4): 145-148.

-Sowah, A.N. (2009). Is There a Link between Exchange Rate Pass-Through and the monetary regime: Evidence from Sub-Saharan Africa and Latin America. Journal of International Atlantic Economic Society, 15: 296-309.