اثرات گسترش فناوری نانو تکنولوژی بر رشد اقتصادی در کشورهای منتخب

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد فیروزکوه

2 کارشناس ارشد اقتصاد

چکیده

مقاله‌ی  حاضر،  به  ‌‌‌‌‌ارزیابی آثار فناوری  نانو  بر رشد  اقتصادی کشورهای اتحادیه‌ی اروپا، آمریکا و ژاپن در دوره‌ی زمانی  2009- 1997 در قالب یک مدل اقتصاد سنجی (GMM) و داده‌های تابلویی می‌پردازد.  نتایج نشان می‌دهد گسترش فناوری نانو تکنولوژی اثر مثبت و معناداری بر ‌رشد اقتصادی کشورهای مورد مطالعه دارد؛ به ‌طوری ‌‌‌که در کوتاه‌‌ مدت و بلندمدت با افزایش یک درصدی هزینه‌های تحقیق و توسعه در فناوری  نانو تکنولوژی، 01/0 درصد رشد اقتصادی کشورهای مورد مطالعه افزایش می‌یابد.

کلیدواژه‌ها


1.‌ مقدمه  

عبارت فناوری نانو اولین بار توسط ‌اریک درکسلر[1] در سال 1986 در کتابی از وی با عنوان موتورهای آفرینش بسط داده شد. فناوری ‌نانو واژه‌ای است کلی که به تمام فناوری‌های پیشرفته در عرصه کار با مقیاس نانو اطلاق می‌شود. معمولاً منظور از مقیاس نانو ابعادی در حدود ­­­1 تا 100   نانومتر می‌باشد. 1 نانومتر یک میلیاردیم متر و یک هزارم میکرون است (ستاد ویژه توسعه فناوری نانو).

موسسه بین‌المللی نانو تکنولوژی[2] تعریفی را برای فناوری نانو ارایه می­­­­دهد که در برگیرنده ویژگی‌های زیر می‌باشد:  

_ توسعه‌ی فناوری و تحقیقات در سطوح اتمی ، مولکولی و یا ماکرومولکولی در مقیاس اندازه­ای 1 تا 100 نانومتر؛

    – خلق و استفاده از ساختارها و ابزار و سیستم‌هایی که به خاطر اندازه کوچک یا حد میانه آنها، خواص و عملکرد نوینی دارند؛

–  توانایی کنترل یا دستکاری در سطوح اتمی.

حال با توجه به تعریف نانو به نحوه‌ی سرمایه­گذاری کشورها و موارد استفاده‌ی آنها از نانو می‌پردازیم. با در نظر گرفتن تأمین مالی تحقیقات فناوری نانو در بین مناطق مختلف جهان، تفاوت‌هایی وجود دارد. در اروپا سرمایه­گذاران خصوصی بعد از مؤسسات دولتی در جایگاه دوم هستند.  در ژاپن و ایالات متحده تقریباً بین بخش خصوصی و دولتی تعادل برقرار است و هر دو به طور مساوی به سرمایه­گذاری در حوزه‌ی فناوری نانو پرداخته‌اند .سرمایه گذاری  بخش خصوصی اروپا در این حوزه اندک است .­ به عبارت دیگر سرمایه­گذاری دولت­های اروپا­­یی در فناوری نانو در سطح جهان قابل توجه بوده و این امر نشان‌دهنده‌ی توجه دولت‌های کشورهای اروپایی به فرصت­های جدید در این فناوری است و آنها به سرعت وارد مسابقه نانو شده­­­اند. در این رابطه باید به خاطر داشت که تحقیقات فناوری نانو در اروپا بر کاربردها­ی صلح آمیز فناوری نانو تمرکز دارد، در حالی که در آمریکا سهم بالایی از بودجه‌ی عمومی فناوری نانو صرف کاربردهای نظامی این فناوری می‌شود.­ جنبه‌ی مثبت دیگر تأمین مالی فناوری نانو از طریق دولت، بعد اجتماعی آن است؛ فناوری نانو تأثیر مثبت بر توسعه اقتصادی دارد و تنها از این بعد است که افراد جامعه در قالب مصرف­کنندگان، گروه­های فشار و مؤسسات تدوین مقررات از فناوری نانو حمایت خواهند ­کرد. اگر مسایل زیست محیطی و اجتماعی فناوری نانو مدنظر قرار گیرد و انتظارات جامعه از این فناوری برآورده گردد فناوری نانو تأثیر اقتصادی مثبتی خواهد داشت.  لذا در این زمینه حجم بازار شاخص مناسبی برای ارزیابی اهمیت اقتصادی آن به شمار می‌رود به ­طوری که در صورت  موفقیت فناوری نانو، این فناوری به طور قابل توجهی عملکرد بسیاری از محصولات را بهبود بخشیده، یا محصولات کاملاً جدیدی را تولید می­کند.

    طبق پیش­بینی بنیاد ملی علوم آمریکا[3] ، بازار محصولات فناوری نانو در سال 2015 به هزار میلیارد­ دلار خواهد رسید. متناسب با تعریف فناوری نانو و سهم آن در ارزش افزوده‌ی محصولات نهایی و میزان خوش‌بینی­ها، پیش­بینی­های به عمل آمده  بین 150 میلیارد دلار در سال 2010 تا 6/2 تریلیون دلار در سال 2014 متفاوت است (مؤسسة میتسوبیشی 2002). پیش‌بینی مؤسسه­ی تحقیقات لوکس[4] نشان می­دهد  بازار محصولات فناوری نانو ده برابر بازار فناوری اطلاعات خواهد بود هم‌چنین این پیش­بینی افزایش قابل توجه حجم بازار محصولات  فناوری نانو از اوایل سال 2010 را نشان می­دهد. درنتیجه با توجه به نقش و اهمیت فناوری نانو در صنایع مختلف و هم‌چنین تاثیر آن بر رشد ­اقتصادی، دراین مقاله تلاش می­شود اثر متغیرهای سرمایه­گذاری در بخش تحقیق وتوسعه فناوری نانو، سرمایه گذاری داخلی وخارجی و... بر رشد اقتصادی کشورهای منتخب  بررسی­ شود.

    بنابراین­­ در ادامه ابتدا مروری بر مطالعات گذشته خواهیم داشت و سپس به بیان فناوری نانو از نگاه شاخص­های ارزیابی و آماری خواهیم پرداخت  و جایگاه کشورها در توسعه فن‌آوری نانو، روند فناوری نانو در کشورهای آمریکا، ژاپن و اتحادیه اروپا و مقایسه بین آنها خواهیم پرداخت. سپس در پایان به تصریح مدل و بیان دلایل انتخاب و نحوه‌ی محاسبه‌ی آنها ، نسبت به ارایه الگوی تحلیلی و معرفی مدل، اقدام شده و سپس برآورد تجربی مدل در سه مرحله به شرح زیر صورت پذیرفته است: مرحله‌ی اول : انتخاب متغیرهای مناسب. مرحله دوم : تخمین مدل. مرحله سوم : تجزیه وتحلیل و انتخاب مدل .GMM

لازم به ذکر است که مطالعه‌ی فعلی از نظر به کارگیری مدل و تاکید بر متغیرهایی از قبیل سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی، درجه باز بودن اقتصاد، هزینه‌ی تحقیق و توسعه در بخش نانو و موجودی سرمایه و نیروی انسانی در میان مطالعات داخلی و خارجی منحصر به فرد می‌باشد. زیرا اگرچه اثر متغیرهایی چون سرمایه­گذاری مستقیم خارجی، درجه‌ی باز بودن اقتصاد موجودی سرمایه و نیروی انسانی بر رشد اقتصادی در مطالعات گذشته انجام شده،  اما سابقه پژوهش پیرامون این موضوع و به­ویژه در حوزه‌ی تأثیر هزینه تحقیق و توسعه در بخش نانو بر رشد اقتصادی در ایران و جهان  بسیار اندک است.

 

 

 

 

2.­­ ­مرور ­ادبیات

­­در دهه­ی 1980 بسیاری از اقتصاددانان نارضایتی خود را از عدم توانایی الگوی رشد نئوکلاسیک برای پاسخ به برخی پرسش­های مهم درباره رشد اقتصادی ابراز نمودند. تردیدهایی در رابطه با منطقی بودن فرض برونزا بودن پیشرفت تکنولوژی از نظر اقتصادی به وجود آمده بود. هم‌چنین دسته­ای از اقتصاددانان از فرض برونزا بودن رشد اقتصادی بلند­­مدت در الگوی نئوکلاسیک ناراضی بودند و اعتقاد داشتند­ اگر تولید سرانه با نرخی که تنها به نرخ پیشرفت تکنولوژی بستگی دارد ­­­، رشد­ می‌کند و نرخ رشد برابر آن است، پس چرا عملکرد رشد به شکل اساسی با هم تفاوت دارد؟

این مسایل توسط یک سری از اقتصادانان و با کمک گرفتن از سیمون کوزنتز[5]‍‍، هالیس چنری (1986) و همکارانش[6] در بانک جهانی بررسی گردید و واقعیت‌ها در مورد رشد اقتصادی در کشورهای در حال توسعه مورد بازبینی قرار گرفت و در نهایت یک نظریه‌ی جدید ارایه گردید.

    در مدل رشد درونزای لوکاس[7]  (1988) به طور صریح میان سرمایه­ی انسانی و سرمایه‌ی فیزیکی تفاوت قایل گردیده است. چارچوب کلی کار در این مدل همانند کارهای پیشین است، بدین ترتیب که سرمایه فیزیکی و انسانی به وسیله­ی فن‌آوری­های متفاوت تولید می‌شوند. مخصوصاً تمرکز بر آموزش نیروی انسانی است که خود باعث سست شدن قید بازدهی نزولی در مفهوم کلی سرمایه می‌شود و در صورت نبودن فناوری، رشد سرانه­ی بلندمدت  صفر نخواهد شد. هم‌چنین در این نظریه‌ی تکنولوژی احتمالاً متغیری برونزا نمی‌باشد و با احتمال بیشتر به عوامل اقتصادی مانند سرمایه در دسترس کارگران یعنی نسبت سرمایه به کارگر بستگی دارد. هرچه  سرمایه­ای که در اختیار کارگران قرار می‌گیرد بیشتر باشد، آنان به شکل کارآمدتری از این سرمایه استفاده خواهند کرد و با کارکردن بیشتر، فراگیری بیشتری خواهند داشت.

مانند قبل فرض می‌شود که محصول توسط نیروی کار و سرمایه ساخته می‌شود :

 (1)                                                                                                 

A بیانگر دانش فنی انباشت شده است که به صورت زیر با سرمایه سرانه در ارتباط است :

 (2)                                                                                                     

E یک عدد ثابت است. این همان فراگیری از طریق انجام دادن است[8]. کارگران از طریق به کارگیری سرمایه می­آموزند چگونه به طور ثمربخش­تری از آن استفاده کنند. با فرض این که کشش تکنولوژی نسبت به نسبت سرمایه به نیروی کار در معادله (2) برابر کشش محصول نسبت به نیروی کار در معادله (1) می‌باشد و هر دو با  نشان داده شده است، جانشینی معادله (2)  در معادله (1) رابطه زیر را می‌دهد :

   (3)                                                                                                                            

که در آن E  معرف کارایی می‌باشد . بنابراین تولید تنها به سرمایه و کارایی به کارگرفته شده در تولید بستگی دارد . به بیان دیگر تولید به کمیت و کیفیت سرمایه وابسته است .

با لگاریتم گیری از دو سمت رابطه (2) و مشتق‌گیری نسبت به زمان ، به عبارت زیر برای نرخ پیشرفت فنی می‌رسیم  که مانند قبل آن را با aq   نشان می‌دهیم :

(4)

 

چون E یک عدد ثابت است داریم :  که به معنای تساوی نرخ رشد محصول و سرمایه است :   بنابراین می‌توان معادله (4) را به صورت زیر بیان کرد :

(5)

q=g-n

حال فرض می‌کنیم پس انداز نسبتی از تولید استS=sY و برابر سرمایه­گذاری ناخالص است:

 یعنی  ترکیب این رابطه با  از طریق حذف  و حل آن  برای   رابطه زیر را می‌دهد :

(6)

 

که در واقع هما ن مدل هارود – دومار است که دو اصلاح در آن صورت گرفته است :

به جای نسبت سرمایه به تولید (v) هم این که معکوس آن،E ، را داریم که ازطریق چگونگی وابستگی تکنولوژی با سرمایه‌ی سرانه‌ی کارگر به دست می‌آید .

بر خلاف مدل هارود – دومار  شرط برابری رشد محصول سرانه و نرخ پیشرفت فنی، هیچ ناسازگاری ایجاد نمی‌کند و نرخ رشد اقتصادی نیز درونزا است زیرا پیشرفت فنی،  خود درونزا است و این امر اساس مدل رشد برونزا می‌باشد.

 

الگوی رشد درون زا (بارو 1990)[9]

در این مدل سعی شده است تا رشد را به نقش دولت در زمینه‌هایی چون خدمات زیربنایی، محافظت از حقوق مالکیت و سیاست‌های مالیاتی ارتباط دهد . در این مدل ثابت می‌شود که فعالیت‌های دولت می‌تواند بر نرخ رشد بلندمدت اثر نماید . این مدل  g را به عنوان کل هزینه‌های دولت در نظر می‌گیرد ، هم‌چنین این مدل نقطه نظر ساموئلسون[10] مبنی بر جانشین نداشتن و قابل استثناء بودن کالاهای عمومی که دولت آن را تهیه می‌کند را می‌پذیرد . تابع تولید مورد بحث در این مدل به شرح زیر است :

(7)

 

حال باتوجه به بهینه سازی ، نرخ رشد در وضعیت یکنواخت برابر خواهد بود با :

 (8)

 

 

 

که از رابطه­ی بالا می­توان استنباط کرد که در نبود پیشرفت‌های فنی برون­زا، رشد در وضعیت یکنواخت (بر خلاف­ الگوهای نئوکلاسیکی) صفر­­­ نمی­باشد (تقوی، 1388).

    پس به طور خلاصه می­توان گفت که نظریه­ی رشد اقتصادی ریشه­های عمیق دارد که عمری برابر عمر اقتصاد می­باشد. اقتصاددانان کلاسیک از آدام اسمیت و تا حداقل مارشال، رشد اقتصادی را به این مفهوم که به عوامل اقتصادی به خصوص پس انداز ، کارایی و استهلاک بستگی دارد، درون­زا در نظر می­گرفتند. این نظر در مورد رشد به وسیله هارود – دومار در یک معادله­ی ساده خلاصه شد تا سولو یک الگوی جدید ارایه دهد و نشان دهد که رشد اقتصادی به شکل شگفت­آوری در بلندمدت برون­زا می­باشد و بنابراین از پس انداز، کارایی و استهلاک مستقل است و هیچ ارتباطی میان سیاست اقتصادی و رشد بلند مدت وجود ندارد. اما سرانجام نظریه­پردازان اقتصادی دوباره برای تایید درون­زا بودن رشد و ارتباط بین پس انداز، کارایی و رشد به تحقیق و بررسی مشغول شدند و کارهای جدیدی ارایه دادند. در ادامه به بیان مطالعات انجام شده در این زمینه خواهیم پرداخت.

 

جدول1. مروری بر  مطالعات انجام شده در زمینه نانو

سال

نام محقق

متغیرهای مورد استفاده

روش برآورد

نتایج

1386

جعفری صمیمی و همکاران

رشد و توسعه، سرمایه گذاری، بازار، قیمت و دستمزد، اشتغال و توزیع درآمد، فناوری نانو

تحلیل هزینه فایده

اغلب اثرات قابل توجه فناوری نانو در طی 30 سال و در فاصله سالهای 2020 تا 2050 قابل تصور است و محصولات متاثر از فناوری نانو ابتدا در فاز اول کم کشش بوده و سپس به سمت محصولات با کشش میل  می‌کنند.

1389

ماقبل و همکاران

-

با استفاده از جدول کرجسی و مورگان تعداد 123 نفر نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب برای انجام تحقیق انتخاب شدند ابزار تحقیق پرسشنامه‌ای است.

عوامل پیش­برنده توسعه فناوری نانو در بخش کشاورزی با استفاده از تحلیل عاملی در 4 دسته اطلاع رسانی و فرهنگ­سازی، تسهیل پژوهش و تحقیق، تأمین و توسعه منابع انسانی، سرمایه­گذاری و حمایت  مالی طبقه بندی شدند.

 

 

 

 

ادامه جدول1. مروری بر  مطالعات انجام شده در زمینه نانو

سال

نام محقق

متغیرهای مورد استفاده

روش برآورد

نتایج

1999

کانتن[11]

تولید ناخالص داخلی، بهره وری، حق اختراع

توصیفی

فناوری نانو اثرات برجسته­ای بر تولید ناخالص داخلی و رشد اقتصادی دارد.

2001

روکو وباینبریج[12]

آموزش، نیروی کارماهر

پرسشنامه

 آموزش یک نسل جدید از دانشمندان و نیروی کار ماهر در علوم نانو و فناوری نانو نیازمند گسترش آموزش لازم و برنامه­ریزی مناسب می­باشد.

2003

کانتن

-

توصیفی

سناریوی اقتصاد نانو می­تواند باعث ایجاد یک اقتصاد صنعتی دیگری شود.

2003

فیلیپ باند

هزینه های تولید، نیروی انسانی، دستمزد

توصیفی

فناوری نانو  باعث کاهش هزینه های تولیدی، بهبود اقتصاد انرژی، محیط زیست مناسب، تغییر در بازار کار، تغییر دستمزدها، ایجاد مواد ومحصولاتی با عمری طولانی، تغییر در شیوه علاج سرطان و تولید داروهای جدید برای بیماری می‌شود.

2004

سموانگا[13]

-

توصیفی

کمبود نیروی انسانی متخصص، کمبود حمایت­های مالی و  عدم بکارگیری روش‌های نوین تجاری سازی و بازاریابی از سوی شرکت­ها و بنگاه­ها، نبود شبکه­ای ارتباطی و اطلاعاتی و عدم حمایت و زمینه‌سازی برای حضور فعال بخش خصوصی، به عنوان مهم­ترین موانع توسعه فناوری  نانو مورد تاکید  قرار گرفتند.

2008

ابسن[14]

ارتباطات، پذیرش و اعتماد عمومی

توصیفی

اطلاع­رسانی و آموزش عمومی باعث ایجاد اعتماد و در نهایت پذیرش فناوری نانو خواهد شد.

2008

مالش[15]

-

توصیفی

به­سرمایه­گذاری درازمدت در حوزه فناوری­­ ­‌نانو ­­و  مشارکت  کشورهای پیشرفته در طرح های تحقیقاتی فناوری نانو در کشورهای در حال توسعه تاکید شده است.

اکثر کارهای تجربی انجام گرفته چه در داخل و خارج از کشور پیرامون نانو تکنولوژی به صورت توصیفی و تحلیلی بوده است و هیچ یک از آنها اثر فناوری نانو را بر رشد اقتصادی در نظر نگرفته‌اند. در واقع می­توان گفت مطالعه­ای وجود ندارد که شاخصی از نانو تکنولوژی را به عنوان یک متغیر توضیحی وارد تابع رشد اقتصادی کرده باشند. با این وجود، در این قسمت درقالب یک جدول به­ طور مختصر ابتدا مطالعات تجربی صورت پذیرفته در کشور ایران ارایه گردیده و سپس مطالعات تجربی صورت پذیرفته در سایر کشورها بیان شده است.

3. فناورینانوازنگاهشاخص­هایارزیابیوآماری

فناوری نانو مزایای اقتصادی گسترده­ای را در صنایع مختلف، به خصوص در زمینه­هایی که باعث ایجاد چالش­های جهانی شده­اند، ایجاد خواهد کرد. کشورهای مختلف دنیا، سرمایه­گذاری­های کلانی در تحقیق و توسعه این حوزه انجام داده و شرکت های زیادی نیز دراین حوزه فعالیت می‌کنند.

نمودار1. میزان سرمایه گذاری دولت های مختلف درتحقیق و توسعه فناوری نانو

 

 

 

 

 

 

 

 

             منبع: ­ روکو (2007)

 

چشم­انداز اقتصادی – اجتماعی فناوری نانو باعث رشد سریع سرمایه گذاری دولت‌ها در تحقیق و توسعه این حوزه شده است (نمودار1).­ در حقیقت میزان سرمایه­گذاری دولت­ها در تحقیق و توسعه فناوری نانو در مقایسه با سایر فناوری­ها، بسیار گسترده بوده و در عین حال سرمایه­گذاری بخش خصوصی نیز در این زمینه به سرعت در حال افزایش است . بر اساس پیش بینی حجم بازار آینده فناوری نانو، بازگشت سرمایه­گذ­اری های این حوزه، از 150 میلیارد دلار در سال 2010 تا 3100 میلیارد دلار در سال 2015 ، برآورد شده است . این روند منجر به ایجاد 2 میلیون شغل در سطح جهان خواهد شد (پالمبرگ وهمکاران، 2009 ).

    با وجود این تحولات گسترده، سرمایه­گذاری دولت­ها و مشارکت شرکت­ها در توسعه­های فناوری نانو، هنوز هم به طور مناسب، پایش نمی­شوند. در حالی که به نظر­می‌رسد این پیش‌بینی­ها به دلیل مشکلات اندازه­گیری فناوری نانو و اثرات آن تا حدی غیر واقعی باشند،  اما تحلیل­گران براین باورند که فناوری نانو به اصطلاح یک فناوری هدف عام،  (موتور رشد قرن)، محسوب    می‌شود.  یک فناوری هدف عام،  باعث ارتقای سریع و گسترده فناوری­های موجود شده و در بخش‌های مختلف کاربرد دارد. توسعه­ی این نوع فناوری‌ها، نیازمند فناوری‌های مکمل و مشارکت  سازما­ن­ها و نهادهای مختلف است. بر اساس تجارب قبلی، در صورتی که فناوری نانو بتواند به عنوان یک فناوری هدف عام توسعه یابد ، اثرات آن بر بهره­وری و رشد اقتصادی، بسیار بیشتر از پیش­بینی­های فعلی خواهد بود. ماهیت نوظهور فناوری نانو، به این معناست که شناخت بهتر مبدا،  اهمیت و اثرات اقتصادی­ و  اجتماعی توسعه­­ی آن بسیار حایز اهمیت است. سیاست­های علم، فناوری و نوآوری این زمینه، باید بر اساس آمار و شاخص­های معتبر و قابل مقایسه و سایر رویکردهای نظام­مند ارایه شود. در این راستا، سازمان توسعه و همکاری­های اقتصادی، گزارشی را با هدف بررسی جامع توسعه فناوری نانو از طریق تجزیه و تحلیل نظام­مند و اساسی شاخص­ها و آمار موجود ارایه کرده است.

جدول2.  هزینه های تحقیق وتوسعه در فناوری نانو (میلیون دلار)

2006

2005

2004

2003

2002

2001

2000

1999

1998

1997

 

1150

1050

950

650

400

225

200

179

151

126

اروپا

980

950

900

800

720

465

245

157

135

120

ژاپن

1351

1200

989

862

697

464

270

255

190

116

آمریکا

منبع: روکو 2007

براساس جدول (2) کشور آمریکا در کلیه سال­ها بالاترین سطح سرمایه­گذاری در زمینه تحقیق و توسعه در بخش فناوری نانو را داشته است. به طوری­ که در طی 10 سال هزینه‌های تحقیق و توسعه از 116 میلیون دلار به 1351 میلیون دلار افزایش یافته است (یعنی 120برابر).  بعد از  امریکا، هزینه­های تحقیق و توسعه در بخش نانو در کشور ژاپن تقریباً نزدیک امریکا می­باشد اما ظاهراً با­ رشد ناگهانی تحقیق و توسعه در امریکا، سرمایه­گذاری کشور ژاپن رشد کمتری داشته است. اتحادیه اروپا نیز بعد سال 2003 با اقدامات خود زمینه­های سرمایه­گذاری در بخش فناوری نانو را فراهم آورده به ­طوری ­که در سال­های 2006-2004 در این زمینه از کشور ژاپن پیشی گرفته است.

 

4. روش تحقیق

با توجه به این­که تاکنون مطالعه­ای مشابه تحت این عنوان در داخل وخارج از کشور انجام نشده است. بنابراین محقق جهت مدلسازی و تصریح آن از یک سری مطالعات که موضوع و روش آنها نزدیک به این تحقیق می­باشد استفاده نموده است. بنابراین با توجه به مطالعات انجام شده در زمینه تأثیر متغیرهای کلان اقتصادی بر رشد اقتصادی ازمتغیرهای زیر استفاده  می­شود.  قابل ذکر است که منابع کلیه داده­ها از بانک جهانی[16] بوده به غیر از متغیرهزینه­های تحقیق و توسعه در بخش نانو که این متغیراز مقاله روکو[17](2007) استخراج شده است زیرا اطلاعات مربوط به نانو تاکنون در منبع دیگری منتشر نشده است.

 

که درآن i تعداد مقاطع (کشور)،  tدوره زمانی مطالعه (2009-1997)، (FDI) سرمایه­گذاری مستقیم خارجی، (RD) هزینه تحقیق و توسعه در بخش نانو و (K) موجودی سرمایه که واحد آنها میلیارد دلار و درجه باز بودن اقتصاد (OPN) که نسبت مجموع واردات و صادرات به تولید ناخالص داخلی  نیروی انسانی شاغل(L) تعداد افراد شاغل می­باشد. از سویی در این مطالعه با گرفتن لگاریتم طبیعی، سعی شده  کشش­ها نیز محاسبه شود. از طرف دیگر متغیرهای FDI, K,RD را بر تولید ناخالص داخلی تقسیم نموده تا این متغیرها واقعی شوند تا برآورد بهتری به دست آید. محقق به ­دنبال بررسی تاثیر متغیرهای کلان و نانو تکنولوژی بر رشد اقتصادی از روش داده­های تلفیقی و تخمین GMM استفاده نموده است و با استفاده از آمار پارامتریک و نرم افزار Eviews  به بررسی مدل رشد اقتصادی پرداخته است. یافته‏های تجربی، جهت بررسی عوامل موثر بر رشد اقتصادی  در کشورهای منتخب در جدول (3) برای 27 کشور اتحادیه اروپا به­علاوه سوئیس، آمریکا و ژاپن طی سال‏های 2009-1997 ارایه شده است.

 

 

جدول3. نتایج تجربی عوامل موثر بر رشد اقتصادی (متغیر وابسته، تولید ناخالص داخلی)

متغیرها

       ضرایب کوتاه مدت (کشش ها)

احتمال

امارهt

C

7/1-

3550/0

9404/0-

G(-1)

37/0

0001/0

7659/4

L

47/0

0008/0

7542/3

K

17/0

0000/0

5800/6

RD

01/0

0029/0

2687/3

OPN

31/0

0000/0

5752/10

DW=  9/1

= 99%

منبع: یافته های تحقیق

براساس مبانی نظری مدل­های گشتاور تعمیم یافته و به ­دلیل این ­که متغیر وابسته با وقفه وارد مدل شده است، ضرایب برآوردی نشان دهنده ضرایب کوتاه مدت می­باشند پس در جدول (4) ضرایب بلندمدت برآورد گردیده است.

 

 

جدول4.  ضرایب کوتاه­مدت و بلندمدت

متغیرها

ضرایب کوتاه مدت

ضرایب بلندمدت

L

47/0

74/0

K

17/0

27/0

RD

01/0

01/0

OPN

31/0

5/0

       منبع: یافته‌های تحقیق

 هم‌چنین جهت بررسی کفایت روش تخمین و جهت صحت متغیرهای ابزاری از ازمون سارگان[18] استفاده می­شود که از تابع آزمون J  به نام J-Statistic  استفاده می­کند که دارای قانون توزیع  (کای دو) می­باشد. سطح احتمال مقدار  را به ازای مقدار محاسباتی J می­دهد. هرچه سطح احتمال بالاتر از 05/ 0­ باشد روش مناسب‌تر است. زیرا متناظر باJ  کوچک­تر است. در این مطالعه توزیع   دارای درجه آزادی 60 می­باشد و آماره­ی  J  برابر000007/0 می­باشد.  لذا خواهیم داشت :

                                   Prob= 1   ,   0.05 <1

 

نتایج  حاصل از آزمون سارگان  نشان­دهنده­ی ­صحت گشتاورها بوده و روش GMM ­ به­ کار رفته، مناسب به نظر می‌رسد.

5.  یافته های مقاله

نتایج تخمین مدل براساس جدول (3) نشان می­دهد که به جز متغیر سرمایه­گذاری مستقیم خارجی، که به دلیل نبودن معناداری از مدل حذف شدند، سایرمتغیرها اثرگذار و معنادار بودند. متغیر رشد اقتصادی در مدل برآورد شده تاثیر با وقفه داشته به ­طوری ­که در سطح خطای 1 درصد، تاثیر مثبت و معنادار بر رشد اقتصادی دارد.

نیروی انسانی در الگوی مورد بررسی در سطح خطای 10 درصد،  اثر مثبت و معنادار بررشد اقتصادی داشته به ­طوری ­که با افزایش 1 درصد نیروی انسانی در کوتاه­مدت، رشد اقتصادی 47/0 درصد افزایش خواهد یافت. اما این مقدار در بلندمدت 74/0 درصد خواهد بود که نسبت به سایر متغیرها مقدار قابل توجهی می­باشد.

     متغیر موجودی سرمایه در سطح خطای 1 درصد ، تاثیر مثبت ومعنادار بر رشد اقتصادی داشته و با فرض ثبات سایر شرایط، اگر موجودی سرمایه در کوتاه مدت یک­درصد افزایش داشته باشد، رشد اقتصادی،  17/0 درصد افزایش خواهد یافت. در بلندمدت  نیز این ضریب 27/0 درصد  می‌باشد.

    هزینه­های تحقیق و توسعه در فناوری نانو تکنولوژی نیز رابطه مثبت و معناداری با رشد اقتصادی دارد و در سطح خطای یک درصد معنادار می­باشد. اگر هزینه‌های تحقیق و توسعه در فن‌آوری نانو تکنولوژی در کوتاه­مدت و یا بلندمدت یک درصد افزایش داشته باشد،  رشد اقتصادی، 01/0 درصد افزایش خواهد یافت. شاخص تحقیق و توسعه که مهم­ترین متغیر در این مدل می‌باشد و هدف اصلی در این پژوهش تأثیر این متغیر بر رشد اقتصادی می­باشد که این متغیر با فراهم آوردن زمینه‌های لازم در بخش پژوهش،  انتشار مقالات، اختراعات و تولیدات آزمایشگاهی نانو تکنولوژی می­تواند رابطه مستقیم با رشد اقتصادی داشته باشد و افزایش  هزینه‌های تحقیق و توسعه درفن‌آوری نانو تکنولوژی می­تواند باعث افزایش رشد اقتصادی شود.

     یافته­ها نشان می­دهد بازبودن اقتصاد اثر مثبت و معنادار بررشد اقتصادی دارد. اثراین متغیر درکوتاه­مدت 31/0 و در بلندمدت 5/0 می­باشد. باز بودن اقتصاد می­تواند از طریق واردات کالاهای سرمایه­ای و صادرات به رشد اقتصادی کمک کند.

     رشد اقتصادی دوره جاری به رشد اقتصادی دوره ماقبل وابسته بوده و هرچه رشد اقتصادی دوره قبل بیشتر باشد رشد دوره جاری نیز بیشتر خواهد بود. به عنوان مثال، اگر رشد اقتصادی دوره قبل افزایش یابد می‌تواند در قالب افزایش سرمایه­گذاری در بخش خصوصی و دولتی، در زیرساخت­های حمل و نقل، سرمایه­گذاری  بر نیروی انسانی و ....مورد استفاده قرار گیرد. لذا نتایج تحقیق حاضر با مطالعه توصیفی کانتن (1999) مبنی بر تاثیرات فناوری نانو بر رشد اقتصادی مطابقت دارد.

با توجه به موارد یاد شده پیشنهاد می­شود حمایت­های بیشتری در زمینه تحقیق وتوسعه، اختراعات و تولیدات نانوصورت گیرد.  افزایش سرمایه­گذاری تحقیق وتوسعه و منابع انسانی سبب سرریز دانش و فناوری­های جدید خواهد شد بنابراین افزایش سرمایه­گذاری بخش دولتی و خصوصی در زمینه­های مختلف این فناوری مانند صنایع دارویی وغذایی و... کاهش بیکاری، فقر و رشد و توسعه اقتصادی را فراهم خواهد نمود.



1. Eric Drexler

2. National Nanotechnology Initiative 

1. NSF

2. Lux Research

1. NSF

2. Hollis Chenery and et al

3. Lucas

[8]. Learning by doing

1.  Barro

2. Samuelson

1. Canton

2. Roco and Bainbridge

1.‌ Semwanga

2.‌ Ebbesen

3.‌ Malsch

1. World Bank

2. Roco

1. Sergan Test

منابع 

-‌ تقوی، مهدی (1388). اقتصاد کلان پیشرفته. انتشارات واحد علوم تحقیقات تهران، تهران.

-‌ ستاد ویژه توسعه فناوری نانو (1385). سند راهبرد 10 ساله توسعه فناوری نانو. خبرنامه فناوری نانو،  گزارش‌ها و کتا‌ب‌ها، سی دی مجموعه انتشارات  ستاد.

-‌ جعفری صمیمی، احمد، جهانشاهی، محسن، فرهنگ مهر، امیرفرهنگ (1386). بررسی اثرات اقتصادی فناوری نانو. دومین همایش دانشجویی فناوری نانو، دانشگاه کاشان.

-‌ماقبل، روح الله، چیذری، محمد، خیام نکویی، سید مجتبی (1389). تحلیل عوامل پیش‌برنده توسعه فناوری نانو در بخش کشاورزی ایران. مجلهتحقیقاتاقتصادوتوسعهکشاورزیایران، 1389 (4): 539-531.

-          Barro, R.J. (1990). Government spending in a simple model of endogenouse growth, Journal of Political Economy, (98): 103-125

-          Bond, P. J. (2003). Former undersecretary of commerce for technology. United States Department of Commerce, delivered September 9, 2003 to the world nano-economic congress, Washington DC.

-          Canton. J. (1999). The strategic impact of nanotechnology on the future of business and economics. Institute for Global Futures.

-          Canton. J. (2003). The Strategic impact of nanotechnology on the future of business and economics. Springer.

-          Chenery, H., & Robinson, S. and Syrquin, M. (1986). Industrialization and growth: A comparative study, the World Bank, and Oxford University Press.

-          Drexler, E. (1986). Engines of creation the coming era of nanotechnology. Massachusetts Institute of Technology.

-          Ebbesen, M. (2008). The role of humanities and social sciences in nanotechnology research and development. NanoEthics, (2): 1-13.

-          Kuznets, S. (1955). Economic growth and income inequality. The American Economic Review, (45): 1-28.

-          Lucas, Robert E. (1988).On the mechanics of economic development. Journal of Monetary Economics, (22): 3-42.

-          Lux Research, (2007).The nanotech report. 5th ed.; Lux Research Inc, New York.

-          Malsch, N. (2004). In nanotechnology helps solve the world’s energy problems. Nanoforum. Retrieved July 14, 2008.

-          Mitsubishi Research Institute (2002). Cited by Kamei, S., promoting Japanese style nanotechnology enterprises.

-          National Nanotechnology Initiative (2000). A report by the interagency working group on nanoscience. Engineering and Technology.

-          Palmberg, C., & Dernis, H. & Miguet, C. (2009). Nanotechnology: An overview based on indicators and statistics. OECD Science, Technology and Industry Working Papers 2009/7, OECD Publishing.

-          Roco, M.C. (2007). National nanotechnology initiative-past. Present, future In: Handbook.

-          Roco, M.C., & Bainbridge, W.S., eds. (2001). Societal implicatios ofnanoscience and nanotechnology.NSF and DOC report.

-          Semwanga, K. (2004). The effective factors on technology dissemination and adoption. Semwanga Research Ltd, upper Kololo Terrace: 215-235.