شناسایی بخش‌های کلیدی و پیشرو استان آذربایجان شرقی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز

2 کارشناس ارشد اقتصاد

چکیده

هدف این  مطالعه شناسایی بخش‌هایی از استان آذربایجان شرقی بوده که بیش‌ترین ارتباط پسین و پیشین را با سایر بخش‌های اقتصادی دارند. روش‌شناسی این تحقیق مبتنی بر جدول داده - ستانده سال 1379 استان آذربایجان‌شرقی، پیوندهای پسین و پیشین و تحلیل مسیر ساختاری می‌باشد. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که مهم‌ترین پیوندهای پسین مستقیم و غیرمستقیم، بخش‌های «ماشین‌آلات»، «محصولات شیمیایی، لاستیکی و پلاستیکی» و «زراعت، باغ‌داری و جنگل‌داری» بوده و بخش‌های «تولید محصولات غذایی»، «محصولات چوب، مبلمان و کاغذ» و «فرآورده‌های نفتی» دارای بیش‌ترین پیوندهای پیشین مستقیم و غیرمستقیم می‌باشند. ضرایب فزاینده‌ی این تعاملات نیز با رویکرد تحلیل مسیر مورد تجزیه قرار گرفته و مسیرهای غیرمستقیم افزایش تقاضا و عرضه از مسیرهای غیرمستقیم مورد شناسایی قرار گرفته‌ است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Identifying the Key and Forward Sectors in Economic Development of East Azerbaijan Province

نویسندگان [English]

  • Roya Al Emran 1
  • Hasan Alizadeh Asl 2
  • seyed Ali Al Emran 2
چکیده [English]

The aim of this paper is to identify the sectors having the most backward and forward linkage to the other economic sectors in East Azerbaijan. The research methodology is based on input-output, the backward and forward linkages and structural path analysis. the results represent that machinery, chemical products, rubber and plastic, and agriculture, horticulture and forestry sectors have the most important direct and indirect backward linkages, but the sectors like food products, wood products, furniture and paper and petroleum products have the most important direct and indirect forward linkages and the multiplier of these interactions have been analyzed with the path analysis approach and indirect paths of demand increase are differentiated from the direct paths of supply increase.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Backward and Forward Linkage
  • Structural Path Analysis
  • Development of East Azerbaijan Province

1. مقدمه

در مباحث توسعه­ی اقتصادی، مبانی گسترش بخش­های اقتصادی به ایده­های روان[1] و سپس هیرشمن2 برمی­گردد. طبق نظر این گروه از اقتصاددانان با توجه به محدودیت منابع مالی در یک اقتصاد، رشد و گسترش تمامی بخش­های اقتصادی مقرون به صرفه نبوده و باعث هدر رفتن سرمایه در سطح ملی می­گردد (جیروند،1375: 167 ).

    نظریات این گروه از اقتصاددانان که بر اساس رشد غیر متوازن شکل گرفته ­است، بیانگر تمرکز بر بخش­هایی از اقتصاد است که دارای قوی‌ترین پیوندهای پسین و پیشین در یک اقتصاد است. در همین راستا، هدف اصلی این مطالعه بررسی و شناسایی بخش­های مهم استان آذربایجان شرقی و شناسایی مسیرهای تاثیرگذاری این بخش­ها بر توسعه­ی استان بر اساس رویکردهای پیوندهای پسین و پیشین مستقیم و غیرمستقیم و رویکرد تحلیل مسیر می­باشد. لذا سوالات اساسی که در این خصوص مطرح می­گردد عبارتند: چه بخش­هایی از استان آذربایجان شرقی بیشترین نقش را در توسعه­ی استان دارند؟ مهم­ترین بخش­های استان آذربایجان شرقی از چه مسیر و کانال­هایی بر توسعه­ی استان اثرگذار می­باشند؟

     برای رسیدن به اهداف تحقیق، پاسخ­گویی به سوالات مطرح­شده؛ از جدول داده و ستانده‌ی استان آذربایجان شرقی برای سال 1379 استفاده شده است. ساختار مقاله به این شرح است: پس از مقدمه، ادبیات موضوع بحث می‌شود. بخش سوم به روش تحقیق اختصاص یافته است. نتایج و یافته‌ها در بخش بعدی آورده می‌شود. بخش پایانی به جمع‌بندی اختصاص یافته است.

 

 

2. ادبیات موضوع

توسعه از لحاظ لغوی به معنی فراخی و فراخ­کردن می­باشد و با پیدا کردن و دادن و یافتن؛ مستعمل است (فرهنگ معین، 1380) از لحاظ مفهومی توسعه عبارت است از تغییر در ساختارهای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، فضایی و...  به­گونه­ای که نه­تنها رشد کمی جامعه را به همراه داشته باشد بلکه تغییرات کیفی در شیوه­های زندگی، رفاه اجتماعی، بالندگی فرهنگی، زیرساخت­های اقتصادی و...  را فراهم­ آورد. توسعه فرآیندی است که طی آن باورهای فرهنگی، نهادهای اجتماعی، نهادهای اقتصادی و نهادهای سیاسی به صورت بنیادی متحول می‌شوند تا متناسب با ظرفیت­های شناخته ­شده سطح رفاه جامعه ارتقا یابد (رزاقی، 1369: 32).

    در طبقه­بندی دیدگاه­های توسعه، دیدگاه توسعه­ی منطقه­ای و مدل­های مطرح شده در این حوزه به اوایل قرن بیستم باز می­گردد؛ اما از دهه­ی ۱۹۶۰ به بعد است که اکثر کشورها به نوعی از برنامه­ریزی منطقه­ای برای دست­یابی به توسعه­ی متعادل، کاهش شکاف توسعه در سطح کشور و توسعه­ی مناطق عقب­مانده و کاهش اختلاف طبقات اجتماعی استفاده کرده­اند، اما این برنامه­ها عموما فاقد استراتژی جامع و دارای پیوند با برنامه­های ملی بوده­اند، به  ‌طوری ­که در مواردی صرفا به تعیین مکان سرمایه­گذاری در درون یک بخش پرداخته­اند. نمونه­ی این‌گونه برنامه­ها را در تشویق و ترغیب صنایع به استقرار در نواحی فراتر از پایتخت و یا مادر شهرها می­توان دید (دعایی، 1381: 8 ).

     وجود نابرابری­های منطقه­ای به دلایل مختلف تاریخی، طبیعی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی موجب رشد ناهمگون و نامتعادل مناطق در کل جهان شده ­است. کشور ما نیز از این امر مستثنا نبوده است. اگرچه کاهش این نابرابری­ها از اهداف برنامه­های قبل و بعد از انقلاب بوده است، اما مطالعات انجام شده نشان می­دهد که شدت این نابرابری­ها افزایش یافته ­است. مهم­ترین دلیل افزایش این نابرابری­ها عدم شناسایی دقیق ابعاد مختلف نابرابری­ها و سیاست‌های اجرایی نامتناسب برای رسیدن به اهداف یاد شده است. بر همین اساس، اولین گام، شناخت وضعیت موجود مناطق از جنبه­های مختلف است و باید توجه داشت هر قدر میزان صحت این شناخت بیشتر باشد، رهنمودهای مناسب­تری برای برنامه­ریزان و سیاست‌گزاران جهت اتخاذ تصمیم­های درست و برنامه­ریزی دقیق ارایه خواهد ­شد           (میر هاشمی، 1387: 158- 159).

تانق و شاپیرا1 (2011) در پژوهشی با استفاده از روش داده و ستانده­ی منطقه­ای؛ به این نتیجه دست یافته­اند که هر چند تفاوت بسیاری بین مناطق شرق چین  با پکن و شانگ‌های وجود دارد ولی ایجاد مناطق فناوری و تقویت این مناطق در همکاری با سایر مناطق مانند پکن و شانگ‌های موجب کاهش عدم تعادل­های منطقه­ای در چین شده ­است.

     جاویز و پریز1 (2010) در مطالعه­ای با استفاده از ماتریس حسابداری اجتماعی و تحلیل مسیر ساختاری، به مطالعه­ی اثرات مسیرهای کاهش فقر با رویکرد تحلیل مسیر ساختاری برای دو منطقه در کشور اسپانیا پرداخته­اند. نتایج مطالعه حاکی از آن است که تامین حداقل هزینه معاش نقش مهمی در کاهش فقر دارد.

     دایاس و همکاران2 (2006) در پژوهشی به این نتیجه رسیده­اند که بخش­های مربوط به فعالیت­های «صنایع تکنولوژی پیشرفته »، «توریست » و «حمل­ونقل» جزء بخش­های کلیدی اسپانیا می­باشد.

     جهانگرد (1377) در مطالعه­ای با به­کارگیری جدول داده- ستانده­ی سال 1370 به این نتیجه دست یافته ­است که چهار بخش، «صنایع کانی غیر فلزی»، «صنایع کاغذ، چاپ و انتشار»، «صنایع چوب و محصولات چوبی» و «برق وآب وگاز» جزء صنایع کلیدی نظام تولید ایران به شمار می­روند.

     بانویی و همکاران (1388) در مطالعه­ای با استفاده از جدول داده- ستانده­ی سال 1380 استان گلستان به این نتیجه دست یافته­اند که در رویکرد سنتی، اهمیت بخش کشاورزی و سایر صنایع و در رویکرد نوین، اهمیت بخش­های کشاورزی، صنایع وابسته به کشاورزی و بخش خدمات از اهمیت بیشتری برخوردار می­باشد.

     ضرابی و شاهیوندی (1389) در پژوهشی با استفاده از شاخص­های اقتصادی به سنجش سطح توسعه­یافتگی اقتصادی و رتبه­بندی استان­های ایران پرداخته­اند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که اختلاف بسیاری بین استان­های ایران از نظر درجه­ی توسعه­یافتگی اقتصادی وجود دارد؛ به ­طوری ­که استان­هایی مانند تهران، اصفهان و خراسان رضوی؛ توسعه یافته، برخی دیگر از استان­ها مانند ایلام، سیستان و بلوچستان، کهکیلویه و بویراحمد، محروم و سایر استان­ها از نظر شاخص­های توسعه­ی اقتصادی در حد متوسط­اند و از استان­های بالادست و پایین دست خود فاصله گرفته­اند که این وضعیت، باعث ایجاد یک شکاف اقتصادی در بین استان­های ایران شده­است.

     نتایج کلی به دست آمده از مطالعات تجربی بیان­گر آن است که توسعه­ی بخش­هایی مانند بخش صنایع وابسته به کشاورزی نقش مهمی در توسعه­ی ملی داشته ­است ولی در حوزه­ی مطالعات منطقه­ای، ضعف­ها و فقدان مطالعات (به­ویژه برای استان آذربایجان شرقی) کاملا به چشم می­خورد. لذا این مطالعه در راستای مطالعات منطقه­ای به بررسی بخش­های کلیدی استان آذربایجان شرقی و شناسایی روش­های ایجاد درآمدی این بخش­ها می­پردازد. 

 

3. روش تحقیق

3.1. چارچوب جدول داده و ستانده

قبل از تحلیل پیوندهای پسین و پیشین به چارچوب جدول داده و ستانده که در این مطالعه استفاده شده­است، اشاره می­شود. هر جدول داده ـ ستانده دارای سه قسمت اصلی می­باشد:

     قسمت اول، ماتریس تولیدات واسطه­ای؛ قسمت دوم، تقاضای نهایی که شامل مصرف خصوصی، دولتی، تغییر در موجودی انبار، صادرات و واردات، تشکیل سرمایه­ی ثابت می­شود و قسمت سوم، مربوط به عرضه­ی اقتصاد که دربرگیرنده­ی ارزش افزوده می­باشد.

    در جدول داده و ستانده، جمع کل هر سطر نشان­دهنده­ی میزان کل تولیدات آن بخش است که برابر با جمع کل ستون متناظر با آن سطر می­باشد. به صورت ریاضی برای جدول داده و ستانده خواهیم داشت ( علیزاده و موسوی، 1385: 57-58)

(1)                                                                                                   

(2)                                                                                                                  

 (3)                                                                                           (4)                                                                                                    

(5)                                                                                                  

 

I= ماتریس واحد n × n

X = بردار ستونی 1 × n ستانده­های بخش­های مختلف

F =  بردار ستونی 1 × n تقاضای نهایی به تفکیک بخش
A = ماتریس مربع n × n بیان­گر ضرایب مستقیم

n = تعداد بخش­های اقتصادی

 

 

         = ضرایب معکوس لئونتیف 

 

 

   = ضرایب فنی

 

 

 

4.2. رویکرد تحلیل مسیر ساختاری

در رویکرد ضرایب فزاینده­ی درآمدی و یا همه­جانبه، ضرایب به­صورت کلی؛ اثرات افزایش تولید و درآمد را نشان می­دهند. این­که اثرات یاد شده چه مسیرهایی را در فرآیند پیچیده­ی تولید طی می­کند و نقش فعالیت­های تولیدی و مسیرهای افزایش تولیدی فرایند تولید چیست، اطلاعاتی را به­دست نمی­دهد. این خود می­تواند محدودیت­هایی را  برای تحلیل­گر ایجاد نماید. به منظور رفع محدودیت­های فوق از رویکرد تحلیل مسیر ساختاری استفاده می­گردد (اسپارزا و پاریان1، 1989: 69). معمولا رویکرد تحلیل مسیر ساختاری به منظور تقویت حوزه‌های شناخت و سیاستگذاری مورد استفاده قرار می­گیرد و زوایای پنهان ایجاد درآمد و یا مسیرهای تولیدی را به سیاستگذار آشکار می­سازد.در رویکرد ضرایب فزاینده­ی همه­جانبه ضرایب به اثرات زیر تجزیه می‏گردد که به رویکرد تحلیل مسیر ساختاری مشهور می­باشد:

الف. اثرات مستقیم:این اثرات نشان‌دهنده­ی اثرات زنجیره‌ای بر روی افزایش درآمد می‌باشد و نشان‌دهنده­ی افزایش در سیاست­های طرف تقاضا در بخش ام و اثرش بر افزایش تولید و درآمد در بخش ام می‌باشد. به عبارت دیگر اگر مصرف و یا هزینه‌های مصرفی دولت در بخشی مانند  افزایش یابد؛ باعث افزایش تقاضای بخش  ام از بخش  ام شده              (بخش واسطه‏ای بین  مبدا i و مقصد j ) و باعث می‌گردد درآمد و یا تولید در بخش  ام افزایش یابد. و با افزایش تولید در بخش  ام باعث افزایش تقاضای این بخش از بخش  شده و در نتیجه منجر به افزایش درآمد و تولید در این بخش شده و به همین صورت و به صورت زنجیره‌ای این اثرات به بخش  می‌رسد.

(6)                                                                                           

ب. اثرات کل:افزایش در اجزای تقاضای نهایی و یا تزریقات در سیاست­های طرف تقاضا در یک بخش و اثرگذاری آن در طول اثرات مستقیم باعث به ­وجود آمدن حلقه و مدارهایی می‌شود که این­ها نیز باعث ایجاد نوعی ضرایب فزاینده در داخل خود مسیرهای مستقیم می‌گردد که از حاصل­ضرب اثرات مستقیم در این ضرایب فزاینده‌ها، اثرات کل به ­دست می‌آید.

(7)                                                                                                    که  ضرایب فزاینده­ی ایجاد شده در هر مسیر می‌باشد.

ج. اثرات همه­جانبه (عمومی): اثراتمستقیمدریکمسیرنمی­توانندکلیه­یاثراتزنجیره­ایحلقه­هاویامدارهایی کهدرطولهرمسیرایجاد می­گردندراآشکارنمایند.اینمدارهاوحلقه‌هادرواقعمسیرهایپیچیدگی ساختاراقتصادراتشکیلمی­دهند که در مجموع توسط اثرات همه­جانبه نشان داده می­شود. نمودار 1، چگونگیکارکردمسیرهایپیچیده راناشیازتأثیرحساب i به­عنوانقطبمبدأبهحساب jرانشانمی­دهد ( بانویی و پروین، 1387: 13).

نمودار 1. چگونگی کارکرد مسیرها در رویکرد تحلیل مسیر ساختاری

 

 

اثرات تزریقات در یک بخش از طریق اثرگذاری بر روی سایر بخش­ها و ایجاد ضرایب فزاینده داخل مسیرها در مجموع منجر به اثرات عمومی می‌شود. یعنی اثرات عمومی از مجموع اثرات کل به­ دست می‌آید که در جداول داده و ستانده به اثرات همه‌جانبه و یا ضرایب فزاینده­ی درآمدی مشهور است (تربک و خان1، 1989: 140- 141).

(8)                                                                               

نمودارفوقسهمسیراولیه( مسیرهای 1، 2 و 3) ناشیازتأثیرحساب i  به­عنوانقطبمبدأبهحساب  j به­عنوانقطبمقصدرانشانمی­دهد.به­عنوان نمونه،مسیر1حاویقطب­های (i،x،y،j) بوده که در طول مسیر حلقه و مدارهایی نیز ایجاد شده است. مسیریاد شدهیکمدارودوحلقهنیزایجادنمودهاست. مدارهاوحلقه­ها به ­طور کلیاثراتزنجیره­ایراآشکارمی‌کنندوبه "مسیرضرایبفزاینده" معروفند. در نمودار فوق، سایرمسیرهارامی­توانبههمینصورتتفسیرنمود ( بانویی و پروین، 1387: 13). در محاسبات عددی نیز از حاصل ضرب مسیرهای مستقیم در مسیر ضرایب فزاینده اثرات کل یک مسیر به ­دست می­آید و به جمع‌نمودن اثرات کل مسیرها (در این مثال، اثرات مسیرهای 1، 2 و 3) اثرات فزآینده همه‌جانبه به ­دست می­آید.

 

4. یافته‌ها

در این تحقیق ماتریس 72×72 بخشی استان آذربایجان شرقی به ماتریس 22×22 جمع­بندی شده­است. در مباحث داده - ستانده، متغیرهای مطرح شده بخش­های اقتصادی است که اثرات تقاضای نهایی (مصرف، سرمایه گذاری، صادرات) هر یک از بخش­های اقتصادی بر روی افزایش تولیدات بخش­های اقتصادی مورد بررسی قرار می­گیرد.

 

نتایج پیوندهای پسین و پیشین استان آذربایجان شرقی در جدول (1) آورده شده است. نتایج یافته­ها بیان­گر آن است که:

الف. بخش­های «ماشین­آلات»، «محصولات شیمیایی، لاستیکی و پلاستیکی» و «زراعت، باغ‌داری و جنگل­داری» جزء بخش­هایی هستند که بیشترین پیوند پیشین را دارند؛ لذا این بخش­ها جزء بخش­هایی است که بیشترین عرضه­ی نهاده را به سایر بخش­های اقتصادی استان آذربایجان شرقی دارا می­باشند.

ب. بخش­های «تولید محصولات غذایی»، « محصولات چوب، مبلمان و کاغذ» و                  «فرآورده‌های نفتی» جزء بخش­هایی است که بیش‌ترین پیوند پسین را داشته ­است و این بخش‌ها بیش‌ترین تقاضا را از سایر بخش­های استان آذربایجان شرقی دارند.

      در ادامه به بررسی مسیرهای افزایش تقاضا و عرضه­ی مهم­ترین بخش­های دارای پیوندهای پسین و پیشین با استفاده از رویکرد تحلیل مسیر ساختاری برای استان آذربایجان شرقی پرداخته می­شود.

 

جدول 1. پیوندهای پسین و پیشین مستقیم و غیرمستقیم بخش­های اقتصادی استان آذربایجان شرقی

ردیف

بخش

پیوند پیشین

پیوند پسین

مجموع پیوندهای پسین و پیشین

میزان

رتبه

میزان

رتبه

میزان

رتبه

1

زراعت، باغداری و جنگلداری

17/2

3

44/1

14

62/3

6

2

دامداری، مرغداری، پرورش کرم ابریشم و ماهیگیری

70/1

8

89/1

7

59/3

8

3

 نفت خام و گاز طبیعی

01/1

22

00/0

22

01/1

22

4

معدن

05/1

21

38/1

17

43/2

20

5

تولیدات محصولات غذایی

38/1

15

36/2

1

74/3

4

6

تولیدات پوشاک، چرم  و کفش

69/1

9

2

6

69/3

5

7

محصولات چوب، مبلمان و کاغذ

06/2

4

14/2

2

20/4

3

8

 فرآورده های نفتی

49/1

14

13/2

3

61/3

7

 

 

 

 

 

 

ادامه جدول 1. پیوندهای پسین و پیشین مستقیم و غیرمستقیم بخش­های اقتصادی استان آذربایجان شرقی

ردیف

بخش

پیوند پیشین

پیوند پسین

مجموع پیوندهای پسین و پیشین

میزان

رتبه

میزان

رتبه

میزان

رتبه

9

محصولات شیمیایی،لاستیکی و پلاستیکی

79/2

2

65/1

11

44/4

2

10

محصولات کانی غیر فلزی

54/1

13

89/1

8

43/3

9

11

ساخت فلزات اساسی

68/1

10

67/1

10

36/3

12

14

ساخت ماشین آلات

93/2

1

05/2

4

98/4

1

13

آب، برق و گاز

58/1

12

80/1

9

38/3

11

14

ساختمان

38/1

16

03/2

5

41/3

10

15

 عمده فروشی، خرده فروشی، تعمیرات و خدمات رفاهی 

04/2

5

30/1

20

34/3

13

16

حمل و نقل

80/1

7

50/1

12

30/3

14

17

خدمات واسطه گری مالی

61/1

11

32/1

19

94/2

16

18

خدمات دلالی و مسکونی

92/1

6

21/1

21

13/3

15

19

امور شهری، دفاعی، عموم، انتظامی و تامین اجتماعی

16/1

18

41/1

16

57/2

18

20

آآموزش و پرورش و آموزش عالی

    

07/1

20

34/1

18

41/2

21

21

بهداشت

11/1

19

44/1

15

54/2

19

22

سایر خدمات

22/1

17

46/1

13

68/2

17

منبع: یافته­های تحقیق     

 

 

 

 

 

پیوندهای پیشین و عرضه­ی نهاده

1.­ بخش ماشین آلات

بخش ماشین آلات بیشترین عرضه محصول را به بخش‌های «فلزات اساسی» و «ساختمان» به ترتیب با ضرایب 319/0و 252/0 واحد دارد مسیرهایی که عرضه نهاده این بخش‌ها صورت    می‌پذیرد، به صورت زیر می‌باشد:

الف)  6/98 درصد از عرضه نهاده بخش ماشین آلات به بخش فلزات اساسی به صورت مسیر مستقیم می‌باشد. بقیه اثرات به صورت مسیرهای غیرمستقیم بوده و در بین مسیرهای غیرمستقیم، بخشی که در طول مسیر بخش «آب، برق و گاز» وجود دارد  با 4/0 درصد       (هر چند به صورت بسیار ضعیف) بعد از مسیر مستقیم، دومین مسیر مهم و تاثیرگذار می‌باشد.

ب) بخش ماشین آلات بیشترین عرضه‌ی نهاده را بعد از بخش فلزات اساسی به بخش ساختمان دارد و در بین مسیرهای عرضه نهاده، مسیر مستقیم با 70 درصد مهم‌ترین مسیر مستقیم و مسیر غیرمستقیم که بخش فلزات  اساسی قرار دارد  با 5/22 درصد در رتبه دوم قرار دارد. لذا بخش فلزات ­اساسی نقشی اساسی در عرضه‌ی نهاده تولیدی بخش ماشین آلات به بخش ساختمان داشته و به عنوان بخش مکملی بخش ماشین‌آلات برای توسعه بخش ساختمان می‌تواند حائز اهمیت باشد.

 

2.­ بخش محصولات شیمیایی، لاستیکی و پلاستیکی

بخش «محصولات شیمیایی، لاستیکی و پلاستیکی» بیشترین عرضه محصول را به بخش‌های «فرآورده های نفتی» و «تولید پوشاک، چرم و کفش» به ترتیب با ضریب 402/0 و 188/0  واحد را دارد مسیرهایی که عرضه‌ی نهاده این بخش‌ها صورت می‌پذیرد، به صورت زیر      می‌باشد:

الف) 96 درصد از عرضه نهاده بخش «محصولات شیمیایی، لاستیکی و پلاستیکی» به بخش    «فرآورده های نفتی» به صورت مسیر مستقیم می‌باشد. لذا عرضه‌ی نهاده بخش «محصولات شیمیایی، لاستیکی و پلاستیکی» به بخش فرآورده‌های نفتی به صورت سریع صورت می‌پذیرد.

ب) دومین بخشی که «محصولات شیمیایی، لاستیکی و پلاستیکی» بیش‌ترین عرضه را به آن بخش دارد بخش «تولیدات پوشاک، چرم و کفش» می‌باشد و در بین مسیرهای افزایش تولید مسیر مستقیم با 7/92 درصد مهم‌ترین مسیر عرضه محصول به بخش «تولیدات پوشاک، چرم و کفش» می‌باشد و مسیر دوم، مسیر غیرمستقیمی با 7/3 درصد بخشی است که بخش      فرآورده‌های نفتی به عنوان بخش واسطه ای در مسیر عرضه محصول قرار دارد.

3.  بخش زراعت، باغداری و جنگل­داری

بخش «زراعت، باغداری و جنگل­داری» بیشترین عرضه محصول را به بخش‌های « دامداری، مرغداری، پرورش کرم ­ابریشم و ماهیگیری» و «تولید محصولات غذایی» به ترتیب با ضرایب 451/0 و 237/0 واحد را دارد مسیرهایی که عرضه نهاده این بخش‌ها صورت می‌پذیرد، به صورت زیر می‌باشد:

الف) بررسی مسیرهای عرضه بیانگر آن است که 99 درصد از میزان عرضه بخش «زراعت، باغداری و جنگلداری» به بخش «دامداری، مرغداری، پرورش کرم­ابریشم و ماهیگیری» به صورت مسیر مستقیم صورت می‌پذیرد و در بین مسیرهای غیرمستقیم مسیری که بخش         «عمده­فروشی، خرده فروشی و...» قرار دارد با 7/0 درصد دومین مسیر مهم عرضه‌ی نهاده     می‌باشد. لذا می‌توان گفت که بخش «زراعت، باغداری و جنگل­داری» به صورت مستقیم و قوی بیشترین عرضه‌ی محصول را به بخش «دامداری، مرغداری، پرورش کرم ­ابریشم و ماهیگیری» دارد.

ب) دومین بخشی که بیش‌ترین اثرگذاری را بر بخش «زراعت، باغداری و جنگل­داری» دارد، بخش «تولید محصولات غذایی» می‌باشد. بررسی مسیرهای عرضه نهاده بیانگر آن است که تنها 5/8  درصد از عرضه نهاده بخش «زراعت، باغداری و جنگل­داری» به بخش «تولید محصولات غذایی» به صورت مسیر­مستقیم صورت می‌پذیرد و اکثر مسیرهای افزایش عرضه نهاده به صورت مسیرهای غیرمستقیم صورت می‌پذیرد و در بین مسیرهای غیرمستقیم، مسیری که بخش «دامداری، مرغداری، پرورش کرم ­ابریشم و ماهیگیری» به عنوان بخش واسطه قرار دارد با 1/88 درصد دارای بیش‌ترین مسیر عرضه محصول به بخش «تولید محصولات غذایی»     می‌باشد.

 

 

 

پیوندهای پسین و تقاضای نهاده‌ها

1.­ بخش تولید محصولات غذایی

بخش تولید محصولات غذایی بیشترین تقاضای محصول را از بخش‌های «دامداری، مرغداری، پرورش کرم ­ابریشم و ماهیگیری» و «زراعت، باغداری و جنگل‌داری» به ترتیب با ضریب 484/0 و 237/0 واحد دارد  مسیرهایی که افزایش تقاضا وجود دارد به صورت زیر می‌باشد:

الف) 9/99 درصد از افزایش تقاضای تولید محصولات غذایی از بخش «دامداری، مرغداری، پرورش کرم ­ابریشم و ماهیگیری» به صورت مسیر مستقیم می‌باشد و مسیر دوم با اثری بسیار ضعیف و تنها با 1/0 درصد از اثرات، مسیری است که بخش «تولید پوشاک، چرم و کفش» به عنوان بخش واسطه قرار دارد.

ب) تنها 5/8 درصد از تقاضای بخش «محصولات غذایی» به صورت مستقیم از بخش «زراعت، باغداری و جنگل­داری» صورت می‌پذیرد و بقیه مسیرهای تقاضا به صورت مسیرهای غیرمستقیم می‌باشد و در بین مسیرهای غیرمستقیم، مسیری که بخش «دامداری، مرغداری، پرورش کرم ابریشم و ماهیگیری» قرار دارد با 1/88 درصد، باعث افزایش بیش‌ترین تقاضای بخش «تولید محصولات غذایی» از بخش « زراعت، باغداری و جنگل‌داری»  می‌شود.

 

2. بخش محصولات چوب، مبلمان و کاغذ

بخش «تولید محصولات چوب، مبلمان و کاغذ» بیش‌ترین تقاضای محصول را از بخش‌های   «زراعت، باغداری و جنگل داری»  و « ساختمان» به ترتیب با ضرایب 108/0 و 103/0  واحد را دارد مسیرهایی که افزایش تقاضا برای این دو بخش وجود دارد به صورت زیر می‌باشد:

الف) 7/93 درصد از افزایش تقاضای بخش «تولید محصولات چوب، مبلمان و کاغذ» از بخش زراعت، باغداری و جنگل­داری» بصورت مسیر مستقیم و بقیه اثرات به صورت مسیرهای غیرمستقیم صورت می‌پذیرد و در بین مسیرها، بخشی که تولید محصولات غذایی قرار دارد با 9/2درصد، بعد از مسیر مستقیم بیش‌ترین افزایش تقاضا را دارد.

ب) 3/97 درصد از افزایش تقاضای بخش «تولید محصولات چوب، مبلمان و کاغذ» از بخش  «زراعت، باغداری و جنگل­داری» به صورت مسیر مستقیم و بقیه اثرات به صورت مسیرهای غیرمستقیم صورت می‌پذیرد و در بین مسیرها، بخشی که تولید محصولات غذایی قرار دارد با 9/2 درصد مسیری است که بعد از مسیر مستقیم بیش ترین افزایش تقاضا صورت می‌پذیرد.

3.­ بخش فرآورده های نفتی

بخش «تولید فرآورده های نفتی» بیش‌ترین تقاضای محصول را از بخش‌های «محصولات شیمیایی، لاستیکی و پلاستیکی» و « ماشین آلات» به ترتیب با ضریب 402/0 و 114/0 واحد را دارد مسیرهایی که افزایش تقاضا از این دو بخش وجود دارد  به صورت زیر می‌باشد:

الف. 4/96 درصد از افزایش تقاضای بخش «فرآورده‌های نفتی» از بخش «محصولات شیمیایی، لاستیکی و پلاستیکی» به صورت مسیر مستقیم و بقیه اثرات به صورت مسیرهای غیرمستقیم صورت می‌پذیرد و در بین مسیرها، بخشی که " ماشین آلات" قرار دارد با 6/0 درصد مسیری است که بعد از مسیر مستقیم بیش‌ترین افزایش تقاضا صورت می‌پذیرد و مسیر غیرمستقیم اثری بسیار ضعیف بر افزایش تقاضای بخش «فرآورده‌های نفتی» دارد.

ب. 9/71 درصد از افزایش تقاضای بخش «فرآورده‌های نفتی» از بخش «ماشین آلات» به صورت مسیر مستقیم و بقیه اثرات به صورت مسیرهای غیر­مستقیم صورت می‌پذیرد در بین مسیرهای غیر­مستقیم، مسیری که بخش ساختمان قرار دارد با 9/9 درصد دارای اهمیت نسبتا زیادی در افزایش تقاضای بخش «فرآورده های نفتی» از بخش «ماشین آلات» را دارد.

7. خلاصه و جمع­بندی

در این مطالعه با استفاده از جدول داده و ستانده­ی استان آذربایجان شرقی، به بررسی و شناسایی پیوندهای پسین و پیشین پرداخته شده ­است. نتایج عمده­ی مطالعه بیان­گر آن است که بخش­های «ماشین­آلات»، «محصولات شیمیایی، لاستیکی و  پلاستیکی» و «زراعت، باغ­داری و جنگل­داری» دارای قوی‌ترین پیوندهای پیشین و بخش­های «تولید محصولات غذایی»، «محصولات چوب، مبلمان و کاغذ» و «فرآورده­های نفتی» دارای قوی‌ترین پیوندهای پسین مستقیم و غیرمستقیم در استان آذربایجان شرقی می­باشند. در پیوندهای پیشین، بخش ماشین‌آلات بیشترین عرضه­ی نهاده را به بخش­های «فلزات اساسی» و «ساختمان»، هم­چنین بخش «محصولات شیمیایی، لاستیکی و پلاستیکی» بیش‌ترین عرضه را به بخش­های «فرآورده‌های نفتی» و «تولید پوشاک، چرم و کفش» و نهایت بیش‌ترین عرضه­ی بخش           «زراعت، باغ­داری و جنگل­داری» به بخش­های« دام­داری، مرغ­داری، پرورش کرم ابریشم و ماهی­گیری» صورت می­پذیرد. هم­چنین در پیوندهای پسین، بیش‌ترین تقاضای نهاده­ها برای بخش تولید «محصولات غذایی» از بخش­های «زراعت، باغ­داری و جنگل­داری» و « دام­داری، مرغ­داری، پرورش کرم ابریشم و ماهی­گیری» و برای بخش «محصولات چوب، مبلمان و کاغذ» از بخش­های «زراعت، باغ­داری و جنگل­داری» و «ساختمان» و در نهایت بخش «فرآورده­های نفتی» از بخش­های «محصولات شیمیایی، لاستیکی و پلاستیکی» صورت می‌پذیرد که تمامی این تعاملات و مسیرهای عرضه و تقاضای محصول برای بخش­های مهم از لحاظ پیوندهای پسین و پیشین با رویکرد تحلیل مسیر ساختاری مورد شناسایی و در طول تحقیق بدان اشاره شده­است.



1. Rewan

2. Hirschman

 

1 . Tang & Shapira  

1 . Javire & Perez

2 . Dias et al.

1 . Esparza & Parian

1 . Thorbecke & Khan

منابع
- بانویی، علی اصغر، بزازان، فاطمه، میرزایی، حجت­اله، کرمی، مهدی (1388). سنجش اهمیت بخش‌های اقتصاد منطقه­ای بر مبنای پیوندهای فضایی؛ مطالعه موردی استان گلستان. فصلنامه­ی پژوهشنامه­ی علوم اقتصادی، 6 (11): 35-60.
-بانویی، علی اصغر، پروین، سهیلا (1387). تحلیل­های سیاستی آثار حذف یارانه کالاهای اساسی بر شاخص هزینه زندگی خانوارهای شهری و روستایی در چارچوب تحلیل مسیر ساختاری. فصلنامه­یاقتصادمقداری (بررسی‌هایاقتصادیسابق)، 5 (4): 1-33.
- جهانگرد، اسفندیار (1377). شناسایی فعالیت­های کلیدی در یک برنامه توسعه اقتصادی. مجله­ی برنامه و بودجه، 3 (31-32): 99-123.
- جیروند، عبدالله ( 1375 ). توسعه اقتصادی « مجموعه عقاید ». انتشارات نور حکمت، تهران.
- دعایی، علی (1381). توسعه اقتصادی شهری در یک نشست. ماهنامه­یشهرداری­ها،انتشارات سازمان شهر داری­ها و دهیاری­های کشور، 8(84): 5 – 15.
- رزاقی، ابراهیم (1369). الگوییبرایبازسازیتوسعهاقتصادیایران. نشر توسعه، تهران.
- ضرابی، اصغر، شاهیوندی، احمد ( 1389 ). تحلیلی بر پراکندگی شاخص­های توسعه‌ی اقتصادی در استان­های ایران. مجله­یجغرافیاوبرنامه­ریزیمحیطی،21(2): 17-32.
- علیزاده اصل، حسن، موسوی، میرحسین (1385 ). بررسی تاثیر اجزای تقاضای نهایی بر ارزش افزوده بخش­های تجاری با تاکید بر صادرات. فصلنامه­ی بررسی­های اقتصادی، 3 (1): 51- 72.
- معین، محمد (1380). فرهنگ فارسی معین ، انتشارات امیرکبیر، تهران.
- میرهاشمی، مالک، قاود محمدی، محمدجواد، شکری، بهنام (1387). تحلیل وضعیت شهرستان­های استان تهران از نظر توسعه اجتماعی. فصلنامه پژوهش اجتماعی، 1(1): 157-172.
- Dias, B., & Laura, M., & Antonio, M. (2006). A fuzzy clusteriny apprcach to the key sectors of the spanish economy. Economis Systems Research,18(3): 299-318.
- Esparza, P. (1989). Defense impact analysis within a social accounting framework. growth and chang (A Journal of Urban and Regional Policy),20(3): 63-79.
- Javire, F., & perez, J. (2010). Poverty reduction and SAM multipliers: An evaluation of public policies in a regional framework. European Planning Studies,18(3): 449-466.
- Tang. L., & Shapira, P. (2011). Regional development and interregional collaboration in the growth of nanotechnology research in China. Scientometrics,86(2): 299–315.
-   Thorbecke, E., & Khan, H. (1989). Macroeconomic effects of technologic choice: Multiplier and structural path analysis within a SAM framework. Journal Of policy Modeling,11(1): 131-156.