تأثیر نامتقارن شوکهای قیمتی نفت بر رشد اقتصادی کشورهای OECD و OPEC با تاکید برمحیط شکل گیری شوک ها و تغییرات رژیمی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار اقتصاد دانشگاه ابوعلی سینا همدان

2 استادیار دانشگاه صنعت آب و برق

3 کارشناس ارشد اقتصاد

چکیده

در این مطالعه تأثیر نامتقارن شوک‌های قیمتی نفت بر رشد اقتصادی گروه کشورهای OECD و OPEC با تاکید بر محیط شکل‌گیری شوک‌ها و تغییرات رژیمی، با استفاده از مدل‌‌های  EGARCHو چرخشی مارکف طی دوره‌ی زمانی 1972- 2011 بررسی شده است. نتایج نشان می‌دهد نقش شوک‌های قیمتی نفت در ایجاد فضای نااطمینانی قیمتی در بازارهای جهانی نفت نامتقارن است و شوک‌های شکل گرفته در این فضا نیز تحت یک الگوی سه رژیمی، تأثیر نامتقارن بر اقتصاد هر دو گروه از کشورهای مورد بررسی دارند، با این تفاوت که عدم تقارن در گروه کشورهای OECD و میزان تأثیرپذیری در گروه کشورهایOPEC بیشتر است. البته، اگر شوک‌های قیمتی نفت بعد از دوره ثبات قیمتی در بازار رخ دهند، اقتصاد هر دو گروه از کشورها را بیشتر تحت تأثیر قرار خواهند داد. نتیجه‌ی مهم دیگر این که، شوکی که بر اقتصاد یک گروه تأثیر مثبت دارد بر اقتصاد گروه دیگر تأثیر منفی دارد.

کلیدواژه‌ها


1.­ مقدمه

اکثر برنامه­های اقتصادی کشورهای صنعتی به دلیل وابستگی آنها به واردات نفت و هم‌چنین کشورهای صادرکننده­ی نفت به دلیل اهمیت درآمد­های نفتی در اقتصاد آنها، بر اساس تغییرات و تحولات قیمتی نفت شکل می­گیرد. تحولات قیمتی نفت که به عنوان شوک تعبیر          می­شوند، اکثراً ماهیت تصادفی دارند و به همین دلیل برای عاملین بازارهای نفت شوک­های آتی یا احتمال­های مربوط به وقوع آنها و یا هردوی این موارد نامشخص و ناشناخته است؛ در چنین شرایطی، عاملین اقتصادی نسبت به قیمت‌های آتی نفت خام، نامطمئن خواهند بود. در نتیجه برنامه­ریزی نسبت به آینده در مسایل مرتبط با قیمت نفت با مشکل مواجه خواهد بود. در واقع شوک­های قیمتی نفت در وهله­ی اول؛ مستقیماً با تغییرات ناخواسته­ی قیمتی در بازارهای جهانی نفت و در وهله­ی دوم؛ با ایجاد نااطمینانی در قیمت نفت و به تبع آن ایجاد نااطمینانی در تصمیم­گیری و سیاست­گذاری­های مربوط، اقتصاد کشور­های درگیر در بازارهای جهانی نفت را تحت تأثیر قرار می­دهند. البته در این فرآیند باید به چهار نکته­ی اساسی توجه کرد؛ اول، شوک­های قیمتی در بازارهای جهانی نفت بسته به نوع شوک (منفی و مثبت بودن) که بیشتر به عامل و منشأ شکل­گیری آنها مربوط می­شود، به صورت نامتقارن در ایجاد نوسانات و نااطمینانی قیمتی در بازارهای جهانی نفت نقش دارند. دوم، شوک­هایی که در این محیط ایجاد می­شوند، بسته به شرایط محیط متفاوت خواهند بود و بر اقتصاد نیز به صورت نامتقارن تأثیر خواهند گذاشت. سوم، شوک قیمتی که بر اقتصاد کشور صادرکننده نفت تأثیر مثبت دارد بر اقتصاد کشور وارد کننده­ی نفت تأثیرمنفی دارد. چهارم؛ شوک­های برون­زا، تصمیمات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی به تغییرات رژیمی در اقتصاد منجر می­شوند و در نتیجه­ آن ارتباط بین متغیرهای اقتصادی در رژیم­های مختلف بسته به شرایط حاکم در هر رژیم متفاوت می­گردد. لذا، انتظار بر این است که تأثیر شوک­های قیمت نفت بر اقتصاد در طی زمان از الگوهای رفتاری متفاوتی پیروی کند. در نظر گرفتن این موارد، هرچند فرآیند برنامه­ریزی اقتصادی یک کشور را بیش از پیش پیچیده­تر می­سازد ولی تحقق برنامه­ها و تصمیمات را بیشتر تضمین می­کند و در ضمن این‌که در نظر گرفتن موارد یاد شده برای کشورهایی که قادرند به صورت گروهی در بازارهای جهانی نفت اقدام به تصمیم­گیری کنند، می­تواند بسیار مفید واقع شود. این مطالعه با هدف اثبات چهار نکته­ی یاد شده صورت گرفته است.

     بر این اساس در مطالعه­ی حاضر دو گروه از کشورها برای بررسی انتخاب شده­اند، گروه اول؛ کشورهای عضو OPEC، به‌عنوان بزرگترین گروه کشورهای صادرکنندگان نفت و گروه دوم؛ کشور­های عضوOECD، به عنوان بزرگترین گروه کشورهای واردکننده­ی نفت به طوری که اقتصاد هرگروه از کشورها طی دوره­ی زمانی 1972-2011 به عنوان اقتصادی واحد در نظر گرفته خواهند شد. از لحاظ روش­شناسی نیز برای نشان­دادن موردی که از مدل­[1] EGARCHو برای بررسی موارد دوتا چهار از شاخص شوک­های نرمالیزه شده و مدل­های رگرسیون چرخشی مارکف[2] استفاده شده است. لازم به ذکر است مدل­های رگرسیون چرخشی مارکف از معدود مدل­هایی ­می­باشند که قابلیت شناسایی رژیم­ها (الگوهای رفتاری) واعمال تغییر در نحوه­ی ارتباط بین متغیرها رادر رژیم­های متفاوت دارا هستند.

2.­ پیشینه پژوهش

اولین بررسی تجربی در مورد نوسانات ناشی از تغییرات قیمت نفت توسط داربی[3](1982) انجام شد وی رابطه­ی معنا­داری میان تغییرات قیمت نفت و درآمد حقیقی کشورهای توسعه­یافته پیدا نکرد. اما همیلتون[4](1983) نشان داد که افزایش قیمت نفت باعث کاهش شدید تولید ناخالص داخلی و افزایش بیکاری در آمریکا می­گردد. مورک[5](1989) با تفکیک شوک­های قیمتی مثبت و منفی نشان داده است که افزایش قیمت نفت نتایج مطالعه همیلتون را به دنبال دارد، اما کاهش قیمت نفت در مقایسه با افزایش آن اثر کمتری بر تولید دارد. لی و همکاران[6](1995) با لحاظ محیط تغییر قیمت نفت (مقیاس نوسانات)، تصریح جدیدی از شوک­های منفی و مثبت نفت را به ‌صورت نرمالیزه شده با استفاده از مدل ناهمسان واریانس شرطی  GARCHارایه کردند و سپس با استفاده از مدل VAR، تأثیر نامتقارن شوک­های نفتی را بر فعالیت­های اقتصادی نشان دادند. رایموند و ریچ[7](1997) با بهره­گیری از شاخص افزایش خالص قیمت نفت و مدل­ چرخشی دو رژیمی مارکف نشان دادند که شوک­های نفتی حالت روند رشد پایین را توضیح می­دهند، ولی تأثیر زیادی در رکود اقتصاد امریکا ندارند.

     همیلتون (2003) نشان داد عامل اصلی تورم در تجارت جهانی، شوک­های مثبت نفتی  می­باشد و افزایش قیمتی که بعد از یک دوره ثبات قیمت نفت رخ می­دهد نسبت به افزایشی که بعد از یک دوره کاهش قیمت نفت صورت می­پذیرد اثر بیشتری بر اقتصاد دارد.                           گرانوالد[8](2006) با استفاده از یک مدل چرخشی مارکف (MSH(3)-AR(4)) تصریح جدیدی در مورد شوک­های نفتی ارایه کرد که قادر به تفکیک شوک­های بزرگ نفتی می­باشد. وی متغیر شوک­های بزرگ قیمتی نفت را به‌صورت زیر تعریف کرد:

(1)

 

     سپس با استفاده از مدل VAR نشان داد که شوک­های بزرگ نفتی بر اقتصاد آلمان مضر هستند. کلنی و مانرا[9](2009) با استفاده از مدل­های چرخشی مارکف نشان دادند که بحث عدم تقارن تأثیر شوک­های نفتی در مورد رشد اقتصادی تمامی کشورهای G7 صادق می­باشد. ولی به دلیل بهبود کارایی انرژی، همراه با رویکرد سیستماتیک خوبی که حاکمیت پولی و مالی این کشورها در مواجهه با عرضه اضافی و شوک­های تقاضا در پیش گرفته­اند، به مرور زمان از نقش شوک­های نفتی در توضیح بحران­های اقتصادی این کشورها کاسته شده است. فرزانگان و مارکوات[10](2009) با استفاده از مدل VAR نشان دادند که شوک­های قیمت نفت در ایران به شدت تورم، تولید بخش صنعت و مخارج دولتی را به‌صورت نامتقارن تحت تأثیر قرار       می­دهند، آنان بیان کردند که نشانه­های بیماری هلندی در اقتصاد ایران را می­توان به وضوح، در ارتباط بین نرخ ارز موثر و شوک­های قیمتی نفت مشاهده کرد. پرسمن و روبیز[11](2011) نشان دادند که کشورهای واردکننده و صادرکننده نفت، اثرات نامتقارن از تغییرات قیمت نفت     می­پذیرند به طوری که شوک نفتی که اثر منفی بر اقتصاد کشورهای واردکننده دارد، بر اقتصاد کشورهای صادرکننده بی­تاثیر می­باشد. رحمان و سرلیتز[12](2012) با استفاده از مدل­های VARMA، GARCH و BEKK نشان دادند که فرآیند شرطی واریانس- کوواریانس[13] بین تولید و تغییرات واقعی قیمت نفت به‌صورت غیرقطری و نامتقارن معناداراست هم‌چنین افزایش نااطمینانی قیمت نفت باعث رشد پایین فعالیت­های اقتصادی در کانادا می­شود.

    از مطالعات داخلی نیز می­توان به مطالعات مهرآرا و نیکی اسکوئی(1385)، ابریشمی و همکاران(1387)، دلاوری و همکاران(1387)، بهبودی و همکاران(۱۳۸۸)، امامی و ادیب‌پور(1388)، نعمت اللهی و مجدزاده طباطبائی(1388)، سوری و همکاران(1390) و جهادی و علمی(1390) اشاره کرد. وجه تمایز مطالعه حاضر از سایر مطالعات در بررسی گروهی کشورها و در تاکید بر محیط شکل­گیری شوک­ها و تغییرات رژیمی می­باشد.

3.­ مدل­های چرخشی مارکف

بسیاری از متغیرهای اقتصادی در طول زمان تحت تأثیر مسایلی هم‌چون بحران­های مالی، سیاسی و تصمیمات اقتصادی دچار شکست­های ساختاری متعدد معنا­داری می­شوند و در نتیجه­ی آن؛ در طی زمان الگوی رفتاری ارتباط بین متغیرهای اقتصادی متحول شده و رابطه­ی جدیدی بین آنها شکل ­می­گیرد. همیلتون در سال 1989 برای چنین شرایطی استفاده از مدل‌های چرخشی مارکف را پیشنهاد داده است. مدل­­های چرخشی مارکف الگوی رفتاری، دگرگونی (تغییر وضعیت) در طی زمان­ را برای داده­ها به صورت درون­زا مدل­سازی می­کنند.                        در این مدل­ها، امکان وجود یک تغییر دایمی یا چندین تغییر موقت وجود داشته و این تغییرات می­توانند به دفعات و برای مدت­ کوتاهی اتفاق بیفتند، در عین حال در این مدل به صورت درونزا زمان­های دقیق تغییرات و شکست­های ساختاری تعیین می­شوند (فلاحی و هاشمی، 1389: 140). تفاوت واریانس­ها نیز می­تواند به عنوان یکی از ویژگی­های این مدل­ها لحاظ شود. همچنین این مدل­ها فروض کمتری را بر توزیع متغیرهای مدل تحمیل                          می­نماید و قادر به برآورد همزمان تغییرات متغیرهای مستقل و وابسته، مشروط به درونزا بودن وضعیت اقتصاد کشور در هرمقطعی از زمان می­باشند (ابونوری و عرفانی، 1387: 161-162).  در حالت کلی برای بررسی ارتباط بین دو متغیر بر اساس مدل­های چرخشی مارکف می­توان یک حالت تعمیمی به صورت زیر تعریف کرد:

(2)

 

تمامی عناصر سمت راست رابطه (2) تابعی از متغیر رژیم یا وضعیت ( ) می­باشند.  یک متغیر تصادفی گسسته و غیر قابل مشاهده است که در طول زمان بر اثر تغییرات نهادی و ساختاری تغییر می­کند و می­تواند K حالت به خود بگیرید. در رابطه (2) هر یک از اجزا رژیمی می­توانند به صورت غیر رژیمی نیز ظاهر شوند که در این صورت با چندین مدل چرخشی متفاوت مواجه خواهیم بود.

     در مدل­های چرخشی مارکف، متغیر  قابل مشاهده نیست و لذا، نمی­توان دقیقا مشخص کرد که در زمان t دقیقاً در کدام رژیم یا وضعیت قرار داریم اما می­توان گفت احتمال این که در رژیم  باشیم چقدر است. تعیین وضعیت به وسیله توابع احتمال انتقالی یک فرآیند محدود (متناهی)  وضعیتی مارکف با گسستگی زمانی صورت می­گیرد بدین مفهوم که بر اساس زنجیره  وضعیتی مارکف؛ متغیر گسسته  تابعی از مقادیر گذشته خودش می­باشد که برای سادگی، فرض می­شود زنجیره­ی مارکف از نوع مرتبه اول است. با پیگیری این زنجیره، فرآیند ایجاد داده[14] (DGP­( در مورد متغیر رژیم تکمیل می­شود.

(3)

 

با کنار هم قرار دادن این احتمالات در یک ماتریس K*K، ماتریس احتمال انتقالات(P) به دست می­آید که هر عنصر آن ( ) احتمال انتقال از وضعیت i به وضعیت j را نشان می­دهد.

(4)

 

     روش مرسوم برای برآورد پارامترهای تصادفی در مدل­های چرخشی مارکف حداکثر کردن تابع لگاریتم درستنمایی ( ) احتمال مشترک بین وقوع  و تمام ها نسبت به پارمترهای تصادفی می­باشد (مینگ کوان[15]، 2002: 8-13).

4. محیط شکل­گیری و تصریح شوک­ها

با توجه به تاکید مطالعه حاضر بر محیط شکل­گیری شوک­ها، نیاز به محاسبه نااطمینانی قیمتی در بازارهای جهانی نفت و لحاظ آن در تصریح شوک­های قیمتی نفت می­باشد، در این راستا روند مطالعه لی و همکاران (1995) که در آن تصریح غیرخطی مقیاس­بندی شده برای شوک‌های منفی (SOPD) و مثبت (SOPI) با استفاده از مدلAR(4)-GARCH(1,1) ارایه شده است، متناسب با اهداف این مطالعه تشخیص داده شد. اما باید توجه داشت، اولاً هرگونه مقادیر پیش­بینی نشده یک متغیر سری زمانی به عنوان شوک مربوط آن متغیر شناخته می­شود، لذا، معادله میانگین شرطی لزوماًAR(4) نخواهد بود. ثانیاً؛ در مدلGARCH اثر شوک‌های منفی و مثبت متقارن در نظر گرفته می‌شود؛ در حالی که نوسانات یک سری نسبت به شوک­های منفی و مثبت واکنش یکسانی نشان نمی­دهد، لذا، برای تحلیل رفتارنوسانات در شکل­گیری نااطمینانی لازم است از یک مدل نامتقارن استفاده گردد. بر این اساس در این مقاله از مدل­ نامتقارن  EGARGHاستفاده شده است.

    برای برآورد مدل EGARCH، ابتدا معادله میانگین شرطی با استفاده از قیمت­های اسمی سبد نفتی اپک طی دوره زمانی 1972-2011 در حالت­های مختلف مدل­ARMA(p,q) برآورد گردید و در ادامه بر اساس کمترین معیار اطلاعات آکائیک(AIC) و شوارتزبیزین (SBC) معادله ARMA  (1,3)از بین معادلات برآوردی انتخاب گردید.

 

جدول 1. نتایج برآورد مدل EGARCH(1,1)

معادله میانگین شرطی ( )

         

متغیر

**5420/0-

*5116/0

1463/0-

*9619/0

2154/40

ضریب

2145/0

1248/0

1750/0

1208/0

0415/64

انحراف معیار

معادله واریانس شرطی( )

       

متغیر

**1676/1

7633/0*

3535/0-

*6568/4

ضریب

0430/0

2629/0

3443/0

0055/0

انحراف معیار

                 

*، ** و *** به ترتیب معناداری در سطح احتمال 1%، 5 % و 10 % را نشان ­می­دهند.

براساس نمودار همبستگی نگار مربوط به مربع لگاریتم پسماندهای حاصل از برآورد مدل ARMA(1,3) نیز مدل‌EGARCH(1,1) به عنوان مناسب­ترین مدل برای معادله­ی واریانس شرطی انتخاب شده است.نتایج مربوطه در جدول (1) بر اساس رابطه­ (5) ارایه شده است.

(5)

 

 

 

مثبت بودن مقدار پارامتر γ در برآورد مدلEGARCH، نشان می­دهد که تأثیر شوک­های مثبت قیمتی نفت در بازارهای جهانی نفت نااطمینانی قیمتی بیشتری را به دنبال دارد (9309/1θ=+γ)، در حالی که شوک­های منفی قیمتی نفت باعث کاهش نوسانات و نااطمینانی قیمتی در بازارهای جهانی نفت می­شوند (4043/0-γ-θ=). لذا، می­توان نتیجه­ گرفت شوک­های اولیه قیمتی در بازارهای جهانی نفت، تأثیر نامتقارن بر شکل­گیری نوسانات قیمتی نفت دارند.    این نتیجه مطابق با واقعیت­های بازارهای جهانی نفت می­باشد. چرا که شوک­های مثبت نفتی معمولاً زمانی حادث می­شوند که امنیت عرضه­ی نفت در بازارهای جهانی با مشکل مواجه باشد و یا حداقل نگرانی در مورد آن وجود داشته باشد. همین امر موجب ایجاد نااطیمنانی در تقاضاکنندگان نفت و در نهایت شکل­گیری نوسانات قیمتی در بازارهای جهانی نفت می­گردد. حال آن که شوک­های منفی زمانی حادث می­شوند که نوعی اطمینان از امنیت عرضه نفت وجود داشته باشد، که این شرایط باعث می­گردد از نگرانی تقاضاکنندگان کاسته شده و در نتیجه نوسانات قیمت نفت کاهش یابد. البته بر اساس مطالعات تجربی و واقعیات موجود، از آنجا که سطح عمومی قیمت­ها در مقیاس جهانی با افزایش قیمت (شوک­های مثبت قیمت) نفت افزایش می­یابد، نوعی چسبندگی رو به پایین قیمتی نیز در بازارهای نفت حاکم می­شود و به همین دلیل شوک­های منفی قیمتی در کاهش نااطمینانی بازار نقش کم­رنگ­تری دارند.

حال که معادله EGARCH تخمین زده شد، شوک­های منفی(SOPD) و مثبت نفت (SOPI) به صورت مقیاس­بندی (نرمالیزه) شده تصریح می­گردد.

(6)

 

بر اساس تصریحات مقیاس؛ اگر در شرایط ثبات نسبی قیمتی در بازارهای جهانی نفت، تغییر آنی در قیمت­ نفت رخ دهد ( )، اندازه­ی شوک­های مقیاس به شدت افزایش پیدا می­کند اما درشرایط نااطمینانی (بی­ثباتی)، تغییر آنی قیمت نمی­تواند به مقدار حالت قبلی شوک­های مقیاس را افزایش دهد. این وضعیت، متضمن آن خواهند بود که تغییرات یکسان قیمت در محیط­های مختلف بازار جهانی نفت، اثرات متفاوتی بررشد اقتصادی داشته باشند.

5.­ تبیین مدل چرخشی مارکف

در این مقاله از داده­های مجموع تولید ناخالص داخلی کشور­هایOPEC و OECDبه قیمت ثابت سال2005 طی دوره زمانی 1972-2011، بر اساس رابطه (7) برای محاسبه رشد اقتصادی استفاده شده است:

(7)

 

    به پیروی از مطالعات تجربی، مدلی کلی که برای بررسی تأثیر شوک­های قیمتی نفت بر رشد اقتصادی در نظر گرفته شده است به صورت رابطه زیر است:

(8)

 

که در آن؛ ،  و  به ترتیب نشان­دهنده­ی متغیر وضعیت، متغیر مستقل (شوک­های منفی و مثبت مقیاس­بندی شده) و رشد اقتصادی است. شایان ذکر است سری قیمت نفت، شوک­های نرمالیزه شده و رشد اقتصادی براساس آزمون­ریشه واحد KPSS[16]در سطح مانا می­باشند.

6.­ برآورد مدل چرخشی مارکف و تحلیل نتایج

در تخمین مدل­های چرخشی مارکف ابتدا بر اساس کمترین مقدار معیار AIC تعداد بهینه رژیم­ها، تعداد وقفه­های p و q و نوع مدل چرخشی تعیین می­شود. در ادامه از آزمونLR   برای آزمون فرض صفر مبنی بر خطی بودن مدل در برابر فرض چرخشی بودن آن و برای بررسی عدم وجود خود همبستگی و ناهمسانی واریانس ترتیب از آزمون پورتمن و ARCH استفاده می­گردد. نتایج این آزمون­ها و نتایج مدل­های مربوط به شوک­های منفی (SOPD) و مثبت (SOPI) که بر اساس این آزمون­ها برای هر دو گروه از کشورها برآورد شده­اند، در جدول (2) و (3) آورده شده است.

     در جدول (2) و (3) تفاوت مقادیر متغیر وضعیت (عرض از مبدأ) در رژیم­های مختلف نشان می­دهد که رشد اقتصادی گروه کشورهای OPEC و OECD در برخورد با شوک­های منفی و مثبت نرمالیزه شده قیمت نفت از سه الگوی رفتاری متفاوت پیروی ­می­کنند. هم‌چنین بر اساس مقادیر عرض از مبدأ هر چهار مدل برآوردی در رژیم­های مختلف می­توان گفت که رژیم صفر، یک و دو به ترتیب نشان دهنده­ی رشد اقتصادی پایین، متوسط و بالا می­باشند.

هم‌چنین براساس مجموع ضرایب شوک­ها ( ) در جدول (2)؛ شوک­های مثبت قیمت نفت تأثیر منفی و شوک­های منفی تأثیر مثبت بر رشد اقتصادی کشورهای OECD دارند در حالی که بر اساس مجموع ضرایب شوک­ها ( ) در جدول(3)؛ شوک­های مثبت قیمت نفت تأثیر مثبت و شوک­های منفی تأثیر منفی بررشد اقتصادی کشورهای OPEC دارند. البته تأثیر شوک­های مثبت بر اقتصاد هر دو گروه کشورها بیشتر از تأثیر شوک­های منفی است. نکته­ی جالب توجه این است که تأثیر شوک­های منفی بر اقتصاد گروه کشورهای OECD بسیار ناچیز است (0004/0)، ولی در مقابل تأثیر همین شوک­ها بر اقتصاد گروه کشورهای OPEC قابل ملاحظه است (1872/0-). هم‌چنین تأثیر شوک­های مثبت بر اقتصاد گروه کشورهای OECD قابل توجه می­باشد (1386/0-) و در مورد اقتصاد گروه کشورهای OPEC نیز چنین شرایطی حاکم است (1942/0)، با این تفاوت که میزان این تأثیرگذاری نسبت به اقتصاد گروه کشورهای OECD بیشتر می­باشد. در حالت کلی، اقتصاد گروه کشورهای OPEC نسبت به اقتصاد گروه کشورهای OECD از شوک­های قیمتی نفت بیشتر تأثیر می­پذیرند که دلیل این امر را می­توان به اقتصاد تک محصولی کشورهای OPEC نسبت داد. همچنین عدم تقارن تأثیرگذاری بین شوک­های منفی و مثبت در اقتصاد کشورهای OECD به مراتب بیشتر از کشورهای OPEC می­باشد، دلیل این امر را نیز می­توان به این نسبت داد که  ظرفیت­های تولیدی و بهره­وری نهاده­های تولید در کشورهای OECD نسبت به کشورهای OPEC به مراتب بالا می­باشد. بنابراین زمانی که قیمت نهاده­ی انرژی (نفت) بر اثر شوک قیمتی مثبت افزایش می­یابد، بهره­وری در کل فرآیند تولید کاهش می­یابد. اما زمانی که شوک­ قیمت منفی رخ می­دهد به دلیل این که، اکثر این کشورها برای حفظ رقابت­پذیر بودن تولید سایر حامل‌های انرژی،­ به خصوص انرژی­های تجدیدپذیر در مقابل حامل­های وارداتی انرژی (مانند نفت)، سیاست تعرفه واردات بر انرژی را در زمان کاهش قیمت نفت در پیش می­گیرند، واردکنندگان نفت مجبور می­شوند هزینه­های اضافی را برای واردات بیشتر نفت پرداخت کنند و همین امر منجر می­شود کاهش قیمت نفت چندان قادر به تحریک تولید و رشد اقتصادی نباشد. در واقع این کشورها با این سیاست تعرفه­ای، از افزایش وابستگی اقتصاد خود به واردات نفت جلوگیری می­کنند. در مقابل چون کارکرد درآمدی و هزینه­ی نفت در کشورهای عضو OPEC، به دلیل تک محصولی بودن اقتصاد بیشتر از کارکرد تولیدی آن می­باشد انتظار بر این است، این کشورها بیشتر تحت تأثیر شوک­های قیمتی نفت قرار گیرند. هر چند این کشورها نیز سیاست­های مختلفی را در قبال تبدیل کارکرد هزینه­ای و درآمدی نفت به کارکرد سرمایه­ای و تولیدی در پیش گرفته­اند، ولی دولتی بودن اکثر این اقتصادها مانع از تحقق و موفقیت­ چنین سیاست­هایی در اکثر کشورهای عضو OPEC گردیده است. البته براساس شوک­های نرمالیزه شده، نباید از این موضوع غافل شد که اگر تغییرات قیمتی بعد از یک دوره ثبات رخ دهد، هر دو نوع شوک نسبت به حالتی که فضای نااطمینانی بر بازارهای جهانی نفت حاکم باشد، رشد اقتصادی را با شدت بیشتری تحت تأثیر قرار خواهند داد.

     یکی از خروجی­های مدل­های چرخشی مارکف، توابع احتمال انتقالات و خصوصیات رژیمی می­باشد که اطلاعات سودمندی را در مورد کیفیت ارتباط بین متغیرها در رژیم­های مختلف ارایه می­کنند، این خروجی­ها در انتهای جدول (2)و (3) به تفکیک شوک­ها و گروه‌‌های اقتصادی بررسی شده­ است.

شایان ذکر است احتمال انتقالات نشان­ می­دهند در صورتی که در زمان t در رژیم i قرار بگیریم، احتمال این که در زمان t+1 در رژیم j قرار بگیریم چقدر است. هم‌چنین احتمالات تجمعی نشان می­دهند هر رژیم چند درصد از دوره زمانی مورد مطالعه را شامل می­شود به عبارتی احتمالات تجمعی، احتمال حادث شدن هر یک از رژیم­ها را در دوره جاری، قطع‌نظر از این که در دوره گذشته در رژیم صفر یا یک و یا دو باشیم را نشان می­دهد. دوره دوام، نیز نشان­دهنده­ی متوسط دوره­ای است که طول می­کشد تا از رژیمی به رژیم دیگر تغییر وضعیت دهیم. بر اساس مطالب مذکور، توابع احتمال انتقالات و ویژگی­های رژیمی تشریح می­گردد.

 

 

 

 

 

 

جدول 2. نتایج آزمون­ها و برآورد مدل­های چرخشی مارکف مربوط به گروه کشورهای OECD

مدل

MSIH(3)-ARX(5,5)

MSIH(3)-ARX(4,5)

متغیر مستقل

شوک­های مثبت

شوک­های منفی

Log-likelihood

6285/179

1896/130

معیار AIC

4320/9-

7388/65-

آزمون

آماره

سطح معنی داری

آماره

سطح معنی داری

خطی بودن LR(Likelihood Ratio)

74/148

0000/0

840/64

0000/0

خودهمبستگی پورتمن (Portmanteau)

9313/3

7877/0

751/22

1206/0

ناهمسانی واریانس (ARCH)

3136/0

5929/0

0606/0

8097/0

متغیرها

ضرایب

انحراف معیار

ضرایب

انحراف معیار

عرض از مبدأ

رژیم 0

0340/0

0019/0*

0092/0-

0104/0

رژیم 1

0452/0

0005/0*

0327/0

0003/0*

رژیم 2

0578/0

0023/0*

0359/0

0027/0*

انحراف معیار

رژیم 0

0050/0

0014/0*

0230/0

0014/0*

رژیم 1

0000/0

0009/0

0002/0

0001/0*

رژیم 2

0057/0

0017/0*

0105/0

0017/0*

 

0567/0

0005/0*

1246/0-

0033/0*

 

0503/0

0003/0*

2174/0

0051/0*

 

2839/0-

0003/0*

1266/0-

0087/0*

 

0931/0-

0005/0*

2634/0-

0137/0*

 

2499/0-

0001/0*

 

 

 

0218/0

0002/0*

0143/0-

0003/0*

 

0156/0-

0004/0*

0359/0-

0006/0*

 

0265/0-

0002/0*

0262/0

0007/0*

 

1136/0-

0004/0*

0179/0

0007/0*

 

0046/0-

0001/0*

0065/0

00001/0*

 

1386/0-

 

0004/0