شناسایی جایگاه پتروشیمی در اقتصاد ایران با استفاده از بردارهای ویژه

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار واحد علوم و تحقیقات خوزستان

2 کارشناس ارشد علوم اقتصادی

چکیده

در این مقاله پیوندهای پیشین و پسین برای بخش پتروشیمی با استفاده از روش‌های متعارف و اصلاح شده چنری – واتانابه و راسموسن و روش بردار ویژه، شناسایی می‌شوند. روش مذکور که مبتنی بر نظریه پرون – فروبنیوس می‌باشد، به تداوم ماندگاری یک بخش با سایر بخش‌ها بر اساس اندازه تقاضای نهایی و ارزش افزوده آنها در چرخه تولید، توجه دارد. بدین منظور، از جدول داده – ستانده سال 1380 که به 27 بخش همفزون گردیده ، استفاده شده است. نتایج نشان می‌دهد بخش پتروشیمی در کلیه روش‌های به کار رفته دارای پیوند پسین قوی و پیوند پیشین ضعیف بوده و جزء بخش‌های کلیدی محسوب نمی‌شود پیوند پسین قوی حاکی از بالا بودن سهم تقاضای واسطه‌ای این بخش است بنابراین بخش پتروشیمی بیشتر به عنوان یک صنعت بالادستی برای اغلب بخش‌های اقتصادی می‌باشد و درجه خود کفایی این بخش نسبت به سایر بخش‌های اقتصادی بالاست.

کلیدواژه‌ها


1. مقدمه

     صنعت پتروشیمی به عنوان یکی از اساسی­ترین و مهم­ترین صنایع موجود در جهان بوده که از آن به عنوان صنعت مادر یاد می­شود. ایران به سبب در اختیار داشتن منابع عظیم نفت و گاز و قرار گرفتن در شاهراه انرژی جهان می­تواند نقش مهم و شایسته­ای در عرصه پتروشیمی به عهده گیرد و با توجه به ارتباط بالا­دست و پایین­دست این صنعت با سایر صنایع، گسترش ظرفیت­های آن می­تواند نقش مؤثری در رشد و توسعه اقتصادی کشور داشته باشد. از این رو، تعیین جایگاه پتروشیمی در اقتصاد ملی و بررسی میزان تاثیرگذاری این بخش بر سایر بخش­های اقتصاد، کاملاً ضروری ­می­باشد. به کمک جدول داده – ستانده[1] و با بررسی پیوندهای پیشین و پسین[2]، قادر هستیم مشخص نماییم که این صنعت با چه صنعت یا صنایعی ارتباط قوی­تری دارد و توسعه آن تا چه حد می­تواند در گسترش خود پتروشیمی و سایر صنایع وابسته به آن نقش داشته باشد. هم چنین، می­توانیم صنایع کلیدی[3] اقتصاد را شناسایی نماییم. صنایع کلیدی شامل بخش­هایی می­شود که از نظر مقداری دارای پیوند پیشین و پسین بزرگتر از واحد باشند. یعنی بخش مورد نظر هم از نظر دریافت از سایر بخش­ها و هم از نظر ارایه نهاده و خدمات به سایر بخش­ها، قوی می­باشد. در سنجش پیوندهای پیشین (BL) و پسین (FL) تاکنون بیشتر از روش­های متعارف و سنتی  چنری – واتانابه و راسموسن استفاده شده است که این روش­ها به لحاظ سیاست­گذاری و برنامه­ریزی بخشی، دارای محدودیت­هایی می­باشند. به منظور بر طرف کردن محدودیت­های موجود، می­توان روش بردار ویژه[4] را به کار برد.  این روش قادر است تداوم ماندگاری هر بخش­ را با سایر بخش­های اقتصادی، با توجه به اندازه تقاضای نهایی و ارزش افزوده آنها در چرخه تولید آشکار و محدودیت­های فوق را برطرف نماید. در این مقاله پیوندهای پیشین و پسین و صنایع کلیدی، با تمرکز بر بخش پتروشیمی و با استفاده از روش­های سنتی و اصلاح شده چنری – واتانابه و راسموسن و روش بردار ویژه، در پنج بخش شناسایی می­شوند. در بخش بعدی به مطالعات تجربی انجام شده و در بخش سوم به پایه­های آماری تحقیق اشاره شده است. تجزیه و تحلیل نتایج در بخش چهارم و در پایان نتیجه گیری مطرح شده است. در انجام محاسبات کامپیوتری از نرم­افزارهای Matlab و Excel استفاده گردیده است. 

 

2.ادبیات موضوع

    در شناسایی پیوندهای پیشین و پسین، تا کنون تمرکز بیشتر بر روی روش­های سنتی بوده است که در این زمینه می­توان به مطالعات زیر اشاره کرد. جهانگرد (1377)، اسفندیاری (1377)، بانوئی و همکاران (1377)، جهانگرد (1381)، صامتی و مجید نراقی (1382)، کمیجانی و عیسی­زاده (1382)، حداد کشاورز (1383). اما روش بردار ویژه تا کنون زیاد مورد توجه قرار نگرفته است. این روش رای اولین بار توسط دیازنباخر(1992)، به منظور اندازه­گیری وابستگی میان بخش­ها ارایه شد. در این روش نشان داده می­شود که عناصر بردار ویژه متناظر با بزرگترین مقدار ویژه برای یک ماتریس می­توانند برای اندازه­گیری پیوند بین بخشی به کار روند. وی در مطالعه خود روش بردارهای ویژه را با دو روش دیگر که به طور معمول به کار می­رود مقایسه می­نماید. در تحقیق انجام شده، پیوند غیر مستقیم و بخش­های کلیدی برای هلند طی دوره 1948 تا 1984 مشخص شده­اند. نتایج نشان می­دهند که روش بردار ویژه اندازه­گیری بهتری برای پیوند میان بخش­ها ارایه می­دهد. این روش برای رتبه بندی بخش­ها سودمند است و همچنین به تغییر در ساختار اقتصاد حساس می­باشد. مطالعات داخلی که با این روش انجام شده­اند، به شرح زیرمی­باشند.

   بانوئی، جلودار ممقانی و آزاد(1388)، در مطالعه خود از روش بردار ویژه در در سنجش بین پیوند­ها که مبتنی بر نظریه پرون – فروبنیوس در مورد ماتریس­های مثبت تحویل ناپذیر است استفاده کرده­اند. برآیند نتایج این است که، ضرایب همبستگی پیوندها بین روش چنری – واتانابه[5]و روش راسموسن[6] بسیار بالا ولی با روش بردار ویژه بسیار پایین است و دیگر این که، ضرایب حاصله از روش بردار ویژه نسبت به روش­های استاندارد بهتر می­تواند میزان ماندگاری واسطه­ای بخش­ها را در ساختار تولید و در نهایت در شناسایی بخش­های کلیدی تبیین نماید. در مطالعه دیگری، ولی نژاد ترکمانی، بانوئی، جلودار ممقانی (1388)، ضمن بررسی محدودیت­های روش­های چنری – واتانابه و راسموسن، پیوند­های پسین و پیشین اقتصاد استان تهران را با استفاده از روش چنری – واتانابه، راسموسن و بردار ویژه مورد سنجش قرار داده­اند. نتایج نشان می­دهند که روش بردار ویژه نسبت به سایر روش­ها، بهتر می­تواند شناسایی بخش­های کلیدی و ساختار اقتصاد استان را بر اساس ماندگاری بخش­ها در چرخه تولید تبیین نماید.

 

3. روششناسی

    در چارچوب مدل­های داده – ستانده، تولید هر بخش ویژه دو نوع اثر اقتصادی بر سایر بخش­ها دارد. اگر بخش j تولید خود را افزایش دهد، بدین معناست که تقاضای بخش j برای محصولات بخش­هایی که محصولاتشان به عنوان نهاده در بخش j استفاده می­شود، افزایش خواهد یافت.  اصطلاح «پیوند پیشین» برای رابطه­ای که طبق آن یک بخش، نهاده­هایش را از بخش­های دیگر تهیه می­کند و اصطلاح «پیوند پسین» برای نشان دادن ارتباطی که طبق آن یک بخش محصولش را به بخش­های دیگر می­فروشد، به کار می­رود. بخشی که پیوند پیشین و پسین قوی داشته باشد، به عنوان یک بخش کلیدی در اقتصاد شناخته می­شود.

3-1. پیوندپیشینوپسینبااستفادهازروش­هایچنری واتانابه و راسموسن

در یک اقتصاد n بخشی رابطه میان تولید و تقاضای نهایی به صورت زیر بیان می­شود:

  (1)

که در آن X بردار ستونی تولید ناخالص، f  بردار تقاضای نهایی و  A ماتریس ضرایب فنی می­باشد.   عضو از ماتریس A میزان نیاز به کالاها و خدمات واسطه­ای بخش i ام (عرضه کننده) به ازای ارزش یک واحد تولید بخشj ام (تقاضا کننده) را بیان می­کند. بر مبنای ساختار تولید معین که خود مبتنی بر فرض ثابت بودن ضرایب فنی و قیمت­هاست، معادله (1) نسبت به x به صورت زیر حل می­شود:

           (2)

در رابطه فوق،  ماتریس معکوس لئونتیف است. ملاک سنجش شاخص­های FL (پیوند پسین) وBL (پیوند پیشین)، در روش­های متعارف و سنتی چنری – واتانابه و راسموسن به ترتیب، ماتریس­های A و  می­باشند که در سنجش بخش­ها در این مقاله، به صورت شاخص­های نرمال شده محاسبه می­گردند. وجه تسمیه شاخص­های نرمال شده در این است که، شاخص­های FL و BL عملکرد متوسط هر بخش را به عملکرد متوسط کل اقتصاد آشکار می­کنند و بخش یا بخش­هایی که FL و BL نرمال شده آنها بزرگتر از واحد باشند، جزء بخش­های کلیدی در نظر گرفته می­شوند. روابط زیر شاخص­های نرمال شده FL و  BL در روش­های چنری- واتانابه و راسموسن را نشان می­دهند.

   (3)

   (4)

        (5)

   (6)

و به ترتیب شاخص­های نرمال شده مستقیم و  و  شاخص­های نرمال شده مستقیم و غیر مستقیم را نشان می­دهند. e و  به ترتیب بردارهای ستونی و سطری جمع می­باشند که تمام عناصر آنها عدد یک است. به کارگیری روش­های متعارف چنری – واتانابه و راسموسن در سنجش پیوندهای پیشین (BL) و پسین(FL)، دارای محدودیت­های زیر می­باشد: اول این که، نقش بخش تقاضا کننده و بخش عرضه کننده در سنجش این نوع پیوندها مشخص نیست. دوم این که، شاخص BL با الگوی تقاضا محور لئونتیف همخوانی دارد و بر استراتژی رشد نامتوازن استوار است، ولی پایه­های نظری شاخص FL در روش­های متعارف چنری – واتانابه و راسموسن را استراتژی رشد متوازن تشکیل می­دهد. یعنی این که، تقاضای نهایی همه بخش­ها بر مبنای وزن یکسان واحد به طور همزمان افزایش می­یابد. برای برون رفت از این محدودیت­ها، الگوی عرضه محور گش[7]، برای محاسبه شاخص FL، به شکل زیر ارائه شده است که تحت عنوان روش­های اصلاح شده نامیده می­شوند.

سنجش FL در الگوی گش، بر اساس رابطه زیر شکل می­گیرد:

 

3-5. پایه­های آماری

    پایه­های آماری این پژوهش را جدول داده­- ستانده سال 1380 تشکیل می­دهد که یک جدول 99 بخشی می­باشد که مفاهیم مندرج در آن به صورت بخش در بخش با تکنولوژی بخش محاسبه گردیده است. طبقه بندی فعالیت­ها در این جدول بر اساس "ویرایش  سوم طبقه بندی استاندارد بین­المللی کلیه فعالیت­های اقتصادی" (ISIC.Rev.3) صورت گرفته است.  به منظور ارایه بهترِ نتایج و جلوگیری از پیچیدگی و طولانی شدن محاسبات، 99 بخش به 27 بخش همفزون[8] گردیده است. کلیه نتایج با استفاده از نرم­افزارهای Matlab و Excel محاسبه شده­اند.

 

4. تجزیهوتحلیل

   در این مقاله ابتدا شاخص FL (پیوند پسین)، با استفاده از روش­های سنتی چنری واتانابه، راسموسن و بردار ویژه و سپس با استفاده از روش­های اصلاح بررسی شده است. در ادامه شاخص BL (پیوند پیشین)، با استفاده از روش­های چنری – واتانابه، راسموسن و بردار ویژه محاسبه و از این طریق صنایع کلیدی در اقتصاد ایران شناسایی می­شوند.

4-1. بررسیشاخصFL (پیوند پسین)

    در ابتدا، برای محاسبه شاخص­های FL، از سه روش چنری- واتانابه، راسموسن و بردار ویژه استفاده می­کنیم. نتایج محاسبات در جدول (1) ارایه شده است. این جدول هم چنین رتبه هر بخش را در پیوند متناظر نشان می­دهد. از اطلاعات این جدول فهمیده می­شود که ضریب همبستگی بین روش چنری - واتانابه و راسموسن 99/0 و ضرایب همبستگی میان روش­های چنری – واتانابه و راسموسن با بردار ویژه به ترتیب 39/0و 44/0 می­باشند. نتایج نشان می­دهد که رابطه شاخص FL میان روش چنری – واتانابه و راسموسن تقریباً به واحد نزدیک است، حال آن که رابطه یاد شده با روش بردار ویژه بسیار پایین می­باشد. در این راستا می­توان به دلایل زیر اشاره کرد.

اول اینکه، بخش­های اقتصادی در روش­های چنری - واتانابه و راسموسن تقریباً رتبه­بندی مشابهی دارند. ولی­رتبه بندی بخش­ها در روش بردار ویژه تفاوت قابل ملاحظه­ای با این دو روش دارد. دوم، به کار گیری بردار ستونی واحد (e)، به عنوان وزن برای همه بخش­های اقتصادی در ماتریس­های A و  از منظر تقاضا کننده است و مبتنی بر استراتژی رشد متوازن (افزایش تقاضای نهایی کلیه بخش ها به میزان یک واحد) می­باشد.

 

جدول 1. پیوند پسین بر مبنای روش­های چنری واتانابه، راسموسن و بردار ویژه

شماره

نام بخش

چنری - واتانابه

رتبه

راسموسن

رتبه

بردار ویژه

رتبه

1

زراعت

16/1

9

10/1

8

22/1

9

2

باغداری

08/0

25

67/0

25

10/0

25

3

دامداری، ماهیگیری و جنگلداری

59/1

7

23/1

7

29/1

8

ادامه جدول 1. پیوند پسین بر مبنای روش­های چنری واتانابه، راسموسن و بردار ویژه

4

نفت خام و گاز طبیعی و سایر معادن

79/1

5

26/1

6

56/0

17

5

صنایع غذایی و غیره

02/1

11

04/1

10

57/0

16

6

منسوجات

22/1

8

04/1

9

86/0

12

7

چرم و دباغی

22/0

24

71/0

24

32/0

19

8

چوب و کاغذ

07/0

10

00/1

11

66/2

2

9

فرآورده های نفتی و سوختها

66/0

16

91/0

14

66/1

5

10

پتروشیمی

50/2

2

51/1

2

90/1

4

11

محصولات لاستیکی و پلاستیکی

44/0

20

81/0

18

04/2

3

12

شیشه و سایر کانی ها

85/0

12

91/0

15

90/0

11

13

فلزات اساسی

28/2

3

46/1

4

30/1

7

14

ماشین آلات و و سایل خانگی

60/0

17

82/0

17

29/0

21

15

سایر ماشین آلات و تجهیزات

49/0

19

78/0

20

26/0

23

16

تجهیزات حمل و نقل

68/0

15

87/0

16

30/0

20

17

مبلمان و سایر مصنوعات

24/0

23

71/0

23

70/0

14

18

آب، برق و گاز

74/01

6

37/1

5

95/4

1

19

ساختمان

50/0

18

80/0

19

20/0

24

20

عمده فروشی، خرده فروشی

29/3

1

82/1

1

79/0

13

21

حمل و نقل و ارتباطات

16/1

4

48/1

3

08/1

10

22

واسطه گری های پولی و مالی

83/0

14

93/0

13

54/1

6

23

مستغلات و فعالیت­های کسب و کار

84/0

13

95/0

12

43/0

18

24

اداره امور عمومی

37/0

21

77/0

21

26/0

22

25

آموزش

06/0

27

66/0

26

08/0

26

26

بهداشت و درمان

06/0

26

66/0

27

06/0

27

27

سایر خدمات

28/0

22

73/0

22

66/0

15

منبع: یافته­های تحقیق

تحت این شرایط بخش­هایی که هزینه واسطه­ای بیشتری دارند، وزن بیشتری را به دست می­آورند و عکس آن درخصوص بخش­هایی با هزینه واسطه کمتر مصداق پیدا می­کند. بنابراین ممکن است بخش یا بخش­هایی در گروه پیشرو قرار گیرند که تداوم ماندگاری واسطه­ای آنها با سایر بخش­های اقتصادی بسیار کم است. عکس آن در خصوص تداوم ماندگاری واسطه­ای بیشتر یک بخش با سایر بخش­ها می­تواند مصداق داشته باشد و بدین­ترتیب بر مبنای روش­های­چنری - واتانابه و راسموسن جزء بخش های پیشرو نباشند. سوم، اهمیت تداوم ماندگاری واسطه­ای بیشتر و یا کمتر فرضاً یک بخش فقط به مبادلات واسطه­ای بین بخشی در کل اقتصاد خلاصه نمی­گردد، بلکه اندازه تقاضای نهایی و اندازه ارزش افزوده آن بخش و سایر بخش­های اقتصادی می­تواند سهم به سزایی در تعیین و شناسایی بخش­های کلیدی ایفا نماید.یک علت این است که هرچه تداوم ماندگاری واسطه­ای یک بخش کمتر باشد، انتظار می­رود که بخش مذکور در مدت کوتاهی از چرخه تولید خارج گردد.  بخش و یا بخش­هایی که دارای چنین ویژگی باشند نمی­توانند ارزش افزوده بیشتری در سایر بخش­ها و در کل اقتصاد ایجاد نمایند. برعکس مدت ماندگاری واسطه­ای آن دسته از بخش­هایی که مبادلات واسطه ای بیشتری با سایر بخش­های اقتصاد دارند، در چرخه تولید بیشتر می­مانند و بدین ترتیب منجر به ارزش افزوده بیشتری در سایر بخش­ها و کل اقتصاد می­گردند.به عنوان مثال بخش عمده فروشی و خرده فروشی (20)[9]، را در نظر بگیرید. با نگاه به ساختار جدول 27 بخشی سال 1380 و همچنین ضرایب مستقیم آن مشاهده می­گردد که بخش عمده فروشی و خرده فروشی، در روش­های چنری - واتانابه و راسموسن رتبه 1 و در روش بردار ویژه رتبه 13را به خود اختصاص داده است. این بخش 35 در صد از کل تولید خود را به عنوان تقاضای واسطه به خود و سایر بخش­ها عرضه می­کند و 65 درصد باقی مانده جذب تقاضای نهایی می­گردد و بدین ترتیب از مبادلات واسطه­ای خارج می­شود.از کل تقاضای واسطه­ای این بخش، 5 درصد توسط خود بخش مورد استفاده قرار می­گیرد و به ترتیب، 15 ، 12 و 12 درصد جذب بخش­های حمل و نقل و ارتباطات (21)، صنایع غذایی (5) و ساختمان (19) می­شود و مابقی توسط سایر بخش­های اقتصادی جذب می­گردد. نکته قابل توجه در خصوص بخش­های صنایع غذایی و غیره و ساختمان، سهم ارزش افزوده آنها به کل تولید همان بخش است. سهم ارزش افزوده به تولید کل برای بخش صنایع غذایی و غیره، 16 درصد و سهم هزینه واسطه­ای آن 72 درصد می­باشد. برای بخش ساختمان، ارزش افزوده  41 درصد و سهم هزینه واسطه­ای 59 درصد می­باشد. بدین ترتیب، بخش عمده محصولات و خدمات بخش عمده فروشی و خرده فروشی توسط بخش­هایی جذب می­گردد که سهم ارزش افزوده آنها کمتر از هزینه واسطه­ای می­باشد.اما در بخش حمل و نقل و ارتباطات،از کل تولید این بخش، 48 درصد جذب تقاضای واسطه می­شود و 52 درصد دیگر جذب تقاضای نهایی شده و بدین ترتیب از گردونه تولید خارج می­شود. همچنین از کل تقاضای واسطه­ای این بخش، 20 درصد جذب خود بخش شده و 19 درصد جذب بخش عمده فروشی و خرده فروشی می­گردد.بنابراین میزان تداوم ماندگاری­ واسطه­ای بخش عمده فروشی و خرده فروشی با سایر بخش­های اقتصادی کم می­باشد و بدین ترتیب نمی­توان انتظار داشت بخشی با این ویژگی بتواند منجر به ارزش افزوده بیشتری در سایر بخش­های اقتصادی گردد.بنابراین، این بخش که درروش­های چنری - واتانابه و راسموسن رتبه بالایی را به خود اختصاص می­داد، در روش بردار ویژه ،رتبه نسبتاً پایینی را کسب کرده­ است. این بخش در کلیه روش­ها دارای پیوند پسین قوی است.با توجه به دلایل ذکر شده اکنون بخش پتروشیمی که هدف اصلی این تحقیق می­باشد را بررسی می­کنیم.  این بخش درروش بردار ویژه رتبه 4 و در دو روش دیگر رتبه 2 را به خود گرفته است. شاخص FL برای این بخش به ترتیب در روش­های چنری – واتانابه، راسموسن و بردار ویژه برابر5/2، 5/1 و 9/1 می­باشد. با بررسی ساختار جدول داده – ستانده 27 بخشی، مشاهده می­شود که از کل تولید این بخش، سهم تقاضای واسطه 62 درصد و سهم تقاضای نهایی 38 درصد می­باشد. بنابراین سهم عمده­ای از تولیدات این بخش به صورت نهاده واسطه جذب سایر بخش­های اقتصادی می­گردد و در چرخه تولید همچنان باقی می­ماند.از کل تقاضای واسطه 23 درصد جذب خود بخش پتروشیمی می­گردد و 9 درصد جذب بخش فرآورده­های نفتی و سوخت­ها (9)، 8 درصد جذب بخش منسوجات (6) و مابقی جذب سایر بخش­ها می­شود.  بخش منسوجات (6)، جزء بخش­هایی است که بیشترین ارتباط پایین­دستی را با بخش پتروشیمی دارد. این بخش در روش­های چنری – واتانابه و راسموسن، به ترتیب رتبه­های 8 ، 9 و 12 را به خود می­گیرد و از دید دو روش اول دارای پیوند پسین قوی می­باشد. بخش فرآورده­های نفتی و سوخت­ها، از بخش­هایی است که بیشترین ارتباط بالادستی را با بخش پتروشیمی دارد و در روش­های چنری – واتانابه و راسموسن، به ترتیب رتبه­های 14، 16 و 5 را داراست. سهم ارزش افزوده بخش منسوجات، 27 درصد تولید کل و 53 درصد هزینه واسطه می­باشد. برای بخش فرآورده­های نفتی و سایرسوخت­ها، ارزش افزوده 26 درصد و هزینه واسطه­ای 44 درصد می­باشد. در هر دو بخش نام برده شده، سهم ارزش افزوده کمتر از سهم هزینه واسطه است. بنابراین تولیدات بخش پتروشیمی در فرآیند تولید بخش­هایی مورد استفاده قرار می­گیرد که سهم ارزش افزوده آنها کمتر از سهم هزینه واسطه­ای است. سهم ارزش افزوده بخش پتروشیمی به تولید کل 35 درصد و سهم هزینه واسطه 30 درصد می­باشد.  بنابراین سهم ارزش افزوده این بخش بیشتر از هزینه واسطه­ای است. با توجه به شاخص­های به دست آمده برای پتروشیمی، این بخش از منظر هر سه روش دارای پیوند پسین قوی است. سایر بخش­های اقتصاد را می­توان به همین ترتیب تجزیه و تحلیل نمود که به دلیل جلوگیری از طولانی شدن بحث از ذکر آن خودداری می­شود.

4-2. بررسیشاخصFL (پیوند پسین) با استفاده از روش­های اصلاح شده

    جدول 2 نتایج شاخص FL در روش­های اصلاح شده چنری – واتانابه و راسموسن را نشان می­دهد. نتایج مربوط به روش بردار ویژه همان ارقام مندرج در جدول 1 می­باشند که مجدداً در این جدول آورده شده است. در این قسمت شاخص FL در روش­های چنری – واتانابه و راسموسن مورد سنجش قرار می­گیرند و سپس با ارقام FL در روش بردار ویژه مقایسه می­گردند.از نتایج جدول 2 مشخص می­گردد که ضریب همبستگی بین روش چنری – واتانابه و راسموسن اصلاح شده،98/0 و ضرایب همبستگی میان روش­های چنری- واتانابه و راسموسن اصلاح شده با روش بردار ویژه به ترتیب 77/0 و 86/0 می­باشند. همانند روش قبل هم چنان همبستگی بالایی میان   روش­های اصلاح شده چنری - واتانابه و راسموسن وجود دارد. به علاوه ضرایب همبستگی میان روش بردار ویژه با دو روش دیگر نیز بسیار بالاست. علت این امر را می توان دلایل زیر دانست. اول این که، شاخص FL در روش­های اصلاح شده از منظر بخش عرضه کننده که درست در مقابل شاخص FL بر مبنای بخش تقاضا کننده  ( اطلاعات جدول 1 ) قرار دارد، مورد سنجش قرار گرفته است. دوم، برعکس FL در قسمت قبل، FL اصلاح شده با استراتژی رشد غیر متوازن همخوانی دارد. سوم، بکارگیری بردار سطری واحد  به عنوان وزن برای همه بخش­های اقتصادی در ماتریس B و  می­باشد.

 

 

جدول 2. پیوند پسین بر مبنای روش­های اصلاح شده چنری واتانابه، راسموسن و بردار ویژه

شماره

نام بخش

چنری - واتانابه

رتبه

راسموسن

رتبه

بردار ویژه

رتبه

1

زراعت

31/1

10

13/1

10

22/1

9

2

باغداری

17/0

25

67/0

25

10/0

25

3

دامداری،ماهیگیری و جنگلداری

67/1

7

22/1

8

29/1

8

4

نفت خام و گاز طبیعی و سایر معادن

36/0

22

78/0

20

56/0

17

5

صنایع غذایی و غیره

63/0

18

86/0

16

57/0

16

6

منسوجات

99/0

12

99/0

12

86/0

12

7

چرم و دباغی

39/0

20

76/0

21

32/0

19

8

چوب و کاغذ

15/2

1

51/1

2

66/2

2

9

فرآورده های نفتی  و سوختها

42/1

9

21/1

9

66/1

5

10

پتروشیمی

59/1

8

27/1

7

90/1

4

11

محصولات لاستیکی و پلاستیکی

04/2

3

43/1

3

04/2

3

12

شیشه و سایر کانی ها

10/2

2

29/1

5

90/0

11

13

فلزات اساسی

83/1

5

30/1

4

30/1

7

14

ماشین آلات و و سایل خانگی

77/0

14

86/0

15

29/0

21

15

سایر ماشین آلات و تجهیزات

63/0

17

82/0

18

26/0

23

16

وسایل و تجهیزات حمل و نقل

64/0

16

84/0

17

30/0

20

17

مبلمان و سایر مصنوعات

74/0

15

91/0

14

70/0

14

18

آب، برق و گاز

02/2

4

56/1

1

95/4

1

19

ساختمان

39/0

21

73/0

22

20/0

24

20

عمده فروشی، خرده فروشی

90/0

13

96/0

13

79/0

13

21

حمل و نقل و ارتباطات

23/1

11

09/1

11

08/1

10

22

واسطه گری های پولی و مالی

81/1

6

28/1

6

54/1

6

23

مستغلات و فعالیت­های کسب و کار

31/0

23

73/0

23

43/0

18

24

اداره امور عمومی

25/0

24

71/0

24

26/0

22

25

آموزش

06/0

27

64/0

26

08/0

26

26

بهداشت و درمان

07/0

26

64/0

25

06/0

27

27

سایر خدمات

53/0

19

81/0

19

66/0

15

    منبع: یافته­های تحقیق

 

در نهایت شاخص­های  FLاصلاح شده برای بخش پتروشیمی، 6/1 در روش چنری- واتانابه  و 3/1 در روش راسموسن می­باشند. با توجه به این که این شاخص­ها بزرگتر از یک می­باشند بنابراین بخش پتروشیمی از منظر هر روش­های اصلاح شده و روش بردار ویژه دارای پیوند پسین قوی است.

4-3. بررسی شاخص BL (پیوند پیشین)

    با استفاده از روش­های متعارف و سنتی چنری – واتانابه و راسموسن و همچنین روش بردار ویژه، شاخص­های BL برای بخش­های مختلف اقتصاد محاسبه و نتایج آن در جدول 3 ارایه شده است. ضریب همبستگی شاخص BL میان روش چنری – واتانابه و راسموسن 98/0 و ضرایب همبستگی میان روش­های چنری – واتانابه و راسموسن با روش بردار ویژه، به ترتیب 93/0 و 85/0 می­باشند که در مقایسه با قسمت­های قبلی بنا به دلایلی که ذکر شد، همسویی بیشتری را نشان می­دهد. بنابراین، چنانچه رتبه­بندی بخش­ها را مورد توجه قرار دهیم مشاهده می­کنیم که رتبه­بندی در روش بردار ویژه با دو روش دیگر اغلب متفاوت است، اما تفاوت اندکی دارد. به عنوان نمونه، بخش صنایع غذایی و غیره (5)، درهر سه روش رتبه 1 را به خود اختصاص داده است. بخش دامداری، ماهیگیری و جنگلداری (3)، در روش­های چنری – واتانابه و راسموسن رتبه 3 و در روش بردار ویژه رتبه 2 را دارد. بنابراین در رابطه با شاخص BL ، هرچند روش بردار ویژه با دو روش دیگر تقریباً همسو می­باشد، با این حال این شاخص برای برخی از بخش­ها در دو روش دیگر نسبت به بردار ویژه بزرگنمایی و برای برخی از بخش­ها کوچک نمایی شده است. بخش پتروشیمی، از دیدگاه پیوند پیشین (شاخص BL)، در روش­های چنری –واتانابه، راسموسن و بردار ویژه به ترتیب رتبه های 15، 14 و 15 را دارد.  از آنجا که مقدار این شاخص در روش­های فوق به ترتیب برابر است با 86/0، 94/0و 68/0 و در هر سه روش کمتر از یک می­باشد، بنابراین پتروشیمی از دید هر سه روش دارای پیوند پیشین ضعیف است.  یعنی این بخش از تولیدات سایر بخش­ها، کمتر تقاضا می­کند.

 

 

 

 

جدول3. پیوند پیشین بر مبنای روش­های  چنری واتانابه، راسموسن و بردار ویژه

شماره

نام بخش

چنری - واتانابه

رتبه

راسموسن

رتبه

بردار ویژه

رتبه

1

زراعت

71/0

18

88/0

19

55/0

21

2

باغداری

66/0

20

87/0

20

59/0

19

3

دامداری،ماهیگیری و جنگلداری

49/1

3

21/1

3

06/2

2

4

نفت خام و گاز طبیعی و سایر معادن

10/0

27

67/0

27

07/0

27

5

صنایع غذایی و غیره

01/2

1

43/1

1

05/3

1

6

منسوجات

49/1

4

21/1

4

00/2

3

7

چرم و دباغی

80/0

16

95/1

13

13/1

11

8

چوب و کاغذ

24/1

12

11/1

10

53/1

5

9

فرآورده های نفتی  و سوختها

36/1

8

1

10

26/0

26

10

پتروشیمی

36/0

1

94/0

15

68/0

15

11

محصولات لاستیکی و پلاستیکی

48/1

5

17/1

7

40/1

8

12

شیشه و سایر کانی ها

33/1

10

09/1

11

99

12

13

فلزات اساسی

33/1

9

12/1

9

19/1

10

14

ماشین آلات و و سایل خانگی

70/0

19

89/0

18

66/0

16

15

سایر ماشین آلات و تجهیزات

84/0

15

94/0

16

71/0

14

16

وسایل و تجهیزات حمل و نقل

42/1

7

17/1

5

57/1

4

17

مبلمان و سایر مصنوعات

47/1

6

17/1

6

43/1

7

18

آب، برق و گاز

33/1

11

12/1

8

30/1

9

19

ساختمان

66/1

2

25/1

2

53/1

6

20

عمده فروشی، خرده فروشی

58/0

23

86/0

22

64/0

17

21

حمل و نقل و ارتباطات

83/0

13

95/0

14

64/0

14

22

واسطه گری های پولی و مالی

52/0

24

81/0

24

36/0

24

23

مستغلات و فعالیت‌های کسب وکار

38/0

25

79/0

25

42/0

23

24

اداره امور عمومی

64/0

21

86/0

21

54/0

22

25

آموزش

36/0

26

77/0

26

36/0

25

26

بهداشت و درمان

61/0

22

86/0

23

55/0

20

2

نام بخش

77/0

17

92/0

17

79/0

13

                 

منبع: یافته­های تحقیق

 

 

با بررسی جداول به دست آمده مشخص  می­گردد که بخش پتروشیمی، در کلیه روش­ها جزء بخش­های کلیدی محسوب نمی­شود. این بخش درتمامی روش­ها این بخش دارای پیوند پسین قوی  و پیوند پیشین ضعیف  است. پیوند پسین قوی برای این بخش حاکی از بالا بودن سهم تقاضای واسطه­ای این بخش است که به خود بخش و سایر بخش­ها تعلق می­گیرد.  بدین ترتیب محصولات بخش پتروشیمی اغلب به صورت نهاده واسطه به سایر بخش­های اقتصادی عرضه می­گردد و در تولید آنها مورد استفاده قرار می­گیرد.اما ضعیف بودن پیوند پیشین بدان معناست که این بخش از محصولات سایر بخش­های اقتصادی کمتر تقاضا و مصرف می­نماید. بنابراین بخش پتروشیمی بیشتر به عنوان یک صنعت بالادستی برای اغلب بخش­های اقتصادی می­باشد و درجه خود کفایی این بخش نسبت به سایر بخش­های اقتصادی بالاست. علاوه بر پتروشیمی، بخش­های زراعت (1) و حمل و نقل و ارتباطات (21) نیز در کلیه روش­ها پیوندهای پسین قوی و پیوندهای پیشین ضعیف دارند. با مراجعه به جدول داده – ستانده مشاهده می­شود که این بخش­ها دارای تقاضای واسطه نسبتاً بالا می­باشند و محصولات و خدمات ارایه شده توسط آنها، مورد تقاضای اغلب بخش­های اقتصاد است در حالی که خود این بخش­ها کمتر از محصولات تولیدی سایر بخش­ها استفاده می­نمایند. بخش­های تجهیزات حمل و نقل (16)، مبلمان و سایر مصنوعات (17) و ساختمان (19) در کلیه روش­ها دارای پیوند پیشین قوی و پسین ضعیف می­باشند. این موضوع حاکی از این واقعیت است که بخش­های نام برده، مصرف کننده تولیدات سایر بخش­ها می­باشند در حالی که از محصولات خود کمتر به بخش­های اقتصادی عرضه می­کنند. با مراجعه به جدول داده – ستانده مشاهده می­شودکه تقاضای­واسطه ای نسبت به تولید این بخش­ها نسبت به تقاضای نهایی بسیار کم است. یعنی بخش عمده­ای از محصولات این  بخش­ها جذب تقاضای نهایی شده و بدین ترتیب از گردونه تولید خارج می­شوند. بخش­های باغداری (2)، مستغلات، کرایه و فعالیت های کسب و کار (23)، خدمات عمومی و اجتماعی(24)، آموزش (25)، بهداشت و درمان (26) و سایر خدمات (27) در کلیه روش­ها دارای پیوندهای پیشین وپسین ضعیف هستند. یعنی این بخش­ها نه چندان از محصولات سایر بخش­ها به عنوان نهاده اولیه استفاده می­کنند و نه چندان محصولات خود را به عنوان نهاده به سایر بخش­ها عرضه می­نمایند. همانگونه که مشاهده می­شود به جزء بخش باغداری، باقی بخش­ها در گروه خدمات قرار دارند و تقاضای واسطه­ای برای تولیدات این بخش­ها بسیار کم است و سهم عظیمی از تولیدات و خدمات این بخش­ها جذب تقاضای نهایی می­شود.

5. خلاصهونتیجه­گیری

    در این مطالعه با استفاده از جدول داده – ستانده و با تکیه بر روش­ها چنری واتانابه، راسموسن و بردار ویژه پیوندهای پیشین و پسین برای بخش پتروشیمی و به همراه آن سایر بخش­های اقتصاد شناسایی شده­اند. نتایج همچنین نشان می­دهند که، در تمامی روش­ها این بخش دارای پیوند پسین قوی  و پیوند پیشین ضعیف  است. بنابراین، بخش پتروشیمی در کلیه روش­ها جزء بخش­های کلیدی محسوب نمی­شود. پیوند پسین قوی برای این بخش حاکی از بالا بودن سهم تقاضای واسطه­ای این بخش است که به خود بخش و سایر بخش­ها تعلق می­گیرد. بدین ترتیب محصولات بخش پتروشیمی اغلب به صورت نهاده واسطه به سایر بخش­های اقتصادی عرضه می­گردند و در تولید آنها مورد استفاده قرار می­گیرند. اما ضعیف بودن پیوند پیشین برای این بخش بدان معناست که این بخش از محصولات سایر بخش­های اقتصادی کمتر تقاضا و مصرف می­نماید. بنابراین می­توان گفت که بخش پتروشیمی بیشتر به عنوان یک صنعت بالادستی برای اغلب بخش­های اقتصادی می­باشد. اما در رابطه با بخش پتروشیمی این نکته که نهاده­های اولیه این بخش را نفت و گاز تشکیل می­دهند و به علت یارانه­ای که به آنها تعلق می­گیرد، با قیمت ارزان در اختیار این بخش قرار می­گیرند قابل توجه است. اگر از قیمت­های واقعی و بدون یارانه استفاده نماییم، ممکن است نتایج متفاوتی به دست بیاوریم و پتروشیمی به عنوان یک بخش کلیدی در اقتصاد ظاهر شود.



1. Input – Output Table

2 .Backward and Forward Linkage (BL,FL)

3. Key Sectors

4. Eigenvector Method

[5]. Chenery - Watanabe

[6]. Rasmussen

1.Ghosh's Supply Side Mode

1. Aggregate

1. اعداد درون پرانتز مربوط به شماره بخش در جدول داده – ستانده 27 بخشی می باشند.

منابع

- اسفندیاری، علی اصغر (1377). تشخیص صنایع کلیدی بر مبنای شاخص پیوندهای فراز و نشیب در اقتصاد ایران با استفاده از جدول داده ـ ستانده سال 1365. مجله برنامه و بودجه، 3( 25 و 26): 3-40. 

- بانویی، علی اصغر (1386). محاسبه جدول داده – ستانده استان گلستان و کاربردهای اقتصادی آن در سیاست گذاری های استان، طرح پژوهشی مرکز تحقیقات ایران. دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، تهران.

- بانویی، علی اصغرو مؤمنی، فرشادوآزاد، ایمان (1387). بررسی کمی جایگاه بخش خدمات و زیر بخش­های آن در اقتصاد ایران. فصلنامه اقتصاد جامعه، 3( 15 و 16) :8-4.

- بانویی، علی اصغرو جلوداری ممقانی، محمد و آزاد، ایمان (1388). به کارگیری روش بردار ویژه در سنجش پیوندهای پسین و پیشین بخش های اقتصادی. فصلنامه پژوهش های اقتصادی، 13 (41): 53-77.

- بانویی، علی اصغروجلوداری ممقانی و محققی، مجتبی (1386). شناسایی بخش های کلیدی بر مبنای رویکردهای سنتی و نوین طرف های تقاضا و عرضه  اقتصاد. فصلنامه پژوهش های اقتصادی، 7(1): 6-3.

- سوری، علی (1384). تحلیل داده – ستانده. انتشارات نورعلم، همدان.

- ولی نژاد ترکمانی، رضا و بانویی، علی اصغرو جلوداری ممقانی، محمد (1388). ارزیابیپیوندهای بین بخشی با استفاده از روش بردار ویژه – مطالعه موردی استان تهران. سومین همایش کاربرد تکنیک‌های داده – ستانده در برنامه‌ریزی اقتصادی و اجتماعی، دانشگاه علامه طباطبایی ،تهران.

 

-Aydin, H. (2007). An analysis of input-output inters industrylinkages in the Turkish economy. 16 th conferences I-O, www.IIOA.org

-Dietzenbacher,E,(1988). Perturbations of matrices: A theorem on the perron vector and its applications to input-output models. Journal of Economics, 48(4): 419-437

-Miller, R.E & Blair, P.D (1985). Input – output analisis – foundations and extentions. englewood cliffs.

-Zhang, F. (1999) Matrix theory, springer verlang New York.