‌اثرات ‌یکپارچگی‌منطقه‌ای و جهانی ‌برسرمایه‌ گذاری مستقیم خارجی در کشورهای حوزه خلیج فارس

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استاد دانشگاه اصفهان

2 استادیار دانشگاه اصفهان

3 کارشناسی ارشد اقتصاد

4 دانشجوی دکتری اقتصاد دانشگاه اصفهات

چکیده

در فرایند جهانی شدن روابط تجاری و سرمایه‌گذاری بین کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه در قالب یکپارچگی‌های منطقه‌ای و جهانی گسترش یافته که اثرات متفاوتی در مناطق محتلف جهان حاصل شده است. هدف مقاله حاضر بررسی تاثیر یکپارچگی بر جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی در کشورهای حوزه خلیج فارس بوده که عمدتا نفت خیز هستند. بدین لحاظ یک الگوی اقتصاد سنجی سرمایه‌گذاری خارجی در محیط داده‌های تابلویی تصریح شده است که در برآورد آن از داده‌های اقتصادی  این کشورها طی دوره 2008- 2001 استفاده شده است. نتایج تجربی نشان می‌دهند که یکپارچگی‌های منطقه‌ای سبب افزایش جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی در کشورهای حوزه خلیج فارس می‌‌شود. همچنین نتایج حاکی از اثرگذاری منفی تفاوت های فرهنگی و زبانی بر جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی در کشورهای حوزه خلیج فارس است.

کلیدواژه‌ها


1.مقدمه

   از آنجا که سرمایه موتور رشد و توسعه اقتصادی تلقی­می­شود و کشورهای درحال ­توسعه معمولا با کمبود سرمایه مواجه هستند، توجه به عوامل جذب سرمایه از مهم­ترین نیازهای سیاست­­گذاران محسوب می­شود. با توجه به این که سرمایه­گذاری مستقیم خارجی یکی از روش های عمده دستیابی به سرمایه، فن­آوری و امکان تداوم در این کشورهاست؛ روی آوردن به ترتیب های تجاری- منطقه ای و یکپارچگی های اقتصادی یکی از راه های مقابله با اثرات ناگهانی ورود به فرایندهای جهانی شدن است و اقتصاد بسیاری از کشورهای در حال توسعه را در مقابل رقابت جهانی حفظ می نماید (آذربایجانی و همکاران، 1381 : 3).  

     همچنین از این طریق مزیت رقابتی در بازارهای مختلف تقویت می­شود و افزایش         سرمایه گذاری در درون منطقه را به همراه می­آورد و از طریق افزایش حجم مبادلات تجاری، رفاه اقتصادی را افزایش می­دهد و مقدمات رشد و توسعه اقتصادی را فراهم می­آورد.    گسترش روز افزون سازمان های اقتصادی بین المللی و اتحادیه های اقتصادی منطقه ای، ادغام بازارهای مالی، ایجاد اتحادیه های پولی، آزادسازی و تبادل آسان تر کالاها و خدمات، نقل و انتقال سرمایه و ادغام شرکت های بزرگ تولیدی که از مظاهر جهانی شدن اقتصاد هستند،     بر گسترش جریانات تجاری بین المللی و سرمایه گذاری مستقیم خارجی اثر­گذارند (رفعت، 1386: 30).

     هدف اصلی این مقاله، ارزیابی تاثیر یکپارچگی اقتصادی و جهانی شدن بر میزان جذب        سرمایه گذاری مستقیم خارجی بود، که برای دستیابی به هدف مذکور بر مبنای ادبیات نظری مدل جاذبه و با بکارگیری روش اقتصادسنجی، معادله سرمایه گذاری مستقیم خارجی در دو گروه کشورهای حوزه خلیج فارس و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس برآورد می­شود. در این خصوص کشورهای مورد بررسی شامل عربستان، امارات متحده عربی، بحرین، کویت، عمان و قطر در گروه اول و در برآورد دوم؛ ایران نیز به آن افزوده شده است و توسط نرم افزار استتا با استفاده از داده های تابلویی طی دوره 2008-2001 برآورد شده است. بنابراین ساختار مقاله به صورت زیر تقسیم بندی می­شود: پس از مقدمه، ادبیات موضوع شامل نظریه یکپارچگی اقتصادی و نظریه سرمایه گذاری مستقیم خارجی و پیشینه­ی تحقیق در بخش دوم مرور می­شود. سپس بر اساس مبانی نظری و شواهد تجربی، الگوی مناسبی برای بررسی تاثیر یکپارچگی بر جریان سرمایه گذاری مستقیم خارجی در بخش سوم تصریح شده و نهایتا این الگو برای کشورهای حوزه خلیج فارس و شورای همکاری خلیج فارس در بخش چهارم برآورد می­گردد. بخش پایانی نیز به نتیجه گیری اختصاص دارد.

2.پیشینه ی تحقیق

-  مبانی نظری مدل جاذبه

   مدل جاذبه اولین بار توسط تین­برگن[1] (1962) برای تحلیل جریان های تجاری بین المللی به کار برده شد. این مدل توسط لاینمن[2] (1966)، آیتکن[3] (1973) و بلوت و سیسترمن[4] (1968) توسعه یافت. مایس( 1978)[5] در مقاله ای تحقیقاتی درباره مدل هایی که اثرات یکپارچگی اقتصادی را بر تجارت بررسی می کنند، از مدل های جاذبه به عنوان ابزار اساسی که می­توانند جریان های تجاری دو جانبه را توضیح دهند، یاد کرده است که پیچیده نیستند و    می توانند جریان های تجاری دو جانبه را با متغیرهای توضیحی هر دو کشور طرف تجاری به طور همزمان توضیح دهند. جهت بررسی اثر یکپارچگی بر جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی از شاخص زیر که بر اساس مطالعات ایوان و همکاران  (2006 )[6] به دست آمده، استفاده می­گردد.

 (1)                                                                         
 

  از آنجا که فرایند یکپارچگی با  باز بودن اقتصادها آغاز می­شود و دامنه اثرات و محدوده آن به ساختار و اندازه ارتباطات موجود میان این اقتصادها بستگی دارد بنابراین شاخص یکپارچگی حاصل از این دو متغیر شاخصی مناسب برای بررسی این ارتباط می­باشد که این شاخص طی مراحل زیر به دست می­آید و در آن Xij بیانگر صادرات دوجانبه و Yi و Yj نشانگر تولید ناخالص داخلی در کشور میزبان و میهمان می­باشد.

                                           (2)                   

 که در فرمول بالا مقادیر( ) به ترتیب از روابط  به دست می­آید. یکی دیگر از فرمول­های مورد نیاز برای استفاده در شاخص یکپارچگی، درجه باز بودن می­باشد که طی مراحل زیر حاصل می­گردد.

                     (3)                                  

    که در این فرمول از تولید ناخالص داخلی و صادرات دوجانبه استفاده شده است که نحوه محاسبه  به صورت دو فرمول ( ) محاسبه می­گردد.     با توجه به این که ابزارهایی که در منطقه گرایی و یکپارچگی اقتصادی و منطقه ای به کار      می­روند مشابه ابزارهای فرایند جهانی شدن هستند و با توجه به آن که کشورها برای حضور در سازمان تجارت جهانی و کسب تجربه جهت جهانی شدن اقتصاد اقدام به برقراری یکپارچگی تجاری با سایر کشورها می نمایند در این مطالعه از شاخص جهانی شدن نیز جهت تحلیل جریان جذب FDI استفاده می­گردد. طریقه محاسبه آن مطابق فرمول زیر است. سپس بعد از محاسبه، به جای یکپارچگی اقتصادی از شاخص جهانی شدن در فرمول تصریح شده مدل جاذبه استفاده می گردد.

                                                                      (4)

    نجارزاده و شقاقی (1383) به بررسی همگرایی منطقه ای و تأثیر آن بر سرمایه گذاری مستقیم خارجی در کشورهای اسلامی عضو منا[7]  را بررسی کرده­اند. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که تولید ناخالص داخلی کشورهای میزبان و میهمان به عنوان شاخص نشان دهنده اندازه اقتصادی کشورها اثر مثبت بر جریان سرمایه گذاری خارجی داشته اند. جمعیت کشورهای میهمان و میزبان اثر منفی بر جریانات دو طرفه سرمایه گذاری مستقیم خارجی داشته است. همچنین متغیر مسافت نیز اثری منفی بر جذب سرمایه گذاری در کشورهای عضو منا به جا گذاشته است.مارتینز و بنگوا (2010)[8] با استفاده از مدل جاذبه بین 18 کشور اروپایی طی دوره­ی زمانی 1995- 2006 و با استفاده از 23 بخش، یک شاخص یکپارچگی اقتصادی بر مبنای طبیعت انحراف خانگی را بوجود آوردند. نتایج مطالعه پیشنهاد می­کند که از سال 1995 اثرات یکپارچگی منجر به کاهش اثرات مرزی بیش از50 درصد شده است.               به طورناباورانه در این پژوهش یکپارچگی اقتصادی کشورهای اروپایی اثری بر تخصیص منابع سرمایه گذاری خارجی نداشته است و علاوه براین الگوی سرمایه گذاری خارجی با       انگیزه های افقی و یا با تخصیص سرمایه دانش محور انجام می شود که نشان دهنده ی ویژگی های اقتصاد آمریکایی می باشد.

   کابنی، مولدرز و نانن کمپ (2008)[9] در مقاله ای با عنوان "یکپارچگی منطقه­ای و سرمایه گذاری مستقیم خارجی در بازارهای نوظهور"  بیان می­کنند که اولا عوامل مخصوص کشورها به عنوان نوسان در سرمایه گذاری مستقیم خارجی نسبت به یکپارچگی منطقه ای مهم­تر بوده است. ثانیا وزن سنگین منطقه ای کشورهای برزیل، چین، هند و آفریقای جنوبی یک نقش جزئی در بهبود یکپارچگی منطقه ای در طول جذب سرمایه گذاری خارجی داشته است. دی مایورو(2001)[10]، در مقاله خود به بررسی یکپارچگی اقتصادی بین اتحادیه اروپا با کشورهای اروپای شرقی و غربی (CEEC) و اثرات آن بر حجم سرمایه گذاری مستقیم خارجی بین این کشورها می پردازد. وی در این مطالعه، معادله جاذبه ای را با استفاده از داده های 32 کشور اروپایی­عضو اتحادیه طی دوره ­زمانی 6 ساله (97-1992) و برای 9 بخش تولید کارخانه ای و خدماتی با استفاده از روش GLS و با به کارگیری روش اثرات ثابت زمانی برآورد می­کند. نتایج نشان می­دهد که اولا، ضرایب متغیرهای مربوط به بخش های تولید کارخانه ای (مانند بخش ماشین آلات) همگی معنادار بوده و طبق اثرمثبت بر سرمایه گذاری مستقیم خارجی بین کشورها داشته است، در حالی که متغیرهای بخش خدمات دارای علامت منفی هستند. ثانیا، متغیرهای «فضای اقتصادی» و «میزان تشابه بین کشورها» نیز تأثیر مثبت بر جذب سرمایه های خارجی داشته اند. همچنین متغیرهای «تفاوت در موجودی های عوامل نسبی» و «فاصله بین کشورها» نیز طبق انتظار نظریه تأثیر منفی بر حجم سرمایه گذاری مستقیم خارجی ورودی بین کشورهای EU  و CEEC دارد.    

-­ اهمیت استراتژیک منطقه­ی خلیج فارس و کشورهای این حوزه

   منطقه خلیج فارس به علت کشف و صدور نفت، وجود ذخایر گسترده انرژی و همچنین تحولات در نظام های سیاسی، اقتصادی و امنیتی در منطقه، در کانون توجه بوده است. کشورهای خلیح فارس، 62 درصد از مجموع نفت مصرفیِ بازارهای جهان را تولید             می کنند(صادقی،1380،2). به علاوه، عمق کم این خلیج، امکان بهره برداری از منابع نفت هم چنین منابع دریایی آن را به سهولت و ارزانی فراهم می­آورد و هزینه های پایین استخراج نفت و گاز، توجه کشورهای صنعتی را به خود جلب کرده است. اکتشاف نفت، باعث درآمیختن خلیج فارس با اقتصاد جهانی شده، به ­ویژه آن که استخراج نفت از این منطقه، بسیار به صرفه تر از دیگر مناطق جهان برآورد می­شود.­ علاوه­ براین­ها مشکلات ساختاری از قبیل عدم یکپارچگی و نیز ضعف ساختاری کشورهای منطقه و وابستگی آن ها به کشورهای قدرتمند خارج از منطقه، ضعیف بودن کشورها در تأثیرگذاری بر سیاست های بین المللی منطقه در قبال کشورهای دیگر، فعال نبودن مشارکت دولت ها در تأمین امنیت منطقه، وجود اختلافات مذهبی شدید، بی­اعتمادی کشورهای منطقه نسبت به سیاست های دولت های دیگر، دخالت عامل بیگانه و... در طول سالیان منجر شده است که کشورهای منطقه هیچ گاه نتوانند با موفقیت و اعتماد به نفس درصدد پیش برد وضعیت امنیتی و نیز پیگیری منافع و اهداف خود با اتکا به نیرو و توان ملی بدون دخالت بیگانگان به مقاصد خود نائل شوند. وجود فضای بی اعتمادی میان کشورها و عدم تمایل به پیمان های منطقه ای، زمینه همکاری دوجانبه و یا چند جانبه میان دولت ها و واحدهای اقتصادی منطقه را از میان می برد. به همین دلیل حرکت به سوی یکپارچگی های اقتصادی و سیاسی در جهت نیل به اهداف توسعه ای و بررسی اثرات این یکپارچگی­ها بسیار مورد توجه کشورهای منطقه می­باشد.

 

 

3.مدل تجربی تحقیق

 به منظور بررسی اثرات یکپارچگی اقتصادی بر سرمایه گذاری مستقیم خارجی دو جانبه کشورهای حوزه­ی خلیج فارس و شورای همکاری خلیج فارس، از الگوی جاذبه تعمیم یافته استفاده شد که به صورت زیر معرفی می شود :

         (5)

FDIijt : موجودی FDI،  Yj : درآمد کشورهای j،   POPj : جمعیت کشور j،  Distij : فاصله بین کشورهای  iو j DIij : شاخص یکپارچگی بین کشور i و j را نشان می دهد.همچنین همان طور که در ادبیات تحقیق ذکر شد، جهت بررسی اثر یکپارچگی بر جذب سرمایه­گذاری مستقیم خارجی از شاخص استفاده ­شده در مطالعات ایوان و همکاران (2006 )[11]، استفاده     می­گردد.

 باتوجه به نتایج

 

 مدل علیت گرنجر و عدم معناداری اثرگذاری FDI بر تولید سرانه  بر کشورهای حوزه­ی خلیج فارس، مدل رگرسیونی به صورت یک طرفه آورده شده است.

 

4.­ نتایج الگو

    برای برآورد مدل جاذبه سرمایه گذاری مستقیم خارجی، کشورهای عضو بلوک شورای همکاری خلیج فارس و حوزه­ی خلیج فارس در نظر گرفته شد. مدل یاد شده برگرفته از مقاله نجارزاده و شقاقی (1385) است. نویسندگان مقاله، جهت اندازه گیری حجم FDI دوجانبه از نسبت کل FDI کشور میزبان سرمایه گذاری به میزان واردات این کشور از کشور مبدا سرمایه گذاری استفاده نموده­اند.

            (7)                                          

FDIijt  سرمایه­گذاری مستقیم خارجی­از کشورi درکشورj در سالt،   FDIjt حجم سرمایه گذاری مستقیم خارجی کشورj در سالt،   Mjit حجم واردات کشورj از کشورi در سال t، Mjt کل واردات کشور j در سال t را نشان می دهد. قبل از برآورد مدل، لازم است تا نوع روش تخمین پانل دیتا تعیین شود. برای انتخاب این که در تخمین مدل از روش تلفیقی یا داده های تابلویی استفاده شود، از آزمون F لیمر استفاده می شود و همان گونه که جدول(1) نشان می­دهد مقدار آماره F لیمر احتمال آن، صفر به دست آمده است که نشان می دهد فرضیه صفر مبنی بر این که داده ها به صورت تلفیقی هستند به نفع فرضیه مقابل یعنی وجود قابلیت در روش داده های تابلویی رد می شود. اکثر آمار و اطلاعات این مقاله از سایت بانک جهانی و سی دی PCC-TAS استخراج شده است و برای دوره زمانی 2001-2008 می باشد.

4-1. نتایج حاصل از برآورد الگوها در کشورهای شورای همکاری خلیج فارس

      به منظور تجزیه و تحلیل فرضیه­های مطالعه مبتنی بر تأثیر متغیرهای یکپارچگی اقتصادی، تولید ناخالص داخلی، جمعیت، فاصله جغرافیایی و آزادسازی اقتصادی بر جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی، مدل در 6 حالت برای گروه کشورهای حوزه شورای همکاری خلیج فارس ( امارات متحده عربی، بحرین، عربستان سعودی، قطر و کویت) تصریح گردید و نتایج زیر به دست آمده که در جدول 1 گزارش شده است.

   بر اساس نتایج بدست آمده ضریب متغیر تولید ناخالص داخلی سرانه برای هر 6 الگو مثبت است. بدین معنا که تولید ناخالص داخلی سرانه اثر مثبت بر جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی دارد. این موضوع نشان می­دهد که متغیر تولید ناخالص داخلی سرانه از جمله عواملی است که بر جذب سرمایه گذاری مستقیم اثرگذار است. با ورود متغیر همگرایی به مدل (الگوی دوم) ضریب تخمینی زده شده برای تولید ناخالص داخلی سرانه از  2/27 به 3/33 افزایش یافته است. بنابراین در نظر گرفتن متغیر همگرایی، نقش تولید ناخالص داخلی بر جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی  پر رنگ تر می­شود. در الگوهای دیگر این ضریب بین 2 تا 3  تغییر می­کند و به همین ترتیب می­توان اثر متغیر تولید ناخالص داخلی سرانه بر جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی را تحلیل کرد. تاثیر واقعی جمعیت بر تجارت، نامشخص و علامت ضریب آن در معادله جریان تجاری نامعین است. در برآوردهای این پژوهش اثر جمعیت بر جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی مستقیم است. بدین معنا که در تمامی 6 الگو افزایش جمعیت منجر به افزایش جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی می­شود. دلیل این مساله این است که اقتصاد با مقیاس بزرگ تر شرایط بهتری را برای سرمایه گذاران خارجی فراهم می کند. زیرا اولا  اندازه بازار در میزان جذب FDI با جهت گیری بازار داخلی و بخش های غیر تجاری به ویژه بخش خدمات، بسیار موثر است و ثانیا اقتصاد با اندازه بزرگ نه تنها پشتیبان فعالیت های اقتصادی است، بلکه فرصت های بیشتری را برای تنوع تولید در اقتصاد فراهم می آورد. ضریب آزادسازی درتمامی الگوهای برآورد شده مثبت و معنادار است. بزرگترین ضریب به دست آمده متعلق به متغیر DGIij و معادل 56/3 است. به این ترتیب در این منطقه جغرافیایی نیز اثر متغیر جهانی شدن به مراتب از سایر متغیرهای آزادسازی به جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی بیشتر بوده است. آماره­ی بر اساس نتیجه آزمون F، مدل باید به روش پانل برآورد شود. هاسمن نیز بجز در مدل با متغیر همگرایی اقتصادی اثرات تصادفی را رد کرده و اثرات ثابت برای مدل را تایید می­کند.

 

4-2. نتایج حاصل از برآورد الگوها در گروه کشورهای حوزه خلیج فارس

   به منظور تجزیه و تحلیل فرضیه­های مقاله مبنی بر تأثیر متغیرهای یکپارچگی اقتصادی، تولید ناخالص داخلی، جمعیت، فاصله جغرافیایی و آزادسازی اقتصادی بر جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی، الگو در 6 حالت برای بلوک خلیج فارس(ایران، امارات متحده عربی، بحرین، عربستان سعودی، قطر و کویت)  تصریح گردید که پس از برآورد آنها در جدول 2 ارائه شده­اند.. براین اساس، ضریب متغیر تولید ناخالص داخلی سرانه برای هر 6 الگو مثبت و معنادار است. این موضوع نشان می­دهد که متغیر تولید ناخالص داخلی سرانه از جمله عواملی است که بر جذب سرمایه گذاری مستقیم اثر گذار است.

 

 

 

 

 

 

جدول1. نتایج حاصل از برآورد الگو در کشورهای شورای همکاری خلیج فارس

الگوی FDI با متغیر DGI

الگوی FDI با متغیر DGTC

الگوی FDI با متغیر DGO

الگوی FDI با متغیر DI

الگوی FDI با متغیر DTC

الگوی FDI با متغیر DO

متغیرهای توضیحی

3960/19

 (61/4-)

8795/5-

 (12/2-)

12820/8-

 (06/3-)

196/14

 (67/5-)

9055/14

 (05/0-)

0515/9

(38/4-)

 

عرض از مبدا

4805/2

 (86/9)

3629/2

 (94/8)

21015/2

 (46/8)

0077/3

 (70/11)

3306/3

 (72/11)

2794/2

 (08/10)

lngdpj

2186/1

 (92/4)

1118/1

 (27/4)

9933/0

 (89/3)

2354/1

 (14/5)

1814/1

 (74/4)

3111/1

 (86/5)

lnpopj

 

17752/0-

 (64/2-)

2434/0-

 (83/1-)

27738/0-

 (97/2-)

22130-

 (82/1-)

48570/0-

 (71/1-)

30445/0-

 (16/2-)

lnDistij

 

 

 

 

 

91465/0

 (57/7)

lnDoij

 

 

 

 

62232/0

 (92/6)

 

lnDTCij

 

 

 

8865/0

 (82/7)

 

 

lnDIij

 

 

1263/1

 (32/3)

 

 

 

lnDGOij

 

39015/0

 (47/1)

 

 

 

 

lnDGTCij

5631/3

 (40/4)

 

 

 

 

 

 

lnDGIij

46/0

43/0

46/0

61/0

58/0

58/0

R2

63/297

(00/0)

 

38/185

(00/0)

 

69/220

(00/0)

 

52/233

(00/0)

 

33/233

(00/0)

 

06/222

(00/0)

 

2χ

13/122

]00/0[

27/73

]00/0[

68/85

]00/0[

11/80

]00/0[

59/78

]00/0[

29/82

]00/0[

Fleamer

99/31

]00/0[

15/15

]00/0[

42/15

]00/0[

71/31

]00/0[

17/4

]12/0[

52/6

]08/0[

Hhausman

14/160

]00/0[

42/128

]00/0[

74/144

]00/0[

70/212

]00/0[

96/188

]00/0[

20/230

]00/0[

2 LRχ

منبع: یافته های تحقیق       درجدول فوق  اعداد داخل براکت سطح احتمال می باشد.

 

 

با در نظر گرفتن متغیر همگرایی، نقش تولید ناخالص داخلی بر جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی پر رنگ تر می­شود. اما دامنه تغییر این ضریب بسیار اندک است و در همه الگوها تأثیر مشابهی بر جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی استنباط می­شود. تولید ناخالص داخلی به عنوان متغیر جایگزینی برای اندازة اقتصاد و ظرفیت های اقتصادی کشور در نظر گرفته می شود. این متغیر موقعیت کشور را از لحاظ توسعه یافتگی تقاضا برای کالا و خدمات در آن کشورنشان می­دهد. در واقع با افزایش تولید ناخالص داخلی، توانایی کشور برای جذب و تولید محصولات بیشتر می شود. یعنی عرضه و تقاضا برای تجارت بین دو کشور بیشتر    می­گردد. به عبارت دیگر تولید ناخالص داخلی اثر مثبت بر جریان های تجاری دو جانبه دارد. اثر جمعیت بر جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی مستقیم، مثبت است. هر چه کشورها از یکدیگر دورتر باشند، ورود و خروج سرمایه گذاری مستقیم خارجی کمتر است و در نهایت ورود متغیر مجازی زبان مشترک در اکثر موارد بر جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی تاثیر گذار بوده است. در واقع تفاوت های فرهنگی اثرات منفی بر جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی در گروه کشورهای حوزه خلیج فارس داشته است.

 

همان­گونه که بیان شد، ضرایب مربوط به هر کدام از متغیرهای مذکور درحالت جهانی شدن نیز برآورد شده است. همه ضرایب مطابق انتظار هستند. ضریب در تولید ناخالص ملی سرانه برای هر سه الگو مثبت و در فاصله 2 تا 3 قرار دارد. باید توجه داشت که تمامی ضرایب به غیر از ضرایب مربوط به متغیر مسافت کاملاً معنادار هستند. درمطالعات تجربی مساله­ی تفاوت در موقعیت جغرافیایی کشورها با شاخص فاصله قابل بررسی است. فاصله  بر هزینه­ی حمل و نقل اثر مثبت دارد، بنابراین اگر ماهیت FDI، سرمایه گذاری با جهت گیری بازار باشد، اثر آن بر جریان سرمایه گذاری مستقیم خارجی مثبت و اگر ماهیت FDI، سرمایه گذاری با جهت گیری صادرات باشد، اثر فاصله  بر سرمایه گذاری مستقیم خارجی منفی است.

 

 

 

 

جدول2. نتایج حاصل از برآورد الگوها در گروه کشورهای حوزه خلیج فارس

الگوی FDI با متغیر DGI

الگوی FDI با متغیر DGTC

الگوی FDI با متغیر DGO

الگوی FDI با متغیر DI

الگوی FDI با متغیر DTC

الگوی FDI با متغیر DO

متغیرهای توضیحی

21/9-

 (24/3-

)

47/4-

 (67/1-)

97/4-

 (88/2-

)

52/14-

 (91/1-

)

37/4

 (47/0

)

07/13-

 (66/1-)

عرض از مبدا

99/1

 (41/7)

11/3

 (56/8)

09/2

 (83/7)

62/2

 (06/9)

10/3

 (46/8)

73/2

 (19/9)

lngdpj

37/0-

 (51/1)

88/1

 (99/4)

80/1

 (87/4)

64/1

 (59/5)

87/1

 (97/4)

71/1

 (63/5)

Lnpopj

 

58/0-

 (9/1-)

61/0-

 (49/1-)

05/5-

 (79/0-)

26/0-

 (77/0-)

61/0-

 (49/1-)

18/0-

 (52/0-)

lnDistij

17752/0-

 (64/0-)

04/0-

 (08/0-)

1/0-

 (22/0-)

68/2-

 (05/5-)

40/0-

 (71/1-)

42/2-

 (49/4-)

Dum

 

 

 

 

 

33/1

 (14/7)

lnDoij

 

 

 

 

62232/0

 (92/6)

 

lnDTCij

 

 

 

96/2

 (82/7)

 

 

lnDIij

 

 

89/0

 (98/1)

 

 

 

lnDGOij

 

43/0

 (34/0)

 

 

 

 

lnDGTCij

94/2

 (44/3)

 

 

 

 

 

lnDGIij

49/0

69/0

69/0

69/0

12/45

45/65

R2

08/235

]00/0[

64/177

]00/0[

27/184

]00/0[

63/193

]00/0[

40/177

]00/0[

75/177

]00/0[

2χ

1/30

]00/0[

94/2

]00/0[

29/46

]00/0[

15/98

]00/0[

3

]55/0[

80/24

]00/0[

Fleamer

98/17

]00/0[

59/17

]00/0[

46/5

]14/0[

7/12

]01/0[

99/121

]00/0[

84/237

]00/0[

Hhausman

76/160

]00/0[

02/138

]00/0[

65/130

]00/0[

30/261

]00/0[

37/4

]00/0[

07/13-

 ]09/0[

2 LRχ

منبع: یافته های تحقیق       درجدول فوق اعداد داخل براکت سطح احتمال می­باشد.

 

4.­ نتیجه گیری و پیشنهادها

      مهمترین متغیرهای تاثیر گذار بر جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی در حوزه های مورد مطالعه، تولید ناخالص داخلی  سرانه و متغیرهای آزادسازی اقتصادی هستند. این مساله اهمیت توجه به بالا بردن توان تولیدی و توان رقابتی کشور را در عرصه تجارت بین المللی نشان می دهد. با توجه به اثر مثبت متغیرهای آزادسازی، باید بدنبال آزادسازی های بیشتر در اقتصاد داخلی خود باشند و با جذب موانع موجود زمینه ی لازم جهت بهره مندی وجه بیشتر از سرمایه گذاری خارجی را فراهم نمایند. هدف این مقاله ارزیابی تاثیر یکپارچگی اقتصادی و جهانی بر میزان جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی بود، نتایج نشان داد که یکپارچگی ها و ادغام های مختلف سبب افزایش انگیزه در سطح سرمایه گذاری خارجی در کشورهای عضو می گردد. یکی از نتایج تحقیق که تمایز بین دو بلوک شورای همکاری خلیج فارس (بدون حضور ایران) و گروه کشورهای حوزه خلیج فارس(با وجود ایران) می­باشد، نشان می­دهد تفاوت­های فرهنگی و زبانی بر جذب سرمایه گذاری خارجی اثر منفی گذارده است و مهمترین پیشنهاد سیاستی حرکت در جهت بالابردن اشتراک های فرهنگی بین ایران با کشورهای عضو می باشد تا بتوان از فرصت های مناسب سرمایه گذاری مستقیم خارجی این گروه کشور ها استفاده کند. یکی از خصوصیات موثر مشترک میان یکپارچگی های اقتصادی  و جهانی شدن، ایجاد فضای رقابتی است که میان کشورهای همگرا شده حاصل می شود و منجر به ماندگاری اقتصادهایی می­شود که از قدرت اقتصادی و رقابتی بالاتری برخوردار باشند. این رقابت در بحث جهانی شدن شدیدتر بوده و اهمیت زیاد دارد، در حالی که درون یک منطقه به واسطه شرکای کم تر، از فشردگی پایین تری برخوردار است و از آنجا که  پیوستن به دهکده جهانی امری اجتناب ناپذیر است، یکپارچگی می­تواند محکی برای اقتصادهای ضعیف تر باشد تا قدرت اقتصادی، توان تجاری و مزیت رقابتی خود را برای مقیاس وسیع تری همچون اقتصاد جهانی آزمایش نمایند و زمینه را برای حضور خود در بازارهای جهانی فراهم آورند.



[1].  Tin Bergen

[2].  Linnemann

[3].  Aitken

[4].  Bluet & Systermanns

[5].  Mays

 

[7].  MENA

[8]. Martinez & Bengoa

[9].  Kubny and et al

[10].  Di Mauro

[11].  Ivan and et all.

­­­­­منابع  

- داوودی، پرویز و شاهمرادی، اکبر (1383). بازشناسی عوامل موثر بر جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی در اقتصاد ایران و 46 کشور جهان در چهارچوب یک الگوی تلفیقی. فصلنامه پژوهش های اقتصادی ایران، 3 (20) : 120- 113.

 - سریع القلم، محمود (۱۳۷۴). شناخت خلیج­فارس در قالب مبانی نظری. فصلنامه اطلاعات سیاسی­اقتصادی، 10(12): 35- 45.

- شمس الدین، صادقی (1380). نقش منافع ژئوپلتیکی ممالک نافذ خاجری در برخورد با مسایل خلیج فارس. فصلنامه مطالعات خاورمیانه، 8 (2): 125-116.

- طاهری، صالح (1382). اثرات ایجاد همگرایی اقتصادی بین ایران و اتحادیه های اقتصادی. پایان نامه  کارشناسی ارشد علوم اقتصادی، دانشگاه اصفهان.

- کریمی هسنیجه، حسین (1382). جهانی شدن، یکپارچگی اقتصادی و مناسب ترین ترتیبات تجاری منطقه ای برای اقتصاد ایران (فرصتها و چالشها). پایان نامه دکتری علوم اقتصادی، دانشگاه اصفهان.

- مجتهدزاده، پیروز (۱۳۷۹). ایده های ژئوپولوتیک و واقعیت های ایرانی مطالعه روابط جغرافیا و سیاست در جهان دگرگون شونده. نشرنی، تهران.

- نجارزاده، رضا و شقاقی شهری، وحید (1385). همگرایی منطقه ای و تاثیر آن بر سرمایه گذاری مستقیم خارجی (مطالعه موردی کشورهای اسلامی عضو منا). مجله تحقیقات اقتصادی، 5 (72): 362-337.

- آذربایجانی، کریم (1381). جهانی شدن، همگرایی اقتصادی- منطقه ای و تاثیر آن بر رشد کشورهای حوزه دریای  خزر و جمهوری های قفقاز. مجله تحقیقات اقتصادی،12(61): 169- 149.

-  Bengoa, M.)2010(. Integration effects and trade barriers: Does european economic integration affect foreign direct investment? Working Paper.

-  Bergstrand, J. H. (1986). The generalized gravity equation, monopolistic competition, and the factor-proportions theory in international trade. Review of Economics and Statistics, 71(3):143-153.

-  Daude, C., & E. Stein, E. L. Yeyati. (2003). Regional integration and the location of FDI. Inter-American Development Bank. Working Paper.

-  Deadorff, Alan V. (1995). Determinants of bilateral trade: Does gravity work in a neoclassical world? NBER Working Paper, Cambridge Mass. National Bureau of Economic Research.

-  Harris. M. N., & Matyas, L. (1998). The econometrics of gravity models. Melbourne Institute Working Paper, 98(5).

-  Helpman E., & Krugman P. (1981). Market structure and foreign trade, MIT press, Cambridge.

-  Ivan & Francisco, P., & Instituto, E. (2006). Measuring international economic integration: Theory and evidence of globalization, Investigationes Economics, 10(24):449-464.

-  Kalbasi, H. (2001). The gravity model and global trade flows. Policy Modeling for European and Global Issues.1 (10):263-290.

-  Kubny, J., & Mölders, F., & Nunnenkamp, P. (2008). Regional integration and FDI in emerging markets. Working Paper, 141(8).

-  Poyhonen, P. (1963). A tentative model for the volume of trade between countries. Empirical Economics, 90(2): 93-99.

-  Tayebi, S. K. and A. Hortamani (2006). The impact of trade integration on FDI flows: Evidence from EU and ASEAN+3.Working Paper.

-  Tinbergen, J. (1962). The world economy. Suggestions for an International Economic Policy. 3(28):109-116.

www.data worldbank.org.

www.time and date.com.

www.unctad.org.