برآورد فقر و شاخص‌های فقر در مناطق شهری و روستایی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی

چکیده

در این مقاله فقر نسبی مورد توجه قرار گرفته و خط فقر بر اساس رویکرد رفتار مصرفی و مطلوبیت‏گرایی در قالب سیستم مخارج خطی با استفاده از داده‏های خام بودجه خانوار که در طبقات پنج‏گانه گروه‏بندی شده‏اند، برای جوامع شهری و روستایی طی دوره 86-1380 برآورد شده است. سپس شاخص‏های فقر سرشمار، شکاف فقر و شاخص فوستر،گریر و توربک(FGT) محاسبه و تحلیل شده است. نتایج حاکی از آن است که در نیمه اول دوره مطالعه شاخص‏های فقر روند تقریباً نزولی را طی کرده‏اند، این در حالی است که نیمه دوم، تصویری از  صعودی  بودن شاخص‏های فقر را ارائه می‏کند. از این‏رو، توجه هرچه بیشتر به پدیده فقر، پایش مستمر آن، و تلاش بیشتر برای فقرزدایی را یادآور می‏شود.

کلیدواژه‌ها


1. مقدمه

­ ­طی دهه‏های گذشته اقتصاد ایران با مشکلات اقتصادی مختلفی مواجه بوده است. افرایش تورم، بیکاری، کسری ترازپرداخت‏ها و... در سطح اقتصاد کلان و آثار و عواقب آن بر روی فقر، توزیع درآمد و... در سطح اقتصاد خرد از جمله مشکلاتی است که توجه بیشتری را به خود معطوف داشته است. رشد جمعیت، افرایش سطح مصرف (هم در سطح خانوار و فرد، و هم در سطح جمعی)، منابع مالی بیشتری را برای انجام تعهدات رفاهی دولت طلب می‏نماید. از ‏این‏رو مباحث مربوط به تعدیل قیمت‏ها و اصلاحات ساختاری که از دهه هفتاد شمسی مطرح شده بود در اواخر دهه هشتاد شدت بیشتری یافت و منجر به تصویب قانون هدفمندی یارانه‏ها گردید. اثرات این تعدیل قیمت‏ها بر روی فقر، موضوع مهمی است که مسلماً ارزیابی آن با داده‏های تحقق یافته پس از اجرای این سیاست قابل انجام است. یک جنبه دیگر موضوع تصویر وضعیت فقر در جوامع شهری و روستایی در سال‏های قبل و نزدیک به اجرای این سیاست است. از این‏رو هدف از مقاله حاضر ارائه تصویر فقر در جوامع شهری و روستایی بر اساس شاخص‏های تعریف شده در ادبیات فقر است.

پژوهش‏های صورت گرفته در مورد اندازه‏گیری فقر را می‏توان به دو گروه تقسیم نمود:

                        الف) تحقیقاتی که مبتنی بر نیازهای ضروری بوده و خط فقر بر اساس هزینه کسب حداقل سبدی از تمامی نیازهای خوراکی و غیر خوراکی محاسبه می‏شوند.

                        ب) پژوهش‏هایی که بر رهیافت حداقل کالری مورد نیاز استوار می‏باشند. در این مورد، عمده مطالعات به تعریف فقر بر حسب خط فقر غذایی محدود شده و ملاک فقر، درآمد لازم برای احراز 2000 تا 2175 کالری در هر روز برای فرد بالغ است.

  برخی مطالعات انجام شده در مورد اندازه‏گیری فقر در ایران عبارتند از: عظیمی(1374) به برآورد و اندازه‏گیری خط فقر برای سال 1355 پرداخته است. هاشمی و خسروی‏نژاد(1374) با استفاده از سیستم مخارج خطی، حداقل معاش‏ها را برای خانوارهای شهری ایران برآورد کرده‏اند. پژویان(1378) در تعریف فقر به عدم توانایی خانوار در فراهم نمودن نیازهای اساسی خود خصوصاً سلامت جسم و تغذیه، توجه کرده است. رویکرد وی در اندازه‏گیری فقر، در گروه دوم قرار دارد. متوسلی و صمدی(1378) به مطالعه کاهش فقر، کارایی و نابرابری در ایران با استفاده از الگوی سیستم مخارج خطی پرداختند. نادران و غلامی(1379) با استفاده از سیستم مخارج خطی ویژگی‏های اقتصادی و اجتماعی خانوارهای شهری استان مازندران را بررسی کردند. این دو مطالعه اخیر بر اساس رویکرد اول شکل گرفته‏اند. خدادادکاشی و دیگران(1381) بر اساس رویکرد دوم به محاسبه شاخص‏های فقر پرداخته‏اند. ابونوری و مالکی(1386) بر مبنای رهیافت نخست، فقر را در استان سمنان برآورد نمودند. امینی و فخر حسینی(1387) حداقل معاش‏ها را برای خانوارهای شهری و روستایی کشور و استان کردستان برآورد نمودند. مهرگان و دیگران(1387) اثر رشد بخش‏های مختلف اقتصادی را بر روی توزیع درآمد مورد مطالعه قرار داده‏اند.

­ هدف این مقالهبرآورد خط فقر و اندازه‏گیری شاخص‏های فقر می‏باشد. لذا، پس از مقدمه، تعاریف و شاخص‏های فقر مرور شده‏اند. در قسمت سوم، روش مطالعه که اندازه‏گیری فقر مبتنی بر رویکرد حداقل نیازها در قالب بررسی رفتار مصرف‏کننده و مطلوبیت‏گرایی است، آمده است. قسمت چهارم به معرفی  سیستم مخارج خطی اختصاص یافته و در قسمت پنجم داده‏ها و روش تخمین آمده است. قسمت ششم به برآورد سیستم مخارج خطی برای خانوارهای شهری و روستایی می‏پردازد. قسمت هفتم مقاله به برآورد خط فقر و محاسبه شاخص‏های فقر اختصاص یافته و در نهایت مقاله با جمع‏بندی و نتیجه‏گیری به اتمام رسیده است.

2. مروری بر تعاریف فقر و شاخص‏های فقر

­ فقر به صورت‏های گوناگون تعریف شده است و مفهوم آن در طی زمان و بر اثر تحولات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی تغییر یافته است. فقر را می‏توان از جهات گوناگون تعریف و تقسیم‌بندی نمود. در تعریف تانسند[1]بر فقدان منابع برای کسب انواع رژیم‏های غذایی، مشارکت در فعالیت‏ها و شرایط و امکانات معمول زندگی توجه شده است. سن[2] فقر را به‏صورت محرومیت از قابلیت‏های اساسی در نظر گرفته و بر نسبی بودن مفهوم فقر در مکان‏ها و زمان‏های مختلف، تاکید می‏کند. از نظر بانک توسعه آسیا،فقر محرومیت از دارایی‏ها و فرصت‏هایی است که هر فرد مستحق آن‏ها می‏باشد. بوت و روانتری[3]به فقر از منظرفقر مطلق و نسبی توجه نموده و میان این‏دو تمایز قائل می‏‏شوند. فقر مطلق به‏عنوان ناتوانی در کسب حداقل استاندارد زندگی و فقر نسبیبه‏عنوان ناتوانی در کسب یک سطح معین از استانداردهای زندگی که در جامعه فعلی، لازم یا مطلوب تشخیص داده می‏شود، تعریف شده است.

تعریفخطفقر

­  بسته به این‏که در تعریف فقر مفهوم مطلق یا نسبی در نظر گرفته شود، آستانه‏ای تعریف می‏شود که مرز بین فقیران و سایر افراد جامعه را مشخص می‏کند. این آستانه، خط فقر نامیده می‏شود. براساس تعریف، خط فقر مطلقعبارت است از «مقدار درآمدی که با توجه به زمینه‏های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، ... جامعه مورد بررسی برای تامین حداقل نیازهای افراد(مانند غذا، پوشاک، مسکن و ...) لازم است» و یا حداقل شرایطی(مانند حداقل میزان درآمد، تحصیلات، مسکن و ... ) است که عدم تامین آن موجب می‏شود تا فرد مورد بررسی به‏عنوان فقیر در نظرگرفته شود. این روش تعیین خط فقر را «روش نیازهای اساسی» نیز می‏گویند. خط فقر نسبی هم به‏صورت درصد معینی از درآمد جامعه (یا میانگین درآمد جامعه) و یا به‏شکل یک مرز درآمدی که درصد معینی از افراد جامعه پایین‏تر از آن قرار می‏گیرند، تعریف می‏شود.

شاخص‏هایفقر

­ برای درک بهتر اندازه فقر در هر جامعه،در ادبیات اقتصاد شاخص‏هایی معرفی شده‏اند که شناختی از وضعیت فقر ارایه می‏دهند. در این قسمت به برخی از شاخص‏های فقر اشاره‏های خواهیم داشت.

شاخص نسبت سرشمار(نرخ فقر): رایج‏ترین شاخص فقر تا سال1970 نسبت سرشمار فقر بوده است. این شاخص به‏صورت نسبت تعداد افراد فقیر به تعدادکل افراد جامعه تعریف شده است:

(1)                                                                                                         

که در آن:  تعداد افراد فقیر و  تعداد کل افراد جامعه است. اندازه این شاخص بین صفر (حالتی که هیچ فقیری در جامعه وجود ندارد) و یک(حالتی که درآمد کلیه افراد جامعه کمتر از درآمد متناظر با خط فقر باشد) تغییر می‏کند. این شاخص نسبت به انتقال درآمد بین فقرا و حتی بین فقیرها و غیرفقیرها حساس نمی‏باشد. افزون بر آن، این شاخص نسبت به کاهش درآمد فقرا نیز حساس نمی‏باشد.

­  شاخص شکاف فقر: این شاخص بر فاصله کلی فقرا نسبت به خط فقر مبتنی است، که نشان‏دهنده عمق فقر است. به عبارتی، این شاخص میانگین شکاف فقر در جامعه است که در آن شکاف فقر برای افراد غیر فقیر صفر محسوب می‏گردد. شاخص شکاف فقر، مقدار درآمد لازم برای انتقال فقرا به بالای خط فقر می‏باشد.

(2)                                                                                                                   

   تعداد افراد جامعه، تعداد افراد فقیر، خط فقر و درآمد امین فرد فقیر می‏باشد. این شاخص ارایه دهنده وسعت فقر است. اگر در دو جامعه مختلف شاخص فقر نسبت سرشمار یکسان باشد، براساس شاخص شکاف فقر، فقر در جامعه‏ای بیشتر است که دارای تعداد اعضای بیش‏تری است که از خط فقر فاصله زیادتری دارند.

شاخص فوستر،گریر و توربک

 علت استفاده از این شاخص نشان دادن نسبت افراد فقیر و عمق فقر در جامعه مورد مطالعه است که توسط فوستر، گریر و توربک(1984) پیشنهاد گردیده است. آن‏ها تجزیه‏پذیری را از ویژگی‏های مهم یک شاخص فقر مطلوب می‏دانستند، به‏طوری که میزان فقر حاصل از بررسی زیرگروه‏های مختلف جمعیت را می‏توان با هم جمع کرد و به‏میزان واحدی از فقر کل جمعیت دست یافت. این شاخص را می‏توان به‏صورت زیر نوشت:

 

 

(3)                                                                          

 در این شاخص، فقر اساساً به‏عنوان تابعی از نسبت شکاف فقر تلقی شده که در آن ، میزان تنفر و گریز از فقر در جامعه را نشان می‏دهد که هر چه مقدار آن بیش‏تر باشد به این معنی است که جامعه از فقر گریزان‏تر بوده و باید به فقیرترین افراد اهمیت بیش‏تری داد. اگر پارامترصفر باشد این شاخص، به شاخص سرشمار و اگر برابر با یک باشد، این شاخص به شاخص شکاف فقر تبدیل می‏شود. اگر باشد یعنی این شاخص حساسیت بیشتری به عمق فقر نشان می‏دهد و به شاخصتبدیل می‏گردد.

3. روش مطالعه

  بعد از مطالعه آرماتیاسن(1976)، ادبیات اقتصادی اندازه‏گیری رفاه جامعه فقیر بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت. براساس نظر سن، تحلیل فقر نیازمند حل دو مسئله شناسایی و هم‏فزونی است. مسئله شناسایی متضمن امکان شناسایی فقرا از کل جمعیت براساس خط فقر(PL) است. مسئله هم‏فزونی در برگیرنده کشف ابزارهایی است که از طریق آن توزیع وضعیت رفاهی افراد و تغییرات آن نسبت به‏معیار فقر مشخص می‏شود. این معیار می‏تواند به‏عنوان زیان اجتماعی ناشی از قرار گرفتن افرادی که دارای درآمدی پایین‏تر از خط فقر هستند، تفسیر گردد. برای این منظور ضروری است که این معیار با اصول موضوع بسط داده شده در ادبیات اقتصاد رفاه، سازگار باشد.

 مسئله شناسایی: شناسایی فقرا، با استفاده از برآورد خط فقر، گام ضروری در تحلیل اثرات رفاهی جمعیت فقیر در اصلاح قیمت‏ها است. یک روش مرسوم در برآورد خط فقر، روش مبتنی بر نیازهای اساسی در انرژی مواد غذایی است (بی‏بی به نقل از گریر و توربک1986، 180).

ضعف این روش آن است که تمامی نیازهای جامعه را در بر نمی‏گیرد. گزینه بهتر آن است که خط فقر را بر اساس تئوری رفتار مصرف‏کننده استخراج نماییم (بی‏بی به نقل از راوالیون 1996، 181).

 تعیین خط فقر به‏ندرت براساس شرایط مطلوبیت‏گرایان فرموله می‏شود. در تئوری، رویکرد مطلوبیت‏گرایی می‏بایست برآورد خط فقر مطابق با یک سطح حداقل مطلوبیت امکان‏پذیر باشد، یا براساس منحنی بی‏تفاوتی که حدود سطح رفاهی یک فرد فقیر را از سطح رفاهی یک فرد غیر فقیر تعیین می‏کند، به‏دست ‏آید. بنابراین، تابع مخارج جبرانی برای هر سطح داده شده‏ای از سیستم قیمت، حداقل مخارج لازم را برای احراز سطح حداقل مطلوبیت ارایه می‏کند. به‏عنوان مثال، سطح رفاهی یک فرد ممکن است توسط تابع مطلوبیت استون- گیری نشان داده شود.

بورگونیون و فلد(1997) تاکید می‏کنند که وقتی مدل سیستم مخارج خطی برای مطالعه رفتار مصرفی به‏کار می‏رود، می‏بایست فرض شود که تمامی خانوارهایی که درآمدی کمتر از حداقل معاش دارند (درآمدی که برای خرید حداقل سبد معیشتی لازم است) فقیر قلمداد می‏شوند.

مسئله هم‏فزونی: جهت حل مسئله هم‏فزونی، به یک نقشه از توزیع رفاه فردی نسبت به یک معیار محوری از فقر، نیاز می‏باشد. معیار فقری که برای تحلیل مورد نیاز است می‏بایست اصول موضوعه یکنواختی، انتقال، حساسیت انتقال و تجزیه پذیری را احراز نماید.

- اصل موضوع یکنواختی: کاهش در درآمد فرد فقیر، به‏شرط ثابت بودن سایر شرایط، معیار فقر را افزایش می‏دهد.

- اصل موضوع انتقال: انتقال درآمد از یک شخص فقیر به شخص فقیرتر، به شرط ثابت بودن سایر شرایط، معیار فقر را افزایش می‏دهد.

- اصل موضوع حساسیت- انتقال: برای هر عدد مثبت صحیح  و هر زوج فقیر و ، در صورتی‏که باشد، آنگاه  خواهد بود که در آن  افزایش در معیار فقر ناشی از انتقال درآمد از فرد فقیر ام به امین فرد فقیر است.

- اصل موضوع تجزیه‏پذیری: فرض کنید که  بردار درآمد حاصل از تغییر درآمد زیر گروه  از  به  باشد که در آن تعداد خانوارهای موجود در زیر گروه  (یعنی ) تغییر نکرده است. چنانچه  وضعیتی فقیرتر از  باشد، آنگاه  همچنین فقیرتر از  خواهد بود.

گروه شاخص‏های فقر معرفی شده توسط فاستر و دیگران که توسط معادله(3) معرفی شد، اصول موضوعه فوق را برآورده می‏سازد.

در این مقاله برای برآورد خط فقر از رویکرد رفتار مصرفی و مطلوبیت‏گرایی توسط برازش سیستم مخارج خطی و برای محاسبه شاخص‏های فقر، از شاخص فاستر، گریر و توربک استفاده گردیده است.

4- سیستم مخارج خطی

  در اواخر دهه40میلادی کلاین و روبین(1948) مجموعه کاملی از روابط تقاضا را ارائه کردند که در طول زمان به سیستم مخارج خطی موسوم شد. گیری(1950) و ساملسون(1948) نشان دادند که روابط تقاضای کلاین- روبین دلالت به تابع مطلوبیت زیر دارد:

 (4)                                                                   

در معادله(4)، شاخص مطلوبیت، حداقل معاش یا حداقل میزان مصرف کالای ام می‏باشد، هم چنین  ها سهم نهایی مخارج فرامعیشتی هستند. شرط  برای انحنای لازم در منحنی بی‏تفاوتی، یعنی این‏که تابع مطلوبیت کاملا شبه مقعر باشد، ضروری است.

سیستم مخارج خطی، با حداکثرکردن تابع مطلوبیت(4) نسبت به محدودیت بودجه به‏دست می‌آید. نتیجه حاصل از حداکثرسازی به‏صورت زیر می‌باشد:

 

(5)                                                                                                                                        

 

 

 

 (6)                                   

معادله (6) نشانگر دستگاه معادلات سیستم مخارج خطی می‌باشد.

 

سیستم مخارج خطی در حالت پویا

  جهت برآورد توابع تقاضا با استفاده از مشاهدات دوره‌های  زمانی مختلف، فرض می‌شود که ساختار تقاضا در تمامی دوره‌های زمانی یکسان بوده است و دچار تغییر ساختاری نمی‌شود و یا این‏که با فرض های مشخص، چگونگی تغییرات توابع تقاضا را تبیین کنیم. از نظر تکنیکی و مدل‌سازی، به‏کار گرفتن به‌صورت متغیر که تغییر ساختار تقاضا را ممکن می‌سازد، در سیستم مخارج خطی نسبتاً ساده می‏باشد، زیرا ها به‌صورت خطی وارد سیستم مخارج خطی می‏شوند. می‌توان تابع تقاضا را برای کالای ام معادله(5) به‌صورتی که در طی زمان تغییر می‌کند، همانند زیر نوشت:

 

(7)                                                                                                   

و یا

(8)                                         

که  مقدار لازم کالای ام در زمان یا به عبارتی؛ حداقل میزان از کالای ام می‏باشد که مصرف‌کننده در زمان مصرف کرده است. توابع تقاضا در دوره از تابع مطلوبیت زیر به دست آمده‏اند:

                                                                                             (9)

 

شرایط و خصوصیاتی را که در مورد تابع مطلوبیت(4) ذکر گردید، دقیقاً در مورد تابع مطلوبیت(9) نیز صدق می‌کند و این شرایط و خصوصیات در هر دوره زمانی باید احراز شود. بنابراین،      فرض های مختلفی را در مورد رفتار مصرفی خانوارها در طی زمان در رابطه با حداقل معاش می‌توان در نظر گرفت.[4] ساده‏ترین فرض این است که ها در طول زمان دچار تغییر می‏شود و این تغییرات به‌صورت تابع خطی  می‏باشد. رابطه مذکور بیان می‌کند که تابع خطی از متغیر زمان است یا به عبارتی، حداقل میزان کالایی است که در هر دوره توسط خانوارها برای هر کالا صرف می‏شود. فرض دوم بر مفهوم «شکل‏گیری عادت»[5] بنا شده است. در مدل«شکل گیری عادت» فرض می‏شود که میزان حداقل مصرف کالا در زمان  به میزان مصرف همان کالا در زمان گذشته بستگی دارد. لذا می‌توان نوشت:

(10)                                                                                                             

  چنانچه در رابطه (10)، ها را مساوی صفر قرار دهیم، حالت خاصی از فرض شکل‏گیری عادت را ارایه می‌کند که به‌صورت  است. یعنی این‏که حداقل میزان مصرف کالای ام در طول زمان ثابت است. یک حالت خاص دیگر از فرض شکل گیری عادت، مدل عادت نسبی است که به‌صورت زیر معرفی می‏شود:

(11)                                                                                           یعنی این‏که حداقل میزان مصرف کالا ام در این دوره  بستگی به میزان مصرف همین کالا در دوره گذشته دارد و توسط ضریب  تعدیل می‏شود.

5. داده‏ها و روش تخمین

  داده‏های مورد استفاده در این مطالعه شامل اطلاعات داده‏های بودجه خانوار جمع‌آوری ‌شده توسط مرکز آمار ایران در دوره 86-1379 می‌باشد. آمارگیری از هزینه‌ و درآمد خانوارهای ایرانی تا سال 1383 بر اساسسیستم کدگذاری و توصیف کالاهای هماهنگ[6]صورت می‏گرفت؛ ولی مرکز آمار ایران در سال 1383 برای اولین بار پرسش‏نامه‌ طرح بودجه خانوار را بر اساس طبقه‏بندی مصرف فردی بر حسب هدف[7] تهیه و اجرا کرد و در نشریه‌ سال 1383 به بعد، جداول جدیدی بر اساس این طبقه‌بندی ارائه داد.

جدول1: مقایسه و انطباق گروه‏های مختلف کالایی در دو سیستم کدگذاری و توصیف کالاهای هماهنگ و طبقه بندی مصرف فردی بر حسب هدف

(COICOP) طبقه بندی مصرف فردی بر حسب هدف

(CPC) سیستم کدگذاری و توصیف کالاهای هماهنگ

بخش

شرح

بخش

شرح

01

هزینه‏های خوراکی خانوار

1

 

هزینه‏های خوراکی و دخانی خانوار

 

02

نوشیدنی‏های طبقه‏بندی نشده (در جای دیگر)، دخانی‏ها وسایر مواد دخانی خانوار

03

هزینه‏های پوشاک وکفش خانوار

2

هزینه‏های پوشاک خانوار

04

هزینه‏های مسکن، آب، فاضلاب، سوخت و روشنائی خانوار

3

هزینه‏های جاری مسکن، آب، فاضلاب، سوخت و روشنائی خانوار

05

هزینه‏های مبلمان، لوازم خانگی ونگهداری معمول آن‏ها

4

هزینه‏های مربوط به لوازم، وسائل و خدمات خانوار

06

هزینه‏های بهداشتی و درمانی خانوار

5

هزینه‏های بهداشتی و درمانی خانوار

07

هزینه‏های حمل ونقل خانوار

6

هزینه‏های جاری حمل و نقل و ارتباطات خانوار

08

هزینه‏های ارتباطات خانوار

09

هزینه‏های مربوط به خدمات فرهنگی وتفریحات خانوار

7

هزینه‏های مربوط به تفریحات، سرگرمی‏ها وخدمات فرهنگی خانوار

10

هزینه های آموزش وتحصیل خانوار

11

هزینه‏های غذاهای آماده، هتل و رستوران خانوار

12

هزینه‏های کالاها وخدمات متفرقه خانوار

8

هزینه‏های مربوط به کالاها وخدمات متفرقه خانوار

13

تهیه و فروش کالاهای بادوام منزل، سایر هزینه‏های خانوار وانتقالات

9

تهیه و فروش کالاهای بادوام منزل، هزینه‏های مذهبی و سایر هزینه‏های خانوار

ماخذ: پرسش‏نامه‏های طرح بودجه خانوار ، مرکز آمار ایران، سال‏های 86-1379

بر اساسسیستم کدگذاری و توصیف کالاهای هماهنگ(CPC)، مرکز آمار ایران کلیه کالاها و خدمات مصرفی خانوارهای شهری و روستایی تا سال 1383 را به هشت گروه شامل «خوراکی‏ها، آشامیدنی‏ها و دخانیات»، «پوشاک و کفش»،«مسکن، سوخت و آب و برق»، «مبلمان و اثاثیه منزل»، «بهداشت و درمان»، «حمل و نقل و ارتباطات»، «تفریحات، سرگرمی‏ها و خدمات فرهنگی» و «کالاها و خدمات متفرقه» تقسیم‏‏ می‏نمود. این تقسیم‏بندی از سال 1383 به بعد که مرکز آمار ایران  طبقه‏بندی مصرف فردی بر حسب هدف را اجرا نمود، تغییر کرد. به‏منظور استفاده صحیح از آمارها بر اساس تعاریف آمارگیری، در جدول(1) تعاریف  بر اساس دو سیستم طبقه‏بندی انطباق داده شده است.

در این مقاله از گروه‏های هزینه‏ای اول تا هشتم (و گروه‏های متناظر آن در COICOP بر اساس جدول فوق) برای برآورد مدل تقاضا و خط فقر استفاده شده، و گروه کالایی نهم (و 13 در COICOP) به‏دلیل کالای با دوام، خارج شده است. برای آمارهای قیمت از داده‏های بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران برای شاخص‏های قیمت گروه‏های کالایی در مناطق شهری و برای داده‏های شاخص قیمت گروه‏های مختلف کالایی در مناطق روستایی از داده‏های مرکز آمار ایران استفاده شده است.

در برازش اولیه مدل از داده‏های خام و غیر گروه‏بندی شده استفاده شد؛ ولی به‏دلیل مشاهده کمیت صفر برای تعداد زیادی از خانوارها(مشاهدات) و مشکلات ناشی از آن در تخمین، خانوارهای شهری و روستایی هر کدام به تفکیک توسط روش پژویان و خسروی‏نژاد(1383)، در پنج طبقه متمایز طبقه‌بندی شدند. سپس داده‏های خانوار برای هر یک از گروه‏های کالایی در طبقات پنج‏گانه میانگین گرفته شده و مدل بر روی داده‏های متوسط طبقات برازش گردید.

6-  برآورد سیستم مخارج خطی

داده‌های مورد استفاده در این مطالعه حاوی دو بُعد؛ زمان و مقطع (میانگین گروه‏های پنج‏گانه) می‌باشد. برای برازش مدل بر روی داده‌های تابلویی دستگاه معادلات(8) اندیس را برای گروه‏های پنج‏گانه درنظرگرفته و به‏منظور تصادفی کردن معادله جمله اختلال  را به آن اضافه   می کنیم، در آن ‏صورت داریم:

(12)                              

 که ،در دستگاه بالا نماینده کالاهای مورد مطالعه (شامل 7 گروه کالایی)،  نشان‏دهنده طبقات پنج‏گانه و  برای سال (7 سال) می‏باشد. از آنجا که کلیه خانوارهای درون طبقات پنج‏گانه با بردار قیمت‏های تحقق یافته در بازار مواجه هستند، پس قیمت برای تمامی طبقات یکسان و داده شده است، لذا می‏توان نوشت . حال با جانشین کردن رابطه(11) داریم:

(13)                                  

 از آنجا که بنا به تعریف  می‌توانیم متغیر جدیدی مثل  را به‌صورت زیر تعریف کنیم:

(14)                                                                                 پس از جایگذاری رابطه(14) در معادله(13) داریم:

(15)                                                                                                                                     

 غیر خطی بودن دستگاه(15) نسبت به پارامترها، برآورد آن‏را با پیچیدگی مواجه می‏کند. از این‏رو، روش برآورد و خصوصیات آماری برآوردیاب‏‏ها به ساختاری که برای جمله اختلال در نظر گرفته می‏شود، وابسته است. در این حالت، روش مناسب برآورد به پیش فرض‏های مدل‏ساز در مورد شکل‏گیری بردار ضرایب میان واحدهای مقطعی(گروه‏های پنج‏گانه) در طی زمان دارد. در صورتی‏که پیش فرض آن باشد که ضرایب طی زمان ثابت است، روش رگرسیون‏های به‏ظاهر نامرتبط[8] (SUR) استفاده می‏شود.[9]

برآورد مدل برای خانوارهای شهری

پارامترهای سیستم مخارج خطی در حالت پویا (با فرض شکل‏گیری عادت برای حداقل معاش‏ها) با به‏کارگیری روش رگرسیون‏های به‏ظاهر نامرتبط(SUR) بر دستگاه (15) با کنار گذاشتن معادله گروه کالایی "سایر کالاها" توسط داده‏های بودجه خانوار شهری (بر روی میانگین طبقات پنج‏گانه) طی دوره 86-1379 برآورد و نتایج آن در جدول(4) آمده است.

جدول4: برآورد پارامترهای سیستم مخارج خطی خانوارهای شهری

  گروه کالا

پارامترها

خوراک و دخانیات

پوشاک

مسکن

کالا و خدمات در منزل

حمل و نقل و ارتباطات

بهداشت و درمان

سایر کالاها

 

آماره

3889/0

38/3

0808/0

056/2

483/0

911/3

0321/0

846/1

091/0

395/2

0799/0

930/1

2322/0

 

 

آماره

320/0

070/3

587/0

548/6

242/0

813/1

596/0

429/6

4997/0

740/5

631/0

857/5

537/2

782/1

 

946/0

982/0

967/0

969/0

966/0

982/0

-

     ماخذ: یافته‏های پژوهش

ضریب مخارج فرامعیشتی برایگروه کالایی"سایر کالاها" به‏صورت زیر به‏دست آمده است:

(16)                                                                                       

که عدد یک نشانگر برابر واحد بودن جمع کلیه ضرایب فرامعیشتی است. چنانچه درآمد فرامعیشتی یک خانوار شهری 1000 ریال افزایش یابد، 389 ریال آن صرف خوراکی‏ها، 80 ریال صرف پوشاک و کفش، 483 ریال صرف مسکن و سوخت،...، 232ریال صرف مخارج سایر کالاها (شامل تفریح و تحصیل،کالاها و خدمات متفرقه) می‌شود.

جهت به دست آوردن ارزش ریالی حداقل معاش‏های هرسال و یا مخارجی که به‏طور متوسط برای یک خانوار شهری الزامی است، طرفین رابطه(11) را در  ضرب می‏کنیم:

 

بر اساس رابطه(14)، عبارت داخل پرانتز رابطه فوق، همان  است. پس داریم:

(17)                                                                                   

که  برآورد ارزش ریالی حداقل مخارجی است که توسط خانوارها در دوره  روی کالای ام هزینه می‌شود. حداقل معاش‏ها بر اساس برآوردهای  (در جدول4) برای سال‏های 1380 تا 1386 محاسبه شده و در جدول(5) آمده است[10].

جدول5: برآورد حداقل معاش‏ها برای خانوارهای شهری در گروه‏های مختلف کالایی طی دوره 86-1380)واحد: هزار ریال)                      

  گروه کالا

سال

خوراک و دخانیات

پوشاک

مسکن

کالا و خدمات در منزل

حمل و نقل و ارتباطات

بهداشت و درمان

1380

2429

1324

1949

522

1024

958

1381

2922

1367

2332

682

1173

1203

1382

3590

1794

2823

804

1534

1588

1383

4246

1903

3326

966

1645

1913

1384

4585

2271

3587

1119

1765

2222

1385

5173

2633

3992

1302

1973

2847

1386

6361

3472

5268

1624

2778

3908

         ماخذ: یافته‏های پژوهش

بر اساس برآورد های به‏دست آمده، حداقل معاش سالانه خوارکی‏ها برای یک خانوار شهری در سال1380 برابر 2429هزار ریال، در سال 1383 معادل 4246 که با افزایش مستمر به رقم 6361 هزار ریال در سال 1386 رسیده است. این رقم برای مسکن از 1949 هزار ریال در سال 1380 به رقم 5268 هزار ریال در سال 1386 می‏رسد. طی دوره 1380 تا 1386 حداقل معاش خوارکی خانوارهای شهری از رشد متوسط سالانه حدود 4/17 درصد برخوردار بوده است که این خود ناشی از افزایش سطح عمومی قیمت کالاهای خوراکی از یک طرف و افزایش سطح زندگی متاثر از افزایش درآمد و انتظارات افراد از سوی دیگر بوده است.

برآورد مدل برای خانوارهای روستایی

همانند برازش مدل برای خانوارهای شهری، پارامترهای سیستم مخارج خطی در حالت پویا با کاربست رگرسیون‏های به ظاهر نامرتبط (SUR) بر دستگاه (15) و با کنار گذاشتن معادله مربوط به گروه کالایی "سایر کالاها" توسط داده‏های آماری بودجه خانوارهای روستایی طی دوره زمانی 86-13780 برآورد شده ودر جدول(6) آمده است[11].

جدول6: برآورد پارامترهای سیستم مخارج خطی خانوارهای روستایی

  گروه کالا

پارامترها

خوراک و دخانیات

پوشاک

مسکن

کالا و خدمات در منزل

حمل و نقل و ارتباطات

بهداشت و درمان

سایر کالاها

 

آماره

4824/0

159/4

1113/0

290/3

1414/0

783/3

0523/0

932/2

0756/0

812/2

0532/0

211/2

0837/0

-

 

آماره

1574/0

339/2

2939/0

152/5

2086/0

197/3

388/0

632/5

3622/0

442/4

551/0

480/5

292/6

744/2

 

948/0

984/0

857/0

982/0

984/0

973/0

-

ماخذ: یافته‏های پژوهش

ضریب مخارج فرامعیشتی برای گروه کالایی «کالاها و خدمات متفرقه» با توجه به این‏که معادله این گروه کالایی کنار گذاشته شده است، از رابطه(16) به‏دست آمده است. در صورتی‏که مخارج فرامعیشتی سالانه خانوارهای روستایی به‏طور متوسط 1000ریال افزایش یابد، ضرایب میل نهایی به مخارج فرامعیشتی ( ها) مشخص می کنند که 482 ریال آن صرف خوراکی‌ها، 141ریال صرف مسکن، و باقیمانده آن، یعنی 377 ریال، صرف مخارج  کلیه کالاها و خدمات به غیر از دو گروه پیش گفته خواهد شد. حداقل معاش‏های خانوارهای روستایی را می‏توان توسط رابطه(17) به‏دست آورد، این ارزش‏های ریالی برای سال‏های 1380 تا 1386 محاسبه شده و در جدول(7) آمده است.

جدول(7): حداقل معاش‏ها برای خانوارهای روستایی در گروه‏های مختلف کالایی طی دوره 86-1380 (واحد:هزار ریال)                                 

  گروه کالا

سال

خوراک و دخانیات

پوشاک

مسکن

کالا و خدمات در منزل

حمل و نقل و ارتباطات

بهداشت و درمان

1380

1225

689

539

327

456

478

1381

1447

649

663

399

572

607

1382

1747

797

797

481

733

792

1383

1927

883

924

558

816

992

1384

2384

1115

1076

792

1034

1314

1385

2699

1140

1128

847

1131

1542

1386

3515

1505

1442

1113

1581

2194

            ماخذ: یافته‏های پژوهش

براساس نتایج به‏دست آمده، درسال 1380 حداقل مخارج معیشتی خوراکی‏ها برای یک خانوار روستایی برابر 1225 هزار ریال، درسال 1383 به 1927 هزار ریال افزایش یافته و نهایتا درسال 1386 به 3515 هزار ریال رسیده است. طی دوره 1380 تا 1386 حداقل مخارج الزامی خوراکی‏ها برای یک خانوار روستایی سالانه به‏طور متوسط معادل 2/19 درصد رشد داشته است.

7- برآورد خط فقر و شاخص‏های فقر

با جمع زدن روی حداقل معاش‏ها برای گروه‏های کالایی خوراک و دخانیات، پوشاک، مسکن، کالا و خدمات در منزل، حمل و نقل و ارتباطات، و بهداشت و درمان؛ مجموع حداقل معاش‏های مذکور به‏عنوان برآورد خط فقر به‏دست می‏آید. این خط فقر برای مناطق شهری و روستایی محاسبه و در جدول(8) آمده است.

 

 

 

جدول8: برآورد خط فقر در مناطق شهری و روستایی طی دوره 86-1380(واحد: هزار ریال)

                                                                                                                                                

سال

خط فقر در مناطق شهری

خط فقر در مناطق روستایی

1380

8232

3714

1381

9679

4338

1382

12134

5348

1383

13999

6099

1384

15549

7716

1385

17919

8488

1386

23411

11351

ماخذ: جداول (5) و (7)

بر اساس نتایج به‏دست آمده، درسال 1380 کل حداقل معاش‏های یک خانوار شهری (خط فقر شهری) برابر 8232 هزار ریال، درسال 1383 به 13999 هزار ریال افزایش یافته و نهایتا به 23411 هزار ریال درسال 1386رسیده است. برای خانوارهای روستایی حداقل معاش‏ها (خط فقر)، همانند خانوارهای شهری، طی دوره مورد بررسی روند صعودی داشته است؛ به‏گونه‏ای‏که از 3714 هزار ریال در سال 1380 به 11351 هزار ریال درسال 1386 افزایش یافته است. طی دوره مورد بررسی  خط فقر روستایی سالانه به‏طور متوسط معادل 4/20 درصد رشد داشته است.

شاخص‏های فقر خانوارهای شهری و روستایی

برای محاسبه شاخص‏های فقر، از اطلاعات خام مخارج کل ناخالص خانوارها و محسبات خط فقر در قسمت پیشین استفاده شده است. سپس شاخص‏های فقر سرشمار، شاخص شکاف فقر و شاخص فوستر، گریر و توربک با استفاده از روابط(1) تا (3) محاسبه گردید. شاخص‏های فقر در مناطق شهری و روستایی در جدول(9) آمده است.


جدول9: شاخص‏های فقر در مناطق شهری و روستایی طی دوره 86-1380(واحد: درصد)

سال

مناطق شهری

مناطق روستایی

شاخص

فقر سرشمار

شاخص شکاف فقر

شاخص مجذور شکاف فقر (FGT)

شاخص

فقر سرشمار

شاخص

شکاف فقر

شاخص

مجذور شکاف فقر

 (FGT)

1380

57/9

92/2

32/1

82/6

42/2

22/1

1381

25/8

35/2

01/1

1/6

19/2

11/1

1382

72/7

32/2

02/1

07/5

57/1

72/0

1383

10/7

01/2

86/0

21/4

42/1

69/0

1384

37/7

01/2

85/0

76/5

87/1

88/0

1385

8/8

34/2

95/0

91/5

81/1

83/0

1386

35/10

14/3

41/1

69/7

45/2

1/1

        ماخذ: یافته‏های پژوهش

نسبت خانوارهای زیر خط فقر در مناطق شهری در سال 1380 برابر 6/9 درصد بوده است که آهنگ نزولی را تا سال 1383 تجربه کرده و به‏ 1/7 درصد کاهش یافته است. در سال‏های بعدی، نتایج از تمایل به افزایش تعداد فقرا در مناطق شهری حکایت می‏کند. به‏عبارت دیگر، نرخ سرشمار فقر روند نزولی خود را ترک کرده و تمایل به صعود از خود نشان می‏دهد. این نتیجه برای جامعه روستایی نیز صادق است، به‏طوری که درصد خانوارهای زیر خط فقر در مناطق روستایی از سال 1384 به بعد روند صعودی را نشان می‏دهد. از منظر شاخص شکاف فقر، نتایج حاکی از صعودی بودن روند شاخص مذکور برای جامعه شهری و روستایی است. به‏عبارت دیگر عمق فقر در نیمه دوم دوره مورد بررسی زیادتر گردیده است.

 

 

 

 

 

 

8- جمع‏بندی و نتیجه‏گیری

در این مقاله ضمن مرور بر تعاریف و شاخص‏های فقر، فقر نسبی مورد توجه قرار گرفته و خط فقر بر اساس رویکرد رفتار مصرفی و مطلوبیت‏گرایی در قالب سیستم مخارج خطی در حالت شکل‏گیری عادت، با استفاده از داده‏های گروه‏بندی شده بودجه خانوار برای جوامع شهری و روستایی طی دوره 86-1380 برآورد گردید. سپس شاخص‏های فقر سرشمار، شکاف فقر و شاخص فوستر،گریر و توربک محاسبه شد. نتایج نشان می‏دهد که برآوردهای خط فقر طی دوره مورد بررسی روند صعودی داشته است. هم چنین شاخص‏های فقر تا نیمه دوره مورد مطالعه روندی نزولی داشته ولی نیمه دوم آهنگ صعودی به خود گرفته‏است. یافته‏های مذکور توجه هرچه بیشتر را به پدیده فقر، پایش مستمر آن و سرعت بخشیدن به اقدامات موثر در فقرزدایی را بیش از پیش متذکر می‏شود.



[1] -Townsand

[2] -Amartiya Kumar Sen

[3] -Booth & Rownetree

[4] -Pollak, R. A. and Wales, T.J. (1969), Estimation of Linear Expenditure System, Econometrica, 37) 4):629-650.

[5]- Habit Formation

[6] - CPC= Certified Professional Coder

[7]- COICOP=Classification of Individual Consumption by Purpose

 

[8] Seemingly Unrelated Regression

[9] برای اطلاع بیشتر به خسروی‏نژاد(1388)، صفحه 15 و یا به   Judge,G. et. al. (1985)صفحات 18-515 مراجعه نمایید.

[10] از آن‏جا که برآورد ضریب  برای گروه کالایی «سایر کالاها و خدمات» بزرگ‏تر از یک به‏دست آمده است از محاسبه آن صرف نظر شده است.

[11] به‏دلیل بزرگ‏تر از یک بودن برآورد ضریب برای گروه کالایی «سایر کالاها و خدمات»، حداقل معاش برای این گروه محاسبه نشده است.

 

منابع

- ابوالفتحی قمی، ابوالفضل. (1371). درآمدی بر شاخص‌های نابرابری درآمد و فقر. مرکز آمار ایران.

- ابونوری اسمعیل و عباسی قادی، رضا (1386)، برآورد اثر رشد اقتصادی بر فقر در ایران، فصل‏نامه پژوهش‏های اقتصادی ایران، دانشگاه علامه طباطبایی، شماره 30:23-53.

- ابونوری، اسماعیل و مالکی، نادر (1386)، خط فقر در استان سمنان طی برنامه‏های توسعه (1383-1368)، فصل‏نامه رفاه اجتماعی، سال هفتم، شماره 28:215-237.

- امینی، صفیار و حسینی، سید فخرالدین (1387)، حداقل معیشت در مناطق شهری و روستایی کشور و استان کردستان، فصل‏نامه مدلسازی اقتصادی، شماره 5:96-115.

-  ارضروم چیلر، نسرین (1384)،ابعاد گوناگون فقر در ایران،مجموعه پژوهش‏های اقتصادی، شماره 27، اداره بررسی‌ها و سیاست‌های اقتصادی، بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران.

- پژویان، جمشید (1378)، مطالعه بررسی فقر و شرایط اقتصادی خانوارهای استان تهران، معاونت هماهنگی  و برنامه‏ریزی سازمان برنامه وبودجه استان تهران، شماره 19/78.

- پژویان، جمشید و خسروی‏نژاد، علی‏اکبر (1383)، روشی برای طبقه‏بندی خانوارهای شهری ایران براساس مولفه‏های اقتصادی و اجتماعی خانوار، پژوهش‏نامه اقتصادی، شماره 15:53-73.

- خداداد کاشی، فرهاد و همکاران. (1381)، اندازه‏گیری شاخص‏های فقر در ایران، کاربرد انواع خط فقر، شکاف فقر، شاخص فقر 1363-1379، پژوهشکده آمار.

- خدادادکاشی، فرهاد و باقری، فریده (1384)، نحوه توزیع فقر بین خانوارهای ایرانی، فصل‏نامه پژوهش‏های اقتصادی ایران، سال هفتم، شماره22: 31-43.

- خسروی‏نژاد، علی‏اکبر (1379)، پیش‏بینی نیازهای مصرفی خانوارهای استان سیستان و بلوچستان، همایش ادواری استان شناسی، موسسه مطالعات و پژوهش‏های بازرگانی: 285-315.

- خسروی‏نژاد، علی‏اکبر (1388)، اندازه‏گیری اثرات رفاهی حذف یارانه کالاهای اساسی بر خانوارهای شهری ایران، پژوهش‏نامه بازرگانی، شماره 50:1-31.

- عظیمی، حسین (1374)، مدارهای توسعه نیافتگی در اقتصاد ایران، نشر نی.

- متوسلی، محمود و صمدی، سعید (1378)، «شناخت جنبه‏های اقتصادی سیاست‏های کاهش فقر»، مجله تحقیقات اقتصادی، شماره 55: 65-98.

- محمودی، وحید (1381)، اندازه‏گیری فقر در ایران، فصل‏نامه پژوهش‏نامه بازرگانی، شماره 24: 27-57.

- محمودی، وحید (1386)، اندازه‏گیری فقر و توزیع درآمد در ایران، انتشارات سمت، تهران.

- مرکز آمار ایران،‏ آمار خام طرح بودجه خانوار‏‏‏‏، سال‏های 86-1379 ، تهران.

- مهرگان، نادر؛ موسایی، میثم و کیهانی حکمت، رضا (1387)، رشد اقتصادی و توزیع درآمد در ایران، فصل‏نامه رفاه اجتماعی، شماره 28: 57-77.

- نادران، الیاس و غلامی نتایج امیری، سعید (1379)، کنکاش­دروضعیت معیشتی مناطق شهری استان مازندران، سیاهی­فقردر لابه‏لای ترک‏های سبز، مجله تحقیقات اقتصادی، شماره 57: 161-187.

- هاشمی، ابوالقاسم و خسروی نژاد، علی‏اکبر (1374)، سیستم مخارج خطی الگوی تقاضای خانوارهای شهری ایران، مجله اقتصاد، دانشگاه شهید بهشتی، شماره 4: 74-92.

- Bibi, S., A welfare analysis of the price system reform's effects on poverty in Tunisia, API-working paper series 9902, arab planning institute - Kuwait, information center:179-207.

- Bourguignon, F. & Fields, G.S. (1995), Discontinuous losses from poverty, general  measures, and optimal transfer to the poor, Journal of Public Economics, 63( 2): 155-175.

- Foster, J. E., Greer, J. & Thorbeck, E. (1984), A class of decomposable poverty measure, econometrica, 52: 761-766.

- Geary, R.C. (1950), A note on: A constant utility index of cost of living the review of  economic studies, 18:65-66.

- Greer, J. & Thorbecke, E. (1986), A methodology for mearsuring food poverty applied to kenya, Journal of Development Economics, 24: 59-74.

-Judge, G., W. Griffiths, R. Hill, H. Lukkepohl, & T. Lee, (1985); The theory and practice of econometrics, second edition, New York, John Wiley and Sons, Inc.

- Klien, L. R. & Rubin, H. (1948), A constant utility index of cost of living, the review of economic studies, 15( 2) : 78-83.

- Pollak, R. A. & Wales, T.J. (1969), Estimation of linear expenditure system, Econometrica, 37( 4) : 629-650.

- Ravallion, M. (1996), Issues in Measuring and Modelling Poverty, The Economic Journal, 106 : 1328-1343.

- Sen, A. (1976), Poverty: An ordinal approach to measurement, Econometrica, 44( 2): 219-231.

- Time Series Processor, (1991), Version 4.4, Reference Manual.

- Time Series Processor, (1991), Version 4.4, User’s Manual.

- Townsed, P. (1985). A sociological approach to measurement of poverty: a rejoinder to professor amartya sen. Oxford Economic Papers, 37( 4) :669-676.