تعدیلی بر روش سهم مکانی تعدیلی فلگAFLQ(مطالعه موردی استان تهران)

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری اقتصاد دانشگاه تربیت مدرس

2 استادیار دانشگاه تربیت مدرس

3 استادیار دانشگاه علامه طباطبایی

چکیده

روش سهم مکانی، روش غیرآماری است که ضرایب فنیملیرا با تعدیلات خاصی به ضرایب فنی منطقه تبدیل می‌کند. آخرین سهم مکانی معروف به سهم مکانی تعدیلی فلگ (AFLQ)، توسط فلگ و همکارانش معرفی شده است. این مقاله این روش را مورد واکاوی قرار داده و با مطالعه موردی استان تهران به نقد این روش پرداخته است. ایراد این روش قادر نبودن در تعدیل درست پیوندهای پسین تقاضای بخش های ضعیف است، بطوری که باعث می‌شود بخش های ضعیف منطقه(استان) به عنوان بخش های پیشرو طرف تقاضا تلقی شوند.در این مقالهبا استفاده از آمار سال 1386 روشی پیشنهاد   می‌شود که قادر به تعدیل به تر و مناسب  تری است روش جدید به بخش های ضعیف این اجازه را نمی‌دهد که به عنوان بخش پیشروطرف تقاضا تلقی شوند.

کلیدواژه‌ها


- مقدمه

­­   استفاده از برنامه ریزی منطقه­ای به جای برنامه­ریزی ملی روز به روز گس ترش یافته و سیر تکاملی خود را در دهه­های اخیر طی نموده است. یکی از روش های پرکاربرد برنامه­ریزی منطقه­ای، استفاده از جداول داده- ستانده منطقه­ای است. برای تهیه و تدوین این جدول روش های آماری و غیرآماری مختلفی وجود دارد. یکی از  روش های رایج غیر آماری، روش سهم مکانی[1] است. ابتدا روش سهم مکانی عرضه یا تقاضا[2] مطرح شدند و بعدا به شکل سهم مکانی متقاطع عرضه و تقاضا[3]و شکل تعدیل یافته آن گس ترش یافت(فلگ و وبر، 1995، 2000)[4].

 فلگ و همکاران(1998) روش سهم مکانی شبه لگاریتمی[5] را ابداع کرد­ه­اند و این منجر به تعدیل های مناسب  تری از جدول داده - ستانده ملی به جدول داده - ستانده منطقه شده و در آخرین مرحله بلوغ روش سهم مکانی به روش سهم مکانی شبه لگاریتمی با تکیه بر بخش تخصصی یا روش سهم مکانی تعدیلی فلگ با تاکید بر بخش تخصصی(AFLQ)[6] شناخته شده است(فلگ و وبر، 1995، 2000).

 

روش سهم مکانی شبه لگاریتمی تعدیل یافته نسبت به روش قبلی این مزیت را داشت که در این روش، بخش های تخصصی از اهمیت ویژه ای برخوردار بودند و به بخش های تخصصی یا بومی منطقه این اجازه داده می­شود تا ضرایب فنی یا تکنولوژی بالا تری نسبت به ضرایب تکنولوژی ملی داشته باشند.به دلیل بزرگ  تر بودن اقتصاد ملی نسبت به اقتصاد منطقه، ضرایب فنی ملی از ضرایب فنی منطقه بزرگ  ترند. ولی فلگ و همکاران (2000) پیشنهاد کردند که ضرایب منطقه در بخش های بومی می­تواند بیش تر از ضرایب ملی باشند(فلگ و وبر 1995،1997و2000). اما این روش دارای یک نقص و مشکل اساسی است و آن اینکه این مدل نمی­تواند ضرایب فنی بخش های ضعیف[7] را به نحو مطلوبی تعدیل نماید و ضرایب فنی  بخش های ضعیف منطقه دارای ضرایبی بسیار نزدیک به ضرایب فنی ملی می­شوند؛ از طرف دیگر ضرایب دیگر بخش­ها به دلیل تعدیل منطقه، شکسته و کوچک می­شوند. این دو عمل یعنی کوچک نشدن ضرایب بخش های ضعیف و کوچک شدن ضرایب بخش های دیگر باعث  می­شود که بخش های ضعیف، اغلب به عنوان بخش های پیشرو طرف تقاضا قلمداد شوند.ضمناً روش فلگ و همکارانش قرینه نیست؛ به عبارت دیگر، آنها تنها بخش های تخصصی و قوی را تعدیل نموده و نقطه مقابل این بخش­ها، یعنی بخش های ضعیف را بدون تعدیل باقی گذاشته­اند. در این مقاله با تهیه یک جدول 39 بخشی برای استان تهران ( سال 1386) که دارای 12 بخش ضعیف است، به بازگشایی به تر و توضیح بیش تر نقص مدل روش سهم مکانی شبه لگاریتمی پرداخته شده است. در آخر مقاله روش جدیدی برای اصلاح این نقص پیشنهاد می­شود تا در روش پیشنهادی جدید بخش های ضعیف هم درست همانند   بخش های تخصصی تعدیل شوند(همان فرمول مورد استفاده بخش های تخصصی برای بخش های ضعیف نیز بکار برده می­شود).مقاله بار دیگر جدول داده- ستانده استان تهران را با روش پیشنهادی جدید تدوین کرده­ و شاخص انتشار را در دو روش سنتی AFLQ و روش جدید مقایسه می­ کند.

2- بیان نظری سهم مکانی

روش سهم مکانی(LQ) بر اساس مفهوم سهم منطقه ساخته می شود. سهم منطقه از جهت های مختلف ممکن است در نظر گرفته شود مثل تولید، ارزش افزوده یا اشتغال بخش­ها.از نظر مفهومی سهم مکانی مقیاسی است که اهمیت نسبی فعالیت معینی در یک منطقه را نسبت به ملی از جهت میزان تولید نشان می دهد. امروزه این روش مورد استفاده گس ترده اقتصاددانان قرار گرفته است.

2-1-روش سهم مکانی ساده

سهم مکانی ساده عرضه یا تقاضای(SLQ)فعالیت i  در یک منطقه خاص به این­صورت تعریف می شود:

 

 

 

که در آن X تولید و r و   nبه  ترتیب بیانگر سطح منطقه و ملی اند. در این رابطه اگر  باشد ضریب نهاده ملی و منطقه ای با هم برابر است یعنی:  . که در آن  ما تریس ضرایب فنی در سطح ملی و  عناصر ما تریس ضرایب فنی در سطح منطقه است.در صورتی که آمار مربوط به تقاضای نهایی برای بخش ام  وجود داشته و یا از هر روش ممکنی قابل تخمین باشد، صادرات کالای i ام به صورت باقیمانده تقاضای نهایی از تولید نیز قابل محاسبه خواهد بود. در حالی که اگر  باشد چون به معنای عدم تکافوی تولیدات منطقه برای نیازهای همان منطقه است پس به واردات نیاز است(فلگ و همکاران 1995). در این حالت ضرایب سطر i ام جدول داده – ستانده منطقه­ای بوسیله ضرایب ملی متناظر آن از طریق رابطه زیر تخمین زده می شود:

 

ضرایب منطقه­ای محاسبه شده از رابطه بالا کوچک  تر از ضرایب ملی خواهند­بود که اختلاف آنها در ضریب واردات لحاظ می شود. واردات کالای i ام به عنوان مقدار کالایی که لازم است تا نیازهای منطقه را برآورد کند در نظر گرفته می شود. با این  فرض که تکنولوژی سطح منطقه و ملی مساوی هستند و  ترکیب کالا هم در سطح ملی و منطقه ای­­­یکسان بوده و مشکلی از این جهت وجود ندارد،­پس­ ضریب واردات­ منطقه ای را می­توان چنین نوشت­.­(میلر و بلیر، 2009)[8]:

2-2-روش سهم متقابل صنایع (CILQ)

روش LQساده نسبت های ثابت واردات لازم را برای سطرها محاسبه می کند، در حالی که روش سهم متقابل صنایع نسبت های متغیر  واردات لازم را تخمین می زند. روش CILQنسبت تولید منطقه ای به ملی برای کالای i  به عنوان فروشنده  را با نسبت تولید منطقه ای به ملی برای کالای j  ام به عنوان خریدار مقایسه می­کند.

 

اگر  باشد پس. چون تولید بخش i از تولید بخش j  نسبت به تولید ملی در منطقه بزرگ تر است فرض می شود که صنعت iام می تواند تمام نیازهای بخش j  را تامین کند. اگر  باشد ضرایب منطقه ای به صورت  محاسبه می شود.  درحالت جریان مبادلات ناخالص منطقه­ای همان سهم خرید محلی از جریان مبادلات ملی است اما در حالتی که  مبادلات جاری منطقه­ای سهم فروش صنعت از مبادلات ملی است و واردات و صادرات به صورت باقیمانده تخمین زده می شوند.

2-3-روش شبه لگاریتمی اندازه منطقه

در این روش فگ و همکارانش ‌رابطه جدیدی به صورت زیر ارائه دادند(فلگ و وبر، 1997):

FLQ*ij = ACILQij´λ*       که      λ*= [log2(1+TRO/TNO)]d

در روش قبلی بخاطر تقسیم دو سهم مکانی، اندازه منطقه TRO/TNO از بین رفته است. فلگ و همکارانش ضریب  λ را صرفاً برای دخالت اندازه منطقه به مدل وارد کرده­اند.

2-4-روش اصلاح شده شبه لگاریتمی بخش تخصصی AFLQ

از منظر ابعاد فضایی و تحلیل منطقی تر اقتصاد منطقه، بخش تخصصی و یا بومی منطقه ابتدا توسط مک کان و دوهرست[9](1998) وارد ادبیات اقتصاد منطقه شده است و سپس فلگ و وبر و توهمو[10](2004)آنرا به عنوان یک عامل فضا د‏ر کنار دیگر عوامل فضا در نظر گرفته اند. بخش

مذکور، تقریبا خودکفاست و ضرایب فزآینده تولید آن در سطح منطقه نسبت به سایر بخش ها، بیشتر و بنابراین میل به واردات آن از سایر مناطق کمتر است.

با توجه به ویژگی فوق برای بخش تخصصی منطقه، می توان انتظار داشت که احتمالا ضرایب داده - ستانده منطقه برای بخش تخصصی ازدرایه های متناظر­شان در سطح ملی بزرگ تر باشند(یعنی arij>anij).اگر بخش تخصصی موجب افزایش احتمالی (arij>anij)گردد، نیازمند لحاظ نمودن آن در محاسبه ضرایب داده‏ستانده منطقه، خواهیم بود (میلر و بلیر، 2009) .

AFLQ*ij = FLQ* ij× Log 2(1+SLQj)

و در نهایت، می توان نوشت که ضرایب تکنولوژی منطقه از ضرب ما تریس تعدیلی AFLQدر ما تریس ضرایب تکنولوژی ملی به دست می آید:                             rij = AFLQij . aij

فرق روش AFQ و FLQ تنها در عبارت Log 2(1+SLQj) می باشد(این فرمول ابتدا توسط راند ارائه گردید که بعداً فلگ و همکارانش از این فرمول زیاد بهره جسته­اند، نویسندگان مقاله نیز برای تعدیل بخش های ضعیف از این فرمول استفاده نموده­اند). ضریب Log2(1+SLQj)      تنها برای تعدیل بخش های تخصصی و در حالت خریدار در ستون ما تریس FLQ ضرب می شد.فلگ SLQ>1 را به عنوان بخش تخصصی و قوی در نظر گرفته است؛ در حالی­که توهمو(2004) SLQ>2 را به عنوان بخش تخصصی و قوی در نظر گرفته اند. این ضریب باعث بزرگ شدن بخش خریدار در منطقه در بخش تخصصی شده که باعث کاهش ضریب واردات صرفاً در بخش تخصصی می شود.

3-پیشینه تحقیق

روش سهم مکانی بطور گسترده در اقتصاد منطقه­ای از سال 1940 به کار گرفته شده است، که در طول چند دهه به مرور کامل تر شده است. روش های سهم مکانی نوین که جزو تکنیک­های جداول داده - ستانده منطقه­ای می­باشند؛ بر اساس معیار فضایی است و ابتدا توسط راند[11] و سپس توسط فلگ و همکاران او (1994،1995 و 1997) بسط و گس ترش یافت. از منظر ابعاد فضایی و تحلیل منطقه­ای اقتصاد، بخش تخصصی و یا بومی منطقه ابتدا توسط مک­کان و دوهرست (1998) وارد ادبیات منطقه شده است؛ و سپس فلگ و وبر (2000) و توهمو(2004) آن را به عنوان یک عامل فضا در کنار دیگر عوامل فضا برای مناطق انگلستان و فنلاند در نظر گرفته­اند[12].

در ارتباط با جداول داده –ستانده منطقه­ایدر ایران، اولین بار موسسه تحقیقاتی بتل در دانشگاه اوهایو با همکاری سازمان برنامه و بودجه کشور 11 جدول منطقه­ای شامل 22 استان و یک جدول ادغام شده از 11 جدول منطقه­ای( در مجموع 12 جدول) بر مبنای جدول ملی سال 1344 و به هنگام شده آن برای سالهای 1351 و 1356 را محاسبه کرده است.

معاونت وزارت مسکن و شهرسازی جداول داده - ستانده 5 استان ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان و همدان در سال 1376 را بطور مستقل برآورد کرده است. سپس در قالب یک منطقه زاگرس ادغام کرده است که در این کار از روش سهم مکانی ساده بخش عرضه­کننده استفاده شده است. در این روش فقط 2 عامل و نه 5 عامل ابعاد فضا در برآورد ضرایب داده - ستانده منطقه­ای بر مبنای ضرایب ملی پوشش داده می­شود.

4-روش تحقیق

همانطور که ذکر گردید این مقاله به روش سهم مکانی تعدیلی فلگAFLQ نقد وارد کرده و روش جدیدی ارائه می­دهد. روش جدید نویسندگان، شبیه روش AFLQ بوده و اختلاف دو روش تنها در تعدیل بخش های ضعیف می­باشد. نویسندگان با استفاده از آمار و اطلاعات سال 1386 مرکز آمار و جدول ملی به هنگام شده سال 1386 توسط شرکت البرز(www.atalborz.org) و با استفاده از نرم­افزار Excelجدول استان تهران را در دو روش بدست آورده و مقایسه نموده­اند.

4-1-نقدی به روش سهم مکانی فلگ با تاکید بر بخش تخصصی

در تمامی روش های سهم مکانی ابتدا یک ما تریس تعدیلی ساخته شده و سپس درایه به درایه در ما تریس ضرایب فنی ملی ضرب شده تا نهایتاً به ما تریس ضرایب فنی منطقه رسید(rij = AFLQij . aij). در روش AFLQ بجز بخش های تخصصی، مابقی بخش­ها بایستی ضرایب فنی منطقه کوچک تر یا مساوی ضرایب فنی ملی داشته باشند؛ برای همین اگر عدد ما تریس تعدیلی بزرگ تر از یک می­شد می بایست اعداد بزرگ تر از یک برابر با یک قرار داد(به دلیل این­که اندازه منطقه از سطح ملی کوچک تر بوده و خودکفایی کم تر در بخش های اقتصادی وجود دارد و منطقه نسبت به ملی نیاز به واردات بیش تری دارد ).

 اگر بخشی ضعیف بوده و سهم مکانی کوچکی داشته باشد در ما تریس تعدیلیCILQ، این اعداد کوچک سهم مکانی در مخرج کسر قرار گرفته و موجب بزرگ شدن ارقام مربوط به ستونهای بخش های ضعیف می­شود.  و در نهایت شرط برابری با یک موجب ­شده تا ستون مربوط به بخش ضعیف مورد تعدیل مناسب قرار نگرفته[13]و بخش های ضعیف منطقه ناخواسته به عنوان بخش های پیشرو قلمداد می­شوند. در ما تریس تعدیلی AFLQدر ستون مربوط به بخش های ضعیف، تعداد زیادی یک وجود داشته و میزان واردات در بخش های ضعیف نزدیک به صفر می­شود( )، در حالیکه در سایر بخش­ها واردات وجود دارد.این نقص اصلی ما تریس تعدیلی سهم مکانی فلگ با تاکید بر بخش تخصصی AFLQ است که در ادامه به آن پرداخته شده است.

 نویسندگان این مقاله بر این اعتقاد هستند که کار فلگ در آخرین مرحله تقارن ندارد. فلگ توجه ویژه و خاصی بر روی بخش های تخصصی نمود ولی بخش های ضعیف که نیاز به تعدیل دارند را رها نمود. نویسندگان روشی را پیشنهاد می­دهند که در آن بخش های ضعیف هم درست شبیه بخش های تخصصی تعدیل شوند.

4-2-نقدی به مطالعات انجام گرفته در ایران با روش AFLQ

صبوری(1385) اولین کسی بود که پایان نامه خود را با روش AFLQ و با عنوان "محاسبه و تحلیل جدول داده - ستانده استان تهران 1380 با استفاده از روش سهم مکانی تعمیم یافته AFLQ" در دانشگاه علامه دفاع نمود. ایشان شاخص انتشار 16/1 برای بخش " دامداری و مرغداری و پرورش کرم ابرشم و ماهیگیری(با سهم مکانیضعیف 346/0)" و انتشار 09/1 برای بخش" صنایع کانی غیرفلزی(با سهم مکانی ضعیف 483/0) " بدست آورده است.

ولی نژاد  ترکمانی(1388) در پایان نامه خود با موضوع" ارزیابی پیوندهای بین بخشی با استفاده از روش بردار ویژه مطالعه موردی استان تهران" جدول داده – ستانده سال 1380 استان تهران را در 71 بخش به روش سهم مکانی تعمیم یافته محاسبه نمود. بخش های "دامداری، مرغداری، پرورش کرم ابریشم و زنبور عسل و شکار(سهم 26/0)"، "ماهیگیری 07/0"، "معدن 01/0"، "ساخت چوب و محصولات چوبی  49/0"، "ساخت فلزات اساسی  26/0"، "ساخت سایر تجهیزات حمل و نقل  19/0" و "حمل و نقل آبی  13/0" با سهم مکانی زیر 5/0 پیشرو طرف تقاضا معرفی شده اند. به عبارت دیگر روش AFLQ،  7 بخش از 13 بخش ضعیف را کلیدی طرف تقاضا معرفی نموده است(سال 1380).

این ایراد و اشکال در پایان نامه هایی که با روش AFLQ انجام گرفته است و دارای بخش های ضعیف باشند وارد است. پایان نامه های اکرم جباری(1386)، افسانه رضایی(1386) و عفت ویسی(1386) نیز ایرادات مشابه این را دارند.

 شرکت مهندسان آمایش و توسعه البرز(آتا)  جدول داده – ستانده 30 استان کشور را برای سال 1386 (سال 1390، طرح سند توسعه اشتغال و سرمایه گذاری استانها) در 39 بخش ساخته است. برای استان تهران بخش های " دامداری، مرغداری، پرورش کرم ابریشم  سهم مکانی 21/0"، " جنگل داری  سهم 07/0"، " ماهیگیری  03/0"، " سایر معادن 06/0"، " ساخت منسوجات 31/0"، " ساخت مواد شیمیایی و محصولات شیمیایی  33/0"، " ساخت سایر محصولات کانی غیر فلزی 41/0"، " ساخت فلزات اساسی 13/0"، " آب 44/0"،  " سایر ساختمان‌ها 39/0" و " هتل و خوابگاه 45/0" با سهم مکانی زیر 5/0 بخش های پیشرو از طرف تقاضا معرفی شده­اند.

روش AFLQ  در ساخت شاخص انتشار(پیوند پسین نرمال شده) دارای ایراد و اشکال اساسی است و عدم توجه به مقادیر سهم مکانی نتایج عجیب و غیر قابل قبول با واقعیت­های استان نتیجه می­دهد. اساس و مبنای ساخت این روش بر پایه مقادیر سهم مکانی است پس نتایج روش هم بایستی با مقادیر سهم مکانی همگونی و همخوانی داشته باشد. اگر همانند کار فلگ ولی برای بخش های ضعیف تعدیل مناسب صورت بگیرد، این روش می­تواند نتایج مطلوب و خوب و نیز مطابق با واقعیت های استان ها ارائه دهد.

4-3-روش پیشنهادی

محاسبات نشان خواهند داد که روش AFLQ قادر به تعدیل مناسب بخش های ضعیف نیست، و این بخش­ها دست نخورده باقی می­مانند در صورتی­که دیگر بخش­ها تعدیل شده و ما تریس AFLQ ضرایب آنها را کوچک می­کند. گویی با این روش بخش های ضعیف در مقابل دیگر بخش­ها تقویت می­شوند و بخش های ضعیف منطقه بجای آنکه بخش های غیر کلیدی باشند، بخش های کلیدی طرف تقاضا می شوند.

 طبق ادبیات داده - ستانده باید مقدار ضریب تکنولوژی بخش های منطقه کم تر از ضرایب تکنولوژی بخش های ملی باشد و طبق مدل AFLQ فقط بخش های تخصصی و قوی منطقه می­توانند ضرایب فنی بزرگ تر از ملی داشته باشند. بصورت قرینه بخش های ضعیف باید ضرایب بسیار کوچک تری از ابعاد ملی باشند. روش  پیشنهادی برای تعدیل مناسب بخش های ضعیف استفاده از همان فرمول بخش های تخصصی می باشد.ضریب تعدیل بخش های تخصصی افزایش یک واحدی به سهم مکانی و گرفتن لگاریتم در مبنای دو است (Log2(1+SLQj)). بخش های تخصصی با سهم مکانی بالا تر 2 حداقل مقدار ضریب تعدیل 58/1 است. بطور مشابه برای بخش های ضعیف با سهم مکانی کم تر از 5/0، حداکثر مقدار ضریب تعدیل 56/0 است. در روش پیشنهادی بخش های ضعیف در عددی کسری ضرب شده و به آنها اجازه داده نمی­شود تا به عنوان بخش های پیشرو تقاضا قلمداد شوند (بخش های ضعیف با ضرب در اعداد زیر 56/0 شکسته شده و به تر تعدیل می شود).

همان طور که ذکر شد بخش های ضعیف در روشAFLQتعدیل نمی­شوند و ضرایب ملی و استانی برای این بخشها تقریبا یکسان باقی می­ماند. این درحالی است که ضرایب فنی سایر بخشها در استان کوچک تر از ضرایب فنی نظیرشان در سطح ملی می باشند. نویسندگان مقاله معتقدند که بخش های ضعیف نیز همانند بخش های تخصصی باید تعدیل شوند. فلگ بخش های تخصصی را تعدیل نموده، ولی بخش های ضعیف را کنار گذاشته است. اگر با همان فرمول مورد استفاده فلگ بخش های ضعیف تعدیل شوند، ستون مربوط به بخش های ضعیف دارای اعداد یک کم تری می باشند.

 

 

4-4-محاسبه جدول و تجزیه و تحلیل آن

برای  ترسیم به تر و تجزیه و تحلیل روش سهم مکانی شبه لگاریتمی با تاکید بر بخش تخصصیAFLQ و همچنین نشان دادن نقص الگو در برآورد دقیق پیوند[14]های پسین تقاضا(شاخص انتشار)، یک جدول داده - ستانده 39 بخشی ملیانتخابشده است[15]. سپس با استفاده از ارزش افزوده سال 1386 تهران و کل کشور، سهم مکانی 39 بخش محاسبه و در جدول (1) ارائه گردیده است.

جدول 1:سهم مکانی استان تهران در 39 بخش

نام بخش

سهم مکانی

نام بخش

سهم مکانی

نام بخش

سهم مکانی

زراعت و باغداری

15/0

لاستیک و پلاستیک

90/0

هتل و خوابگاه

45/0

دامداری، مرغداری و...

21/0

محصولات کانی غیر فلزی

41/0

رستوران

07/1

جنگلداری

07/0

ساخت فلزات اساسی

13/0

حمل و نقل جاده

15/1

ماهیگیری

03/0

ساخت فلزی فابریکی

07/1

سایر حمل و نقل

60/0

سایر معادن

06/0

ساخت ماشین آلات

11/1

پشتیبانی و انبارداری

56/1

ساخت محصولات غذایی

67/0

ساخت وسایل نقلیه

22/2

پست و مخابرات

19/2

ساخت منسوجات

31/0

ساخت مبلمان

28/1

واسطه گری‌مالی

10/2

ساخت پوشاک و...

53/1

برق

54/0

مستغلات

47/1

دباغی و پرداخت چرم

47/1

توزیع گاز طبیعی

55/0

خدمات کسب و کار

89/1

ساخت محصولات چوبی

55/0

آب

44/0

اداره امور عمومی

26/1

ساخت محصولات کاغذی

39/1

ساختمان‌های مسکونی

96/0

آموزش

68/0

ساخت کک و فراورده نفت

61/0

سایر ساختمان‌ها

39/0

بهداشت و مددکاری

91/0

ساخت محصولات شیمیایی

33/0

عمده و خرده فروشی

13/1

سایر خدمات

32/1

ماخذ: نتایج تحقیق

 

جدول فوق نشان می دهد که استان تهران در دوازده بخش دارای سهم مکانی زیر نیم بوده و این دوازده بخش به عنوان بخش های ضعیف[16] استان نام برده می شود؛ همچنین استان تهران دارای سه بخش  تخصصی(قوی)، دارای سهم مکانی بالای دومی باشد.

4-4-1-محاسبات روش سنتیAFLQ

با استفاده از سهم مکانی و روش AFLQ ماتریس تعدیلی را ساخته و خلاصه ای از این جدول در جدول (2) ارائه شده است[17]. این جدول شامل یک بخش ضعیف، یک بخش عادی و یک بخش تخصصی می‌باشد. ستون های مربوط به بخش های ساخت فلزات اساسی با سهم مکانی ضعیف 13/0، ساخت محصولات فلزی فابریکی با سهم عادی 07/1 و ساخت وسایل نقلیه موتوری،  تریلر و نیمه  تریلر با سهم قوی 22/2 در جدول زیر آورده شده است.

جدول 2: قسمتی از ما تریس تعدیلی AFLQ

نام بخش

فلزات اساسی

(سهم 13/0)

محصولات فلزی فابریکی( 07/1)

ساخت وسایل نقلیه موتوری(سهم 22/2)

زراعت و باغداری

83/0

10/0

08/0

دامداری، مرغداری، پرورش کرم ابریشم

00/1

15/0

12/0

جنگلداری

38/0

05/0

04/0

ماهیگیری

17/0

02/0

02/0

سایر معادن

36/0

04/0

04/0

ساخت محصولات غذایی و انواع آشامیدنی‌ها

00/1

48/0

39/0

ساخت منسوجات

00/1

22/0

18/0

ساخت پوشاک، عمل آوری و رنگ کردن خز

00/1

00/1

89/0

دباغی و پرداخت چرم و سایر محصولات

00/1

00/1

85/0

ساخت چوب و محصولات چوبی

00/1

39/0

32/0

ساخت کاغذ و محصولات کاغذی

00/1

99/0

80/0

ساخت کک، فراورده‌های حاصل از تصفیه نفت

00/1

44/0

36/0

ساخت مواد شیمیایی و محصولات شیمیایی

00/1

24/0

19/0

ساخت محصولات از لاستیک و پلاستیک

00/1

65/0

52/0

ساخت سایر محصولات کانی غیر فلزی

00/1

29/0

24/0

ساخت فلزات اساسی

10/0

10/0

08/0

ساخت محصولات فلزی فابریکی بجزماشین

00/1

81/0

62/0

ساخت ماشین آلات

00/1

79/0

64/0

ساخت وسایل نقلیه موتوری،  تریلر و نیم  تریلر

00/1

00/1

85/2

ساخت مبلمان و مصنوعات طبقه بندی نشده

00/1

92/0

75/0

برق

00/1

38/0

31/0

توزیع گاز طبیعی

00/1

40/0

32/0

آب

00/1

31/0

25/0

ساختمان‌های مسکونی

00/1

69/0

56/0

سایر ساختمان‌ها

00/1

28/0

23/0

عمده فروشی، خرده فروشی، تعمیر وسایل

00/1

81/0

66/0

هتل و خوابگاه

00/1

32/0

26/0

رستوران

00/1

77/0

62/0

حمل و نقل جاده ای

00/1

82/0

67/0

سایر حمل و نقل

00/1

43/0

35/0

خدمات پشتیبانی و انبارداری

00/1

00/1

91/0

پست و مخابرات

00/1

00/1

27/1

واسطه گری‌های مالی

00/1

00/1

22/1

مستغلات

00/1

00/1

85/0

کرایه و خدمات کسب و کار

00/1

00/1

10/1

اداره امور عمومی، و خدمات شهری

00/1

90/0

73/0

آموزش

00/1

49/0

39/0

بهداشت و مددکاری اجتماعی

00/1

65/0

53/0

سایر خدمات عمومی، اجتماعی شخصی

00/1

95/0

77/0

میانگین ستونی

92/0

59/0

56/0

ماخذ: نتایج تحقیق

مشاهده می شود اکثر ارقام ستون فلزات اساسی دارای ارقام یک می­باشد. این ستون دارای 35 عدد یک و 5 رقم غیر یک می باشد. سطر آخر جدول میانگین ستونی هر بخش ارائه شده است. مشاهده می گردد بخش ضعیف فلزات اساسی دارای میانگین 92/0 می باشد در حالی که میانگین دو بخش دیگر زیر 60/0 است.

از ضرب درایه به درایه ما تریس AFLQ با ما تریس ضرایب فنی، ما تریس ضرایب فنی استان تهران ساخته می شود. مشخص می­شود که بخش های ضعیف استانی تقریبا تعدیل نشده ولی ضرایب مابقی بخشها تقریبا نصف می­شود. به طور متوسط ضرایب فنی بخش ضعیف فلزات اساسی در استان تهران 92/0 ضراب فنی ملی بوده در حالی که متوسط ضرایب فنی بخش قوی و تخصصی ساخت وسایل نقلیه موتوری،  تریلر و نیمه  تریلر در استان تهران56/0 ضرایب متناظرش در سطح ملی می باشد. علت اصلی این اتفاق این است که در بخش های ضعیف که دارای سهم مکانی کوچک هستند در ما تریس CILQ مقدار سهم مکانی کوچک آنها در مخرج کسر واقع شده و باعث می­شود عدد تعدیلی بسیار بزرگ شود و حتی با ضرب در مقدار ضریب تعدیلی شبه لگاریتم فلگ باز این اعداد بزرگ تر از یک بوده و در آخرین مرحله که AFLQساخته می­شود اعداد بزرگ تر از یک برابر یک می­شوند. با قرار گرفتن تعداد زیادی رقم یک در ستون بخش های ضعیف و اعداد کسری در ستون مابقی بخشها، بخش های ضعیف تعدیل نمی­شوند در حالیکه بخش های دیگر کوچک تر و ریز می شوند. نتیجه اساسی اینکه در ضرایب فنی بخش های ضعیف، تعدیل خاصی از ملی به منطقه صورت نگرفته در صورتی که ضرایب فنی دیگر بخشها شکسته و کوچک می شوند و در نهایت باعث می­شود بخش های ضعیف پیوند پسین قوی را بخود اختصاص بدهند.

4-4-2-محاسبات روش پیشنهادی

نویسندگان مقاله روش پیشنهادی را با تعدیل در بخش های ضعیف ادامه داده و جدول داد- ستانده استان تهران را در 39 بخش تهیه کرده­اند. محاسبات تماماً در Excel انجام گرفته است و به دلیل تلخیص در مقاله تنها قسمتی از محاسبات ما تریس پیشنهادی در جدول شماره 3 ارائه شده است. این جدول نیز همانند جدول بالا می باشد و تنها فرق دو جدول در بخش ضعیف استان یعنی بخش ساخت فلزات اساسی می­باشد.

 

جدول شماره 3: بخشی ازما تریس پیشنهادی نویسندگان(اختلاف با روشAFLQدربخشها ضعیف)

نام بخش

فلزات اساسی

(سهم 13/0)

محصولات فلزفابریک(سهم 07/1)

ساخت وسایل نقلیه موتوری(سهم 22/2)

زراعت و باغداری

15/0

10/0

08/0

دامداری، مرغداری، پرورش کرم ابریشم

22/0

15/0

12/0

جنگلداری

07/0

05/0

04/0

ماهیگیری

03/0

02/0

02/0

سایر معادن

06/0

04/0

04/0

ساخت محصولات غذایی و انواع

69/0

48/0

39/0

ساخت منسوجات

32/0

22/0

18/0

ساخت پوشاک، عمل آوری و رنگ کردن

00/1

00/1

89/0

دباغی و پرداخت چرم و سایر محصولات

00/1

00/1

85/0

ساخت چوب و محصولات چوبی

57/0

39/0

32/0

ساخت کاغذ و محصولات کاغذی

00/1

99/0

80/0

ساخت کک، فراورده‌های حاصل از تصفیه

63/0

44/0

36/0

ساخت مواد شیمیایی و محصولات

34/0

24/0

19/0

ساخت محصولات از لاستیک و پلاستیک

93/0

65/0

52/0

ساخت سایر محصولات کانی غیر فلزی

43/0

29/0

24/0

ساخت فلزات اساسی

02/0

10/0

08/0

ساخت محصولات فلزی فابریکی

00/1

81/0

62/0

ساخت ماشین آلات

00/1

79/0

64/0

ساخت وسایل نقلیه موتوری،  تریلر و نیم

00/1

00/1

85/2

ساخت مبلمان و مصنوعات طبقه بندی

00/1

92/0

75/0

برق

55/0

38/0

31/0

توزیع گاز طبیعی

57/0

40/0

32/0

آب

45/0

31/0

25/0

ساختمان‌های مسکونی

99/0

69/0

56/0

سایر ساختمان‌ها

41/0

28/0

23/0

عمده فروشی، خرده فروشی، تعمیر وسایل

00/1

81/0

66/0

هتل و خوابگاه

47/0

32/0

26/0

رستوران

00/1

77/0

62/0

حمل و نقل جاده ای

00/1

82/0

67/0

سایر حمل و نقل

62/0

43/0

35/0

خدمات پشتیبانی و انبارداری

00/1

00/1

91/0

پست و مخابرات

00/1

00/1

27/1

واسطه گری‌های مالی

00/1

00/1

22/1

مستغلات

00/1

00/1

85/0

کرایه و خدمات کسب و کار

00/1

00/1

10/1

اداره امور عمومی، و خدمات شهری

00/1

90/0

73/0

آموزش

70/0

49/0

39/0

بهداشت و مددکاری اجتماعی

94/0

65/0

53/0

سایر خدمات عمومی، اجتماعی شخصی

00/1

95/0

77/0

میانگین ستونی

70/0

59/0

56/0

ماخذ: نتایج تحقیق

میانگین ستون مربوط به بخش ضعیف ساخت فلزات اساسی  از 92/0 که در جدول 2 به 70/0 در جدول 3 کاهش یافته است. اعداد و ارقام دو ستون آخر در دو جدول 2 و 3 دقیقاً یکسان می باشد زیرا نویسندگان تنها بخش های ضعیف را تعدیل کرده­اند و مابقی بخشها در دو روش AFLQ و روش پیشنهادی یکسان می­باشد. همین مقدار تعدیل نتایج جالبی دارد که در ادامه مقاله به آن پرداخته شده است.

4-4-3-مقایسه روش پیشنهادی با روش مرسوم AFLQ از منظر شاخص انتشار

شاخص انتشار همان پیوندهای مستقیم و غیر مستقیم نرمال شده پسین تقاضا می­باشد. با استفاده از ما تریس 39×39 ضرایب فنی ملی و ما تریس AFLQ، ما تریس ضرایب فنی استان تهران بدست می­آید. بعد از بدست آوردن ما تریس ضرایب فنی ملی، ما تریس لئونتیف استان تهران ساخته شده است. از جمع ستونی ما تریس لئونتیف در هر بخش پیوندهای کل تقاضا محاسبه شده که پس از نرمال سازی پیوندهای کل تقاضا، شاخص انتشار محاسبه و در جدول زیر ارائه گردیده است. شاخص انتشار مرسوم با روش AFLQ ساخته شده و شاخص انتشار پیشنهادی، شاخصی است که نویسندگان مقاله به روش ابتکاری تعدیل بخش های ضعیف استان، بدست آورده اند. برای مقایسه به تر دو شاخص انتشار از سهم مکانی بخشها نیز به عنوان یک ملاک تعیین استفاده شده است.

جدول4: شاخص انتشار مرسوم بدست آمده از AFLQ و انتشار پیشنهادی

نام بخش

سهم مکانی

شاخص انتشار aflq

شاخص انتشار پیشنهادی

زراعت و باغداری

15/0

90/0

85/0

دامداری، مرغداری، پرورش کرم ابریشم

21/0

02/1

91/0

جنگلداری

07/0

94/0

95/0

ماهیگیری

03/0

00/1

97/0

سایر معادن

06/0

93/0

88/0

ساخت محصولات غذایی و انواع آشامیدنی‌ها

67/0

94/0

95/0

ساخت منسوجات

31/0

05/1

89/0

ساخت پوشاک، عمل آوری و رنگ کردن خز

53/1

84/0

85/0

دباغی و پرداخت چرم و سایر محصولات

47/1

97/0

99/0

ساخت چوب و محصولات چوبی

55/0

00/1

02/1

ساخت کاغذ و محصولات کاغذی

39/1

19/1

22/1

ساخت کک، فراورده‌های حاصل از تصفیه

61/0

91/0

93/0

ساخت مواد شیمیایی و محصولات شیمیایی

33/0

04/1

97/0

ساخت محصولات از لاستیک و پلاستیک

90/0

00/1

01/1

ساخت سایر محصولات کانی غیر فلزی

41/0

06/1

02/1

ساخت فلزات اساسی

13/0

98/0

92/0

ساخت محصولات فلزی فابریکی بجزماشین

07/1

88/0

90/0

ساخت ماشین آلات

11/1

95/0

98/0

ساخت وسایل نقلیه موتوری،  تریلر و نیم  تریلر

22/2

90/1

95/1

ساخت مبلمان و مصنوعات طبقه بندی نشده

28/1

95/0

98/0

برق

54/0

96/0

99/0

توزیع گاز طبیعی

55/0

81/0

83/0

آب

44/0

05/1

99/0

ساختمان‌های مسکونی

96/0

94/0

97/0

سایر ساختمان‌ها

39/0

07/1

01/1

عمده فروشی، خرده فروشی، تعمیر وسایل

13/1

83/0

85/0

هتل و خوابگاه

45/0

03/1

98/0

رستوران

07/1

89/1

91/0

حمل و نقل جاده ای

15/1

87/0

90/0

سایر حمل و نقل

60/0

11/1

14/1

خدمات پشتیبانی و انبارداری

56/1

81/0

84/0

پست و مخابرات

19/2

34/2

41/2

واسطه گری‌های مالی

10/2

04/1

07/1

مستغلات

47/1

74/0

77/0

کرایه و خدمات کسب و کار

89/1

79/0

81/0

اداره امور عمومی و خدمات شهری

26/1

85/0

88/0

آموزش

68/0

79/0

82/0

بهداشت و مددکاری اجتماعی

91/0

80/0

82/0

سایر خدمات عمومی و شخصی

32/1

84/0

86/0

ماخذ: محاسبات تحقیق

بر طبق جدول فوق استان تهران دارای 3 بخش قوی(سهم مکانی بالای 2) و دارای 12 بخش ضعیف(سهم مکانی زیر 5/0) می باشد(با رنگ تیره مشخص گردید). شاخص انتشار مرسوم 8 بخش ضعیف را بخش پیشرو طرف تقاضا مشخص کرده است؛ به عبارت دیگر، این شاخص در 8 بخش ضعیف استان، مقدار بالای یک را داشته و بعنوان بخش پیشرو تقاضای استان قلمداد می شود. شاخص انتشار مرسوم 67 درصد بخش های ضعیف استان را بخش کلیدی می­داند(8 بخش از 12 بخش ضعیف پیشرو تقاضا شده اند). اشتباه این شاخص به حدی است که بخش ماهیگیری استان تهران که دارای سهم مکانی بسیار کم 03/0 هست و تنها[18] 007/0 درصد ارزش افزوده استان را تشکیل می دهد بعنوان بخش پیشرو تقاضا معرفی می نماید.

شاخص انتشار پیشنهادی نویسندگان خطای به مراتب کم تری نسبت به روش مرسوم دارد. این شاخص تنها 2 بخش از 12 بخش ضعیف را کلیدی تعیین می کند؛ به عبارت دیگر، خطای 67 درصدی روش AFLQ به 16 درصد کاهش پیدا کرد. سهم مکانی بخش ساخت سایر محصولات کانی غیر فلزی و بخش سایر ساختمانها دارای سهم مکانی بالای 40/0 بوده که باز نسبت به روش مرسوم وضع مناسب تر و به تری دارد(اشتباه این روش به حد و اندازه روش مرسوم نیست که بخش ماهیگیری را پیشرو قلمداد نماید).

5-خلاصه و نتیجه­گیری

در این مقاله ابتدا به  ایراد مدل مرسوم AFLQ در کلیدی محسوب کردن بخش های ضعیف پرداخته شد. این روش که روشی پرکاربرد در تبدیل جدول داده –ستانده ملی به جدول     داده - ستانده منطقه­ای است،قادر به تعدیل مناسب و بهینه در بخش های ضعیف نیست. این مقاله با تجمیع جدول داده - ستانده ملی در 39 بخش و با استفاده از روش مرسوم AFLQ به محاسبه و شناسایی بخش های پیشرو طرف تقاضا پرداخت. شاخص انتشار در این روش بازگوکرده­اند که 67 درصد بخش های ضعیف استان جزء بخش های پیشرو تقاضا می باشند. این روش به دلیل تعدیل نادرست در بخش های ضعیف ایراد داشته و با تعدیل مناسب در روش پیشنهادی مقاله، مشکل تا حد قابل قبولی رفع می­شود.

در روش پیشنهادی جدید که برای اولین بار در این مقاله ارائه شده است، نشان داده شد که باید بخش های ضعیف هم متقارناً شبیه بخش های تخصصی منطقه تعدیل شوند. شاخص انتشار روش پیشنهادی، به بخش های ضعیف این اجازه را نداد که بعنوان بخش های پیشرو تقاضا معرفی شوند.

در جدول داده – ستانده تدوینی به روش مرسوم AFLQ برای استان تهران مشخص شد که 67 درصد بخش های ضعیف استان یعنی 8 بخش از 12 بخش ضعیف به عنوان بخش کلیدی طرف تقاضا شناخته می شوند و شاخص انتشار 8 بخش ضعیف بالای عدد یک قرار می گیرد؛ این در حالی است که در روش پیشنهادی تنها 2 بخش از 12 بخش به عنوان بخش کلیدی معرفی می شوند. در روش پیشنهادی بخش های خیلی ضعیف از قبیل ماهیگیری در تهران کلیدی معرفی نمی­شود، در صورتی که در روش مرسوم این بخش کلیدی محسوب می­شد.

شاید مقایسه سهم مکانی که وضعیت موجود استان را نشان می دهد با شاخص انتشار که از جدول لئونتیف بدست آمده و شناساننده بخش های کلیدی طرف تقاضا می باشد کار درستی نباشد، ولی بی توجهی به اندازه سهم مکانی و شاخص انتشار نیز می تواند نتایج نامناسبی ارائه دهد. نویسندگان مقاله کاری همانند فلگ را برای بخش های ضعیف انجام داده اند که اگر کارشان ایراد دارد پس کار فلگ هم در مورد بخش های تخصصی دچار ایراد می شود؛ ضمن این که روش های سهم مکانی ابتدا یک ما تریس تعدیلی ساخته و بعد در ما تریس ضرایب فنی ملی ضرب می شود و خیلی از اقتصاددانان منطقه­ اعتقاد دارند که می توانند ما تریس تعدیلی قبل از ضرب را به نحو مطلوبی به نفع واقعیت های منطقه تغییر دهند. البته شاید بهترین روش برای رهایی از این ایراد، تجمیع بخش ها باشد که خود نیز مطلوب بعضی اقتصاددانان منطقه قرار نگیرد. قابل ذکر است ساخت جدول داده – ستانده در روش AFLQ بر مبنا و اساس سهم مکانی است که باید نتایج با مقادیر سهم مکانی همخوانی داشته باشد.

در آخر پیشنهاد می­شود که جداول داده - ستانده دیگر استان ها را در دو روش AFLQ و روش پیشنهادی تهیه شود و از شاخص های دیگری نظیر ضریب واردات، پیوند جزء تقاضا برای مقایسه دو روش استفاده شود.



 

 

1 -Location Quotient

2 -SLQj(Simple Location Quotient)

3- CILQ(Cross Industry Location Quotient)

4- Flegg and Webber,1995,2000

5-FLQ(Flegg , Webber and Elliott Location Quotient)

6- AFLQ(Adjusted Flegg , Webber and Elliott Location Quotient)

1- نویسندگان مقاله بخشی که دارای سهم مکانی زیر 5/0 باشد را به عنوان بخش ضعیف در نظر گرفته اند. این نقطه درست در مقابل عدد انتخابی توهمو، سهم مکانی بالای 2 برای بخش های تخصصی و قوی، در نظر گرفته شده است(متوسط سهم مکانی عدد یک می باشد که اگر سهمی بیش از دو برابر حد متوسط بوده آن بخش قوی و اگر نصف حد متوسط باشد آن بخش ضعیف می باشد).

1- Miller and Blair (2009).

1-McCann & Dewhurst, (1998)

 

1- Tohmo ,2004

2-Round

1-رضایی،افسانه (1386 )

1- تعداد بسیاری اعداد یک در ستون مربوط به بخش قوی وجود دارد و وقتی در ضرایب فنی ملی ضرب شوند همان ضرایب ملی برای ضرایب منطقه ایجاد می شود.

[14]- پیوند پسین تقاضا سه قسم دارد: پیوند مستقیم تقاضا(پیوند جز تقاضا)، پیوند مستقیم و غیر مستقیم تقاضا(پیوند کل تقاضا) و پیوند مستقیم و غیر مستقیم نرمال شده(شاخص انتشار). این پیوندها از ما تریس ضرایب فنی و ما تریس لئونتیف بدست می­آیند و نشان دهنده بخش های پیشرو طرف تقاضا می باشد.

[15]- جدول داده - ستانده ملی برای سال 1380 در سایت مرکز ملی آمار ایران وجود دارد. شرکت مهندسان مشاور آمایش و توسعه البرز(آتا) جدول را برای سال 1386 و با روش RAS در 54 بخش به هنگام نموده است.

[16]- بخش های ضعیف بخش هایی هستند که سهم مکانی آنها زیر 5/0 می باشد یعنی منطقه در این بخشها کم تر از نصف اندازه اش نسبت به سطح ملی، ارزش افزوده نسبت به سطح ملی خلق می کند.

[17]- ارائه کل جدول 39 در 39 باعث طولانی شدن مقاله می شود. محاسبات کامل این جداول در اختیار نویسندگان مقاله می­باشد.

[18]- ارزش افزوده بخش ماهیگیری استان تهران52,730 میلیون ریال در سال 1386 می باشد.

منابع

- جباری، اکرم.(1386). بررسی اهمیت ابعاد اقتصاد فضا در تهیه جداول داده ستانده و کاربردهای آن در برنامه ریزی منطقه ای: مطالعه موردی استان اردبیل. پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده اقتصاد علامه طباطبایی.

- حساب های منطقه ای ایران، برگرفته از سایت مرکز آمار ایران.www.sci.org.ir

- رضایی، افسانه (1386 ). بررسی تطبیقی روش های سنتی و نوین تجمیع در برآورد ضرایب          داده - ستانده استان لرستان. پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده اقتصاد، دانشگاه علامه طباطبایی.

- سازمان برنامه و بودجه یزد(1384). جدول داده - ستانده استان یزد. یزد، سازمان برنامه و بودجه یزد.

- شرکت مهندسان مشاور آمایش و توسعه البرز(آتا)(1389). جدول داده - ستانده استان یزد  سال 1386.  طرح توسعه اشتغال و سرمایه گذاری استان یزد. www.atalborz.org.

- صبوری، علی(1385). محاسبه و تحلیل جدول داده ستانده استان تهران 80 با استفاده از روش سهم مکانی تعمیم یافته FLQ. پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده اقتصاد، دانشگاه علامه طباطبایی.

- ولی نژاد  ترکمانی، رضا(1388). ارزیابی پیوندهای بین بخشی با استفاده از روش بردار ویژه مطالعه موردی استان تهران. پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده اقتصاد، دانشگاه علامه طباطبایی.

- ویسی، عفت(1386). سنجش پیوندهای فضایی(داخلی و خارجی) در توسعه منطقه­ای استان کرمانشاه. پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده اقتصاد، دانشگاه علامه طباطبایی.

-Dietzenbacher E. & Miller R.E. (2009). RAS-ing the transactions or the coefficients: it makes no differenc. Journal of Regional Science, 49: 555-566.

-Flegg A. T., Webber C. D. & Elliott M. V. (1995). On the appropriate use of location quotients in generating regional input−output tables. Regional Studies 29.

-Flegg A. T& Webber C. D. (1997). On the appropriate use of location quotients in generating regional input−output tables: reply. Regional Studies 31.

-Flegg A. T. & Webber C. D. (2000). Regional size, regional specialization and the FLQ formula. Regional Studies 34: 563-569.

-McCann P. & Dewhurst J. H. L. (1998). Regional size, industrial location and input−output expenditure coefficients. Regional Studies 32: 435-444.

-Miller R. E. & Blair P. D. (2009).Input−Output Analysis: Foundations and Extensions, 2nd edition. Cambridge University Press, Cambridge.

-Round J. I. (1978). An interregional input−output approach to the evaluation of nonsurvey methods.Journal of Regional Science 18: 179-194.

-Tohmo T. (2004). New developments in the use of location quotients to estimate regional input−output coefficients and multipliers. Regional Studies 38: 43-54.