رابطه بین مصرف انرژی و تولید در بخش صنعت ایران

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه تبریز

2 دانشیار دانشگاه تبریز

3 دانشجوی دکتری دانشگاه تبریز

چکیده

هدف اصلی این مقاله بررسی رابطه بین مصرف انرژی و ارزش تولیدات زیر بخش‌های صنعتی در صنایع چهاررقمی ایرانبا استفاده از علیت گرنجر و گرنجر- هشیائودر دوره 86-1374     می باشد. نتایج مدل نشان می‌دهد که بین متغیرهای ارزش تولیدات صنعتی و انرژی مصرفی در این بخش یک رابطه علی یک طرفه از سوی انرژی مصرفی به ارزش تولیدات زیربخش‌های صنعتی، بر اساس طبقه بندی ISIC برقرار بوده و این رابطه علی یک طرفه در هر دو رویکرد علیت تأیید می‌شود.

کلیدواژه‌ها


1- مقدمه

  انرژی نقش مهمی را در زنجیره عرضه به عنوان کالای نهایی[1] و در فرایند تولید بسیاری از کالاها و خدمات به عنوان یک نهاده ایفا می­کند.  علاوه بر این، در دهه­های اخیر توجه ویژه­ای به  مصرف انرژی و تأثیر آن بر بخش­های مختلف اقتصادی و محیط زیست شده است.  در این میان بخش صنعت به عنوان یکی از بخش­های مهم  مصرف کننده انرژی بوده و تلاش برای منطقی نمودن مصرف انرژی و استفاده بهینه آن  با توجه به محدودیت منابع همواره مورد توجه سیاست گذاران اقتصادی بسیاری از کشورهای در حال توسعه و از جمله ایران بوده است. مطالعات انجام شده نیز در دهه اخیر دلالت بر ارتباط علی بین این دو متغیر می­باشد. از آنجا که چگونگی ارتباط بین مصرف انرژی و تولیدات بخش صنعت در مطالعات داخل مورد توجه نبوده است، لذا در این راستا هدف اصلی این مطالعه تبیین ارتباط بین متغیرهای مصرف انرژی و تولید در زیر بخش­های صنعت ایران در سالهای 1374-1386 می­باشد. زیرا بررسی ارتباط بین این دو متغیر می­تواند سیاست گذاران اقتصادی را در ز مینه استفاده بهینه از منابع محدود انرژی در بخش­های اقتصادی و به ویژه بخش صنعت یاری رساند.

    تاکید برنامه های توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ج.ا.ا و لایحه بودجه سال 1389 از یک سو و قانون هدفمند کردن یارانه ها از سوی دیگر، دولت را مکلف نموده است تا برنامه های خاصی به منظور مصرف بهینه انرژی در بخش های مختلف اقتصادی، از جمله بخش صنعت، داشته باشد. از این رو، لازم است تا طی مطالعه ای، میزان بهینه مصرف انرژی در زیر بخش های صنعت ایران مشخص شود. هدف از انجام این پژوهش تببین ارتباط بین مصرف انرژی و تولیدات زیر بخش­های صنعت بر حسب طبقه بندی ISIC در سطح دو رقمی، در اقتصاد ایران در سالهای 1374-1386 می­باشد[2].فرضیه اساسی که این مطالعه در پی ارائه پاسخ مناسب به آن می باشد، عبارتست از: ارتباط بین مصرف انرژی و میزان تولید در زیر بخش های صنعت ایران مستقیم و مثبت است.

   نتایج این مطالعه می تواند حد بهینه مصرف انرژی به منظور تولیدات صنعتی در زیربخش های صنعت ایران را ارائه نماید. از این رو این مطالعه یک مطالعه کاربردی بوده و نتایج آن در بحث مدیریت مصرف انرژی در کشور قابل استفاده می باشد. ضمن اینکه رویکرد دولت، کنترل و حذف یارانه ها،  بخصوص یارانه انرژی در سالهای اخیر بوده است و نتایج این مطالعه می تواند مورد استفاده سیاستگزاران دولتی در این خصوص قرار گیرد.

   برای آزمون این فرضیه مقاله بصورت زیر سازماندهی شده است: پس از  مقدمه، در قسمت دوم مقاله، به بررسی چارچوب نظری اثر نوآوری بر بی­ثباتی سهم بازار پرداخته شده و در قسمت سوم مطالعات تجربی تحقیق در قالب مطالعات داخلی و خارجی مرور می­شود. در قسمت چهارم به معرفی مدل و روش تخمین(مواد و روش­ها)  پرداخته شده و در قسمت پنجم مقاله تحلیل آماری، نتایج تخمین مدل و تحلیل نتایج ارائه می­شوند. قسمت ششم و پایانی مقاله نیز به جمع­بندی و ارایه توصیه­های سیاستی تحقیق، اختصاص یافته است.

   امروزه علاوه بر نهاده نیروی کار و سرمایه، انرژی نیز به عنوان یکی از نهاده‌های مهم تولید در بحثهای اقتصاد کلان مطرح است.لذا تولید تابعی از نهاده نیروی کار، سرمایه و انرژی خواهد بود.

                                                  (1)

  در این رابطه Q محصول ناخالص داخلی،K نهاده سرمایه،L نهاده نیروی کار و E انرژی است.همچنین فرض بر این است که در بین میزان استفاده از این نهاده ها و سطح تولید رابطه مستقیم وجود دارد، به بیان ریاضی داریم:

        (2)                                
نهاده E می­تواند توسط حاملهای انرژی که شامل نفت، گاز،برق و زغال سنگ و ... است تأمین شود. از سوی دیگر مصرف انرژی تابعی معکوس از قیمت آن است و تغییر قیمت انرژی، اثری مهم در مصرف انرژی و در نتیجه تولید ناخالص داخلی دارد. (ملکی، 1378، 6 ).

   اگر فرض کنیم که در تعیین عرضه کل در اقتصاد کلان، نیروی کار متغیر و بقیه عوامل تولید ثابت هستند، در این صورت، افزایش در قیمت انرژی و در نتیجه کاهش در تقاضا برای آن سبب می­شود که بهره وری نیروی کار کاهش یافته و به دنبال آن منحنی تقاضا برای نیروی کار به سمت چپ منتقل شود. شوک قیمت انرژی همچنین می­تواند سطح عمومی قیمت ها را از طریق افزایش در هزینه تولید افزایش داده که در این صورت، موجب کاهش در اجزای تشکیل دهنده تقاضای کل می­شود و منحنی تقاضای کل در اقتصاد کلان را به سمت چپ منتقل و   تولید ملی حقیقی را کاهش می­دهد (احمدیان، 1378، 277-297).

   استرن و کلولند[3](2004) با استفاده از ادبیات تابع تولید نئوکلاسیکی، عواملی که می­توانند رابطة بین مصرف انرژی و فعّالیت­های اقتصادی را تحت تأثیر قرار دهند، را مورد بررسی قرار داده­اند.

آنها حالت کلی یک تابع تولید را به شکل زیر بیان می­دارند:

           (3)

                  

که در آن Qiتولیدات مختلف اقتصادی از قبیل کالاهای تولیدی و خدمات،Xi نهاده­های مختلف تولیدی از قبیل سرمایه، نیروی کار و غیره،Ei نهاده­های متفاوت انرژی مانند نفت، زغال سنگ و غیره می­باشد و A وضعیت تکنولوژیکی که به عنوان شاخص بهره­وری کل عوامل تعریف شده­است. در این تابع، رابطة بین انرژی و تولید کل از قبیل تولید ناخالص داخلی می­تواند به وسیلة عواملی از قبیل جانشینی بین انرژی و دیگر نهاده­ها، تغییرات تکنولوژیکی، تغییر در ترکیب نهادة انرژی و تغییر در ترکیب محصول تولیدی تحت تأثیر قرار گیرد. تغییر در ترکیب دیگر نهاده­ها- برای مثال انتقال از اقتصاد کاربر به اقتصاد سرمایه بر- نیز می­تواند رابطة بین انرژی و تولید را تحت تأثیر قرار دهد. همچنین ممکن است متغیّر نهاده­های X  بهره­وری کل عوامل را تحت تأثیر قرار دهد، که این بحث در مجموعة تغییرات تکنولوژیکی مورد بررسی قرار می­گیرد (استرن و کلاولند،2004).

برای تحلیل بیشتر رابطه مصرف انرژی و رشد اقتصادی، دیدگاه های مختلفی ارائه شده است. پیندیک(1979)[4] معتقد است اثر قیمت انرژی بر رشد اقتصادی، به نقش انرژی در ساختار تولید بستگی دارد. به نظر وی، در صنایعی که انرژی به عنوان نهاده واسطه ای در تولید به کار می­رود، افزایش قیمت آن بر امکانات و میزان تولید اثر خواهد گذاشت و تولید ملی را کاهش می­دهد. او از تابع هزینه کل برای نشان دادن آن استفاده می­کند و تحلیل خود را بر اساس کشش هزینه تولید نسبت به قیمت انرژی انجام می­دهد. اگر سرمایه و کار را جانشین انرژی در نظر بگیریم، افزایش در قیمت انرژی موجب افزایش در استفاده از هردوعامل سرمایه و نیروی کار می شود و افزایش هزینه های تولید بر اثر افزایش قیمت انرژی، تخصیص عوامل تولید را تغییر داده و سهم نسبی تولید ناشی از دو عامل کار و سرمایه افزایش خواهد یافت. داگلاس[5](1991) به نقل از برندت و وود[6](1975) بیان می­کند که در تابع تولید، کل انرژی یک عامل تولید است که ارتباط تفکیک پذیر ضعیفی با عامل نیروی کار دارد. در تابع تولید پیشنهادی آنها انرژی ابتدا با سرمایه ترکیب می شود و حاصل ترکیب آنها بعد از ترکیب با عامل کار، محصول را ایجاد می کند. بنابراین مصرف انرژی بدون اثر گذاشتن بر تولید نهایی نیروی کار، تولید نهایی سرمایه را تحت تأثیر قرار می­دهد.

با توجه به مطالب ذکر شده در بالا و دیگر شواهد نظری موجود در خصوص توجیه وجود ارتباط بین مصرف انرژی و رشد اقتصادی، می­توان وجود چنین رابطه ای را از دیدگاه نظری تا حدود زیادی منطقی و قابل توجیه تلقی نمود.

3- مطالعات تجربی

در زمینه بررسی رابطه بین مصرف انرژی و تولید ناخالص داخلی و رشد اقتصادی در خارج و داخل کشور مطالعات متعددی صورت گرفته است که در هر یک از این مطالعات به صورت تک کشوری و بین کشوری و  با بهره­گیری از روشهای مختلف علیت در داده­های سری زمانی و داده­های تابلویی به بررسی رابطه علی بین این دو متغیر پرداخته شده است.ازمطالعات انجام یافته می توان به موارد ذیل اشاره کرد.

اسکوالی[7](2006)با استفاده از رویکرد تودا و یاماموتو رابطه بین مصرف انرژی و رشد تولیدات را در کشورهای عضو اپک طی سال­های  (1980-2003)  می­پردازد و نتیجه می­گیرد که رابطه بین این متغیرها در کشورهای مختلف یکسان نیست. ولد-رافائل[8](2006) نیز نتیجه مشابه مطالعه قبلی را  در بین 17 کشور آفریقایی طی سال­های (1971-2001) با همان رویکرد تودا و یاماموتو نتیجه­گیری می­نماید. هانگ و یانگ[9] (2008) با استفاده از روش گشتاور تعمیم یافته در  داده­های تابلویی ( داده­های تابلویی پویا) در 82 کشور، در چهار گروه درآمدی متفاوت طی سال­های (1972-2002)  نتیجه مشابهی را می­گیرند.

مهمترین مطالعات خارجی و داخلی انجام شده در خصوص بررسی رابطه علی بین مصرف انرژی،ارزش تولیدات و رشد تولیدات، که رابطه دوطرفه بین متغیرهای مصرف انرژی و رشد تولیدات را مورد توجه قرار داده­اند، در جدول (1) ارائه شده است:

جدول 1: مهمترین مطالعات خارجی و داخلیبا رویکرد علیت دوطرفه بین مصرف انرژی و رشد تولیدات

محقق و یا محققین

دوره زمانی و کشور مورد مطالعه

متدولوژی تحقیق

نتیجه گیری

یانگ(2000)

تایوان (1954-1997)

آزمون علیت گرنجر

 

عقیل و بوت(2001)

پاکستان (1955-1996)

آزمون علیت گرنجر

 

هونو(2005)

کره جنوبی(1970-2002)

تصحیح خطا

 

سینها (2009)

88 کشور منتخب در حال توسعه

هم انباشتگی در داده­های تابلویی

 

اپرجیس و پاین (2010)

20 کشورOECD (1985-2005)

هم انباشتگی در داده­های تابلویی و تصحیح خطای برداری

 

بلک و همکاران(2010)

25 کشور OECD(1981-2007)

علیت در داده­های تابلویی

 

اسو (2010)

7 کشور جنوب صحرای آفریقا

آزمون باند

 

شرزه­ای و وحیدی(1379)

کشورهای منتخب عضو اپک(1995-1965)

اثرات ثابت

 

آرمن و زارع(1384)

1381-1346

تودا و یاماموتو و تصحیح خطا

 

 

 

در داخل کشور نیز می­توان به مطالعه بهبودی و همکاران (1387) اشاره نمود که با استفاده از آزمونهای ریشه واحد زیوت- اندریوز و آزمون هم جمعی گریگوری – هانسن طی سال­های 1384-1346 رابطه بین متغیرهای مصرف انرژی و رشد تولیدات را مطالعه و نتیجه می­گیرند که با در نظر گرفتن شکست ساختاری رابطه بلندمدت مثبت بین مصرف انرژی و رشد اقتصادی در ایران وجود دارد.بهبودی و همکاران (1388) در مطالعه دیگری با استفاده از روش هم انباشتگی در داده­های تابلویی بصورت بین کشوری و در 64کشور در حال توسعه و 14 کشور توسعه یافته طی سال­های  (2006-1970) رابطه بین این متغیرها را بررسی نموده         و نتیجه می­گیرند که رابطه هم­انباشتگی بین متغیرها در بلندمدت در بین کشورها وجود دارد   و همچنین میزان مصرف انرژی در  کشورهای توسعه یافته بیشتر از کشورهای در حال توسعه است. آرمن و زارع (1388) نیز با استفاده ار رویکرد تودا و یاماموتو برای سال­های          1385-1346 رابطه بین این متغیرها را مورد بررسی قرار داده­اند و نتیجه گرفته­اند که یک رابطه علّیت گرنجری یک طرفه ازمصرف انرژی دربخش خانگی وتجاری ومصرف انرژی دربخش حمل ونقل به رشد اقتصادی وجوددارد.

  در ادامه، مطالعات خارجی و داخلی انجام شده با رویکرد علیت یک طرفه بین متغیرهای مصرف انرژی و رشد تولیدات، در جدول (2) به صورت زیر گزارش می­شود:

 

جدول 2: مهمترین مطالعات خارجی و داخلی با رویکرد علیت یک سویه بین مصرف انرژی و رشد تولیدات:

محقق و یا محققین

دوره زمانی و کشور مورد مطالعه

متدولوژی تحقیق

نتیجه گیری

عقیل و بوت(2001)

پاکستان (1955-1996)

آزمون علیت گرنجر

 

پاپاپترو و همکاران(2002)

یونان (1960-1996)

تصحیح خطای برداری

 

فاتای و همکاران(2004)

نیوزلند و استرالیا (1960-1999)

آزمون علیت گرنجر

 

سیدیکوا(2004)

پاکستان (1971-2003)

خودرگرسیون برداری

 

آلتین آی و کاراگول(2005)

ترکیه (1950-2000)

آزمون علیّت گرنجر

 

یو (2006)

کشورهای عضواتحادیه جنوب

شرقی آسیا(1971-2002)

علیت گرنجر و هیسائو

نتایج بین کشورها

متفاوت بوده است.

چونتاناوات و همکاران (2006)

30 کشور عضو OECD

و 78 کشور غیر OECD

روش علیت در

داده­های تابلویی

 

موزامدر و ماراده(2007)

بنگلادش (1979-1999)

تصحیح خطای برداری

 

لی و چانگ(2007)

16 کشور آسیایی  

(1971-2002)

علیت  گرنجر در

داده­های تابلویی

 

سینها (2009)

88 کشور منتخب در حال توسعه

هم انباشتگی در

داده­های تابلویی

 

اپرجیس و پاین (2010)

20 کشورOECD

(1985-2005)

هم انباشتگی در

داده­های تابلویی و

تصحیح خطای برداری

 

لی و لی (2010)

25 کشور عضو OECD

هم­انباشتگی در

داده­های تابلویی

 

طاهری فرد و رحمانی(1376)

1346-1373

خودرگرسیون برداری

 

ملکی(1378)

ایران

تصحیح خطا

 

ابریشمی و مصطفایی(1380)

1378-1338

تصحیح خطا

 

 

در خصوص جمع­بندی مطالعات انجام شده خارجی و داخلی می­توان بیان کرد که در ایران، مطالعه­ای که با استفاده ازروشهای علیت گرنجر، تودا و یاماماتو و روش هیسائو برای بررسی رابطه علی بین مصرف انرژی و تولید در صنایع با طبقه بندی ISIC، پرداخته شده باشد، انجام نشده است. لذا این مطالعه از این جهت حائز اهمیت می­باشد.

در این مقاله به منظور ارزیابی تاثیر مصرف انرژی بر ارزش تولیدات در زیربخش های صنعتی ایران از مدل رشد کلاسیکی به صورت زیر استفاده شده است:

 

(4)

 

که در آن VPمتغیر وابسته بوده و بیانگر ارزش تولیدات زیربخش های صنعت می باشد. همچنین INV حجم سرمایه گذاری صنعتی، LAB تعداد نیروی کار و ENER ارزش انرژی مصرفی در زیربخش­های صنعتی می باشد. همچنین فرم تصریح شده مدل مذکور به شکل زیر می باشد:

                    (5)

 

که در آن از متغیرهای مدل ریاضی قبلی لگاریتم نپرین گرفته شده است.

در این بخش به صورت اجمالی به معرفی آزمون های علیت گرنجر- هشیائو و تودا و یاماماتو پرداخته می­شود.

4-1- آزمون علّیت گرنجر- هشیائو[10]

آزمون هشیائو در دو مرحله انجام می شود. در مرحله اول، مجموعه­ای از رگرسیون های خودرگرسیو روی متغیر وابسته تخمین زده می شود. در معادله رگرسیون اول، متغیر وابسته یک وقفه خواهد داشت و در رگرسیون های بعدی به ترتیب یک وقفه اضافه خواهد شد. m رگرسیونی که تخمین زده می شود به شکل زیر خواهد بود:

(6)                                  

در مرحله بعد تعداد وقفه مناسب بر اساس آماره های آکائیک و شوارتز تعیین شده و سپس برای هر معادله رگرسیون معیار خطای نهایی پیش بینی [11](FPE) را به صورت زیر محاسبه می­نماییم:

(7)                                         

که در آن T حجم نمونه و ESS مجموع مربعات پسماند[12] است. طول وقفه بهینه (  ) طول وقفه ای خواهد بود که حداقل معیار خطای نهایی پیش بینی را ایجاد کند. در مرحله دوم، هنگامی که  تعیین شد، معادلات رگرسیونی به فرم زیر با وقفه هایی که بر متغیر دیگر اعمال می شود، تخمین زده می شود:

 

(8 )

سپس، معیار خطای نهایی پیش بینی را برای هر معادله رگرسیون به روش زیر محاسبه می­کنیم:

     (9) 

 

طول وقفه بهینه متغیر X طول وقفه ای است که حداقل معیار خطای نهایی پیش بینی را ایجاد کند. حال به منظور انجام علّیت گرنجری   را با   مقایسه می­کنیم. اگر  ›  باشد، در نتیجه X علت گرنجری Y نیست. ولی اگر  ‹  باشد، X علت گرنجری Y است. نکته مورد توجه در آزمون علّیت گرنجر هشیائو آن است که در این روش لازم است تمام متغیرها پایا باشند و در صورت ناپایایی متغیرها باید ابتدا از آنها تفاضل گیری نمود تا پایا شوند و سپس از تفاضل پایای آنها برای انجام آزمون استفاده کرد. (هشیائو،1981)

4-2- آزمون علیت تودا و یاماماتو ( TY)

تودا و یاماماتو در سال 1995 یک روش ساده به صورت تخمین یک مدل توضیح خود رگرسیون برداری (VAR) تعدیل یافته برای بررسی رابطه علیت گرنجری پیشنهاد کردند. آنها استدلال می کنند که این روش حتی در صورت وجود یک رابطه همجمعی بین متغیرها نیز معتبر است. در این روش ابتدا باید تعداد وقفه های بهینه مدل VAR، (k) و سپس درجه پایایی ماکزیمم(d) را تعیین کرد و یک مدل خودتوضیح برداری را با تعداد وقفه های (k+d) تشکیل داد. فرایند انتخاب وقفه زمانی معتبر است کهk≥ d باشد.

(10)                       

 

(11)                    

برای آزمون این فرضیه کهX علت گرنجری Y نیست،  را آزمون می کنیم. اگر این فرضیه رد نشود، در این صورت  Xعلیت گرنجری Y نخواهد بود[13].

5- نتایج تجربی

با توجه به این که دوره مورد بررسی در این تحقیق13 سال می باشد و برای آزمون علیت استاندارد گرنجری نیاز به بررسی رابطه بلند مدت و هم جمعی بین متغیرها می باشد و با توجه به این که در آزمون علیت تودا و یاماماتو اطلاع در مورد ویژگی های هم جمعی سیستم ضروری نیست، بنابراین در این تحقیق به منظور بررسی رابطه علیت گرنجری بین متغیرها از روش تودا و یاماماتو استفاده می شود. به منظور قوت بخشیدن به نتایج، از روش علیت هشیائو نیز برای بررسی رابطه علیت گرنجری بین متغیرها استفاده می شود و سپس نتایج این دو روش با یکدیگر مقایسه خواهند شد. 

جامعه آماری مورد استفاده شامل متغیرهای 140 صنعت با کد 4 رقمی ایران در فاصله زمانی 1374-1386 می باشد. منبع مورد استفاده برای جمع آوری داده ها، نشریات مرکز آمار ایران مربوط به طرح های آمارگیری از کارگاه های صنعتی 10 نفر کارکن و بالاتر طی سال های مذکور می باشد. متغیرهای مورد استفاده در این مطالعه عبارتند از:VPمتغیر وابسته بوده و بیانگر ارزش تولیدات زیربخش های صنعت می باشد. همچنین INV حجم سرمایه گذاری صنعتی، LAB تعداد نیروی کار و ENER ارزش انرژی مصرفی در زیربخش های صنعتی می باشد.

به منظور مشاهده داده­های مربوط به ارزش تولیدات زیر بخش­های صنعتی و مصرف انرژی، داده­ای مورد بررسی به تفکیک کدهای دو رقمی ISIC و برای سال 1386 در جدول زیر ارائه شده است:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول3: داده­های مربوط به مصرف انرژی و ارزش تولیدات صنایع با کد دو رقمی در سال 1386

کد دو رقمی

نام زیر بخش صنعتی

ارزش تولیدات(میلیون ریال)

مصرف انرژی(میلیون ریال)

15

صنایع مواد غذایی و آشامیدنی

11507869

206856

16

تولید محصولات از توتون و تنباکو- سیگار

457199

3852

17

تولید منسوجات

7403251

166914

18

تولید پوشاک- عمل آوردن و رنگ کردن پوست خزدار

253268

5056

19

دباغی و عمل آوردن چرم و ساخت کیف و چمدان و زین یراق و تولید کفش

861714

7785

20

 تولید چوب و محصولات چوبی و چوب پنبه-غیر از مبلمان- ساخت کالا از نی و مواد حصیری

504717

12736

21

تولید کاغذ و محصولات کاغذی

1289467

34374

22

انتشار و چاپ و تکثیر رسانه های ضبط شده

471752

6078

23

صنایع تولید ذغال کک-پالایشگاه نفت و سوخت­های هسته ای

4846255

134584

24

صنایع تولید مواد و محصولات شیمیایی

10914895

260038

25

تولید محصولات لاستیکی و پلاستیکی

2896220

49490

26

تولید سایر محصولات کانی غیر فلزی

6364832

533269

27

تولید فلزات اساسی

11955394

870471

28

تولید محصولات فلزی فابریکی بجز ماشین آلات و تجهیزات

2766706

39806

29

تولید ماشین آلات و تجهیزات طبقه بندی نشده در جای دیگر

1228289

14583

30

تولید ماشین آلات اداری و حسابگر و محاسباتی

173777

1031

31

 تولید ماشین آلات مولد و انتقال برق و دستگاههای برقی طبفه بندی نشده در جای دیگر

1199417

27956

32

تولید رادیو و تلویزیون و دستگاهها و وسایل ارتباطی

8097349

775

33

تولید ابزار پزشکی و ابزار اپتیکی و ابزار دقیق و ساعتهای مچی و انواع دیگر ساعت

622375

4952

34

تولید وسایل نقلیه موتوری و تریلر و نیم تریلر

452628

5193

35

تولید سایر وسایل حمل و نقل

4829685

31993

36

تولید مبلمان و مصنوعات طبقه بندی نشده در جای دیگر

522323

6868

37

بازیافت

1281

156

مآخذ: مرکز آمار ایران، طرح­های آمارگیری از کارگاه­های صنعتی 10 نفر کارکن و بیشتر

محاسبات نشان می­دهد که نسبت مصرف انرژی به ارزش تولیدات زیر بخش­های صنعتی ایران در سطح کدهای ISIC دورقمی،  در بین 23 کد دو رقمی در سال 1386، صنعت بازیافت بیشترین نسبت را داشته است.( حدود 2/12 درصد).  پس از صنعت بازیافت، صنعت تولید سایر محصولات کانی غیر فلزی و صنعت تولید فلزات اساسی به ترتیب با 3/8 و 3/7 درصد، سهم بالاتری را دارا بوده­اند. کمترین سهم نیز مربوط به صنعت تولید رادیو و تلویزیون و دستگاهها و وسایل ارتباطی (حدود 01/0 درصد) و پس از آن صنعت تولید ماشین آلات اداری و حسابگر و محاسباتی (6/0 درصد) و صنعت ولید سایر وسایل حمل و نقل ( 7/0 درصد) قرار گرفته­اند. متوسط شاخص فوق نیز برای صنایع مذکور در سال 1386حدود 5/2 درصد بوده است. محاسبات نشان می­دهد که ضریب همبستگی بین متغیرهای مصرف انرژی و ارزش تولیدات صنایع با کد دو رقمی ایران در سال 1386 برابر 2/93 درصد بوده است که بیانگر همبستگی بالای این دو متغیر بوده است.

 آزمون­های متداول ریشه واحد نظیر دیکی- فولر و دیکی- فولر تعمیم یافته و فیلیپس پرون که برای داده های سری زمانی مورد استفاده قرار می­گیرند، در مورد داده های تابلویی از توان آزمون پایینی برخوردار بوده و دارای تورش به سمت قبول فرضیه صفر می باشند.

یکی از آماره آزمون­هایی که برای حل این مشکل پیشنهاد می­شود، استفاده از آزمون هریس-تزاوا[14](1999) است. مزیت این آماره آزمون نسبت به سایر آماره­های آزمون ریشه واحد در داده­های تابلویی نظیر آزمون لوین و همکاران[15]و ایم، پسران و شین[16] این است که این آماره آزمون در نمونه­های با حجم بیشتر و دوره زمانی اندک، نسبت به سایر آزمون های ریشه واحد، آزمون مناسب و قوی­تری می­باشد. از اینرو در این مطالعه با توجه به محدود بودن دوره زمانی مورد مطالعه و همچنین تعداد نسبتاً زیاد کدهای صنعتی مورد مطالعه، از این آماره آزمون برای بررسی پایایی متغیرهای مصرف انرژی، ارزش تولیدات، نیروی کار و سرمایه گذاری استفاده شده است. فرضیه صفر این آماره آزمون بیانگر این امر است که متغیر مورد نظر ناپایا است. نتایج این آزمون در جدول زیر بیان شده است.

جدول 4: نتایج آزمون پایایی متغیرهای مدل

پایایی و ناپایایی متغیر

رد یا عدم رد فرضیه صفر

ارزش احتمال

(PV)

آماره آزمون

متغیر

ناپایا

عدم رد فرضیه صفر

99/0

83/3

LVP

ناپایا

عدم رد فرضیه صفر

000/1

39/9

LENER

ناپایا

عدم رد فرضیه صفر

99/0

35/3

INVL

ناپایا

عدم رد فرضیه صفر

000/1

74/2

LLAB

پایا

رد فرضیه صفر

0000/0

5923/6-

D(LVP)

پایا

رد فرضیه صفر

0061/0

5037/2-

D(LENER)

پایا

رد فرضیه صفر

002/0

91/9-

D(LINV)

پایا

رد فرضیه صفر

000/0

48/4-

D(LLAB)

مأخذ: یافته­های تحقیق

نتایج حاصل از بررسی پایایی متغیرهای مدل نشان می­دهد که تمامی متغیرها، بر اساس آزمون هریس، در سطح ناپایا می­باشند. متغیرها در تفاضل مرتبه اول بیانگر آن است که متغیرها با یک مرتبه تفاضل گیری، پایا شده­اند. در ادامه به بررسی رابطه علی کوتاه مدت بین متغیرهای ارزش تولیدات زیربخش های صنعت و ارزش انرژی مصرفی بر اساس آزمونهای تودا و یاماماتو و علیت هشیائو پرداخته می­شود. برای بررسی رابطه علی بین درآمد سرانه و مخارج بهداشتی سرانه در روش تودا و یاماماتو، از الگوی خودرگرسیونی در داده­های تابلویی[17] شامل متغیرهای VP و ENERبا معادلاتی نظیر معادله 12 و 13 و با تعداد دو وقفه استفاده می کنیم. تعداد دو وقفه از جمع رتبه مدل panel VAR و درجه پایایی ماکزیمم( که طبق نتایج جدول 3، یک است) به دست آمده است. رتبه مدل panel VAR نیز با توجه به معنی داری ضرایب مقادیر وقفه دار متغیرها، یک به دست آمده است.

در جدول (5) نتایج آزمون معنی­داری ضرایب با وقفه متغیرهای به کار رفته در معادلات مدل panel VAR نشان داده شده است. بر اساس نتایج این جدول می­توان بیان کرد که یک رابطه علیت گرنجری یک طرفه از طرف انرژی مصرفی در زیربخش­های صنعتی به ارزش تولیدات بخش صنعت وجود دارد.

متغیر وابسته

متغیر تاثیرگذار

فرضیه صفر

ارزش احتمال

(PV)

مقدارآماره آزمون

نتیجه گیری

ENER

VP

 

(3623/0)

18/1

 

VP            ENER

VP

ENER

 

(000/0)

94/63

 

ENER           VP

جدول5: نتایج آزمون علّیت تودا و یاماماتو

مأخذ: یافته­های تحقیق

در ادامه از روش علیت گرنجر- هشیائو نیز برای بررسی رابطه علی کوتاه مدت بین متغیرهای ارزش تولیدات زیربخش های صنعت و ارزش انرژی مصرفی استفاده شده است. در این روش ابتدا هر متغیر را روی مقدار وقفه دار خود رگرس نموده و طول وقفه بهینه را از طریق آماره آزمون آکاییک تعیین نماییم. در مرحله بعد مقادیر وقفه دار متغیر دوم را در مدل لحاظ نموده و وقفه بهینه آن را نیز از طریق مقدار آکاییک تعیین می­کنیم.

جدول6: تعیین طول وقفه بهینه ENER و VP

وقفه بهینه

معیار آکاییک برای وقفه دوم

معیار آکاییک برای وقفه اول

متغیر

متغیر وابسته

 

2

34/1046

07/1440

VP

VP

2

78/1056

2/1134

ENER

   مأخذ: یافته­های تحقیق

در این جدول، متغیر VP، ارزش تولیدات صنعت و ENER، بیانگر ارزش انرژی مصرفی می­باشد.  در ادامه، وقفه بهینه متغیرها، وقتی که متغیر ENERمتغیر وابسته می­باشد، بررسی می­شود.

جدول7: تعیین وقفه بهینه VP و ENER

وقفه بهینه

معیار آکاییک برای وقفه دوم

معیار آکاییک برای وقفه اول

متغیر

 

 

متغیر وابسته

2

28/356

56/1344

VP

ENER

1

09/548

04/3440

ENER

مأخذ: یافته­های تحقیق

نتایج جداول 6 و 7 نشان می­دهد که وقتی متغیر وابسته VPاست، مقدار وقفه بهینه VP و ENERبرابر 2 بوده و در صورتی که متغیر وابسته ENER باشد، مقدار بهینه ENER برابر 1 و مقدار بهینه VPبرابر 2 می­باشد.بنابراین: (12) و (13)

 

 

 

 

با توجه به روابط (12) و (13)، در صورتی که متغیر وابسته ENER باشد، برابر 46/31427 و  برابر 43/32204 می­باشد و از آنجا که  ›  است، لذا ارزش تولیدات بخش صنعت (VP) علت گرنجری ارزش انرژی مصرفی نمی­باشد. نتایج به دست آمده از روش علیت گرنجر- هشیائو با نتایج حاصل از آزمون علیت تودا و یاماماتو سازگار می­باشد. همچنین زمانی که متغیر وابسته VP است، برابر 39/1212 و  برابر 045/1131 می باشد و چون  ‹   است، بنابراین می­توان بیان کرد که انرژی مصرفی علت گرنجری ارزش تولیدات زیربخش­های صنعتی می باشد.

 

 

6-      نتیجه­گیری و توصیه­های سیاستی

این مطالعه با هدف بررسی رابطه علی کوتاه مدت بین متغیرهای ارزش تولیدات بخش صنعت و مصرف انرژی در صنایع چهاررقمی ایران طی سالهای 1374-1386 می­باشد. برای این منظور از رهیافت علیت گرنجر و گرنجر- هشیائو در داده­های تابلویی استفاده شده است. نتایج حاصل از برآورد مدل دلالت بر این دارد که بر اساس هر دو رهیافت مورد مطالعه، یک رابطه علی یک طرفه از سوی مصرف انرژی به ارزش تولیدات بخش صنعت در صنایع چهاررقمی ایران، بر اساس طبقه بندی ISIC، برقرار می­باشد. به عبارت دیگر افزایش مصرف انرژی علیت افزایش ارزش تولیدات زیربخش­های صنعتی ایران می­باشد. نتایج به دست آمده در این مطالعه با مطالعات تجربی نظیر بایدن و پاینی (2009) سازگار می­باشد. با توجه به نتایج به دست آمده از این مطالعه می­توان بیان کرد که مصرف انرژی از عوامل تعیین کننده ارزش تولیدات صنایع ایران طی سال­های 1374-1386 بوده است. از آنجا که افزایش مصرف انرژی می­تواند منجر به بهبود تولیدات بخش صنعت شود، لذا مهمترین توصیه سیاستی این مطالعه آن است که     برنامه­ریزان اقتصادی با اعمال سیاستهای بهینه مصرف انرژی ضمن افزایش بازدهی مصرف انرزی به عنوان یکی از نهاده­های مهم تولید، زمینه­های تقویت و افزایش ارزش تولیدات صنایع مورد بررسی را فراهم آورند تا از این طریق منجر به افزایش رشد بخش صنعت گردند.



[1].Final Goods

[2]- آمار و اطلاعات خام مورد استفاده در این مقاله از طرح های آمارگیری کارگاههای صنعتی کشور اخذ شده است و سپس با استفاده از برنامه نویسی کامپیوتری، اطلاعات نهایی استخراج شده است و در تاریخ تکمیل این تحقیق، یعنی دی ماه 1389، آمار این بخش تا سال 1386 گردآوری و منتشر شده است.

 

[3].Stern & Cleveland

[4].Pindyck

[5].Douglas

[6].Berndt & Wood

[7].Squalli, J.

[8].Wolde-Rufael, Y.

[9].Huang, B., Hwang, M.J., Yang, C.W.

[10]. Hsiao,s Granger Causality

[11].Final prediction error

[12]. Sum of squared error

[13].آرمن، 1384

[14].Harris-Tzava

[15].Levin, Lin and Chou

[16].Im, Pesaran and Shin

[17].Panel VAR

منابع

- آرمن، سیدعزیز، زارع، روح الله (1388).مصرف انرژی دربخشهای مختلف وارتباط آن بارشداقتصادی درایران:تحلیل علّیت براساس روش تودا و یاماموتو. فصلنامه مطالعات اقتصادانرژی، سال ششم ( 21): 92-67.

- آرمن، سیدعزیز و زارع، روح الله (1384). بررسی علیت گرنجری بین مصرف انرژی و رشد اقتصادی در ایران طی سال  های 1346-1381. فصلنامه پژوهش های اقتصاد ایران، سال هفتم( 24):117-143.

- ابریشمی، حمید و مصطفایی، آذر (1380).  بررسی رابطه بین رشد اقتصادی و مصرف فراورده های عمده نفتی ایران. مجله دانش و توسعه،( 11):14- 45.

- بهبودی، داود، محمدزاده، پرویز و جبرائیلی، سودا (1388). بررسی رابطه مصرف انرژی و تولید ناخالص داخلی در کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته.فصلنامه مطالعات اقتصادانرژی، سال ششم (23): 21-1.

- بهبودی، داود، اصغرپور، حسین و قزوینیان، حسن (1387). شکست ساختاری، مصرف انرژی و رشد اقتصادی ایران (1384-1346). فصلنامه پژوهشهای اقتصادی، سال نهم(3):  83-54.

- شرزه­ای، غلامعلی و وحیدی، محمدرضا (1379). بررسی ارتباط متقابل بین مصرف انرژی و رشد اقتصادی با استفاده از داده های پانل )panel data( در کشورهای منتخب عضو او پک.نشریه مدیریت و توسعه،سال اول(7): 16-23.

- طاهری فرد، احسان و رحمانی، علی (1376) بررسی رابطه کوتاه مدت و بلندمدت تولید ناخالص داخلی، مصرف انرژی و موجودی سرمایه برای کشور ایران طی سال های 1346-1373. دومین همایش ملی انرژی ایران، تهران.

- ملکی، رضا (1383)،  بررسی رابطه علیت بین مصرف انرژی و تولید داخلی در ایران، مجله برنامه و بودجه،سال یازدهم( 89):81-121.

- ملکی، رضا، (1378)، بررسی رابطه علیت بین مصرف انرژی و رشد اقتصادی، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی.

-Altinay, G. &Karagol, E. (2005). Electricity consumption and economic growth: Evidence from Turkey, Energy Economics,(27):849-856.

-Apergis, N., Payne, J.E., (2010). Renewable energy consumption and economic growth: Evidence from a panel of OECD countries, Energy Policy, (38): 656–660.

-Belke, A., Dreger, Ch., Haan, F., (2010).Energy consumption and economic growth –New Insights into the cointegration relationship,Ruhr economic papers, (190).

-Chontanawat, J., Hunt, L. &Pierse, R. (2006). Causality between energy consumption and gdp: evidence from 30 OECD and 78 non-oecd countries,Surrey Energy Economics Centre: 1-64.

-ESSO, J.L. (2010). The energy consumption-growth nexus in seven sub-saharan African Countries, 30(2):1191-1209

-Fatai, K. et al. (2004). Modeling the causal relationship between energy consumption and gdp in New Zealand, Australia, India, Indonesia, the Philippines and Thailand.Mathematics and Computer in Simulation.(64):431-445.

-Hoonu, S. (2005). Energy consumption and economic growth evidence frome Korea,Energy Policy, (33):1627-1632.

-Huang, B., Hwang, M.J., Yang, C.W., (2008). Causal relationship between energy consumption and GDP growth revisited: A dynamic panel data approach, ecological economic (67): 41-54.

-Lee, C. & Chang, C. (2007), Energy consumption and economic growth in Asian countries: A more comprehensive analysis using panel data, Resource and Energy Economics.

-Lee, C. and Lee. J. (2010).A panel data analysis of the demand for total energy and electricity in OECD countries.Energy Journal, (31):1–23.

-Mozumder,P. &Marathe, A.(2007), Causality relationship between electricity consumption and GDP in Bangladesh,Energy Policy: 395-402

-Sica, E., (2007). Causality between energy and economic growth: the Italian case, dipartimento di scienzeeconomiche, matematiche e statistiche university deglistudi di foggia (3).

-Siddiqui, R., (2004), Energy and economic growth in Pakistan, The Pakistan Development Review, 43(2): 175–200.

-Sinha, D. (2009), the energy consumption-GDP nexus: Panel data evidence from 88 countries, MPRA Paper, (18446):1-17.

-Squalli, J. (2006), Electricity consumption and economic growth: Bounds and causality analyses of OPEC members,Energy economics.

-Stern, D.I. &Celeveland C.J. (2004). Energy and economic growth,Rensselaer Working Papers, (.0410)

-Wolde-Rufael, Y. (2006), Electricity consumption and economic   growth: a time series experience for 17 African countries, Energy Policy, ( 34):1106-1114.

-WWW.World Bank.Org. World development indicator(2010),cd.rom.

-Yang, H. Y. (2000).A note on the causal relationship between energy and gdp in Taiwan.Energy economics, (22):309-317.