تعیین اولویت‌های سرمایه‌گذاری صنعتی در استان گیلان

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 مربی دانشگاه آزاد اسلامی واحد آستارا

2 مدرس دانشگاه آزاد اسلامی واحد پارس آباد مغان

چکیده

هدف این مطالعه شناسایی فعالیت های دارای قابلیت‌ و پتانسیل‌ صادراتی در بخش صنعت استان گیلان، جهت هدایت سرمایه‌گذاری‌های بخش خصوصی به سمت این صنایع، می‌باشد. بدین منظور با استفاده از تلفیق روش‌های تحلیل عاملی، تاکسونومی عددی و با بهره‌گیری از شاخص‌های مرتبط با بررسی مزیت نسبی فعالیت های اقتصادی برای دو مقطع زمانی سال‌های 1380 و 1388‌ بخش‌های مختلف فعالیت‌های صنعتی استان بر‌حسب کدهای سه‌رقمی ISIC [1](ویرایش سوم) رتبه‌بندی و با تلفیق نتایج به‌دست آمده، صنایع موجود در استان به دو گروه اولویت اول و دوم تقسیم‌بندی شده‌اند. فعالیت‌های صنعتی مربوط به کدهای؛ 152 تولید فرآورده‌های لبنی،171 ریسندگی،بافندگی و .... ،172 تولید سایر منسوجات، 181 تولید پوشاک به استثنای پوشاک از پوست خزدار،201 اره‌کشی و رنده‌کاری چوب، 222 چاپ و فعالیت‌های خدماتی مربوط ...، 232 تولید فرآورده‌های نفتی تصفیه شده، 242 تولید سایر محصولات شیمیایی، 251 تولید محصولات لاستیکی بجز کفش، 281 تولید محصولات فلزی ساختمانی، مخازن، ...، 343 تولید قطعات و ملحقات برای وسایل نقلیه موتوری ... و361 تولید مبلمان، فعالیت‌های اولویت‌دار استان جهت سرمایه‌گذاری را تشکیل می‌دهند.



[1] -International Standard  Of  Industrial  Classification 

کلیدواژه‌ها


1- مقدمه

    اتخاذ سیاست‌های توسعه صنعتی مناسب در مناطق مختلف کشور می‌تواند ضامن توسعه تجارت و گسترش بازارهای تجاری برای تولیدات صنعتی باشد. همچنین گسترش تولید و توسعه صادرات مستلزم افزایش سرمایه‌گذاری در فعالیت‌های مختلف تولیدی به خصوص در بخش صنعت است.

   محدودیت منابع مالی جهت سرمایه‌گذاری و بالا بودن ریسک سرمایه‌گذاری در فعالیت‌های تولیدی و صنعتی نیاز به برنامه‌ریزی و تعیین اولویت‌های سرمایه‌گذاری را اجتناب‌ناپذیر می‌سازد. لازمة برنامه‌ریزی نیز، شناخت امکانات و قابلیت‌های محیطی و بخشی است. به طوری که در برنامه‌ریزی رشد و توسعه کشور شناخت موقعیت و جایگاه مناطق از مهم ترین عوامل در جهت نیل به پیشرفت می­باشد.

­ پرسش‌های این مطالعه عبارتند از: کدامیک از فعالیت­های صنعتی استان گیلان دارای تخصص تجاری بوده­اند؟ صنایع اولویت­دار جهت انجام سرمایه گذاری­های صنعتی در استان کدامند؟ برای افزایش توان صنعتی، توسعه تجارت خارجی و تقویت صادرات صنعتی، باید در کدام­یک از زیر­بخش‌های صنعتی استان سرمایه‌گذاری نمود؟                                        

­  بدین منظور براساس آمار و اطلاعات موجود برای دو مقطع زمانی سال‌های 1380 و 1388­ فعالیت‌های صنعتی استان بر­حسب کدهای سه­رقمی ISIC و با بهره‌گیری از شاخص‌های مرتبط و با استفاده از ترکیب تکنیک­های تحلیل عاملی و تاکسونومی عددی رتبه‌بندی و صنایع استان به دو گروه اولویت اول و دوم تقسیم‌بندی می­شوند. برای جلوگیری از تکرار در متن فقط به ذکر کد فعالیت بسنده شده و عنوان فعالیت­های موجود و مورد بررسی، در جدول شماره ( 4) ضمیمه آورده شده­است.

2-ادبیات موضوع

­  از دیدگاه آدام اسمیت[1]، تخصص در تولید منجر به کاهش هزینه‌های تولید و ارزان­تر تمام شدن محصول شده و هر کشوری به­منظور استفاده کارا از امکانات خود، متقاضی واردات کالای ارزان­تر از دیگر کشورها و صادرات کالای ارزان­تر خود به کشورهای دیگر می‌باشد.            از­طرف دیگر به عقیده دیوید ریکاردو[2] چنانچه کشوری در تولیدات خود از مزیت مطلق برخوردار نباشد، بازهم می‌تواند وارد جریان مبادلات جهانی شود. وی مزیت تجارت آزاد را نه تنها در شرایط قیمت‌های ارزان‌تر و گران‌تر کالا در دو کشور، بلکه در قیمت‌ها و هزینه‌های نسبی تولید آنها می‌دانست (سالواتوره، 1376 ، 51-48).

­ فردریک لیست[3] در جبهه مخالف ریکاردو،توسعه و رونق تجارت­بین­الملل را کاملاً وابسته به دیگر فعالیت‌های اقتصادی از جمله کشاورزی و صنعت پنداشته و بر حمایت از اقتصاد نوپا در مقابل اقتصاد جهانی و یک انزوای اقتصادی موقت تاکید می‌کند (هاشمیان، 1378 ،22).

­  از­طرف دیگر، به عقیده «هکشر» و« اوهلین»[4] اختلاف در استعدادهای عوامل تولید یا نسبت آنها و یا تفاوت در فن‌آوری تولید به اختلاف در شکل و مکان منحنی امکانات تولید هر کشور منجر می‌شود که حاصل آن به صورت تفاوت نسبی قیمت کالاها و تجارت متقابل مفید، نمود می‌یابد. همچنین، وفور نسبی یک عامل تولید باعث ارزان­تر شدن نسبی آن عامل و در نتیجه باعث کاهش قیمت تمام شده کالایی می‌شود که در آن از این عامل تولید استفاده­ی زیادی شده­است (سالواتوره، 1376 ، 141-138).

­  مطالعات داخلی متعددی در ارتباط با موضوع اولویت­بندی و رتبه­بندی فعالیت­های صنعتی، شناسایی  مزیت­های نسبی و تعیین اولویت­های سرمایه­گذاری صنعتی و ... در سطح کشور و همچنین در سطوح استانی و منطقه­ای انجام شده که روش مطالعه اکثر قریب به اتفاق این مطالعات استفاده از تحلیل عاملی و تاکسونومی عددی می­باشد. که به چند نمونه از مطالعات انجام­شده پرداخته می­شود.

  - مطالعه‌ی«تعیین اولویت­های سرمایه‌گذاری صنعتی در استان کرمانشاه براساس تحلیل ساختاری و مزیت نسبی» با استفاده از شاخص‌های «یونیدو» برای بررسی تغییرات ساختاری و تعیین گرایش‌های صنعتی استان و مقایسه آن با کل کشور انجام گرفته و جهت‌گیری مزیت‌های نسبی در صنایع استان با استفاده از روش تاکسونومی­ مورد بررسی قرار‌گرفته که نتایج حاکی از تغییرات ساختاری صنایع کارخانه‌ای استان به سمت صنایع کاربر بوده، در حالیکه در کل کشور این تغییرات به سمت صنایع سرمایه‌بر بوده‌است (هاشمیان و حسن­پور، 1376، 146-101 ).

  - نتیجه­ی مطالعه­ی «بررسی و تحلیل شاخص‌های مزیت نسبی منطقه‌ای در ایران با تاکید خاص بر صنایع استان آذربایجان شرقی» نشان می­دهد که؛ صنایع ساخت ماشین‌آلات، تجهیزات، ابزار و محصولات فلزی، محصولات کانی غیر‌فلزی، محصولات شیمیایی، نفتی، زغال سنگی، لاستیکی و پلاستیکی در درجه اول اهمیت از لحاظ مزیت‌نسبی قرار دارند (پیراسته، 1377 ، 239-207 ).

­  علی جهانگیری و محمد نصیری در مقاله­ی "بررسی و تعیین اولویت­های سرمایه گذاری صنعتی کشور با استفاده از تکنیک تاکسونومی"، به کمک شاخص­های اولویت­بندی و با تأکید بر شاخص مزیت نسبی آشکار شده ، فعالیت­های صنعتی کشور را رتبه بندی کرده­اند. نتیجه­ی نشان­می­دهد که؛ سه گروه صنایع در کشور وجود دارد که عبارتنداز: گروه اول دارای مزیت تولیدی و مزیت تجاری، گروه دوم دارای مزیت تولیدی بدون مزیت تجاری، گروه سوم دارای مزیت تجاری و بدون مزیت تولیدی هستند (جهانگیری و نصیری، 1386، 72-53).

­  همچنین، مطالعات متعدد دیگری نیز در سطح کشور و مناطق مختلف توسط محققیق و پژوهشگران دانشگاهی انجام شده است که در این مقال نمی گنجد. در ارتباط با موضوع مورد مطالعه مطالعات متعددی نیز در خارج از کشورانجام گرفته­ که به دو مورد اشاره می‎گردد:

­  - «لی» و «بندر»[5] در مطالعه‎ی «افزایش و کاهش مزیت نسبی در صادرات صنعتی بین مناطق»، مزیت نسبی آشکار شده صادرات صنعتی بین هفت منطقه جهان را با استفاده از شاخص مزیت نسبی آشکار شده والراس، محاسبه نموده اند. نتایج نشان می‎دهد: اقتصادهای اروپا               وآسیای­شرقی دچار عدم مزیت درحالیکه اقتصادهای آسیای جنوبی و آمریکای­لاتین به مزیت نسبی بالایی دست­یافته‎اند. همچنین افزایش در مزیت نسبی یک بخش در یک منطقه با کاهش در مزیت آن بخش در ناحیه‎ای دیگر همراه بوده­است(لی و بندر، 2009، 22-1 ) .

­  - «بندر» و «لی» در « مطالعه تغییرات تجاری و مزیت­نسبی آشکار­شده صادرات کارخانه‎ای کشورهای آسیایی و آمریکای ­لاتین»، به بررسی عملکرد صادرات کارخانه‎ای این مناطق، طی دورة 1997- 1981پرداخته و شاخص‎های مزیت­نسبی ­آشکار­شده بین اقتصادهای آسیای­شرقی، جنوبی و آمریکای­لاتین را ‎سنجیده‏ و با این استدلال که تغییر در مزیت­نسبی­آشکار­شده جابه‌جایی در مزیت­نسبی مناطق را نشان­می‎دهد نتیجه­گرفته­اند که اقتصادهای آسیای شرقی مزیت­نسبی‎اشان را به نفع اقتصادهای ردیف پائین‎تر در آسیای­جنوبی و آمریکای­لاتین از­دست داده‎اند (بندر و لی، 2008 ، 24-1 ). 

3- روش تحقیق

3-1- معرفی شاخص‌های تصمیم برای تعیین اولویت­های سرمایه‌گذاری صنعتی

-         شاخص بهره‌وری نیروی کار فعالیت صنعتی

از نسبت ارزش­افزوده هر فعالیت صنعتی به تعداد نیروی کار آن صنعت بدست می آید: Vj مبین ارزش‌افزوده صنعت j و Nj   تعدادکارکنان صنعت j  می­باشد. مقدار شاخص بیشتر از 100 مبین میزان بهره­وری بیشتر نیروی کار در صنعت مورد نظر است. (نیلی، 1382، 42).

 (1)                                                                 

-         شاخص کاربری نسبی هر فعالیت در صنعت

­   برای تجزیه و تحلیل میزان فعالیت صنعتی و مقایسه بین صنایع مختلف از ارزش‌افزوده صنایع استفاده می‌نماید. Vj و Vt به ترتیب ارزش‌افزوده صنعت j ام و تمام صنایع و Nj  و Nt به ترتیب تعدادکارکنان صنعت j ام و کل صنعت می‌باشد. مقدار شاخص کمتر از 100، مبین این است که در صنعت مورد نظر شدت کاربری بیشتر است (هاشمیان، 1378، 141).

(2)                                                                   

-         شاخص کاردهی

­  میزان فعالیت­های صنعتی را به­ازاء هر واحد تولید نشان می‌دهد. هراندازه در یک فعالیت نسبت به سایر فعالیت‌ها بیشتر باشد تخصیص داده­ها به نحو بهینه‌تری صورت پذیرفته و از حداقل مواد اولیه بیشترین ستاده را تولید می‌کنند. VQiسهم ارزش­افزوده ستاده صنعت i­ام،Vi ارزش­افزوده­صنعتiام به قیمت ثابت وQi میزان تولید صنعتiام می­باشد(هاشمیان،1378، 132).

(3)                                                                              

 

 

 

 

-         شاخص عدم وابستگی به منابع خارجی

­   بی­ثباتی در عوامل موثر بر واردات مواد و تجهیزات صنعتی باعث می­شود صنایعی که وابستگی زیادی به واردات دارند نتوانند از ثبات در تولید برخوردارباشند. در سرمایه‌گذاری­های جدید این نکته اهمیت زیادی دارد. این شاخص­از نسبت ارزش مواد اولیه خارجی هر صنعت (Infi)­ به ارزش داده‌های ­(Inti) آن صنعت به‌دست می­آ‌ید (هاشمیان، 1378:232-234).      

(4)                                                                       

-          شاخص سودآوری

­  ایجاد سرمایه‌گذاری جدید در یک فعالیت تنها زمانی مقدور­است که آن فعالیت از یک حداقل سود برخوردار­باشد. شاخص سود‌آوری،  ارزش تولیدات هر صنعت و  هزینه هر صنعت، Li تعداد افراد شاغل در همان صنعت می­باشد(هاشمیان، 1378 ، 235).

(5)                                                                               

-         شاخص سرمایه­بری

­   باتوجه به هزینه بالای سرمایه و هزینه پایین نیروی کار، ازاین شاخص به‌صورت معکوس استفاده می‌شود. میزان پایین این شاخص نشانگر­سرمایه‌بری کمتر فعالیت صنعتی و برخورداری از اولویت بالاتر برای سرمایه‌گذاری‌های جدید می­باشد (هاشمیان، 1379: 236).

(6)                                                                                     

 Ii شاخص سرمایه‌بری صنعت i ، Vi ارزش­افزوده صنعت i، Wi دستمزد پرداختی در صنعت i و Li میزان اشتغال در صنعت i می­باشد.

-         شاخص جهت‌گیری صادراتی

­  به‌صورت نسبت ارزش صادرات به ارزش­افزوده­ی ایجاد شده محاسبه؛ نشان می‌دهد که چه حجمی از فعالیت‌های صنعتی موجود با جهت‌گیری صادراتی انجام می‌شود Xi صادرات فعالیتi  و  Viارزش­افزوده فعالیت i در منطقه می‌باشند. میزان این شاخص بین صفر و یک بوده و هر چه به یک نزدیک باشد نشانه قدرت صادراتی آن فعالیت می‌باشد(نیلی، 1382، 47).

(7)                                                                                      

 

-         شاخص مزیت نسبی آشکار­شده بالاسا ((RCA[6]/ شاخص‎های ضریب مکان

­  این شاخص برای اولین بار توسط «‌بالاسا»[7] در سال 1965 محاسبه شده و به‌طور گسترده به‌صورت مفهومی برای ملاحظه مزیت­نسبی ذاتی کالاهای صادراتی خاص استفاده شده­است. RCA بزرگ تر دلالت بر مزیت­نسبی بیشتر در صادرات داشته و سهم صادرات یک بخش در کشور را با سهم صادرات آن بخش در بازار جهانی مقایسه می‎کند (لی و  بندر،  2008 : 2).

(8)                                                                

­  صورت کسر سهم نسبی یک فعالیت در صادرات ملی و صادرات بخش i کشور j می‎باشند، مخرج کسر سهم نسبی صادرات یک بخش از کل صادرات جهانی را نشان می‎دهد. اگر باشد کشور در آن فعالیت تخصصی شده­است و اگر باشد کشور در آن فعالیت تخصصی ندارد (لارسن[8]، 1998، 2-1).

­  شاخص‎های ضریب مکان در متداول‌ترین شکل خود ابزاری برای اندازه‌گیری درجه تخصص تولیدی یک منطقه در بخش‌های مختلف فعالیت‌های اقتصادی محسوب می‎شوند. در این شاخص‎ها متغیرهایی نظیر ارزش­افزوده بخش‎ها، اشتغال، سرمایه‌گذاری و… مناطق مختلف کشور با متغیرهای کلان کشور مقایسه می‎شوند.

- شاخص ضریب ­مکان برحسب ارزش­افزوده

(9)                                                                   

به­طوری­که  ارزش­افزوده فعالیت i در منطقه j ،  ارزش­افزوده فعالیت i در کشور  و  ارزش افزوده کلیه­ی فعالیت­های تمام مناطق می‎باشند.

- شاخص ضریب ­مکان برحسب اشتغال

(10)                                                           

 اشتغال فعالیت i در منطقه j،  اشتغال فعالیت i در کشور و  اشتغال در کلیه فعالیت­های کشور می‎باشند. در محاسبه ضریب­مکان ممکن است سه حالت زیر در رابطه با تخصص تولیدی منطقه مورد مطالعه رخ بدهد:

الف–اگر باشد منطقه در فعالیت مورد نظر تخصص بیشتری نسبت به کشور دارد؛

ب- اگر  باشد تخصص تولیدی منطقه و کشور در فعالیت مورد نظر برابر است؛

ج- اگر  باشد منطقه در فعالیت مورد نظر تخصص کمتری نسبت به کشور دارد.

-روش انجام کار

­  برای مقایسه فعالیت‌های مختلف از نظر ارزش یک یا چند شاخص اولویت دار، روش‌های علمی متعددی وجود دارد که روش‌های تاکسونومی عددی، تحلیل عاملی، ضریب محرومیت، تحلیل خوشه­ای، روش موریس و روش مجموع داده‌های استاندارد از آن جمله‎اند.

­  در این میان، آنالیز تاکسونومی­عددی یکی­از متداول‌ترین روش‌های رتبه‌بندی است و در سال‌های اخیر مورد توجه و استفاده برنامه‌ریزان قرار­گرفته­است؛ ولی با توجه به معایب آن استفاده مستقیم از این روش غیرمنطقی می‎نماید. ازجمله این که همبستگی‎های بین شاخص‎ها را در تحلیل و رتبه‌بندی در­نظر نمی‎گیرد و معمولاً شاخص‎هایی­که یکدیگر را تعریف می‎کنند در کنار هم قرار­گرفته و نتایج تحلیل را مخدوش می‎کنند. برای رفع این مشکل از روش           تحلیل­عاملی که قادر­است از بین مجموعه‎ای از شاخص‎ها فاکتورهایی را استخراج کند که کمترین همبستگی را بین هم داشته باشند، استفاده­می­شود.

­  در مطالعه حاضر از ترکیبی از روش‌های مختلف استفاده می‎گردد به­طوری­که ضمن حفظ نقاط قوت هر روش معایب روش‌های دیگر برطرف گردد. ابتدا با استفاده از آمار و اطلاعات مربوط به کارگاه­های صنعتی دارای ده نفر کارکن و بیشتر در سال­های 1380 و 1388- بر اساس کدهای سه رقمی ISIC- شاخص‎های تعیین مزیت نسبی محاسبه و در مرحله­ی بعد توسط روش تحلیلی­عاملی پالایش اطلاعات از نظر همبستگی بین داده‎ها(شاخص­ها) صورت می‎گیرد و عامل‎های تلفیقی استخراج می‎گردند. در این روش مشکل یکسان بودن ضریب اهمیت شاخص‎ها و متغیرهای مورد استفاده نیز برطرف می‎گردد. در گام بعدی که رتبه‌بندی صنایع منطقه می‎باشد از نتایج تحلیل عاملی به­عنوان داده‌های روش تاکسونومی، استفاده و در نتیجه بسیاری از معایب روش تاکسونومی از جمله همبستگی بین شاخص‎ها ومتغیرها برطرف می‎گردد. لذا، تکنیک‎های تحلیلی عاملی و تاکسونومی عددی روش‌های اصلی به‌کار برده شده در این تحقیق برای تصفیه داده‎ها، رتبه‌بندی و گروه­بندی صنایع می‎باشند.

 - تحلیل عاملی

­   بین مجموعه‎ای از متغیرهای به ظاهر غیر­مرتبط رابطه خاصی تحت یک مدل فرضی برقرار می‎کند به عبارت دیگر سعی می‎کند الگوی همبستگی موجود در توزیع یک بردار تصادفی قابل مشاهده را بر حسب کمترین تعداد متغیرهای تصادفی غیر­قابل مشاهده به نام عامل‎ها تبیین نماید. تفاوت این روش با رگرسیون چندگانه در این­است که اولاً، متغیرها به­طور مستقیم در ساختار مدل ارتباطی ظاهر نمی‎شوند؛ ثانیاً، تعداد عامل‌ها به مراتب کمتر از تعداد متغیرهای اصلی هستند (گلدسته، 1377، 41).

- تاکسونومی عددی

­    تاکسونومی­عددی[9] نامی کلی است و به تمام روش‌هایی اطلاق می‎شود که موارد مشابه را از موارد غیر­مشابه جدا ساخته و به­صورت گروه‌های جداگانه عرضه می‎کنند. این روش قادر است یک مجموعه را بر اساس شاخص‎های داده شده به زیر­مجموعه‌های همگن تقسیم می‎کند، همچنین اعضاء مجموعه را رتبه‌بندی می‎کند (حکمتی فرید، 1382، 118).

­  آنالیز تاکسونومی برای طبقه‌بندی‎های مختلف در علوم به‌کار برده می‎شود و نوع خاصی از آن «تاکسونومی عددی» است این تکنیک برای طبقه‌بندی موضوعاتی به­کار برده می‎شود که بین عناصر تشکیل دهندة هر طبقه حداکثر تشابه یا نزدیکی وجود داشته و در عین حال با سایر عناصر تشکیل دهنده در طبقات دیگر حداکثر اختلاف را دارا باشد. (صبوری، 1382،67).

4- تجزیه و تحلیل داده­ها

­  فرآیند تجزیه و تحلیل اطلاعات جهت تعیین اولویت‌های سرمایه‌گذاری صنعتی در صنایع استان گیلان با استفاده از شاخص­های تصمیم و طبق روش تحقیق، به شرح زیر می باشد:

4-1- تجزیه و تحلیل داده­ها و ارایه نتایج سال 1380  

­  آمار واطلاعات مربوط به صنایع استان در سال 1380 بر پایه کدهایISIC­ سه رقمی برای 29 گروه فعالیت صنعتی موجود می­باشد. بنابراین ده شاخص قابل محاسبه ( جدول 1 پیوست) برای این فعالیت‌ها محاسبه و به عنوان ورودی روش تحلیل عاملی به‌کار رفته­است. مقدار آمارة [10]KMO برای این تحلیل 546/0 به‌دست آمده است و تحلیل عاملی برای مجموعه شاخص‌های انتخابی مناسب می‌باشد. براین اساس پس از اجرای تحلیل عاملی تعداد چهار فاکتور به عنوان بهترین ترکیبات خطی از شاخص‌های اولیه که درمجموع حدود 24/85 درصد ازتغییرات را توضیح می‌دهند، انتخاب گردیده‌اند.

جدول شماره1:  ماتریس دوران یافته اجزاء( متغیرها و عامل ها) در سال 1380

شاخص ها

Rotation Sums of Squared Loadings -  % of Variance

39.273 f1 =

19.043 f2=

15.872 f3=

11.047 f4=

 1VAR

Lj

0.986

0.08

0.029-

0.097

VAR 2

Ljt

0.986

0.08

0.029-

0.097

VAR 3

VQi

0.025

0.141

0.037

0.954

VAR 4

IOFi

0.169

0.318-

0.545-

0.212

VAR 5

Iπ

0.936

0.042

0.027-

0.254-

VAR 6

Ii

0.984

0.018

0.07-

0.096

VAR 7

XVi

0.045

0.196-

0.809

0.038-

VAR 8

RCAij

0.035-

0.008

0.79

0.197

VAR 9

LQVij

0.319

0.908

0.056-

0.081

VAR 10

LQLij

0.071-

0.952

0.005

0.105

Extraction Method: Principal Component Analysis.

- فاکتور اول: بالاترین ضرایب، مربوط به شاخص‌های بهره­وری نیروی کار،کاربری، سرمایه­بری و سودآوری بوده و درمیان سایر فاکتورها، بیشترین واریانس(3/39 %) را دارد.

-فاکتور دوم: 04/19 درصد از تغییرات شاخص‌های اولیه را تبیین و بالاترین ضرایب در این فاکتور مربوط به شاخص‌های ضریب­مکان برحسب ارزش­افزوده و اشتغال می‌باشد.  

-فاکتور سوم: حدود 16% از تغییرات شاخص‌های انتخابی را تبیین­می‌کند و بالاترین ضرایب مربوط­به شاخص­های عدم وابستگی به مواد اولیه خارجی،جهت­گیری صادراتی و شاخص‌RCA می­باشد.  

-فاکتور چهارم: 11 % از تغییرات شاخص‌های انتخابی را تبیین می‌کند. بالاترین ضریب مربوط به شاخص­های کاردهی و عدم وابستگی به مواد اولیه خارجی می باشد.

 

 

4-2-تعیین اولویت­های سرمایه­گذاری صنایع استان در سال 1380

­   به­منظور اولویت‌بندی صنایع نمره عاملی فاکتورهای چهار‌گانه، به تفکیک فعالیت‌های مختلف (جدول ضمیمه 3)، به عنوان ورودی روش تاکسونومی مورد استفاده قرارمی‌گیرد. نتایج بدست­آمده برای دو گروه اول اولویت­بندی صنایع استان جهت سرمایه­گذاری در جدول شماره (3) ­ارائه شده­است.

­   بعد از انجام محاسبات لازم به منظور تعیین صنایع اولویت‌دار استان، صنایع بر اساس درجه‌های برخورداری مربوطه رتبه‌بندی و به چهار گروه تقسیم‌بندی شده‌اند. نتیجة حاصل، حاکی از این است که گروه صنایع اولویت اول عبارت می‌باشد از: صنایع مربوط به کدهای 181، 361، 153، 292، 222، 154، 152 و 171 . همچنین گروه صنایع اولویت دوم عبارت از: صنایع مربوط به کدهای 293، 281،172، 210، 252 ،151، 242 می باشد.

4-3-تجزیه و تحلیل داده­ها و ارایه نتایج سال 1388  

­   نظر به ­اینکه آمار واطلاعات مربوط به فعالیت های صنعتی استان در سال 1388 براساس کدهای ISIC سه رقمی برای 30 گروه فعالیت صنعتی مشخص به علاوه یک گروه سایر فعالیت­ها موجود  می­باشد. بنابراین، ده شاخص معرفی شده (جدول 2 ضمیمه) برای این فعالیت‌ها محاسبه و به عنوان ورودی روش تحلیل عاملی به‌کار برده شده است. مقدار 624/0 برای آمارة KMO نشان دهندة مناسب بودن استفاد از تحلیل عاملی برای مجموعه شاخص‌های انتخابی می‌باشد. پس از اجرای تکنیک تحلیل عاملی تعداد سه فاکتور به عنوان بهترین ترکیبات خطی از شاخص‌های اولیه انتخاب گردیده‌اند. که درمجموع 42/85 درصد ازتغییرات شاخص‌های اولیه را توضیح می‌دهند.

­   در ادامه نشان داده می‌شود که فاکتورهای انتخابی چگونه از شاخص‌های اولیه تاثیر می پذیرند.

­   - فاکتور اول: بالاترین ضرایب مربوط به شاخص‌های بهره وری نیروی کار، کاربری، عدم وابستگی به مواد اولیه خارجی، سودآوری و سرمایه بری می باشد. و در میان سایر فاکتورها، بیشترین واریانس(46 %) را دارا می­باشد که برای نشان­دادن فعالیت­های سودآور بهترین فاکتور معرفی می‌گردد.  

-فاکتور دوم: 22 درصد از تغییرات شاخص‌های اولیه را تبیین می‌نماید. و بالاترین ضرایب مربوط به شاخص‌های کاردهی، ضریب مکان برحسب ارزش افزوده و اشتغال می‌باشد.

-فاکتور سوم: حدود 17 درصد از تغییرات شاخص‌های انتخابی را تبیین می‌کند که در این فاکتور بالاترین ضرایب مربوط به دو شاخص‌ جهت­گیری صادراتی و RCA می باشد.  

      جدول2: ماتریس دوران یافته اجزاء( متغیرها و عامل ها) در سال 1388

شاخص ها

Rotation Sums of Squared Loadings -  % of Variance

 38.183 f1=

24.991 f2=

16.719 f3=

 1VAR

Lj

0.98

0.142-

0.033-

VAR 2

Ljt

0.98

0.142-

0.033-

VAR 3

VQi

0.132-

0.729

0.128-

VAR 4

IOFi

0.21

0.34-

0.017-

VAR 5

Iπ

0.921

0.259-

0.019-

VAR 6

Ii

0.96

0.187-

0.099-

VAR 7

XVi

0.126-

0.104-

0.865

VAR 8

RCAij

0.014

0.014

0.897

VAR 9

LQVij

0.02-

0.945

0.009

VAR 10

LQLij

0.223-

0.894

0.014-

Extraction Method: Principal Component Analysi.

 

4-4-اولویت­های سرمایه­گذاری صنایع استان در سال 1388  

­   به­منظور اولویت‌بندی، نمره عاملی فاکتورهای سه‌گانه (جدول 3 پیوست) به عنوان داده‌های تاکسونومی مورد استفاده قرارمی‌گیرد. بعد از انجام محاسبات لازم برای شناسایی صنایع اولویت‌دار، صنایع براساس درجه‌های برخورداری به چهار گروه تقسیم‌بندی شده‌اند.نتیجة حاصل، حاکی از این است که فعالیت­های گروه اول اولویت عبارت از