تأثیر نرخ مالیات بر درآمد ارزی گردشگری کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا (رهیافت داده‌های تابلویی پویا)

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 مدرس دانشگاه آزاد اسلامی واحد ماکو

2 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامه ریزی شهری دانشگاه تبریز

3 کارشناس ارشد علوم اقتصادی

چکیده

در این مطالعه با استفاده از رهیافت داده‌های تابلویی پویا به تأثیر نرخ مالیات بر درآمد ارزی گردشگری کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا در سال‌های 2009-1995 پرداخته می‌شود. نتایج نشان می‌دهد نرخ مالیات تأثیر منفی بردرآمد ارزی گردشگری داشته و متغیرهای مقدار وقفه‌دار درآمد ارزی گردشگری، درآمد سرانه و رشد درآمد سرانه تأثیر‌ مثبت و معنا‌دار بر درآمد گردشگری دارند.

کلیدواژه‌ها


1. مقدمه

در سالهای اخیر صنعت گردشگری همواره به عنوان یکی از بخش­های پیشرو اقتصادی مطرح بوده و پس از بخش ارتباطات و اطلاعات[1] از لحاظ اهمیت در جایگاه دوم قرار گرفته است. رشد صنعت گردشگری بر درآمد ارزی کشورها، میزان سرمایه­گذاری و اشتغال مؤثر بوده به طوری که بر اساس گزارش شورای جهانی مسافرت و گردشگری[2] (2010)، سهم این بخش از تولید ناخالص داخلی، اشتغال و سرمایه­گذاری به ترتیب 8/9، 6/8 و 8/9 درصد بوده است. با توجه به اهمیت بخش گردشگری در ارتقای رشد اقتصادی کشورهای درحال توسعه و توسعه یافته، در سال‌های اخیر مطالعات تجربی متعددی پیرامون عوامل مؤثر بر تقاضای گردشگری صورت گرفته به طوری که در اغلب این مطالعات تأثیر متغیرهای نرخ واقعی ارز، عادات رفتاری، قیمت­های نسبی و درآمد سرانه بر تقاضای گردشگری مورد بررسی قرار گرفته است. در این میان آنچه که در حوزه مطالعات گردشگری کمتر مورد توجه واقع شده است ارتباط بین نرخ مالیات به عنوان یکی از ابزارهای مالی دولت­ها و درآمد ارزی گردشگری می­باشد. بر اساس ادبیات اقتصاد کلان نرخ مالیات همواره به عنوان یکی از ابزارهای مالی دولت­ها جهت جذب سرمایه­گذاری در کشورها مطرح بوده و سیاستگذاران اقتصادی با اعمال سیاستهای مالی مناسب نظیرتعیین نرخ بهینه مالیات سعی در افزایش میزان سرمایه­گذاری و به ویژه سرمایه­گذاری مستقیم خارجی داشته­اند. استدلال اساسی که اغلب کشورها و به ویژه کشورهای در حال توسعه از نرخ مالیات برای جذب سرمایه­گذاری خارجی و ارتقای رشد اقتصادی استفاده می­کنند این است که نرخ­های مالیاتی به عنوان ابزاری در جهت جذب فعالیت­های اقتصادی در فضای رقابتی اقتصاد عمل نموده و می­تواند منجر به تقویت سایر بخش­های اقتصادی و به ویژه بخش گردشگری شود. مطالعات تجربی انجام شده در خصوص ارتباط بین نرخ­های مالیاتی و سرمایه­گذاری در بخش­های اقتصادی و به ویژه بخش گردشگری نشان می­دهد که ارتباط مستقیمی بین نرخ­های مالیاتی و سرمایه­گذاری در بخش گردشگری برقرار می­باشد. مروری بر سابقه پژوهش در کشورهای در حال توسعه و به ویژه در داخل کشور بیانگر این است که مطالعه مستقیمی پیرامون بررسی تأثیر نرخ مالیات بر درآمد ارزی بخش گردشگری صورت نگرفته است. لذا به منظور پر کردن خلأ مطالعاتی، در این مقاله سعی می­شود با استفاده از رهیافت داده­های تابلویی پویا به بررسی تأثیر نرخ مالیات بر درآمد ارزی گردشگری در کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا[3] طی سال‌های 2009-1995 پرداخته شود. انجام این مطالعه از این حیث دارای اهمیت است که بررسی ارتباط بین نرخ مالیات و درآمد ارزی گردشگری، می­تواند سیاستگذاران و کارشناسان اقتصادی را در اعمال سیاست‌های مالیاتی مناسب در ارتقای سرمایه­گذاری در بخش گردشگری یاری رساند. بر اساس هدف مقاله، این مطالعه به صورت زیر سازماندهی شده است:

در بخش دوم به چارچوب نظری تحقیق اشاره شده و در قسمت سوم به مروری بر مطالعات تجربی تحقیق پرداخته می­شود. در بخش چهارم به معرفی رهیافت داده­های تابلویی پویا پرداخته شده و در قسمت پنجم مدل تحقیق و پایگاه داده­های آماری ارائه می­شوند. نتایج تخمین مدل و تحلیل یافته­های تحقیق و همچنین نتیجه­گیری و ارائه توصیه­های سیاستی مقاله بخش پایانی این مطالعه را در بر می­گیرد.

2. چارچوب نظری تحقیق

در این بخش به بررسی عوامل مؤثر بر درآمد ارزی گردشگری با تأکید بر تأثیر نرخ مالیات پرداخته می­شود.

استدلال نظری در خصوص ارتباط بین نرخ مالیات و سرمایه­گذاری در بخش گردشگری به مدل ارائه شده توسط زودرو و میسزوکی[4] (1986) بر می­گردد. بر اساس این مدل و در صورتی که موجودی سرمایه، دارای قابلیت تحرک بوده و نیروی کار بین کشورها انتقال نیابد، کشورها در جذب موجودی سرمایه، بیشتر از طریق وضع مالیات، کمتر از میزان بهینه رقابت می­کنند. دلیل برقراری مالیات کمتر از میزان بهینه بر موجودی سرمایه این است که افزایش مالیات بر موجودی سرمایه منجر به افزایش هزینه­ها گردیده و به خروج سرمایه به سایر کشورهای با مالیات کمتر کمک می­کند. بوکوورتسکی و ویلسون[5] (1991) مدل فوق را تحت شرایط رقابت نامتقارن بین کشورهای کوچک و بزرگ مورد بررسی قرار داده و نتیجه می­گیرند که کشورهای بزرگ توانایی وضع مالیات بیشتری بر موجودی سرمایه نسبت به کشورهای کوچک دارند. زیرا پایه مالیاتی در کشورهای بزرگ دارای حساسیت کمتری نسبت به تغییرات نرخ مالیات می­باشد. در مدل­های پیچیده دیگری که توسط کین[6] (2002) مطرح شده است، هدف­گذاری نرخ مالیات و وضع مالیات بهینه منجر به کاهش هزینه­های تولیدی شده و از این طریق به افزایش سرمایه­گذاری در بخش­های اقتصادی کمک می­کند. فرض اصلی در تمامی مدل­های رقابتی مالیات[7] این است که تقاضا برای موجودی سرمایه ارتباط معکوس با هزینه سرمایه داشته و با وضع مالیات بیشتر بر موجودی سرمایه، هزینه استفاده از موجودی سرمایه کاهش می­یابد. فرض مربوط به وجود رابطه معکوس بین سرمایه­گذاری و هزینه سرمایه به نظریه سرمایه‌گذاری نئوکلاسیک جورگنسون[8] بر می­گردد. دراین نظریه سرمایه‌گذاری به عنوان تابعی از قیمت نسبی سرمایه فرض شده و تابع سرمایه‌گذاری به‌طور مثبت با تولید جاری و به صورت معکوس با هزینه اجاره سرمایه مرتبط است (وان پاریس و جیمز[9]، 2010: 10-12).

علاوه بر تأثیر نرخ مالیات بر درآمد ارزی گردشگری، متغیر درآمد سرانه نیز بر تقاضای گردشگری مؤثر می­باشد. بر اساس تئوری­های اقتصادی در صورتی که گردشگری به عنوان کالای نرمال در نظر گرفته شود، انتظار بر این است افزایش درآمد سرانه منجر به افزایش تقاضا برای گردشگری شود. بنابراین افزایش درآمد سرانه می­تواند از طریق انتقال منحنی تقاضا به سمت راست و بالا به افزایش تقاضای گردشگری به کشور مقصد در بلندمدت منجر شود. از دیگر متغیرهای مؤثر بر درآمد ارزی گردشگری شاخص هزینه زندگی[10] است. در اغلب مطالعات تجربی، نظیر مارتین و وایت[11] (1987) حبیبی و همکاران[12] (2008) و گورموش و گوچر[13] (2010) از شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی و یا از متغیر نرخ واقعی ارز[14] به عنوان متغیر جایگزین مناسب برای هزینه­های زندگی در کشور مقصد استفاده شده است. در مورد تأثیرگذاری نرخ واقعی ارز بر درآمد ارزی گردشگری می­توان بیان کرد که با افزایش نرخ واقعی ارز (تنزل ارزش پول داخلی) هزینه مسافرت به کشور مقصد کاهش یافته و تمایل مردم به مسافرت به کشور مقصد افزایش می­یابد. بنابراین نرخ واقعی ارز دارای تأثیرگذاری مثبتی بر تقاضای گردشگری بوده و در اغلب مطالعات تجربی نیز از این متغیر به عنوان متغیر مناسب برای شاخص هزینه زندگی در کشور مقصد استفاده می­شود. همچنین، متغیر قیمت کالاهای جانشین که به صورت نسبت میانگین وزنی هزینه زندگی در کشورهای جانشین کشور مقصد به هزینه­های زندگی کشور مقصد تعریف می­شود، می­تواند یکی از متغیرهای مؤثر بر تقاضای گردشگری خارجی باشد. بر اساس مباحث نظری انتظار بر این است که با افزایش قیمت کالاهای جانشین، تقاضای گردشگری خارجی برای کشور مقصد افزایش یابد. زیرا به طور نسبی هزینه­های زندگی در کشورهای جانشین مقصد افزایش یافته است و این امر منجر به افزایش تقاضای گردشگری برای کشور مقصد می­شود. از دیگر متغیرهای مؤثر بر تقاضای گردشگری، انتظارات و عادات رفتاری[15] است که معمولاً به صورت مقدار وقفه­دار متغیر وابسته (تقاضای گردشگری) وارد مدل تقاضا می­شود. دلیل ملحوظ نمودن متغیر انتظارات و عادت در تابع تقاضای گردشگری این است که با سفر و عزیمت گردشگران به کشور مقصد و اظهار لذت و مطلوبیت از سفر به کشور مورد نظر، تمایل پیدا می­کنند که دوباره برای گردش و سفر به آن کشور مسافرت کنند. زیرا سفر دوباره به کشوری که قبلاً به آنجا سفر شده است، در مقایسه با کشور خارجی دیگری که به آنجا سفر نشده است، ریسک کمتری داشته و جذاب­تر است. علاوه بر این، استدلال نظری دیگری که وارد نمودن مقدار وقفه­دار متغیر وابسته (عادات رفتاری) را در مدل تقاضای گردشگری توجیه می­کند، محدودیت طرف عرضه گردشگری می­باشد که این قید یا محدودیت به دلیل وجود محدودیت در امکانات هتل­ها و ظرفیت انتقال مسافر می­باشد. در اغلب مطالعات تجربی صورت گرفته در زمینه تخمین تابع تقاضای گردشگری نظیر مطالعات نوردسترم[16] (2005)، لیم[17] (2003)، سانگ و وایت[18] (2003) و گورموش و گوچر (2010) از مقدار وقفه­دار متغیر وابسته به عنوان انتظارات و عادات رفتاری استفاده شده است.

با توجه به مطالب ارائه شده در بخش چارچوب نظری تحقیق می­توان بیان کرد که علاوه بر نرخ مالیات، متغیرهای دیگری نظیر درآمد سرانه، نرخ واقعی ارز و عادات و انتظارات رفتاری بر تقاضای گردشگری مؤثر می­باشند که لازم است در تبیین مدل تجربی تحقیق مورد توجه قرار گیرد. از این رو در این پژوهش و در بخش معرفی مدل تحقیق تأثیر نرخ مالیات به همراه تأثیرگذاری متغیرهای درآمد سرانه، نرخ واقعی ارز و عادات و انتظارات رفتاری بر درآمد ارزی گردشگری به عنوان متغیر جایگزین تقاضای گردشگری مورد بررسی قرار می­گیرد.

3. مروری بر مطالعات تجربی

در زمینه بررسی عوامل مؤثر بر تقاضای گردشگری مطالعات تجربی متعددی در خارج و داخل کشور صورت گرفته که در این مطالعات تأثیر متغیرهای نرخ واقعی ارز، قیمت­های نسبی، عادات و انتظارات رفتاری و درآمد سرانه بر تعداد گردشگران وارد شده و یا درآمد ارزی گردشگری بررسی شده است. مطالعات کولندران و ویلسون[19] (2000)، سانگ و وایت (2003)، الیات و ایناو[20] (2004)، فاکدیوش و کیم (2007)، حبیبی و همکاران (2008) و گورموش و گوچر (2010) از مهمترین مطالعات انجام شده در زمینه بررسی عوامل مؤثر بر تقاضای خارجی گردشگری محسوب می­شوند. در این مطالعات از روش‌های مختلف اقتصاد سنجی در داده­های سری زمانی و داده­های تابلویی برای تبیین مهمترین عوامل مؤثر بر تقاضای گردشگری استفاده شده و نتایج متفاوتی حاصل شده است. مروری بر سابقه پژوهش در داخل بیانگر این است که مطالعه مستقیمی پیرامون بررسی تأثیر نرخ مالیات بر درآمد ارزی گردشگری در کشورهای منطقه منا انجام نشده است. در جدول زیر به مهمترین مطالعات مشابه انجام شده خارجی و داخلی پرداخته می­شود:

جدول 1: مطالعات انجام شده پیرامون عوامل مؤثر بر تقاضای گردشگری با تأکید بر نرخ مالیات

نام محقق یا محققین

قلمرو مکانی و دوره زمانی مورد مطالعه

تکنیک و روش مورد استفاده در پژوهش

نتیجه­گیری مطالعه

گوروچوم و میلنر (2005)

کشورهای در حال توسعه سال 2004

مدل تعادل عمومی محاسبه پذیر

تأثیر مثبت و معنی دار کاهش مالیات غیر مستقیم بر درآمد ارزی گردشگری

سوسا (2006)

15 کشور حوزه کارائیب طی سالهای 2005-1985

روش‌های محاسبه نرخ نهایی مالیات مؤثر و متوسط نرخ مالیات‌های موثر

صفر یا منفی بودن نرخ نهایی مالیات مؤثر برای بخش گردشگری در کشورهای حوزه کارائیب

نسار (2008)

15 کشور حوزه کارائیب طی سالهای 2005-1985

نرخ متوسط مالیات مؤثر

کاهش یافتن نرخ متوسط مالیات مؤثر در بخش گردشگری

بین (1995)

کشورهای عضو اتحادیه پولی حوزه کارائیب شرقی طی سالهای 1985-1993

رهیافت داده­های تابلویی

تأثیر منفی و معنی­دار نرخ مالیات بر تقاضای گردشگری

چای و گویال (2008)

کشورهای عضو اتحادیه پولی حوزه کارائیب شرقی طی سالهای 2006-1990

رهیافت داده­های تابلویی

تأثیر منفی و معنی­دار نرخ مالیات بر تقاضای گردشگری

گاگو و همکاران (2009)

اسپانیا سال 2008

مدل تعادل عمومی قابل محاسبه

تأثیر منفی و معنی­دار نرخ مالیات بر درآمد ارزری گردشگری

وان پاریس و جیمز (2010)

کشورهای منتخب حوزه کارائیب طی سالهای 2007-1999

رهیافت داده­های تابلویی

تأثیر متفاوت انگیزه­های مالیاتی بر جذب سرمایه­گذاری خارجی در بخش گردشگری

دومبروسکی و هودزیک (2010)

کشور کرواسی طی سالهای 2007-1980

روش هم­انباشتگی جوهانسن- جوسیلیوس

تأثیرگذاری منفی و معنی­دار مالیات بر ارزش افزوده بر تقاضای گردشگری

موسایی (1383)

ایران طی سال‌های 1378-1352

حداقل مربعات معمولی

اهمیت بیشتر متغیرهای مجازی دوران جنگ و انقلاب بر تقاضای گردشگری ایران

حبیبی و همکاران (1384)

کشورهای با بیشترین تعداد گردشگر وارد شده به ایران طی سالهای 1380-1350

رهیافت داده­های تابلویی

تأثیر مثبت درآمد سرانه و تأثیرگذاری منفی و معنی­دار قیمت نسبی بین کشورهای مبدأ و مقصد بر تقاضای گردشگری

خوارزمی (1384)

ایران ا طی سال‌های 1380-1338

آزمون علیت تودا و یاماماتو

برقراری علیت دو طرفه بین تجارت و تقاضای توریسم

محمدزاده و همکاران (1389)

سه کشور هند، پاکستان و ترکیه طی سالهای 1385-1353

رهیافت پارامتر متغیر در طول زمان

تأثیر مثبت و معنی­دار درآمد سرانه و عادات رفتاری بر تقاضای گردشگران خارجی به ایران

 

در جمع­بندی مطالعات انجام شده می­توان بیان کرد که در اغلب مطالعات به بررسی عوامل مؤثر بر درآمد ارزی گردشگری پرداخته شده و نحوه تأثیرگذاری نرخ مالیات بر درآمد ارزی گردشگری در کشورهای در حال توسعه و به ویژه کشورهای منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا مورد بررسی قرار نگرفته است. لذا وجه تمایز این مطالعه نسبت به مطالعات پیشین و به ویژه مطالعات داخلی استفاده از رهیافت داده­های تابلویی پویا برای بررسی تأثیر نرخ مالیات بر درآمد ارزی گردشگری در گروه کشورهای منطقه منا می­باشد.

 

4. روش تحقیق

بر اساس مبانی نظری موضوع و پیشینه مطالعات تجربی، نظیر مطالعه گاگو و همکاران (2009) و وان پاریس و جیمز (2010) و گورموش و گوچر (2010) مدل مورد استفاده برای بررسی تأثیر نرخ مالیات بر درآمد ارزی گردشگری کشورهای منطقه منا به صورت زیر تصریح شده است:

(4)   

در رابطه فوق، LTrمعرف لگاریتم درآمد ارزی گردشگری[21]، TAX، نرخ مالیات[22]، LGDPP، لگاریتم درآمد سرانه و LRER لگاریتم نرخ واقعی ارز می­باشد که به صورت حاصلضرب نرخ ارز اسمی (ارزش دلار بر حسب واحد پول داخلی کشورهای منطقه منا) در نسبت شاخص قیمت کالاهای مصرفی کشورهای منطقه منا (CPIit) به شاخص قیمتی مصرف کننده کشور آمریکا (CPIUS) تعریف می­شود. بنابراین فرمول محاسباتی نرخ واقعی ارز به صورت زیر می­باشد:

 (5)                                                            

در مدل (4)، مقدار وقفه­دار لگاریتم درآمد ارزی گردشگری به عنوان اثرات پویای درآمد ارزی گردشگری در دوره قبل بر درآمد ارزی سال جاری در نظر گرفته شده است. در مورد علامت‌های انتظاری ضرایب مدل فوق می­توان بیان کرد که با افزایش درآمد سرانه انتظار بر این است درآمد ارزی گردشگری در کشورهای منطقه منا افزایش یابد. علاوه بر این با افزایش نرخ مالیات انتظار بر این است درآمد ارزی گردشگری کاهش یابد. زیرا درآمدهای مالیاتی و درآمد ارزی گردشگری می­توانند مکمل یکدیگر بوده و با بهبود درآمدهای مالیاتی دولت، درآمد ارزی گردشگری کاهش یابد. متغیر نرخ واقعی ارز نیز دارای تأثیر انتظاری مثبت بر درآمد ارزی گردشگری می­باشد. به بیان دیگر با افزایش نرخ واقعی ارز، هزینه سفر به کشورهای مقصد کاهش یافته و لذا تقاضای گردشگری افزایش می­یابد. دوره زمانی مورد مطالعه برای بررسی تأثیر نرخ مالیات بر درآمد ارزی گردشگری محدود به سال‌های 2009-1995 بوده و آمار و اطلاعات مربوط به تمامی متغیرهای مدل از لوح فشرده شاخص­های توسعه بانک جهانی (2011) استخراج شده است.

5. برآورد مدل و تحلیل یافته­های تحقیق

در این مطالعه به منظور بررسی نرخ مالیات بر درآمد ارزی گردشگری از رهیافت داده‌های تابلویی پویا استفاده شده است. دلیل استفاده از رهیافت داده­های تابلویی پویا در نظر گرفتن پویایی متغیر وابسته (درآمد ارزی گردشگری) و دوره زمانی اندک این مطالعه می­باشد. نتایج برآورد مدل تحقیق در جدول (2) ارائه شده است. نتایج این جدول نشان می­دهد که مقدار وقفه­دار درآمد ارزی گردشگری دارای تأثیرگذاری مثبت و معنی­دار بر درآمد ارزی گردشگری در سال جاری می­باشد. به عبارت دیگر با افزایش درآمد ارزی گردشگری در دوره قبل، میزان درآمد ارزی گردشگری در دوره جاری به میزان 22/0 درصد افزایش می­یابد که بیانگر تأثیر مثبت اثرات پویای درآمد ارزی گردشگری بر درآمد سال جاری است. کشش لگاریتم درآمد ارزی نسبت به نرخ واقعی ارز برابر با 75/0 درصد بوده که نشان می­دهد با افزایش یک درصدی نرخ واقعی ارز (تنزل ارزش پول داخلی) درآمد ارزی گردشگری کشورهای مقصد (منطقه منا) در حدود 75/0 درصد افزایش می­یابد. زیرا با کاهش تنزل ارزش پول ملی، هزینه سفر و عزیمت به این کشورها کاهش یافته و در نتیجه آن، تقاضای خارجی گردشگری به این گروه از کشورها افزایش می­یابد. نرخ مالیات دارای تأثیرگذاری منفی و معنی­دار بر درآمد ارزی گردشگری در کشورهای منطقه منا می­باشد. به بیان دیگر با افزایش نرخ مالیات میزان درآمد ارزی گردشگری کاهش می­یابد. ضریب نرخ مالیات در مدل برابر با 004/0- می­باشد. دلیل تأثیر منفی نرخ مالیات بر درآمد ارزی گردشگری این است که با بهبود درآمدهای مالیاتی، وابستگی ارزی به درآمدهای گردشگری کاهش یافته و از اینرو می­توان انتظار داشت که افزایش درآمدهای مالیاتی به کاهش درآمدهای ارزی گردشگری منجر شود. متغیر درآمد سرانه دارای تأثیر مثبت و معنی­دار بر درآمدهای ارزی گردشگری بوده به طوریکه با افزایش یک درصد در درآمد سرانه در کشورهای منطقه منا، درآمدهای ارزی گردشگری به میزان 57/2 درصد افزایش می­یابد. بنابراین می­توان بیان کرد که با ارتقای سطح تولید و افزایش درآمد سرانه در این کشورها، درآمد ارزی گردشگری افزایش یابد. مقدار آماره آزمون سارگان نیز برابر با 91/8 بوده که نشان می­دهد فرضیه صفر مبنی بر معتبر بودن متغیرهای ابزاری تعریف شده در مدل رد نشده و لذا متغیر ابزاری تعریف شده (مقدار وقفه­ دوم متغیر درآمد ارزی گردشگری) متغیر مناسبی برای برآورد مدل می­باشد.

جدول 2: نتایج تخمین مدل به روش گشتاور تعمیم یافته (GMM)

ارزش احتمال

)PV(

مقدار آماره Z

ضریب

متغیر وابسته وقفه­دار و متغیرهای توضیحی

000/0

38/27

22/0

 

014/0

46/2-

004/0-

 

079/0

75/1

75/0

 

000/0

11/5

57/2

 

000/0

94/3-

03/8-

C

----

-----

91/8

مقدار آماره آزمون Sargan ()

----

----

14

درجه آزادی

----

----

83/0

مقدار ارزش احتمال آماره آزمون Sargan

----

----

94

تعداد مشاهدات

    مأخذ: یافته­های تحقیق

 

در ادامه مرتبه خودرگرسیونی جملات اختلال نیز بر اساس آماره آرلانو و باند مورد آزمون قرار گرفته است. زیرا روش تفاضل­گیری مرتبه اول برای حذف اثرات ثابت در صورتی روش مناسبی است که مرتبه خود همبستگی جملات اختلال از مرتبه دو نباشد. نتایج بررسی مرتبه خود همبستگی بین جملات اختلال تفاضل­گیری شده در جدول زیر نشان داده شده است:

جدول3: نتایج آزمون آرلانو و باند برای تعیین مرتبه خودهمبستگی جملات اختلال

ارزش احتمال

مقدار آماره آزمون Z

مرتبه خود همبستگی

085/0

28/1-

1

27/0

10/1-

2

 مأخذ: یافته­های تحقیق

 

با توجه به نتایج جدول فوق می­توان بیان کرد که مرتبه خود همبستگی بین جملات اختلال از مرتبه یک بوده و بنابراین روش آرلانو و باند روش مناسبی برای حذف اثرات ثابت مدل می­باشد. به بیان دیگر مرتبه خودهمبستگی در تفاضل مرتبه اول جملات اختلال از مرتبه یک بوده و لذا مدل برآورد شده با تفاضل وقفه­دار مرتبه اول روش مناسبی برای تخمین مدل بوده و دارای تورش تصریح مدل نمی­باشد.

6. نتیجه­گیری و توصیه­های سیاستی

هدف اصلی این مطالعه بررسی تأثیر نرخ مالیات بر درآمد ارزی گردشگری در کشورهای منطقه منا طی سال‌های 2009-1995 می­باشد. برای این منظور از رهیافت داده­های تابلویی پویا برای تخمین مدل برای گروه کشورهای مورد بررسی استفاده شده است. نتایج برآورد مدل دلالت بر این دارد که مقدار وقفه­دار درآمد ارزی گردشگری دارای تأثیرگذاری مثبت و معنی­دار بر درآمد ارزی گردشگری در سال جاری می­باشد. متغیر نرخ مالیات تأثیر منفی و معنی­دار بر درآمد ارزی گردشگری داشته و منجر به کاهش درآمد بخش گردشگری در کشورهای منطقه منا شده است. لذا می­توان بیان کرد که بهبود درآمدهای مالیاتی می­تواند زمینه کاهش وابستگی به درآمدهای ارزی گردشگری را فراهم نماید. متغیرهای درآمد سرانه و نرخ واقعی ارز تأثیر مثبت و معنی­دار بر درآمد بخش گردشگری داشته و افزایش سطح تولید می­تواند منجر به افزایش تقاضا و به ویژه تقاضای گردشگری شده و از این طریق، درآمد این صنعت را افزایش دهد. علاوه بر این افزایش نرخ واقعی ارز می­تواند در این گروه از کشورها زمینه ورود گردشگران و در نتیجه آن افزایش درآمد ارزی گردشگری را به همراه داشته باشد. نتایج به دست آمده در این مطالعه با مبانی نظری و مطالعات تجربی تحقیق نظیر مطالعات گاگو و همکاران (2009) و پاریس و جیمز (2010) سازگار می­باشد. با توجه به نتایج به دست آمده در این مطالعه، مهمترین توصیه سیاستی این مطالعه آن است که سیاستگذاران و کارشناسان اقتصادی با اعمال سیاست‌های مالی مناسب نظیر کاهش نرخ مالیاتی و اعطای مشوق­های مالیاتی، زمینه افزایش درآمدهای مالیاتی را فراهم نمایند. زیرا افزایش درآمدهای مالیاتی می­تواند منجر به کاهش وابستگی به درآمدهای ارزی بخش گردشگری شود. علاوه بر این افزایش سطح تولید و ارتقای ظرفیت و توان تولیدی و به تبع آن افزایش درآمد سرانه می­تواند میزان تقاضا را برای صنعت گردشگری را افزایش داده و زمینه ساز افزایش درآمدهای ارزی گردشگری شود.



[1]. Telecommunication and Information

[2]. World Tourism Travel Council (WTTC)

1. فهرست کشورهای مورد مطالعه در این مقاله در پیوست ارائه شده است.

[4]. Zodrow and Mieszkowski

[5]. Bucovetsky and Wilson

[6]. Keen

[7]. Tax Competition Model

[8]. Jorgenson

[9]. Van Parys and James

[10]. Cost of Living

[11]. Martin & Witt

[12].  Habibi et al

[13]. Gormus and Gocer

[14]. Real Exchange Rate

[15]. Expectation & Habits

1. Nordstrom

[17]. Lim

[18]. Song & Witt

[19]. Kulendran and Wilson

[20]. Eliat and Einav

1. در مطالعات مختلفی نظیر مطالعات وان پاریس و جیمز (2010) و گورموش و گوچر(2010) از متغیر درآمد ارزی گردشگری به عنوان متغیر جایگزین تقاضای گردشگری استفاده نموده­اند.

2. با توجه به اینکه نرخ مالیات بین صفر و یک می­باشد، لذا از این متغیر به صورت لگاریتمی در مدل استفاده نشده است.

منابع:

-    Bain, L. (1995). Tax concessions and their impact on the revenue base of the eccb territories. Background paper for the Eastern Caribbean Central Bank. Basseterre, St. Kitts.

-    Bucovetsky, S. (1991). Asymmetric tax competition. Journal of Urban Economic, 30: 167–81.

-    Chai, J. & R. Goyal. (2008). Tax concessions and foreign direct investment in the eastern caribbean currency union. IMF Working Paper 08/257.

-    Dombrovski, R&. Hodzic, S. (2010). Impact of value added tax on tourism. EABR & ETLC Conference Proceedings: 701-708.  

-    Eilat, Y. & Einav, L. (2004). Determinants of international tourism: A three-dimensional panel data analysis. Applied Economics, 36: 1315-1327.

-    Gago, A. Labandeira, X. Picos, F. Rodríguez, M. (2009). Specific and General Taxation of Tourism Aactivities. Evidence from Spain. Journal of Tourism Management, 30(3): 381-392.

-    Gooroochurn, N. & Milner, C. (2005). Assessing indirect tax reform in a tourism-dependent developing country. Journal of World Development, 33(7): 1183-1200.

-    Gormus, S. and Gocer, I. (2010). The socio-economic determinant of tourism demand in turkey: a panel data approach. International Research Journal of Finance and Economics, 55: 88-99.

-    Habibi, F. & Abbasi nejad, H. (2005). The estimation of international tourism demand in iranian economy by using of panel data approach. Quarterly Journal of Economic Studies, 70:91-115. (In Persian).

-    Habibi, F. Abdul Khalid, R. Chin L. (2008). United Kingdom and United States tourism demand for Malaysia: a co-integration analysis, mpra (20).

-    Keen, M. (2002). Preferential regimes can make tax competition less harmful national. Tax Journal, 54(2): 757–62.

-    Kharazmi, A. (2005). The causal relationship between trade and international tourism in iran (1959-2001). Quarterly Journal of Trade Studies, 37:91-108. (In Persian).

-    Kulendran, N & Wilson, K. (2000). Is there a Relationship between International Trade and International Travel? Applied Economics, 32:1001-1009.

-    Leitao, N.C. & Shahbaz, M. (2010). Migration and tourist flows. esgts, polytechnic institute of Santarem and cefage- university of évora. Working Paper: 1-25.

-    Lim, C. (2003). Review of international tourism demand models. Annals of Tourism Research, 24: 835-489.

-    Martin, C.A. and S.F. Witt. (1987). International tourism demand models: inclusion of the marketing variables. Journal of Tourism Management, 8: 33-40.

-    Mohammadzadeh, P. Behbudi, D. Mamipour, S. Feshari, M. (2010). Estimation of international tourism demand for iran by using tvp approach. Quarterly Journal of Quantitative Economic, 7(2): 149-171. (In Persian).

-    Mosaei, M. (2004). The estimation of tourism functions in iran. Quarterly Journal of Trade Studies, 32: 225-244. (In Persian).

-    Nassar, K. (2008). Corporate income tax competition in the caribbean. IMF Working Paper 08/77.

-    Nordstom, J. (2005). Dynamic and stochastic structures in tourism demand modeling, Journal of Empirical Economics, (30):.379-392.

-    Phakdisoth, L., & Kim, D. (2007). The Determinants of inbound tourism in laos. ASEAN economic bulletin, 24 (2): 225- 237.

-    Song, H. & S.F. Witt. (2003). Tourism forecasting: the general to specific approach. Journal of Travel Research, 42: 65-74.

-    Sosa, S. (2006). Tax incentives and investment in the eastern caribbean. IMF Working Paper 06/23.

-    Van Parys, S. & James, S. (2010). The effectiveness of tax incentives in attracting FDI: evidence from the tourism sector in the Caribbean. Department of Economics, Ghent University, Tweekerkenstraat. Working Paper: 1-32.

-    Wilson, J. D. (1991). Tax competition with interregional differences in factor endowments. Regional Science and Urban Economics, 21: 423-452.

-    World Development Indicators. (2011). www.worldbank.org.

-    World Tourism Travel Council. (2010). WTTC Report. 

-    Zodrow, G. R. & Mieszkowski. P. (1986). Pigou, Tie bout, Property Taxation, and the under provision of Local Public Goods." Journal of Urban Economics, 19: 356-370.