بررسی رشد اقتصادی در کشورهای وابسته به منابع طبیعی (با تاکید بر منابع نفتی)

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار دانشگاه تربیت مدرس

2 دانشجوی دکتری اقتصاد دانشگاه تربیت مدرس

3 دانشجوی دکتری دانشگاه تربیت مدرس

چکیده

این مقاله در صدد بررسی ارتباط بین وفور منابع طبیعی (با تاکید بر منابع نفتی) و رشد اقتصادی در هشت کشور نفتی منتخب عضو اوپک[1] می‌باشد. مدل سازی داده‌ها و اطلاعات آماری در این تحقیق بر پایه مدل‌های پانل پویا[2](DPD) و پانل ایستا[3](SPD) قرار گرفته و رابطه میان وفور منابع طبیعی و رشد اقتصادی در کشورهای منتخب عضو اوپک طی دوره زمانی 1970 تا  2008 با استفاده از تخمین زن‌های گشتاورهای تعمیم یافته (GMM)[4]، اثرات ثابت[5] و اثرات تصادفی[6] برآورد شده است. نتایج تجربی حاصل از این تحقیق رابطه منفی میان وفور منابع طبیعی و رشد اقتصادی (افزایش GDP سرانه) در این کشورها را تأئید می‌نماید.



* دانشیار گروه اقتصاد، دانشگاه تربیت مدرس، (نویسنده مسئول)، پست الکترونیکی:
 kyavari@gmail.com
**دانشجوی دکتری اقتصاد دانشگاه تربیت مدرس، پست الکترونیکی:
             mahdieh_rezagholizadeh@yahoo.com
***دانشجوی دکتری اقتصاد دانشگاه تربیت مدرس و پژوهشگر گروه آمارهای اقتصادی پژوهشکده آمار ایران   
                                                                                        majid_aghaei3@yahoo.com                      
1- عربستان سعودی، ایران، عراق، امارات متحده عربی، کویت، نیجریه، لیبی، الجزایر


[2]- Dynamic Panel Data


[3]- Static Panel Data


[4]- Generalized Method of Moments


[5]- Fixed Effects


[6]- Random Effects

کلیدواژه‌ها


بررسی رشد اقتصادی در کشورهای وابسته به منابع طبیعی

(با تاکید بر منابع نفتی)

کاظم یاوری*، مهدیه رضاقلی زاده**، مجید آقایی ***

تاریخ دریافت: 07/09/90                   تاریخ پذیرش: 11/12/90

چکیده

این مقاله در صدد بررسی ارتباط بین وفور منابع طبیعی (با تاکید بر منابع نفتی) و رشد اقتصادی در هشت کشور نفتی منتخب عضو اوپک[1] می‌باشد. مدل سازی داده‌ها و اطلاعات آماری در این تحقیق بر پایه مدل‌های پانل پویا[2](DPD) و پانل ایستا[3](SPD) قرار گرفته و رابطه میان وفور منابع طبیعی و رشد اقتصادی در کشورهای منتخب عضو اوپک طی دوره زمانی 1970 تا  2008 با استفاده از تخمین زن‌های گشتاورهای تعمیم یافته (GMM)[4]، اثرات ثابت[5] و اثرات تصادفی[6] برآورد شده است. نتایج تجربی حاصل از این تحقیق رابطه منفی میان وفور منابع طبیعی و رشد اقتصادی (افزایش GDP سرانه) در این کشورها را تأئید می‌نماید.

طبقه بندی JEL: O4 , Q0

واژگان کلیدی: رشد اقتصادی، شدّت منابع طبیعی، شومی منابع طبیعی[7]، روش گشتاورهای تعمیم یافته.

1- مقدمه

اقتصاددانان و پژوهشگران قرن‌ها است مجذوب پدیده‌ای شده اند که طی آن کشور‌های دارای وفور منابع طبیعی (از جمله کشورهای وابسته به نفت خاورمیانه)، اغلب نمی‌توانند از این منابع در جهت رفاه و توسعه اقتصادی استفاده کنند و حتی ممکن است دچار تورم‌های رکودی نیز بشوند. آنها در جست وجوی تبیین این واقعیتند که چرا برخی از کشورها به رغم برخورداری از بیشترین منابع طبیعی، قادر به تبدیل این فراوانی به رفاه برای شهروندان خود نبوده و بر حسب معیارهای رشد اقتصادی و فقر، عملکرد نامطلوب‌تری نسبت به کشورهای غیرمتکی به منابع طبیعی دارند. در ادبیات اقتصادی این پدیده با عنوان پارادوکس فراوانی منابع طبیعی[8](شومی منابع طبیعی، مصیبت منابع طبیعی، نفرین منابع طبیعی) شناخته شده است.

نمونه کلاسیک پدیده شومی منابع کشف و استعمار قاره آمریکا توسط اسپانیا بود که در پی آن مقادیر فراوانی از طلا و فلزات گرانبها را برای آن به ارمغان آورد، اما با این وجود نتوانست این کشور را از غرق شدن در رکود اقتصادی سیاسی اروپا نجات دهد. بعد از ماجرای طلا در اسپانیا، این پدیده گریبان گیر رونق بسیاری از کالاها در سرتاسر جهان، از کود حیوانی در شیلی گرفته تا فسفر در جزایر نارو و از همه مهم‌تر نفت، شد و شکست صادرکنندگان منابع طبیعی یکی پس از دیگری اهمیت بحث بلای منابع طبیعی را بیش از پیش جلوه گر ‌ساخت.

تجربه نشان می‌دهد دولت‌هایی که از درآمدهای حاصل از منابع طبیعی سود می‌برند، عمده این درآمدها را صرف مصارف غیر ضروری می‌کنند. برای مثال، در دهه 1970 و 1980 با پیش بینی افزایش قیمت‌ها، کشورهای صاحب منابع طبیعی به سرمایه گذاری‌های عمومی گسترده، ولی بسیار ناکارا اقدام نمودند و گذشت زمان نشان داد عملکرد آن‌ها نادرست بوده است. با توجه به این مطلب، پیش بینی می‌شود اقتصادهای صاحب منابع طبیعی نسبت به سایر اقتصادها سرمایه‌های نامناسب بیشتری داشته باشند. بنابراین، در یک اقتصاد با وفور منابع طبیعی، مسیر رشد تولید ناخالص داخلی نسبت به اقتصاد مشابهی که سیاست‌های بهینه را اعمال می‌کند، پایین‌تر خواهد بود (ساکس و وارنر، 1997)[9].

بنابراین این مقاله در صدد بررسی ارتباط بین وفور منابع طبیعی (با تاکید بر منابع نفتی) و رشد اقتصادی در هشت کشور نفتی منتخب عضو اوپک (عربستان سعودی، ایران، عراق، امارات متحده عربی، کویت، نیجریه، لیبی، الجزایر) می‌باشد. بدین منظور در این مطالعه پس از بررسی مبانی نظری و سوابق مطالعات تجربی دراین زمینه، مدل بررسی رابطه بین وفور منابع طبیعی و رشد اقتصادی، ارائه شده و سپس مدل سازی داده‌ها و اطلاعات آماری بر پایه مدل‌های پانل پویا[10](DPD) و پانل ایستا[11](SPD) قرار گرفته و رابطه میان وفور منابع طبیعی و رشد اقتصادی در کشورهای منتخب عضو اوپک طی دوره زمانی 1970 تا 2008 با استفاده از تخمین زن‌های، گشتاورهای تعمیم یافته (GMM)[12]، اثرات ثابت[13] و اثرات تصادفی[14] برآورد شده است.

2- ادبیات موضوع

2-1- مبانی نظری بسترهای اثرگذاری منابع طبیعی بر رشد اقتصادی

از آنجا که هزینه‌های استخراج منابع طبیعی در بیشتر کشورها بسیار کمتر از قیمت بازار آن است، این منابع یک رانت اقتصادی ایجاد می‌کنند. در ابتدا، شاید تصور شود که درآمدهای فراوان حاصل از منابع طبیعی باید برای یک کشور ایجاد ثروت کرده و پیشرفت اقتصادی و کاهش فقر را به دنبال داشته باشد. منطق پشتیبان این ادعا می‌تواند بر اساس ذهنیّت عامه باشد که معتقد است ثروت بدون مزیت نیست و برعکس. این مسأله مانند به دست آوردن یک درآمد موقتی توسط یک فرد در اقتصاد خرد است. اگرچه اغلب این گفتار صحیح است، اما کاملاً متقاعد کننده نیست. وجود دیدگاه مذکور در مورد منابع طبیعی می‌تواند بر اساس تئوری توسعه اقتصادی نیز باشد. برای مثال، در مباحث توسعه، عقب ماندگی اقتصادی به سطوح پایین سرمایه گذاری ربط داده شده است. این در حالی است که پس انداز به تنهایی موجب سرمایه گذاری و رشد نمی‌شود؛ چرا که ورود اغلب سرمایه‌ها به یک کشور، به ویژه در کشورهای در حال توسعه، نیاز به ارز خارجی دارد (استیونس، 2003)[15]. بنابراین، منابع طبیعی می‌توانند عاملی مهم در تسریع سرمایه گذاری و به دنبال آن رشد اقتصادی باشند. اما مشاهدات تجربی عکس این ادعا را نشان می‌دهد. بسیاری از کشورهای دارای منابع طبیعی فراوان، از کشورهای آمریکای لاتین و جنوب صحرای آفریقا گرفته تا کشورهای وابسته به نفت خاورمیانه، بر حسب معیارهای رشد اقتصادی و فقر، عملکرد نامطلوب‌تری نسبت به کشورهای غیرمتکی به منابع طبیعی داشته اند. در ادبیات اقتصادی این پدیده با عنوان " پارادوکس فراوانی منابع طبیعی"، " بلای منابع طبیعی" یا " شومی منابع طبیعی" شناخته شده است.

بسترهای اصلی برای اثرگذاری منابع طبیعی بر کندی رشد اقتصادی که در ادبیات علم اقتصاد شناسایی و پیشنهاد شده اند، می‌توانند به عنوان انواعی از برون رانی توصیف شوند. به عبارت دیگر، آن طور که عموما استدلال شده است، سرمایه طبیعی، گرایشی به برون راندن دیگر انواع سرمایه‌ها دارد و بنابراین باعث کندی رشد می‌شود (گیلفاسون، 2001).

- برخی از اقتصاد دانان نظیر هیریشمن، (1958)[16] این دیدگاه را توسعه داده اند که روابط پسین وپیشین ناشی از صادرات کالاهای اولیه به بقیه اقتصاد در مقایسه با صنایع کارخانه ای ضعیف‌تر است، به طوری که صنایع کارخانه‌ای بر خلاف تولید منابع طبیعی به تقسیم کامل‌تر کار و بهبود استاندارد زندگی می‌انجامد. بنابراین، رشد اقتصادی در کشورهای با وفور منابع طبیعی کندتر است (یاوری و سلمانی، 1384)

- وفور منابع طبیعی باعث رواج رویکرد غلط برخی دولت‌ها به اقتصاد شده است. به طوری که آنها از سیاست‌های اقتصادی همانند تجارت آزاد که باعث رشد اقتصادی می‌شود، استفاده نمی‌کنند (ساکس و وانر، 1997 و گیلفاسون، 2001).

- مصرف در اقتصادهای دارای منابع طبیعی فراتر از سطح بلند مدت و متوسط آن باشد و این دلیلی برای رشد کند این اقتصادها است (رودریگرز و ساکس، 1999)[17].

- بیماری هلندی               - تاثیر وفور منابع بر آموزش و سرمایه انسانی

- نوسانات قیمت              - تاثیر وفور منابع بر پس انداز  و سرمایه گذاری

- تاثیر وفور منابع طبیعی بر توسعه مالی      - رفتارهای رانت جویانه

2-1-1- بیماری هلندی

بیماری هلندی احتمالاً معروف‌ترین تشریح ارائه شده برای شومی منابع در حوزه اقتصاد کلان و تاثیر منابع طبیعی بر روی اقتصاد می‌باشد. این بیماری که اولین بار در دهه 1960 در هلند دیده شده حالتی از عملکرد ناصحیح اقتصادی است که در