بررسی رابطه بین مخارج بهداشتی سرانه و درآمد سرانه در کشورهای با درآمد پایین و متوسط (رهیافت علّیت در داده‌های تابلویی)

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار دانشگاه تبریز

2 کارشناس ارشد اقتصاد

3 دانشجوی دکتری دانشگاه تبریز

چکیده

در این مطالعه رابطه علّی بین مخارج بهداشتی سرانه و تولید ناخالص داخلی سرانه برای کشورهای با درآمد پایین و متوسط طی دوره 2003-2007 مورد بررسی قرار گرفته است. بدین منظور از آزمون علیت گرنجر هشیائو(1981) و آزمون علیت تودا و یاماموتو(1995) استفاده شده است. نتایج به دست آمده حاکی از این امر است که در کشورهای با درآمد پایین و متوسط (در حال توسعه) که ایران هم جزو آنهاست، تنها از طرف درآمد سرانه به مخارج بهداشتی سرانه، علیت وجود دارد.با توجه به وجود رابطه علّی یک طرفه از سوی درآمد سرانه به مخارج بهداشتی سرانه در گروه کشورهای با درآمد سرانه متوسط و پایین، در این از گروه کشورها افزایش درآمد سرانه می‌تواند از طریق افزایش مخارج مصرفی منجر به افزایش مخارج بهداشتی سرانه شود.

کلیدواژه‌ها


- مقدمه

در سه دهه اخیر، در بیشتر اقتصادهای صنعتی، تقویت و ارتقای سرمایه انسانی (سرمایه­گذاری روی ذخیره دانش و بهداشت و سلامت افراد)از مقبولیت روزافزونی در میان اقتصادانان برخوردار شده است. دلیل این موضوع را می­توان در نقش مثبت توسعه سرمایه انسانیبرافزایش بهره­وری و رشد اقتصادی جستجو کرد.

بهداشت و سلامت از طریق کانال­های مختلفی می­تواند به صورت مستقیم و غیر مستقیم، سطح تولید و درآمد یک جامعهرا تحت تاثیر قرار دهد. اولین کانال، کارایی بهتر کارگران سالم در مقایسه با دیگران است. کارگران سالم بیشتر و بهتر از دیگران کار می­کنند و ذهن خلاق و آماده­تری دارند. همچنین ارتقای بهداشت باعث می­شود که سرمایه انسانی از طریق انباشت سرمایه بهداشتی، افزایش یافته و به صورت مستقیم بر تولید و رشد اقتصادی تاثیر داشته باشد (ویل[1]، 2006).

از سوی دیگر، بهبود سلامت از طریق افزایش طول عمر و کاهش روزهای کاری که نیروی کار به خاطر بیماری خود یا بستگانش از دست می­دهد باعث افزایش ارتقای بهره­وری نیروی انسانی شده و به طور غیر مستقیم تولید را تحت تاثیر قرار می­دهد. همچنین ارتقای بهداشت و شاخص­های بهداشتی در جامعه با کاهش مرگ و میر و افزایش امید به زندگی، افراد را به پس­انداز بیشتر تشویق خواهد کرد. به دنبال افزایش پس­انداز در جامعه، سرمایه­گذاری افزایش یافته و این موضوع به افزایش تولید منجر خواهد شد.

در بررسی رابطه بین مخارج بهداشتی و رشد اقتصادی، سه رویکرد وجود دارد. در رویکرد اول، اثر رشد اقتصادی بر مخارج بهداشتی و در رویکرد دوم، اثر مخارج بهداشتی بر رشد اقتصادی مورد بررسی قرار می­گیرد. رویکرد سوم نیز به بررسی اثرات متقابل مخارج بهداشتی و رشد اقتصادی اختصاص دارد. از اینرو هدف این مطالعه بررسی رابطه متقابل و علّی بین متغیرهای مخارج بهداشتی سرانه و درآمد سرانه در کشور‌های با درآمدهای متوسط و پایین می­باشد. بنابراین پرسش اصلی این پژوهش عبارت است از: آیا بین مخارج بهداشتی سرانه و درآمد سرانه در کشور­های در حال توسعه رابطه علیت وجود دارد؟ در صورت وجود، این رابطه یک طرفه است یا دو طرفه؟

برای این منظوردر این پژوهش از آزمون­های علیت گرنجر- هشیائو و علیت تودا و یاماموتو برای بررسی رابطه علی بین متغیرهای مخارج بهداشتی سرانه و درآمد سرانه استفاده شده است.

2- ادبیات موضوع

2-1- مبانی نظری

مطالعات نظری در زمینه رابطه مخارج بهداشتی و تولید ناخالص داخلی (درآمد) به وجود رابطه­ی دو طرفه بین این دو متغیر اشاره دارند. بر اساس این مطالعات، مخارج بهداشتی تابعی از منابع موجود و در دسترس (درآمد یا ثروت) است؛ همچنین درآمد نیز به مخارج بهداشتی وابسته است(بارو[2]، 1996) که در ادامه به بیان چگونگی اثرگذاری این دو متغیر بر روی هم پرداخته می‌شود.

2-1-1- اثر مخارج بهداشتی بر تولید و رشد اقتصادی

کانال اصلی تاثیر­گذاری بهداشت بر تولید به واسطه اثر بهداشت بر بهره­وری نیروی کار است. معمولاَ بهره­وری نهایی به عواملی نظیر ویژگی‌های فرد (سلامت، زمان انجام کار و توانایی‌های جسمی و روحی)، عوامل تولید و فن آوری مربوط می‌شود. به گونه­ای که می­توان رابطه تبعی بهره­وری را به صورت زیر نوشت:

W=W (H, E, A, K…)

در این رابطه : W نشان­دهنده بهره­وری نیروی­کار، H سطح بهداشت، E میزان تلاش و کوشش، A توانایی انجام کار وK موجودی سرمایه فیزیکی است. همان­گونه که ملاحظه می­شود، بهداشت به عنوان یکی از نهاده‌های تابع بهره­وری به طور مستقیم بر میزان بهره­وری افراد و در نتیجه نیروی کار اثر می­گذارد. افزون بر این، بهداشت به واسطه تاثیر بر سایر متغیرهای سمت راست رابطه بالا، بر بهره­وری تاثیر می­گذارد که می­توان از آن به عنوان اثرات غیر­مستقیم بهداشت بر بهره­وری یاد کرد (مجتهد و جوادی پور، 1383، ص 34).

از سوی دیگر شواهد حاکی از آن است که بهبود بهداشت در صورت ثبات سایر شرایط، به منزله آن خواهد بود که منابع کمتری در آینده صرف مخارج درمانی خواهند شد. بنابراین برخی از منابعی که می­توانستند صرف مخارج درمانی شوند، پس­انداز خواهند شد که این خود باعث افزایش تولید و رشد اقتصادی خواهد شد.

اگر مخارج بهداشتی به عنوان یک سرمایه­گذاری برای انباشت سرمایه­های انسانی تلقی شود در آن صورت با در نظر گرفتن سرمایه انسانی به عنوان موتور محرک رشد اقتصادی، هر افزایش در مخارج بهداشتی از طریق بهبود در موجودی انباشت سرمایه انسانی، افزایش تولید و درآمد ملی را در پی خواهد داشت. افزایش در مخارج بهداشتی در صورتی که منجر به افزایش امید به زندگی افراد جامعه شود، افزایش عرضه نیروی کار و در نتیجه تولید را در بر خواهد داشت. همچنین با توجه به این که نیروی کار سالم­تر دارای انگیزه و بهره­وری بالاتری است، بنابراین مخارج بهداشتی در صورتی که سلامت افراد جامعه را ارتقاء بخشد، می­تواند از طریق بهبود بهره­وری منجر به افزایش تولید گردد(همان، ص 34).

2-1-2-اثر درآمد و رشد اقتصادی بر مخارج بهداشتی

به منظور بحث نظری در مورد تاثیر تولید و رشد اقتصادی بر مخارج بهداشتی لازم است عوامل خرد تعیین کننده بهداشت را شناسایی کرده و سپس با در نظر گرفتن ارتباط این عوامل با سیاست­های کلان اقتصادی و بازارها، به تحلیل اثر رشد و تولید بر بهداشت بپردازیم. می­توان تابع تولید بهداشت را یکی از انواع توابع تولید خانوار دانست و آن را به صورت زیر نوشت:

H=H (N, C, I, S, T, M…)

در این رابطه: H نشان­دهنده بهداشت خانوار، N مواد غذایی دریافتی خانوار، C مصرف خانوار، I تعداد افراد خانوار، S میزان سواد خانوار، T استفاده فرد از زمان و M موجودی­های کل خانوار می­باشد. حال سوال اساسی آن است که اقتصاد کلان چگونه از طریق تاثیر بر داده­های تابع تولید بهداشت، سطح بهداشت افراد را متاثر می‌سازد؟ وضعیت کلی اقتصاد، از جمله نرخ­های رشد جاری و آتی آن، می­تواند به واسطه تحت تاثیر قرار­دادن مقادیر واقعی و انتظاری متغیرهایی که جزء عوامل تعیین کننده بهداشت به شمار می­روند، وضعیت بهداشتی جامعه را تغییر دهد. در مجموع می­توان پنج مجرای عمده برای تاثیر درآمد بر مخارج بهداشتی برشمرد :

1. تاثیر بر بازدهی انتظاری سرمایه­گذاری­های بهداشتی: به این لحاظ می­توان گفت که، جدا شدن از شرایطی که در آن اقتصاد دچار کمبودهای فراوان است و حرکت به سمت رشد اقتصادی، منجر به افزایش بازدهی­های انتظاری سرمایه­گذاری منابع در بهداشت و دیگر سرمایه­گذاری‌های انسانی و افزایش بهره­وری خواهد شد.

2. کاهش نرخ تنزیل:کاهش نرخ تنزیل منجر به ایجاد اطمینان بیشتر در مورد بازدهی همه انواع سرمایه­گذاری­ها و همچنین، سرمایه­گذاری در بهداشت خواهد شد. جنبه کلیدی این اثر، میزان درک سیاست­گزاران از ویژگی‌های رشد پایدار است. زیرا، هر چه سیاست­های مرتبط با استراتژی رشد، شفاف‌تر بوده و دوام بیشتری داشته باشند، این اثر بیشتر است.

3. افزایش درآمد جاری:سومین اثر مهم رشد و تولید بر بهداشت، از طریق افزایش درآمد جاری و تقاضا برای بهداشت، مصرف کالاها و ایجاد ظرفیت جهت تامین مالی خودکار سرمایه­گذاری در بهداشت، صورت می­گیرد. این اثر هزینه نهایی سرمایه­گذاری در بهداشت را کاهش و سطح تعادلی سرمایه گذاری در بهداشت را افزایش خواهد داد.

4. توسعه همزمان انواع مختلف بازارها:از آنجا که توسعه بازار محصول منجر به افزایش بازده انتظاری سرمایه­گذاری در بهداشت می­شود، می­توان انتظار داشت که سطح تعادلی سرمایه­گذاری در بهداشت افزایش یابد. گسترش بازار کار نیز می­تواند به واسطه افزایش بازده انتظاری سرمایه­گذاری فقرا در بهداشت، بسیار مهم باشد. گسترش و ادغام بازار­های اعتباری نیز می­تواند هزینه دریافت اعتبار برای افراد ساکن در نواحی فقیر­نشین را کاهش دهد و در نتیجه میزان سرمایه­گذاری در بهداشت از سوی این افراد افزایش یابد.

5. افزایش تسلط دولت بر منابع مرتبط با تولید ناخالص داخلی: میزان تاثیر درآمد بر مخارج بهداشتی بستگی به میزان منابعی دارد که به بخش بهداشت تخصیص داده می­شود. هر چه منابع بیشتری به بخش بهداشت اختصاص داده شود و نحوه این تخصیص کاراتر باشد، احتمال تاثیر تولید و رشد اقتصادی بر بهداشت و مخارج بهداشتی بیشتر خواهد بود (همان، ص 36).

 

2-2-پیشینه مطالعات تجربی

در زمینه بررسی رابطه بین مخارج بهداشتی و درآمد سرانه می­توان بیان کرد که در اغلب مطالعات انجام شده به بررسی رابطه بلندمدت بین این دو متغیر پرداخته شده و تنها در تعداد معدودی از مطالعات خارجی به بررسی رابطه علی بین این دو متغیر پرداخته شده است. از طرف دیگر در داخل کشور نیز تا کنون مطالعه­ای در زمینه بررسی رابطه علی بین مخارج بهداشتی و درآمد سرانه انجام نشده است. در ادامه مهمترین مطالعات مشابه انجام شده خارجی و داخلی مورد بررسی قرار می­گیرد.

هیتریس و پوسنت[3](1992)، در بررسی رابطه بین مخارج سرانه بهداشتی و GDP با استفاده از داده­های مربوط به کشورهای توسعه یافته، به این نتیجه رسیدند که رابطه قوی و مثبت دو طرفه­ای بین GDP و مخارج سرانه بهداشتی وجود دارد.

ریورا و کواریز[4](1999)، نیز در مطالعه خود با استفاده از داده­های 24 کشور عضو OECD به این نتیجه رسیدند که ارتباط مثبت و معنی­داری بین مخارج بهداشتی و تولید ناخالص داخلی وجود دارد.

هاپکینز و مکدونالد[5](2000)، با استفاده ازآزمون مقادیر کرانه­ای و هم­انباشتگی جوهانسون نشان دادند که در کشور استرالیا با وجود این که تولید ناخالص داخلی تاثیر مثبت و معنی­داری بر مخارج بهداشتی دارد ولی مخارج بهداشتی بر تولید اثر معنی داری ندارد.

دولین و هنسن[6] (2001)، با استفاده از علیت گرنجر به بررسی ارتباط متقابل بین مخارج بهداشتی و درآمد در 20 کشور عضو OECD طی دوره 1987- 1995 پرداخته و نتیجه­گیری نمودند که این ارتباط دو سویه است.

اردیل و یتکینر[7] (2004)، در مجموعه­ای از کشورها با سطوح مختلف درآمد طی سال­های 1990-2000 به بررسی علیت بین مخارج بهداشتی و تولید ناخالص داخلی پرداخته­اند. بر اساس نتایج به دست آمده در کشورهای با درآمد پایین و متوسط تنها از طرف درآمد به مخارج بهداشتی، علیت وجود دارد ولی در کشورهای با درآمد بالا، مخارج بهداشتی نیز بر میزان تولید ناخالص داخلی موثر است.

بوخاری و بات[8] (2007)، با استفاده از روش‌هاپکینز و مکدونالد(2000) نشان داده‌اند که در کشور پاکستان طی دوره 1972-2005 علیت از تولید ناخالص داخلی به مخارج بهداشتی بوده و مخارج بهداشتی بر تولید اثری نداشته است.

ونگ (2011)، در مطالعه خود تحت عنوان مخارج بهداشتی و رشد اقتصادی به بررسی رابطه این دو متغیر در 31 کشور طی سالهای 1986 تا 2007 پرداخته و به این نتیجه رسیده است که افزایش درآمد باعث افزایش مخارج بهداشتی در این کشورها شده است.

مجتهد و جوادی پور (1383)، در مطالعه خود با استفاده از الگوی گسترش یافته سولو و داده­های 33 کشور توسعه یافته، به بررسی اثرات مخارج بهداشتی بر رشد اقتصادی پرداخته­اند و به این نتیجه رسیده­اند که رابطه بین این دو متغیر دو طرفه است.

بهشتی و سجودی (1386)، در مطالعه­ای به بررسی تجربی رابطه مخارج بهداشتی و تولید ناخالص داخلی در ایران طی دوره 1338 – 1383 با استفاده از آزمون باند و همگرایی یوهانسن می­پردازند. نتایج مطالعه آنان نشان می­دهد که تنها یک رابطه بلند مدت بین مخارج بهداشتی دولت و تولید ناخالص داخلی وجود دارد که در آن، تولید ناخالص داخلی تاثیر مثبت و معنی­داری بر مخارج بهداشتی دولت داشته است.

قنبری و باسخا(1387)، به بررسی اثرات تغییر هزینه بهداشتی دولت بر رشد اقتصادی ایران طی سال­های 1338 -1383 پرداخته اند. نتایج مطالعه آنها بیانگر تاثیر مثبت و معنی­دار هزینه­های بهداشتی دولت بر رشد اقتصادی است.

هادیان و همکاران(1385)، در مطالعه خود تحت عنوان اثر مخارج بهداشتی بر رشد اقتصادی ایران طی دوره 1358 – 1383 با استفاده از الگوی سولو، به این نتیجه رسیدند که مخارج بهداشتی اثر مثبت و معنی­داری بر رشد اقتصادی داشته است.

همان­طور که ملاحظه شد، به­رغم این­که در حال حاضر تحقیقات زیادی در زمینه مخارج بهداشتی و رشد اقتصادی در حال انجام است، در زمینه تاثیر­گذاری علی این متغیر در مورد کشورهای در حال توسعه مطالعه­ای صورت نگرفته است. بنابراین تمایز مطالعه حاضر با سایر مطالعات، نمونه مورد مطالعه و بررسی رابطه علی بین متغیرها می­باشد.

3- روش بررسی

در این بخش به صورت اجمالی به معرفی آزمون‌های علیت گرنجر- هشیائو و تودا و یاماموتو پرداخته می­شود.

3-1-آزمون علّیت گرنجر- هشیائو

آزمون هشیائو در دو مرحله انجام می­شود. در مرحله اول، مجموعه­ای از رگرسیونهای خودرگرسیو روی متغیر وابسته تخمین زده می­شود. در معادله رگرسیون اول، متغیر وابسته یک وقفه خواهد داشت و در رگرسیون­های بعدی به ترتیب یک وقفه اضافه خواهد شد. m رگرسیونی که تخمین زده می­شود به شکل زیر خواهد بود:

(1)                                 

 

    در مرحله بعد تعداد وقفه مناسب بر اساس آماره­های آکائیک و شوارتز تعیین شده و سپس برای هر معادله رگرسیون معیار خطای نهایی پیش بینی (FPE) را به صورت زیر محاسبه می­نماییم:

 (2)                                             

 

     که در آن T حجم نمونه و ESS مجموع مربعات پسماند است. طول وقفه بهینه (m*) طول وقفه­ای خواهد بود که حداقل معیار خطای نهایی پیش­بینی را ایجاد کند. در مرحله دوم، هنگامی که m* تعیین شد، معادلات رگرسیونی به فرم زیر با وقفه­هایی که بر متغیر دیگر اعمال می­شود، تخمین زده می­شود:

(3)                            

 

سپس، معیار خطای نهایی پیش بینی را برای هر معادله رگرسیون به روش زیر محاسبه می­کنیم:

 (4)                           

 

طول وقفه بهینه متغیر X طول وقفه­ای است که حداقل معیار خطای نهایی پیش بینی را ایجاد کند. حال به منظور انجام علّیت گرنجری   را با   مقایسه می­کنیم. اگر  باشد، در نتیجه X علت گرنجری Y نیست. ولی اگر  باشد، X علت گرنجری Y است. نکته مورد توجه در آزمون علّیت گرنجر هشیائو آن است که در این روش لازم است تمام متغیرها پایا باشند و در صورت ناپایایی متغیرها باید ابتدا از آنها تفاضل گیری نمود تا پایا شوند و سپس از تفاضل پایای آنها برای انجام آزمون استفاده کرد.

3-2-آزمون علیت تودا و یاماموتو (TY)

تودا و یاماموتو در سال 1995 یک روش ساده به صورت تخمین یک مدل توضیح خود­رگرسیون برداری (VAR) تعدیل­یافته برای بررسی رابطه علیت گرنجری پیشنهاد کردند. آنها استدلال می­کنند که این روش حتی در صورت وجود یک رابطه همجمعی بین متغیرها نیز معتبر است. در این روش ابتدا باید تعداد وقفه‌های بهینه مدل VAR، (k) و سپس درجه پایایی ماکزیمم(d) را تعیین کرد و یک مدل خودتوضیح برداری را با تعداد وقفه­های (k+d) تشکیل داد. فرایند انتخاب وقفه زمانی معتبر است که k≥ d باشد.

(5)                                 

 

(6)                                 

 

برای آزمون این فرضیه که X علت گرنجری Y نیست،  را آزمون می­کنیم. اگر این فرضیه رد نشود، در این صورت X علت گرنجری Y نخواهد بود.

4- معرفی مدل

در این مطالعه برای بررسی رابطه بین بهداشت و درآمد از مدل دولین و هنسن (2001) الهام گرفته شده است.

(7)                                 

که در آن HE مخارج بهداشتی سرانه وGDP درآمد سرانه، i بیانگر کشور مورد نظر و t نشان دهنده دوره می­باشد.

با توجه به محدودیت دوره زمانی داده­های موجود برای مخارج بهداشتی سرانه در اکثر کشورهای در حال توسعه، دوره مورد بررسی در این تحقیق پنج سال انتخاب شده استو برای آزمون علیت استاندارد گرنجری نیاز به بررسی رابطه بلند­مدت و همجمعی بین متغیرها می­باشد و با توجه به این که در آزمون علیت تودا و یاماموتو اطلاع در مورد ویژگی­های همجمعی سیستم ضروری نیست، بنابراین در این تحقیق به منظور بررسی رابطه علیت گرنجری بین متغیرها از روش تودا و یاماموتو استفاده می­شود (آرمن و زارع، 1384). به منظور قوت بخشیدن به نتایج، از روش علیت هشیائو نیز برای بررسی رابطه علیت گرنجری بین متغیرها استفاده می­شود و سپس نتایج این دو روش با یکدیگر مقایسه خواهند شد.

جامعه آماری مورد استفاده شامل متغیرهای 51 کشور با درآمد پایین و متوسط (در حال توسعه)[9]، در فاصله زمانی 2003-2007 است. منبع مورد استفاده برای جمع آوری داده­ها،

لوح فشرده بانک جهانی(2010) می­باشد. متغیرهای مورد استفاده در این مطالعه عبارتند از: تولید ناخالص داخلی سرانه به قیمت­های ثابت سال 2005 بر حسب برابری قدرت خرید (ppp)، (GDP) و مخارج بهداشتی سرانه به قیمت­های ثابت سال 2005 که بر حسب قدرت خرید تعدیل شده است(H).نرم افزار مورد استفاده برای تخمین stata 11 می­باشد.

5- برآورد مدل و تحلیل نتایج

قبل از بررسی رابطه علّی بین متغیرها لازم است پایایی متغیرهای تحقیق آزمون شود. آزمون­های متداول ریشه واحد نظیر دیکی-فولر و دیکی-فولر تعمیم یافته و فیلیپس پرون که برای داده­های سری زمانی مورد استفاده قرار می­گیرند، در مورد داده­های تابلویی از توان آزمون پایینی برخوردار بوده و دارای تورش به سمت قبول فرضیه صفر می­باشند. یکی از آزمون­هایی که برای حل این مشکل پیشنهاد می­شود، استفاده از آزمون هریس-تزاوا (1999) است. مزیت این آماره آزمون نسبت به سایر آزمون­های ریشه واحد در داده­های تابلویی نظیر آزمون لوین و همکاران و ایم، پسران و شین این است که این آماره آزمون در نمونه­های با حجم بیشتر و دوره زمانی اندک، نسبت به سایر آزمونهای ریشه واحد، آزمون مناسب و قوی­تری می­باشد. از این­رو در این مطالعه با توجه به محدود بودن دوره زمانی مورد مطالعه و همچنینتعداد نسبتاً زیاد کشورهای مورد مطالعه، از این آماره آزمون برای بررسی پایایی متغیرهای مخارج بهداشتی سرانه و درآمد سرانه استفاده شده است. فرضیه صفر این آماره آزمون بیانگر این امر است که متغیر مورد نظر ناپایا است. نتایج این آزمون در جدول (1) بیان شده است.

جدول 1: نتایج آزمون پایایی متغیرهای مدل

پایایی و ناپایایی متغیر

رد یا عدم رد فرضیه صفر

ارزش احتمال

(PV)

آماره آزمون

متغیر

ناپایا

عدم رد فرضیه صفر

9999/0

8196/3

H

ناپایا

عدم رد فرضیه صفر

000/1

3902/9

GDP

پایا

رد فرضیه صفر

0000/0

5923/6-

D(H)

پایا

رد فرضیه صفر

0061/0

5037/2-

D(GDP)

مأخذ: یافته­های تحقیق

 

نتایج حاصل از بررسی پایایی متغیرهای مدل نشان می­دهد که هر دو متغیر، بر اساس آزمون هریس، در سطح ناپایا می­باشند. برای این منظور لازم است آزمون پایایی متغیرها در تفاضل مرتبه اول آنها انجام شود. نتایج آزمون پایایی متغیرها بیانگر آن است که هر دو متغیر با یک مرتبه تفاضل گیری، پایا شده­اند.

در ادامه به بررسی رابطه علی کوتاه­مدت بین متغیرهای مخارج بهداشتی سرانه و درآمد سرانه بر اساس آزمون­های تودا و یاماموتو و علیت هشیائو پرداخته می­شود. برای بررسی رابطه علی بین درآمد سرانه و مخارج بهداشتی سرانه در روش تودا و یاماماتو، از الگوی خودرگرسیونی در داده­های تابلویی شامل متغیرهای GDP و H با معادلاتی نظیر معادله 8 و 9 و با تعداد دو وقفه استفاده می­کنیم. تعداد دو وقفه از جمع رتبه مدل panel VAR و درجه پایایی ماکزیمم(که طبق نتایج جدول 1، یک است) به دست آمده است. رتبه مدل panel VARنیز با توجه به معنی­داری ضرایب مقادیر وقفه‌دار متغیرها، یک به دست آمده است. فرم تبعی معادلات به صورت زیر می­باشد:

    (8)                   (9)            

 

در جدول (2) نتایج آزمون معنی­داری ضرایب با وقفه متغیرهای به کار رفته در معادلات مدل panel VARنشان داده شده است. بر اساس نتایج این جدول می­توان بیان کرد که یک رابطه علیت گرنجری یک طرفه از طرف درآمد سرانه به مخارج بهداشتی سرانه در کشورهای مورد بررسی وجود دارد.

جدول 2: نتایج آزمون علّیت تودا و یاماماتو

متغیر وابسته

متغیر تاثیرگذار

فرضیه صفر

ارزش احتمال

(PV)

مقدارآماره آزمون

نتیجه گیری

GDP

H

 

(3623/0)

84/0

H      GDP

H

GDP

 

(000/0)

94/163

GDP        H

ماخذ: یافته‌های تحقیق 

 

در ادامه از روش علیت گرنجر- هشیائو نیز برای بررسی رابطه علّی کوتاه­مدت بین متغیرهای درآمد سرانه و مخارج بهداشتی سرانه استفاده شده است. در این روش لازم است ابتدا هر متغیر را روی مقدار وقفه­دار خود رگرس نموده و طول وقفه بهینه را از طریق آماره آزمون آکاییک تعیین نماییم. در مرحله بعد مقادیر وقفه دار متغیر دوم را در مدل ملحوظ نموده و وقفه بهینه آن را نیز از طریق مقدار آکائیک تعیین می­کنیم. نتایج جداول 3 و 4 نشان می­دهد که وقتی متغیر وابسته GDP است، مقدار وقفه بهینه GDP و  Hبرابر 2 بوده و در صورتی که متغیر وابسته H باشد، مقدار بهینه GDP برابر 1 و مقدار بهینه H برابر 2 می­باشد.

 

 (10)

 (11)                         

با توجه به معادلات 2 و 4، در صورتی که متغیر وابسته GDP باشد، FPE(2) برابر 46/31427 و FPE(2,2) برابر 43/32204 می­باشد و از آنجا که FPE(2)<FPE(2,2) است، لذا مخارج بهداشتی سرانه (H) علت گرنجری GDP سرانه نمی­باشد. نتایج به دست آمده از روش علیت گرنجر- هشیائو با نتایج حاصل از آزمون علیت تودا و یاماموتو سازگار می­باشد. همچنین زمانی که متغیر وابسته H است، FPE(2) برابر 39/1212 و FPE(2,1) برابر 045/1131 می‌باشد و چون FPE(2)>FPE(2,1) است، بنابراین می­توان بیان کرد که درآمد سرانه علت گرنجری مخارج بهداشتی سرانه می‌باشد.

جدول 3: تعیین طول وقفه بهینه GDP و H

وقفه بهینه

معیار آکاییک برای وقفه دوم

معیار آکاییک برای وقفه اول

متغیر

متغیر وابسته

2

176/1107

075/1820

GDP

GDP

2

407/1105

916/1108

H

مأخذ: یافته­های تحقیق

 

جدول 4: تعیین وقفه بهینه GDP و H

وقفه بهینه

معیار آکاییک برای وقفه دوم

معیار آکاییک برای وقفه اول

متغیر

متغیر وابسته

2

267/775

763/1399

H

H

1

0877/768

0883/766

GDP

 مأخذ: یافته­های تحقیق

از نظر برخی از اقتصادانان مخارج بهداشتی نوعی هزینه محسوب شده و باعث کاهش منابع در دسترس و در نتیجه کاهش تولید می­شود. ولی بسیاری از اقتصادانان مخارج بهداشتی را نوعی سرمایه­گذاری تلقی کرده و باعث افزایش تولید می­دانند. با توجه به این که در کشورهای در حال توسعه بخش اعظم اعتبارات تخصیص یافته صرف هزینه­های جاری شده و اعتبارات سرمایه­ای سهم اندکی در کل مخارج بهداشتی دارد به همین دلیل مخارج بهداشتی بیش از آن که یک نوع سرمایه­گذاری باشد، دارای ماهیت هزینه­ای است و انحراف منابع از تولید را در پی داشته و نمی­تواند بر درآمد و رشد اقتصادی تاثیر مطلوب داشته باشد. بنابراین تخصیص مناسب مخارج بهداشتی و اتکا به سرمایه­های انسانی در تولید، می­تواند در اثربخشی مخارج بهداشتی دولت موثر واقع شود.

6- جمع­بندی و نتیجه­گیری

در این مطالعه که هدف اصلی آن بررسی رابطه علی کوتاه­مدت بین متغیرهای مخارج بهداشتی سرانه و درآمد سرانه در کشورهای با درآمد پایین و متوسط طی دوره 2003-2007 می­باشد، از آزمون­های علیت گرنجر- هشیائو و آزمون علیت تودا و یاماموتو برای بررسی وجود و یا عدم وجود رابطه علی کوتاه­مدت بین متغیرهای مذکور استفاده شده است. نتایج حاصل از تخمین مدل دلالت بر این دارد که بر اساس هر دو آماره آزمون یک رابطه علی یک طرفه از سوی درآمد سرانه به مخارج بهداشتی سرانه در گروه کشورهای با درآمد سرانه متوسط و پایین برقرار می­باشد. نتایج به دست آمده در این مطالعه با مبانی نظری تحقیق و مطالعات تجربی نظیر اردیل و یتکینر (2004) و بوخاری و بات (2007) همسو و سازگار می­باشد. به عنوان نتیجه­گیری کلی به دست آمده از این مطالعه می­توان بیان کرد که در این گروه کشورها افزایش درآمد سرانه می­تواند از طریق افزایش مخارج مصرفی منجر به افزایش مخارج بهداشتی سرانه شود. بنابراین مهمترین توصیه سیاستی این تحقیق آن است که برنامه­ریزان و سیاست­گزاران اقتصادی این کشورها، با افزایش اعتبارات سرمایه­ای در کل مخارج بهداشتی و با اعمال سیاست­های مناسب به تقویت و ارتقای سطح تولید و رشد اقتصادی و افزایش درآمد سرانه و به تبع آن، ارتقای سلامت در جامعهمبادرت ورزند. همچنین با توجه به پیشینه مطالعات که حاکی از وجود رابطه علی دوسویه بین مخارج بهداشتی و درآمد در کشورهای توسعه یافته می­باشد، لذا می­توان استنتاج کرد که ارتقای سطح درآمد و رشد اقتصادی پایدار می­تواند موجب ارتقای سطح سلامت شده و علاوه بر این، تداوم آن می­تواند منجر به رابطه علی دو سویه گردد.



1- Weil

 

[2]- Barro

[3]- Hitiris&Posnett

[4]- Rivera&Currais

[5]- Hopkins&MacDonald

[6]- Devlin& Hansen

[7]- Erdil&Yetkiner

[8]- Bukhari&Butt

[9]- Arabian,Angola,Armenia,Azerbaijan,Belize,Bhutan, Bolivia, Cameroon, Cape Verde, China, Congo,Cote d'Ivoire, Djibouti, Ecuador, Egypt, Arab Rep, El Salvador, Georgia, Guatemala, Guyana, Honduras, India, Iran, Indonesia, Jordan, Kiribati, Lesotho, Maldives, Marshall Islands, Micronesia, Moldova,Mongolia, Morocco, Nicaragua, Nigeria, Pakistan, Papua New Guinea, Paraguay, Philippines, Samoa, Solomon Islands,Sri Lanka, Sudan, Swaziland, Syrian Arab Republic, Thailand, Timor-Leste, Tonga, Tunisia, Turkmenistan, Ukraine, Vanuatu

 

منابع

-    Arman, S.A. & Zare,R. (2005), The causal relationship between energy consumption and economic growth in Iran, Quarterly Journal of Iranian Economic Research, (24):117-43. (In Persian)

-    Barro, R. (1996).Health and economic growth. mimeo. dge, MA: Harvard University.

-    Beheshti, M.B. & Sojoodi, S. (2007), The relationship between health expenditures and GDP in Iran, Quarterly Journal of Quantitative Economics, (4): 115-135. (In Persian)

-    Bukhari, S. A. H. A. & M. S. Butt. (2007). The direction of causality between health spending and GDP the Case of Pakistan. Pakistan Economic and Social Review, 45:125-140.

-    Devlin, N. & P, Hansen. (2001). Health care spending and economic output: Granger causality. Applied Economics Letters, 8: 561-564.

-    Easterly, W. & S, Rebeto. (1993). Fiscal policy and economic growth. Journal of Monetary Economics, 32:417-45

-    Erdil, E. & I. H. Yetkiner. (2004). Panel data approach for income health causality. Hamburg University: Research unit Sustainability and Global Change, Working Papers FNU-47.

-    Ghanbari, A. & Baskha, M. (2008), The impact of government health expenditures on Iranian economic growth, Quarterly Journal of Economics Research, (83): 187-224. (In Persian)

-    Hadian, M., Shojaei, S. & Rajabzadeh, D. (2006), the impact of health expenditures on the economic growth of Iran, Quarterly Journal of Health Management, (24): 39-44. (In Persian)

-    Hitiris, T. & J. Posnett. (1992). The determinants and effects of the health expenditure in developed countries. Journal of Health Economics,11:173-181.

-    Hopkins, S. & G. MacDonald. (2000). The relationship between health expenditure and GDP in Australia: Evidence from a New Approach. Edited by International Society for System Science and Health Care and Semmelweis University.

-    Hsaio, C. (1981). Autoregressive modeling and money-income causality detection.Journal of Monetary Economics, 4:85-106.

-    Mojtahed, A. & Javadipour, S. (2004), The investigation of health care effect on the economic growth (the case of selected developing countries), Journal of Iranian Economic Research, (19): 31-54. (In Persian)

-    Rivera, B. & Currais L. (1999). Economic growth and health: direct impact or reverse causation?.Applied Economics Letters, 6:761-764

-    Toda, H.Y & T. Yamamoto. (1995). Statistical inference in vector autoregressions with possibly integrated processes. Journal of Econometrics, 22:309-317.

-    Wang, K. (2011). Health care expenditure and economic growth: Quantile panel-type analysis. Economic Modelling,28:1536–1549

-    Weil, D.H. (2006). Accounting for the effect of health on economic growth. The Quarterly Journal of Economics,122:1265-1306

-    World Development Indicators CD-ROM (2010); The World Bank Gro