بررسی کارایی فنی صنایع ایران و جایگاه صنایع با فناوری بالا در آن

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

عضو هیات علمی موسسه مطالعات و پژوهشهای بازرگانی

چکیده

هدف این مقاله برآورد کارایی فنی صنایع ایران و بررسی جایگاه صنایع با فناوری بالا از این لحاظ است. این مقاله به برآورد کارایی فنی 123 صنعت ایران، از جمله 10 صنعت با فناوری بالا برای دوره 89-1387 پرداخت و برای این منظور از تابع تولید مرزی استفاده شد. نتایج نشان می‌دهد که متوسط کارایی فنی صنایع کشور طی دوره مورد بررسی، مقدار 4/0 است که از بین صنایع مورد بررسی، 49 صنعت، شامل 6 صنعت از 10 صنعت با فناوری بالا، دارای کارائی فنی بالاتر از متوسط می‌باشند. صنایع "تولید ابزارهای اپتیکی و تجهیزات عکاسی" و "تولید وسایل نقلیه‌ هوایی و فضایی" نسبت به سایر صنایع منتخب دارای بالاترین کارایی می‌باشند.

کلیدواژه‌ها


فصلنامه مدلسازی اقتصادی (سال هشتم، ‌شماره 4 «پیاپی 28»، زمستان 1393، صفحات 116-103)

 

بررسی کارایی فنی صنایع ایران و جایگاه صنایع با فناوری بالا در آن

 

مهدی رضائی*، حسن ولی‌بیگی**، پریسا یعقوبی منظری+

تاریخ دریافت: 21/03/93              تاریخ پذیرش: 30/10/93

 

چکیده

هدف این مقاله برآورد کارایی فنی صنایع ایران و بررسی جایگاه صنایع با فناوری بالا از این لحاظ است. این مقاله به برآورد کارایی فنی 123 صنعت ایران، از جمله 10 صنعت با فناوری بالا برای دوره 89-1387 پرداخت و برای این منظور از تابع تولید مرزی استفاده شد. نتایج نشان می­دهد که متوسط کارایی فنی صنایع کشور طی دوره مورد بررسی، مقدار 4/0 است که از بین صنایع مورد بررسی، 49 صنعت، شامل 6 صنعت از 10 صنعت با فناوری بالا، دارای کارائی فنی بالاتر از متوسط می­باشند. صنایع "تولید ابزارهای اپتیکی و تجهیزات عکاسی" و "تولید وسایل نقلیه‌ هوایی و فضایی" نسبت به سایر صنایع منتخب دارای بالاترین کارایی می‌باشند.

 

طبقه‌بندی JEL:  O10, O14, O20, O30

واژگان کلیدی: کارایی فنی، تابع تولید مرزی، صنایع با فناوری بالا.

 

 

1. مقدمه

شناخت کافی از وضعیت عملکرد صنایع مختلف، سیاست‌گذاران را در جهت بهبود وضعیت بخش‏های صنعتی کمک می‏نماید. یکی از شاخص‏های عملکرد صنایع، شاخص کارایی فنی[1] است که به ایجاد بیشترین ستانده ممکن از نهاده­های در دسترس اشاره دارد. داشتن تصویری از وضعیت کارایی به ‏عنوان یک شاخص در کنار بقیه مولفه‏ها، می‌تواند به سیاست‌گذاران، برای گزینش صنایع در جهت اهداف توسعه‌ای و نیز رفع نا‌کارایی صنایعی که از دیگر جهات، عملکرد اقتصادی بهتری دارد، کمک نماید. در صورتی که یک فعالیت صنعتی از برخی از جنبه­ها، نظیر صادرات و یا اشتغال­زایی، برای ایران اهمیت داشته باشد، با تحلیل وضعیت کارایی فعالیت‌های صنعتی و بررسی جایگاه صنعت مورد نظر در بین سایر فعالیت‌ها، می­توان پی برد که صنعت مورد نظر در مقایسه با سایر صنایع، توانسته است از منابع تولید در دسترس، بیشترین ستانده را ایجاد کند یا خیر؟ از آنجا که صنعت مورد نظر، از برخی از جنبه‌ها برای توسعه کشور اهمیت دارد، با این مقایسه در صورت ناکارایی فنی آن در مقایسه با سایر صنایع، می­توان به افزایش کارایی آن اقدام نمود.

یکی از مولفه­هایی که بر سطح توسعه کشور موثر است و از سوی دیگر خود یک شاخص توسعه‌ای محسوب می­گردد، تولید محصولات با فناوری بالاست.[2] تولید محصولات با فناوری بالا در مقایسه با تولید سایر محصولات، دانش بیشتری به کار گرفته می‌شود و از این‌رو، تولید این گونه محصولات همراه با پردازش بیشتر مواد خام و واسطه‌ای می‌باشد و از این لحاظ، تاثیر آن بر درآمد ملی چشم‌گیر است. با توجه به اهمیتی که این صنایع برای هر کشور از جمله کشور ما دارد، بررسی کارایی فنی این صنایع و جایگاه آنها در بین سایر صنایع به سیاست‌گذاران کمک می‌کند تا عوامل بهبود دهنده کارایی آنها بهبود یابد. این مقاله به تخمین کارایی فنی 123 فعالیت صنعتی ایران طی 89-1387 می‌پردازد و این فعالیت‌ها را از این نظر، رتبه­بندی و سپس جایگاه صنایع با فناوری بالا در میان سایر صنایع کشور مشخص می­کند.

 

2. ادبیات موضوع

اگنر، لاول و اسمیت[3] (1997) به اندازه‌گیری کارایی با استفاده از روش تابع تولید مرزی[4] تصادفی برای بخش کشاورزی طی دوره 65-1960 با استفاده از تابع تولید کاب- داگلاس برای داده‌های مقطعی پرداخته‌اند. آنان براین اساس این الگو را پیشنهاد دادند که ممکن است انحرافات از تولید مرزی تحت کنترل بنگاه‌های تولیدی نباشند پس باید اثرات آن نیز تخمین زده شود. موزن و بروک[5] (1997) نیز در تحقیقی مستقل با عنوان "تخمین کارائی فنی با استفاده از تابع تولید    کاب- داگلاس"  مانند اگنر، لاول و اسمیت با استفاده از تابع تولید کاب- داگلاس به اندازه‌گیری کارایی فنی صنایع تولیدی فرانسه طی سال‌های 70-1962 برای داده‏های مقطعی پرداختند، در این دو مدل جمله خطا حاوی دو جز بود: یک جز تصادفی[6] و دیگری جزء مربوط به اندازه‌گیری کارایی (ناکارایی) فنی، مدل آن‏ها را می‏توان به‏ صورت زیر معرفی کرد:

 

 (1)                                                            

که در آن Yi تولید بنگاه iام، Xi بردار k تایی از نهاده‌های بنگاه iام و β بردار پارامترهای ناشناخته است. انحراف نقاط مشاهده شده از تابع تولید مرزی به دو بخش u وv بستگی دارد که از نظر ماهیت با یکدیگر متفاوت هستند. vi متغیر تصادفی است و فرض می‌شود دارای توزیع نرمال یکسان و مستقل از هم است وui  متغیر تصادفی مستقل غیرمنفی و بیانگر ناکارایی فنی در تولید می‌باشد؛ بدین‌ صورت‌ که با فرض سطح معینی از فناوری و نهاده، ممکن است تولید از مقدار بالقوه‌اش کمتر شود و فرض می‌شود که uiدارای ویژگی زیر است:

 

از آن‌جا که در رابطه (1)، جزء اخلال از دو جمله تشکیل شده است، اصطلاحاً به ei، جمله خطای مرکب[7] گفته می‌شود. معادله (1) در بسیاری از مطالعات کاربردی طی دو دهه اخیر مورد استفاده قرار گرفته است. این مطالعات سعی کرده‏اند که مدل فوق را در چهارچوب حالت‏های مختلف و عمومی‏تر در مورد توزیع جمله اختلال توسعه دهند. این حالت‏های عمومی شامل فروضی چون داشتن توزیع نرمال بریده[8] و توزیع دو پارامتری گاما[9] در مورد جز محاسبه‏کننده ناکارایی(ui) می‏باشد. افزون بر آن، در روند توسعه مدل‏ها به مباحثی چون تغییر کارایی فنی در طی زمان[10] و مدل‏هایی با اطلاعات ادغام شده یا پانل[11] توجه زیادی شده است.

پیت و لی (1981)[12] در مقاله‌ "اندازه‌گیری کارائی فنی در صنایع اندونزی" کاربرد مدل توابع مرزی تصادفی را با استفاده از داده‌های پانل گسترش دادند. در واقع در این مدل علاوه بر اندازه‌گیری کارایی فنی امکان بررسی تغییرات تکنولوژی و فناوری هر بنگاه تولیدی در طول زمان نیز میسر است. در این مدل فرض شده بود که کارایی فنی در طول زمان تغییر نمی‌کند که در برای بازه‌های زمانی طولانی منطقی نبود. بنابراین در این خصوص باتسی و کولی (1992)[13] در مقاله‌ای تحت عنوان " تخمین تابع تولید مرزی، کارایی فنی و داده‌های پانل در برنجکاران هندی" یک تابع تولید مرزی تصادفی برای داده‏های پانل غیرمتوازن برای 15 کشاورز طی سال‌های 86-1975 با استفاده از تابع تولید کاب- داگلاس پیشنهاد کردند. این تابع دارای اثرات مشخص بوده به ‏گونه‏ای که متغیرهای تصادفی آن توزیع نرمال گسسته دارند. همچنین ضرایب این مدل می‏توانند در طول زمان تغییر نمایند. مدلی که موید تابع تولید مرزی باشد را می‏توان به ‏صورت زیر نوشت:

(2)                                    

که Yit لگاریتم میزان تولید iامین بنگاه در t دوره زمانی است. Xit   برداری (1×k) از مقادیر نهاده‏های تولید (لگاریتم آن‏ها) iامین بنگاه در tامین دوره زمانی و β بردار ضرایب مربوط به نهاده‏ها می‏باشد. vit متغیر تصادفی با توزیع نرمال و مستقل از  ui می‏باشد.

(3)                                                                            

  uitیک متغیر تصادفی غیرمنفی بوده و معیاری برای اندازه‏گیری ناکارایی فنی است. همچنین فرض می‏شود که uit توزیع نرمال بریده شده در نقطه صفر است؛ یعنی:

 

که h در معادله (3)، پارامتر مورد برآورد است. در صورتی که از واریانس جزء اختلال استفاده نمائیم و

 

قرار دهیم به مدل باتسی و کرا (1977)[14] می‏رسیم. روش برآورد این مدل از طریق حداکثر درست‌نمایی است که در آن، h بین صفر و یک می‌باشد. در صورتی‏ که η را مساوی صفر قرار دهیم، مدل(3) به مدلی تبدیل می‏شود که در آن ضرایب طی زمان ثابت است. این‌حالت از مدل (3) را در ادبیات نظری می‏توان در مقاله باتسی، کولی و کلبی(1989) [15] ملاحظه کرد. چنانچه η را مساوی صفر قرار داده و داده‏های پانل موجود، دارای تعداد مشاهده‌های یکسان در هر یک از سال‏های مورد مطالعه باشد، مدل (3) به مدل باتسی و کولی (1988) [16] تبدیل می­شود. به ‏عبارت دیگر مدل باتسی و کولی (1988) حالت خاصی از مدل باتسی، کولی و کلبی (1989) می‏باشد که در آن تعداد مشاهده‌های مقطعی در داده‏های پانل برای تمامی سال‏ها یکسان است.

در عبارت (4)، اگر i امین مشاهده در آخرین دوره زمانی پانل (دوره T) باشد، t=T بوده و بنابراین exp(0)=1  خواهد بود و بنابراین uit=ui می‌گردد؛ بنابرین uiرا می­توان ناکارایی i امین بنگاه برای آخرین دوره در نظر گرفت. برای دوره زمانی قبل از T در مدل پانل دیتا، اثرات ناکارایی فنی برابر با حاصل ضرب ناکارایی فنی i امین بنگاه در آخرین دوره و مقدار عبارت exp[-h(t-T)] می‌باشد که این عبارت، بستگی به پارامتر h و تعداد دوره‌های قبل از T می‌باشد.

اگر پارامتر h مثبت و t<T باشد، آن گاه -h(t-T)=h(T-t) مقدار غیرصفر و بنابراین exp[-h(t-T)] بزرگتر از صفر و uit>ui خواهد بود. اگر پارامتر h منفی باشد، آن گاه exp[-h(t-T)] کوچکتر از صفر و uit>ui خواهد بود. بنابراین در عبارت (4)، اثرات ناکارایی فنی بنگاه i در هر دوره زمانی t برابر با تابع‌نمایی اثرات ناکارایی آن بنگاه در آخرین دوره زمانی در مدل پانل دیتا خواهد بود (کولی ، رائو و باتسی، 1998: 3-202).

حکمتی پور و کیانی (1387) در تحقیقی میزان کارایی فنی و عوامل موثر بر آن را طی سال‌های 83-370 به تفکیک استان‌های مختلف و با استفاده از SFA مورد ارزیابی قرار داده‌اند. در مجموع بر اساس برخی از نتایج، کارایی صنایع کارخانه‌ای ایران پایین و از میانگین 37/0 طی این دوره برخوردار بوده است. استان‌های خوزستان و سیستان و بلوچستان به ترتیب بالاترین و پایین‌ترین سطح کارایی صنایع را داشته‌اند. همچنین، عواملی هم‌چون دولتی بودن مالکیت واحدهای صنعتی و شدت مصرف انرژی، اثرات منفی بر عملکرد این صنایع داشته است. در حالی که با گسترش اندازه بنگاه‌ها، سطح کارایی صنایع افزایش داشته است.

موسایی و عبدالرحیم (1388) تابع تولید مرزی تصادفی برای استخراج میزان بهره‌وری کل در صنعت ایران را برآورده کرده‌اند. بر اساس برخی از نتایج این تحقیق سطح بهره‌وری برای بنگاه‌های کوچک در بالاترین سطح (68 درصد) و برای بنگاه‌های بزرگ در پایین‌ترین سطح (52 درصد) قرار داشته است.

جیوانی و نزو[17] (2001) به بررسی وضعیت کارایی صنایع کارخانه‌ای کشورهای عضو OECD برای دوره 2000-1994 پرداختند. بر اساس نتایج این تحقیق، متوسط میزان سطح کارایی کشورهای مورد بررسی طی دوره مورد بررسی 88/0 بوده و صنایع خودروسازی و تبدیلی به ترتیب از عملکرد بالا و پایینی برخوردار بوده‌اند. عواملی هم‌چون سطح نیروی متخصص، حوزه‌های اقتصادی فعالیت و دسترسی بهتر به بازارهای مالی بر عملکرد این صنایع اثر داشته است.

دایورت[18] (2009) در تحقیقی دیگر، تغییرات کارایی صنایع کارخانه‌ای آمریکا را برای دوره‌ی 2006-1990 مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است. نتایج این پژوهش بیانگر آن است که میانگین کارایی این صنایع از رشد مناسبی برخوردار بوده و از 76/0 در سال 1990 به 92/0 در سال 2006 رسیده است. افزایش ارتباطات متقابل بخش‌های مختلف صنعتی از جمله دلایل تغییرات کارایی صنایع بوده است. پرابو و دیگران[19](2011) از طریق تابع تولید مرزی تصادفی، به ارزیابی کارایی فنی 121 شرکت در بورس اندونزی طی دوره­ 2000-2005 پرداخته­اند. متغییرهای مورد بررسی شامل سن، اندازه، سهم بازار و دسته‌بندی صنعتی شرکت­ها بود. بر اساس نتایج به دست آمده،  پارامترهای سن و اندازه شرکت تاثیر مثبت بر کارایی دارند و هر چه سهم بازار بیشتری در اختیار شرکت مورد نظر باشد، کارایی بالاتری دارد.

 

3. داده‌ها و تخمین کارایی فنی

برای تخمین کارایی فنی فعالیت‌های صنعتی ایران با رویکرد تابع مرزی، از داده‌های تلفیقی 123 فعالیت صنعتی ایران در سطح کدهای چهار رقمی طبقه­بندی آیسیک[20] ویرایش سوم استفاده شده است. دوره زمانی مطالعه نیز یک دوره سه ساله بوده و سال‌های 89-1387 پوشش می‌دهد.[21] روش تخمین نیز، روش پانل دیتا در اقتصادسنجی می­باشد.

در ابتدا به منظور برای تخمین تابع تولید مرزی زیربخش‌های بخش تولید کارخانه‌ای ایران، یک تابع ترانس- لوگ[22] به شکل زیر انتخاب گردید:

(4)                                  

که در این عبارت،Y ، K و L به ترتیب ارزش افزوده، موجودی سرمایه و نیروی کار می‌باشند. i ‌نشان‌دهنده فعالیت‌هاست. در عبارت (4)، زمان (t) نیز وارد گشته است که ضرایب آن، به­ نحوی مرتبط با نرخ تغییرات فنی‌ می‌باشد. همچنین تابع تولید به شکل عبارت (4)، می‌تواند گویای ترکیب سطح فناوری با سایر عوامل تولید به شکل جانشینی یا مکملی باشد. نظیر بحث نظری بارو و سالائی مارتین[23] (2004) و کارهای چاو و لی (2002)،[24] چاو (2002) و منکیو، رومر و ویل[25] (1992) اگر فرض شود eβtمبین سطح فناوری در هر لحظه از زمان باشد، آن‌گاه لگاریتم ترکیب فناوری با عامل تولید نظیر x، عبارت .t.ln(x)β خواهد بود. این نوع شکل تابع تولید را در کار کولی و باتس (1998) می‌توان دید. بدیل دیگر، انتخاب یک تابع کاب-داگلاس می‌باشد. برای انتخاب بین این دو نوع تابع می‌توان از آزمون نسبت درست‌نمایی[26] استفاده نمود:

(5)                                          

که در عبارت فوق، γ نسب درست‌نمایی می‌باشد. ln لگاریتم طبیعی و (L(Ho و L(H1) به ترتیب مقادیر حداکثر درست‌نمایی توابع برآورد شده تولید به صورت کاب- داگلاس و ترانسلوگ می‌باشند. 2χ نیز آماره چی‌دو بوده و q درجه آزادی آن می‌باشد و با توجه به ضرایب توابع ترانسلوگ و کاب- داگلاس برآوردی، این درجه آزادی، عدد 6=4-10 است.

در واقع در اینجا، تابع تولید کاب- داگلاس، مقید شده تابع تولید ترانسلوگ می‌باشد و فرضیه صفر بیانگر این است که توابع مقید و غیرمقید تولید برآوردی با یکدیگر یکسان بوده و به عبارتی آن ضرایبی که در تابع ترانسلوگ وجود داشته ولی در تابع کاب- داگلاس وجود ندارند( 4β تا 9β در معادله (4))، همگی برابر با صفر می‌باشند. فرضیه یک، بیانگر این است که توابع مقید و غیرمقید برآوردی یکسان نیستند. مقدار محاسبه شده از طریق فرمول (5)، مقدار 51/52 می‌باشد و از آنجا که این مقدار از آماره 2χ با درجه آزادی 6 و سطح اطمنیان 5 درصد (مقدار 59/12) بزرگتر می‌باشد، فرضیه صفر رد می‌شود.

 ارزش افزوده (تولید) فعالیت‌های صنعتی، با شاخص ضمنی بخش صنعت، به قیمت‌های ثابت سال 1376، تعدیل شدند. نیروی کار هر فعالیت صنعتی نیز تعداد شاغلین این فعالیت‌ها می­باشد. در اینجا یک نقص جدی در اطلاعات، راجع به اطلاعات موجودی سرمایه می‌باشد. از آنجا که موجودی سرمایه برای هر فعالیت صنعتی در دسترس نبود، تشکیل سرمایه ثابت هر یک از فعالیت‌های بخش تولید کارخانه‌ای در سال 1375 به قیمت ثابت سال 1376، به‌ عنوان موجودی سرمایه آن فعالیت‌ها در سال اول در نظر گرفته شدند و آن‌گاه موجودی سرمایه هر ساله هر یک از فعالیت‌ها، از طریق تشکیل سرمایه ثابت به قیمت سال 1376 همان سال به ‌علاوه موجودی سرمایه سال پیش که استهلاک سرمایه نیز از آن کم شده است، محاسبه گردید. واضح است که روش فوق برای محاسبه موجودی سرمایه، خالی از اشکال نیست؛ اما با گذشت زمان، موجودی سرمایه محاسبه شده به این نحو، به موجودی واقعی سرمایه نزدیکتر می‌گردد؛ از این‌روست که برای تخمین تابع تولید فعالیت‌های صنعتی، تنها سه سال آخر مورد بررسی قرار گرفته است. برای تبدیل تشکیل سرمایه ثابت، به قیمت‌های ثابت سال 1376، از شاخص ضمنی تشکیل سرمایه ثابت ناخالص استفاده شد. استهلاک سرمایه در فعالیت‌های صنعتی، نیز همان مقدار استهلاک سرمایه‌های ثابت در اقتصاد ایران می­باشد. در نهایت مدل انتخابی با توجه به اطلاعات در دسترس فعالیت‌های صنعتی، یک مدل پانل دیتا با 123 فعالیت صنعتی است. تخمین معادله (4)، از طریق نرم‌افزار FRONT نسخه 4.1 انجام گرفته است که نتایج آن در جدول (1) آمده است:

 

جدول 1. نتایج تخمین تابع تولید مرزی فعالیت‌های صنعتی ایران

ردیف

ضرایب

مقدار

آماره t

1

β0

762/6

14/7

2

β1

019/2

19/9

3

β2

241/1-

94/5-

4

β3

275/0

74/1

5

β4

103/0-

21/3-

6

β5

059/0

82/2

7

β6

055/0-

91/1-

8

β7

030/0

61/0

9

β8

012/0-

43/0-

10

β9

001/0-

02/0-

منبع: محاسبات مقاله

 

در جدول (2)، متوسط کارایی فنی هر یک از فعالیت‌ها برای دوره 89-1387 آمده است. ملاحظه می‌گردد فعالیت "تولید ابزارهای اپتیکی و تجهیزات عکاسی" با متوسط کارایی فنی 96/0 و فعالیت    "آماده‌سازی و ریسندگی الیاف منسوج ـ بافت منسوجات" با متوسط کارایی 17/0 طی 89-1387، به ترتیب کمترین و بیشترین کارایی فنی را در بین 123 فعالیت مورد تحقیق در این مقاله را دارند. متوسط کارایی فنی این 123 فعالیت، مقدار 402/0 می­باشد و از این‌رو، 49 فعالیت کارایی فنی بالاتر از متوسط و 74 فعالیت دارای کارایی فنی پائین‌تر از متوسط دارند. همچنین اگر فرض شود که کارایی فنی بالاتر از 9/0 مبین کارایی فنی بالا می­باشد، آن‌گاه از 123 فعالیت مورد بررسی، سه فعالیت "تولید ابزارهای اپتیکی و تجهیزات عکاسی"، "تولید فرآورده‌های نفتی تصفیه شده" و "تولید وسایل نقلیه‌ی هوایی و فضایی" دارای کارایی فنی بالا می­باشند. با توجه به تعریف صنایع با فناوری بالا، ملاحظه می‌گردد که از سه صنعت دارای کارایی فنی بالاتر از 9/0، دو صنعت جزء صنایع با فناوری بالا بوده و فعالیت "تولید فراورده‌های نفتی تصفیه شده" که در واقع همان صنعت پتروشیمی می‌باشد، از مواهب نفت و گاز که به وفور ایران از آن برخوردار است، استفاده می‌کند.

از بین 123 فعالیت صنعتی مورد بررسی، 10 فعالیت، صنعت با فناوری بالا می­باشند که از این 10 فعالیت، شش فعالیت "تولید ابزارهای اپتیکی و تجهیزات عکاسی"، "تولید وسایل نقلیه‌ی هوایی و فضایی"، تولید ماشین‌آلات اداری و حسابگر و محاسباتی"، "تولید دارو و مواد شیمیایی مورد استفاده در پزشکی و محصولات دارویی‌گیاهی" "تولید ابزارها و وسایل ویژه‌‌ی اندازه‌گیری و کنترل و آزمایش و دریانوردی و مقاصد دیگر بجز تجهیزات کنترل عملیات صنعتی" و "تولید تجهیزات کنترل عملیات صنعتی" بالاتر از متوسط کارایی فنی کل صنایع و چهار فعالیت "تولید گیرنده‌های تلویزیون و رادیو، دستگاه‌های ضبط یا پخش صوت و ویدئو و کالاهای وابسته"، تولید فرستنده‌های تلویزیونی و رادیویی و دستگاه‌های مخصوص سیستم‌های ارتباط‌ تلفنی‌ و تلگرافی"، تولید لامپ‌ها و لامپ‌های لوله‌ای الکترونیکی و سایر اجزای الکترونیکی" و"تولید تجهیزات پزشکی و جراحی و وسایل ارتوپدی" پایین‌تر از متوسط کارایی فنی کل صنایع می‌باشند و یا به عبارتی 60 درصد از فعالیت‌های صنعتی با فناوری بالا، کارایی فنی بالاتر متوسط دارند.

فعالیت‌های با فناوری بالای "تولید ابزارهای اپتیکی و تجهیزات عکاسی" و "تولید وسایل نقلیه‌ی هوایی و فضایی" که در زمره فعالیت‌های دارای کارایی فنی بالاتر از 9/0 می‌باشند، به طور متوسط سهم مخارج تحقیق و توسعه  در ارزش افزوده آنها طی 89-1387، به ترتیب 9/4 و 7/2 درصد است و بالاترین نسبت مخارج تحقیق و توسعه به ارزش افزوده را در بین فعالیت‌های با فناوری بالا دارند. گرچه فعالیت با فناوری بالای "تولیدات تجهیزات پزشکی و جراحی و وسایل ارتوپدی" دارای نسبت مخارج تحقیق و توسعه به ارزش افزوده بیشتری نسبت به فعالیت " تولید تجهیزات کنترل عملیات صنعتی" دارد (به ترتیب 4/0 و 02/0 درصد)، اما کارایی فنی فعالیت اول از فعالیت دوم بیشتر است. در واقع، کارایی فنی به اندازه ارزش افزوده‌ای که از مقدار معینی نهاده می‌توان به دست آورد، بستگی دارد و آن دسته از فعالیت‌هایی که دارای کارایی فنی پائین‌تری می‌باشند، نتوانسته‌اند نسبت به سایر فعالیت‌هایی که به همان اندازه نهاده در اختیار دارند، ارزش افزوده ایجاد کنند. بنابراین، گرچه مخارج تحقیق‌ و توسعه نقش کلیدی در کارایی فنی دارد، اما این امر بستگی به استفاده بهینه از این مخارج در ترکیب با سایر عوامل تولید دارد.

 

4. نتیجه‌گیری

این مقاله به رتبه‌بندی صنایع کشور بر اساس کارایی فنی آنها پرداخت. تعداد صنایع مورد بررسی در این مقاله 123 صنعت با کارگاه‌های 10 کارکن و بیشتر در سطح چهار رقمی طبقه‌بندی آیسیک ویرایش سوم بود که با توجه به اهمیت صنایع با فناوری بالا در توسعه کشور، جایگاه آنها نیز در این مقاله بررسی شدند. از بین 123 صنعت مورد بررسی، 10 صنعت در زمره صنایع با فناوری بالا بودند. در این مقاله مشاهده شد که متوسط کارایی فنی صنایع کشور طی 89-1387، مقدار 4/0 است که از بین 123 صنعت مورد بررسی، 49 صنعت کارایی فنی بالاتر از متوسط دارند که از بین 10 صنعت با فناوری بالا، شش صنعت دارای کارایی بالاتر از متوسط می‌باشند. در این مقاله فرض شده است که کارایی فنی بالاتر از 9/0، کارائی فنی بالا محسوب می‌گردد و بنابراین دو فعالیت با فناوری بالای " تولید ابزارهای اپتیکی و تجهیزات عکاسی" و "تولید وسایل نقلیه‌ی هوایی و فضایی" جزء صنایع با کارایی فنی بالا می­باشند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع

-      بانک مرکزی ج.ا. ایران. اداره حسابهای اقتصادی بانک مرکزی، برآورد موجودی سرمایه خالص اقتصاد ایران، سال‌های مختلف.

-      بانک مرکزی ج.ا. ایران. حسابهای ملی سالانه ایران. سال‌های مختلف.

-      حکمتی‌پور، نادر و کیانی، هژبر (1387). تحلیل مقایسه‌ای بخش صنایع بزرگ در استان‌های ایران با استفاده از روش مرزی تصادفی، فصلنامهدانشوتوسعه،24 :133-162

-      کمنتا، یان. مبانی اقتصاد سنجی. ترجمه کامبیز هژبر کیانی، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، 1372.

-      مرکز آمار ج. ا. ایران. نتایج آمارگیری از کارگاه‌های صنعتی 10 نفر کارکن و بیشتر، سال‌های مختلف.

-      موسایی و عبدالرحیم(1388). تحلیل کارایی در صنایع ایران. اقتصاد مقداری، 6 (2).

-        Aigner, D.J. Lovell, C.A.K., & P. Schmidt (1997). Formulation and estimation of stochastic frontier production function models. Journal of Econometrics, (6):.21-37.

-        Barro, R. J., & Sala-i-Martin, X. (2004). Economic growth. The MIT Press.

-        Battese, G.E., & G.S. Corra (1977). Estimation of a production frontier model: With application to the Pastrul Zone of Eastern Australia. Australian Journal of Agricultural Economics, 21.

-        Battese, G.E., & T.J. Coelli (1992). Frontier production function, technical efficiency and panel data with application to paddy farmers in India. Journal of productivity Analysis, 3.

-        Battese, G.E., & T.J. Colli (1988). Prediction of firm level technical efficiencies with a generalized frontier production function and panel data. Journal of Econometrics, 38.

-        Battese. G.E. Colli, T.J., & T.C. Colby (1989). Estimation of frontier production function and efficiencies of indian farms using panel data from ICR ISAT’S Village Level Studie. Journal of Quantitative Economics, no. 33.

-        Chow, G. C. (1993). Capital formation and economic growth in China. The Quarterly Journal of Economics.

-        Chow, G. C., & Kui-Wai L. (2002). China’s economic growth: 1952–2010. The University of Chicago.

-        Coelli, T.J., &Rao, D.S.P., O'Donnell, C.J., & Battese, G.E (1998). An introduction to efficiency and productivity analysis, Kluwer Academic Publishers.

-        Diewert W. (2009). The challenge of technical efficiency measurement. International Productivity Monitor.

-        Giovannini, E., & Nezu (2001). Measurements of aggregate and industry-level efficiency in OECD countries. Oec