تأثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات بر یکپارچگی اقتصادی در کشورهای در حال توسعه منتخب

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

چکیده

با گسترش فناوری اطلاعات و ارتباطات، همگرایی دنیا در حال افزایش است. مفروضات مورد نظر این مقاله بدین شرح است که کاربرد فاوا در کشورهای طرف تجاری، سبب کاهش هزینه مبادلات می شود.هدف این مقاله ارزیابی تاثیر فناوری بر یکپارچگی اقتصادی کشورهای در حال توسعه از جمله ایران در قالب مدل جاذبه طی دوره 2006-1971 می باشد. نتایج نشان می دهد که توسعه فاوا در برخی کشورهای در حال توسعه اثر مثبت بر یکپاچگی اقتصادی داشته ولی در برخی کشورها هنوز معنادار نمی باشد.

کلیدواژه‌ها


1ـ مقدمه

انقلاب فناوری اطلاعات و ارتباطات فاوا، تحولات عظیمی در زندگی انسانها بوجود آورده است. از موارد مهمی که در اثر این تکنولوژی دستخوش تحول گردیده اند، تجارت بین الملل می باشد. جهانی شدن و درهم آمیزی اقتصادی پدیده ای تازه نیست ولی با گسترش فاوا در دنیا حرکت به سمت " دهکده جهانی" و ادغام هرچه بیشتر کشورها در یکدیگر از رؤیا به واقعیت بدل  می گردد.

تجربه کشورهای مختلف از جمله کشورهای شرق آسیا نشان­دهنده­ی این امر است که با بکارگیری سیاست­های برون نگر همراه با سیاست­های مربوط به توسعه منابع انسانی و سیاست­های مؤثر اقتصاد کلان برای ایجاد ثبات، توانستند به رشد بالایی برسند. بنابراین تاثیرمثبت سیاست­های باز اقتصادی و ادغام کشورها با اقتصاد جهانی بر روی رشد اقتصادی کشورها به تجربه اثبات شده است. سوال مورد نظر این مقاله این است که آیا کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات می تواند سبب نزدیکی و ادغام بیشتر کشورها گردد یا خیر؟ مفروضات مورد نظر این است که با بکار گیری بیشتر فاوا توسط کشورهای در حال توسعه، این کشورها می توانند روند یکپارچگی اقتصادی را افزایش دهند. فاوا با کاهش موانع تجاری بین کشورها هزینه های مبادلات را کاهش می دهد و از این طریق، سبب تقویت یکپارچگی اقتصادی می گردد.

در این مقاله تاثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات بر یکپارچگی اقتصادی در کشورهای منتخب ازجمله ایران طی دوره 2006-1971 بررسی میشود. ساختار مقاله بشرح زیر میباشد: پس از مقدمه، دربخش دوم،مبانی نظری  و مطالعات تجربی مهم در برخی کشورها بیان می شود.در بخش بعد مدل مورد استفاده در مقاله به صورت نظری و کاربردی ذکر می شود.در بخش چهارم نتایج و یافته ها و در بخش آخر نتیجه وپیشنهادات بیان می شوند.

2- پیشینه پژوهش

یکپارچگی اقتصادی به ایجاد یک واحد اقتصادی بزرگتر از مجموع اقتصادهای ملی کوچکتر اشاره می کند که در آن گروهها و جوامع ذی نفع در بخش اقتصادی و تجارت خارجی فعالیت نموده و با ملاحظه نتایج مثبت آن، حوزه عمل و تصمیم گیری را گسترش می دهند

ویژگیهایی که برای یکپارچگی اقتصادی در این دیدگاه می توان برشمرد، شامل موارد زیر می باشد: افزایش قابل توجه حجم تجارت در سطح جهانی، تولید اجزای یک کالای خاص در کشورهای مختلف برمبنای فعالیت شرکتهای چند ملیتی و فرا ملیتی، جریان سرمایه های خارجی از سوی کشورهای ثروتمند به سمت کشورهای فقیر و همچنین گسترش دانش فنی. ادبیات  مرتبط با تئوری " مناطق تجاری تبعیض آمیز "(PTAs )"[1] می­تواند به دودسته عمده  تقسیم شود. گروه اول با رسالۀ جاکوب واینر[2] (1950) تحت عنوان " مبحث اتحادیه های  گمرکی " آغاز شد که عنوان آن را جادیش بهاگواتی [3]، موضوعات رفاهی "ایستا" نامید. گروه دوم از دهۀ 1990 آغاز شده وبه مباحث اقتصاد سیاسی مرتبط با PTA ها پرداخته  و به مسیر زمانی پویا می پردازد و به این پرسش پاسخ می دهند که آیا PTA ها ایجاد کننده و یا مانع تجارت آزاد چند جانبه هستند؟ واینر، تفاوت بین اتحادیه های ایجاد کننده ومنحرف کنندۀ تجارت را بیان می کند.  درصورتی که آزاد سازی تبعیض آمیز با یک کشور سبب شود که تولید داخلی با هزینه بالاتر توسط تولید کشور طرف تجاری با هزینۀ  پایین­تر جایگزین شود، اتحادیه ایجاد کنندۀ تجارت است. اتحادیه های که ایجاد کنندۀ  تجارت هستند، کارایی را افزایش داده و بنابراین برای کشور های عضو وجهان سودمند هستند.اما  برای اتحادیه های منحرف کنندۀ تجارت درست برعکس، تولید با هزینۀ بیشتر از یک کشور  غیر عضو توسط توصیه با هزینۀ بالاتر کشور  عضو جایگزین  می شود. پس از آن اقتصاد دانان زیادی  به اثرات ایجاد و انحراف تجارت پرداختند. در اواخر دهه ی 90، بسیاری از سرمایه گذاران، روزنامه نگاران، صاحبان کسب و کار و سیاستمداران به این واقعیت توجه کردند که اقتصاد دنیا با دو پدیده ی جهانی سازی و انقلاب تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات، دچار تغییرات ساختاری اساسی شده است. با تلفیق این دو نیرو « اقتصاد جدید » بوجود می آید. جهانی سازی را برخی به معنای گسترش سرمایه داری پس از سوسیالیسم در دنیا می دانند. در واقع در جهانی سازی هدف این است که عوامل بازار بر کل دنیا حکومت کنند و مرزهای بین کشورها حذف شوند در این راستا جریانات سرمایه و تجارت مورد بازنگری قرار گرفته اند. در واقع اکنون سرمایه گذاری و تجارت بین الملل در مقایسه با مباحث اقتصادی دیگر، نقش مهمتری را در اقتصاد هر کشوری ایفا می کند. روند دوم، انقلاب تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات است. نیروهایی که این انقلاب را بوجود می آورند، شامل: بهبود کیفیت سریع، کاهش شتابان در قیمت تجهیزات فاوا و نرم افزار، همگرایی در ارتباطات و تکنولوژیهای محاسباتی و رشد ارتباطات شبکه ای است فاوا، ماهیت میان رشته ای داشته و به طرق مختلف، تعریف شده است. WITSA[4]، فناوری اطلاعات را ترکیب صنایع نرم افزاری، ماشین های اداری، تجهیزات فرایندسازی داده ها، تجهیزات ارتباطی داده ها و خدمات و سخت افزار تعریف نموده است. همچنین در اسناد این مؤسسه، فناوری اطلاعات و ارتباطات مجموع مفهوم فناوری اطلاعات با تجهیزات ارتباطی و خدماتی تعریف شده است (جهانگرد، 1385).

اما در تعریف دیگری که توسط هوانگ جین[5] و همکاران (2001) صورت گرفته است، بین فناوری اطلاعات  و فناوری ارتباطات، تفکیک قائل شده است. IT، میزان تجهیزات و نرم افزار اطلاعاتی را نشان می دهد. در حالی که، CT، خدمات رساناها و تجهیزات ارتباطی را در برمی گیرد. دلیل تعریف جداگانه این دو بعد را نیز چنین مطرح می کنند که میزان IT، بیانگر ابعاد درون سازمانی است، در حالی که میزان CT، منعکس کننده تقاضای شبکه ای بوده و مقاصد برون سازمانی را نشان می دهد. منظور از ارتباطات شبکه ای نیز هم تلفن و هم ارتباطات داده ای است.

در اصل، انقلاب فاوا از زمان ابداع ترانزیستور یعنی اواخر دهه ی 40 شروع شده است. اما کاهش سریع قیمتهای کامپیوتر از دهه 50 تا دهه 90، اتفاق افتاده است. از اتفاقات مهمی که  در این دوره، رخ داده است که سبب تحولات خاصی در آن شده است، توزیع سریع زیر ساختار مهم اطلاعاتی یعنی اینترنت است  که عامل ارتباط بین دو روند اقتصاد جدید یعنی جهانی سازی کسب و کار و انقلاب فاوا می باشد. معیارمهم برای اقتصاد جدید میزان اینترنت است. در واقع اینترنت پل ارتباطی بین فاوا و جهانی سازی است. اینترنت سبب ادغام بازارها و ارتباط بین مردمی می شود که از فرهنگ ها و سنتهای متفاوتی برخوردارند. هر چند مردمی که در کشورهای ثروتمند زندگی می کنند، به دلیل برخورداری از زیر ساختار ها و مهارتهای مناسب، بهتر از افرادی که در کشورهای فقیر زندگی میکنند از این نوع جهانی سازی منفعت می برند. درهر حال با توجه به معیارهای اقتصاد جدید، افزایش استفاده از اینترنت در سطح جهانی سبب تسریع روند جهانی سازی و بهبود یکپارچگی اقتصادی خواهد شد. همچنین مطابق آمار بانک جهانی، با افزایش کاربرد اینترنت، میزان مبادلات جهانی افزایش یافته است. اینترنت را می توان از عوامل مهم توسعه صادرات جهانی دانست.

  تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات از طرفی ستانده حاصل از صنایع تولید کننده ی فاوا بوده و از طرف دیگر نهاده ی مورد استفاده در صنایع استفاده کننده از فاوامی باشد. چنانچه ذکر شد از ویژگیهای انقلاب تکنولوژیهای اطلاعاتی، بهبود سریع در کیفیت تجهیزات و نرم افزار است. همچنین کاهش سریع در قیمتهایی که بر اساس کیفیت تعدیل شده اند، از ویژگی های مهم این انقلاب است. با توجه به رفتار عقلایی مصرف کنندگان و بنگاه­های تجاری، طبیعی است که در برابر این کاهش قیمت، عکس العمل نشان می دهند. عکس العمل آنها به صورت جایگزینی تجهیزات فاوا، نرم افزار و خدمات مربوطه به جای دیگر کالاها و خدمات می باشد.

یک توافق عمومی در مطالعات در زمینه فاوا این است که سرمایه فاوا دربرگیرنده اثرات سنتی و غیر سنتی است. بازده فاوا بعنوان یک سرمایه سنتی، ابتدا به بنگاه­ها، صنایع یا کشورهایی که در این زمینه سرمایه گذاری می کنند تعلق می گیرد و با سرمایه گذاری پیوسته، کاهش می یابد. در مقابل، فاوا در نقش غیر سنتی خود مشابه با سرمایه دانش است. در اینجا سرمایه دانش بعنوان داده ها، اطلاعات دانش و تدابیری که جهت حفاظت و رشد یک سازمان یا اقتصاد لازم است تعریف می شود. (رویا غلامی و همکاران، 2009)[6].

فاوا، بهره وری کارگران را افزایش می دهد و بنابراین تأثیر مثبتی بر ایجاد سرمایه دانش دارد.. از آنجایی که سرمایه دانش یک کالای غیر رقابتی بوده و ویژگیهای کالاهای عمومی را به نمایش می گذارد، سبب ایجاد سرریزهای بالقوه می شود. منافع حاصل از سرریز فاوا لزوماً به قلمرو ملی محدود نمی شود. در صورتی که یکپارچگی ها و حذف مرزها صورت پذیرد، انتظار می رود که آثار سرریز نیز فراسوی مرزهای فیزیکی تأثیرگذار باشد. بر اساس تئوریهای نوین رشد، با تجارت بین الملل، سرمایه گذاری مستقیم خارجی، عملکرد بنگاه­های چند ملیتی و توزیع اطلاعات بین المللی، سرریز دانش به سایر کشورها صورت می گیرد. بنابراین تقویت سرمایه دانش ملی حاصل از فاوا در سطح ملی می تواند بهره وری کشورهای خارجی را نیز افزایش دهد. به علاوه، فاوا به تنهایی می تواند به عنوان کانالی جهت تبادل دانش بین کشورها از طریق شبکه های ارتباطی عمل کند. در مطالعه ای که توسط پارک[7] و دیگران(2007) صورت پذیرفت، اثرات مثبت توزیع جهانی IT بر روی بهره وری از طریق تجارت در زمینه کالاهای IT صورت می گیرد. آنها همچنین به PC ها و شبکه های ارتباطی به عنوان زیر ساختار فیزیکی IT جهت کنترل اثرات سرمایه ICT بر روی TFP توجه نمودند. بدین مفهوم که زیر ساختار IT را به عنوان یک متغیر مستقل جهت توضیح رشد بهره وری بکار بردند.

عده ای بیان می کنند[8] که بر خلاف سرریز دانش تجسم یافته[9]، که به دلیل وجود تجارت بین الملل یا سرمایه گذاری مستقیم خارجی اتفاق میافتد، سرریز دانش تجسم نیافته [10] بیشتر توسط همه گیر شدن اینترنت بوجود آمده است.

بنابراین میزان آماده سازی تکنولوژیکی، مثل اینترنت یا دیگر شبکه های ارتباطی بیش از آنکه به عنوان یک متغیر مستقل درنظر گرفته شود، بایستی به عنوان یک متغیر تعدیل کننده سرریز فاوا بین المللی مطرح باشد. به عبارت دیگر هر قدر آماده سازی شبکه ای در کشورهای دریافت کننده  بیشتر باشد، آثار سرریز بین المللی نیز می تواند بیشتر باشد.

 چنانچه ادبیات فاوا نشان میدهد، در سطح ملی، اثرات سرریز دانش مرتبط با فاوا می تواند بارزتر از مازادهای شبکه باشد. تاکنون شاخه سرریز دانش در سطوح متفاوت به خوبی گسترش یافته است. کاسترو و جنسن - بوتلر[11](1991) دو نوع از دانش فاوا را تعریف می کنند که به دیگران منتقل می شوند: اولین نوع، دانش تجسم یافته است که در خود محصول یا تکنولوژی محاط شده، مثل نرم افزار و سخت افزار که به طور صریح نشان داده می شود. این نوع از دانش به سادگی بین مرزها مبادله می شود. اما نوع دوم دانش فاوا، دانش تجسم نیافته است که بیش از آنکه در تکنولوژی محاط باشد، در درون افراد و سازمان­ها و شبکه های آنها قرار دارد. این نوع دانش به صورت تلویحی وجود دارد و زمانی میتواند بین مرزها مبادله شود که افراد، گروه­ها یا سازمان­ها جابجا شوند و یا با یکدیگر تعامل کنند. نوناکا و نیشی گوچی[12](2001) ذکر می کنند که نفوذ اینترنت یا کامپیوترهای شخصی نقش مهمی در سرریز دانش ایفا می کنند.آنها در واقع به سرریز دانش تجسم یافته اشاره می کنند. پارک ودیگران (2007 ) بیان می کنند که وقتی محصولات IT بین مرزها مبادله می شوند، سرمایه گذاری IT در یک اقتصاد تأثیر مثبتی بر روی بهره وری کشور طرف تجاری وارد کننده دارد. در این زمینه دلالت­های عملی برای تأثیر مثبت توزیع IT در سطح جهانی بر روی بهره وری از طریق مبادله کالاهای IT بیان می کنند. این دلالت­ها بیانگر سرریز دانش تجسم یافته هستند.

از طرف دیگر، فاوا می تواند از طریق شبکه های ارتباطات، به عنوان کانالی جهت تبادل دانش بین کشورها عمل کند. تکنولوژیهای شبکه ای و یا ارتباطی مثل خطوط تلفن ثابت یا همراه و اینترنت، ارتباط بین شرکای تجاری از کشورهای متفاوت را تقویت می کند. (جورگنس، 2001)[13].

بعد دیگر در ادغام مالی خلاصه می شود. جهت منفعت بردن از ادغام مالی، بایستی نهادهای مالی، بازسازی شده و علاوه بر اصلاحات داخلی، به فناوریهای نوین نیز مجهز گردند تا با نهادهای مالی دنیا هماهنگ شوند. (آرجانا مستن و همکاران[14]، 2008).

برخی مطالعات مهم در زمینه فاوا با استفاده از رویکرد حسابداری رشد سعی در تعیین سهم فاوا در رشد بهره وری و تولید نموده اند. به عنوان مثال  کرفتس[15]) 2009 و 2002)جهت، مقایسه­ی اثرات ماشین بخار، الکتریسیته و فاوا از حسابداری رشد استفاده نموده است. در بررسی سال 2004 در رابطه با تأثیر بخار در رشد اقتصادی بریتانیا در قرن نوزدهم، وی دریافت که تأثیر آن بر بهره وری، طولانی مدت و قوی بوده است. تأثیر بخار بر روی رشد بهره وری عامل کار تا قبل از سال 1830 بسیار اندک (در حد 03/0 ـ  01/0 درصد در سال)بوده است. حداکثر تأثیر آن مربوط به دوره­ی 70 ـ 1850 و در حد 4 / 0 درصد در سال بود.وی با بررسی یافته های اولینر و سیشل[16] (2000) در رابطه با اثرات فاوا نتیجه گرفت که اثر آن بر روی رشد اقتصادی حداقل بیش از اثر الکتریسیته است. به طوری که سهم فاوا در رشد GDP سرانه از 7/0 درصد در دوره 1990-1974 به 9/1 طی دوره 2000-1996 افزایش یافت.کرفتس، کشورهای ابداع کننده ی این تکنولوژیها را نام برد: بخار در بریتانیا و الکتریسیته و فاوا در ایالات متحده. اما پرسش جالب توجه، این است که آیا کشورهایی که رهبران تکنولوژی نبوده اند بلکه پیرو بوده اند (یعنی کشورهایی که تکنولوژیهای ایجاد شده توسط دیگران را در کشور خود بکار برده اند)، نیز چنین نتایجی را نشان می دهند یا خیر؟

ادویست و هنرکسون[17] (2006 ) کشور سوئد را در انطباق با تکنولوژی بررسی کردند و دریافتند که این کشور نیز به سرعت خود را با انرژی برق تطبیق داده و بهره وری عامل کار در بخش کارخانه ای این کشور در دهه ی 20، رشد شتابان داشته است. اما، این دو نتوانستند یک رابطه ی روشنی بین رشد بهره وری عامل کار و افزایش استفاده از موتورهای الکتریکی را در بین صنایع سوئد به دست آورند.

  جولاوا وپوجالا[18] (  2007) نشان می دهند که تأثیر نیروی الکتریسته در کشور فنلاند با همان سرعتی پیش رفته است که در امریکا در دهه ی 20 و 30 اتفاق افتاده است. اما در یک دوره ی زمانی قابل مقایسه، تأثیر الکتریسیته بر روی رشد اقتصادی در فنلاند (52 / 0 درصد در سال)کمتر از ایالات متحده (98 / 0 درصد در سال)بوده است.

دلیل اصلی این تفاوت در سرریز بهره وری کل عوامل موجود در انرژی الکتریسیته می باشد، که در ایالات متحده اثرات وسیعی را نشان می دهد، در حالی که در فنلاند چندان قابل توجه نمی باشد. همچنین آنها نشان می دهند که توزیع فاوا در فنلاند آهسته تر از آمریکا بوده است.

در مطالعه دیگری که جهت بررسی تأثیر تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات بر روی رشد اقتصادی کره توسط کوک، هوان جانگ و همکاران(2001) صورت گرفته است، از مدل حسابداری رشد بر اساس مدل استاندارد نئوکلاسیک استفاده شده است. تأثیر دو عامل سرمایه و کار در بخش فاوا ـ در مقایسه با بخش غیر فاوا ـ بسیار معنی دار بوده و به سرعت در حال رشد است.وی نشان می دهد که بیش از 30 درصد افزایش در ستانده، در دوره ی مورد بررسی به بخش فاوا و رشد سالانه ی آن اختصاص دارد. علاوه بر اجزاء مرتبط با فاوا، مهم ترین عامل در فرایند رشد کره، سرمایه غیر فاوا است. اما، تأثیر نیروی کار در بخش غیر فاوا و همچنین بهره وری کل عوامل در طول دوره ی تحلیل تمایل به کاهش داشته است. مطالعه مشابهی توسط پوکم وانگ[19] (2001) در رابطه با کشور سنگاپور تاثیر تولید کالاها وخدمات فاوا بر روی GDP صورت گرفته است. بخش تولیدات فاوا در سنگاپور با بکارگیری بیش از  یک سوم نیروی کار شاغل در بخش کارخانه ای وتولید بیش از 70 درصد از صادرات کالاهای غیر نفتی، بزرگترین بخش در صنایع کارخانه ای این کشور می باشد.در یک دیدگاه کلی، ارزش افزوده حاصل از کالاهای فاوا وبخشهای تولید و توزیع خدمات آن در سال 1994 حدود 14 درصد از کل GDP اقتصاد سنگاپور را در بر می گیرد.این رقم بیش از رقم 5/7 درصدی اقتصاد آمریکا در سال 1996 می باشد ( 1998USDC)[20].

3- تصریح مدل

در اکثر مطالعات کاربردی جهت بررسی عوامل مؤثر بر یکپارچگی اقتصادی از مدل های جاذبه استفاده می شود. در این مدلها که توسط لینمان[21] (1966) و تین برگن[22] (1962) از فیزیک به حیطه اقتصاد وارد شدند، تأثیر عواملی مثل اندازه کشورها، جمعیت آنها و فاصله جغرافیایی بر روی میزان صادرات و یا واردات بین تعدادی از کشورها بررسی می شود. در این مقاله عامل مورد نظر، فناوری اطلاعات و ارتباطات فاوا می باشد. تا همین اواخر، محققین بر تصریح ساده شبیه به قانون جاذبه نیوتن متمرکز بودند. در این روش جریانات تجاری دوجانبه از ناحیهi به ناحیه j، تابع فزاینده (یا لگاریتمی – خطی) از تولید ناخالص داخلی (GDP)‌دو کشور، فاصله جغرافیایی آنها و مجموعه از متغیرهای مجازی که فرض می شود هزینه های تجاری بین زوج نواحی را منعکس می کند، می باشد. طبق نظر بیر و برگستراند[23] (2009)، این معادلات از نوع معادلات سنتی جاذبه می باشند.

این معادلات جاذبه، پایه اقتصاد خرد ندارند. بنابراین نمی توانند جهت آزمون های ایستای مقایسه ای مانند اثرات حذف موانع تجاری بر روی تجارت مورد استفاده قرار گیرند. از طرف دیگر معادلات سنتی جاذبه از مقدار تجارت، از ناحیه i به j که تحت تاثیر هزینه های تجاری بین دو ناحیه نسبت به بقیه دنیا و اندازه نواحی دیگر و قیمت های کالاهای آنها می باشد، غفلت می کنند. ابتدا اندرسون[24] (1979) و سپس برگستراند(1985) دو پایه تئوریک اساسی برای معادله جاذبه با هزینه های تجاری ایجاد کردند. پس از آن اندرسون و وینکوپ[25]  (2003)، نقش قیمت های چند جانبه را با تعریف مجدد چارچوب تئوریک برای معادلات جاذبه مطرح کردند. در این چهارچوب بر اهمیت محاسبه صحیح قیمت­ها به طور درونزا تاکید کردند.    

3-1- مدل تئوریک اندرسون- ون و نیکوپ (A- VW)

مجموعه ای از مفروضات برای تحلیل اندروسون- وینکوپ (2003) در نظرگرفته شده است. اولاً، اقتصاد جهانی را با N ناحیه و N کالا در نظر می گیریم که هر کالا مختص یک ناحیه است. ثانیاً، فرض می کنیم مصرف کنندگان در هر ناحیه j با ترجیحات کشش جانشینی ثابت (CES) مواجه هستند، باحداکثر کردن مطلوبیت نسبت به قید بودجه، مجموعه ای از شرایط مرتبه اول داریم که با حل آن تقاضای جریان تجاری دو جانبه اسمی از i به j (Xij) بدست می آید:  

            (1)                                           

که در آن Pi قیمت کالای صادراتی از ناحیهi است و tij هزینه تجاری ناخالص دراثر صادرات از i به j را نشان می دهد. همچنین GDP،Yj کشورj و Pj شاخص قیمت CES است که به صورت زیر مشخص می شود:

            (2)       

با در نظرگرفتن فرض سوم مبنی بر شفافیت بازار و با یکسری محاسبات جبری و ساده سازی عبارت زیر بدست می آید:

      (3)                                       

که در آن:

 

 

,

 

yT درآمد کل همه نواحی رانشان می دهد که بین هر زوج ناحیه، ثابت است و بیانگر yi/yT (yj/yT) است. اکنون عبارت «چگالی اقتصادی[26]» راتعریف می کنیم. برای کشور i، چگالی اقتصادی شریک تجاری j بیانگر مقدار فعالیت اقتصادی در j نسبت به هزینه ی تجاری بین i و j و یا j/tij 6-1است. با درنظرگرفتن این فرض، به عنوان فرض چهارم، مدل مذکور به یک سیستم معادلات با N2 معادله ساده می­شود که در آن N(N-1) جریان تجاری درونزا و N عبارت قیمت درونزا (P) وجود دارد.

3-2- مدل اقتصاد سنجیA-VW

چنانچه در مبانی متداول است در مدل اقتصاد سنجی مذکور، لگاریتم جریان تجاری مشاهده شده (ln Xij   یا ln Mij) را با لگاریتم جریان تجاری حقیقی (lnxij یا lnmij) به اضافه یک عبارت تصحیح خطا باتوزیع نرمال (εij) در نظر می گیریم.

Yi نیز در عمل با GDPi کشورها مشخص می­شود؛ اما معیار قابل قبول و عملی برای هزینه­های تجاری دو جانبه، ti وجود ندارد. اما بازهم براساس مبانی موجود، فرض پنجمی را اضافه می کنیم و آن این است که عامل هزینه تجاری ناخالص، تابع خطی متغیرهای قابل مشاهده مثل فاصله دو جانبه (DISij) و متغیر مجازی  برابر می باشد:

(4)                     

 

و در صورتی که دو ناحیه، توافقاتی برای ادغام اقتصادی دارند،   برابر است با e (<1) با این فرض که α>0 است. همچنین می توان متغیرهای مجازی دیگری مثل زبان و... را در نظر گرفت.

با حداقل کردن مجموع مجذورات  پس ماندها خواهیم داشت:

(5)

Ln [Xij / (GDPi. GDPj)]= a0+a1LnDISij + a2 EIAij – lnPi1-6- ln Pj1-6 + εij

J= 1,… nتعداد نواحی

و هزینه های تجاری دو جانبه، متقارن در نظرگرفته می شود. (tij = tji)

اکنون به منظور وارد نمودن ICT در مدل فوق، این مفروضات را اضافه می کنیم: کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در کشورهای طرف تجاری، هزینه مبادلات را کاهش می دهد. زیرا برقراری ارتباط بسیار ساده تر شده و فواصل و موانع بین کشورها تا حد زیادی کاهش می یابد. از طرف دیگر عامل جمعیت متغیری است که می توان در مدل لحاظ نمود. زیرا هر قدر جمعیت کشورها بیشتر باشد، هزینه ایجاد زیرساختارها و کابرد فناوری اطلاعات بیشتر خواهد بود. با این دیدگاه، هزینه تجاری دو جانبه را به شکل زیر تعریف می کنیم:

 

tij = popPi. popPj. e-α (ICTj)

 

اگر میزان واردات از i به j (mij) را به عنوان نماینده مبادلات تجاری بین کشورها در نظربگیریم،  می توانیم به مدل اصلاح شده زیر براساس مدل A-VW برسیم:

Ln [mij/GDPi. GDPj] = a0 + a1 ln popi + a2 ln popj + a3 ICTj

مدل قابل برازش رساله باتوجه به استفاده از روش داده های تلفیقی به صورت زیر خواهد بود:

Ln mijt = C0  + β0 ln GDPit + β1 ln GDPjt + β2 ln popit + β3 ln popjt + β4 ICTjt + ε ij

j:1,….n                   

i,j: کشور                    t: دوره زمانی

متغیرهای موجود در معادله فوق به شرح زیر می باشند:

mij: واردات از کشور i به کشور j؛

GDPj , GDPi:تولید ناخالص داخلی دو کشور i و j؛

Popj , popi:  جمعیت دو کشور i و j؛

ICT j: میزان شاخص فاوا.

 

متغیرهای مورد استفاده در مدل، میزان واردات کشورها، تولید ناخالص داخلی، جمعیت و میزان فاوا می باشد. کشورهای مورد نظر با استفاده از تحلیل­های اربیکام (2008)، از گروه­های سوم وچهارم که در حال توسعه بوده و به لحاظ شاخص­های فاوا در حد وسط هستند، انتخاب گردیدند و شامل ترکیه و چین از گروه سوم و ایران و مصر و هندوستان از گروه چهارم می باشند.

سری­های زمانی مربوط به تولید و جمعیت با استفاده از داده هایWDI (2008)[27] استخراج گردید. میزان واردات متقابل کشورها از یکدیگر با استفاده از داده هایIMF (2007)[28] و در رابطه با ایران از داده های سری زمانی اداره گمرک جمهوری اسلامی ایران بدست آمده است.

میزان فاوا چنانچه ذکر گردید، نه تنها بر بهره وری کشور داخلی بلکه با آثار سرریز،  بر بهره وری کشورهای دیگر نیز موثر است. همچنین فاوا به عنوان کانالی جهت تبادل دانش بین کشورها عمل می کند. فاوا از طریق کاربرد فراگیر اینترنت، بر ارتباطات تجاری بین کشورها تاثیر گذار بوده و هزینه های معمول و سنتی مبادلات را کاهش می دهد. بنابراین برای سنج