تاثیر افزایش قیمت گروه‌های مختلف کالایی بر رفاه خانوارهای روستایی کشور بر مبنای سیستم مخارج خطی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار اقتصاد دانشگاه ارومیه

2 کارشناس ارشد اقتصاد دانشگاه ارومیه

چکیده

هدف این مقاله ارزیابی اثر افزایش قیمت هشت گروه کالایی بر رفاه خانوارهای روستایی کشور طی بازه زمانی 1380-1391 می‌باشد. این مطالعه برای برآورد حداقل معاش خانوارهای روستایی کشور از داده‌های هزینه خانوارهای روستایی منتشر شده مرکز آمار ایران بهره می‌برد. برآورد حداقل معاش نیز بر روش «تابع تقاضای سیستم مخارج خطی» استوار است. هم‌چنین پس از برآورد حداقل معاش گروه‌های مختلف کالایی با استفاده از داده‌های تابلویی و محاسبه کشش‌ درآمدی (مخارجی)، به محاسبه شاخص‌های رفاهی، تغییرهای جبرانی و تغییرهای معادل در گروه‌های مختلف کالایی اقدام شده است. نتایج نشان می‌دهد حداقل معاش سالانه خانوار روستایی در سال 1391 برابر با 40637 هزار ریال بوده و نیز افزایش قیمت هر یک از گروه‌های کالایی، متناسب با سهم خود در حداقل معاش خانوار، رفاه خانوارهای روستایی را کاهش می‌دهد. 

کلیدواژه‌ها


1. مقدمه

 

در هر جامعه­ای، توجه دولت­مردان، سیاست­گذاران و محققان به کاهش فقر امری ضروری است. «رفاه» بر مسائل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه تأثیر عمده می­گذارد و بر رشد و پیشرفت جامعه مؤثر است. از این‌رو، می­توان گفت هدف جهانی بسیاری از سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی، بهبود رفاه افراد است (قربانی و همکاران، 1392).  

در ایران، توسعه و زیر ساخت­های آن در نواحی مختلف جغرافیایی، تفاوت شدیدی را در روند توسعه مناطق به ویژه در مناطق روستایی آشکار ساخته است و از آنجا که هدف کلی برنامه‌ریزی منطقه­ای یا توسعه اقتصادی، برقراری عدالت اجتماعی و توزیع عادلانه رفاه و ثروت در بین افراد جامعه است، برای دست‌یابی به این هدف، در هر جامعه‌ای نیاز به شناخت میزان نابرابری درآمد و میزان رفاه و فقر ضروری می باشد (عربی و همکاران، 1392).

نقطه شروع توجه به توسعه روستایی می­تواند با شناخت میزان تاثیر افزایش قیمت کالاها بر رفاه خانوارها با استفاده از روش­های مختلف اندازه‌گیری سطح رفاه جامعه روستایی باشد؛ زیرا این شناخت به مدیران، سیاست­گذاران و سایر کارگزاران، راهبردها و سیاست­های اجرایی برای رسیدن به توسعه پایدار را نشان می­دهد. در کشور ما نقش اساسی دولت در تجدید ساختار جامعه برای هماهنگی بهتر و بیش‌تر اهداف سیاسی و اقتصادی نمود بیش‌تری دارد. با توجه به این‌ که بیش‌تر سیاست‌های اقتصادی دولت از طریق مکانیزم تغییر قیمت‌های نسبی صورت می‌گیرد، لازم است اثر تغییر قیمت بر رفاه اقتصادی آزمون شود.

 بنابراین بررسی اثرات رفاهی ناشی از تغییر قیمت در گروه‌های مختلف کالایی ضروری به نظر می­رسد. این تغییرات قیمت می‌تواند نتیجه گرفتنِ مالیات، کاهش یارانه‌ها و هدفمندسازی یارانه‌ها باشد. هم‌چنین تغییر قیمت می‌تواند ناشی از تورم مزمن اقتصادی باشد. آنچه مشخص است افزایش قیمت موجب کاهش رفاه اقتصادی خانوارها می‌شود که این امر در کالاهای ضروری همانند خوراک و مسکن، نمود بیش‌تری پیدا می‌کند و لازم است تغییرات رفاه اقتصادی در گروه‌های خاص کالایی نیز مورد توجه قرار گیرد.

این مقاله برای اندازه‌گیری تغییر وضعیت رفاهی خانوارها (ناشی از افزایش قیمت‌ها) از معیارهای رفاهی که مبتنی بر رفتار مصرفی خانوارهاست، بهره برده است. بدین منظور، ابتدا تقاضای گروه‌های مختلف کالایی با مدل سیستم تقاضای خطی [1] (LES) برآورد گردیده و کشش‌های درآمدی استخراج شده است.

در این مقاله پس از مبانی نظری سیستم مخارج خطی و استخراج شاخص‌های رفاهی، پیشینه تحقیق بیان شده و در ادامه روش‌شناسی و یافته‌های تجربی و در پایان نیز خلاصه و نتیجه تحقیق آورده شده است.

 

2. مبانی نظری سیستم مخارج خطی

در این بخش مشخصات کلی و ویژگی­های تابع سیستم مخارج خطی بررسی می‌شود.

2-1. سیستم مخارج خطی

سیستم‌ مخارج‌ خطی‌ با حداکثر کردن تابع‌ مطلوبیت استون‌گری[2] نسبت به قید بودجه به صورت رابطه یک استخراج می­شود.

(1)

i,j=1,2,…,n

که در آن n تعداد کالاها،  مقدار مصرف‌ کالای‌ i‌ام‌،  سطح‌ حداقل‌ مصرف‌ کالای‌ iام‌، U  سطح‌ مطلوبیت‌ و  سهم‌ نسبی‌ هر کالا پس‌ از درنظر گرفتن‌ سطح‌ حداقل‌ مصرف‌ در تابع‌ مطلوبیت،M  سطح درآمد یا مخارج و Pi سطح قیمت کالای iام می‌باشد. با ضرب کردن رابطه فوق در Pi، دستگاه تقاضا برای n کالا به دست می‌آید که در آن مخارج صرف شده در زمان t برای کالای  iام (Mit) تابعی از قیمت کالا، قیمت سایر کالاها و درآمد (مخارج کل) است (ابریشمی و مهرآرا، 1376).

(2)                                                        

براساس تابع فوق، مخارج صرف‌شده بر روی i امین کالا به دو جزء تقسیم می‌شود:

1) جزء مربوط به حداقلی که باید برای این کالا صرف شود و یا به بیان دیگر میزان مخارجی که برای مصرف‌کننده الزامی است .

2) جزء مربوط به مخارج (درآمد) فرامعیشتی که نشانگر مخارجی است که مصرف‌کننده به اختیار خود بر روی i امین کالا صرف کرده است. به بیان دیگر، با توجه به میزان مخارج کل (درآمد) و بردار قیمت‌ها، مصرف‌کننده مخارج فرامعیشتی خویش را  به خرید کالاهای مختلف اختصاص می­دهد که سهم نهایی   این تخصیص برای  iامین کالا ضریب  است. به این ترتیب،  را میل نهایی به مصرف در ارتباط با درآمد (مخارج) فرامعیشتی نیز می‌توان تفسیر کرد (فلاحی و همکاران، 1392).

برای محاسبه کشش‌های مختلف در سیستم تقاضای خطی می‌توان از فرمول‌های زیر استفاده نمود (سلمانی، 1390).

 (3)کشش درآمدی (مخارجی)                                              

 (4) کشش قیمتی خودی سیستم تقاضای خطی                      

 (5)  کشش قیمتی متقاطع سیستم تقاضای خطی                           

2-2. شاخص‌های رفاهی در سیستم مخارج خطی (LES)

2-2-1. مفهوم تغییرات جبرانی و معادل

تغییر جبرانی[3] (CV) عبارت است از آن مقدار پولی که بعد از یک تغییر اقتصادی می‌تواند از فرد گرفته شود، به گونه­ای که از نظر رفاه در همان وضعیت قبلی باقی بماند (در مورد عایدی رفاهی مقدار پولی است که فرد حاضر است برای این تغییر بپردازد. برای زیان رفاهی این حداقل مقداری است که فردی باید دریافت کند تا زیانی را که این تغییر بر او وارد کرده است، جبران شود).

تغییر معادل [4] (EV) عبارت است از مقدار پولی که اگر یک تغییر اقتصادی اتفاق نیفتد، باید به فرد داده شود تا او را به سطحی از رفاه برساند که اگر آن تغییر رخ می‌داد به آن دست می‌یافت. در مورد عایدی رفاهی، این در واقع جبرانی است که فرد برای این که بتواند آن تغییر را فراموش کند به آن نیاز دارد. برای زیان رفاهی این مقدار پولی است که فرد حاضر است، بپردازد تا از وقوع تغییر اجتناب شود (لیارد و والترز، 1388).

2-2-2. تغییرات جبرانی و معادل در سیستم مخارج خطی

اگر در اثر تغییرات مالیات یا یارانه، قیمت از  به  برسد، تغییرات جبرانی به صورت زیر تعریف می‌شود:

(6)                                                                  

     گفتنی است که  شاخص قیمت لاسپیرز است که از وزن  برای تشکیل این شاخص استفاده شده است. هم‌چنین  میانگین هندسی وزنی نسبی قیمت­ها را نشان می‌دهد. در این رابطه  تغییرات نسبی قیمت کالای  iام است. باید دقت داشت که در رابطه اخیر، CV از طریق تغییرات قیمت‌های نسبی،  و مقادیر ثابت  به دست می‌آید. ویژگی مهم این روش آن است که مقادیر مطلق و  مورد نیاز نمی­باشد (کورنول و کریدی[5]، 2006). تغییرات معادل (EV) این سیستم به صورت زیر تعریف می‌شود  (کریدی[6]، 1998)

(7)                                                        

 

3. پیشینه تجربی

در این بخش، مطالعات خارجی و داخلی درباره برآورد سیستم LES  و عوامل مؤثر بر حداقل معاش مرور می‌شود.

استفاده از درآمد معادل با استفاده از سیستم مخارج خطی (LES) برای اولین بار به صورت خلاصه توسط رابرت[7] (1980) عرضه گردید، ولی بیان درآمد معادل با جزئیات کامل توسط کینگ[8](1983)  بیان شد و اپس و سوج [9](1989) با استفاده از سیستم تقاضای تقریباً ایده‌آل (AIDS)[10] و فرتین و تروچون[11](1993)  با استفاده از سیستم مخارج خطی (LES) به استفاده از مفهوم درآمد معادل پرداخته و شاخص­های رفاهی را محاسبه نمودند. پس از انجام این مطالعات، مقالات متعددی در حوزه اندازه­گیری اثرات رفاهی ناشی از افزایش قیمت کالاها و خدمات، انجام شد که برخی از آن‌ها به شرح زیر است.

کریدی و اسلیمن[12] (2006)  با استفاده از سیستم مخارج خطی به بررسی اثرات افزایش قیمت تحمیل‌شده بر مصرف کنندگان که از مالیات بر تولید‌ دی‌اکسید‌کربن در نیوزیلند ایجاد می‌شود، پرداخته‌اند. در این مطالعه اثرات رفاهی مالیات بر تولید دی‌اکسید‌‌کربن برای انواع خانوارها محاسبه شده و معیارهای نابرابری آنها نیز مورد بررسی قرار گرفته‌اند. نتایج نشان داد تغییر رفاه نهایی ناشی از یک واحد مالیات دی­‌اکسید کربن معادل 15 سنت است که به راحتی می­تواند از طریق منافع اجتماعی بهبود محیط زیست جبران شود.

موسوی و همکاران[13] (2013) در مطالعه­ای به برآورد خط فقر و شاخص­های زندگی در خانوارهای روستایی استان خوزستان پرداخته­اند. آن‌ها در این مطالعه، برای برآورد خط فقر ذهنی به تخمین تابع سیستم مخارج خطی (LES) اقدام نموده و از داده‌های دوره زمانی 1991-2009 خانوارهای روستایی استان خوزستان استفاده کرده‌اند. نتایج نشان می­دهد حداقل معاش سرانه خانوارهای روستایی استان خوزستان در سال 2003 برابر با 339182 ریال بوده است که در سال 2009 به 4415051 ریال افزایش یافته است.

شیملس و دلیلقن[14] (2013) به بررسی مفاهیم رفاه و افزایش قیمت کالاها در اتیوپی بر اساس بررسی‌های بودجه خانوار پرداخته­اند. یافته­های آن‌ها نشان می­دهد که یک افزایش در قیمت­های نسبی غلات و حبوبات می­تواند منجر به تشدید فقر در مناطق روستایی شود.

محمدی و همکاران (1386) حداقل معاش را در استان ایلام در طی برنامه‌های دوم و سوم توسعه با استفاده از سیستم مخارج خطی (LES) اندازه‌گیری کردند. وضعیت و روند شاخص‌های نسبت سرشمار، نسبت شکاف درآمدی، نابرابری درآمد بین فقرا و شاخص کاکوانی[15] براساس حداقل معاش محاسبه ‌شده، نشان‌دهنده‌ی بهبود وضعیت افراد فقیر در طی دوره زمانی 1383-1374 بوده است.

خسروی نژاد و صیامی عراقی (1391) در مطالعه­ای با برآورد سیستم تقاضای تقریبا ایده­آل خطی به محاسبه تغییرات رفاهی مصرف کنندگان در ایران با استفاده از شاخص درست هزینه زندگی طی دوره 1376-1386 پرداختند. نتایج مطالعه نشان می­دهد در طول دوره مورد بررسی خانوارهای روستایی رفاه بیش‌تری را در مقایسه با خانوارهای شهری از دست داده­اند.

گودرزی و همکاران (1391) در مطالعه خود برای برآورد حداقل معیشت و محاسبه درصد خانوارهای فقیر ایرانی از روش سیستم مخارج خطی استفاده کرده­اند. برای این منظور از داده‌های سال­های 1350 - 1388 استفاده شده است. ضرایب به دست آمده برای میل نهایی به مخارج روی گروه‌های کالایی بیانگر این است که این ضریب برای گروه‌های کالایی مسکن و خوراکی در مقایسه با گروه‌های کالایی دیگر بیش­تر است.

فلاحی و همکاران (1392)در مطالعه خود به بررسی تأثیر افزایش قیمت گروه‌های مختلف کالایی بر رفاه خانوارهای شهری پرداخته­اند. در این بررسی از داده‌های هزینه‌ای 8 گروه کالایی طرح هزینه و درآمد خانوارهای شهری طی سال‌های 1386-1373 استفاده شده است و برای تعیین تقاضای گروه‌های کالایی از سیستم مخارج خطی (LES) بهره گرفته شده است. نتایج بررسی شاخص‌های رفاهی نشان می­دهد بیش‌ترین کاهش رفاه ناشی از افزایش قیمت‌ها به ترتیب به گروه‌های مسکن و خوراکی‌ها، آشامیدن‌‌ها و دخانیات تعلق دارد.

بررسی مطالعات نشان می­دهد در هیچ کدام از مطالعات داخلی شاخص‌های رفاهی تغییرات جبرانی و تغییرات معادل سیستم مخارج خطی برای خانوارهای روستایی محاسبه نشده است که در این پژوهش به این موضوع پرداخته می­شود.

 

4. توصیف آماری داده‌ها و برآورد مدل

در این مطالعه برای بررسی آثار افزایش قیمت هشت گروه کالایی بر رفاه خانوارهای روستایی ایران از نتایج طرح هزینه و درآمد خانوارهای مناطق روستایی در فاصله زمانی 1391-1380 استفاده شده است.

گروه­های مورد مطالعه شامل "خوراکی‌ها، آشامیدنی‌ها و دخانیات"، "پوشاک و کفش"، "تفریحات، سرگرمی‌ها و تحصیل"، لوازم و اثاثیه"، "کالاها و خدمات متفرقه"، "بهداشت و درمان"، "حمل و نقل"، و "مسکن" بوده و جهت تعیین تقاضای هشت گروه‌ کالایی از سیستم مخارج خطی (LES) استفاده شده است. جهت برآورد ضرایب مدل LES ابتدا لازم است های توابع انگل هشت گروه کالایی در قالب داده‌های تابلویی برآورد شده و هر کدام از این پارامترها در رابطه (3) جایگزین شوند. در ادامه با استفاده از مخارج هزینه ‌شده هر کدام از گروه‌های کالایی در طی سال‌های یاد شده، حداقل معاش گروه iام( ) کالایی محاسبه شده است.

همچنین بعد از به دست آوردن (  تا )، با مشخص بودن شاخص قیمت گروه‌های کالایی  pi، ارزش حداقل معاش خانوارها   برآورد شده است. در ادامه ضمن محاسبه کشش مخارجی (درآمدی) سیستم مخارج خطی، با استفاده از روابط معرفی شده، اثرات تغییر قیمت بر رفاه مصرف‌کنندگان از طریق تغییرات جبرانی و معادل سنجیده شده است.

 

5. یافته­های تجربی

5-1. برآورد

جهت برآورد میل نهایی به مخارج معیشتی( ) از تخمین توابع برای گروه‌های هشت‌گانه هزینه‌ای استفاده می‌شود. فرم تابعی منحنی انگل سیستم مخارج خطی مطابق رابطه (8) می‌باشد.

 (8)                                                                                      

که در آن  مخارج دهک هزینه‌ای گروه کالایی iاموtMمجموع مخارج دهک‌های هزینه‌ای در هشت گروه کالایی می‌باشد. نتایج برآورد برای هشت گروه کالایی در جدول (1) عرضه شده است. گفتنی است در تخمین این توابع از داده‌های تابلویی استفاده شده است.

نتایج آزمون F لیمر حاکی از آن است که در هفت گروه کالایی پوشاک، تحصیلات، خوراک، بهداشت، مسکن، اثاثه و حمل و نقل، فرضیه صفر مبنی بر عدم معناداری اثرات انفرادی مقاطع رد شده و لازم است در گروه‌های یاد شده عرض از مبدأ متفاوت در نظر گرفته شود. ولی در گروه متفرقه بر اساس نتایج آزمون F لیمر، استفاده از روش داده­های تلفیقی (PLS) برای این گروه کالایی مناسب می­باشد.

 

جدول 1. نتایج برآورد توابع انگل در گروه‌های مختلف کالایی

گروه کالایی

پوشاک

تحصیلات

خوراک

بهداشت

مسکن

اثاثه

متفرقه

حمل و نقل

 

*078/0

*023/0

*341/0

*084/0

*135/0

*074/0

*120/0

*139/0

 

42/20

(00/0)

04/4

(00/0)

53/13

(00/0)

69/6

(00/0)

51/16

(00/0)

36/3

(00/0)

71/0

(69/0)

26/26

(00/0)

آماره هاسمن[16]

14/21

(00/0)

43/86

(00/0)

59/99

(00/0)

19/5

(02/0)

70/307

(00/0)

14/32

(00/0)

-

22/366

(00/0)

روش تخمین

اثرات ثابت

اثرات ثابت

اثرات ثابت

اثرات ثابت

اثرات ثابت

اثرات ثابت

داده­های تلفیقی

(PLS[17])

اثرات ثابت

* معنادار در سطح زیر یک درصد

اعداد داخل پرانتز نشان­دهنده ارزش احتمال می­باشند.

منبع: یافته‌های تحقیق

در عین حال، نتایج آزمون هاسمن برای هفت گروه کالایی پوشاک، تحصیلات، خوراک، بهداشت، مسکن، اثاثه و حمل و نقل نشان می‌دهد که برای تخمین مدل بر اساس این داده‌ها، روش اثرات ثابت[18] کاراتر از روش اثرات تصادفی[19] می‌باشد؛ بنابراین برای برآورد این 7 مدل از روش اثرات ثابت استفاده می‌شود. با توجه به استفاده از روش داده­های تلفیقی (PLS) برای گروه متفرقه، انجام آزمون هاسمن برای این گروه صورت نگرفته است.

5-2. برآورد حداقل معاش

برای برآورد حداقل معاش گروه کالایی iام ( ) از تابع استخراج شده از سیستم تقاضای خطی استفاده می‌شود. تابع تقاضا می‌تواند به صورت زیر نوشته شود:

                                                                    (9)

     برای برآورد ، ابتدا  تخمین زده شده از توابع انگل در معادله فوق جایگزین شده و معادله را به صورت زیر بازنویسی می‌کنیم:

 

                                                                             

که در آن: 

(10)                                                                 ,       

حال اگر فرض کنیم که؛

(11)                                                                                       

در این صورت رابطه فوق به صورت  درمی‌‌آید که برای تخمین رابطه فوق جزء خطا اضافه می­شود و به صورت  تبدیل می­شود که با تخمین این رابطه  برآورد می‌گردد. برای تخمین مدل فوق از مخارج هزینه هشت گروه هزینه‌ای طی سال‌های 91-1380 استفاده شده است. نتایج آزمون­های F لیمر، هاسمن، والد[20] و آزمون وولدریج[21] در برآورد حداقل معاش در جدول (2) نشان داده شده است.

 

جدول 2. نتایج آزمون­های Fلیمر، هاسمن، والدو آزمون وولدریج در برآورد حداقل معاش

آزمون

آماره

مقدار آماره آزمون

ارزش احتمال

 

F

75/7

000/0

آزمون هاسمن

 

59/62

000/0

آزمون والد (ناهمسانی واریانس)

 

50/238

000/0

آزمون وولدریج (خودهمبستگی)

F

520/0

4944/0

منبع: یافته‌های تحقیق

  

با توجه به نتایج آزمون F لیمر، عرض از مبدأ جدا برای هر گروه کالایی در نظر گرفته می­شود.

نتیجه آزمون هاسمن هم نشان می­دهد مدل اثرات ثابت مناسب می­باشد. هم‌چنین با توجه به آزمون­های تشخیصی انجام شده آزمون وولدریچ برای تشخیص خودهمبستگی بیانگر عدم وجود خودهمبستگی مرتبه اول است ولی آزمون والد نشان می­دهد در مدل ناهمسانی واریانس وجود دارد که در این خصوص لازم است برای برآورد حداقل معاش از روش حداقل مربعات تعمیم یافته در دسترس (FGLS)[22] استفاده نمود که نتایج آن در جدول (3)  نشان داده شده است.

بعد از برآورد  هر گروه، جهت دست‌یابی به حداقل معاش پولی یا ارزش حداقل معاش از شاخص‌های قیمت گروه‌های کالایی استفاده می‌گردد. گفتنی است واحد  همان واحد qi می­باشد که پس از ضرب شدن در شاخص قیمت به حداقل معاش پولی تبدیل می‌گردد.  حداقل معاش پولی گروه i و  کل حداقل معاش پولی خانوارهای روستایی کشور را نشان می‌دهند که برای یک خانوار متوسط روستایی در سال‌های 1380، 1386 و 1391 به ترتیب معادل 01/6، 5/13 و 6/40 میلیون ریال در سال برآورد شده است. در مطالعه موسوی و همکاران (2013) حداقل معاش خانوارهای روستایی استان خوزستان در سال 2009 معادل 1/44 میلیون ریال بوده و در مطالعه ابونوری و مالکی (1387) این رقم برای خانوارهای روستایی استان سمنان در سال 1383 معادل 4/12 میلیون ریال برآورد شده است.

 

جدول 3. نتایج تخمین الگو به روش FGLS در برآورد حداقل معاش

گروه کالایی

پوشاک

تحصیلات

خوراک

بهداشت

مسکن

اثاثه

متفرقه

حمل و نقل

حداقل معاش

71/5306

65/2881

63/30644

98/5010

38/15566

61/5587

64/500

23/6064

ارزش احتمال

000/0

000/0

000/0

000/0

000/0

000/0

045/0

000/0

حداقل معاش پولی (1391)

2140868

503425

24138897

2242741

7396119

2199236

475886

1539657

منبع: یافته‌های تحقیق

 

5-3. محاسبه کشش­ها

در جدول (4) نتایج محاسبه کشش‌های متوسط درآمدی، قیمتی و متقاطع برای مصرف‌کنندگان روستایی کشور طی سال‌های 1383-1391 بیان شده است. نتایج برآورد کشش درآمدی نشان می‌دهد که گروه­های «خوراکی‌ها، آشامیدنی‌ها و دخانیات» و مسکن کشش درآمدی کمتر از یک داشته و جزء گروه‌های کالاهای ضروری محسوب می­شوند. گروه‌های کالایی پوشاک، تحصیلات،  «بهداشت و درمان» و «لوازم و اثاثه» دارای کشش درآمدی تقریبا یک بوده و می‌توان آن‌ها را گروه‌های کالای نرمال در نظر گرفت. کشش درآمدی گروه‌های کالایی «کالاها و خدمات متفرقه» و «حمل و نقل و ارتباطات» به مقدار زیادی از یک بیش‌تر بوده و گروه‌های لوکس تلقی می­شوند. کشش­های قیمتی نیز همگی منفی و کمتر از یک می­باشد که با پایه­های نظری سیستم مخارج خطی مطابقت دارد.

 

جدول 4. کشش­های متوسط قیمتی، متقاطع و درآمدی طی سال‌های 1383-1391

گروه­ها

کشش درآمدی

پوشاک

تحصیلات

خوراک

بهداشت

مسکن

اثاثه

متفرقه

حمل و نقل

پوشاک

09/1

990/0-

001/0-

001/0-

001/0-

001/0-

001/0-

001/0-

001/0-

تحصیلات

02/1

008/0-

694/0-

006/0-

008/0-

006/0-

008/0-

010/0-

009/0-

خوراک

87/0

182/0-

168/0-

722/0-

171/0-

137/0-

171/0-

233/0-

202/0-

بهداشت

04/1

024/0-

023/0-

019/0-

751/0-

018/0-

024/0-

031/0-

037/0-

مسکن

83/0

078/0-

072/0-

062/0-

073/0-

624/0-

076/0-

100/0-

087/0-

اثاثه

08/1

023/0-

022/0-

019/0-

022/0-

018/0-

717/0-

030/0-

026/0-

متفرقه

41/1

003/0-

003/0-

003/0-

005/0-

002/0-

003/0-

970/0-

004/0-

حمل و نقل

22/1

018/0-

016/0-

014/0-

017/0-

013/0-

017/0-

023/0-

878/0-

منبع: یافته‌های تحقیق

 

5-4. شاخص‌های رفاهی سیستم مخارج خطی

برای اندازه‌گیری اثرات رفاهی ناشی از حذف یا کاهش یارانه، اعمال مالیات‌های مستقیم یا غیرمستقیم و یا شوک‌های قیمتی لازم است یک مبدأ اولیه (قبل از اجرای سیاست یا قبل از ورود شوک قیمتی) و یک نقطه ثانویه (پس از اجرای سیاست یا پس از ورود شوک قیمتی) تعریف نمود. علاوه بر این، لازم است مشخص شود که این تعدیل (افزایش) قیمت در چه گروه یا گروه‌های کالایی انجام شده است.

جهت تعیین نحوه افزایش قیمت و مشخص نمودن مبدأ و نقطه ثانویه می­توان از واقعیت‌های رخ داده استفاده کرد و اثرات افزایش قیمت واقعی که در شاخص‌های قیمت بانک مرکزی ثبت شده است به عنوان شوک قیمتی تعریف شده و اثرات رفاهی آن بررسی گردد. اثرات رفاهی شوک قیمت در هر گروه کالایی می­تواند به صورت مجزا و نیز به صورت هم‌زمان در تمام گروه‌های کالایی مورد بررسی قرار گیرد. برای مثال، شاخص قیمت گروه «مسکن» براساس قیمت‌های پایه سال 1381 در سال 1390 برابر 3/419 بوده است که در سال 1391 رشد 3/13 درصدی را تجربه کرده است. حال چنانچه فرض شود در سایر گروه‌های مورد بررسی سطح قیمت‌ها ثابت بماند، می‌توان نسبت به محاسبه شاخص‌های رفاهی ناشی از تغییر قیمت مسکن اقدام نمود. این عمل را می‌توان در مورد تک تک گروه‌های مورد بررسی انجام داد و با ثابت نگه‌داشتن تغییرات قیمت سایر گروه‌ها نسبت به محاسبه تغییر رفاه مصرف‌کنندگان ناشی از افزایش قیمت‌ها اقدام کرد. نتایج این محاسبات برای تک‌تک گروه‌ها با ثابت نگه‌داشتن قیمت سایر کالاها در جدول (5) نمایش داده شده است. بر این اساس برای جبران افزایش قیمت 3/13 درصدی قیمت مسکن، بایستی مبلغ 1725903 ریال به مصرف‌کننده پرداخت نمود تا در همان سطح رفاه باقی بماند که این رقم همان CV  محاسباتی گروه مسکن می‌باشد. جهت امکان مقایسه آسان‌تر می‌توان از نسبت  CV/M استفاده نمود که نشان‌دهنده آن است که برای جبران افزایش قیمت مسکن چند درصد از بودجه خانوار (M) را بایستی به مصرف‌کننده پرداخت کرد تا در همان سطح رفاه و مطلوبیت قبلی (سال 1390) باقی بماند. مقدار این شاخص برای یک رشد قیمت 3/13 درصدی در گروه مسکن برابر 1/2 درصد می‌باشد. به عبارت دیگر برای جبران رشد قیمت یاد شده بایستی 1/2 درصد از درآمد (مخارج) خانوار را  به وی پرداخت نمود تا سطح مطلوبیت و رفاه سال 1390 حفظ گردد.

 

جدول 5. تغییرات جبرانی و تغییرات جبرانی نسبی گروه­های مختلف کالایی در دوره 91-1390

اثر هم‌زمان

 تغییر قیمت‌ها

پوشاک

تحصیلات

خوراک

بهداشت

مسکن

اثاثه

متفرقه

حمل و نقل

 

26438

1901

231

12915

1298

1726

1784

3406

1412

CV

هزار ریال

59/32

3/2

3/0

9/15

6/1

1/2

2/2

2/4

7/1

CV/M

78/33

5/38

0/15

6/39

8/22

3/13

9/36

2/67

1/18

نرخ رشد قیمت‌ها

منبع: یافته‌های تحقیق

در گروه «خوراکی‌ها، آشامیدنی‌ها و دخانیات» شاهد رشد 6/39 درصد قیمت‌ها نسبت به سال 1390 هستیم که برای جبران این افزایش قیمت باید 12914933 ریال به مصرف‌کننده پرداخت شود که این مقدار معادل 9/15 درصد درآمد (مخارج) مصرف‌کننده می‌باشد. هم‌چنین با رشد قیمت 1/18 درصدی در بخش حمل و نقل بایستی 1411637 ریال معادل 7/1 درصد مخارج به مصرف‌کننده پرداخت شود. به همین ترتیب با ثابت نگه‌داشتن رشد شاخص قیمت در سایر گروه‌ها چنانچه به ترتیب شاهد رشد قیمت 2/67 درصدی گروه «کالاها و خدمات متفرقه»، رشد 8/22 درصدی  گروه «بهداشت و درمان»، رشد 9/36 درصدی گروه «لوازم و اثاثه»، رشد 5/38 درصدی گروه «پوشاک و کفش» و رشد 15 درصدی گروه «تفریحات، سرگرمی‌ها و تحصیل» باشیم لازم است به ترتیب معادل 2/4، 6/1، 2/2، 3/2 و 3/0 درصد از مخارج (درآمد) خانوار به مصرف کننده پرداخت گردد تا در سطح رفاه قبلی باقی بماند.

حال اگر چنانچه رشد قیمت‌های یاد شده به صورت هم‌زمان اتفاق بیفتد، مقدار CV در سال 91 معادل 26438494 محاسبه می‌گردد که این رقم معادل 6/32 درصد مخارج (درآمد) مصرف‌کنندگان می‌باشد. در جدول (6)، مقادیر EV و CV به همراه شاخص‌های  و  با درنظر گرفتن مقادیر واقعی رشد قیمت گروه‌های مختلف کالایی طی سال‌های 1391-1380 محاسبه گردیده است. بررسی مقادیر EV و CV نشان می‌دهد که این شاخص‌ها همواره در طول زمان افزایشی بوده‌اند؛ ولی شاخص‌های  و  در طول زمان دارای نوسان می‌باشند که میزان و جهت این نوسان وابسته به میزان رشد قیمت‌ها در گروه‌های مختلف کالایی در طول سال‌های مورد بررسی می‌باشد.

 

جدول 6. تغییرات جبرانی و معادل افزایش همزمان قیمت گروه­های کالایی

CV

ریال

EV

ریال

EV/M

CV/M

رشد قیمت

دوره

4/2976622

3289238

2/18

5/16

4/16

1380-1381

3/3427249

5/3302005

2/14

7/14

6/14

1381-1382

7/3517912

9/4039412

7/15

7/13

6/13

1382-1383

8/4041494

7/4032693

0/12

0/12

0/12

1383-1384

4708440

7/4635863

4/12

6/12

4/12

1384-1385

7/6805038

9/6870960

5/16

4/16

1/17

1385-1386

12253392

10851661

2/22

1/25

7/26

1386-1387

4/5604040

4/5572041

3/10

4/10

3/10

1387-1388

11731428

11318995

1/19

8/19

0/20

1388-1389

22989325

20479906

9/29

6/33

5/36

1389-1390

26438494

26594611

8/32

6/32

8/33

1390-1391

منبع: یافته‌های تحقیق

 

6. نتیجه‌گیری

با توجه به شرایط کنونی کشور و روند صعودی افزایش قیمت­ها طی سال­های اخیر، آگاهی از نحوه تاثیرگذاری تغییرات قیمت کالاها بر رفاه خانوارها به ویژه در روستاهای کشور، در راستای اتخاذ تصمیم‌های مربوط به رفاه اجتماعی از اهمیت بالایی برخوردار است. در این راستا، در مطالعه حاضر با کاربرد داده­های آماری دوره زمانی 1380-1391 و روش تخمین داده­های پانلی، به برآورد سیستم مخارج خطی پرداخته شده و حداقل معاش خانوارها به همراه کشش­های قیمتی، متقاطع و درآمدی و شاخص‌های رفاهی تغییرات جبرانی و معادل ناشی از افزایش قیمت 8 گروه کالایی محاسبه شد.

یافته­های پژوهش حاکی از آن است که افزایش قیمت هرکدام از گروه‌های کالایی متناسب با ضرورت گروه کالایی و هم‌چنین سهم آن‌ها در حداقل معاش خانوار، اثرات متفاوتی بر رفاه خانوارها دارد؛ به طوری که گروه‌های خوراکی‌ها، آشامیدنی‌ها و دخانیات، مسکن، بهداشت و درمان، پوشاک و کفش، حمل و نقل، کالاها و خدمات متفرقه، لوازم و اثاثیه و تفریحات، سرگرمی‌ها و تحصیل متناسب با ضروری ‌بودن کالا و همچنین سهم آن‌ها در حداقل معاش خانوار، به ترتیب بیش‌ترین تأثیرپذیری رفاهی را از افزایش قیمت‌ها داشته‌اند.

با توجه به این که نوع کالا (از لحاظ ضروری بودن) و سهم هر گروه کالایی از حداقل معاش بر نحوه اثرگذاری قیمت­ها بر رفاه خانوارها مؤثر است؛ بنابراین در بررسی تأثیرپذیری رفاه از تعدیلات قیمتی لازم است هر گروه کالایی را به صورت مجزا بررسی نموده و سیاست­های متناسب با آن گروه اعمال شود. این امر در خصوص بخش‌های خوراکی‌ها، آشامیدنی‌ها و دخانیات، مسکن و حمل و نقل اهمیت بیش‌تری می‌یابد؛ زیرا گروه‌های مسکن و خوراکی‌ها، آشامیدنی‌ها و دخانیات به دلیل سهم زیاد در حداقل معاش خانوار و ضروری بودن این نوع کالاها و بخش حمل و نقل به دلیل ارتباطات پسین و پیشین با سایر بخش‌ها و به خصوص ارتباط مستقیم آن با حامل‌های انرژی به ویژه بنزین، گاز و گازوئیل می‌تواند تأثیرات بسزایی در مکانیزم  تعدیل قیمت‌ها و اثرات رفاهی آن داشته باشد.



[1] Linear Expenditure System

[2] Stone-Geary Utility Function

[3] Compensation Variations

[4] Equivalent Variations

[5] Cornwell.  &  Creedy

[6] Creedy

[7] Roberts

[8] King

[9] Apps & Savge

[10] Almost Ideal Demand System

[11] Fortin & Truchon  

[12] Creedy & Sleeman

[13] Moosavi et al

[14] Shimeles & Delelegn

[15] Kakwani

[16] Hausman Test                                                      

[17] Pooled Least Squares

[18] Fixed Effect

[19] Random Effect

[20] Wald

[21] Wooldridge

[22] Feasible Generalized Least Squares

منابع

-      ابونوری، اسماعیل، مالکی، نادر(1387). خط فقر در استان سمنان طی برنامه‌های توسعه (1383-1368). فصلنامه علمی پژوهشی رفاه اجتماعی، 7 (28): 237-215.

-      ابریشمی، حمید، مهرآرا، محسن (1376). مدل تقاضای مصرف‌کننده و تحلیلی بر تغییرات بعد مصرفی خانوارها طی دوره 1344-1372. پژوهشنامه بازرگانی، (3): 134-164.

-      سلمانی، بهزاد (1390). اندازه­گیری فقر و شاخص­های توزیع درآمد در استان آذربایجان شرقی. دفتر آموزش و پژوهش، معاونت توسعه مدیریت و منابع انسانی استانداری آذربایجان شرقی، تبریز.

-      خسروی نژاد، علی اکبر، صیامی عراقی، ابراهیم (1391). برآورد تغییرات رفاهی مصرف­کنندگان در ایران با استفاده از شاخص درست هزینه زندگی. فصلنامه مدلسازی اقتصادی، 6 (20): 74-57.

-      عربی، مصطفی، خداپرست مشهدی، مهدی (1392). مقایسه معیارهای رفاه اجتماعی، توزیع درآمد و فقر خانوارهای روستایی استان خراسان شمالی و کشور طی سال‌های 1384-1390. نشریه راهبردهای توسعه روستایی، 1(2): 50-35.

-      فلاحی، فیروز، محمدزاده، پرویز، حکمتی فرید، صمد (1392). بررسی آثار رفاهی افزایش قیمت گروه‌های کالایی در خانوارهای شهری کشور. مجله تحقیقات اقتصادی، 48(2): 150-131.

-      قربانی، سمیه، بختیاری، صادق، رنجبر، همایون (1392). شاخص ترکیبی رفاه اقتصادی، اندازه‌گیری و مقایسه روند آن با تولید ناخالص داخلی برای ایران طی دوره زمانی (2007-2001). اولین همایش الکترونیکی ملی چشم انداز اقتصاد ایران با رویکرد حمایت از تولید ملی، گروه علوم اقتصادی دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان، اصفهان.

-      گودرزی ‌فراهانی، یزدان، عبدلی، قهرمان (1391). تخمین حداقل معاش با استفاده از سیستم مخارج خطی در ایران و تعیین نسبت خانوارهای زیر خط فقر. رفاه اجتماعی، 12(45): 172-143.

-      لیارد. پی.آ.جی، والترز. ا.ا، (1388)، تئوری اقتصاد خرد، ترجمه عباس شاکری، تهران، چاپ ششم، نشر نی.

-      محمدی، شاکر، سایه میری، علی، گرجی، هادی (1386). اندازه‌گیری حداقل معاش با استفاده از سیستم مخارج خطی: مورد استان ایلام در طی دو برنامه. فصلنامه پژوهش‌های اقتصادی ایران، 9(31): 188-165.

-        Apps, P. & Savage, E. (1989). Labour supply, welfare rankings and the measurement of inequality. Journal  of  Public Economics, 47: 336-364.

-        Cornwell ,A.  &  Creedy, J. (1997). Measuring the measuring the welfare effects of Tax changes using the LES: An application to a Carbon Tax. Empirical Economics, 22: 589-613.

-        Creedy, J. Sleeman, C. (2006). Carbon taxation, prices and welfare in New Zealand. Ecological Economics, 57: 333-345.

-        Creedy, J. (1998). Measuring the welfare Effect of price changes: A convenient parametric Approach. Australian Economic papers, Blackwell publishing 37(2): 137-151.

-        Fortin, B. & Truchon, M. (1993). On reforming the welfare system:workfare meets the negative income tax. Journal of Public Economics, 51: 119– 151.

-        King, M.A. (1983). Welfare analysis of tax reforms using household data. Journal of Public Economics, 21: 183–214.

-        Moosavi, S. A., Esmaiel, H. & alboali, S. (2013). Estimating the Poverty Line and Living Conditions of Rural Households: A Case Study. Journal of Finance and Economics, 1(4): 112-117.

-        Roberts, K. (1980). Price-independent welfare prescriptions. Journal of Public Economics, 18: 277–297.

-        Shimeles, A. & Delelegn, A. (2013). Rising food prices and household welfare in Ethiopia: Evidence from Micro Data. African Development Bank Group,Working Paper Series,182: 1-41.