درآمد غیربهره‌ای، ریسک و سودآوری در صنعت بانکداری‌

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری دانشگاه پیام نور تهران

2 دانشیار اقتصاد دانشگاه پیام نور تهران

3 استادیار اقتصاد دانشگاه پیام نور تهران

چکیده

هدف این مقاله ارزیابی اثر درآمد غیربهره‌ای بر ریسک و سودآوری در صنعت بانکداری در دوره زمانی 1384 - 1393 با استفاده از روش گشتاورهای تعمیم‌یافته سیستمی می‌باشد. نتایج نشان می‌دهد افزایش درآمد غیربهره‌ای موجب افزایش سودآوری و کاهش ریسک در نظام بانکی ایران می‌شود و رابطه شاخص تمرکز و ریسک بانکی، معنادار و مثبت است؛ به طوری که افزایش شاخص تمرکز موجب افزایش ریسک بانک‌ها می‌گردد. براساس نتایج تحقیق و مشکلات کنونی نظام بانکی ایران، توجه به درآمدزایی بانک‌ها از طریق درآمدهای غیربهره‌ای می‌تواند به عنوان یک راه حل اساسی و مهم مورد توجه قرار گیرد.

کلیدواژه‌ها


1. مقدمه

درآمد حاصل از مابه‌التفاوت بهره پرداختی و بهره دریافتی منبع اصلی درآمدهای بانک است. درآمد حاصل از مابه‌التفاوت بهره به مفهوم درآمد بهره‌ای منهای هزینه بهره‌ای می‌باشد. افزایش رقابت بین بانک‌ها و تغییرات در مقررات افشاسازی (ارائه گزارش‌های مالی) بانک‌ها را مجبور به کاهش نرخ‌های وام‌دهی نموده است. به همین دلیل، بانک‌ها به طور وسیع به خدمات غیربهره‌ای روی آورده‌اند. افزون بر این، تأیید قانونی شدید بر رعایت مقررات کفایت سرمایه در زمینه اندازه دارایی‌ها، بانک‌ها را تشویق نموده است که در تلاش برای گسترش داد و ستدهای درآمدزا بدون دارایی‌های ریسک‌دار و در نتیجه اجتناب از نیاز به سرمایه اضافی، به دریافت درآمدهای غیربهره‌ای توجه نمایند (پژوهشکده پولی و بانکی،1386 ).

بسیاری از افراد، شیوه سنتی بانکداری را که در آن بخش اعظم درآمد بانک‌ها از محل پرداخت تسهیلات به افراد حقیقی و حقوقی تحقق پیدا می‌کند، غیرقابل تغییر و انعطاف می‌دانند و معتقدند وظیفه اصلی بانک به جمع‌آوری وجوه) منابع) و پرداخت آن در قالب تسهیلات خلاصه می‌شود. اما سیستم کسب درآمد در بانک‌های پیشرفته در حال تغییر و دگرگونی است؛ به گونه‌ای که سهم کسب درآمد از محل ارائه خدمات آنها به طور مرتب در حال افزایش است. در حال حاضر نسبت درآمد بانک‌ها در ایران از محل کارمزد دریافتی بسیار ناچیز است و عموما بانک‌ها از درآمدهای حاصل از اعطای تسهیلات و سرمایه‌گذاری‌های مستقیم بهره‌مند می‌شوند. ارایه این خدمات در بازارهای بین‌المللی بخشی از خدمات نوینی است که بانک‌ها انجام می‌دهند.

 منابع درآمدی بانک‌ها شامل سود اعطای تسهیلات و کارمزد عملیات بانکی است. درآمد عملیاتی بانک‌ها در واقع مابه‌التفاوت نرخ سود پرداختی است. منابع درآمدی کارمزدهای بانک می‌تواند شامل مواردی نظیر کارمزدهای ناشی از عملیات ارزی، نقل و انتقال وجوه مشتریان، گشایش و تمدید اعتبارات اسنادی داخلی و خارجی، صدور انواع ضمانت‌نامه، صدور حوالجات و بروات، خدمات الکترونیکی، ارائه خدمات مشاوره‌ای بانکی، حق کارشناسی، خدمات ریالی مانند نگهداری حساب‌های جاری باشد. بررسی درآمدهای غیربهره‌ای بانک‌ها با وجود مطالبات معوقه بانک‌ها و خطر ورشکستگی آنها و نیاز شدید بانک‌ها به منابع جدید درآمدی برای سودآوری از ضرورت دیگر انجام این تحقیق است. بانک‌ها در جریان عملیات با انواع ریسک‌ها مواجه هستند. از لحاظ نظری، حذف انواع ریسک غیرممکن است، اما شناسایی و مدیریت آنها به عنوان تنها راه حل ممکن مطرح است. در واقع مدیریت ریسک رویه‌ای است که در تعامل با نااطمینانی‌های ناشی از بازارهای مالی، بانک را به سوی اتخاذ استراتژی مناسب سوق می‌‌‌دهد (کارن[1]، 2005).

فرضیه‌های که در این مقاله مورد بررسی قرار می‌گیرد، شامل موارد زیر می‌باشد:

ارتباط بین درآمد غیربهره‌ای و ریسک در صنعت بانکداری ایران، مثبت و معنادار می‌باشد. افزایش درآمد غیربهره‌ای موجب افزایش سودآوری در نظام بانکی ایران می‌گردد.

بررسی مطالعات نشان می‌دهد به طور عمده اکثر مطالعات خارجی و بین‌المللی تمرکز بر رابطه درآمد غیربهره‌ای و ریسک دارند و به ندرت به ارتباط همزمان درآمد غیربهره‌‌‌ای با ریسک و سوددهی را مورد تحقیق قرارداد‌ه‌اند. این مطالعه به طور همزمان، اثرات درآمد غیربهره‌ای بر سودآوری و ریسک را بررسی نموده است. در داخل کشور نیز این پژوهش به عنوان اولین تحقیق درباره بررسی ارتباط درآمد غیربهره‌ای با ریسک و سودآوری است. در این راستا پس از مقدمه، در بخش دوم، ادبیات موضوع ارائه می‌گردد؛ بخش سوم به روش تحقیق اختصاص یافته است. در بخش چهارم، یافته‌های تحقیق و برآورد مدل شرح داده شده و در پایان نتیجه‌گیری و پیشنهادهای مقاله ارائه می‌گردد.

 

2. ادبیاتتحقیق

2-1. نظریه«ارتباطدرآمدغیربهره‌ایباریسکو سودآوری»

از دیدگاه شهودی، تنوع منابع درآمدی می‌تواند موجب ثبات و پایداری درآمد عملیاتی و خلق یک جریان سودآوری جدید باشد؛ زیرا فعالیت‌های درآمد غیربهره‌ای فرض می‌شوند با درآمدهای بهره همبستگی نداشته باشند یا این همبستگی ناقص باشد (چیورازو و همکاران، 2008)[2]. اگرچه این نظریه توسط برخی بحث‌ها به چالش کشیده شده است.

یانگ و رولاند (2001)[3]  معتقدند گسترش محل درآمدزائی بانک از سه مسیر می‌تواند باعث افزایش ریسک گردد:  اول، درآمد از محل ارائه خدمات وام‌دهی در طول زمان، به اندازه کافی به دلیل وجود هزینه‌های اطلاعاتی و جایگزینی بالا برای وام‌گیرندگان و وام‌دهندگان میل به ثبات دارد؛ زیرا درآمد از محل ارائه خدمات مستقل از نرخ بهره، معمولا دارای نوسانات زیادی است. بانک‌ها به راحتی می‌توانند فعالیت‌های مستقل از نرخ بهره خود را با یکدیگر جایگزین کنند؛ در حالی که جایگزینی این فعالیت‌ها با فعالیت‌های وام‌دهی به این آسانی میسر نمی‌شود؛ دوم، اهرم اجرایی بانک با گسترش فعالیت‌های غیربهره‌ای ممکن است افزایش یافته و منجر به افزایش هزینه‌های ثابت بانک به دلیل سرمایه‌گذاری‌های جدید در تکنولوژی و نیروی انسانی گردد .به دلیل رابطه قرضی که قبلا ایجاد شده، هزینه نهایی روی وام‌های اضافی محدود نشده است و در پایان، تعدیل‌کننده‌ها تجهیزات سرمایه‌ای کمتر یا بدون تجهیزات سرمایه‌ای برای فعالیت‌های درآمد غیربهره‌ای را تحمیل می‌کنند که ممکن است عایدی‌های نوسانی که منجر به قدرت مالی می‌شوند را افزایش دهد. همچنین استریو (2004)، اشاره می‌کند که درآمد با بهره و درآمد غیربهره‌ای تا حد امکان بهم وابسته هستند؛ زیرا فروش تقاطعی[4] محصولات مختلف به مصرف کننده یکسان، در واقع سود متنوعی را تولید نمی‌کند.

تغییرات ساختاری در سیستم بانکی و گستردگی راه‌های تأمین مالی دیگر برای بنگاه‌ها موجب شده است تا بانک‌ها به صورت پیوسته در جستجوی سایر راه‌های سودآوری در کنار ارائه تسهیلات باشند. از دیدگاه نظری، بانک‌ها می‌توانند از صرفه‌های مقیاس وقتی که کانال درآمدزائی خود را گسترش می‌دهند، منتفع گردند. بانک‌ها می‌توانند در کنار ارائه خدمات وام‌دهی به مشتریان با ارائه خدمات مالی دیگر و بهره‌گیری از اطلاعات مشتریان باعث کاراتر شدن و سودآوری بیشتر بانک گردند. منطق گویای این مطلب این است که بانک‌ها می‌توانند با چند کاناله کردن درآمدزائی خود و یا با انتقال درآمدزائی خود از خدمات تسهیلاتی (دارای بهره) به خدمات غیرتسهیلاتی (مانند سایر خدمات مالی دارای درآمد برای بانک و بی‌تأثیر از نرخ‌های بهره) باعث کاهش ریسک کلی بانک گردند (هیدایت و همکاران[5]، 2012).

 فعالیت‌های دارای درآمد غیربهره‌ای برای بانک به نظرمی‌رسد که به صورت ناقص و معکوسی با فعالیت‌های دارای درآمد بهره‌ای ارتباط داشته باشند و به این دلیل می‌توانند به عنوان ابزاری جهت ثبات بانکی و بهبود رابطه بازدهی - ریسک برای بانک عمل نمایند.

همچنین به نظر می‌رسد انتقال محل درآمدزایی بانک به سوی فعالیت‌های مستقل از نرخ بهره می‌تواند نوسانات سوددهی بانک ناشی از نوسانات رشد و رونق کسب و کار بازار را کاهش دهد (کهلر[6]، 2014).

2-2. پیشینهتحقیق

یافته‌های تجربی در ادبیات تجربی تحقیق مبهم و مختلف هستند و اغلب مطالعات و منابع موجود درباره اثر فعالیت‌های غیربهره‌ای بر عملکرد ریسک بانکی و سودآوری بر اساس بانک‌های اروپایی و آمریکایی می‌باشد. شاهیمی[7] و همکاران (2006) نشان داده‌اند، درآمدهای کارمزدی یک منبع جایگزین مهمی از درآمد محسوب شده و می‌تواند باعث کاهش وابستگی بالای بانک‌های اسلامی بر تامین مالی از طریق بدهی به عنوان منبع مهم درآمدی شود.

چیورازو[8] و همکاران (2008)  نیز به بررسی متنوع‌سازی درآمد و عملکرد بانکی پرداختند و به این نتیجه رسیدند که یک رابطه U معکوسی بین سود به ازای ریسک و اندازه بانک وجود دارد. نتایج تحقیق شارما[9](2009) با مقایسه درآمدهای غیربهره‌ای بانک‌های هندوستان نشان داد که سهم درآمدهای غیربهره‌ای در بانک‌های هند در طول دوره 11 ساله افزایش چشمگیری داشته است؛ در صورتی که سهم درآمدهای بهره‌ای کاهش یافته است و درآمدهای غیربهره‌ای تأثیر مهمی در سودآوری بانک‌ها داشته است.

 فستیک و همکاران (2011)[10] نشان دادند که فعالیت‌های غیربهره‌ای، ریسک اعتباری را افزایش می‌دهد؛ زیرا این فعالیت‌ها بدون الزامات قانونی، فرصتی را برای افزایش قابل توجه اهرم مالی فراهم می‌کنند. نتایج تجربی خان [11] و همکاران (2011)نشان داد که یک رابطهقوی بین بعضی متغیرهای ویژه بانکی و سودآوری آنها وجود دارد. در این تحقیق، بانک‌های بزرگ (با توجه به سرمایه آنها) در مدیریت وام‌های وصول نشده خود نسبت به بانک‌های کوچک در صنعت کاراتر عمل کرده بودند. نتایج کار هیدایت و همکاران (2012) نشان داد که اثر متنوع‌سازی درآمد بر ریسک بانکی به شدت به اندازه دارایی بانک‌ها وابسته است. بدین صورت که رابطه منفی بین درجه متنوع‌سازی محصول با ریسک بانکی برای بانک‌های با اندازه کوچک وجود داشت؛ ولی این رابطه برایبانک‌های با اندازه بزرگ مثبت بود.

نتایج بررسی ارجی[12] و همکاران (2012) نشان می‌دهد در صنعت بانکداری تایوان درآمد غیربهره‌ای نوسانی‌تر از درآمد بهره‌ای خالص (به ویژه بعد از 2002) می‌باشد. کهلر(2014) اثر سهم درآمدهای غیربهره‌ای بانک‌های آلمان را بر ریسک برای دوره 2002 - 2010 بررسی کرده و به این نتیجه رسیده است که اثر درآمدهای غیربهره‌ای بر ریسک بستگی به مدل‌های کسب وکار بانک‌ها دارد. انگل[13]و همکاران (2014) ارتباط بین ریسک بانکی و درآمد غیربهره‌ای را با درنظرگرفتن درجه تمرکز سیستم بانکداری کشورها بررسی کردند. آنها دریافتند که بانک‌هایی که در سیستم بانکداری با تمرکز پایین قرار دارند (مثل بانک‌های موجود در ژاپن و آمریکا) سطوح بالاتری از درآمدهای غیربهره‌ای دارند، ولی کمکی به کاهش نوسانات سود نشده و با سطح بالای ریسک سیستمی روبرو هستند. کان[14] و همکاران (2015) اثرات متنوع‌سازی درآمد را بر ریسک‌های صنعت بانکداری کشور ویتنام بررسی کرده و نشان دادند بانک‌هایی که درآمد غیربهره‌ای بالایی داشتند، ریسک پایین‌تری نسبت به بانک‌هایی که به طور عمده در زمینه درآمد بهره‌ای فعالیت می‌کردند، دارند. این نتیجه برای بانک‌های بزرگ‌تر مصداق بیشتری دارد.

در بررسی تان[15] (2016) بر اثرات ریسک و رقابت بر سودآوری 41 بانک چین، سودآوری بانک تا حد کمی پایداری دارد؛ درحالی که هیچ اثر قوی از ریسک و رقابت در بانک‌های چینی پیدا نشد؛ ولی اثر مبهم ریسک بر سودآوری بانک می‌تواند به این حقیقت که حکومت چین هنوز تأثیر قوی یا حمایت زیادی از بانک‌های چینی می‌کند، نسبت داد. در داخل کشور نیز با وجود پیگیری‌های لازم درباره درآمدهای غیربهره‌ای و اثرات آن تحقیقی مشاهده نگردید.

 

3. روش تحقیق

3-1. جامعهآماریو فرضیههایتحقیق

هدف اصلی مقاله حاضر بررسی اثر درآمد غیربهره‌ای بر ریسک و سودآوری در صنعت بانکداری است. نمونه مورد بررسی داده‌های سالانه بانک‌های ایران از سال 1384 - 1393 می‌باشد[16]. این داده‌ها حسابرسی شده و از گزارش‌های ارسالی بانک‌ها به بانک مرکزی به دست آمده است.

3-2. شاخص‌هایسودآوری

صورتحساب سود و زیان، منبع اصلی اطلاعات  درباره سودآوری بانک است و منابع درآمدزا و مقادیر و جنبه کیفی آن و همچنین کیفیت پرتفوی وام بانک و کانون هزینه‌ها را نشان می‌دهد. در این تحقیق برای بررسی سودآوری صنعت بانکداری از دو نسبت بازده کل دارایی‌ها (ROA)[17] و بازده حقوق صاحبان سهام (ROE)[18] استفاده شده است.  بازده دارایی‌ها یک شاخص از چگونگی سودآوری شرکت وابسته می‌باشد. شاخصROA  براساس نسبت زیر برآورد می‌شود.    ؛ از سوی دیگر، نسبت (ROE) نشان می‌دهد که مدیریت بانک تا چه حد توانسته است از وجوه سهامداران به طور موثر استفاده نماید؛ با استفاده از نسبت ROE سود هر شرکت به ازای یک ریال حقوق صاحبان سهام محاسبه می‌شود که براساس نسبت  برآورد می‌شود.

 

 

3-3. شاخصهایریسکبانکی

در این تحقیق از دو شاخص z_core و VROE برای محاسبه ریسک استفاده می‌شود. معیارz_core نسبت‌ رایج برای محاسبه ریسک  است که معادل  است که  بیانگر انحراف استاندارد بازده دارایی می‌باشد. در تحقیقات گذشته از این شاخص به عنوان شاخص ریسک در حالت کلی استفاده شده است که می‌توان کارهای آلتونباس و همکاران (2011)، دمیرگوچ و هوزینگا (2010) و کهلر(2014)[19] را نام برد. در برخی از تحقیقات از شکل دیگر این معیار نیز استفاده شده است؛ به طور مثال در تحقیق بوید و گرهام (1986)[20] و هیدایت و همکاران (2012) به شکل  استفاده شده است که  بیانگر انحراف استاندارد بازده حقوق صاحبان سهام می‌باشد.. همچنین برای غنای تحقیق حاضر از واریانس بازدهی حقوق صاحبان سهام (VROE) نیز به عنوان یکی از شاخص‌های ریسک بانکی استفاده شده است.

3-4. درآمدغیربهره‌ای

 درآمد بهره‌ای شامل سود حاصل از اعطای تسهیلات و سرمایه‌گذاری مستقیم و سپرده‌گذاری‌ها است؛ در حالی که درآمد غیربهره‌ای شامل درآمد حاصل از درآمدهای کارمزدی و حق کارشناسی و مشاوره‌ای در بانک‌ها است (احمدیان، 1392). در این مقاله براساس تحقیقات قبلی شاخص درآمد غیربهره‌ای به صورت نسبت درآمدهای غیربهره‌ای به درآمد عملیاتی بانک‌ها محاسبه شده است.

3-5. معرفیمدلتحقیق

در این بخش مدل‌های استفاده شده برای برآورد تخمین‌ها تشریح می‌شود. در مدل داده‌های پانل پویا وقفه متغیر وابسته در رگرسیون حضور دارد.

(1)                                                          

دراینجا   می تواند اثرات ثابت یا تصادفی باشد. در هر صورت نمی‌توان فرض کرد که  و  مستقل از هستند؛ بنابراین این مسئله همان طور که نیکل(1982)  نشان داده است، در برآوردگر ‌تورش ایجاد می‌کند. برای ازبین بردن اثرات ثابت یا تصادفی  از رابطه (1) نسبت به زمان دیفرانسیل گرفته می‌شود تا به رابطه (2) برسیم.

(2)                  

(3)                                                                  

اما در رابطه (3)،  با  مدل همبستگی دارد و برای از بین بردن این اثرات باید از یک متغیر ابزاری استفاده کرد که با گذشته همبستگی داشته ولی با آینده همبستگی نداشته باشد. در روش تخمین آرلانو و باند(1991)  سطح وقفه متغیر وابسته به عنوان متغیر ابزاری استفاده می‌شود. این روش مستلزم مشخص بودن تعداد معینی از شرایط گشتاوری برای مدل می‌باشد. در اینجا رابطه‌های 4) و (5 بیانگر دو شرط گشتاوری برای تخمین متغیر وابسته با استفاده از متغیر ابزاری را نشان می‌دهد.

(4)                                          

(5)                                           

اما در صورتی که وقفه متغیر وابسته، متغیر ابزاری ضعیفی برای توضیح رگرسیون باشد و در نتیجه موجب افزایش واریانس برآوردگر و معنادار نشدن ضرایب رگرسیون شود؛ در این صورت از روش گشتاورهای تعمیم یافته سیستمی استفاده می‌شود. این روش توسط آرلانو وبور(1995)  و بلاندل وباند (1998) مطرح شد که بجای یک متغیر از یک رابطه به عنوان متغیر ابزاری استفاده می‌کند که اولی وقفه متغیر وابسته و دیگری سطح متغیر وابسته را توضیح می‌دهد و از رابطه دوم به عنوان متغیر ابزاری استفاده می‌کنیم. روابط (6) و(7)  دو شرط گشتاوری برای برآورد پارامترها و رابطه دوم را نشان می‌دهد. شرایط گشتاوری از شرایط متعامد بودن بین خطاهای تفاضل‌گیری شده و مقادیر وقفه‌دار متغیر وابسته استفاده می‌کنند (بالتاجی، 2008).

(6)                                                                             

(7)                                                                            

بلوندل و دیگران ( 2000 ) با استفاده از آزمایشات مونت کارلو دریافتند شبیه‌سازی که از هم تغییرات[21] برون‌زای ضعیف استفاده می‌کنند، تورش نمونه‌ای محدود ایجاد می‌کند. اما برآوردگر GMM سیستمی نه تنها دقت را بهبود می‌بخشد بلکه تورش نمونه‌های محدود را کاهش می‌دهد. بررسی دقیق‌تر سری‌های اولیه و توجه به برآوردگر سیستمی GMM می‌تواند بر بسیاری از خواص نامطلوب برآوردگر استاندارد GMM  برای مدل‌های پویای پانل دیتا غلبه کند.

در این مطالعه همانند چیبی و فتیتی (2014)، لوزیز و همکاران(2012) ، لی و همکاران (2014) از مدل رابطه‌های (8) و (9) برای بررسی ارتباط درآمد غیربهره‌ای با ریسک و سودآوری بهره گرفته شده است.

(8)                                  

(9)         

که در مدل ( 8) متغیر  بیانگر سودآوری و در مدل(9)  متغیر  بیانگر شاخص ریسک می‌باشد. متغیر  نسبت وام است که از نسبت کل تسهیلات بانک به کل دارایی‌ها به دست آمده است.  نسبت سپرده بانکی می‌باشد و از نسبت سپرده‌های بانک  به کل دارایی‌های بانک به دست آمده است،  متغیر تمرکز بانکی می‌باشد. در این مطالعه برای قضاوت درباره درجه رقابت و انحصار از مفهوم تمرکز استفاده شده است. از شاخص‌های مهم وکاربردی برای بیان مفهوم تمرکز، شاخص هرفیندال – هیرشمن است. شاخص هرفیندال، چگونگی توزیع اندازه بازار بین بنگاه‌های موجود و نوع ساختار بازار را مشخص می‌سازد. در این شاخص به تمامی نقاط روی منحنی تمرکز توجه می‌شود و از اطلاعات موجود در سراسر این منحنی استفاده می‌شود، در این شاخص از اطلاعات همه بنگاه‌ها برای محاسبه درجه تمرکز استفاده می‌شود (مرادی، 1395). این شاخص از اطلاعات تمام بانک‌های بازار پولی استفاده می‌کند .برای به دست آوردن این شاخص، از مجموع مربع سهم اندازه (دارایی یا سپرده یا تسهیلات) تمام بانک‌ها در صنعت بانکداری استفاده می‌شود. در واقع، این شاخص به هر بنگاه به اندازه سهم آن در بازار وزن می دهد (بیگ وهاف[22]، 2000):   در آن  تعداد بنگاه‌های موجود در صنعتiام،   تعداد بنگاه‌های موجود در صنعت یا بازار می‌باشد. در این تحقیق برای هماهنگی داده‌های تحقیق از مجموع مربع سهم اندازه دارایی‌های کل بانک‌ها به قیمت جاری در صنعت بانکداری استفاده شده است.

 نشان‌دهنده متغیر اندازه بانک می‌باشد و از شاخص لگاریتم دارایی‌های بانک به دست آمده است،  نشان‌دهنده بوده که از نسبت هزینه‌های عملیاتی به درآمدهای بانک محاسبه شده است. متغیر  نشان‌دهنده درآمد غیربهره‌ای بانک می‌باشد، به صورت نسبت درآمدهای غیربهره‌ای به درآمد عملیاتی بانک‌ها محاسبه شده است. متغیر مجازی (ma) به بررسی تأثیر بحران مالی 2009-2007 بر ریسک و سودآوری در صنعت بانکداری می‌پردازد.

جدول (1) به معرفی متغیرهای تحقیق پرداخته است. در این پژوهش الگوی داده‌های پانل دیتای پویا و از روش گشتاورهای تعمیم یافته سیستمی و از نرم افزار Stata 12 و  Eviews9برای انجام تحقیق حاضر استفاده شده است.

 

جدول1.معرفیشاخصهاومنبعاستخراجمتغیرهایتحقیق

متغیرها

شاخص

منبعاستخراجشاخص

ریسک

VROE

Stiroh(2004), Laeven and Levine (2007)

Z_Core

kohler Matthias(2014), Hidayat et al. (2012)

سودآوری

ROA

Meslier et al(2014), Lee & et al. (2014)

ROE

Hidayat et al(2012), Lee & et al.(2014)

متغیرهای

بانکی

LOA

Meslier et al(2014), kohler (2014)

DEP

Meslier et al(2014), kohler (2014)

EFF

Hidayat et al(2012)

NII

Meslier et al(2014), Hidayat et al(2012), and Stiroh,Lee & et al.(2014) , Rumble (2006)

SIZE

Wu Deming (2015), Lee & et al.(2014)

رقابت

HHI

Aydin and Karaya (2014)

منبع: یافته‌های تحقیق

4.یافته‌هایتحقیق

گام اول در برآورد مدل‌های پانل پویا، حصول اطمینان از مانایی متغیرهای مورد استفاده در تخمین است. برای آزمون ایستایی متغیرهای مدل، از آزمون ریشه واحد لوین، لین و چو (LLC) استفاده گردیده است. LLC فرض می‌کنند:

(10)                     

که  برداری از متغیرهای دترمینیستیک و  بردار ضریب مربوط برای مدل‌های  است. مجموعه خالی یا تهی=  ،  و . مرتبه وقفه  ناشناخته است. این آزمون از توان آزمون بالایی برخوردار بوده و قابلیت کاربرد برای پانل نامتوازن را دارد. جدول (2) نتایج آزمون ریشه واحد را برای متغیرهای تحقیق نشان می‌دهد. نتایج آزمون ریشه واحد نشان می‌دهد که تمامی متغیرهای تحقیق در سطح مانا شده‌اند.

 

جدول 2. نتایج آزمونریشهواحدلوین،لینوچو

متغیرها

سطحمتغیرها

نتیجه

مقدارآمارهآزمون

احتمال

VROE

510/132-

000/0

(0)l

Z_CORE

2659/12-

084/0

(0)l

ROA

2452/16-

000/0

(0)l

ROE

94879/8-

071/0

(0)l

EFF

1782/12-

000/0

(0)l

LOA

1859/17-

004/0

(0)l

DEP

9962/14-

000/0

(0)l

NII

3534/10-

000/0

(0)l

HHI

906/126-

000/0

(0)l

SIZE

47927/8-

002/0

(0)l

منبع: یافته‌های پژوهش

در مرحله بعد آزمون هم‌انباشتگی پانلی، وجود روابط بلندمدت اقتصادی آزمون می‌شود. ایده ا