عوامل مؤثر بر مدت زمان بقای رونق اقتصادی کشورهای منتخب سازمان همکاری اسلامی (رهیافت تحلیل‌ بقا)

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار اقتصاد دانشگاه خوارزمی

چکیده

هدف مقاله بررسی تأثیر متغیرهای نرخ تورم، سرمایه‌گذاری، قیمت نفت و درآمدهای نفتی و نسبت اعتبارات اعطا شده به بخش خصوصی بر مدت زمان بقای رونق اقتصادی در 25 کشور منتخب سازمان همکاری اسلامی طی سال‌های 2014-1994 می‌باشد. برای دست‌یابی به این هدف، مدل تجربی تحقیق با بهره‌گیری از روش مدل‌های دوره‌ای و با فرض توزیع ویبول تخمین زده شده است. نتایج برآورد مدل دلالت بر تأثیرگذاری مثبت متغیرهای نرخ تورم، قیمت نفت و درآمدهای نفتی، تشکیل سرمایه ثابت ناخالص داخلی حقیقی و نسبت اعتبارات اعطا شده به بخش خصوصی بر طول دوره رونق اقتصادی در کشورهای مورد مطالعه دارد. بر این اساس پیشنهاد می‌شود سیاست‌گذاران اقتصادی در کشورهای عضو سازمان همکاری اسلامی با افزایش سرمایه‌گذاری و توسعه بازارهای مالی به افزایش ظرفیت تولید داخلی و در نتیجه احتمال بقای بیشتر رونق اقتصادی مبادرت نمایند. 

کلیدواژه‌ها


1. مقدمه

بررسی ادوار تجاری از موضوعات مهم اقتصاد کلان است و از آن جهت حائز اهمیت است که برنامه­ریزی اقتصادی، بدون درک چگونگی نوسانات تولید ناخالص داخلی و علت و ریشه این نوسانات، مفهومی ندارد. رکود اقتصادی به معنای افزایش بیکاری و فقر است. همچنین افزایش نوسانات و فضای بی‌ثباتی می­تواند سرمایه‌گذاری و رشد اقتصادی را کاهش دهد. در شرایط رکود، دولت‌ها در کشورهای در حال توسعه در تامین مخارج بهداشتی، آموزشی و عمرانی دچار مشکل می‌شوند؛ بنابراین، باید با شناخت ساختار نوسان‌ها و سیکل‌های ایجاد شده در اقتصاد سعی در کنترل و کاهش شدت آن نمود. طبق نظر لوکاس، شناخت و درک ادوار تجاری، اولین گام در طراحی مناسب سیاست‌های تثبیت است. صرف­نظر از علت ایجاد ادوار تجاری، مشخص‌کردن ویژگی‌های ادوار تجاری می­تواند برای برنامه­ریزی­های اقتصادی و ارائه دیدگاه مناسب به سیاست­گذاران اقتصادی مفید باشد.

چهار مرحله ادوار تجاری را می­توان به طور خلاصه به رونق و بهبود[1]، نقطه اوج[2]، رکود[3] و نقطه حضیض[4] تقسیم‌بندی کرد. «رونق و بهبود» به دوره زمانی اطلاق می­شود که تولید ناخالص داخلی واقعی آغاز به رشد می­کند؛ «نقطه اوج»، نقطه‌ای است که در آن روند افزایش تولید ناخالص داخلی متوقف و سیر نزولی آن آغاز می­شود؛ در نقطه اوج، اشتغال، مخارج مصرف‌کنندگان و تولید به بالاترین سطح خود می‌رسد؛ «رکود یا کسادی» به دوره‌ای اطلاق می‌شود که با کاهش مقدار تولید ناخالص داخلی واقعی همراه بوده و طی آن به دلیل افت میزان فروش، بنگاه‌ها تصمیماتی بر کاهش تعداد کارگران، خرید کمتر مواد اولیه و توقف طرح‌های توسعه­ای به منظور کاهش مخارج­شان اتخاذ می‌کنند. «نقطه حضیض یا بحران» به موقعیتی اطلاق می‌شود که در آن اقتصاد با نرخ بالای بیکاری و نزول درآمد سالیانه و مازاد عرضه مواجه می‌شود. به عبارت دیگر، زمانی است که روند نزولی تولید ناخالص داخلی واقعی متوقف شده و باید در انتظار آغاز دوره رونق و بهبود اقتصادی بود (صیادزاده و جمال دیکاله، 1387: 68).

در ادبیات ادوار تجاری، تمرکز زیادی برای یافتن پاسخ به این پرسش وجود دارد که:" آیا دوره‌های رکود و رونق در فعالیت‌های اقتصادی – همچنان که قدیمی‌تر می­شوند- احتمال بیشتری برای پایان یافتن دارند؟ یا به عبارت دیگر، آیا ادوار تجاری وابستگی مثبتی به مدت زمان نشان می­دهند؟ ". در مطالعات تجربی مختلف سعی شده تا با استفاده از مدل­های دوره‌ای (پارامتری یا غیرپارامتری) یا مدل­های چرخشی مارکوف به این پرسش پاسخ دهند. روش غیرپارامتری برای آزمون وابستگی به مدت زمان چرخه‌های تجاری در شواهد یافت شده از وابستگی زمانی رکود و رونق اقتصادی موفقیت‌های زیادی نداشته است. سایچل[5] (1991) با استفاده از یک مدل دوره‌ای پیوسته ویبول[6] و زمان‌بندی ماهانه NBER در دوره 1990-1854 برای ایالات متحده، شواهد معناداری از وابستگی مثبت زمانی برای رونق‌های قبل از جنگ جهانی دوم و رکودهای بعد از آن یافته است. دیبلد و همکاران[7] (1990)  مدل با توزیع ویبول را به کار برده‌اند تا وابستگی به مدت زمان در فرانسه، آلمان و بریتانیا را آزمون کنند و به همان نتایج سایچل (1991) رسیدند (کاسترو[8]،2012: 347).

مرور پژوهش‌های داخلی مانند مطالعات گرجی و اقبالی (1388) و هژبرکیانی و مرادی (1390) بیانگر این است که در این پژوهش­ها، سعی شده است با استفاده از روش­های خطی و غیرخطی، ماهیت سیکل­های تجاری و عوامل مؤثر بر وقوع رکود و رونق اقتصادی شناسایی و برآورد شود؛ از این‌رو، شکاف تحقیقاتی در زمینه عوامل مؤثر بر مدت زمان بقای رونق اقتصادی به صورت بین­کشوری و با بهره­گیری از رهیافت تحلیل­های بقا وجود دارد. این مطالعه برای برطرف کردن شکاف تحقیقاتی موجود، قصد دارد تاثیر عواملی مانند قیمت و درآمد نفت، مخارج مصرفی نهایی دولت، تشکیل سرمایه ثابت ناخالص و نسبت اعتبارات اعطا شده به بخش خصوصی را بر طول مدت رونق اقتصادی در 25 کشور منتخب عضو سازمان همکاری اسلامی - که داده‌های آنها در دوره زمانی 2014-1994 در دسترس می‌باشد- بررسی کند. این مقاله برای بررسی تاثیر متغیرها در احتمال پایان رکود یا رونق از تحلیل بقا استفاده می‌کند.

2. مروری بر ادبیات

ادبیات نظری مرتبط با عوامل موثر بر طول دوره رکود و رونق اقتصادی بسیار محدود است. در این بخش به این عوامل پرداخته می­شود.

-‌ قیمت نفت و درآمدهای نفتی

همیلتون[9] ( 1983 و 2005) بیان می‌کند اکثر رکودهای ایالات متحده بعد از جنگ جهانی دوم با افزایش در قیمت نفت ایجاد شده‌اند (کاسترو، 2012: 349). این نکته نشان می‌دهد طول مدت رونق می‌تواند توسط شوک‌های قیمت نفت متاثر شود. بارسکای و کیلیان[10] (2004) دلایلی مبنی بر یک ارتباط منفی بین قیمت نفت و رشد تولید ارائه کرده‌اند. با توجه به استدلال آنها انتظار می‌رود که احتمال پایان یک رونق ممکن است افزایش یابد، همچنان که قیمت نفت افزایش می‌یابد.

ادبیات موجود در رابطه با نقش شوک‌های قیمت نفت، عمدتا بر کشورهای واردکننده نفت یا مدل‌های اقتصاد کلان بین‌الملل در مورد اثر شوک‌های قیمت نفت عمدتا بر کشورهای واردکننده نفت متمرکز شده‌اند. در این مورد، سائز (2002) به بررسی اقتصاد نفتی ونزوئلا پرداخته است. آزمون تجربی نشان می‌دهد که مدل، برخی از خصوصیات ادواری کشور ونزوئلا را تشریح می‌کند و با افزایش قیمت نفت و درآمدهای نفتی، مصرف، سرمایه‌گذاری و تولید افزایش می‌یابد (شهرستانی و اربابی، 1388 :51).

به طور کلی بی‌ثباتی قیمت کالاها در اقتصاد کشورها قابل توجه و مهم است؛ زیرا آنها دارای اثرات کلان و خرد اقتصادی با دلالت‌های سیاستی در هر دو سطح هستند. برخی مطالعات از این نظریه حمایت می‌کنند که بی‌ثباتی قیمت‌ها نه فقط در سطوح بالای قیمت‌ها، بلکه در تمام سطوح قیمتی به طور نامساعدی بر متغیرهای کلان اقتصادی تاثیر می‌گذارند. شواهد تجربی قابل‌توجهی وجود دارد که به طور علّی، تغییرات قیمت نفت را با متغیرهایی از قبیل تولید ناخالص داخلی، بازدهی سهام و نرخ بهره پیوند می‌دهد. در بعضی از موارد، اثرات بی‌ثباتی قیمت نفت نامتقارن نشان داده شده است؛ یعنی افزایش قیمت نفت، سبب رکود اقتصادی شده است؛ ولی کاهش قیمت نفت به طور متناسب به رونق آن منجر نمی‌شود (بهبودی و همکاران، 1388: 5).

اثر مستقیم تغییرات قیمت نفت بر رشد اقتصادی کشورهای صادرکننده و کشورهای واردکننده نفت در مرحله اول این است که تغییرات قیمت نفت، به ویژه، افزایش آن باعث ایجاد شرایط تورمی در اقتصاد می‌شود که می‌تواند روند تغییر نرخ‌های بهره و سرمایه‌گذاری را تحت تاثیر قرار دهد؛ اما، نحوه تاثیرپذیری تولید ناخالص داخلی از تغییرات قیمت نفت از طریق غیرمستقیم می‌تواند از کانال تراز تجاری و هم از کانال تراز بودجه باشد. زیرا نفت به عنوان یک ماده مهم صادراتی برای کشورهای صادرکننده نفت و یک کالای مهم وارداتی برای کشورهای واردکننده آن در توابع واکنش صادرات و واردات آنها وارد می‌شود؛ بنابراین تغییرات قیمت آن بر توابع واکنش صادرات و واردات آنها اثر دارد و در نتیجه، تراز تجاری و در نهایت، تولید ناخالص داخلی را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

-‌ شاخص پیشرو                   

بخش دیگری از ادبیات ادوار تجاری، چگونگی هم حرکتی متغیرهای اقتصادی را با شاخص عملکرد کلی اقتصاد بررسی می‌کند. در این رابطه، اغلب متغیرهای اقتصادی به 3 گروه متغیرهای پیش‌رو، همزمان و تاخیری طبقه‌بندی می‌شوند. «متغیرهای پیش‌رو» به متغیرهایی گفته می‌شود که انتظار داریم قبل از تحولات شاخص وضعیت کلی اقتصاد تغییر جهت دهند. این متغیرها ممکن است در جهت موافق یا مخالف ادوار تجاری حرکت کنند؛ «متغیرهای هم زمان» به آن سری‌هایی اطلاق می‌شوند که به طور هم‌زمان با تحولات شاخص وضعیت کلی اقتصاد تغییر جهت می‌دهند و «متغیرهای تاخیری» شامل آن دسته از سری‌های اقتصادی هستند که با تاخیر و پس از تحولات شاخص وضعیت کلی اقتصاد، از خود واکنش نشان می‌دهند (شریف آزاده و کاغذیان،1387: 201).

رابطه شاخص‌های پیش‌رو با تغییرات سطوح تولید، در قالب نوسانات ادوار تجاری در طول دهه پایانی قرن بیستم مورد توجه اقتصاددانان قرار گرفت. شاخص‌های پیش‌رو از یک سو، وضعیت موجود بخش‌های خود را معرفی و از سوی دیگر، تحولات آتی اشتغال و تولید را تبیین می‌نماید. واحد خدمات اقتصادی دانشگاه هاروارد نخستین شاخص‌های بررسی  نوسانات ادوار تجاری را به صورت منسجم در دهه 1920 انتشار داد. از آن تاریخ تا کنون تغییرات گسترده‌ای در متغیرهای پیش‌رو، از نظر تعداد و نوع متغیر ایجاد شده، و این متغیرها با توجه به ساختار اقتصاد کشورهای مختلف، ترکیبات و کارایی‌های مختلفی پیدا کرده است.

متغیرهای پیش‌رو از میان متغیرهای دیگر اهمیت بیشتری دارند؛ زیرا با شناسایی آنها می‌توان قبل از آنکه اقتصاد وارد دوره‌های رونق و رکود شود، تحولات آتی عملکرد کلی نظام اقتصادی را پیش‌بینی نمود و در نتیجه برای حداقل کردن تبعات منفی نوسانات، سیاست‌های اصلاحی لازم را اتخاذ کرد (همان منبع:202-201).

-‌ مخارج مصرفی دولت

کینیزین‌ها عقیده دارند مخارج دولت برای تحریک اقتصاد مهم است. البته برخی مطالعات اخیر بر رشد اقتصادی نشان داده است که همه اجزای مخارج دولت تاثیر مثبت ندارند. کاسترو (2012) در مطالعه خود به این نتیجه رسید که سرمایه‌گذاری دولتی قادر است تا فعالیت‌های اقتصادی را تحریک کند، مخارج غیرمولد دولتی مانند مصرف جاری دولت با رشد تولید ارتباط منفی دارد (کاسترو، 2012: 352).

هزینه‌های جاری (مصرفی) هزینه­هایی هستند که به طور دائم وجود دارند و متناسب با سیاست‌های دولت تغییر می‌کنند. با توجه به نرخ رشد جمعیت و افزایش درآمد جامعه در طی زمان، کمتر پیش می‌آید که هزینه‌های جاری سیر نزولی داشته باشند. انتظار می‌رود که همراه با افزایش سطح درآمد ملی، این نوع مخارج نیز افزایش یابد. این رقم، تقریبا در تمام کشورها رشد افزایشی داشته است. در کشورهای در حال توسعه، سهم بیشتری از مخارج دولت به این بخش اختصاص یافته است.

-‌ سرمایه­گذاری

ادبیات رشد اقتصادی، سرمایه‌گذاری را به عنوان یک عامل تعیین‌کننده مهم در رشد اقتصادی در نظر می‌گیرد. هر دوی سرمایه‌گذاری خصوصی و دولتی یک تاثیر مثبت در رشد تولید ناخالص داخلی دارد. بنابراین انتظار می‌رود این متغیرها به خوبی بتوانند به توضیح طول مدت چرخه تجاری کمک کنند. همچنین ادبیات نشان می‌دهد سرمایه‌گذاری خصوصی تاثیر مثبت معناداری در رشد اقتصادی دارد. اگر یک عامل اقتصادی انتظار داشته باشد که فعالیت اقتصادی کند باشد، سرمایه‌گذاری، کاهش سرعت رونق را واقعیت می‌دهد. بنابراین انتظار می‌رود زمانی که سرمایه‌گذاری خصوصی زیاد می‌شود، رونق‌ها گرایش به طولانی‌تر شدن و رکودها گرایش به کوتاه‌تر شدن داشته باشند.

از نظر اقتصاددانان کلاسیک، سرمایه‌گذاری علت اصلی رشد، محسوب شده و سود، تنها منبع پس‌انداز محسوب می‌شود. از نظر آدام اسمیت، تشکیل سرمایه، پیش شرط تقسیم کار است و از نظر او افزایش سرمایه، کمیت فعالیت و تعداد دست‌های مولد را افزایش می دهد.

هارود (1936) در مقاله خود به نام « سیکل تجاری» به وابستگی بین ضریب فزاینده و مشخصه دینامیکی آن - که به اصل شتاب سرمایه‌گذاری معروف است- پرداخته است. بر اساس تحلیل هارود؛ در اثر افزایش سرمایه‌گذاری و به دلیل ضریب فزاینده و درآمد افزایش یافته، تقاضا برای کالاها و خدمات افزایش می‌یابد و این مسئله خود می‌تواند به موج بزرگ‌تری از سرمایه‌گذاری تبدیل شود و این سیکل تا رسیدن به بهره‌برداری کامل از منابع ادامه می‌یابد که پس از آن دوران رکود آغاز می‌گردد. وی در سال‌های بعدی نیز به گسترش تحلیل خود ادامه می‌دهد و به شکل‌های پویای آن می‌پردازد (گرجی و اقبالی، 1388: 76).

-‌ نرخ تورم

 بر اساس مطالعه جسپر لیند[11] (2003) علاوه بر سیاست‌های پولی و اعتباری، متغیّرهایی مانند تورم و نرخ بهره نیز می‌توانند بر چگونگی شکل‌گیری چرخه‌های تجاری تأثیرگذار باشند. در واقع مبنای نظری انتخاب این متغیّرها در مدل جسپر لیند (2003)، مدل‌های نئوکینزی مبتنی بر اقتصادهای باز و کوچک است. در این ارتباط، میگوئل کاسارس[12] (2001) نیز در مطالعه خود برای بررسی اثر سیاست‌های پولی بر چرخه‌های تجاری در یک مدل ساختاری با قیمت‌های چسبنده، متغیّرهایی مانند مصرف، سرمایه‌گذاری، تورم، نرخ بهره اسمی کوتاه‌مدت و تعریف محدود پول را وارد نمود که از بین متغیّرهای یاد شده متغیّر نرخ بهره اسمی کوتاه‌مدت جزء شاخص‌هایی با وقفه چرخه‌های تجاری است؛ در حالی که متغیّرهای دیگر از جمله مصرف، سرمایه‌گذاری، تورم و ... نمایانگر شاخص‌های همزمان چرخه‌های تجاری هستند (گوگردچیان و میرهاشمی نائینی،1390: 73).

جدول 1. خلاصه مطالعات تجربی انجام گرفته در خارج از کشور

محقق/ محققان

موضوع و حوزه­ مطالعاتی

دوره­ زمانی

نوع داده‌­ها

نتایج

لئونگ  (2003)

بررسی رابطه بین بدهی­های خارجی و ادوار تجاری در کشورهای کمتر توسعه­یافته آسیا و آمریکای جنوبی

2000-1970

سری زمانی

رابطه معنادار بین افزایش بدهی‌های خارجی در این کشورها و بروز ادوار تجاری وجود دارد.

گالگاتی و همکاران (2004)

بررسی ویژگی‌های ادوار تجاری در کشورهای حوزه مدیترانه

1998-1950

سری زمانی

نوسان‌های تولید فقط در ترکیه و اردن تقریبا ثابت است و میانگین طول دوره‌های تجاری برای کشورهای مختلف، متفاوت  است.

آدریانا آرزا (2004)

بررسی نوسان­های اقتصاد ونزوئلا

2003-1984

سری زمانی

تکانه­های داخلی حدود 70 درصد تغییرات در نرخ رشد محصول بدون نفت را در دوره مورد بررسی توضیح می‌دهد.

کاسترو (2012)

بررسی طول مدت رکود و رونق اقتصادی  در پنلی از 13 کشور صنعتی

2006-1965

داده­های تابلویی

طول مدت انقباض و انبساط دارای ارتباط مثبت با شاخص پیشروی مرکب و سرمایه‌گذاری است.

لیتمی و همکاران (2011)

چه چیزی ادوار تجاری را ایجاد می‌کند؟ تجزیه و تحلیل میزان تولیدات صنعتی ژاپن

داده‌های ماهانه

2007-1978

سری زمانی

یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که عامل اصلی ایجاد ادوار تجاری شوک‌های تقاضای واقعی است.

کاریانی (2012)

حقایق خاص از ادوار تجاری در یک اقتصاد در حال گذار در مدت و نوسان (کشور رومانی)

2011-1991

سری زمانی

بر اساس نتایج این پژوهش، ارتباط قوی بین دستمزدها (اسمی یا واقعی) و تولید به ویژه در طی ده سال اول گذار وجود داشته است.  

میچالیدز و همکاران (2015)

ادوار تجاری و بحران اقتصادی در یونان (1960-2013) تجزیه و تحلیل بلندمدت تعادل در منطقه یورو

1960-2013

سری زمانی

تغییر جهت معنادار در تعادل بلندمدت اقتصاد یونان به طرف افزایش نرخ‌های همگرایی با اقتصاد ایالات متحده و کشورهای غیرمرکزی اتحادیه پولی اروپا

منبع: گردآوری محقق

در یک تفسیر واقع‌بینانه از دیدگاه‌های مختلف در زمینه ادوار تجاری می‌توان به این نکته اشاره نمود که غالب نظریه‌پردازان به نحوی با ادوار تجاری برخورد کرده‌اند که گویا این ادوار ناشی از رویدادهای کاملا متفاوت بوده و به همین دلیل در نظرات هر یک از آنها الگوی دیگری غیرواقع‌بینانه می‌باشد. اما با وجود تفاوت در هر یک از دیدگاه‌ها، در عمل وجوه مشترکی در تمامی آنها وجود دارد؛ به طوری که اقتصاددانان هر عصر نظرات خود را با توجه به نظریه‌های استاندارد دوره خود و با بهره‌گیری از برداشت‌های نظری استخراج شده از واقعیات اقتصادی عصر خود طرح نمودند. اما در نهایت می‌توان به این نتیجه رسید که شناخت و پیش‌بینی رخدادهای آتی و نحوه تاثیرگذاری بر آنها هدف نهایی نظریه‌پردازان هر دوره را تشکیل می‌دهد (شریف آزاده و کاغذیان، 1387: 207). در جدول زیر مهمترین مطالعات انجام شده خارجی و داخلی در زمینه استخراج و شناسایی سیکل­های تجاری و بررسی عوامل مؤثر بر آن ارائه می­شود.

مطالعات انجام شده داخلی در زمینه استخراج سیکل­های تجاری و عوامل مؤثر بر آن به صورت جدول زیر خلاصه شده است:

 

جدول 2. خلاصه مطالعات تجربی انجام گرفته در داخل کشور

محققان

عنوان مطالعه

دوره­ زمانی

نوع داده­ها

نتایج

صمدی و جلائی (1383)

شناخت عوامل موثر بر پیدایش دوره­های رکود و رونق در اقتصاد و تحلیل شاخص‌های آماری در رابطه با ادوار تجاری، نظیر دامنه، قلمرو و طول دوره

1380-1338

سری زمانی

متغیرهایی نظیر درآمدهای نفت و گاز، سرمایه­گذاری بخش خصوصی، کسری بودجه دولت و نقدینگی بخش خصوصی عمده­ترین عوامل شکل‌گیری ادوار تجاری در اقتصاد ایران به­ حساب می­آیند.

طیب نیا و قاسمی (1385)

بررسی تأثیر تکانه­های نفتی در چرخه­های تجاری اقتصاد ایران

داده­های فصلی (1382- 135)

سری زمانی

قیمت نفت از میان عوامل متعدد تأثیرگذار در ایجاد رونق و رکود در اقتصاد ایران نقش مؤثرتری داشته است و همچنین از میان تکانه­ها، تکانه وارده از سمت قیمت نفت تا مدتی طولانی در ایجاد چرخه­های تجاری مؤثر است و اثرات آن به آرامی کاهش می‌یابد.

هوشمند و همکاران (1387)

تحلیل ادوار تجاری در اقتصاد ایران با استفاده از فیلتر هادریک پرسکات

1384-1338

سری زمانی

متغیرهایی نظیر واردات، صادرات نفت و گاز، صادرات غیرنفتی، هزینه‌های دولت، سرمایه‌گذاری در ماشین‌آلات و تجهیزات و مصرف کالاهای بادوام متغیرهای پیش‌رو برای اقتصاد ایران بوده‌اند.

صیاد زاده و دیکاله (1387)

بررسی ویژگی­های ادوار تجاری در ایران از نظر طول دوره، وسعت و شدت آن

1385-1338

سری زمانی

متوسط طول دوره­های رونق و بهبود در دوره مورد بررسی، بیش از دوره رکود و کسادی است.

گرجی و اقبالی (1388)

مروری بر ماهیت سیکل­های تجاری و دیدگاههای متعدد پیرامون علل وجود آنها در ایران

1385-1338

سری زمانی

عوامل پولی و مالی  در ایجاد نوسانات اقتصادی تاثیر­گذار بوده و سیاست­های مالی بیشتر از سیاست‌های پولی در ایجاد سیکل‌های تجاری موثر بوده‌اند.

هژبر کیانی و مرادی (1390)

تعیین نقاط چرخش در ادوار تجاری اقتصاد ایران بااستفادهاز الگوی خودبازگشتی سوئیچینگ مارکف

1387:2-1367:1

سری زمانی

بروز هر دوره رونق در دوره مورد بررسی در اقتصاد ایران66/6 فصل ادامه یافته است.

منبع: جمع­بندی مطالعات تجربی داخلی

 

بر اساس بررسی‌های به عمل آمده در اغلب مطالعات انجام شده و به ویژه مطالعات داخلی عوامل ایجادکننده ادوار تجاری (دوره‌های رونق و رکود) بررسی شده و به تعیین طول دوره‌های رونق و رکود و عوامل مؤثر بر آن پرداخته نشده است. از این‌رو، انجام این پژوهش به صورت تجربی برای کشورهای منتخب سازمان همکاری اسلامی و با بهره­گیری از رهیافت مدل­های دوره­ای برای در نظرگرفتن طول دوره رونق اقتصادی نوآوری این مطالعه محسوب می­شود.  

 

3. روش­ تحقیق و معرفی مدل

دو نوع مدل رگرسیونی برای تجزیه و تحلیل­های داده‌های بقا وجود دارد: 1) مدل مخاطره متناسب کاکس[13] به عنوان یک روش نیمه پارامتری؛ 2) مدل شتاب‌دار زمان شکست[14]؛ از قبیل مدل ویبول[15]، نمایی[16] و نرمال لگاریتمی[17] به عنوان روش‌های پارامتری. مدل کاکس به طور وسیع در آنالیز بقا مورد استفاده قرار گرفته است، ولی مدل‌های پارامتری دارای مزایای بیشتری هستند. در روش‌های پارامتری معمولا از روش حداکثر درست‌نمائی برای برآورد پارامترهای مجهول استفاده می‌شود که این تکنیک و تفاسیر آن برای پژوهش‌گران آشناتر است. با مدل‌های پارامتری می‌توان به بررسی اثر مستقیم متغیرهای مورد بررسی بر بقا و نه احتمال‌های شرطی (چنانچه در مدل کاکس است) پرداخت.

مدل خطرات تناسبی از مهم‌ترین مدل‌های مورد استفاده در تحلیل داده‌های بقا می‌باشد. به کارگیری این مدل، مستلزم برقراری فرض متناسب بودن خطرات می‌باشد و عدم برقراری این فرضیه منجر به استنباط ناصحیح خواهد شد.

رایج‌ترین روش برای تحلیل داده­های بقا، مدل مخاطرات نسبی کاکس می‌باشد که هیچ فرضی برای شکل تابع مخاطره پایه‌ای آن وجود ندارد. روش دیگر برای تخمین مدل‌های پارامتری از طریق ماکزیمم کردن احتمال است. این کار، نسبتا ساده است؛ زمانی که از یک تابع توزیع احتمال شناخته شده مانند ویبول استفاده می‌شود.

-‌ تجزیه و تحلیل بقای پارامتری

اگر زمان صحیح رخداد    باشد و  زمان بقای مشاهده شده باشد، که در آن زمان سانسور شده است و اگر یک شاخص پیشامد  را تعریف کنیم که ارزش یک می‌گیرد، اگر Ti*  و در غیر این صورت ارزش صفر می‌گیرد. تابع چگالی احتمال  به شکل زیر تعریف می‌شود:

                                                                                  (1)

که در آن  احتمال غیرشرطی یک رخداد است که در فاصله  اتفاق می‌افتد. تابع مخاطره و بقا به شکل زیر تعریف می‌شود:

(2)                                                                     

                                                                                   (3)     

که  نرخ شکست آنی در زمان  و  احتمال باقی ماندن بیشتر از زمان  می‌باشد. این امر منجر به تساوی زیر می‌شود:

(4)                                                                                       

علاوه بر آن می‌توان نوشت:

(5)

 

در این رابطه،  تابع مخاطره فزاینده است. زمانی که انتگرال تساوی 2 از راه تجزیه محاسبه نمی­شود، برای استنباط مخاطره فزاینده می‌توان از تکنیک انتگرال‌گیری عددی استفاده کرد و بدین طریق تابع بقا را محاسبه شکل تابعی که برای پارامتری کردن تابع مخاطره در این مطالعه استفاده می شود مدل مخاطرات نسبی به شکل زیر است:

                                                                    (6)            

در رابطه فوق،  بردار متغیرهای توضیحی شامل متغیرهای قیمت نفت خام (OP)، تشکیل سرمایه ثابت ناخالص داخلی تقسیم بر مخارج مصرفی نهایی دولت (INV