بررسی اثر تغییرات قیمت بر رفاه خانوارهای شهری به تفکیک دهک‌های درآمدی و گروه‌های کالایی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار اقتصاد دانشگاه صنعتی شاهرود

2 کارشناس ارشد علوم اقتصادی دانشگاه پیام نور مشهد

چکیده

هدف این مقاله ارزیابی اثرات رفاهی ناشی از افزایش قیمت هشت گروه کالایی است. این تحقیق در میان دهک­های مختلف درآمدی خانوارهای شهری ایران با روش سیستم مخارج خطی و با استفاده از تغییرات جبرانی در دوره زمانی 1392-1372 با بهره­گیری از داده­های سری زمانی صورت گرفته است. نتایج نشان داد به طور کلی، افزایش قیمت باعث کاهش رفاه بیشتری در دهک­های درآمدی پایین نسبت به دهک­های ثروتمند می­شود؛ اما با افزایش قیمت یک گروه کالایی (و ثبات قیمت دیگر گروه‌های کالایی) آسیب­پذیرترین دهک درآمدی از نظر کاهش رفاه متفاوت است. بر اساس نتایج پیشنهاد می­شود کمیّت و نحوه پرداخت یارانه به دهک­های درآمدی متفاوت باشد، همچنین در آزادسازی قیمت­ها با توجه به تورم ایجاد شده، توجه ویژه به گروه­های کم­درآمد صورت گیرد.

کلیدواژه‌ها


1. مقدمه

رفاه، عبارت است از مجموعه سازمان‌‌یافته‌ای از قوانین، برنامه‌ها و سیاست‌هایی که در چارچوب موسسات رفاهی و نهادهای اجتماعی جهت پاسخ‌گویی به نیازهای مادی و معنوی و تامین سعادت انسان عرضه می‌شود تا زمینه رشد او را فراهم نماید. در اهمیت رفاه گفته شده است که تحقق توسعه پایدار مستلزم ایجاد رفاه، معیشت، ریشه­کنی فقر و برخورداری همگان از زندگی مطلوب است (متوسلی، 55:1382). به بیان دیگر، استراتژی توسعه نه تنها مستلزم تسریع رشد اقتصادی است، بلکه مستلزم آن است که سطح زندگی گروه­های بسیار وسیع جمعیت که عمدتا در جریان رشد اقتصادی ثابت مانده است، بهبود یابد (تودارو، 1378: 169).

آنچه مهم به نظر می­رسد، شناسایی میزان اثرگذاری زمینه­های مسکن، آموزش، تغذیه، بهداشت، درمان و ... در تغییرات رفاه است تا بر حسب اولویت هر کدام از این زمینه­ها، شرایط برای افزایش رفاه افراد جامعه و رشد و توسعه فراهم شود. به همین جهت، در این پژوهش، تغییرات رفاه خانوار به تفکیک، برای زمینه­های یاد شده که هر کدام به عنوان یک گروه کالایی بیان شده است، بررسی خواهد شد. نوآوری این مقاله نسبت به مطالعات پیشین این است که در این تحقیق، میزان تغییرات رفاه برای خانوارها به تفکیک دهک­ها و گروه­های کالایی به طور همزمان بررسی شده است که رویکرد جدیدی برای سیاست‌گذاران خواهد بود.

موسسه پژوهشی لگاتوم[1] برای ارزیابی و مقایسه میزان رفاه کشورها، سالانه در سطح جهانی به رتبه‌بندی ۱۴۲ کشور (دربرگیرنده ۹۶ درصد از جمعیت کره زمین) می‌پردازد. در جدیدترین گزارش این مؤسسه (2015) ایران در میان ۱۴۲ کشور رتبه 106 را از نظر شاخص رفاه دارد؛ به این معنا که رفاه خانوارهای ایرانی در سطح مطلوبی نیست و فاصله زیادی از مرفه­ترین کشورها دارد (وب1).

از آنجا که رفاه معیاری مهم در توسعه‌یافتگی است و ایران رتبه پایینی در میزان شاخص رفاه دارد؛ بنابراین، شناسایی و ارزیابی عوامل موثر بر کاهش رفاه و رفع آنها ضروری است.

از دلایل دیگر اهمیت این پژوهش، هدفمندی یارانه­هاست. لایحه­ هدفمند کردن یارانه­ها در سال 1389 توسط دولت وقت اجرا شد و رقم بالایی از بودجه کشور را در بر­گرفت­. اصل مهم، شناسایی خـانوارهـای واجـد شـرایط دریافت یارانه­هاست. یک روش برای تـأمین ایـن اصل، داشـتن یـک بانـک اطلاعاتی در مورد خانوارهای واجد شرایط بـه صـورت یـک شـبکه اطلاعاتی ملی می­باشد (راغفر و سرخه­دهی،1390: 182 - 183). این تحقیق می‌کوشد با اندازه­گیری میزان کاهش رفاه برای هر دهک درآمدی نسبت به تغییر قیمت هر گروه کالایی، خانوار­های آسیب‌پذیر را شناسایی کند و گامی در جهت تکمیل شبکه اطلاعاتی بردارد.

دولت، بازار و خانواده، منابع اصلی در جهت ایجاد رفاه هستند که وزن آنها در کشورهای مختلف متفاوت است (عباسیان و نسرین‌دوست، 1391: 205 و 208). دولت به عنوان یکی از این منابع، با سیاست­های وضع مالیات، پرداخت یارانه، اصلاحات آموزشی، تورم و ... بر رفاه اقتصادی تأثیرگذار است (فلاحی و همکاران،1392: 132).

با نگاهی به آمار بانک مرکزی، متوسط نرخ تورم کشور طی بازه زمانی 1384 -1390، 8/15 درصد بوده که در سال 1392 با جهشی قابل توجه، به 7/34 درصد رسیده است (وب2)؛ در حالی که در سال 2013 صندوق بین‌المللی پول نرخ تورم جهانی را نزدیک به 4 درصد اعلام کرده است (وب3). در چنین شرایطی که نرخ تورم ایران در مقایسه با متوسط نرخ تورم جهانی اختلاف زیادی دارد، باید تورم و تغییرات آن را به عنوان عامل اثرگذار و مهم بر رفاه تلقی کرد. میزان اثرگذاری تورم بر متغیر رفاه زمانی حساس­تر خواهد شد که سیاست انتقال به یک اقتصاد مبتنی بر بازار با تعدیل در ساختار قیمت­ها انجام شود (خسروی­نژاد،  1388: 2).

مرکز آمار ایران، کل مخارج مصرفی خانوارهای شهری را به گروه­های خوراکی و دخانی، پوشاک و کفش، مسکن، لوازم و اثاث و خدمات خانوار، بهداشت و درمان، حمل و نقل و ارتباطات، تفریحات و سرگرمی و خدمات، کالاها و خدمات متفرقه خانوار تقسیم‌بندی کرده است.

این پژوهش به بررسی میزان تغییرات رفاهی ناشی از افزایش یا کاهش قیمت در هشت گروه­ کالایی نامبرده بر خانوارهای شهری از سال 1372 - 1392 می­پردازد. روش این تحقیق برای برآورد تغییرات رفاه، سیستم مخارج خطی با تکیه بر نظریه رفتار مصرف­کننده و تحلیل تقاضا برای گروه‌های  کالایی است.

در بررسی ارتباط رفاه و تغییرات قیمت کالایی به موضوعات زیر پرداخته می­شود:

1-     افزایش قیمت گروه­های کالایی، رفاه خانوارهای کم­درآمد را از رفاه خانوارهای پردرآمد بیشتر کاهش می­دهد.

2-     مقایسه کاهش رفاه دهک­های درآمدی بین بیست سال گذشته و سال‌های 1389– 1392

3-     در تغییر قیمت همه گروه­های کالایی دهک‌های کم­درآمد آسیب‌پذیرتر هستند.

برای بررسی این موارد، مقاله به این صورت سازماندهی شده است: در ادامه مروری بر ادبیات بررسی می­شود؛ در بخش سوم، روش تحقیق بیان می‌شود و در دو بخش پایانی به ارزیابی و نتیجه‌گیری مدل پرداخته می­شود.

 

2. مروری برادبیات

مونرو[2] (1990) بیان می‌کند که هدف اصلی یک جامعه عبارت است از تخصیص منابع بین اعضای آن جامعه برای بیشینه­سازی رفاه آنها. برای دستیابی به این هدف، لازم است هر منبع به گونه­ای تخصیص یابد که بالاترین عایدی را برای جامعه فراهم سازد. این موضوع در یک اقتصاد بازار آزاد از طریق قیمت­ها صورت می­گیرد. قیمت­ها نقش موثری در تغییرات رفاه خانوار دارد (سهرابی و همکاران، 1390: 18).

مورفی و گاروی[3] (2008) با استفاده از شاخص مخارج زندگی (فیشر و تورنکیوست)[4] دریافتند که واکنش مصرف­کنندگان نسبت به افزایش قیمت­ها نتایج متضادی می­دهد که باعث رفاه از دست رفته­ بیشتری نسبت به محاسبه آن با استفاده از شاخص قیمت مصرف­کننده می‌شود. از این‌رو، رفاه از دست رفته محاسبه شده به دلیل تغییرات قیمت، از رفاه از دست رفته در واقعیت کمتر است و این موضوع ضرورت دقت در محاسبه و رسیدگی به تغییرات قیمت به عنوان یکی از عوامل موثر بر رفاه را افزایش می­دهد.

2-1. تابع تقاضا، سیستم مخارج خطی و مدل­های تعمیم یافته آن

مطالعات تجربی اولیه که با هدف بررسی رفتار مصرف­کننده و به دست آوردن تابع تقاضا انجام می­شد با استفاده از مدل­های اقتصاد­سنجی تک معادله صورت می­­گرفت. اما هرگونه تغییر در یک بازار، دیگر بازارها را تحت تأثیر قرار می­دهد؛ به این منظور، اقتصاد­دانان روش‌های تخمین سیستمی را برای تحلیل تقاضا معرفی کردند و این باعث شد که تابع تقاضا سیستمی تمام تغییرات در بازارهای مختلف را در خود جای دهد. پایه­های اولیه مطالعات توابع تقاضا به صورت سیستمی به وسیله لسر[5] (1941) شکل گرفت، اما اختلاف میان نظریه­ها و کاربردهای تجربی در بررسی رفتار مصرف­کننده تا ارائه تابع تقاضای مطلوبیت کلین– روبین (1948) ادامه داشت (امینی و فخرحسینی، 1387 :102). زمانی که مدل  بنای مطالعه سیستم معادلات تقاضا قرار گرفت، محققان با اختیار نمودن فرم­های متنوع برای تابع مطلوبیت و همچنین تعدیل قیود تحمیل شده، این سیستم را به شکل­های مختلف ارائه کردند. در ایران نیز تلاش‌ها برای برآورد سیستمی تقاضا بر اساس سیستم مخارج خطی با کار خسروی­نژاد (1368) آغاز شد (سپه‌وند، 1375: 157).

2-2. مزایای سیستم مخارج خطی

در برآورد کمینه رفاه، با رویکرد رفتاری سیستم مخارج خطی  که از تابع مطلوبیت استون – گری[6] استخراج شده است، انجام می­شود. از جمله مزایای این سیستم، برآورد کمینه رفاه با پشتوانه مستحکم نظری اقتصاد خرد است، به این صورت که کمینه معاش[7] و میزان مخارج تامین آن براساس رفتار بهینه­سازی مصرف­کنندگان استخراج می­گردد که مبتنی بر اصل موضوع رفتار انسان عقلایی در نظریه اقتصاد است (زمان­زاده و شاهمرادی،1391: 6).

از طرفی، بزرگ‌ترین مزیت سیستم مخارج خطی کاربردی بودن آن است به این منظور که متغیرها بسیار ساده و قابل فهم هستند. از دیگر مزایای این سیستم این است که پارامترهای برآورد شده به میزان درخور توجهی کاهش می­یابند. در یک سیستم معمولی توابع تقاضا برای  کالا به طور معمول  پارامتر باید برآورد شود؛ در حالی که در این دستگاه  پارامتر برآورد می­شود که این امر باعث بالا بردن درجه آزادی می­شود و داده­های موردنیاز را کاهش می­دهد (خسروی نژاد و هاشمی،1374: 81). از دیگر مزایای سیستم مخارج خطی این است که تفسیر ضرایب این سیستم ساده است (خسروی نژاد،1384: 54). روش استخراج تابع تقاضای مورد نظر برای بررسی هدف در این مطالعه، سیستم مخارج خطی نام دارد.

2-3. معادلات به ظاهر نامرتبط

روش­های متفاوتی را برای تخمین سیستم معادلات می­توان به کار برد. در مدلی که معادلات تقاضا به صورت یک دستگاه مطرح می­شود، منطقی به نظر می­رسد که هر تغییر تصادفی که باعث افزایش مصرف کالایی می­شود، احتمالا مصرف بسیاری از کالاهای دیگر و جملات اخلال معادلات دیگر را متاثر نماید. به همین دلیل، جملات اخلال معادلات مختلف مستقل نبوده، بلکه به هم وابسته­اند (خسروی نژاد و هاشمی، 1374: 82). در این وضعیت، زلنر در دو مرحله برآوردهای کارا برای ضرایب دستگاه معادلات ارائه داد که همان روش  است (بهمنی و اصغری، 1388: 139). بارتن[8] (1969) یک روش  تکراری ارائه داده که مخفف آن  است که تعداد معادلات نسبتا بالاست و محدودیت­های زیادی برای ضرایب در نظر گرفته شده است (بارتن، 1969: 7).

2-4. تغییرات جبرانی

برای میزان تاثیر­پذیری مطلوبیت مصرف­کننده از تغییر شرایط اقتصادی از شاخص­هایی نظیر تغییرات جبرانی یا تغییرات معادل  و یا مازاد مصرف­کننده ( [9] استفاده می­شود. معیار تغییرات جبرانی بیان می­کند که اگر سیاست افزایش (کاهش) قیمت اعمال گردد، باید چه‌قدر به (از) خانوارها پرداخت (گرفته) شود تا به سطح مطلوبیت قبل از تغییر قیمت دست یابند (بهبودی و حکمتی فرید، 1391: 36).

 (1)                                                                                   (2)                                                                                  

 : مطلوبیت خانوار؛  : تابع هزینه مصرف؛  قیمت کالا (لیارد، 1377: 177).

برای بررسی طرح­های جبرانی در قیمت­های جدید، تغییرات جبرانی منطقی است. اما برای بررسی معیار قابل قبولی از تمایل به پرداخت[10]، تغییرات معادل بهتر است (واریان،[11]1378: 185). تغییرات جبرانی یک مقیاس طبیعی از تغییر رفاه است. چون رفاه کاهش یافته، تغییر رفاه به گونه­ای اندازه گرفته می­شود که با افزایش قیمت، مقیاس تغییر جبرانی عددی منفی باشد (لیارد، 1377: 171).   

2-5. انتخاب واحد خانوار و مخارج مصرفی

انتخاب خانوار یا فرد به عنوان واحد دریافت‌کننده درآمد بستگی به هدف محقق دارد، اما به دلایل زیر انتخاب خانوار به عنوان واحد آماری مناسب­تر است:1. برخی از درآمدها فقط به خانوار تعلق می­گیرد، نه به افراد؛ 2. بخشی از درآمدها اغلب از طریق خانوار هزینه می­شود؛     3. تأثیر درآمدهای گذرا بر درآمد افراد، بیشتر از اثر آن بر کل درآمد خانوار است.

گروهی از محققان به این نتیجه رسیدند که مخارج مصرفی در مقایسه با درآمد، از رفتاری با­ثبات­تر برخوردار است (بلاندل[12]و همکاران، 2008: 1890). به کارگیری هزینه مصرفی به جای درآمد، برای محاسبه شاخص، به دلایل زیر است: 1. نابرابری مخارج مصرفی روند منظمی را برخلاف توزیع درآمد طی کرده است (معبودی و فطرس، 1389: 356)؛ 2. افراد با رفتارهایی چون قرض کردن رفتار مصرفی خود را در برابر تغییرات پیش بینی نشده، ثابت نگه می­دارند. این اقدام باعث رفتار باثبات­تر مخارج مصرفی نسبت به درآمد می­باشد (همان: 357)؛ 3. در بسیاری از کشورها اطلاعات آماری درآمد جمع­آوری نمی­شود و تنها اطلاعات مربوط به هزینه­های مصرفی در دسترس است؛ 4. دارندگان درآمد بالا برای فرار از پرداخت مالیات درآمدهای خود را کمتر از مقدار واقعی و کم­درآمدها نیز برای دریافت کمک­های رفاهی بیشتر درآمد خویش را پایین­­تر بیان می‌کنند؛ 5. رفاه حاصل از درآمدهای کالاهای خودمصرفی در الگوی توزیع درآمد، تقریبا کم برآورد شود؛ در حالی که در الگوی مصرف چنین وضعیتی وجود ندارد (کفائی و نصیری، 1388: 107).

2-6. پیشینه موضوع

مطالعات متعددی درباره ارتباط متغیر قمیت و رفاه انجام شده است که به تعدادی از آنها اشاره می­شود:

قهرمان­زاده و ضیائی[13](2014) با بررسی تغییرات سطح رفاهی خانوار ایرانی از 2004- 2012 به علت تغییرات قیمت مواد غذایی، به این نتیجه رسیدند که افزایش قیمت مواد غذایی در این دوره به طور متوسط 48 درصد از قدرت خرید خانوار کاسته است. آنها برای این تخمین از روش [14] و تغییرات جبرانی استفاده کرده­اند.

نلسون و همکاران[15] (2011) تأثیرات رفاهی افزایش قیمت مواد غذایی را بر خانوارهای کشور مکزیک طی سال­های 2006 - 2009 بررسی کردند. آنها با استفاده از روش سیستم تقاضای تقریباً ایده­آل به تخمین توابع تقاضا، سپس اثرات رفاهی این افزایش قیمت را به وسیله محاسبه تغییرات جبرانی بررسی نمودند. این تحقیق نشان داد با افزایش قیمت مواد غذایی، کاهش درآمد خانوارهای روستایی به دلیل افزایش قیمت اقلام کشاورزی کمتر از کاهش درآمد خانوارهای شهری بوده و در نتیجه کاهش سطح رفاه خانوارهای شهری بیشتر از خانوارهای روستایی بوده است.

اندازه­گیری رفاه برای نشان دادن اثرات تغییر قیمت مصرف­کننده بر خانواده­ها در ایرلند بین سال­های 1999 و2010 توسط لوکری و اُداناهیو،[16] از طریق سیستم مخارج خطی و نابرابری اتکینسون انجام شده است. نتایج نشان داد تغییرات در مخارج زندگی به علت تغییر قیمت­ها در توزیع درآمد تفاوت­های قابل ملاحظه­ای ایجاد می­کند.

شیملس[17] (2010) در مقاله­ای با استفاده از روش  [18] به بررسی کاهش رفاه موثر از تغییر قیمت 13 کالا در قاره افریقا پرداخته است. نتایج نشان می­دهد تغییرات در قیمت مواد غذایی می­تواند به از دست دادن بیشتر رفاه نسبت به تغییرات در قیمت انرژی یا دیگر کالاها منجر شود.

شهابی و همکاران (1394) به بررسی اثر تغییر قیمت­ها بر توزیع درآمد و رفاه اجتماعی در مناطق شهری ایران طی دوره 1390-1370 پرداخته­اند. در این مطالعه از سیستم مخارج خطی و نابرابری اتکینسون استفاده شده است. نابرابری درآمدی در بین دهک­های هزینه­ای خانوار‌های شهری طی دوره­هایی که اقتصاد تورم بالایی داشته بیشتر شده است؛ در حالی که رفاه اجتماعی خانوارهای شهری روند افزایشی داشته؛ اما در دوره­های تورمی نرخ رشد آن کمتر بوده است.

 

3. روش­ تحقیق

از آنجا که استفاده از داده­های مقطعی­ در مطالعات تجربی، نشان‌دهنده­ ارتباط بین متغیرهای مورد مطالعه بوده و فاقد قدرت پیش­بینی معتبر می­باشد، به کارگیری روش‌های اقتصادسنجی مبتنی بر سری­های زمانی ضروری به نظر می‌رسد (ابراهیمی سالاری، ۱۳۸۷: 7).

در این مطالعه داده­ها به صورت سری زمانی جمع‌آوری شده است. در بررسی رفتار مصرفی خانوار، کل مخارج مصرفی خانوارهای شهری در مرحله نخست به دو گروه کالایی «خوراکی و دخانی» و «غیر‌خوراکی» تقسیم می‌شوند. گروه غیر‌خوراکی­ شامل هفت زیرگروه می­باشد: پوشاک و کفش، مسکن، لوازم و اثاث و خدمات خانوار، بهداشت و درمان، حمل و نقل و ارتباطات، تفریحات و سرگرمی و خدمات، کالاها و خدمات متفرقه خانوار.

افزون بر آمار و اطلاعات مربوط به هزینه خانوار، آمار مربوط به شاخص‌های قیمتی با عنوان شاخص بهای کالا و خدمات مصرفی خانوار در مناطق شهری که در اداره آمار اقتصادی بانک مرکزی ایران گردآوری شده، در این پژوهش مورد استفاده قرار گرفته است. واحد داده‌‌های خام هزینه و بودجه خانوار به ریال و میلیون ریال داده شده که بعد از جمع­آوری به واحد ریال تبدیل شده است. در ادامه روش تجزیه و تحلیل داده­ها بیان می­شود. بررسی تغییرات رفاه در چند مرحله بیان شده است و نتایج هر قسمت، در مرحله بعد مورد استفاده قرار گرفته است.

3-1. انتخاب تابع مطلوبیت

با توجه به فروض اصلی رفتار مصرف­کننده، باید تابع مطلوبیتی بر‌اساس هدف انتخاب شود. بهترین تابع مطلوبیت جهت استخراج رابطه تقاضا­، تابع استون-گری یا کلین- روبین است (متوسلی و صمدی، 1378: 69). بیان ریاضی این تابع به صورت زیر است:

(3)

                                                            

   و      و    

 

U: سطح مطلوبیت؛ : مقدار مصرف کالای ام؛ : مقدار کمینه  مصرف از کالای  ام؛ : میل نهایی به مصرف در ارتباط با درآمد فرامعیشتی (بخشی که نشان‌گر مخارج یا درآمدی است که مصرف­کننده به اختیار خود روی  امین کالا صرف کرده؛ یعنی فراتر از کمینه مصرفی در کالای ).

آنچه تابع مطلوبیت (3) بیان می­کند این است که مجموع مطلوبیتی که مصرف­کننده از مصرف سبدی از کالاها دریافت می­کند، تابعی از حاصل ­ضرب مازاد مصرف هر کالا از کمینه مصرف آن کالاست و سهم این مازاد در مطلوبیت کل با توانی مانند  همراه است. از این‌رو، زمانی از مصرف کالا رضایت حاصل می­شود که مصرف از کمینه­ای که به عنوان کمینه معاش[19] تعبیر می­شود، تجاوز کند.   نشانگر سهم نهایی مطلوبیت کالای  ام می­باشد که به صورت کمیت ثابتی در نظر گرفته شده است. با توجه به رتبه­ای بودن[20] تابع مطلوبیت (3)، یک تبدیل یک‌نواخت[21] از رابطه بالا نیز می­تواند بر همان دستگاه ترجیحات دلالت داشته باشد (تبدیل یکنواخت تابع مطلوبیت بر مقدار بیشینه آن تاثیر نخواهد گذاشت). بنابراین با لگاریتم­گیری از رابطه (3) به تابع مطلوبیت (4) دست پیدا می­کنیم که به لحاظ کاربردی مناسب­تر است (مکیان و سعادت­خواه، 1390: 54 و55).  

(4)                                                                                  

3-2. تعیین تابع تقاضا

 یکی از روش­های مطالعات تقاضا، برآورد سیستمی آن است. توابع سیستمی تقاضا، مربوط به اختصاص کل هزینه بین کالاها می­باشد که به طور هم‌زمان، تقاضای هرکالا با قیمت آن کالا، قیمت سایر کالاها و درآمد در ارتباط می­باشد (متوسلی و صمدی، 1378: 69). برای استخراج سیستم معادلات تقاضای متناظر با تابع مطلوبیت مورد نظر، تابع مطلوبیت (4) را با محدودیت قید بودجه (6) بیشینه می‌کنیم. برای به بیشینه رساندن مطلوبیت باید دو شرط برقرار باشد: اول این­که نسبت مطلوبیت نهایی به قیمت باید برای همه گروه­های کالایی برابر باشد، دوم اینکه تابع مطلوبیت شبه مقعر باشد. در جایی که شرط اولیه برقرار باشد شرط ثانویه حاصل خواهد شد (هندرسون، کوانت[22]1389: 26 - 27). برای سادگی تابع مطلوبیت را دارای دو کالا فرض می­کنیم:

 (5)                                                                                                                                                     (6)

TC: کل مخارج مصرفی خانوار؛  : تقاضای مصرف­کننده برای دو کالا؛  : قیمت کالای  ؛  : میل نهایی به مصرف  در ارتباط با درآمد فرامعیشتی. تابع لاگرانژ عبارت است از:

(7)                                 

     شرایط مرتبه اول برای بیشینه کردن تابع مطلوبیت (4) به صورت روابط (8) تعریف می‌شود: 

(8)

 

اگر شرایط مرتبه اول برای  حل و  از سه معادله فوق حذف شود، خواهیم داشت:

                                                                                    (9)

با توجه به قید محدودیت بودجه (6) داریم:

(10)                                                                      

با توجه به (9) و (10) داریم:

                                                               (11)

                                                                (12)

روابط لازم برای برقراری شرط ثانویه­ بیشینه­سازی مقید تابع مطلوبیت،  و  می­باشد، چون تابع مطلوبیت (4) از نوع  می­باشد، شرط  شکل تابع را شبه مقعر می­سازد. معادلات (11) و (12) تابع تقاضا برای دو کالای  است. با ضرب کردن  در روابط (11) و (12) تابع تقاضا برحسب ارزش‌های پولی به دست می‌آید که تابعی از قیمت آن کالا، قیمت کالاهای دیگر و مخارج کل مصرف‌کننده است (همان: 60،61).

(13)

 

(14)

 

می‌توان روابط (13) و (14) را برای  کالا نیز تعمیم داد. بنابراین، تابع تقاضای به دست آمده از تابع مطلوبیت (4) به صورت زیر است که به آن سیستم مخارج خطی گویند:

(15)

                            

  ، 

 : متوسط هزینه گروه کالایی i ام؛  : شاخص قیمتی مربوط به گروه کالایی i ام؛  : مقدار مصرف ازگروه کالایی i ام؛ : مقدار کمینه مصرف از گروه کالایی i ام ؛ : میل نهایی به مصرف در ارتباط با درآمد فرامعیشتی؛ TC: مخارج کل یک خانوار. تابع تقاضای (15) برحسب درآمد و قیمت، خطی و بر حسب پارامترها غیر‌خطی است. در این تابع، مخارج صرف شده بر هر کالا به دو بخش تقسیم می‌شود: بخش مربوط به کمینه معاش یعنی مخارجی که برای مصرف‌کننده الزامی است ( )؛ و بخش مربوط به مخارج فرامعیشتی که نشانگر مخارجی است که مصرف­کننده به اختیار خود بر i ‌امین کالا صرف کرده است.

3-3. تخمین پارامترهای تابع تقاضا

بعد از معرفی تابع مطلوبیت و استخراج تابع تقاضا باید پارامترهای تابع تقاضا را تخمین بزنیم. تابع تقاضای به ­دست آمده برحسب پارامترها غیر‌خطی است، در نتیجه برای تخمین پارامترهای باید از روش­های غیر‌خطی استفاده کرد. پارامترهای الگوی معادلات از روش­هایی مانند حداقل مربعات سه­مرحله­ای[23] ( ) و حداکثر درست­نمایی با اطلاعات کامل[24] ( ) برآورد می­شوند (متوسلی و صمدی، 1378: 69).

از جمله الگوهایی که به صورت سیستم معادلات مطرح می­باشد، رگرسیون­ معادلات به­ ظاهر نامرتبط[25] است که با اختصار به  معروف است و دارای موارد کاربرد متعددی است.

در این سیستم در هر معادله فقط یک متغیر درون­زا به عنوان متغیر وابسته وجود دارد. یکی از مهم‌ترین کاربردهای  در تخمین سیستم مخارج مصرفی خانوار است. یک نکته اساسی به هنگام تخمین سیستم فوق آن است که نرم­افزار  بلافاصله پیام مشکل هم­خطی اعلام می­کند. برای حل این مشکل کافی است که یکی از معادلات را حذف کرده و معادلات باقیمانده را با روش بحث شده برآورد کنیم. از آنجا که  است، ضریب مخارج فرا‌معیشتی برای گروه کالایی هشتم  است. در این پژوهش، هشت گروه عمده کالایی وجود دارد، بنابراین، هشت معادله خواهیم داشت:

 

 

 

 

 

 

 

 

 : شاخص قیمتی مربوط به گروه کالایی i ام؛  : مقدار مصرف ازگروه کالایی i ام؛ : مقدار کمینه مصرف از گروه کالایی i ام ؛ : میل نهایی به مصرف در ارتباط با درآمد فرامعیشتی؛TC : مخارج کل یک خانوار؛ t : سال مورد مطالعه­؛  : جمله خطا.

3-4. استخراجدرآمدمعادل از تابع استون-گری

 بعد از تخمین پارامترها  در مرحله بعد برای به دست آوردن تغییرات رفاه خانوار، پس از تقسیم تابع تقاضای (15) بر   آن را در تابع مطلوبیت (3) جایگزین می­کنیم:

 

(16)

 

 

 

 

معادله (16)، مخارج فرد به همراه مطلوبیت او را در یک زمان نشان می­دهد. برای مثال، می­توان گفت مخارج فرد در زمان   و  به شکل زیر می­باشد:

(17)                                                              

(18)                                                             

     حال اگر به جای در معادله (18) مطلوبیت  را قرار دهیم،  ، مخارج فرد در زمان  را با مطلوبیت فرد در زمان  را نشان خواهد داد که به آن درآمد معادل ( ) گفته می‌شود.

(19)                                                                        

 را از معادله (17) استخراج و در معادله (19) جایگزین می­کنیم:

  (20)                                               

با ساده­سازی، رابطه (20)، درآمد معادل به شکل زیر به دست می­آید:

(21)                                              

 : قیمت کالای  قبل از تغییر ؛   : قیمت کالای  بعد از تغییر؛  : مخارج خانوار قبل از تغییر قیمت؛  : مقدار درآمد (مخارج) است که همان سطح مطلوبیت از درآمد اصلی (قبل از تغییر قیمت) را در سطح قیمت­های جدید ارائه می­دهد و درآمد معادل نامیده می­شود (لوکری و اُداناهیو[26]،2011: 6-7). در صورت اعمال تغییر قیمت یک گروه کالایی در فرمول (21) می­توان درآمد معادل از تغییر یک گروه کالایی را به دست آورد و آن را  معرفی کرد.

(22)                                      

3-5. محاسبه رفاه از دست­ رفته

حال برای محاسبه رفاه از دست رفته خانوار به دلیل تغییرات قیمت، از تغییرات جبرانی استفاده می­کنیم (بهبودی و حکمتی فرید، 1391: 36).

(23)                                                               

(24)                                                                                       

 : مصرف واقعی قبل از تغییرات قیمت خانوار را نشان می­دهد.  : تغییرات جبرانی[27].

 در معادله (24) میزان رفاه از دست رفته خانوار را بعد از تغییر تمام قیمت­ها نشان می­دهد. اگر به جای  از  (درآمد معادل برای تغییر قیمت گروه کالایی ) استفاده کنیم، می­توان میزان رفاه از دست رفته خانوار را بعد از تغییر قیمت در یک گروه کالایی به دست آورد:

                                                                                                 (25)

اگر برای هر گروه کالایی در یک سال افزایش قیمت داشته باشیم، درآمد معادل از مخارج مصرفی سال قبل بیشتر خواهد شد. بنابراین، تغییرات جبرانی که مطابق فرمول (25) تعریف شده، منفی خواهد بود. برای درک بهتر نمودار تغییرات جبرانی، از قدرمطلق تغییرات جبرانی استفاده شده است. هرچه مقدار عددی تغییرات جبرانی بیشتر باشد، رفاه از دست رفته بیشتر خواهد بود.

 

4. ارزیابی

اعداد جدول (1) درصد تغییرات جبرانی محاسبه شده در این تحقیق است، برای امکان مقایسه تغییرات جبرانی دهک­ها باهم این مقدار بر درآمد هر دهک تقسیم شده، و درصد آن به دست آمده است. تقریبا در هر سال (هر ردیف) از دهک اول به سمت دهک دهم، درصد تغییرات جبرانی کاهش پیدا می­کند؛ یعنی، شدت کاهش رفاه کمتر می­شود. این مشاهده تقریبا در 90 درصد موارد صادق است و از این‌رو، می­توان گفت که به طور کلی، افزایش قیمت (تورم) باعث کاهش رفاه بیشتری در دهک­های درآمدی پایین نسبت به کاهش رفاه در دهک­های ثروتمند می­شود.

 

جدول 1. درصد تغییرات جبرانی نسبت به درآمد

 

دهک اول

دهک دوم

دهک سوم

دهک چهارم

دهک پنجم

دهک ششم

دهک هفتم

دهک هشتم

دهک نهم

دهک دهم

1373

34988/47

55767/54

94027/47

98169/42

5862/38

11678/37

54111/36

09226/32

95994/28

03717/21

1374

36486/72

36295/40

96227/34

36361/33

20676/34

39896/33

88908/36

3657/34

07597/33

09066/22

1375

51482/63

93118/27

54296/26

06877/25

55582/25

45777/25

18064/15

6168/24

61189/25

56567/12

1376

14689/21

9474/21

82923/19

55373/19

60235/18

92366/17

22712/17

75732/16

3401/17

99977/12

1377

33067/28

37485/19

29036/17

83623/15

01984/13

91922/11

27652/11

51095/10

514229/8

545836/6

1378

54468/16

73969/23

63423/21

25244/21

19297/20

89937/19

17868/19

02251/18

43168/16

97174/12

1379

60521/25

41962/15

10959/14

6706/13

53112/13

18731/13

8407/11

9685/11

51505/11

607371/8

1380

46503/16

69557/25

34278/12

54397/11

78297/11

06052/11

19175/10

18213/10

166353/7

13366/8

1381

59617/23

40471/26

51742/15

56814/14

49758/13

64265/13

82034/12

69875/12

74719/11

057497/9

1382

25281/21

69036/15

62559/14

63828/26

07828/14

83267/12

97784/12

91988/11

06816/12

1178/10

1383

28966/33

87345/15

09373/15

86703/13

29953/13

15492/13

88994/12

74756/12

11707/12

603454/9

1384

54271/16

36076/12

53727/11

18844/11

79058/10

31366/10

936254/9

672367/9

556395/9

624884/7

1385

82712/13

98545/13

76619/35

36118/12

95362/11

76372/11

4113/11

93485/10

52168/10

994301/7

1386

38104/29

36936/19

68012/37

21686/17

0679/16

01837/16

29832/16

48322/15

99703/14

12757/12

1387

9002/32

65106/24

8087/23

55863/22

18062/21

64647/21

43939/21

292595/0

19949/20

1774/16

1388

98123/17

89374/12

37514/11

92817/11

20373/11

22027/11

47533/10

698487/9

481604/9

6464/8

1389

13412/18

3194/14

81764/12

26195/12

53084/11

76948/11

43807/11

81178/10

06505/10

027972/8

1390

22394/22

01359/20

66347/18

00468/18

66774/18

44543/18

42551/17

06942/17

8266/16

28889/15

1391

04792/32

47494/26

5216/54

71817/24

78331/23

80751/24

98935/25

40468/23

94022/21

44769/17

1392

65677/53

5287/57

95353/53

42441/58

74664/29

09153/28

09313/24

30818/26

58912/25

10429/13

میانگین تغییرات جبرانی 20 سال

30779/30

42972/24

5006/23

35035/21

56392/18

18351/18

27602/17

9779/15

18624/16

0085/12

میانگین تغییرات جبرانی از 89 تا 90

09263/39

69159/35

36421/33

68989/33

57311/25

32437/25

05552/24

39299/23

65181/22

46934/16

                       

منبع: یافته‌های پژوهش

برای درک بیشتر این نتیجه، سه دهک اول و پنجم و دهم به عنوان نماینده­ سه گروه کم‌درآمد و متوسط و ثروتمند در شکل (1) نشان داده شده است.

 

 

شکل 1. میزان رفاه از دست رفته سه دهک اول، پنجم و دهم

    منبع: یافته­های تحقیق

 

شکل (1) درصد رفاه از دست­رفته نسبت به درآمد سه دهک را در هر سال نشان می­دهد. نمودار تمام دهک­ها بین دهک اول و دهم قرار گرفته که به علت شلوغی و ایجاد ابهام در نمودار از ترسیم آن خودداری شده است. همچنان که مشاهده می­شود در تمام دوره مورد مطالعه، نمودار کاهش رفاه دهک اول که خانوار­های کم­درآمد را شامل می­شود، در بالا قرار گرفته است و مفهومش این است که در دوره پژوهش، کاهش رفاه برای دهک اول، نسبت به دهک پنجم و دهم بیشتر است و این امر، سوال اول در مقدمه تحقیق و جدول (1) را تایید می‌نماید. از طرفی، زمانی که کاهش رفاه شدت می­گیرد (از سال 1389 با آزادسازی قیمت­ها) و سه نمودار به سمت بالا حرکت می­کنند، شدت افزایش نمودار دهک اول از دو دهک دیگر بیشتر است؛ زیرا نمودار برای دهک اول با شیب بیشتری افزایش یافته است.

برای مقایسه بهتر تمام دهک­ها، میانگین درصد تغییرات جبرانی برای هر دهک در دوره بیست ساله گرفته شده ­است. همچنین میانگینی از سال 89 (سال شروع آزادسازی قیمت­ها) تا 92 برای هر دهک نیز به دست آمده تا به طور خاص نتیجه جدول (1) در این سال­ها بررسی شود. این مقادیر در شکل (2) نمایش داده شده است.

 

 

شکل 2. میانگین تغییرات جبرانی

  منبع: یافته­های تحقیق

 

همان طور که شکل (2) نشان می­دهد از سمت دهک­های پردرآمد به سمت دهک­های کم‌درآمد (از راست به چپ) کاهش رفاه بیشتری در هر دهک مشاهده می­شود. در دوره مورد مطالعه که قیمت­ها افزایش داشته است، کمترین میانگین کاهش رفاه مربوط به دهک دهم و بیشترین میانگین کاهش رفاه مربوط به دهک اول است و این تاییدی بر این است که تورم باعث کاهش رفاه بیشتری در دهک­های درآمدی پایین نسبت به دهک­های ثروتمند می­شود. در شکل (2) ستون­های سمت راست در هر دهک نشان‌دهنده کاهش رفاه برای سال­های 89 -92 است. این ستون­­ها در تمامی دهک­ها از ستون­های سمت چپ بلند­تر هستند. بنابراین، در پاسخ به سوال دوم می­توان گفت، میزان رفاه برای تمام خانوارهای شهری ایران در این چهار سال نسبت به 20 سال گذشته کاهش بیشتری داشته است.

با توجه به این که افزایش قیمت هر کدام از گروه­های کالایی متناسب با ضروری بودن کالا و سهم آنها در کمینه­ معاش خانوار اثرات متفاوتی بر رفاه خانوارها دارد، لازم بود در بررسی تاثیرپذیری رفاه از تعدیلات قیمتی، به تفکیک اثرات رفاهی در گروه­های مختلف کالایی برای هر دهک اقدام شود. این موضوع برای 20 سال محاسبه شده و میانگین این اثرات به صورت جدول (2) ارائه شده است. میانگین در تمام جدول (2) میانگین نسبی تغییرات جبرانی به تفکیک گروه­های کالایی برای دوره مورد مطالعه (20سال) است. هدف از این میانگین مقایسه تغییرات جبرانی بین دهک­ها  است.

 

جدول 2. میانگین تغییرات جبرانی در دوره 20 ساله به تفکیک دهک­های درآمدی و گروه­های کالایی

دهک

تغییرات جبرانی خوراک

تغییرات جبرانی پوشاک و کفش

تغییرات جبرانی مسکن

تغییرات جبرانی لوازم، اثاث و خدمات خانوار

تغییرات جبرانی بهداشت و درمان

تغییرات جبرانی حمل و نقل و ارتباطات

تغییرات جبرانی تفریحات و سرگرمی و خدمات

تغییرات جبرانی کالا و خدمات خانوار

اول

078124/0

01087/0

075634/0

009513/0

019479/0

007312/0

001604/0

008875/0

دوم

078848/0

012139/0

066603/0

011196/0

019252/0

013592/0

001389/0

010736/0

سوم

071564/0

011562/0

069121/0

010179/0

019694/0

016696/0

002006/0

012817/0

چهارم

067783/0

011548/0

067217/0

010262/0

019013/0

019045/0

001771/0

014779/0

پنجم

065797/0

009417/0

062715/0

01302/0

018498/0

016539/0

002165/0

01711/0

ششم

059852/0

01094/0

058136/0

009481/0

018967/0

01775/0

001663/0

021245/0

هفتم

066037/0

015329/0

065628/0

013033/0

020223/0

024428/0

003019/0

00866/0

هشتم

058899/0

012835/0

061371/0

011529/0

02017/0

021104/0

002701/0

017972/0

نهم

046881/0

011857/0

058582/0

009081/0

018891/0

016739/0

001923/0

038323/0

دهم

044069/0

012416/0

071584/0

010231/0

020224/0

021139/0

002278/0

024185/0

منبع: یافته‌های پژوهش

 

در پاسخ سوال سوم می­توان گفت در تغییر قیمت همه گروه­های کالایی دهک­های کم‌درآمد آسیب‌پذیرترین محسوب نمی­شوند، بلکه نتایج جدول (2) نشان می­دهد که با افزایش قیمت خوراک، دهک­های کم­درآمد آسیب­پذیرترین دهک هستند، اما در گروه کالایی پوشاک دهک­های پردرآمد آسیب­پذیرتر بوده­اند. با افزایش قیمت لوازم و اثاث خانوار گروه متوسط، آسیب‌پذیرترین بوده­اند. بنابراین، زمانی که سیاست دولت بر افزایش قیمت محسوس یک گروه کالایی مشخص است؛ مثل افزایش تعرفه­های پوشاک وارداتی یا...  باید آسیب­پذیرترین دهک درآمدی مشخص و در صورت لزوم برای آن تدابیری اندیشیده شود.

تغییرات جبرانی دوره 20 ساله برای سه دهک اول و پنجم و دهم به عنوان نماینده گرو‌ه‌های کم‌درآمد و متوسط و پردرآمد و برای چهار گروه کالایی اصلی با نمودار ارائه شده است:

 

 

شکل 3. تغییرات رفاه سه دهک اول و پنجم و دهم مربوط به گروه کالایی خوراک

    منبع: یافته­های تحقیق

 

همان طور که در شکل (3) مشاهده می­شود در تمام دوره مورد مطالعه رفاه از دست رفته در هر سال از بیشتر به کمتر به ترتیب مربوط به دهک اول، پنجم و دهم است. بنابراین در تغییرات قیمت گروه کالایی خوراک، خانوارهای دهک اول آسیب­پذیر هستند. همچنین از 89  که طرح آزادسازی قیمت­ها به نفع گروه کم‌درآمد اجرا شد، انتظار می­رفت میزان کاهش رفاه دهک اول کمتر از دهک­های پنجم و دهم باشد؛ یعنی باید منحنی مربوط دهک اول با شیب کمتری افزایش می­یافت؛ اما شکل (3) نشان می­دهد که شدت کاهش رفاه برای این دهک بیشتر از بقیه بوده است.

 

 

 

شکل 4. تغییرات رفاه سه دهک اول و پنجم و دهم مربوط به گروه کالایی پوشاک

 منبع: یافته­های تحقیق

 

افزایش قیمت گروه کالایی پوشاک به ترتیب دهک دهم، اول و پنجم را از نظر کاهش رفاه تحت تاثیر قرار می­دهد. از سال 89  به بعد نیز کاهش رفاه در هر سه دهک به سرعت افزایش یافته است.

 

 

شکل 5. تغییرات رفاه سه دهک اول و پنجم و دهم مربوط به گروه کالایی مسکن

 منبع: یافته­های تحقیق

در دوره مورد مطالعه، در زیرگروه کالایی مسکن (اجاره­بها و سایر هزینه­های منزل مسکونی) سه دهک اول و پنجم و دهم در دوره کوتاهی آسیب پذیرتر بوده­اند. اما با توجه به شکل(5) دهک پنجم مدت زمان کمتری آسیب­پذیرترین بوده است.

 

 

شکل 6. تغییرات رفاه سه دهک اول و پنجم و دهم مربوط به گروه کالایی بهداشت

  منبع: یافته­های تحقیق

 

در گروه کالایی بهداشت، شکل (6) نشان می­دهد که بعد از آزادسازی قیمت­ها این کاهش رفاه به صورت چشم­گیری افزایش یافته است[28].

 

5. نتایج

تخصیص منابع بین اعضای جامعه برای بیشینه­سازی رفاه یک هدف مهم سیاست­گذاری است. بیشتر مطالعات برآورد کمینه رفاه، با رویکرد رفتاری سیستم مخارج خطی  که از تابع مطلوبیت استون –گری استخراج شده است، انجام می­شود. در این تحقیق برای تخمین پارامترهای این تابع تقاضا از روش معادلات به ظاهر نامرتبط استفاده شده است. برای بررسی شدت و چگونگی تاثیر­پذیری مطلوبیت مصرف­کننده از تغییر شرایط اقتصادی از شاخص­ تغییرات جبرانی استفاده شده است. معیار تغییرات جبرانی بیان می­کند که اگر سیاست افزایش (کاهش) قیمت اعمال گردد، باید چه قدر به (از) خانوارها پرداخت (گرفته) شود تا به سطح مطلوبیت قبل از تغییر قیمت دست یابند.

در این مطالعه از آمار و ‌اطلاعات بودجه خانوارهای شهری کشور و آمار مربوط به شاخص‌های قیمتی که با عنوان شاخص بهای کالا و خدمات مصرفی خانوار در مناطق شهری گردآوری شده، به صورت سری زمانی استفاده گردیده است. معادلات یک رابطه تعادلی بلندمدت (هم انباشتگی) بین متغیرهای مستقل و وابسته ایجاد کرده است. رفاه از دست رفته به تفکیک بر هشت گروه کالایی محاسبه می­شود. با استفاده از شاخص­های به کار رفته در دوره مورد مطالعه نتایج مفیدی در رابطه با میزان موفقیت برنامه­ها و طرح­های اقتصادی ارائه شد و بینش­های متفاوتی به دست آمد که می­تواند موضوع رفاه جامعه را در آینده بهبود بخشد. مهم‌ترین نتایج اثبات شده به صورت زیر است:

با افزایش قیمت گروه­های کالایی از سال 1372-1392، کاهش رفاه برای دهک­های کم‌درآمد بیشتر از خانوار­های متوسط و پردرآمد است، این موضوع از شروع طرح آزادسازی قیمت­ها شدت بیشتری می­گیرد و بر خلاف انتظار سیاست‌گذاران، آزاد­سازی قیمت­ها در این سال­ها اثر نامطلوب­تری بر دهک اول (نماینده گروه خانوار کم­درآمد) نسبت به دهک پنجم و دهم (به ترتیب نماینده گروه خانوار متوسط و ثروتمند) گذاشته است. بر اساس این نتیجه، پیشنهاد می­شود که در تورم و آزادسازی قیمت­ها توجه ویژه به گروه­های کم­درآمد شود. به عنوان نمونه می­توان یارانه‌های گروه­های ثروتمند را قطع کرد و آن را برای گروه­های کم درآمد در نظر گرفت. رفاه خانوار شهری برای تمام دهک­های درآمدی در چهار سال آخر دوره مورد مطالعه (از زمان آزادسازی قیمت­ها به بعد) نسبت به سایر سال­های مورد مطالعه کاهش بیشتری داشته است.

اگر دولت سیاست افزایش قیمت یک گروه کالایی را در جامعه اجرا کند، لازم است موضوع افزایش قیمت گروه­های کالایی به صورت دیگری مورد مطالعه قرار گیرد، این موضوع برای هشت گروه کالایی در دهک­های درآمدی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاکی از آن است که آسیب‌پذیرترین دهک درآمدی در سیاست افزایش قیمت هر گروه کالایی متفاوت است (باتوجه به جدول2). برای نمونه در جریان افزایش قیمت گروه کالایی خوراک، دهک‌های پایین درآمدی آسیب­پذیری بیشتری دارند. اما در گروه کالای پوشاک و کفش کاهش رفاه دهک­های بالای درآمدی بیشتر است. بر اساس این نتیجه، مطلوب نیست که نوع­ پرداخت یارانه، برای همه­ دهک­های درآمدی به یک شکل باشد، برای مثال می­توان یارانه­ها را در قالب کارت­هایی در اختیار خانوارها قرار داد که براساس اولویت­های گروه­های کالایی و تفاوت دهک­های درآمدی مبالغی در آن گنجانده شده باشد. نتیجه این تحقیق درباره اثرات تغییر قیمت یک گروه کالایی بر رفاه خانوار می­تواند جهت سیاست­گذاری صحیح و مناسب جهت کاهش این هزینه­ها در سبد خانوار با دهک­های مختلف به کار رود.



[1] Legatum

[2] Monero

[3]Murphy & Garvey.

[4]Fisher & Tornqvist

[5] Lesr

[6] Ston - Garri

[7] Minimum Living or Subsistence

[8] Barten.

[9]  Consumer's Surplus

[10] Willingness to Pay

[11] Varian

[12] Blundell

[13] Ghahremanzadeh, M. & Ziaei

[14]Quadratic Almost Ideal Demand System.

[15] Carl Nelson, Benjamin Wood, and Lia Nogueira,

[16] Loughrey and  O'donoghue

[17]Shimeles

[18] Extended Linear Expenditure System

[19] Supernumerary Expenditure

[20] Ordinal

[21] Monotonic Transformation

[22] J.M Handerson & R.E Quant

[23]  Three Stage Least Square

[24] Full Information Maximum Likelihood

[25] Seemingly Unrelated Regression

[26] Loughrey and  O'Donoghue

[27] Compensating Variation

[28] شاید یکی از علل نزدیکی این منحنی­ها به هم (در شکل 6)، وجود بیمه­های تکمیلی و یا تامین اجتماعی در جامعه باشد. به عبارتی، این نوع بیمه­ها از فاصله­گیری این منحنی­ها در دوره افزایش قیمت، جلوگیری کرده است.

 

منابع

-      امینی، صفار، فخرحسینی، سیدفخرالدین (1387). حداقل معیشت در مناطق شهری و روستایی کشور و استان کردستان. فصلنامه مدلسازی اقتصادی، (5): 94-114.

-       بهبودی، داوود، حکمتی­فرید، صمد (1391). بررسی اثرات رفاهی تعدیل قیمت حامل­های انرژی بخش خانگی به تفکیک دهک­های هزینه­ای. فصلنامه مطالعات اقتصاد انرژی، 9 (33): 31-51.

-     بهمنی، مجتبی، اصغری، حسن (1388). برآورد تابع تقاضای خوراک خانوارهای روستایی با استفاده از سیستم تقاضای تقریبا مطلوب ( ). مجله توسعه و سرمایه، 2 (3): 131-149.

-       پی.آر.چی.لیارد. والترز (1377). تئوری اقتصاد خرد. ترجمه: عباس شاکری. نشر نی: تهران.

-       تودارو، مایکل (1378). توسعه اقتصادی در جهان سوم. ترجمه: غلامعلی فرجادی. کوهسار، چاپ سیزدهم: تهران

-      حکمتی فرید، صمد؛ فیضی، سلیمان؛ سعادت، نفیسه(1395). تاثیر افزایش قمیت گروه­های مختلف کالایی بر رفاه خانوارهای روستایی کشور بر مبنای سیستم مخارج خطی، فصلنامه مدلسازی اقتصادی، 10 ((1)33): 106-89

-       خسروی نژاد، علی­اکبر (1384). ارزیابی تغییرات رفاهی مصرف­کنندگان ایرانی با استفاده از شاخص‌های هزینه زندگی. موسسه مطالعات و پژوهش‌های بازرگانی: تهران.

-       خسروی نژاد، علی­اکبر (1388). اندازه­گیری اثرات رفاهی حذف یارانه کالاهای اساسی بر خانوارهای شهری ایران. پژوهش­نامه بازرگانی، (50): 1-31.

-       خسروی نژاد، علی اکبر، هاشمی، ابوالقاسم (1374). سیستم مخارج خطی؛ الگوی تقاضای خانوارهای شهری در ایران. مجله اقتصاد، (4): 74-92.

-      راغفر، حسین، سرخه­دهی، فاطمه (1390). شناسایی خانوارهای نیازمند در طرح هدفمندکردن یارانه­ها با وجود نابرابری اطلاعاتی. فصلنامهرفاهاجتماعی، 11 (43): 181-207.

-       زمان­زاده، حمید، شاهمرادی، اصغر (1391). برآورد خطوط فقر در ایران بر اساس بعد خانوار. فصلنامه تحقیقات مدل­سازی اقتصادی، (6): 1-18.

-     سپه­وند، مهرداد (1375). بررسی و پیش­بینی رفتار مصرفی خانوار شهری در ایران بر مبنای مدل . مجله روند، 7 (22): 46-63.

-       سهرابی، فاطمه، حسین زاده، جواد، دشتی، قادر (1390). برآورد سیستم تقاضا برای گروه اصلی کالاهای خوراکی خانوارهای شهری در ایران با استفاده از سیستم تقاضای معکوس. مجله تحقیقات اقتصاد کشاورزی، 3 (4): 17-37.

-       شهابی، علی، محمدی، تیمور، شاکری، عباس، عبداله میلانی، مهنوش (1394). بررسی اثر تغییر قیمت­ها بر توزیع درآمد و رفاه در مناطق شهری. فصلنامه مدلسازی اقتصادی، 9 (1): 25-47.

-      عباسیان، عزت اله، نسرین دوست، میثم (1391). اقتصاد رفاه، چاپ اول. نورعلم: تهران.

-       فلاحی، فیروز، محمدزاده، پرویز، حکمتی فرید، صمد (1392). بررسی آثار رفاهی افزایش قیمت گروه­های کالایی در خانوارهای شهری کشور. مجله تحقیقات اقتصادی، 48 (2): 131-150.

-       فطرس، محمد­حسن، معبودی، رضا (1389). رابطه بین نابرابری درآمد و نابرابری مخارج مصرفی. فصلنامه رفاه اجتماعی، 11 (40).

-      کفائی، سید محمدعلی، نصیری، حسین (1388). معرفی و برآورد دو شاخص جدید نابرابری توزیع درآمد برای ایران: جینی تک پارامتری و اتکینسون- جینی. پژوهشنامه اقتصادی، (39).

-       متوسلی، محمود، صمدی، سعید (1378). شناخت جنبه­های اقتصادی سیاست­های کاهش فقر. مجله تحقیقات اقتصادی، (55)، 65-98.

-       متوسلی، محمود. (1382). توسعه اقتصادی: مفاهیم، مبانی نظری، نهادگرایی و روش­شناسی. سمت: تهران.

-       مکیان، سید نظام الدین، سعادت­خواه، آزاده (1390). اندازه­گیری حداقل معاش با استفاده از سیستم مخارج خطی مطالعه موردی: جامعه شهری استان یزد (برنامه­های سوم و چهارم توسعه). فصلنامه پژوهش­های رشد و توسعه اقتصادی، 2 (5): 46-68.

-       واریان، هال (1378). تحلیل اقتصاد خرد، چاپ دوم. نشرنی: تهران.

-       هندرسون، جیمز.م.، کوانت، ریچارد ا. (1381). تئوری اقتصاد خرد تقرب ریاضی. ترجمه م. قره باغیان، ج. پژویان، چاپ سیزدهم. موسسه خدمات فرهنگی رسا: تهران.

-       Barten. A.P. (1969). Maximum likelihood estimation of a complete system of demand equations. European Economic Review, 1: 7-73.

-       Blundell, R. & Pistaferri, L. and Preston, I. (2008). Consumption inequality and partial insurance. American Economic Review, 98(5): 1887–1921.

-       Ghahremanzadeh, M. & Ziaei, M. (2014). Food Price Change and its welfare impact on Iranian Households. International Journal of Agricultural Management and Development, 4 (4): 313-323.

-       Leyaro, V. & Morrissey, O. & Owens, T. (2010). Food price changes and consumerwelfare in Tanzania 1991-2007. Centre for Research in Economic Development and International Trade (CREDIT). No. 10/01

-       Loughrey, J. & O donoghue, C. (2011). The welfare impact of price changes on household welfare and inequality 1999-2010. IZA, No. 5717.

-       Murphy, E. & Garvey, E. (2008). The inadequacy of cost of living indices based on subjective preferences: An ethical and methodologica critiquel. International Review of Applied Economics, 22 (6): 745-754.

-       Shimeles, A. (2010). Welfare analysis using data from the international comparison program for Africa. African Development Bank, Tunis, Tunisia, NO. 122.

-       Wood, B. & Nelson, C. & Nogueira, L. (2011). Welfare evaluation of food price increases in Miexico or Poverty effects of food price escalation: The importance of substitution effects in Mexican households.