مفید بودن افشای داوطلبانه برای قضاوت سرمایه‌گذاران

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار حسابداری، دانشکده اقتصاد و حسابداری دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب، ایران

2 دانشیار گروه حسابداری، واحد تهران شرق، دانشگاه آزاد اسلامی

3 دانشجوی دکتری حسابداری، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب پردیس بین‌الملل کیش، ایران

چکیده

هدف این پژوهش بررسی رابطه مفید بودن افشای داوطلبانه بر اساس مولفه‌های کلان هیئت بین‌المللی استاندارهای حسابداری و قضاوت سرمایه‌گذاران در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی سال‌های 1394 - 1390 می‌باشد. به این منظور، داده‌های 127 شرکت با استفاده از روش نمونه‌گیری حذف سیستماتیک انتخاب و با استفاده از مدل مپلی، کیمینی و مزوچتیآزمون گردید. برای اندازه‌گیری افشای داوطلبانه شرکت‌ها از چک لیستی با 5 بعد ماهیت کسب و کار، اهداف و استراتژی‌های کسب و کار، منابع، ریسک‌ها و ارتباطات، نتایج عملیات شرکت و معیارهای اندازه‌گیری عملکرد استفاده شد. یافته‌ها نشان می‌دهد در مجموع، افشای داوطلبانه مولفه‌های اصلی مدل کسب و کار ارتباط ارزشی بالاتری نسبت به مولفه‌های افشای محدود فراهم می‌سازد. بر اساس این یافته‌ها، پیشنهاد می‌شود مدیران شرکت‌ها با توجه بیشتر به این شاخص‌ها، شرایط تحلیل‌های دقیق‌تر استفاده‌کنندگان صورت‌های مالی را فراهم سازند.

کلیدواژه‌ها


1. مقدمه

کسب اعتماد سرمایه‌گذاران برای سرمایه‌گذاری در بازار سرمایه توسط شرکت‌ها نیازمند افزایش شفافیت در ارایه اطلاعات مالی و غیرمالی است. به منظور افزایش شفافیت، شرکت‌ها می‌توانند تصمیم به گسترش سیاست‌های افشای خود و به تبع آن افشای داوطلبانه به عنوان یک ابزار مهم اقتصادی بگیرند (خواجوی و علیزاده‌ طلاتپه، 1394). همان ‌طور که هیلی و پالپو[1] (2001) بیان کردند، افشاء و گزارشگری مالی ابزار مهمی برای مدیران در راستای برقراری ارتباط بین حاکمیت و عملکرد شرکت با سرمایه‌گذاران خارجی می‌‌باشد.

اطلاعات مالی، یکی از عناصر بسیار بااهمیت بازارهای مالی می‌‌باشد. بازار سرمایه یکی از بازارهایی است که در آن، اطلاعات شفاف بر عملکرد آن به شدت مؤثر است و نقصان اطلاعات باعث افزایش هزینه‌ مبادلات و ناتوانی بازار در تخصیص بهینه‌ منابع می‌شود. اطلاعات هر چه شفاف‌تر و قابل دسترس‌تر باشد می‌تواند منجر به اتخاذ تصمیم‌های صحیح‌تری در زمینه تخصیص بهینه‌ منابع شود و در نهایت منجر به رسیدن به کارایی تخصیصی ‌‌شود که هدف نهایی بازار سرمایه است (تجویدی، 1387). از این‌‌رو، افشای اطلاعات توسط شرکت‌ها نقش حیاتی در کارایی بازار سرمایه ایفا می‌کند. افشای اطلاعات شرکت‌ها از طریق انتشار صورت‌های مالی، یادداشت‌های توضیحی، گزارش هیأت مدیره و نظایر آن انجام می‌گیرد. برخی از شرکت‌ها علاوه بر افشای حداقل اطلاعات براساس استانداردهای مربوط و سایر قوانین و مقررات، به افشای اضافی اطلاعات به صورت اختیاری می‌پردازند. از این‌رو، می‌توان افشای اطلاعات توسط شرکت‌ها را به دو دسته‌ افشای اجباری و اختیاری تقسیم نمود.

یکی از موضوعات مهم در رابطه‌ با افشای اطلاعات توسط شرکت‌ها، پیامد‌های اقتصادی آن می‌باشد. افشای اجباری و اختیاری اطلاعات می‌تواند دارای پیامدهای اقتصادی متعددی از جمله بهبود نقدشوندگی سهام در بازار سرمایه، کاهش هزینه‌ سرمایه شرکت‌ها و افزایش توان پیش‌بینی استفاده‌کننده از اطلاعات باشد که این موارد نیز نهایتا منجر به افزایش ارزش شرکت می‌گردد (پورحیدری و حسین پور، 1391). به ‌علاوه، در صورتی ‌که افشای کامل و شفافیت در گزارشگری مالی وجود داشته باشد، امکان دارد شرایط مطمئنی پدید آید و اطمینان نسبت به حمایت از منافع سرمایه‌گذاران افزایش یابد. از طرف دیگر، ناکافی و مبهم بودن اطلاعات افشا شده ممکن است به بدگمانی و رفتارهای غیراخلاقی منجر شود که این امر سبب         بالا رفتن ریسک و کاهش ارزش شرکت می‌گردد (مشایخی و فرهادی، 1392).

در فعالیت‌های اخیر IFRS[2]، هیئت بین‌المللی استاندارهای حسابداری (IASB) [3] مفید بودن گزارش را به عنوان ابزاری برای تسهیل ارتباطات با سرمایه‌گذاران شناسایی کرد. در حقیقت، IASB مشاهده کرد که در بسیاری از شرکت‌ها، تفسیر مدیریت یکی از مولفه‌های اصلی ارتباط آن‌ها با بازار سرمایه بوده و تکمیل‌کننده صورت‌های مالی می‌باشد. براساس (ISAB در سال 2010)، تفسیرهای مدیریت بایستی شامل اطلاعات پیشرو بوده و انتقال‌دهنده دیدگاه مستقیم شرکت باشد. این اطلاعات بایستی تشریح‌کننده روندهای اصلی و مشخص‌کننده نتایج آتی، موقعیت و توسعه شرکت و نیز مشخص‌کننده فرصت‌های مورد انتظار و ریسک‌های ناشی از موقعیت‌های مختلف باشد (منیکیوکسی[4]، 2013).

با توجه به مطالب ارایه شده، به نظر می‌رسد افشای اطلاعات شرکت‌ها می‌تواند برای استفاده‌کنندگان صورت‌های مالی بسیار مهم و جالب توجه باشد. در این پژوهش تلاش شده است تا به بررسی اثرات افشای داوطلبانه بر اساس IASB (2010) بر ارزش بازار شرکت‌ها پرداخته شود. پژوهش حاضر به چند روش به ادبیات مالی و حسابداری کمک می‌کند. اول اینکه، پژوهش حاضر شواهدی از افشای داوطلبانه بر اساس شاخص IASB (2010) ارایه می‌دهد که می‌تواند به سرمایه‌گذاران در پیش‌بینی ارزش شرکت‌ها کمک زیادی نماید. دوم اینکه، پژوهش حاضر بر نقش مدل کسب و کار در ارایه اطلاعات مفید جهت بهبود اطلاعات حسابداری تاکید دارد و بنابراین، فعالان بازار سرمایه و سیاست‌گذاران می‌توانند از نتایج این پژوهش در راستای تصمیمات خود بهره گیرند.

این مطالعه می‌کوشد با استفاده از داده‌های طی دوره زمانی 1394-1390، تاثیر افشای داوطلبانه مولفه‌های اصلی مدل کسب و کار براساس IASB (2010) بر ارتباط ارزشی بالاتر نسبت به مولفه‌های افشای محدود را بررسی نماید. 

در ادامه مقاله به صورت زیر سازماندهی شده است. بخش دوم به مروری بر ادبیات اختصاص دارد؛ در بخش سوم، روش پژوهش مدل‌های آماری و اندازه‌گیری متغیرهای مدل ارائه می‌گردد؛ در بخش چهارم، یافته‌های پژوهش تجزیه و تحلیل می‌شود و در نهایت، نتیجه‌گیری و پیشنهادهای پژوهش بیان می‌شود.

 

2. مروری بر ادبیات

در ادبیات مدیریت و حسابداری، بحث در ارتباط با مولفه‌هایی که مدل کسب و کار را تشریح می‌کنند، هم‌چنان باز مانده است. در این ارتباط، IASB (2010) بینش خوبی درباره مفید بودن اطلاعاتی که نیاز است، افشا شود؛ ارایه می‌دهد. برای نمونه، شرکت‌هایی که تصمیم می‌گیرند تا به صورت داوطلبانه به رعایت این مستندات بپردازند، اطلاعات مفیدی را در ارتباط با پیش‌بینی جریانات نقدی آتی، ریسک‌های ارزیابی و استراتژی‌های مدیریت آن‌ها و مناسب بودن منابع مشهود و نامشهود ارایه می‌دهند. در پژوهش حاضر، بر نقش کلیدی اطلاعات به عنوان ابزاری برای درک بهتر شخصیت شرکت (همانند ماهیت کسب و کار، استراتژی‌های شرکت، ریسک‌ها و منابع) تاکید شده است. این اطلاعات، زمانی‌ که استفاده‌کنندگان به ارزیابی شرکت می‌پردازند، بسیار مهم و حیاتی است (مپلی، کیمینی و مزوچتی[5]، 2017).

در ادبیات پژوهشی این حوزه، مقالات متعددی به تشریح این موضوع که چرا افشای مدل کسب و کار مفید و حیاتی است، پرداخته‌اند. در همین ارتباط، لیسنرینگ، لینسیر، شیپر و تروت[6] (2012) بیان کردند مدل کسب و کار مرتبط‌ترین اطلاعات را فراهم می‌سازد؛ زیرا مشخص‌‌کننده ارزش جریانات نقدی است. بروگام[7] (2012) تشریح کرد که استفاده از مدل کسب و کار فراهم‌‌کننده مرتبط‌ترین اطلاعاتی است که استفاده‌کنندگان نیاز دارند.

برای درک بهتر، یادآوری این نکته ضروری است که وقتی شرکت‌ها براساس مدل کسب و کار، افشای داوطلبانه دارند (برای کاهش عدم تقارن اطلاعاتی، فراهم ساختن سیگنال‌هایی برای بازار و یا خودمشروعی)، محیط اطلاعاتی را غنی‌تر می‌سازند. این اطلاعات شامل داده‌های در دسترس برای سرمایه‌گذاران می‌باشد که می‌توانند با آن به پیش‌بینی ارزش آتی شرکت بپردازند. بنابراین، فرض اینکه مولفه‌های اصلی غیراجباری IASB (2010) مولفه‌های اصلی مدل کسب و کار هستند و افشای داوطلبانه مدل کسب و کار اطلاعات حسابداری را برای سرمایه‌گذارانی که قصد دارند به بررسی ارزش شرکت بپردازند، مفید می‌سازد. در حوزه افشای داوطلبانه و ارتباط ارزشی آن با ارزش سهام شرکت‌ها، پژوهش‌های مختلفی انجام شده است که در ادامه به تعدادی از آن‌ها اشاره شده است:

در پژوهش‌های داخلی، نیکبخت و کلهرنیا (1396) در تعیین رابطه بین شفافیت اطلاعاتی، نقدشوندگی و ارزشیابی شرکت‌های بورسی کشور، نشان دادند معیارهای شفافیت اطلاعاتی و سطح نقدشوندگی سهام رابطه منفی و معناداری دارند. اما، شفافیت اطلاعاتی و ارزش شرکت رابطه‌ای با یکدیگر ندارند.

تاری و محسنی‌ملکی (1395) نتیجه گرفتند بین افشای اختیاری با اهرم مالی، موسسات حسابرسی، مجموع درصد سه سهامدار عمده، نسبت مدیران غیراجرایی در هیئت مدیره و اندازه شرکت‌ها رابطه معناداری وجود دارد.

بشیری‌منش، رحمانی، حسینی و موسوی (1394) با بررسی قیمت‌گذاری افشای اختیاری در بازار سرمایه ایران دریافتند که افشای اختیاری شرکت‌ها در تصمیم‌گیری و ارزش‌گذاری شرکت‌ها به کار می‌رود. به ‌علاوه، در بررسی مدل غیرخطی ارزش شرکت نشان داده شد که در ارزش‌گذاری شرکت‌ها، سطح مطلوبی از افشای اختیاری به کار گرفته می‌شود.

ولی‌پور، طالب‌نیا و احمدی (1393) در بررسی تأثیر سطح افشای اختیاری بر مربوط بودن ارزش اطلاعات حسابداری در شرکت‌های بورسی ایران نشان دادند سود هر سهم و ارزش دفتری هر سهم از عوامل مؤثر در ارزش‌گذاری شرکت‌های بورسی است. براساس نتایج، با افزایش سطح افشای اختیاری، مربوط بودن و محتوای اطلاعاتی ارزش دفتری هر سهم افزایش یافته است. از طرفی، در مدل بازده محتوای اطلاعاتی سود هر سهم در تمام سطوح افشای اختیاری اطلاعات یکسان بوده است.

متفکرآزاد، جامه‌شورانی، حیدری (1392) در پژوهش تاثیر دولت الکترونیکی بر کاهش فساد اقتصادی در گروه کشورهای منتخب اسلامی نشان دادند که دولت الکترونیکی با افزایش شفافیت، مشکلات مربوط به اطلاعات نامتقارن را با افزایش دسترسی به اطلاعات کاهش می‌دهد. مشایخی و فرهادی (1392) در پژوهش کیفیت افشا و هزینه حقوق صاحبان سهام به بررسی اثر اندازه بر این ارتباط پرداختند. آن‌ها دریافتند رابطه منفی و معناداری بین کیفیت افشا و هزینه حقوق صاحبان سهام برای گروه شرکت‌های بزرگ وجود دارد؛ اما این ارتباط برای شرکت‌های کوچک‌تر قابل مشاهده نیست.

پورحیدری و حسین‌پور (1391) در بررسی رابطه بین افشای اختیاری و اجباری با ارزش سهام شرکت‌ها نشان دادند، افشای اجباری دارای ارتباط معناداری با ارزش بازار سهام شرکت‌ها می‌باشد و با افزایش شاخص کیفیت افشاء، ارزش بازار سهام نیز افزایش پیدا می‌کند. اما این مورد ارتباط با افشای اختیاری مشاهده نشد.

در پژوهش‌های خارجی، مپلی و همکاران (2017) در بررسی مفیدبودن افشای مدل کسب و کار برای قضاوت سرمایه‌گذاران در شرکت‌های مالی اروپایی نشان دادند ارتباط ارزشی متغیرهای حسابداری افشای گسترده‌ای در ارتباط با مدل کسب و کار ارایه می‌دهد. یافته‌ها نشان می‌دهد افشای اطلاعات مدل کسب و کار نه تنها برای استراتژی‌های سرمایه‌گذاران بلکه برای قانون‌گذاران و تهیه‌کنندگان استانداردها نیز اهمیت دارد.

بوکیت و ناسوشن[8] (2016) در بررسی 103 شرکت بورسی در کشور اندونزی و بین سال‌های 2013 و 2014 دریافتند افشای داوطلبانه اطلاعات و کیفیت حسابرسی دارای اثر مثبت و معناداری بر سودآوری و ارزش شرکت‌ها می‌باشد. وانگ و حسینی[9] (2013) در بررسی محتوای ارزشی افشای اختیاری اطلاعات چشم‌انداز آتی ثابت کردند که سازوکارهای راهبری شرکتی بر سطح افشای اختیاری اطلاعات تأثیر دارد و در این شرکت‌ها، توانایی قیمت سهام برای پیش‌بینی سود آتی بیشتر است. حسن، رومیلی، جورجینی و پاور[10] (2009) در بررسی ارتباط بین افشای اجباری و اختیاری با ارزش شرکت‌های مصری اظهار داشتند بین افشای اختیاری و ارزش شرکت هیچ‌گونه ارتباط معناداری مشاهده نشده است. اما ارتباط در مورد افشای اجباری و ارزش شرکت‌ها منفی و معنادار بوده است و با افزایش افشای اجباری، ارزش سهام شرکت‌ها کاهش پیدا می‌کند.

2-1. مدل مفهومی پژوهش

در پژوهش حاضر برای اندازه‌گیری متغیر مستقل افشای داوطلبانه از چک لیستی با 5 بعد      1) ماهیت کسب و کار؛ 2) اهداف و استراتژی‌های کسب و کار؛ 3) منابع، ریسک‌ها و ارتباطات؛ 4) نتایج عملیات و 5) معیارهای اندازه‌گیری عملکرد می‌باشد. متغیر وابسته پژوهش ارزش بازار حقوق صاحبان سهام می‌باشد. در مدل‌های رگرسیونی اثر تعدیل‌گر شرکت‌های دارای افشای داوطلبانه بالاتر در سود گزارش ‌شده و ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام نیز در نظر گرفته شده است. مدل مفهومی پژوهش را می‌توان به صورت زیر ترسیم کرد:

 

 

افشای داوطلبانه کسب و کار

ارزش بازار حقوق صاحبان سهام

ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام

سود گزارش شده

 

 

 

 

 

نمودار 1. مدل مفهومی پژوهش

 

3. روش پژوهش

3-1. مدل اقتصادسنجی پژوهش

مفهوم ارتباط ارزشی اطلاعات حسابداری، بیانگر جایگاه اطلاعات یاد شده در ارزش‌گذاری حقوق مالکان است؛ یعنی نشان می‌دهد که چه بخش از ارزش شرکت را می‌توان به کمک این اطلاعات تبیین نمود. از منظر عملیاتی، ارتباط ارزشی اطلاعات حسابداری به عنوان همبستگی آماری بین قیمت بازار (برآمد تصمیم‌گیری‌های واقعی در حوزه سرمایه‌گذاری) و اطلاعات حسابداری (در قالب دو متغیر سود و ارزش دفتری) تعریف می‌شود. براساس این تعریف، هر چه قدرت تبیین (ضریب تعیین تعدیل‌شده رابطه همبستگی پیش‌گفته) اطلاعات حسابداری بیشتر باشد، نقش آن در ارزش‌گذاری حقوق مالکان پررنگ‌تر و یا به عبارت بهتر، ارتباط ارزشی آن بیشتر خواهد بود (ثقفی و باغومیان، 1388).

به منظور بررسی فرضیه پژوهش از روش‌شناسی ارایه‌ شده از سوی مپلی و همکاران (2017) استفاده شده است. در این روش و در ابتدا، به بررسی ابعاد پنج‌گانه افشای داوطلبانه پرداخته شده و سپس هر یک از این ابعاد به صورت جداگانه مورد تحلیل قرار می‌گیرند. به این ترتیب، یک مدل برای بررسی مجموع ابعاد و پنج مدل برای بررسی هر یک از ابعاد خواهیم داشت. مدل‌های رگرسیونی مورد استفاده در پژوهش حاضر به شرح ذیل می‌باشند:

مدل (1)

 

در مدل اصلی داریم:

: لگاریتم طبیعی ارزش بازار حقوق صاحبان سهام شرکت i در سال t؛

: سود گزارش شده شرکت i در سال t؛

: ارزش دفتری شرکت i در سال t؛

: متغیر مجازی که وقتی افشای داوطلبانه کل شرکتی بالاتر از میانه باشد یک و در     غیر این صورت، صفر می‌باشد. در پژوهش حاضر، متغیر افشای داوطلبانه براساسIASB (2010) و به صورت چک لیست اندازه‌گیری می‌شود. در صورتی ‌‌که شرکتی هر یک از شاخص‌ها را افشا نماید؛ یک و در غیر این صورت، صفر می‌باشد. سپس از میانگین به دست آمده برای تمامی شاخص‌ها برای اندازه‌گیری متغیر اصلی افشای داوطلبانه استفاده می‌شود.

: جزء اخلال.

به منظور بررسی اثرگذاری بالاتر ارتباط ارزشی از تفسیر ارایه شده در زیر استفاده شده است:

: ضریب ثابت مدل رگرسیونی؛

: ضریب اندازه‌گیری ارتباط ارزشی سود گزارش شده شرکت می‌باشد که نشان می‌دهد شرکت افشای محدودی داشته است؛

: ضریب اندازه‌گیری ارتباط ارزشی متغیر ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام شرکت؛

: ضریب اندازه‌گیری تفاوت بین افشای محدود و افشای گسترده شرکت در مدل کسب و کار. به این ترتیب، مجموع ضرایب  و  نشان از افشای گسترده شرکت‌ها دارد؛

: ضریب اندازه‌گیری تفاوت بین ارتباط ارزشی سود گزارش شده و مدل کسب و کار شرکت می‌باشد. در حقیقت، مجموع ضرایب  و  نشان‌دهنده ارتباط ارزشی سود گزارش شده در گزارش‌های سالانه شرکت‌های دارای افشای داوطلبانه بالاتر است؛

: ضریب اندازه‌گیری تفاوت بین ارزش دفتری و مدل کسب و کار می‌باشد. هم‌چنین، مجموع  و  نشان‌دهنده ارتباط ارزشی ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام در گزارش‌های سالانه شرکت‌های دارای افشای داوطلبانه بالاتر است.

برای تفسیر فرضیه‌ها انتظار می‌رود که مجموع ضرایب ( ) + ( ) بزرگ‌تر از ( ) باشد. علاوه بر این، در صورتی‌که مجموع ضرایب ( ) + ( ) بزرگ‌تر از ( ) باشد می‌توان پذیرفت ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام در شرکت‌های دارای افشای بالاتر، دارای ارتباط ارزشی بالاتری است. به این ترتیب، می‌توان گفت ضرایب ( ) و ( ) بایستی از نظر آماری مثبت و معنادار باشند. در ادامه مدل کلی بررسی هر یک از ابعاد ارایه شده است:

مدل (2)

 

در مدل‌ بالا هر یک از ابعاد مدل به صورت جداگانه بررسی می شود و جای متغیر (DIM) را می‌گیرد. این ابعاد عبارتند از:

: ماهیت کسب و کار شرکت i در سال t؛

: اهداف و استراتژی‌های کسب و کار شرکت i در سال t؛

: منابع، ریسک‌ها و ارتباطات شرکت i در سال t؛

: نتایج عملیات شرکت i در سال t؛

: معیارهای اندازه‌گیری عملکرد شرکت i در سال t.

3-2. اندازه‌گیری متغیرهای پژوهش

در پژوهش حاضر از متغیرهای وابسته، مستقل و کنترلی استفاده شده است که در ادامه به روش اندازه‌گیری هر یک از متغیرها به صورت جداگانه پرداخته شده است.

متغیر وابسته، ارزش بازار حقوق صاحبان سهام شرکت می‌باشد که برای اندازه‌گیری آن به پیروی از مپلی و همکاران (2017) از لگاریتم حاصل ضرب قیمت در تعداد سهام شرکت در دوره مالی استفاده شده است.

در پژوهش حاضر یکی از متغیرهای مستقل افشای داوطلبانه می‌باشد که براساس IASB (2010) و به صورت چک لیست اندازه‌گیری می‌شود که برپایه متغیر مجازی قرار دارد. به این ترتیب که در صورتی ‌که شرکتی هر یک از شاخص‌ها را افشاء نماید یک و در غیر این صورت، صفر می‌باشد. سپس برای اندازه‌گیری هر یک از ابعاد، از میانگین شاخص‌ها استفاده شده و در انتها میانگین این ابعاد برای اندازه‌گیری متغیر افشاء استفاده شده است. اطلاعات مربوط به هر یک از شاخص‌ها با استفاده از تحلیل محتوای گزارش هیئت مدیره جمع‌آوری شده است. ابعاد پنج‌گانه متغیر افشای داوطلبانه در جدول (1) ارایه شده است.

 

جدول 1. فهرست شاخص افشای شرکت

ردیف

بعد

شاخص

1

ماهیت کسب و کار

صنعتی که شرکت در آن فعالیت می‌کند

بازارهای اصلی و موقعیت شرکت نسبت به رقبا

ویژگی‌های اصلی قانون، مقررات و محیط کلان اقتصادی که بر شرکت و بازارهای آن اثرگذار می‌باشد

محصولات و خدمات اصلی شرکت

فرایندها اصلی کسب و کار و روش‌های توزیع

ساختار شرکت و چگونگی خلق ارزش آن

2

اهداف و استراتژی کسب و کار

اهداف و استراتژی‌های مدیریت

فعالیت‌های مدیریت برای دستیابی به اهداف و استراتژی‌ها

ارتباط بین اهداف، استراتژی‌ها و فعالیت‌ها و پاداش مدیران

3

منابع، ریسک‌ها و ارتباطات

منابع اصلی مالی در دسترس شرکت (به طور نمونه ساختار‌سرمایه، مدیریت‌مالی و ...)

منابع اصلی غیرمالی در دسترس شرکت (به طور نمونه سرمایه فکری و انسانی و ...)

ارتباطات اصلی بین شرکت و ذینفعان آن

اصول شرکت (استراتژیک، تجاری، مالی، عملیاتی)

4

نتایج عملیات

تشریح نتایج به دست آمده در موقعیت‌های مالی، نقدینگی و عملکرد

تشریح روندهای اصلی، بخش‌های کسب و کار و عوامل مؤثر بر عملکرد شرکت

بحث و تجزیه و تحلیل تغییر در موقعیت مالی، نقدینگی و عملکرد در مقایسه با دوره‌های قبلی

بحث در ارتباط با دستیابی به اهداف مالی

بحث در ارتباط با دستیابی به اهداف غیرمالی

5

معیارهای اندازه‌گیری عملکرد

شاخص‌های عملکرد مالی برای مدیریت کسب و کار و ارزیابی اهداف مطرح شده

شاخص‌های عملکرد غیرمالی برای مدیریت کسب و کار و ارزیابی اهداف مطرح شده

مقایسه شاخص‌های عملکردی (هم مالی و هم غیرمالی) در طول دوره مالی

منبع: مپلی و همکاران (2017)

 

یکی از متغیرهای اثرگذار بر ارزش بازار حقوق صاحبان سهام، سود گزارش شده می‌باشد که در این پژوهش به پیروی از مپلی و همکاران (2017) از لگاریتم طبیعی سود برای اندازه‌گیری آن استفاده شده است. متغیر مستقل دیگر پژوهش حاضر ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام شرکت‌ها در دوره بررسی می‌باشد که برای اندازه‌گیری آن از لگاریتم طبیعی ارزش دفتری یا همان ترازنامه‌های حقوق صاحبان سهام استفاده شده است (مپلی و همکاران، 2017).

جامعه آماری این پژوهش در برگیرنده شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. دوره زمانی پژوهش از سال 1390 تا سال 1394 در نظر گرفته شده است. در این پژوهش نمونه‌ای به حجم 127 شرکت براساس معیارهای زیر از جامعه آماری شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران انتخاب شده است:

-         با توجه به دوره زمانی دسترسی به اطلاعات (1394-1390)، شرکت قبل از سال 1389 در بورس اوراق بهادار تهران پذیرفته شده باشد و نام آن تا پایان سال 1394 از فهرست شرکت‌های یاد شده حذف نشده باشد؛

-         به منظور افزایش توان هم‌سنجی و همسان‌سازی شرایط شرکت‌های انتخاب شده، سال مالی شرکت‌ها باید به پایان اسفند ماه هر سال منتهی شود؛

-         به دلیل شفاف نبودن مرزبندی بین فعالیت‌های عملیاتی و تأمین‌مالی شرکت‌های مالی (شرکت‌های سرمایه‌گذاری، واسطه‌گری مالی و ...)، از نمونه حذف شده‌اند؛

-         شرکت‌هایی که اطلاعات آن‌ها برای محاسبه‌ متغیرهای اولیه‌ صورت‌های مالی ناقص بوده‌اند از نمونه حذف شده‌اند؛

-         شرکت‌ها نباید توقف فعالیت داشته و دوره فعالیت خود را تغییر داده باشند.

 

4. یافته‌های پژوهش

در جدول (2) نتایج نشان می‌دهد افشای داوطلبانه شرکت‌ها به بیش از 42 درصد می‌رسد که این مقدار پایین‌تر از میانگین شاخص‌های در نظر گرفته شده است. ضمن اینکه، حداکثر شاخص‌های افشای داوطلبانه 85 درصد و کمترین آن 9 درصد می‌باشد. ارزش بازار حقوق صاحبان سهام به ‌طور متوسط (10/14) است که مقدار بالاتر این متغیر نشان‌دهنده ارزش بالاتر شرکت بوده است. سود گزارش شده شرکت‌ها به‌ طور میانگین (98/11) است که مقدار سودآوری شرکت‌ها را نشان می‌دهد و بالاتر بودن آن نشان‌دهنده سودآوری بالاتر شرکت است. ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام شرکت‌های نمونه (32/13) است که مقایسه این مقدار با مقدار میانگین ارزش بازار حقوق صاحبان سهام نشان می‌دهد به طور متوسط شرکت‌ها دارای ارزش بازار حقوق صاحبان سهام بالاتری نسبت به ارزش دفتری می‌باشند. شاخص‌های در نظر گرفته شده برای افشای داوطلبانه شرکت‌ها نیز به تفکیک ارایه شده است. به طور نمونه ماهیت کسب و کار شرکت‌ها دارای متوسط 53 درصد است و این در حالی است که سایر شاخص‌های در نظر گرفته شده دارای میانگین پایین‌تری از میانگین شاخص‌های در نظر گرفته شده‌اند. در بین شاخص‌های افشای داوطلبانه شرکت‌ها، عملکرد مالی با میانگین 32 درصد دارای پایین‌ترین مقدار می‌باشد (جدول 2).

 

 

 

جدول 2. نتایج آمار توصیفی متغیرهای پژوهش

متغیر

نماد

میانگین

میانه

حداکثر

حداقل

انحراف‌

معیار

چولگی

کشیدگی

افشای داوطلبانه

IASB

42/0

42/0

85/0

095/0

16/0

53/0

96/2

ارزش بازار حقوق صاحبان سهام

MV

10/14

88/13

41/19

77/10

67/1

78/0

48/3

سود گزارش شده

NI

98/11

88/11

24/17

37/5

95/1

22/0

44/3

ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام

BV

32/13

07/13

31/18

66/8

59/1

91/0

07/4

ماهیت کسب و کار

NB

53/0

50/0

00/1

33/0

16/0

81/0

38/3

اهداف و استراتژی‌های کسب و کار

OS

49/0

66/0

00/1

00/0

28/0

06/0-

33/2

منابع، ریسک‌ها و ارتباطات

RRR

24/0

25/0

00/1

00/0

20/0

00/1

48/4

نتایج عملیات‌ها

RO

44/0

40/0

00/1

00/0

28/0

17/0

32/2

معیارهای اندازه‌گیری عملکرد

PM

32/0

33/0

00/1

00/0

27/0

46/0

62/2

منبع: یافته‌های پژوهش

 

4-1. تجزیه و تحلیل مدل‌های رگرسیونی

برای آزمون فرضیه پژوهش از رگرسیون خطی چندگانه استفاده شده است. جهت انتخاب بین روش داده‌های تابلویی و داده‌های تلفیقی از آماره آزمون لیمر استفاده شد. فرضیه صفر نتایج به‌دست آمده برای مدل رگرسیونی اول در سطح اطمینان 95 درصد رد شد. بنابراین، مدل‌ها با استفاده از روش داده‌های پانلی(تابلویی) مورد بررسی قرار گرفت. هم چنین، نتایج آزمون هاسمن نشان از اولویت روش اثرات ثابت در مدل رگرسیونی بود. به ‌منظور اطمینان از تفسیر روابط رگرسیونی، فرضیه‌های زیربنایی رگرسیون مورد استفاده در این پژوهش، مورد بررسی قرارگرفت. نتایج برآورد آماره دوربین واتسون در جهت تایید استقلال اجزای خطا نشان از برآورد این آماره بین 5/1 تا 5/2 قرار دارد. مقادیر شاخص VIF که در جهت سنجش عدم همخطی میان متغیرهای مستقل پژوهش محاسبه ‌می‌شود، کوچک‌تر از مقدار بحرانی 10 به‌دست آمده‌اند که نشان از عدم وجود هم‌خطی شدید میان متغیرهای مستقل پژوهش دارد و ‌می‌توان پذیرفت که دقت ضرایب تاثیر متغیرهای مستقل در مدل پژوهش، تحت تاثیر روابط درونی متغیرهای مستقل قرار نگرفته است. در نهایت، ضریب تعیین اصلاح شده مدل نیز نشان ‌می‌دهد که 88 درصد از تغییرات موجود در ارزش بازار حقوق صاحبان سهام شرکت‌ها توسط متغیرهای مستقل و کنترلی این مدل‌ها تبیین ‌می‌گردد. نتایج به‌دست آمده در جدول (3) برای فرضیه پژوهش ارایه شده است:

 

جدول 3. نتایج بررسی مدل رگرسیونی اول

متغیرها

ضریب

معناداری

VIF

C

66/1

00/0

-

NI

31/0

00/0

17/1

BV

64/0

00/0

05/4

dBM

12/0

00/0

06/4

dBM*NI

18/0

00/0

10/1

dBM*BV

16/0

00/0

20/1

ضریب تعیین تعدیل شده

88/0

آماره  F

02/6159

سطح معناداری

00/0

دوربین-واتسون

76/1

منبع: یافته‌های پژوهش

 

نتایج به‌دست آمده در ارتباط با متغیرهای مستقل و تعدیل‌گر مدل نشان ‌می‌دهد تمامی متغیرهای مستقل و تعدیل‌گر اثر معناداری بر ارزش بازار حقوق صاحبان سهام شرکت‌ها دارند. به طور جزیی‌تر، اثر متغیر سود گزارش شده، ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام و متغیر مجازی افشای بالاتر شرکت‌ها دارای اثر مثبت و معناداری بر ارزش بازار حقوق صاحبان سهام می‌باشد. هم‌چنین، اثر تعدیل‌گر