مدل‌سازی تأثیرات مالیات سبز بر هزینه‌های سلامت با استفاده از الگوی تعادل عمومی قابل‌ محاسبه

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 گروه اقتصاد و توسعه کشاورزی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

2 استاد گروه اقتصاد دانشگاه سیستان و بلوچستان

چکیده

چکیده
هدف این مقاله بررسی اثرات مالیات سبز بر هزینه‌های سلامت در ایران است. برای دستیابی به این هدف، از مدل تعادل عمومی قابل ­­محاسبه با درنظر گرفتن اثرات متقابل بخش‌های انرژی، اقتصاد، محیط زیست و سلامت به ‌صورت همزمان، استفاده شد. مدل ارائه شده با داده‌های ماتریس حسابداری اجتماعی سال 1390 ایران کالیبره شده و متغیرهای درون‌زای مدل با تکنیک مسائل مکمل خطی و با استفاده از نرم‌افزار گمز محاسبه شد. نتایج نشان داد با افزایش نرخ‌های مالیات سبز، هزینه‌های سلامت ناشی از کاهش آلودگی هوا به ‌طور قابل توجهی کاهش می‌یابد. همچنین ارزیابی مالی این تأثیرات بر شاخص­های سلامت از جمله مرگ ­و میر، بیماری و اثرات غیرسلامت ناشی از آلودگی هوا به­ ترتیب 62، 4/26 و 6/11 درصد برآورد گردید. بر اساس نتایج، می­توان با اعمال مالیات سبز تا حد زیادی هزینه­های سلامت ناشی از آلودگی هوا را کاهش داد.

کلیدواژه‌ها


1. مقدمه

به ‌دلیل افزایش روند مرگ ­و ­میر ناشی از بیماری‌های غیرواگیر از جمله بیماری‌های قلبی- عروقی، بیماری‌های مزمن ریوی و سکته که بسیاری از آنها ناشی از تأثیرات آلودگی به‌ ویژه در کشورهای در حال ­توسعه از جمله ایران می‌باشد؛ سازمان بهداشت جهانی (WHO[1]) از دو دهه پیش این نوع بیماری‌ها را جزء اولویت‌های بهداشتی کشورهای در حال توسعه اعلام کرده است. براساس اعلام این سازمان، 60 درصد علل مرگ ­و میر و 43 درصد بار جهانی بیماری‌ها مربوط به بیماری‌های عمده غیرواگیر می‌باشد (کریمی، جوادی و جعفرزاده، 1390).

آمار مرگ ­و میر ناشی از آلودگی هوا در سطح جهان در سال 2012 در حدود 3/7 میلیون نفر بوده است که این میزان، معادل 12 درصد کل نرخ مرگ­ و میر جهانی است (سازمان بهداشت جهانی، 2014). مرگ­ و میر جهانی ناشی از منابع آلاینده در فضای باز، 7/3 میلیون مورد مرگ­ و میر بوده که 65 درصد از این میزان مربوط به قاره آسیا می‌باشد (سازمان بهداشت جهانی، 2016).

به گزارش موسسه تأثیرات سلامت[2] (2017) بیش از 90 درصد جمعیت جهان در سال 2015 در مناطقی با هوای ناسالم زندگی می­کنند. قرارگرفتن درازمدت در معرض ذرات معلق کمتر از 5/2 میکرومتر (PM2.5) باعث مرگ حدود 2/4 میلیون نفر گردید. بررسی‌ اخیر بانک جهانی[3] (2016) نیز نشان می‌دهد که آلودگی هوا به­تنهایی چهارمین عامل مرگ ­و میر زودرس در جهان است.

این ارقام بیان­گر آن است که در حال حاضر آلودگی محیط­زیست به‌ عنوان مهم‌ترین خطر
زیست­محیطی بر سلامت در سطح جهانی مطرح است (نایاک و چودهاری[4]، 2018؛ منوسی و فرانچینی[5]، 2017؛ سازمان بهداشت جهانی، 2016).

به­ دلیل گسترش اثرات جانبی منفی ناشی از مصرف انرژی از جمله آلودگی‌ هوا و اثرات زیان‌بار آن بر اقتصاد، محیط زیست و سلامت جامعه، ضروری است از طریق انگیزه‌های اقتصادی (مانند مالیات سبز) و غیراقتصادی این اثرات را به سطح بهینه رساند. از سوی دیگر، با توجه به اینکه اقتصاد ایران وابستگی شدید به درآمدهای نفتی داشته و در زمان تهدیدهای اقتصادی از جمله تحریم­ها، اقتصاد در بخش‌های مختلف دچار اختلال می‌شود؛ بنابراین، سیاست‌گذاران اقتصادی به دنبال ایجاد روش‌های درآمدی پایدار و دائمی مانند مالیات­ها می‌باشند. هرچند اجرای مالیات­ها ناکارایی اقتصادی را به همراه دارند؛ اما مالیات­های زیست محیطی (مالیات سبز) کمترین ناکارایی اقتصادی را ایجاد می­کنند. بنابراین، برای تبیین دریافت مالیات سبز از یک طرف و ضرورت تعیین مزایای سلامتی ناشی از اعمال سیاست‌های زیست محیطی از طرف دیگر، این پژوهش به مدل‌سازی تأثیرات مالیات سبز بر هزینه‌های بخش سلامت با درنظر گرفتن اثرات متفاوت بخش‌های اقتصاد، انرژی، محیط­زیست با استفاده از الگوی تعادل عمومی قابل ­محاسبه (CGE[6]) می‌پردازد.

با توجه به اینکه حامل‌های انرژی دارای اثرات جانبی مثبت (تولید) و منفی (ایجاد آلودگی) بوده و همچنین ایجاد آلودگی در مرحله بعدی بر شاخص‌های سلامت تأثیرگذار می‌باشد؛ بنابراین، با بررسی سناریوهای مختلف نرخ‌های مالیات سبز بر این حامل‌ها اثرات آن بر ایجاد آلودگی و نهایتا شاخص‌های سلامت سنجیده شده است. مدل ارائه شده با داده‌های ماتریس حسابداری اجتماعی سال 1390 ایران کالیبره شده است و متغیرهای درون‌زای مدل با استفاده از تکنیک [7]MCP و با استفاده از نرم‌افزار [8]GAMS محاسبه گردیده است.

مقاله حاضر در پنج بخش سازمان‌دهی شده است. بعد از مقدمه، در بخش دوم، ادبیات موضوع مرور می‌شود. در بخش سوم، مدل، تصریح شده است. بخش چهارم به نتایج تجربی مدل و بخش پنجم به نتیجه‌گیری و ارائه پیشنهادها اختصاص یافته است.

 

2. مروری بر ادبیات

ادبیات گسترده‌ای درخصوص مالیات مطلوب و اصلاحات مالیاتی با درنظر گرفتن اثرات جانبی مورد تحلیل قرار گرفته است. بیشتر مطالعات فرض می‌کنند کیفیت محیط ­زیست به ‌صورت جداگانه وارد تابع مطلوبیت می‌شود و درنتیجه از اثر بازخورد کیفیت محیط ­زیست بر رفتار عوامل اقتصادی چشم­پوشی می‌کنند. هرچند برخی مطالعات مانند مایرز و پروست[9]  (1997)؛ ویلیامز[10]  (2002) و مایرز و ون­رگمورتر[11] (2008) اثرات بازخورد را نیز درنظر گرفته‌اند.

این مقاله به بررسی چگونگی منافع مرتبط با سلامت ناشی از سیاست‌های زیست­محیطی (مالیات سبز) می‌پردازد. تمرکز مطالعه بر منافع مرتبط با سلامت است که به ‌عنوان بزرگ‌ترین دستاورد بهبود در کیفیت هواست؛ به­ طوری­ که در بخش خانوار مدل توسعه‌یافته به بررسی اثرات بازخورد آلودگی هوا بر اثرات سلامت می‌پردازد. اثرات دیگر آلودگی هوا شامل پوشش گیاهی، مواد و میدان دید در برخی مطالعات درنظر گرفته شده‌اند.[12]

ترکیب اثرات آلودگی هوا بر هزینه‌های سلامت توسط مصرف‌­کنندگان و زمان در دسترس آنان و بهره‌وری نیروی ‌کار در بخش دولتی درنظر گرفته شده است. همچنین در تابع سلامت شاخص‌های موثر بر سلامت مرتبط با آلودگی هوا و مصرف خدمات پزشکی لحاظ شده است. این رویکرد مناسب‌ترین روش مدل‌سازی برای اثرات عوارض آلودگی هوا می‌باشد.

درمان واقعی اثرات مرگ­ و میر نیاز به نوعی مدل‌سازی دارد که در آن بیشتر از یک متغیر سلامت مستمر بیان شود.[13] در این مقاله، علاوه بر اثرات مرگ ­و میر[14] و بیماری[15]، اثرات غیرسلامت[16] نیز درنظر گرفته شده است. منظور از اثرات غیرسلامت، اثراتی مانند کاهش دید و ارزش زیبایی‌شناسی مناظر ناشی از آلودگی توسط افراد می­باشد.

مدل تعادل عمومی قابل ­محاسبه ابزاری مشهور برای تجزیه و تحلیل سیاست‌های مالیاتی است که به ‌طور گسترده، از اواخر دهه 1970 تاکنون به ‌­عنوان مدل‌های تحلیل سیاستی مورد استفاده قرار گرفته است و می‌تواند اثرات تغییرات سیاستی و یا عوامل برون‌زای بخش‌های اقتصادی را تحلیل کند (نادران و فولادی، 1384).

نسخه استاندارد این مدل، هزینه‌ها و منافع پیشنهادهای سیاستی محیط ‌زیستی را محاسبه می‌کند. این مدل دارای یک تابع کیفیت زیست­محیطی وابسته به انتشار آلودگی است که از طریق یک تابع مطلوبیت بر رفاه اجتماعی تأثیر می‌گذارد (مایرز و ون‌رگمورتر، 2008).

به برخی از مهم‌ترین مطالعات خارجی و داخلی مرتبط با تأثیر مالیات‌های زیست­محیطی بر اقتصاد و همچنین اثرات آلودگی هوا و سلامت پرداخته می­شود.

فرج­زاده (2018) با استفاده از مدل تعادل عمومی به ارزیابی تأثیر مالیات بر آلاینده‌های مختلف در دو سناریوی مالیاتی سطح متوسط ​​و زیاد بر رفاه خانوارها پرداخته است. نتایج نشان داد اجرای مالیات به رفاه بیشتر و کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای منجر می‌گردد.

ویسه و لین[17] (2018) دریافته‌اند با اعمال مالیات کربن علی­رغم کاهش تولید در بخش‌های مختلف از جمله بخش برق، رفاه افزایش یافته و مالیات کربن، آلودگی محیطی را تا حدود 5/62 درصد کاهش می‌دهد. پیو و اوتمان[18] (2017) نشان داده‌اند بهبود بهره‌وری سوخت می‌تواند اثر سود دوجانبه را با مزایای همزمان اقتصاد و کیفیت محیط­زیست ایجاد نماید. همچنین اجرای همزمان سیاست مالیاتی سوخت و بهبود بهره‌وری یک اقدام مکمل و مناسب برای کاهش بیشتر انتشار آلودگی است.

مایرز و ون‌رگمورتر (2008) سلامت و سیاست‌های زیست­محیطی را با استفاده از
مدل GEM-E3[19] برای کشورهای اتحادیه اروپا بررسی کرده‌اند. آنها نتیجه گرفته‌اند مدل‌سازی صریح و روشن از اثرات مرتبط با سلامت و آلودگی هوا بر مصرف­کنندگان و تولیدکنندگان اجازه ارزیابی بهتر از تأثیر سیاست‌های زیست­محیطی بر مصرف خصوصی و اشتغال را می‌دهد.

مطالعات صورت گرفته در ایران با روش تعادل عمومی در زمینه اثرات مالیات سبز بر شاخص‌های اقتصادی و اثرات محیط­زیستی نتایج متفاوتی را در بر داشته است. در این زمینه می‌توان به مطالعات جعفری صمیمی و علیزاده‌ملفه (1395)؛ نعمت‌الهی، شاهنوشی‌فروشانی، جوان‌بخت و دانشورکاخکی (1394)؛ فیض‌پور، شاه‌محمدی مهرجردی و آسایش (1393)؛ آماده، غفاری و فرج­زاده (1393)؛ فرج­زاده (1391) و مقدسی و طاهری (1391) اشاره نمود. به طور کلی، نتایج اکثر این مطالعات نشان می­دهند با اجرای مالیات­های زیست‌محیطی، هرچند ممکن است تولید بسیاری از بخش‌ها کاهش یابد؛ اما به دلیل کاهش آلودگی هوا رفاه جامعه افزایش می‌یابد.

در زمینه تأثیرات آلودگی هوا و سلامت مطالعاتی در سطح تعادل جزیی صورت گرفته که به برخی از آنها اشاره می‌شود. گل خندان (1396)  و فتاحی، عصاری، صادقی و اصغرپور (1394) نتیجه گرفته‌اند گسترش آلودگی هوا باعث افزایش هزینه‌های بخش سلامت می‌شود. همچنین فلاحتی، سهیلی، نظیفی و عباس‌پور (1392) شهرنشینی را عامل تشدیدکننده آلودگی هوا می­دانند که بیشترین تأثیر را بر سلامت و امید به زندگی افراد داشته است؛ هرچند اثر مثبت گسترش شهرنشینی بر بهداشت و سلامت بیشتر از اثر منفی آن از طریق آلودگی هوا بوده است.

به‌کارگیری مدل‌های تعادل عمومی در مقایسه با تعادل جزیی برای بررسی آثار و تبعات سیاست‌ها و شوک‌های اقتصادی کاربرد موثرتری دارند. بدین منظور، این مقاله تأثیرات سلامتی ناشی از سیاست مالیات سبز را با استفاده از مدل تحلیل تعادل عمومی مورد مطالعه قرار می‌دهد. از معدود مطالعات مرتبط در این زمینه پژوهش مایرز و ون‌رگمورتر (2008) می‌باشد که اثرات و بازخوردهای سلامت ناشی از سیاست‌های زیست­محیطی را با استفاده از مدل تعادل عمومی مورد مطالعه قرار داده‌اند. از آنجا که هیچکدام از مطالعات یاد شده در ایران، ارتباطات بخش‌های اقتصاد، انرژی، محیط­زیست و سلامت را به‌ صورت همزمان و با مدل تعادل عمومی در نظر نگرفته‌اند؛ بنابراین، در این مطالعه براساس طراحی یک الگوی تعادل عمومی قابل ­محاسبه، تأثیرات مالیات سبز در سناریوهای مختلف بر هزینه‌های بخش سلامت ایران با به­کارگیری ماتریس حسابداری اجتماعی سال 1390 مورد بررسی قرار گرفته است.

 

 

3. تصریح مدل

برای تحقق هدف پژوهش از چارچوب استاندارد مدل تعادل عمومی منتسب به مایرز و ون‌رگمورتر (2008)؛ اوریان، دی­میگوئل، میلر و موناسینگ[20] (2005) و بگین، دسوس، رونالد هولست و ون­در منسبورگ[21] (1996) استفاده شده است. در این مدل، اقتصاد باز درنظر گرفته شده است و همچون سایر مطالعات فرض می‌شود بازارهای عوامل تولید در شرایط اشتغال کامل هستند. داده‌های مورد نیاز از جداول ماتریس حسابداری اجتماعی ([22]SAM) و داده- ستاده سال 1390، دفتر برنامه‌ریزی کلان برق و انرژی وزارت نیرو، بانک جهانی[23] و سازمان بهداشت جهانی (WHO) استخراج شده است.

کل اقتصاد ایران به یازده بخش، سه عامل تولیدی (نیروی‌ کار، سرمایه و انرژی) و دو گروه خانوار (شهری و روستایی) تقسیم شده ‌است. زیربخش انرژی شش نوع حامل انرژی شامل بنزین، نفت ­سفید، نفت ­کوره، گاز مایع، گازوییل و گاز طبیعی و در بخش آلودگی نیز هشت آلاینده‌ شامل اکسیدهای نیتروژن (NOx)، دی­اکسید گوگرد (SO2)، تری­اکسید گوگرد (SO3)، مونواکسید کربن (CO)، ذرات معلق (SPM[24])، دی­اکسید کربن (CO2)، متان (CH4) و اکسید دی­نیتروژن (N2O) درنظر گرفته شد. همچنین برای سلامت شاخص‌های مرگ­ و میر، بیماری، تعداد روزهای بستری و هزینه‌های پزشکی مرتبط با آلودگی درنظر گرفته شد.

توابع تولید از نوع کشش جانشینی ثابت (CES[25]) و توابع بخش مصرف از نوع سیستم مخارج خطی (LES[26]) استفاده گردید که در ادامه با توجه به حجم زیاد معادلات، تنها به ذکر روابط مرتبط اکتفا می‌گردد.

مطابق پژوهش مایرز و ون‌رگمورتر (2008) در بخش خانوار مدل حاضر، تأثیرات آلودگی هوا بر شاخص سلامت لحاظ شده است. گفتنی است در همه بخش‌ها فرض بازده ثابت نسبت به مقیاس و بهینه‌سازی هزینه لحاظ شده است. عرضه عوامل اصلی شامل سرمایه، انرژی و نیروی‌ کار نیز برون‌زا درنظر گرفته شده است.

 

3-1. بخش بنگاه

تکنولوژی تولید بر اساس ساختار تودرتو[27] (آشیانه‌ای) و بر پایه‌ توابع کشش جانشینی ثابت (CES) درنظر گرفته شد. با فرض حداقل کردن هزینه‌ها، تولیدات داخلی هر یک از بخش‌ها با استفاده از عوامل سرمایه، نیروی­ کار و انرژی به­ عنوان ورودی صورت می­گیرد (اوریان،      دی­میگوئل، میلر و موناسینگ، 2005):

 

(1)

به ‌طوری که  نهاده‌های واسطه‌ای غیرانرژی (نیروی ‌کار و سرمایه) و نهاده‌های انرژی،  میزان انتشار آلودگی (از نهاده‌های انرژی و غیرانرژی)،  قیمت مربوطه و  میزان تولید بخش  ام را نشان می‌دهد.

در مدل­های تعادل عمومی فروض همگنی نهاده‌ها معمولا براساس هدف مطالعه درنظر گرفته می‌شود. از آنجا که هدف پژوهش حاضر ارزیابی تأثیرات مالیات­ سبز (بر حامل‌های مختلف انرژی) بر هزینه‌های سلامت است؛ بنابراین، نهاده انرژی به ­صورت ناهمگن و نهاده‌های سرمایه و نیروی ‌کار برای سادگی مدل به ­صورت همگن درنظر گرفته شده است.

تابع آشیانه‌ای انرژی با توجه به شش حامل اصلی انرژی مورد مطالعه به ‌صورت زیر درنظر
گرفته شد:

 

(2)

 تابع کل نهاده انرژی است که با لحاظ شش نهاده انرژی به‌ صورت یک تابع CES تصریح شده است؛  حامل‌های انرژی و اندیس e نمایانگر حامل‌های انرژی می‌باشد (هادیان و اسلامی اندارگلی، 1393). همچنین مبتنی بر مطالعه‌ بگین، دسوس، رونالد هولست و ون­در منسبورگ (1996) تابع آلودگی به ­صورت زیر درنظر گرفته شد:

 

(3)

به ‌طوری که  شاخص بخش،  شاخص محصول،  شاخص خانوار،  شاخص تولید،  محصول تولید شده،  مصرف نهایی کالای آلاینده است. همچنین  انتشار آلاینده به ازای یک واحد تولید یا محصول در بخش  ام را نشان می‌دهد. مجموع تمام آلودگی‌ها (کل سطوح آلودگی‌ها برای هر آلوده‌کننده) است. عبارت   نیز مقدار باقی‌مانده از آلودگی در تولید است که به‌وسیله مصرف نهاده‌ها توضیح داده نشده است.  مصرف انرژی توسط بنگاه‌ها،  مصرف انرژی توسط خانوارها و    تقاضای نهایی است.

سیاست مالیات بر آلودگی به‌ صورت دریافت مبلغی مشخص از هر واحد (تن) آلاینده اعمال می‌شود. با توجه به تفاوت در سطح انتشار آلاینده‌ها توسط حامل‌های مختلف انرژی، دریافت مبلغ تعیین شده مالیات از آلاینده‌ها به­ معنای دریافت نرخ‌های مختلف مالیات از حامل‌های انرژی خواهد بود. مطابق پژوهش بگین، دسوس، رونالد هولست و ون­در منسبورگ (1996) دریافت مالیات از مصرف حامل‌های انرژی را می‌توان به­ صورت معادله زیر نشان داد:

 

(4)

در معادله فوق  قیمت کالای داخلی عرضه شده به بازار داخل،  قیمت کالای وارداتی،  پارامتر سهم،  پارامتر کشش،  میزان انتشار آلاینده نوع  به­ ازای هر واحد از حامل انرژی نوع  و  میزان مالیات دریافتی به­ازای هر واحد آلودگی آلاینده  است.

 

3-2. بخش خانوار

فرض بر این است که تمام درآمد تولید شده توسط فعالیت‌های اقتصادی بین مصرف­کنندگان توزیع می‌شود. هر مصرف­کننده، به ‌طور بهینه، درآمد قابل تصرف خود را بین مصرف کالاها، اوقات فراغت و سلامت تخصیص می‌دهد. سازگار با مطالعه‌ مایرز و ون‌رگمورتر (2008) تابع مطلوبیت مصرف­کننده برپایه تابع مطلوبیت مخارج خطی (LES) تصریح ‌می­گردد:

 

(5)

به‌ طوری که  سطح حداکثر تابع مطلوبیت؛  مصرف اضافی،  اوقات ­فراغت اضافی و  سلامت اضافی است. همچنین تابع غلظت آلاینده‌های هوا ( ) نیز به ‌صورت مجزا در نظر گرفته شد. برای به دست آوردن میزان تقاضای مصرف، اوقات ­فراغت و سلامت تابع مطلوبیت ( ) با توجه به محدودیت بودجه به حداکثر می‌رسد.

با توجه به معادله بخش خانوار، مجموع درآمد ( ) نباید از هزینه مصرف، اوقات ­فراغت و مراقبت‌های پزشکی تجاوز نماید.  قیمت مصرفی کالای  بوده که برابر مجموع قیمت تولیدکننده ( ) و مالیات ( ) می‌باشد.  قیمت مصرفی کالاها و خدمات دارویی و پزشکی برای مصرف­کننده می‌باشد ( ). اگر در کشوری کمک مالی جهت مراقبت‌های پزشکی از طریق سیستم‌های تأمین­اجتماعی درنظر گرفته شود، مالیات خدمات پزشکی ( ) منفی خواهد بود. نرخ دستمزد نیروی­ کار می‌باشد. مجموع درآمد قابل دسترس خانوارها به‌ صورت زیر خواهد بود:

 

(6)

 درآمد غیر از کار،  کل زمان قابل دسترس مصرف‌کننده و  مقدار کاهش هر واحد از غلظت آلاینده هوا نسبت به مرجع است. شاخص سلامتی است و به ‌صورت زیر تعریف می‌شود:

 

(7)

 سطح برون‌زای سلامتی افراد (بدون وجود آلودگی هوا و خدمات پزشکی) و  و    به ­ترتیب، شاخص‌های موثر بر سلامت آلودگی هوا و مصرف خدمات پزشکی هستند. از شرایط مرتبه اول حداکثرسازی مطلوبیت روابط زیر حاصل می‌شود:

 

(8)

 

(9)

     

 درآمد قابل تصرف است که می‌تواند به  ،  و  اختصاص داده شود. ،  و  به‌ ترتیب، سطح امرار معاش از مصرف، اوقات ­فراغت و سلامت می‌باشند.

   پارامترهای تابع مطلوبیت مخارج خطی(LES) هستند.  مطلوبیت نهایی ناشی از کاهش غلظت آلاینده    و   غلظت محیط از آلاینده  است و هشت نوع آلودگی را در بر می‌گیرد که به ‌صورت زیر محاسبه می‌شود:

 

(10)

به ‌طوری که غلظت محیط مجموعه‌ای از  آلاینده است.    برون‌زا درنظر گرفته می‌شود. فرض بر این است که تابعی از آلاینده‌های مختلف تعادل مرجع درنظر گرفته شود .

 

3-3. دولت

درآمد دولت از مجموع مالیات­های مستقیم، مالیات خانوارها و مالیات­های غیرمستقیم حاصل می‌شود. یارانه‌ها به ­عنوان درآمد منفی محسوب می­شوند. در این مقاله معادله (11) نشان­دهنده کل درآمد دولت می‌باشد؛ به‌ طوری که ، ،  و  به­ترتیب، نشان‌دهنده درآمدهای مختلف دولت، مالیات مستقیم خانوار، درآمد نفت و مالیات سبز می‌باشد.[28]

 

(11)

 

3-4. اثرات سلامت

برآورد اثرات سلامت آلودگی هوا شامل شناسایی و ارزیابی صریح آنها از طریق چندمرحله و به‌ روش زیر محاسبه شده است. نخست، اثرات سلامت شناسایی گردید. مراحل ارزیابی شامل چهار مرحله شناسایی آلاینده‌ها و اندازه‌گیری غلظت، برآورد جمعیت موجود در معرض، ایجاد ضریب دز- واکنش و برآورد اثرات سلامت است.

به ‌طور معمول، اندازه‌گیری اثرات سلامتی به دو روش فیزیکی و پولی صورت می‌گیرد. در روش فیزیکی،تأثیرات سلامت آلودگی هوا بر اساس سال‌های زندگی تنظیم شده با ناتوانی (DALYs) [29] برآورد می‌شود. روش DALY شدت بیماری را ارزیابی می‌کند. ساراف، اوایگن، روتا و کرویتورو[30] (2005) جزئیات بیشتری در مورد استفاده از روش DALY ارائه داده‌اند. در روش پولی، ارزش DALY را می‌توان با استفاده از دو روش برآورد کرد. رویکرد سرمایه انسانی (HCA)[31] که برآورد هزینه غیرمستقیم از دست دادن بهره‌وری از طریق ارزش درآمد آتی فرد می‌باشد (کیرچ[32]، 2008). بر این اساس، DALY مربوط به سهم متوسط یک نفر در تولید (GDP سرانه) است. این روش حدپایینی برای از دست دادن DALY را فراهم می‌کند. در رویکرد دوم، ارزش یک زندگی آماری (VSL) [33]می‌باشد که تمایل به پرداخت (WTP) [34] را برای اجتناب از مرگ اندازه‌گیری می‌کند. این برآورد با رعایت رفتار فردی در هنگام مواجهه با خطرات و هزینه‌های سلامت به ‌دست می‌آید (جوهانسون[35]، 2006).

روش VSL یک حدبالایی از آسیب‌های سلامت را فراهم می‌کند. این روش، هزینه‌های درد و رنج و هزینه‌های مستقیم مربوط به بیماری را به­ همراه می‌آورد. این هزینه‌ها ازطریق رویکرد هزینه بیماری (COI) [36] محاسبه می‌شود.

در مرحله برقراری ضرایب دز- واکنش[37]، اثراتPM10  و PM2.5 بر مرگ­ و میر از توابع نسبی خطر ([38]RR) استفاده می­شود. مرگ ­و­ میر ناشی از مواجهه کوتاه‌مدت کودکان زیر سن 5 سال از رابطه (12) که توسط پاپ، بورنت، تون، کیل، کروسکی و ... [39] (2002) ارایه شده به ­دست می­آید.

 

(12)

به‌ طوری‌ که 0010/0 ≥ ≥00006/0 و   میانگین سالانه رایج غلظتPM10  و    غلظت اولیه PM10  برحسب میکروگرم در مترمکعب می‌باشد.

همچنین مرگ ­و ­میر ناشی از بیماری­های قلبی و سرطان ریه مرتبط با درمعرض قرارگرفتن درازمدت بزرگسالان بالای 30 سال نیز از رابطه (13) که توسط پاپ، بورنت، تون، کیل، کروسکی و ... (2002) ارایه شده برآورد می‌شود.

 

(13)

به‌ طوری ‌که  برای مرگ ­و ­میر ناشی از بیماری­های قلبی و سرطان ریه به­ترتیب
2541/0 ≥ ≥0562/0 و 37873/0 ≥ ≥08563/0 می­باشد.    میانگین سالانه رایج غلظت PM2.5 و    غلظت اولیه PM2.5 برحسب میکروگرم در مترمکعب می‌باشد.

برای برآورد اثراتPM10  در میزان بیماری، مواردی مانند؛ برونشیت مزمن، پذیرش بیمارستان در بیماران مبتلا به مشکلات تنفسی، دفاتر اورژانس، فعالیت روزانه محدود، عفونت‌های تنفسی پایین در کودکان و علائم تنفسی عمومی در نظر گرفته می‌شود. در این پژوهش ضرایب دز- واکنش مرگ ­و میر و بیماری به ­علت قرارگرفتن درمعرض PM2.5وPM10  نیز از مطالعه پاپ، بورنت، تون، کیل، کروسکی و ... (2002) استفاده شد. سایر اطلاعات مربوطه از وزارت بهداشت ایران در سال 1394 تهیه شده است. برای تبدیل اثرات سلامت آلودگی هوا به شاخص DALYs از مطالعه مایرز و ون‌رگمورتر(2008) استفاده شد.

 

4. نتایج تجربی

نتایج حاصل از تغییرات انتشار آلاینده‌ها از اعمال سیاست مالیات سبز در جدول (1) منعکس شده است. بر این اساس انتشار تمامی آلاینده‌ها همواره کاهش می‌یابد. این کاهش در سناریوهای مالیاتی پایین مانند 1 و 5 درصد نامحسوس می‌باشد؛ به‌ طوری ‌که در سناریوی یک درصد مالیات سبز، بیشترین کاهش انتشار مربوط به آلاینده‌های SO2 و CH4 درحدود 4/1 درصد و کمترین کاهش به CO2با یک درصد کاهشمی‌باشد. افزایش مالیات از 10 به 15 درصد اثرات معنا‌دارتری بر کاهش انتشار آلاینده‌ها دارد. در سناریوی مالیاتی 30 درصد، بیشترین کاهش به آلاینده‌های NOx، SO3 و CH4 و کمترین آن به N2O و CO اختصاص دارد.

 

جدول1. تغییرات میزان انتشار آلاینده‌ها در پاسخ به سناریوهای مختلف مالیات سبز (درصد)

آلاینده‌ها

سناریوهای مالیات سبز

1%

5%