تحلیل رفاه اقتصادی با تاکید بر ابعاد جهانی ‌شدن

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استاد دانشگاه مازندران

2 عضو هیئت علمی گروه اقتصاد دانشگاه مازندران

3 گروه اقتصاد دانشکده علوم اقتصادی دانشگاه مازندران بابلسر ایران

چکیده

چکیده
هدف این مقاله بررسی اثر ابعاد اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جهانی‌شدن بر رفاه اقتصادی برای 50 کشور منتخب در سه طبقه­ درآمدی طی دوره­ زمانی 2005 - 2015 می­باشد. برای این منظور، رفاه اقتصادی با استفاده از شاخص ترکیبی جهانی­شدن ( (IEWBمحاسبه شده است. نتایج برآورد الگو در چهار قالب با روش داده­های تابلویی نشان داد در کشورهای با درآمد بالا بعد اقتصادی و اجتماعی جهانی­شدن بر رفاه اقتصادی اثر مثبت داشته و بعد سیاسی اثر معناداری ندارد. این در حالی است که در کشورهای با درآمد متوسط، تنها بعد اقتصادی جهانی­شدن بر رفاه اقتصادی اثرگذار (مثبت) است. همچنین در کشورهای با درآمد پایین، رفاه اقتصادی به طور معکوس از جهانی‌شدن اقتصادی و اجتماعی اثر می­پذیرد و جهانی­شدن سیاسی بر رفاه، اثر معناداری ندارد. درآمد سرانه با اثر مثبت همراه است و تورم اثر معناداری بر رفاه اقتصادی ندارد. بر اساس نتایج، افزایش روابط اقتصادی در کشورهای با درآمد بالا و متوسط پیشنهاد می­شود.

کلیدواژه‌ها


 

1. مقدمه

 

«جهانی­شدن»[1]با تجارت جهانی شروع شد؛ ولی سرعت فراگیرشدن پدیده­ها، روندها و تکنولوژی، مشخصه­ای از جهانی‌شدن است که در دوره‌های زمانی گذشته دیده نمی­شد. متغیرهای زیادی رفاه را تحت تاثیر قرار می­دهد که «جهانی­شدن» از جمله­ آن است. جهانی‌شدن ابعاد و لایه­های متعددی دارد که از میان آن‌ها، ابعاد اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دارای اهمیت ویژه‌ای است. جهانی­‌شدن اقتصاد بر ماهیت بی­مرز جریان‌های اقتصادی و بر تبدیل شدن اقتصاد جهانی به یک واحد همگرا تاکید می­ورزد. جهانی­شدن اجتماعی به تعامل انسان­ها در جوامع فرهنگی مختلف و در ارتباط با موضوعاتی مانند خانواده، مذهب، کار و تحصیلات مرتبط است. در جهانی­شدن سیاسی، پرسش اساسی در نقش دولت و حکومت در فرایند جهانی‌شدن است (جعفری صمیمی و بحرینی، 1393).

 

یکی از معیارهای سنجش جهانی­شدن، شاخص ترکیبی جهانی­شدن است که توسط موسسه­ کاف (KOF)[2] ارائه می­شود. این شاخص، ترکیبی از سه بعد اقتصادی (شاخص جهانی‌شدن اقتصادی)، اجتماعی (شاخص جهانی‌شدن اجتماعی) و سیاسی (شاخص جهانی‌شدن سیاسی) است.

 

شاخص جهانی­شدن اقتصادی به دو زیربخش اصلی جریان­های واقعی اقتصاد و موانع و محدودیت­های تجارت و سرمایه تقسیم می­شود. شاخص جهانی­شدن اجتماعی به سه طبقه­ ارتباطات فردی، جریان اطلاعات و نزدیکی فرهنگی تقسیم می­شود. بعد سیاسی شاخص جهانی­شدن شامل تعداد سفارتخانه­ها و کمیسیون­ها در یک کشور، تعداد سازمان­های بین­المللی که آن کشور در آن عضویت دارد و تعداد ماموریت­های شورای امنیت سازمان ملل[3]در آن کشور می­باشد. افزون بر این، شامل تعداد معاهدات بین دو یا چند ایالت می­باشد که از سال 1945 به بعد امضا شده است.

 

موضوع رفاه و مسئله­ شاخص­سازی برای سنجش و اندازه­گیری برخلاف اهمیت فراوان آن، از جمله موضوعاتی است که در مطالعات اقتصادی داخلی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. با توجه به ماهیت رفاه و توجه به این مطلب که عوامل مختلفی می­تواند در ایجاد و یا بهبود رفاه نقش داشته باشد؛ استفاده از شاخص­های ترکیبی به عنوان راه­حلی برای منظور کردن این عوامل پیشنهاد شده است (بختیاری، رنجبر و قربانی،1391).

 

با توجه به آنکه از جهانی­شدن به عنوان یکی از متغیرهای تاثیرگذار بر رفاه یاد می­شود؛ پرسش اساسی مقاله این است که آیا جهانی­شدن در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بر رفاه اقتصادی با اثرگذاری مثبت همراه است؟ در این پژوهش، با توجه به ابعاد سه‌گانه­ اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در جهانی ­شدن، تاثیر هر­یک از این ابعاد بر رفاه مورد بررسی قرار می­گیرد.

 

در این راستا، تحلیل برای 50 کشور در قالب سه طبقه­ درآمدی شامل گروه با درآمد بالا، با درآمد متوسط (کشورهای با درآمد متوسط و متوسط به بالا) و با درآمد پایین (کشورهای با درآمد متوسط به پایین و پایین) صورت گرفته است.

 

برای دست‌یابی به این هدف، مقاله در پنج بخش تنظیم شده است؛ در ادامه، پس از مقدمه، ادبیات پژوهش با تاکید بر ادبیات نظری و تجربی ارائه خواهد شد. در بخش سوم، الگوی پژوهش بیان می‌شود و پس از روش­ تحقیق، توصیف داده­ها ارائه می‌شود. در بخش چهارم، نتایج حاصل از برآورد الگوی پژوهش در چهار قالب ارائه خواهد شد. بخش پایانی نیز به یافته­های پژوهش اختصاص یافته است.

 

 

 

2. مروری بر ادبیات

 

2-1. ادبیات نظری

 

فرایند جهانی ­شدن بر کلیه جنبه­های زندگی بشر اعم از اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و حقوقی تأثیر می­گذارد. جهانی‌شدن اقتصاد بر تحرک فزاینده­ نیروی­ کار، سرمایه و تکنولوژی، گسترش تجارت بین­المللی به معنای پیوستگی روزافزون بازارها و گسترش ارتباطات تاکید دارد (موسوی، بخشوده، محمدی، یزدانی و طاهری، 1386).

 

جهانی­شدن اقتصاد شرایطی به وجود می­آورد که در آن حد و مرزهای جغرافیایی در فعالیت‌های اقتصادی از جمله تجارت، سرمایه­گذاری، تولید و نقل ­و ­انتقالات مالی کم‌ترین نقش را خواهند داشت (پیشگاهی‌فرد،1380). 

 

بعد اجتماعی جهانی‌شدن به اثر جهانی­شدن بر زندگی و کار مردم، خانواده و جوامع اشاره دارد. فراتر از دنیای کسب و کار، بعد اجتماعی جهانی‌شدن شامل فرهنگ و هویت، همبستگی خانواده­ها و جوامع است. به طور کلی، جهانی‌شدن اجتماعی مربوط به تعامل انسان­ها در جوامع فرهنگی مختلف و در ارتباط با موضوعاتی مانند خانواده، مذهب، کار و تحصیلات می­باشد (جعفری صمیمی و سینا، 1388).

 

از نظر سیاسی، فرایند جهانی­شدن، بازتاب «جابه­جایی جهانی[4]» مرکز ثقل قدرت می­باشد. در عصر جهانی­شدن سیاست دیگر نمی‌توان از حاکمیت ملی، مرزهای ملی و امنیت ملی سخن گفت. فقدان اقتدار در حیطه­ جغرافیایی خاص، تاکیدی است بر این واقعیت که اقتدار، خصلت ارضی خود را از دست داده است. جهانی‌شدن منافع ملی و امنیت ملی کشورها را با چالش‌های جدی روبرو کرده و کشورهایی که فاقد ابزار لازم برای دفاع از منافع و امنیت خود بوده­اند؛ به این نتیجه رسیده­اند که مشارکت در روند جهانی­شدن، باعث شکنندگی و صدمه‌پذیری آنان می­گردد (جعفری صمیمی و بحرینی، 1393).

 

در بعد سیاسی جهانی ­شدن پرسش از نقش دولت و حکومت در فرایند جهانی‌شدن است. جهانی­شدن در عرصه­ سیاسی موجب ارتقای دموکراسی و رشد فرهنگ سیاسی و نگرش­های مدنی خواهد شد (غلامی، 1391).

 

«رفاه»[5] عبارت است از مجموعه سازمان­یافته­ای از قوانین، برنامه­ها و سیاست­هایی که در چارچوب موسسات رفاهی و نهادهای اجتماعی جهت پاسخ‌گویی به نیازهای مادی و معنوی و تامین سعادت انسان عرضه می­شود تا زمینه رشد او را فراهم نماید (آرمان­مهر و فرهمندمنش، 1396). همچنین، رفاه، بیانگر قدرت خرید و توانایی در کسب تسهیلات و امکانات زندگی است (وفائی، محمدزاده، اصغرپور و فلاحی، 1397).

 

تاثیر متقابل جهانی­شدن و رفاه، یکی از مباحث مهم اقتصادی است. متغیرهای زیادی رفاه را تحت ­تاثیر قرار می­دهد که یکی از این متغیرها، جهانی‌شدن است. یکی از نتایج جهانی‌شدن این است که کشورها می­توانند ضمن استفاده از امکانات تولیدی یکدیگر از انزوای تجاری خارج شده و به این ترتیب از سطح کارایی تولید و رفاه اجتماعی برخوردار شوند.

 

برای بررسی علل و عوامل موثر بر رفاه، الگوهای فراوانی طراحی شده است. رانجان[6] (2014) رفاه و پیامدهای سیاست جهانی‌شدن را هنگامی­ که کارگران با ریسک بیکاری روبرو می­شوند، بررسی کرده است. اگر مشاغل با استفاده از کارگران داخلی انجام شوند، می‌توانند جایگزین واردات شوند. در این حالت، جهانی­شدن، دستمزدها را کاهش و بیکاری را افزایش می­دهد. در این شرایط، در غیاب هرگونه مداخله­ دولت، جهانی­شدن نه ­تنها رفاه کارگرها را کاهش می­دهد؛ بلکه می­تواند رفاه اجتماعی را مشابه زمانی که کارگران بسیار­ ریسک­گریزند، کاهش دهد. هنگامی­ که توزیع مجدد بهینه و سیاست­های حمایت اجتماعی وجود دارد، جهانی‌شدن رفاه اجتماعی را بهبود می­بخشد.

 

جهانی­شدن اقتصادی مستلزم اتحاد اقتصادی کشورهای جهان، پیرامون افزایش جریان کالاها، خدمات و سرمایه است. طبق تعریف برادی[7]، بکفیلد[8] و سیلیب- کایسر[9] (2005) جهانی‌شدن اقتصادی به عنوان تبادل اقتصادی بین­المللی و اتحاد اقتصاد بین­المللی است. به اعتقاد ایشان، جهانی­شدن تولید و سرمایه­گذاری موجب کاهش سرعت دولت رفاه می­شود؛ زیرا دولت­ها استقلال داخلی بر سیاست­های رفاه اجتماعی در مقابل اقتصاد جهانی را از دست می‌دهند.

 

بنابر نظر کیم[10] (2007) تحت پارادایم اقتصادی نئولیبرال جهانی­شدن، دولت بزرگ در محیط اقتصادی جهانی، ناکارآمد درنظر گرفته می­شود؛ زیرا سطوح بالای مالیات و مخارج اجتماعی مانع از پیشرفت یک اقتصاد رقابتی بین­المللی است.

 

مطالعات متعددی جهانی‌شدن و کاهش رفاه را به­هم پیوند می­دهد. برای نمونه گارت و میشل[11] (2001) و بورگون[12] (2001) نشان داده‌اند باز بودن تجاری با هزینه­های اجتماعی دولتی کمی همراه است. یک جنبه­ مثبت که «فرضیه­ جبران» نامیده می­شود، ادعا می­کند پدیده­ بین‌المللی­ شدن اقتصادها با یک تقاضای بالا برای تامین اجتماعی مرتبط است که به سهم­ خود، تغییر و تحولات مالیاتی و هزینه­های اجتماعی را تسهیل می­کند (کیتل و وینر[13]، 2005).

 

اتحاد اقتصادی منجر به آشفتگی اقتصادهای ملی در اقتصاد جهانی می­شود که مولد عدم اطمینان و بی­ثباتی بیشتر در اقتصاد داخلی است. در مواجهه با ناامنی اقتصادی، دولت برای حمایت اجتماعی و بیمه مستلزم اقدامات بیشتری است. به طور کلی، جهانی‌شدن اقتصادی تقاضای زیادی را برای جبران هزینه­های دولت به­ وجود می­آورد که عوارض جابه­جایی­های اقتصادی و اجتماعی ناشی از افزایش تجارت را کاهش می­دهد. در نتیجه، اکثر کشورها نوسانات و نااطمینانی از بی­ثباتی در تجارت و سرمایه­گذاری بین­المللی را تجربه می­کنند و اکثر دولت­ها به منظور تثبیت امنیت اقتصادی، سیاست­های رفاه اجتماعی را گسترش می­دهند (برادی، بکفیلد و سیلیب- کایسر، 2005).

 

مطالعات تجربی متعددی رابطه­ مثبت بین جهانی­شدن و دولت رفاه را اثبات می­کند. باز بودن اقتصادی هزینه­های اجتماعی را به­طور قابل ملاحظه‌ای افزایش می­دهد (هیکس[14]، 1999 و رودریک[15]، 1997). در یک دیدگاه اعتقاد بر آن است که نه تنها دلیلی نظری بلکه مشاهده­ای تجربی مبنی براینکه با افزایش جهانی­شدن استقلال سیاست اجتماعی داخلی تحت تاثیر قرار می­گیرد، وجود ندارد (جنشل[16]، 2004).

 

طرفداران این دیدگاه، استدلال می­کنند که سیاست یک کشور مشخص به ­جای نیروهای خارجی مثل جهانی­شدن، تعیین­کننده­ مدیریت یک سیاست اجتماعی است (پیرسون[17]، 2001). پژوهش‌گران از این مهم که عوامل داخلی مانند موسسات سیاسی و اجتماعی اثرات جهانی‌ شدن در روند تشکیل سیاست اجتماعی را به حداقل می­رسانند، حمایت می­کنند (برگر[18]، 2000).

 

تجارت باعث بهبود رفاه می­شود؛ ولی اثر مستقیم آن بر توزیع درآمد کم است و باید با استفاده از سیاست­هایی این اثر را بهبود بخشید و اگر این سیاست­ها به درستی انجام نشود، سود حاصل از تجارت را خنثی یا حداقل می­کند (گاندلاچ و دی وال[19]، 2010).

 

جهانی­شدن سیاسی، گسترش روابط سیاسی بین کشورها را نشان می­دهد. بدون شک، بهبود روابط سیاسی در میان کشورها باعث رونق تجارت بین کشورها می­شود که افزایش رشد اقتصادی را ایجاد می­نماید. همچنین، گسترش روابط سیاسی بین کشورها منجر به کاهش تنش­ها شده و جریان سرمایه­گذاری مستقیم خارجی را افزایش داده و به رشد اقتصادی منجر می­شود (جعفری صمیمی و بحرینی، 1393).

 

از طرف دیگر، رشد اقتصادی بالا و برخورداری از شرایط اقتصادی مناسب­تر، می­تواند فرصت­های بیشتری را برای افزایش درآمدهای جامعه از طریق گسترش بازارها، فرصت­ها و محرک­های لازم برای افزایش درآمد همه گروه­های کم‌درآمد ایجاد نماید. در این وضعیت، تولیدکنندگان در پاسخ به فرصت­های جدید ایجاد شده در بازارها، نیروی­ کار بیشتری را تقاضا می­نمایند که این مسئله از طریق جذب کار مازاد و حتی افزایش دستمزدها می­تواند نقش قابل توجهی در افزایش رفاه جامعه به همراه داشته باشد (شهیکی­تاش، مولایی و شیوایی، 1392). در نتیجه، جهانی­شدن سیاسی از کانال رشد اقتصادی می­تواند بر رفاه اقتصادی موثر باشد.

 

در رابطه با تاثیر تورم بر رفاه اقتصادی می­توان گفت که تورم، عاملی است که هزینه­ها را افزایش و قدرت خرید را کم می­کند. بدیهی است که می­توان انتظار داشت که افزایش آن منجر به کاهش رفاه شود.

 

2-2. شواهد تجربی

 

مطالعات انجام شده در خصوص رابطه­ جهانی­شدن و رفاه اقتصادی تنها یکی از ابعاد جهانی‌شدن مانند آزادسازی تجاری و سرمایه­گذاری خارجی را در نظر می­گیرند. در حقیقت، جهانی­شدن به ­عنوان یک فرایند چندجانبه و فراگیر نیازمند مطالعات تجربی بیشتر است. در پژوهش حاضر از شاخص ترکیبی جهانی­شدن استفاده می­شود. علاوه بر این، ابعاد اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جهانی‌شدن را بر رفاه اقتصادی مورد بررسی قرار می­دهد.

 

رانجان (2014) رفاه و پیامدهای سیاست جهانی­شدن را هنگامی ­که کارگران با ریسک بیکاری روبرو می­شوند، بررسی کرده است. اگر مشاغل با استفاده از کارگران داخلی انجام شوند، می­توانند جایگزین واردات شوند. در این حالت، جهانی‌شدن دستمزدها را کاهش و بیکاری را افزایش می­دهد. در این شرایط، در غیاب هرگونه مداخله دولت، جهانی‌شدن نه­ تنها رفاه کارگرها را کاهش می­دهد؛ بلکه می­تواند رفاه اجتماعی را مشابه زمانی که کارگران بسیار­ ریسک­گریزند، کاهش دهد. هنگامی ­که توزیع مجدد بهینه و سیاست­های حمایت اجتماعی وجود دارند، جهانی‌شدن رفاه اجتماعی را بهبود می­بخشد.

 

آنتراس[20]، گورتاری[21] و ایسکوکی[22](2016) پیامدهای رفاهی تجارت باز در جهان را بررسی کرده­اند که در آن، تجارت نه­ تنها درآمد ­کل بلکه نابرابری درآمد را افزایش داده است و باید توزیع مجدد از طریق یک نظام انتقال مالیات بر درآمد اختلال­زا اتفاق بیفتد. نتایج این مدل نشان داده است که افزایش در نابرابری درآمد ناشی از تجارت آزاد می­تواند تا 20 درصد منافع تجارت آزاد را کاهش دهد. همچنین با توزیع مجدد درآمد از طریق روش­های غیراختلال­زا می­توان تا 15 درصد بر منافع ناشی از تجارت آزاد افزود.[23]

 

 

 

3. روش تحقیق

 

به منظور تشخیص رابطه­ بین ابعاد اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جهانی‌شدن بر رفاه اقتصادی، مدل زیر برای 50 کشور منتخب از سه طبقه­ درآمدی با درآمد بالا، با درآمد متوسط (متوسط و متوسط به بالا) و با درآمد پایین (متوسط به پایین و پایین) معرفی می­گردد:

 

(1)

 

 

که در آن:

 

: شاخص ترکیبی رفاه اقتصادی که شامل ابعاد مصرف، ثروت، توزیع درآمد و امنیت اقتصادی است که در ادامه بدان پرداخته می­شود.

 

: شاخص ترکیبی جهانی‌شدن می­باشد که شامل جهانی‌شدن اقتصادی، اجتماعی و سیاسی است.

 

: سرانه تولید ناخالص داخلی حقیقی است. در این پژوهش، تولید ناخالص داخلی سرانه به قیمت ثابت سال 2010 استفاده می­شود. انتظار می­رود علامت آن مثبت و از لحاظ آماری معنادار باشد. آمار مربوط به تولید ناخالص داخلی از بانک جهانی گرفته شده است.

 

: نرخ تورم است. در ادبیات اقتصادی و بر طبق مطالعات انجام شده در رابطه با اثر تورم بر رفاه، پژوهش­ها نشان می­دهد که تورم در کوتاه­مدت بر رفاه اثر منفی داشته؛ ولی در بلندمدت این اثر وجود ندارد. آمار مربوط به تورم از بانک جهانی گرفته شده است.

 

اندیس  بیانگر مقاطع یا کشورها است و نشان­دهنده­ کشورهای با درآمد بالا شامل آلمان، آمریکا، اتریش، اسپانیا، اروگوئه، ایتالیا، ایرلند، ایسلند، بریتانیا، دانمارک، فرانسه، فنلاند، لهستان و نروژ، کشورهای با درآمد متوسط شامل آفریقای جنوبی، ال­سالوادور، اوکراین، ایران، برزیل، بلغارستان، پاراگوئه، پرو، تایلند، ترکیه، جمهوری دومینیکان، رومانی، سریلانکا، کاستاریکا، کلمبیا، مالزی، مولداوی و هندوراس و کشورهای با درآمد پایین شامل اوگاندا، بنگلادش، بنین، پاکستان، توگو، تونس، سنگال، سیرالئون، فیلیپین، کامبوجیا، کنیا، گواتمالا، ماداگاسکار، مالی، مراکش، نیجریه، نیکاراگوئه و هند می­باشد.

 

همچنین اندیس  دوره­ زمانی پژوهش است که مشتمل بر سال­های 2005 - 2015 می‌باشد. برای پاسخ به این سوال که آیا نوع و میزان اثرگذاری جهانی‌شدن اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بر رفاه اقتصادی در گروه­های سه­گانه درآمدی تفاوت معناداری از یکدیگر دارد یا خیر، متغیرهای مجازی اول و دوم (که در قالبی تعاملی با متغیر جهانی‌شدن در الگو لحاظ شده است) به صورت زیر تعریف شده است:

 

 

 

به طوری که در رابطه­ (1) بر اساس دو متغیر مجازی یاد شده به صورت زیر قابل بازنویسی است:

 

-         بررسی اثر جهانی­ شدن در کشورهای با درآمد بالا با لحاظ کد یک برای متغیر مجازی اول و کد صفر برای متغیر مجازی دوم:

 

     (2)             

 

-         بررسی اثر جهانی­ شدن در کشورهای با درآمد متوسط با لحاظ کد صفر برای متغیر مجازی اول و کد یک برای متغیر مجازی دوم:

 

             (3)

 

-          بررسی اثر جهانی ­شدن در کشورهای با درآمد پایین با لحاظ کد صفر برای متغیر مجازی اول و دوم:

 

(4)                         

 

 

 

شاخص ترکیبی رفاه اقتصادی

 

در این پژوهش از بین شاخص­های رفاه مطرح شده با توجه به تکیه این مطالعه بر جنبه­ اقتصادی رفاه و ویژگی­های خاص شاخص رفاه اقتصادی این شاخص به عنوان معیاری برای سنجش میزان رفاه اقتصادی مورد توجه واقع شده است (بختیاری و همکاران،1391). شکل کلی فرمول این شاخص به صورت زیر است:

 

                                                               (5)

 

اجزاء چهارگانه­ای که مقدار شاخص رفاه اقتصادی را اندازه­گیری می­کند؛ عبارت از [24] جریان مصرف، [25] موجودی دارایی مولد، [26] توزیع درآمدهای فردی و [27] سطح امنیت اقتصادی است (بختیاری و همکاران،1391). الگوی کلی این شاخص بدین شرح می­­باشد:

 

(6)

 

 

اجزاء رابطه ارائه شده به ترتیب عبارت است از:

 

 

 

1. جریان مصرف

 

رابطه­ موردنظر برای محاسبه جریان مصرف جهت منظور داشتن آن در شاخص عبارتست از:

 

                                                             (7)

 

که در آن، [28] مخارج مصرفی نهایی خانوار (دلار ثابت 2010)، [29]مخارج مصرفی نهایی عمومی دولت (دلار ثابت 2010)، [30] ارزش واقعی سرانه تغییرات در مدت زمان کار،  ارزش واقعی سرانه مخارج جبرانی (جبران خدمات کارکنان، ارزش واقعی سرانه تولید یک ساعت) و [32] امید به زندگی در زمان تولد نسبت به سال و کشور پایه (ایران به عنوان کشور پایه و سال پایه، 2010) می­باشد.

 

 

 

2. انباشت ثروت

 

فرمول محاسبه مقدار این متغیر و اجزاء آن در شاخص بدین شرح است:

 

                                             (8)

 

که در آن،  سرمایه ثابت ناخالص واقعی سرانه (مصرف سرانه سرمایه ثابت)،  مخارج تحقیق و توسعه واقعی سرانه،  موجودی سرمایه انسانی واقعی سرانه،  موجودی ثروت منابع طبیعی واقعی سرانه،  سرانه واقعی خالص جریان سرمایه­گذاری مستقیم خارجی،  سرانه هزینه اجتماعی واقعی فرسایش محیط زیست (آلودگی ناشی از انتشار گاز دی­اکسیدکربن) می­باشد. در پژوهش حاضر با توجه به عدم دسترسی به داده­های کشورهای منتخب و محدودیت آماری متغیر  (مخارج تحقیق و توسعه) و  (موجودی ثروت منابع طبیعی) حذف شده است.

 

3. توزیع درآمد

فرمول استفاده شده در شاخص برای توزیع درآمد به صورت زیر می­باشد:

                                                          (9)

که در آن،  (برابر با 75/0) وزن نسبی بوده و شاخص توزیع درآمد از میانگین وزنی شدت فقر و ضریب جینی به دست می­آید. همچنین  نسبت فقر سرپرست خانوار در حداقل درآمد 25/1 دلار در روز، ضریب جینی است. برای سنجش نحوه توزیع درآمد، شدت فقر و نابرابری، شاخص­های متعددی وجود دارد. در این پژوهش از بین تمامی شاخص­ها به علت محدودیت آماری و داده در کشورهای منتخب و در دسترس نبودن اطلاعات از متغیر ضریب جینی به عنوان معیاری برای سنجش شدت فقر برای این بعد استفاده شده است.

 

4. امنیت اقتصادی

رابطه مورد استفاده برای امنیت اقتصادی در شاخص رفاه به شرح زیر است:

                                       (10)

که در آن،  سهم جمعیتی است که در معرض ریسک بیماری واقع­اند که 100 درصد در نظر گرفته می­شود. بدین معنا که 100 درصد افراد یک جامعه در معرض خطر بیماری­اند. همچنین   نسبت زنان بیکار به کل جمعیت،  نسبت جمعیت بالای 65 سال به کل جمعیت است. جزء اول، نسبت جمعیت 65-15 سال به کل جمعیت را نیز دربرمی­گیرد و نشان­دهنده ریسک بیکاری است.

 

                                                                                          (11)

 

جزء دوم[42]، نشان­دهنده سهم مخارج شخصی کل در درآمد قابل تصرف است که ریسک امنیت اقتصادی در مقابل بیماری را نشان می­دهد و از نسبت مخارج شخصی کل برای سلامتی به درآمد قابل تصرف به دست می­آید:

 

                                                                                           (12)

 

که در آن،   مخارج شخصی کل برای سلامتی و: درآمد قابل تصرف (تولید ناخالص داخلی منهای مالیات) می­باشد. عبارت سوم، بیانگر میزان امنیت اقتصادی زنانی است که تحت پوشش تامین اجتماعی نیستند و جزء چهارم، بیانگر احتمال فقر افراد مسن است و میزان امنیت اقتصادی آنان در جامعه را نشان می­دهد. در این بعد نیز به دلیل محدودیت آماری و داده در کشورهای منتخب و در دسترس نبودن اطلاعات به جای شاخص فقر  از ضریب جینی استفاده شده است.[45]

 

توصیف شاخص رفاه و جهانی شدن

 

در این بخش با توجه به اهمیت بحث، تمرکز بر توصیف دو متغیر اصلی پژوهش یعنی شاخص جهانی­شدن (اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و ترکیبی) و شاخص رفاه اقتصادی قرار دارد. در جدول‌های (1) الی (3) اطلاعات میانگین شاخص­های ترکیبی جهانی­شدن و شاخص رفاه اقتصادی (IEWB) محاسباتی به تفکیک گروه­های درآمدی (درآمد بالا، درآمد متوسط و درآمد پایین) نمایش داده شده است.

 

با توجه به اطلاعات مندرج در جدول (1) در سال­های 2005 - 2015، کشور اتریش بالاترین میانگین را از نظر شاخص ترکیبی جهانی ­شدن و کشور اروگوئه کم‌ترین میانگین را داراست. در شاخص جهانی­شدن اقتصادی به ترتیب کشورهای ایرلند، اتریش و دانمارک دارای بیشترین مقدار هستند. در رابطه با شاخص جهانی‌شدن اجتماعی همچنان کشور اتریش در صدر کشورها قرار دارد و کشور اروگوئه کم‌ترین مقدار و در جهانی­شدن سیاسی کشور فرانسه با میانگین 72/97 بیشترین مقدار و ایسلند با میانگین 97/61 کمترین درجه را دارد. همچنین بیشترین میانگین شاخص رفاه اقتصادی در بین کشورهای با درآمد بالا متعلق به کشور نروژ و کمترین رفاه را کشور ایسلند داراست.

 

با توجه به جدول (1) کشور اتریش در بین کشورهای با درآمد بالا بیش‌ترین مقدار را از دو شاخص جهانی ­شدن به خود اختصاص داده است؛ حال آنکه بیش‌ترین رفاه اقتصادی مربوط به کشور نروژ با میانگین 17/1 می­باشد. این مثال که نمونه­ مشابه آن را در سایر جداول نیز می­توان مشاهده کرد، بیانگر این واقعیت است که بین جهانی‌شدن و رفاه رابطه­ای از پیش تعیین شده و قطعی وجود ندارد.

 

 

 

جدول 1. اطلاعات مربوط به میانگین شاخص ترکیبی جهانی­شدن و رفاه اقتصادی IEWB  برای کشورهای با درآمد بالا

 

کشورها

شاخص جهانی­شدن

شاخص

رفاه اقتصادی

ترکیبی

اقتصادی

اجتماعی

سیاسی

آلمان

43/81

03/73

64/82

59/92

02/1

آمریکا

75/75

2/62

92/76

53/93

01/1

اتریش

47/90

64/86

48/90

31/96

08/1

اسپانیا

84

76/79

34/82

54/94

01/1

اروگوئه

09/64

03/64

61/49

81/84

05/1

ایتالیا

82/80

83/74

83/74

75/96

10/1

ایرلند

16/88

58/93

21/82

10/89

97/0

ایسلند

16/73

81/76

08/78

97/61

89/0

بریتانیا

52/85

92/76

08/86

30/96

99/0

دانمارک

44/88

23/87

80/86

30/92

01/1

فرانسه

41/83

02/72

58/84

72/97

08/1

فنلاند

62/85

78/85

85/81

76/90

13/1

لهستان

43/78

12/70

54/76

67/92

09/1

نروژ

17/82

98/75

84/82

59/88

17/1

 

منبع: پایگاه اینترنتی موسسه­ کاف (2016) و محاسبات پژوهش

 

با توجه به اطلاعات مندرج در جدول (2) در سال­های 2005 - 2015، کشور مالزی در شاخص ترکیبی جهانی­شدن با میانگین 96/76 در صدر قرار دارد و کشور ایران با 83/39 پایین­ترین مقدار را داراست. بیش‌ترین و کم‌ترین میانگین در شاخص­های جهانی­شدن اقتصادی و اجتماعی نیز مانند شاخص ترکیبی جهانی­شدن به ترتیب متعلق به کشورهای مالزی و ایران می­باشد؛ ولی در جهانی­شدن سیاسی کشور برزیل با مقدار 43/91 بالاترین سطح و کشور کاستاریکا به مقدار 15/59 در پایین­ترین سطح قرار دارد. در شاخص رفاه اقتصادی کشورهای هندوراس، برزیل و ال سالوادور به ترتیب با میانگین 08/1، 07/1 و 07/1 بالاترین رتبه را به خود اختصاص داده­اند.

 

 

 

جدول 2. اطلاعات مربوط به شاخص ترکیبی جهانی ­شدن و رفاه اقتصادی IEWBبرای کشورهای با درآمد متوسط

 

کشورها

شاخص جهانی­شدن

شاخص

رفاه اقتصادی

ترکیبی

اقتصادی

اجتماعی

سیاسی

آفریقای جنوبی

90/63

20/66

24/46

39/84

009/1

ال سالوادور

58/61

82/63

32/49

96/75

07/1

اوکراین

83/64

42/59

18/57

27/83

05/1

ایران

83/39

63/28

17/31

68/67

98/0

برزیل

80/58

46/54

61/39

43/91

07/1

بلغارستان

79/70

75/71

62/57

58/86

96/0

پاراگوئه

59/55

33/54

15/43

56/75

97/0

پرو

07/62

36/67

85/40

28/84

003/1

تایلند

66/62

36/66

89/46

78/78

003/1

ترکیه

90/66

57/57

41/58

06/90

003/1

جمهوری دومینیکان

79/56

28/56

63/53

97/61

03/1

رومانی

25/69

96/62

37/60

62/89

04/1

سریلانکا

66/50

73/44

85/40

90/73

01/1

کاستاریکا

87/61

65/65

87/60

15/59

03/1

کلمبیا

92/54

30/53

02/44

30/71

94/0

مالزی

96/76

72/76

66/73

91/83

98/0

مولداوی

76/61

45/65

59/56

99/63

99/0

هندوراس

26/59

23/65

57/45

51/70

08/1

 

منبع: پایگاه اینترنتی موسسه­ کاف (2016) و محاسبات پژوهش

 

 

 

با توجه به اطلاعات مندرج در جدول (3) در سال­های 2005 - 2015، کشور مراکش بالاترین رتبه را از نظر شاخص جهانی‌شدن ترکیبی و اجتماعی دارد و در جهانی‌شدن اقتصادی کشور نیجریه با 02/63 بالاترین میانگین و کشور بنگلادش با میانگین 10/32 کم‌ترین مقدار را داراست. کشورهای هند، نیجریه و پاکستان با ارقام 98/90، 90/89  و 11/88 به ترتیب رتبه‌های اول تا سوم را از نظر جهانی ­شدن سیاسی دارند. بالاترین مقدار شاخص رفاه اقتصادی با میانگین 02/1 متعلق به کشور بنین و کمترین مربوط به کشور توگو با میانگین 84/0 می­باشد.

 

 

 

جدول 3. اطلاعات مربوط به شاخص ترکیبی جهانی­شدن و رفاه اقتصادی IEWBبرای کشورهای بادرآمد پایین­

 

کشورها

شاخص جهانی­شدن

شاخص

رفاه اقتصادی

ترکیبی

اقتصادی

اجتماعی

سیاسی

اوگاندا

66/43

77/48

44/22

71/63

94/0

بنگلادش

02/39

10/32

87/19

12/75

93/0

بنین

25/41

43/35

23/25

21/72

02/1

پاکستان

97/50

48/41

19/35

11/88

97/0

توگو

96/47

18/49

55/32

98/65

84/0

تونس

70/58

34/58

50/39

60/86

01/1

سنگال

57/51

49/41

67/36

77/86

95/0

سیرالئون

52/37

23/43

77/17

96/58

91/0

فیلیپین

91/56

96/56

18/39

41/82

94/0

کامبوجیه

26/45

23/62

89/22

64/53

96/0

کنیا

93/46

09/40

92/27

63/83

003/1

گواتمالا

23/58

12/57

60/45

90/73

98/0

ماداگاسکار

09/40

36/43

79/21

71/61

97/0

مالی

87/44

64/48

68/20

26/74

97/0

مراکش

53/59

86/48

59/49

65/88

007/1

نیجریه

81/55

02/63

03/24

90/89

99/0

نیکاراگوئه

84/53

72/59

93/45

98/56

92/0

هند

66/49

45/40

99/29

98/90

001/1

 

منبع: پایگاه اینترنتی موسسه­ کاف (2016) و محاسبات پژوهش

 

 

 

4. آزمون پایایی و نتایج برآورد الگوی پژوهش

 

در این مقاله برای برآورد الگو از روش داده­های تابلویی استفاده شده است.قبل از برآورد الگو لازم است تا آزمون پایایی متغیرها جهت اجتناب از رگرسیون کاذب انجام پذیرد. به منظور پایایی جمعی[46] متغیرها از آزمون لوین، لین و چو استفاده شده و نتایج در جدول (4) گزارش شده است. نتایج نشان می­دهد که تمامی متغیرها در سطح پایا است.

 

در ادامه با توجه به شاخص جهانی‌شدن در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و شاخص ترکیبی جهانی‌شدن به عنوان متغیر وابسته، الگوی پژوهش (رابطه­ (1)) در چهار قالب برآورد شده است. در ابتدا و قبل از برآورد الگو، برای انتخاب میان روش­های حداقل مربعات تلفیقی، اثر ثابت (FE) و اثر تصادفی (RE)، آزمون F- لیمر (آزمون چاو)، آزمون بروش پاگان و آزمون هاسمن برای هر بعد به­ صورت جداگانه انجام شده است. روش اثر ثابت برای برآورد الگوی مورد نظر برای هر بعد انتخاب شده است.

 

 

 

 

 

جدول 4. بررسی پایایی متغیرهای مورد استفاده در برآورد الگو

 

متغیرها

آزمون لوین، لین و چو

آماره  آزمون

سطح معناداری

مرتبه انباشت

شاخص رفاه اقتصادی

6/6-

0000/0

I(0)

تولید ناخالص داخلی سرانه

4/4-

0000/0

I(0)

تورم

5/5-

0000/0

I(0)

شاخص جهانی­شدن اقتصادی

9/6-

0000/0

I(0)

شاخص جهانی­شدن اجتماعی

9/2-

0016/0

I(0)

شاخص جهانی­شدن سیاسی

5/20-

0000/0

I(0)

شاخص جهانی­شدن ترکیبی

01/12-

0000/0

I(0)

 

منبع: محاسبات پژوهش

 

 

 

مطابق با جدول (5) در برآورد اول که از بعد اقتصادی جهانی‌شدن استفاده شده است؛ نتایج نشان می­دهد که جهانی­شدن اقتصاد در کشورهای با درآمد پایین اثری منفی بر رفاه اقتصادی این کشورها دارد که البته از نظر آماری نیز معنادار است. بدین معنا که با افزایش یک واحدی در شاخص جهانی‌شدن اقتصاد در گروه کشورهای کم درآمد، رفاه اقتصادی به میزان 03/1 واحد کاهش می­یابد.

 

معناداری همین متغیر (متغیر مجازی اول و دوم) برای دو گروه دیگر از کشورها بدان معنا است که اثرپذیری رفاه اقتصادی از جهانی­شدن اقتصادی در گروه کشورهای با درآمد بالا و درآمد متوسط، متفاوت از گروه کشورهای با درآمد پایین است؛ به طوری که نخست در این دو گروه از کشورها نه ­تنها اثرپذیری رفاه از جهانی ­شدن اقتصادی منفی نیست؛ بلکه مثبت است و دوم آنکه در کشورهای با درآمد بالا اندازه اثر برابر با 44/0 و در کشورهای با درآمد متوسط 46/0 می­باشد. درآمد سرانه اثر مثبت بر رفاه اقتصادی دارد؛ به این صورت که با افزایش یک واحدی در درآمد سرانه رفاه اقتصادی به اندازه 88/3 واحد افزایش می­یابد. تورم اثر معناداری در این گروه ندارد.

 

در برآورد دوم که از بعد اجتماعی جهانی­شدن استفاده شده است؛ نتایج تا حدودی مشابه با نتایج برآورد اول است با این تفاوت که در کشورهای با درآمد متوسط نیز اثر بعد اجتماعی جهانی­شدن بر رفاه اقتصادی منفی (05/0-) می­باشد. بر این اساس، در کشورهای با درآمد بالا از حیث بعد اجتماعی جهانی­شدن نیز، اثری مثبت (45/0) بر رفاه اقتصادی مشاهده می­شود. بر این اساس، با افزایشی یک واحدی جهانی­ شدن اجتماعی، رفاه اقتصادی در کشورهای با درآمد بالا به میزان 45/0 واحد افزایش و در کشورهای با درآمد پایین و کشورهای با درآمد متوسط به ترتیب به میزان 45/10 و 05/0 واحد کاهش می­یابد. درآمد سرانه در این برآورد نیز دارای اثر مثبت (01/4) بر رفاه می­باشد و تورم نیز اثر معناداری ندارد.

 

 

 

جدول 5. خلاصه نتایج برآورد الگو برای ابعاد سه­گانه و شاخص ترکیبی جهانی‌شدن بر رفاه اقتصادی

 

متغیرها

شاخص جهانی­ شدن

اقتصادی

اجتماعی

سیاسی

ترکیبی

شاخص جهانی­شدن

03/1-

(66/4-)

45/1-

(49/3-)

04/0-

(15/0-)

91/0-

(41/3-)

متغیر مجازی اول ()

جهانی­شدن برای کشورهای با درآمد بالا

47/1

(81/2)

90/1

(17/4)

26/0-

(42/0-)

01/2

(11/2)

متغیر مجازی دوم ()

جهانی­شدن برای کشورهای با درآمد متوسط

49/1

(03/5)

40/1

(50/2)

52/0

(27/1)

60/1

(00/3)

درآمد سرانه

88/3

(93/25)

01/4

(65/20)

72/3

(45/13)

85/3

(83/22)

تورم

22/0

(21/1)

19/0

(02/1)

23/0

(40/1)

20/0

(15/1)

 

متغیر وابسته رفاه اقتصادی است. اعداد داخل پرانتز آماره­ t می­باشد. منبع: محاسبات پژوهش

 

 

 

در برآورد سوم، با به کارگیری بعد سیاسی جهانی­شدن، نتایج نشان می­دهد که رفاه اقتصادی هیچ یک از سه گروه از کشورها متاثر از این بعد نیست و از این حیث، تفاوتی بین این سه گروه از کشورها وجود ندارد. درآمد سرانه در این گروه نیز دارای اثر مثبت (72/3) و تورم با اثر معنادار همراه نیست.

 

در برآورد چهارم که با لحاظ شاخص ترکیبی جهانی‌شدن حاصل شده است؛ نتایج تا حدود بسیاری مشابه با برآورد اول است. به طوری که اثر جهانی­شدن در قالب ترکیبی بر رفاه اقتصادی در هر یک از سه گروه مورد بررسی در کشورها متفاوت از هم می­باشد. به طور دقیق­تر، جهانی­شدن در کشورهای با درآمد پایین با اثری منفی (91/0-) و در کشورهای با درآمد بالا و متوسط با اثر مثبت (به ترتیب به میزان 1/1 و 69/0) بر رفاه اقتصادی اثرگذار است. درآمد سرانه مطابق با مبانی نظری اثر مثبت (85/3) بر رفاه اقتصادی کشورها دارد و تورم نیز با اثر معنادار همراه نیست.

 

 

 

5. نتیجه‌گیری و توصیه‌های سیاستی

 

در پژوهش حاضر، ابعاد اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جهانی­شدن بر رفاه اقتصادی در منتخبی از 50 کشور در سه طبقه­ درآمدی مورد ارزیابی قرار گرفت. برای این منظور از شاخص ترکیبی جهانی­شدن و ابعاد سه­گانه­ آن طی  دوره­ زمانی 2015-2005 و برای محاسبه شاخص رفاه اقتصادی کشورها نیز از روش IEWB استفاده شد. به طوری که پس از نحوه محاسبه شاخص رفاه اقتصادی، الگوی پژوهش با توجه به چهار شاخص اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و ترکیبی از جهانی­شدن برآورد شد.

 

نتایج حاصل از برآورد الگو با شاخص ترکیبی جهانی­شدن اقتصادی (در برآورد اول) نشان می­دهد که جهانی­شدن اقتصاد در کشورهای با درآمد پایین اثری منفی بر رفاه اقتصادی این کشورها دارد؛ این در حالی است که این اثر در کشورهای با درآمد بالا و درآمد متوسط مثبت است. در بعد اجتماعی جهانی‌شدن (برآورد دوم) در کنار کشورهای با درآمد پایین برای کشورهای با درآمد متوسط نیز اثرگذاری منفی بر رفاه مشاهده شده است؛ ولی این اثرگذاری در کشورهای با درآمد بالا مثبت است.

 

جهانی­شدن از بعد سیاسی (برآورد سوم) اثری معنادار بر رفاه اقتصادی در هیچ یک از سه گروه از کشورها ندارد. شاخص ترکیبی جهانی­شدن (برآورد چهارم) نیز عینا نتایجی مشابه با بعد اقتصادی جهانی­شدن به همراه داشته است. درآمد سرانه مطابق با انتظار با اثری مثبت بر رفاه اقتصادی کشورها همراه بوده؛ ولی تورم اثرگذاری معناداری ندارد. بنابراین، با توجه به نتایج حاصل از گروه­های با درآمد بالا و متوسط که نشان داد، جهانی­شدن اقتصادی تاثیر مثبت بر رفاه اقتصادی این گروه از کشورها دارد. می­توان گفت افزایش روابط اقتصادی در کشورهای با درآمد بالا و متوسط منجر به بهبود رفاه اقتصادی آنها می­گردد.

 

از این‌رو، این کشورها به منظور افزایش رفاه اقتصادی خود، می­باید روابط اقتصادی خود را با یکدیگر افزایش داده و از فرایند جهانی­شدن بهره گیرند. برای این مهم لازم است به کاهش محدودیت­ها و موانع تجارت و کاهش نرخ­های تعرفه صادرات و واردات بین کشورها و بازشدن روزافزون مرزهای اقتصادی بین کشورها و اعمال سیاست­هایی در جهت ارتقای کیفیت کالاهای داخلی و توان رقابت آنها در بازارهای بین­المللی به منظور دستیابی به رشد صادرات و رشد تولید داخلی کشورها و درنتیجه رفاه بیشتر بپردازند. همچنین از آنجا که جهانی­شدن اجتماعی دارای تاثیر مثبت بر رفاه اقتصادی در کشورهای با درآمد بالا می­باشد می­تواند رفاه اقتصادی بیشتری در این گروه از کشورها در پی داشته باشد. در نتیجه، این کشورها می­توانند به منظور بهبود رفاه اقتصادی خود، سیاست­هایی را در جهت بهبود روابط اجتماعی و توسعه­ ارتباطات فردی از طریق گردشگری با کشورهای مختلف جهان اعمال کنند.

 



[1]Globalization

2 KOF Globalization Index (German Acronym for "Konjunkturforschungsstelle" (Economic Research Center))

3United Nations

[4]Global Displacement

[5]Welfare

[6]Ranjan

[7]Brady

[8] Beckfield 

[9]Seeleib-Kaiser

[10]Kim

[11]Garrett & Mitchell

[12]Burgoon

[13] Kittel & Winner 

[14]Hicks

[15]Rodrik

[16]Genschel

[17]Pierson

[18]Berger

[19]Gundlach & de Vaal

1 Antras

[21] Gortari

[22]Itskhoki

[23]در این زمینه مطالعات دیگری نیز انجام شده است؛ از جمله طرازکار و زیبایی (1383)؛ حسینی و جعفری صمیمی(1389)؛ بختیاری و همکاران (1391)؛ شهیکی­تاش و همکاران (1392)؛ خندان (1392)؛ اوزبرگ و شارپ (2001)؛ رودرا (2002)؛ اوزبرگ و شارپ (2003)؛ رودرا و هاگارد (2005)؛ کوئن کیم و زورلو (2009).

[24]Consumption Flows

[25]Wealth Stocks

[26]Income Distribution

[27] Economic Security

[28]Real  Per Capita Household Final Consumption Expenditure, Etc. (Constant 2010 Us$)

[29]Real  Per Capita General Government Final Consumption Expenditure (Constant 2010 Us$)

[30]Real  Per Capita Value Of  Variations In Working Time

[31]Real  Per Capita Value Of Regrettable Expenditures

[32]Index Of  Life Expectancy Relative To The Base Year And Country

[33]Real Per Capita Capital Stock (Adjusted Savings: Real Per Capita Consumption Of Fixed Capital (Constant Us$))

[34] Real Per Capita Stock Of Research And Development

[35]Real Per Capita Stock Of Human Capital (Adjusted Savings: Real Per Capita Education Expenditure(Constant Us$))

[36] Real Per Capita Stock Of Natural Resource Wealth

[37]Real Per Capita Foreign Direct Investment, Net Inflows

[38]Real Per Capita Social Costs Of Environmental Degradation (Adjusted Savings: Real Per Capita Carbon Dioxide Damage (Constant Us$))

[39]Poverty Headcount Ratio At $1.25 A Day (Ppp)

[40]Gini Index

[41] Unemployment, Female (% of  Total  Population)

[42]The Ratio of Total Private Expenditures on Health Care in Disposable Income (RHP)

[43]Total Private Expenditures on Health Care

[44]Disposable Income

[45]برای مطالعه بیشتر به بختیاری و همکاران (1391) رجوع شود.

1Common Unit Root

 

 

منابع

-     آرمان­مهر، محمدرضا، فرهمندمنش، آسیه (1396). بررسی اثر تغییرات قیمت بر رفاه خانوارهای شهری به تفکیک دهک­های درآمدی و گروه­های کالایی. فصلنامه مدلسازی اقتصادی، 11 (3(39)): 74-49.

-     بختیاری، صادق، رنجبر، همایون، قربانی، سمیه (1391). شاخص ترکیبی رفاه اقتصادی و اندازه‌گیری آن برای منتخبی از کشورهای درحال توسعه. مجله پژوهش­های رشد و توسعه اقتصادی، 3 (9): 58-41.

-     پیشگاهی­فرد، زهرا (1380). ابعاد جهانی­شدن. مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران. 157: 172-155.

-     جعفری صمیمی، احمد، بحرینی، نصرت (1393). بررسی رابطه جهانی­شدن اقتصادی، اجتماعی، سیاسی: مطالعه موردی کشورهای منتخب منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا. فصلنامه علمی- پژوهشی راهبرد اقتصادی، 4 (13): 110-77.

-     جعفری صمیمی، احمد ، سینا، کرم (1388). بررسی و ارزیابی جایگاه ایران در جهانی­ شدن و ارایه یک الگوی مدیریتی مناسب. مجله پژوهش­های مدیریت، (80): 59-41.

-     حسینی، محمدرضا، جعفری صمیمی، احمد (1389). برآورد و ارزیابی روند رفاه اقتصادی ایران با استفاده از شاخص ترکیبی CIEWB. فصلنامه پژوهش­های اقتصادی ایران. 14 (42): 122-101.

-     خندان، محمدرضا (1392). تاثیر تورم بر رفاه اقتصادی کشور. پایان­نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد یزد، دانشکده اقتصاد.

-     شهیکی تاش، محمدنبی، مولایی، صابر، شیوایی، الهام (1392). سنجش کاردینالی رفاه و ارزیابی اثر متغیرهای کلان بر تغییرات رفاه در ایران بر مبنای رگرسیون فازی. فصلنامه پژوهش­ها و سیاست‌های اقتصادی، 21 (65): 182-165.

-     طرازکار، محمدحسن، زیبایی، منصور (1383). بررسی معیارهای رفاه اجتماعی و توزیع درآمد و فقر در جوامع روستایی و شهری: مطالعه موردی استان­های فارس و اصفهان و سمنان. مجله اقتصاد کشاورزی و توسعه، 12 (48): 154-137.

-     غلامی، زینب (1391). بررسی رابطه­ جهانی­شدن و پایداری محیط زیست در کشورهای منتخب جهان. پایان­نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه مازندران، دانشکده علوم اقتصادی و اداری.

-     موسوی، سید نعمت­اله، بخشوده، محمد، محمدی، حمید، یزدانی، سعید، طاهری، فرزانه (1386). آثار جهانی­شدن بر شاخص­های فقر. فصلنامه علمی پژوهشی رفاه اجتماعی. 6 (24):279-259.

-     وفائی، الهام، محمدزاده، پرویز، اصغرپور، حسین، فلاحی، فیروز (1397). ارزیابی رفاه اجتماعی و همگرایی رفاه استان­های ایران برای سنجش توسعه مناطق ایران. فصلنامه مدلسازی اقتصادی،  12(3(43)): 23-1.

-    Antras, P., & Gortari, A. & Itskhoki, O. (2016). Globalization, inequality and welfare. NBER Working Paper, No. 22676.

-    Berger, S. (2000). Globalization and politics. Annual Review of the Political Science, 3: 43-62.

-    Brady, D., & Beckfield, J. & Seeleib-Kaiser, M. (2005). Economic globalization and the welfare state in affluent democracies. American Sociological Review, 70: 921-948.

-    Burgoon, B. (2001). Globalization and welfare compensation: disentangling the ties that bind. International Organization, 55: 509-551.

-    Gundlach, E. & de Vaal, A. (2010). Look before you leap: the economics of free trade and income redistribution.  Kiel Working Papers, No. 1583.

-    Garret, G., Mitchell, D. (2001). Globalization, government spending and taxation in the OECD. Europen Journal of Political Research, 39: 145-177.

-    Genschel, P. (2004). Globalization and the welfare state: A retrospective. Journal of European Public Policy, 11: 613-636.

-    Hicks, A.(1999). Social Democracy and Welfare Capitalism. Ithaca, NY: Cornell University Press.

-    Kim, S. (2007). Openness, external Risk, and volatility: Implications for the compensation hypothesis. International Organization, 61: 181-216.

-    Kittel, B. & Winner, H. (2005). How reliable is pooled analysis in political economy? The Globalization-Welfare State nexus revisited. European Journal of Political Research, 44: 269-293.

-    Kuen Kim, T. & Zurlo, K. (2009). How does economic globalization affect the welfare state? Focusing on the mediating effect of welfare regimes. International Journal of Social Welfare, 18: 130-141.

-    Osberg, L. & Sharp, A. (2001). The index of economic well-being: overview. Revised version of a paper presented at the national conference on sustainable development indicators organized by the national round table environment and the economy.

-    Osberg, L. & Sharp, A. (2003). Human well-being and economic well-being: what value is implicit in current indices? CSLS Research Report, NO. 2003-04.

-    Pierson, P. (2001). The New Politics of the Welfare State. New York, Oxford University Press.

-    Ranjan, P. (2014). Globalisation, Jobs, and Welfare: The roles of social protection and redistribution. CESifo Working Paper Series, No. 5191.

-    Rodrik, D. (1997). Has Globalization Gone Too Far? Washington, DC: Institute for International Economics.

-    Rudra, N. (2002). Globalization and the decline of the Welfare State in less-developed countries. International Organization, 56: 411-445.

-    Rudra, N. & Haggard, S. (2005). Globalization, democracy and effective Welfare spending in the developing world. Comparative Political Studies, 38: 1015-1049.

-    Yang, J. (2000). The rise of the Korean Welfare State amid Economic crisis, 1997-99: Implications for the globalization debate. Development Policy Review, 18: 235-256.