عوامل تعیین‌کننده یارانه‌های سوخت در کشورهای منتخب صادرکننده نفت (مطالعه موردی: یارانه بنزین)

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار اقتصاد بازرگانی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی

2 عضو هیئت علمی دانشکده اقتصاد، دانشگاه علامه طباطبائی

3 کارشناس ارشد اقتصاد انرژی شرکت موننکو ایران

4 دانشجوی کارشناسی ارشد اقتصاد انرژی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی

چکیده

چکیده
هدف این مقاله بررسی عوامل موثر بر پرداخت یارانه سوخت فسیلی در کشورهای صادرکننده نفت است. بدین منظور، عوامل تعیین­کننده یارانه­های سوخت فسیلی در کشورهای منتخب صادرکننده به سه بخش عوامل اقتصادی، سیاسی و نهادی تقسیم­بندی شده و با روش گشتاورهای تعمیم‌یافته داده­های تابلویی پویا طی دوره 2003- 2015 بررسی شده­اند. نتایج نشان داد متغیرهای انتشار کربن و هزینه‌های بهداشتی در پرداخت یارانه بنزین موثر است. همچنین شاخص‌های راهنمای بین‌المللی ریسک کشوری نیز نشان از تاثیر عوامل نهادی و سیاسی در پرداخت یارانه دارد. بر اساس نتایج، سازمان‌‌های بین‌‌المللی و یا دستگا‌‌ه‌‌های مدیریتی باید سرمایه‌‌گذاری هدفمند و دقیقی در حوزه بهبود ظرفیت و توان نهادی و سازمانی کشورها داشته باشند.

کلیدواژه‌ها


 

1. مقدمه

 

 یکی از اهداف اصلی پرداخت یارانه به ­ویژه در حوزه انرژی در جوامع مختلف حمایت از اقشار آسیب­پذیر و کم­درآمد و بهبود توزیع درآمد است. اما، وضعیت کنونی و شاخص­ها بیانگر این واقعیت هستند که با توجه به پرداخت قابل توجه یارانه­ها در بخش سوخت و حامل­های انرژی و بهره­­مندی همگانی اقشار جامعه از این یارانه­ها، سهم اقشار مرفه و ثروتمند به ­دلیل مصرف بی­رویه به نسبت سایر اقشار جامعه بیشتر بوده و در نتیجه اهداف حمایتی دولت­ها از اقشار آسیب­پذیر و کم درآمد تحقق نمی­یابد و بهبودی نیز در توزیع عادلانه درآمد وجود نخواهد داشت (گلی، 1390).

 

بدون اصلاحات اقتصادی، کشورهای عمده مصرف­کننده انرژی که بزرگ‌ترین یارانه‌دهندگان انرژی هم هستند و بسیاری از اقتصادهای نو­ظهور مانند کشورهای آسیایی و جنوب صحرای آفریقا، خطراتی مثل شوک­های قیمت انرژی و آسیب­های زیست­­محیطی ناشی از آلودگی در ارتباط با احتراق سوخت‌های فسیلی را تجربه خواهند کرد.

 

سوال مهمی که مطرح می­شود این است که با وجود هزینه‌های بسیار زیاد تحمیل شده به دولت­ها به ­ویژه در کشورهای در حال­ توسعه و همچنین در بین کشورهای صادرکننده نفت[1]، چرا دولت‌ها در کشورهای یاد شده به سوخت­های فسیلی یارانه می‌دهند؟ در این راستا، در ارائه چارچوبی تحلیلی برای رفع مشکل ناشی از پرداخت یارانه به سوخت­های فسیلی و نیز پیامدهای سیاستی این مسئله برای سیاست­گذاران، در این مقاله مسئله عوامل موثر در پرداخت یارانه انرژی با استفاده از روش داده­های تابلویی[2] با استفاده از روش گشتاورهای تعمیم‌یافته (GMM)[3] بررسی می‌شود.

 

برای دست­یابی به هدف مقاله و برآورد عوامل موثر بر یارانه بنزین، ساختار مقاله به این شکل سازمان‌دهی می‌شود: در ادامه، در بخش دوم، ادبیات تحقیق مرور می‌شود. در بخش سوم، مدل مورد آزمون، آمارها و شاخص­های مورد استفاده در مقاله مورد بررسی قرار می‌گیرد. در پایان نتیجه­گیری و پیشنهادها ارائه می‌شود.

 

2.‌ مروری بر ادبیات

 

پرداخت یارانه انرژی منعکس‌کننده کاهش قیمت نسبی انرژی در مقایسه با قیمت سایر کالاها و خدمات و عوامل تولید است. تغییر قیمت نسبی و انحراف قیمت­ها از هزینه واقعی، اطلاعات نادرست در مورد امکانات و محدودیت­های نظام اقتصادی در اختیار مصرف‌کنندگان انرژی قرار می­دهد که پیامد آن، رشد فزاینده­ تقاضای انرژی است. این نوع پرداخت­ها با توجه به دولتی بودن سیستم عرضه انرژی در کشورهای نفتی از یک‌سو و لزوم تامین تقاضای انرژی از سوی دیگر، موجب گسترش انحصار دولت در بخش انرژی شده و مانع جدی برای ورود تولیدکنندگان غیردولتی به بخش انرژی محسوب می­شود که این امر رقابت اقتصادی را در این بخش کاهش می‌دهد (جعفری و فرهمندپور، 1387).

 

2-1. بررسی موانع و دلایل عدم کاهش یارانه سوخت

 

اختصاص منابع مالی به سوخت‌‌های فسیلی، به‌‌ ویژه سوخت‌‌ بنزین با ‌‌وجود اثرات منفی اقتصادی و زیست‌‌محیطیکه دربردارد همچنان در سطح بالایی وجود دارد. در حال‌‌ حاضر حجم یارانه‌‌ها در برخی کشور‌‌ها روند نزولی را طی می‌‌کند. اما روند این امر بسیار کند بوده است و به نظر می‌‌رسد تلاش عملی برای اجرای اصلاح یارانه بسیار دشوار است (استیگلر[4]، 1971). درغالب نظریات مطرح شده عوامل موثر در پرداخت یارانه به دوگروه (عوامل نهادی- سیاسی) و (عوامل اقتصادی) تقسیم­بندی شده است.

 

عوامل نهادی و سیاسی

 

دولت‌‌ها گاهی به ‌‌دلیل فقدان ابزار‌‌های موثر و کارآمد برای اجرای سیاست‌‌های هدفمندتر اقتصادی، یارانه انرژی را پرداخت می‌‌کنند. یک جنبه مهم در رابطه با نهاد‌‌های سیاسی در توضیح علت پرداخت یارانه‌‌های انرژی به بحث دموکراتیک یا غیر‌‌دموکراتیک بودن ساختار حکومت مرتبط است. مسئله مهم این است که آیا عموم جامعه بر تصمیمات حکومت در زمینه تامین کالاهای عمومی و یا پرداخت یارانه‌‌‌‌های انرژی تاثیر دارند. نکته مهم‌‌تر این است که آیا عموم افراد در جامعه و حتی نخبگان جامعه به نقش خود در اثر‌‌گذاری بر دولت و حکومت واقف هستند؟

 

دیاکون[5](2009) بیان می‌‌کند رژیم‌‌های غیردموکراتیک[6] و اقتدارگرا[7] در مقایسه با دولت‌‌های دموکراتیک تمایل دارند که مرتبا کالاهای عمومی را برای اقشار مختلف جامعه فراهم کنند. حکومت‌‌های دیکتاتوری عموما در پی حداکثر کردن تفاوت بین درآمد مالیاتی و مخارج دولتی هستند (اولسون[8]، 1993). سیاست‌‌مداران به این نکته واقف هستند که فراهم‌‌ کردن سطح مشخصی از کالاهای عمومی مانند ایجاد امنیت در نیروی کار، از جمله کارگران، انگیزه بیشتری برای افزایش تولید و کسب درآمد ایجاد می‌‌کند. در‌‌نتیجه، درآمدهای مالیاتی که ناشی از این افزایش تولید است، بالا رفته و حکومت از این بابت، بهره‌مند می‌‌شود (مک گرید[9]، 1996).

 

بررسی‌‌های بیشتر در مورد چگونگی اثر‌‌گذاری نهادهای دولتی بر میزان یارانه سوخت و همچنین سایر کالاهای عمومی نشان می‌‌دهد تمرکز بر یارانه سوخت فسیلی به  ‌‌عنوان یک کالای خصوصی که توسط دولت به بخشی از جامعه اختصاص پیدا می‌‌کند، در یک سیستم دموکراتیک و با‌‌ثبات پایین خواهد بود. در چنین دولت‌‌هایی سیاست‌‌ها به بلوغ رسیده‌‌اند و ساختارهای بهتری را برای اجرایی شدن به دست آورده‌‌اند. درنتیجه، یارانه سوخت فسیلی کارایی خود را از دست می‌‌دهد. درمقابل دموکراسی‌‌های بسیار جوان ممکن است تحت فشار گروه‌‌های دارای نفود و قدرتمند آسیب‌‌پذیر باشند و سرانجام طبق میل آنها رفتار کنند(بوئنو، مورو، سیورسون و اسمیت[10]، 2002).

 

موانعی که در مقابل اصلاح یارانه وجود دارد و در‌‌نتیجه باعث پایداری یارانه‌‌های انرژی می‌‌شود بسیار متفاوت است. یارانه‌‌های بالا‌‌دستی سوخت به شرکت‌‌هایی که در مرحله تولید انرژی هستند تعلق می­گیرد. از آنجا که این عرضه‌‌کنندگان انرژی به‌‌خوبی سازماندهی شده‌‌اند قادر هستند که به ‌‌صورت موثر برای پرداخت یارانه‌‌ها لابی کنند (اولسون[11]، 1965).

 

همچنین در پژوهش‌‌های دیگری بر لابی‌‌گری و مذاکرات گروه‌‌های منتفع به عنوان عوامل مهم در برقراری یارانه انرژی تاکید شده است (کامندر، امینی و نیکولوسکی[12]، 2011). برای مثال، در برخی کشورها، طبقه متوسط شهری و یا بخش صنعت از بزرگ‌ترین طرفداران و حامیان پرداخت یارانه هستند که در مقابل حذف این پرداخت‌‌ها مقاومت می‌‌کنند. از طرف دیگر گروه‌‌هایی که از اصلاحات اقتصادی در بخش یارانه انرژی سود می‌‌برند معمولا به خوبی سازمان‌‌دهی نمی‌‌شوند و عملکرد ضعیفی دارند. درنتیجه، به‌‌ خوبی نمی‌‌توانند از اجرای سیاست‌‌های کاهش یارانه انرژی حمایت کنند.

 

عوامل اقتصادی

 

مباحث زیادی از اقتصاد سنتی در زمینه یارانه و مالیات انرژی وجود دارد و علل آن را مورد بررسی قرار داده است. یکی از عوامل مهم و مورد بحث در موضوع پرداخت یارانه به انرژی یا مالیات بستن به آن این است که آیا کشور مورد‌‌نظر صادر‌‌کننده انرژی است یا واردکننده آن. کشورهایی که صادرکننده سوخت فسیلی هستند؛ عمدتا، انگیزه و دلایل کمتری برای حذف و اصلاح یارانه سوخت فسیلی دارند؛ زیرا از نظر مالی و امنیت انرژی توانایی پرداخت این قبیل یارانه‌‌ها را دارند (هایر[13]، 2017).

 

مسئله قابل‌‌ توجه دیگر به بحث وجود رابطه نظری و تجربی بین درآمد ملی سرانه و یارانه‌‌‌‌های انرژی مرتبط می‌‌شود. در نگاه اول، به ‌‌نظر می‌رسد کشورهای ثروتمند و توسعه‌‌یافته منابع بیشتری را برای ارائه سوخت فسیلی ارزان به مردم و افزایش یارانه انرژی دارند. در صورتی که این موضوع با واقعیت کاملا متفاوت است و یارانه سوخت در این کشورها در مقایسه با کشورهای نفتی به‌‌مراتب پایین‌‌تر است. در واقع، مراحل توسعه‌‌یافتگی می‌‌تواند به عنوان یکی از عوامل تاثیر‌‌گذار بر یارانه پرداختی به سوخت فسیلی مطرح باشد (چئون[14]، 2013).

 

در ادبیات اقتصادی، مطالعات زیادی نشان داده­اند که نفت خام و تغییرات قیمت آن تاثیر زیادی بر قیمت فرآورده‌‌های نفتی دارد. نوسانات قیمت نفت سبب می‌‌شود کشورهای صادرکننده نفت با مشکلات بودجه‌‌ای مواجه شوند. در هنگام کاهش شدید قیمت جهانی نفت این کشورها برای کاهش هزینه‌‌ها و وابستگی به درآمدهای نفتی از ابزار افزایش قیمت فرآورده‌‌های نفتی و واقعی کردن قیمت آنها استفاده می‌‌کنند (بنز، چئون، یورپلین وجونسئوک[15]، 2015). درنتیجه، میزان یارانه پرداخت شده به این فرآورده‌ها و از جمله بنزین تحت تاثیر قرار می‌گیرد. بنابراین، ارتباط تنگاتنگی بین بازار نفت خام و بازار فرآورده‌‌های نفتی وجود دارد و اطلاعات قیمتی بین این دو بازار به سرعت جابه‌‌جا می‌‌شود.

 

در ادامه برخی مطالعات مهم مرور می­شود. تحلیل برخی منابع داخلی نشان می­دهد که مطالعه­ای که به طور خاص به تجزیه و تحلیل عوامل تعیین­کننده یارانه سوخت فسیلی بپردازد وجود نداشته است. بررسی مطالعات خارجی نشان می­دهد که مقالاتی با روش­شناسی متفاوت در زمان و نوع عوامل مورد بررسی در تحلیل یارانه سوخت­های فسیلی وجود داشته است.

 

چئون، آرپلانین و لکنر[16] (2013) در مطالعه­ای به بررسی یارانه سوخت بنزین پرداختند. سوال اساسی مطالعه این بود که چرا دولت­ها به مصرف بنزین یارانه می­دهند؟ نتایج نشان داد تولیدکنندگان بزرگ نفتی به بنزین به دلیل پایین نگه داشتن مصنوعی قیمت آن مبالغ زیادی یارانه اعطا می­کنند. همچنین کشورهایی که ظرفیت نهادی و اداری[17] ضعیفی دارند، نسبت به کشورهای با ظرفیت اداری قوی، یارانه بیشتری به بنزین اختصاص می­دهند.

 

ویکتور[18] (2009) در مطالعه خود بر موضوع عدم درک اقتصاد سیاسی اصلاح یارانه­ها تاکید داشته است و آن را عامل مهمی در شکست اصلاح یارانه­ها دانسته است. عدم تمایل سیاست‌مداران برای تمایز قائل شدن بین اهداف سیاسی و اهداف مشروع برای پرداخت یارانه در این مطالعه مورد تاکید قرار گرفته است.

 

لنگ[19] (2010) در مطالعه خود به موضوع پرداخت یارانه­های انرژی علی­رغم رسیدن به اهداف تعیین شده خود می­پردازد. نتایج نشان داد نهادهای سیاسی این کار را به منظور به دست آوردن آراء بیشتر و یا تضمین کمک­های مالی برای فعالیت در کمپین­های سیاسی انجام می­دهند. این مطالعه همچنین بیان می­­کند که گروه­های ذینفع از سوخت­های فسیلی، به خوبی سازمان­دهی شده­اند و در مقابل حذف یارانه مقاومت می­کنند.

 

بیرز و استرند (2013) در مطالعه خود عوامل اقتصادیو سیاسی تعیین­کننده قیمت بنزین و دیزل[20] را برای حدود 200 کشور طی سال­های 2010-1991 بررسی کرده‌اند. یافته­های آنها در بعد عوامل اقتصادی نشان می­دهد یکی از عوامل مهم تاثیر­گذار بر قیمت­های سوخت­هایی مثل بنزین و دیزل تغییرات قیمت نفت است. در بخش عوامل سیاسی و نهادی اثر­گذار بر قیمت سوخت در مطالعه بیرز و استرند، شاخص فساد[21] است. طبق مطالعه بیرز و استرند جامعه­ای که شاخص فساد بالاتری را تجربه می­کند، قیمت­های سوخت کاهش و یارانه سوخت، افزایش می­یابد. در واقع، در این کشورها، گروه­های کلیدی و حاکم بر جامعه تمایل بالایی برای ایفای نقش در حکومت دارند و از آنجا که بنزین به ­عنوان مهم‌ترین سوخت در حمل و نقل خصوصی مطرح است، باید انتظار یارانه بیشتری برای آن داشت.

 

پژوهش بفیز، کوز، اوهنزورگ و استوکر[22] (2015) در پژوهش خود به بررسی عوامل نهادی و سیاسی اثرگذار بر یارانه سوخت پرداخته‌اند. نتایج نشان داد یارانه‌‌های بالای انرژی و سهم پایین هزینه‌‌ها و مخارج اجتماعی می‌‌تواند به ‌‌عنوان یک نتیجه تعادلی ناشی از بازی سیاسی بین نخبگان جامعه و گروه متوسط جامعه ارائه شود؛ در این حالت، ارائه کالاهای عمومی نشان‌دهنده‌‌ نهادهای ضعیف داخلی در جامعه است.

 

هایر[23](2017) در مطالعه خود عواملی مانند مخالفت از جانب گروه­های منتفع از یارانه، وجود نهاد­های ضعیف در جامعه، نگرانی ناشی از تاثیرات کوتاه­مدت و بلند­مدت اقتصادی اصلاح یارانه­ها و آسیب­پذیری افشار کم درآمد را در پرداخت یارانه به سوخت مهم تلقی کرده است.

 

از دیگر عوامل مهم تاثیر­گذار بر مقدار یارانه سوخت که در مطالعات مربوطه اشاره شده است، سهم هزینه­های بهداشت عمومی[24] درGDP  است. با افزایش این هزینه­ها کشورها تمایل کمتری به پرداخت یارانه سوخت دارند. این موضوع نشان می­دهد که یارانه سوخت و هزینه‌های بهداشتی برای اکثر دولت­ها به­ عنوان دو سیاست جانشین و نه دو سیاست مکمل مطرح است.

 

مقاله حاضر نسبت به مطالعات پیشین دارای تفاوت­هایی هم در زمینه نوع و ترکیب متغیرهای به کار رفته، نمونه‌های کـشورهای مورد بررسی و شیوهآزمون است. یکی از مهم‌ترین تفاوت­ها در این پژوهش آن است که برخلاف مطالعات یاد شده که از متغیر قیمت خرده‌فروشی بنزین به‌ عنوان متغیر وابسته مدل استفاده کرده­اند، در این مطالعه، یارانه انرژی به عنوان متغیر وابسته مدل مورد تحلیل قرار گرفته است. در بحث شیوه آزمون نیز نشان داده شده است که روش اقتـصادسنجی اکثـر تحقیقـات، شیوه رگرسیون حداقل مربعات دو مرحله­ای   2SLSبه ­صورت برش مقطعـی[25] است.

 

استفاده از این روش، دارای محدودیت­هایی است؛ زیرا لازمه کاربرد این روش،تعیین متغیر ابزاری[26] مناسب برای حل مشکل درون‌زا بودن بین شـاخص‌هـای نهـادی و پرداخت یارانه است و این احتمال وجود دارد که در انتخاب متغیر ابزاری مناسب با اشکال مواجه شویم. در نتیجه، به نظر می­رسد که در مطالعات قبلی مدل و متدولوژی مناسب پژوهش به‌ ‌خوبی بسط داده نشده است و از آنجا که میزان یارانه سوخت در دوره قبل عامل خیلی مهمی در تعیین سیاست‌های حمایتی است (کشورها علاقه‌ای به تغییرات ناگهانی در سیاستهای حوزه انرژی ندارند) بهتر است از مدل پنل پویا[27] استفاده شود تا بعد زمان‌بر بودن اجرای چنین سیاستی را نشان دهد.

 

 

 

3. تصریح مدل

 

3-1. روش برآورد

 

یکی از روش­های اقتصادسنجی مناسب برای حـل یـا کاهش چالش­های تخمین مدل پنل پویا و مشکل در انتخاب متغیرهای ابزاری مناسب،تخمین مدل با استفاده از روش گشتاورهای تعمـیم­یافتـه[28](GMM) داده­هـای تـابلویی پویاست.این رویکرد در مدل­های پنل مستلزم استفاده از تاثیرات پویاست. یعنی متغیرهای وابسته با وقفه را به متغیرهای توضیحی مدل اضافه می­کند. مدل­های پویا این امکان را ایجاد می­کنند که عملکرد حال حاضر اقتصاد از عملکرد گذشته اقتصاد تاثیر پذیرد. به کار بردن روش ترکیبی مزیت­هایی از جمله لحاظ نمودن نا‌همسانی­های فردی، اطلاعات بیشتر، حذف تورش­های موجود در رگرسیون­های مقطعی ایجاد می­کند که در نتیجه آن تخمین­های دقیق­تر با کارایی بالاتر و هم­خطی کمتر در (GMM) به دست خواهد آمد (ندیری و محمدی، 1390).

 

کاسلی، اسکوئیول و لفورت[29](1996) بـرای اولـین بـار از شـیوه بـرآورد (GMM)داده‌هـای تابلویی پویا در برآورد مدل­های رشد اقتصادی استفاده کردند. بر اساس دیـدگاه سـچز[30] (2003) تعیین درآمد سرانه باید با مـدل­هـای پویـا انجـام پـذیرد. در مقالـه­ای بونـد، هوفلر و تمپل[31](2001)به طور تفصیلی استفاده از این روش را در برآورد مدل­هـای رشـد بررسی کرده­اند. روش GMM پنل دیتای پویا هنگـامی بـه کـار مـی­رود کـه تعـداد متغیرهای برش مقطعی (N) بیشتر از تعداد زمـان و سال­ها (T) باشـد (بونـد، 2002؛ بالتاجی[32]، 2008).

 

به طور کلی روش (GMM) پویـا نـسبت بـه روش­هـای دیگـر دارای مزایایی به شکل مقابل است (ندیری و محمدی، 1390):1. حل مشکل درون­زا بودن بعضی از متغیر­ها؛ 2.کاهش یا رفع هم خطی در مدل؛ 3.حذف متغیرهای ثابت در طی زمـان؛ 4.افزایش بعد زمانی متغیرها.

 

3-2. معرفی مدل

 

برای برآورد تاثیر متغیر­های در نظر گرفته شده بر یارانه پرداختی به بنزین و درجه اهمیت هریک از آنها از مدل زیر استفاده می­شود:

 

(1)

Log=+