اثر تکانه‌های سیاست مالی بر تراز بودجه سیکلی و ساختاری در کشورهای عضو اوپک

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 اقتصاد، دانشکده علوم اجتماعی و اقتصادی دانشگاه الزهرا، تهران، تیران

2 دانشگاه الزهرا

چکیده

چکیده    
هدف این مقاله بررسی اثر تکانه‌های سیاست مالی بر تراز بودجه واقعی، سیکلی و ساختاری در کشورهای عضو اوپک طی دوره 2015-1980 می‌باشد. بدین منظور با تفکیک تراز بودجه به دو متغیر سیکلی و ساختاری و با استفاده از رویکرد خود بازگشت برداری ساختاری تابلویی که در پدرونی (2013) مطرح شده و نیز تفکیک تکانه‌های ساختاری به دو تکانه خاص کشوری و مشترک میان کشورهای عضو اوپک، اثر سیاست مالی بررسی شد. با توجه به نتایج، اثر سیاست مالی مخارج بر تراز بودجه واقعی و ساختاری مثبت و مالیات منفی (مطابق نظریه) بوده است. بر اساس نتایج، لزوم توجه به تثبیت‌کننده خودکار و نیز به کارگیری سیاست پولی برای مقابله با مشکلات اقتصادی، به جای اتخاذ سیاست مالی صلاحدیدی توصیه می­گردد.

کلیدواژه‌ها


 

1.‌ مقدمه

 

پس از بحران اقتصادی سال 2008، تمرکز بیش­تری بر سیاست مالی به علت نقش آن در بهبود اقتصاد صورت گرفته است. با در نظر گرفتن دامنه محدود سیاست پولی به منظور فراهم آوردن محرک‌های بیش­تر، سیاست مالی ابزار مهمی برای برقراری ثبات چرخه تجاری بوده است (گندور و ازپنز[1]،2014؛ بویکوک[2]،2015). درکشورهایصادرکنندهنفت،سیاستمالینقش بسیارمهمیدرانتقالتکانه‌هاینفتیدراقتصادایفامی‌کند. سیاستمالیدراینکشورها دارایسهویژگی منحصربه فردوابسته به نفت بودن تأمین مالی دولت، محدود بودن منابع نفتی و بنابراین، تخصیص بهینه آن جهت افزایش رشد اقتصادی در بلندمدت و نیز عمر طولانی تکانه‌های نفتی نظریه و غیرمنتظره و غیرقابل پیش‌بینی بودن تغییر رژیم آن می‌باشد (الانشسی[3]، 2011).

 

در مباحث نظری، سیاست مالی را به 3 دسته تقسیم‌بندی می‌کنند: 1. تثبیت‌کنندگی خودکار ناشی از سیکل‌های تجاری؛ 2. سیاست مالی صلاحدیدی[4]که به اقتصاد کشور واکنش نشان می‌دهد و 3. سیاست مالی صلاحدیدی‌ای است که به دلایلی غیر از شرایط فعلی اقتصاد کلان اجرا می‌شود (فتا ومیهو[5]، 2003).

 

در کشورهای در حال توسعه صادرکننده نفت، تثبیت‌کنندگی خودکار[6] ناشی از سیکل تجاری چندان موثر نخواهد بود؛ لذا این کشورها ناگزیر به استفاده از سیاست مالی صلاحدیدی می‌باشند (جانسن[7]، 2004؛ الزتسکی، مندوزا و وق[8] ،2011؛ جیها، مالیک، پارک و کیوزینک[9]،2014).

 

اتخاذ چنین سیاست­­هایی در کشورهای صادرکننده نفت منجر به کسری بودجه مداوم و اغلب ساختاری خواهد شد. تراز ساختاری اثرات موقتی و سیکلی را از فضای بودجه جداسازی می­نماید و آن دسته از تغییراتی تراز بودجه که عمدتا توسط سیاست‌گذاران لحاظ می­شود، اندازه‌گیری می‌کند (بویکوک،2015). از این‌رو، به نظر می‌رسد تجزیه و تحلیل تراز بودجه به دو جزء سیکلی و ساختاری از اهمیت ویژه‌ای در کشورهای صادرکننده نفت برخوردار باشد.

 

در این مقاله به بررسی اثر تکانه­های سیاست­های مالی شامل تغییرات درآمد مالیاتی و مخارج دولت و دیگر تکانه­های اقتصاد مانند تورم، رشد اقتصادی و قیمت نفت بر تراز بودجه واقعی، ساختاری و سیکلی کشورهای عضو اوپک پرداخته شده است. تاکنون مطالعات تجربی در زمینه تفکیک بودجه در کشورهای عضو اوپک و خصوصا ایران صورت نپذیرفته است. استفاده از رویکرد خود بازگشت برداری ساختاری تابلویی (PSAVR)[10]برای نخستین‌بار در ایران در این مقاله مورد استفاده قرار گرفته است که می‌تواند زمینه‌ساز مطالعات بعدی شود. در رویکرد یاد شده با تجزیه تکانه‌های ساختاری به دو تکانه خاص[11] داخلی و مشترک[12] جهانی با استفاده از برآورد ماتریس ضریب تعدیل[13] و بنابراین، تجزیه توابع واکنش آنی، شرایط را برای مقایسه‌پذیری آن­ها فراهم می‌آورد.

 

این مقاله به دنبال پاسخ‌گویی به این پرسش‌های اساسی است کهمیزان اثرگذاری تکانه­های سیاست‌های مالی بر تراز بودجه واقعی، سیکلی و ساختاری در کشورهای عضو اوپک چگونه است؟ سهم اثرگذاری تکانه­های خاص و مشترک بر تراز بودجه واقعی، سیکلی و ساختاری کشورهای عضو اوپک چگونه می‌باشد؟

 

برای پاسخ‌گویی به پرسش‌های اصلی، اثر تکانه سیاست مالی بر تراز بودجه سیکلی و ساختاری با استفاده از رویکرد خود توضیح برداری ساختاری پنل، طی دوره 1980 - 2015 بررسی می‌شود. برای دست‌یابی به این هدف، مقاله بدین شکل سازمان‌دهی می‌شود: در ادامه، پس از مقدمه، ادبیات نظری و نیز ادبیات تجربی پژوهش مرور می­شود. در بخش سوم، متغیرها معرفی و الگو تصریح می‌شود. در بخش چهارم، برآورد و تحلیل نتایج ارائه می‌شود و بخش پنجم به نتیجه‌گیری و پیشنهادها اختصاص یافته است.‌

 

2.‌ مروری بر ادبیات

 

به منظور تفکیک بودجه  به  دو بخش سیکلی و ساختاری  از یک الگوی ساده، با فرض رقابت ناقص در بخش تولید (سازگار با منکیو[14]،1990)؛ به علت خصوصیات کینزی سیاست مالی، استفاده خواهد شد. در این مقاله با بسط نظریه چالک[15](2002) و گلی و پروتی[16](2003)، عوامل موثر بر کسری بودجه سیکلی و ساختاری تبیین می­شود.

 

فرض می­شود که دولت محدود به قید بودجه جاری است. نرخ تغییر موجودی بدهی حقیقی[17] برابر با تفاوت میان خرید­ها و درآمد­های دولت به علاوه نرخ حقیقی بدهی دولت است.

 

                                                                                        (1)

 

  بدهی دولت، نرخ بهره حقیقی در زمان t،و به ترتیب مخارج و درآمد­های دولت بدون بهره است. فرض بر این است که دولت به اندازه اوراق قرضه منتشر می­کند. بنابراین، بدهی دولت به خانوار تفاوت میان می­باشد. مالیات کل به­ صورت زیر بیان می­شود:

 

                                                                                                     (2)

 

الگویی که در این مقاله مورد استفاده قرار می‌گیرد، سازگار با الگوی متوسلی، شاهمرادی و کمیجانی (1389)؛ صیادی، دانش جعفری، بهرامی و رافعی (1394) و بهرامی، آقایان و جهانگرد (1397) می­باشد. فرض الگوی پژوهش این است­که دولت، کارگزاری واحد در اقتصاد است که با توجه به درجه پایین استقلال بانک مرکزی در بسیاری از کشورهای صاحب منابع طبیعی، دور از ذهن نیست. بنابراین، درآمد دولت علاوه بر درآمد حاصل از فروش و صادرات نفت و اخذ مالیات، از محل خلق پول نیز تأمین مالی می­شود.همچنین، با توجه به اهمیت نفت در اقتصاد کشورهای صادرکننده نفت، فرض می­شود کشور به جزء صادرات نفت، رابطه مبادله دیگری با خارج ندارد.

 

                                                               (3)

 

 در رابطه فوق، سهمی است که صرف صندوق توسعه ملی و یا شرکت نفت می­شود. از این­رو، سهم دولت از درآمد­های نفتی ، پس از کسر سهم­های یاد شده از کل درآمد­های نفتی به دست می­آید.کل درآمد­های مالیاتی دولت و  خلق پول[18]، آن مقدار از تأمین مالی دولت است که از بانک مرکزی تأمین مالی می­شود. با فرض این که سایر اجزاء پایه پولی ثابت باقی بماند، علت تغییر در  کسری بودجه دولت خواهد بود. هزینه­های دولت به شکل اعتبارات هزینه­ای و اعتبارات عمرانی است.

 

                                                                                                            (4)

 

رفتار دولت به گونه­ای ­است که با کاهش درآمد­های نفتی از حجم اعتبارات عمرانی کم می­کند. با فرض این ­که سهم  از تکانه درآمد نفتی () بر اعتبارات عمرانی ­اثرگذار باشد، رابطه سرمایه­گذاری دولت که به ­صورت AR(1)در نظر­گرفته شده است؛ به صورت زیر خواهد بود:

 

                                                          (5)

 

درآمد­های نفتی حاصل از صادرات نفت به­صورت یک فرایند برون­زای AR(1) تعریف شده ­است.

 

                        (6)

 

 سطح با ثبات جریان درآمد­های نفتی است.بنابراین، با جایگذاری معادلات تعریف شده در قید بودجه دولت:

 

                                  (7)

 

 

 

بنابراین، با در­نظر­گرفتن معادله فوق، تکانه درآمد نفتی هم از طریق درآمد و هم از طریق مخارج بر تراز بودجه دولت اثرگذار­ خواهد بود. سرمایه­گذاری کل در اقتصاد برابر مجموع سرمایه­گذاری بخش دولتی و سرمایه­گذاری بخش خصوصی است.

 

                                                                                                              (8)

 

معادله درآمد کل با فرض تعادل در تراز بازرگانیNX=0 به­ صورت زیر می­باشد:

 

                                                                                                      (9)

 

با جای‌گزین کردن معادلات مصرف کل، مخارج و سرمایه­گذاری درون معادله درآمد کلو پس از ساده­سازی:

 

(10)

 

 

در معادله بالا فرض رقابت ناقص که از خصوصیت کینزین می­باشد، مشهود است و سیاست مالی با ضریب فزاینده بر تقاضای کل اثر می­گذارد. همچنین، اثر تکانه نفتی نیز بر تقاضا مشهود است.بر اساس گلی و پروتی(2003) فرض می­شود که تراز بودجه­ای که در هر سال معین ارائه می­شود از مجموع ترکیبات سیکلی و ساختاری به دست­ آمده ­است.

 

تراز سیکلی یا غیرصلاحدیدی[19] نشان­دهنده تغییرات صورت پذیرفته در تراز بودجه، که به علت عوامل خارج از کنترل مستقیم قدرت­های سیاسی؛ مانند نوسانات چرخه تجاری در بیکاری و پایه­های مالیاتی، به وجود آمده ­است.  

 

تراز ساختاری، تعدیل شده سیکلی یا صلاحدیدی[20] تغییرات تراز بودجه را که عمدتا توسط سیاست‌گذاران لحاظ می­شود، اندازه­گیری می­کند. به عبارت­ دیگر، اثر چرخه­های تجاری را از تراز مالی حذف و معنای ساختاری برای تراز بودجه فراهم می­آورد؛ بنابراین، اثرات موقتی در فضای بودجه را جداسازی می­نماید. حال، برای این منظور فرض می­شود که مخارج دولت و مالیات­ها به ­صورت زیر ارائه گردند:

 

(11)

                                                                                       

  

 

مخارج اولیه و درآمد مالیاتی از یک جزء ساختاری (سطحی که در ان اگر اقتصاد در اشتغال کامل  باشد، تولید صورت می­گیرد) و یک جزء سیکلی(منعکس‌کننده وضعیت فعلی اقتصاد نسبت به اشتغال کامل) تشکیل شده است. در معادلات بالا جزء ساختاری مخارج و مالیات با  و  نشان داده شده است. همچنین، جزء سیکلی تابعی از تفاوت میان تولید از تولید بالقوه (شکاف تولید) خواهد ­بود.بنابراین، تمامی متغیرهای موثر در تولید (معادله 10) بر جزء سیکلی مخارج و مالیات­ها اثر­گذار خواهد بود. به عبارت دیگر، هر­گونه انحراف  از  ناشی از انواع تکانه­های وارده به اقتصاد، موجب حرکت توازن بودجه به سمت کسری یا مازاد خواهد بود. با به کارگیری تغییرات در معادله (11) جزء ساختاری تغییرات وضعیت مالی(SFB) به صورت زیر است:

 

                                            (12)

 

همان طور که در معادله (12) مشاهده می­شود، تغییرات تراز بودجه ساختاری تابعی از تغییرات تولید، مخارج و مالیات­ها، پس از حذف جزء سیکلی است. همچنین، با به کارگیری تغییرات در معادله (11) جزء سیکلی تراز بودجه به ­صورت زیر به دست می­آید.

 

                                                                                              (13)

 

بنابراین، تمامی عوامل موثر بر درآمد کل که در معادله (10) معرفی شده، بر تراز بودجه سیکلی موثر هستند؛ اما میزان اثرگذاری آن بستگی به ضریب  γ-τ در اقتصاد دارد که نشان از میزان اثرپذیری مخارج و مالیات­ها از انحرافات تولید است.

 

با توجه به نحوه محاسبه تراز بودجه ساختاری که از اختلاف میان تراز بودجه سیکلی از تراز بودجه واقعی به دست می­آید؛ به طور کلی، برایند حرکتی  تراز بودجه سیکلی و ساختاری به­گونه­ای است که تراز بودجه واقعی به تعادل برسد. زمانی که تراز بودجه ساختاری بسیار منفی یا کسری بزرگ­تر شود و از نقطه تعادل فاصله گیرد، تراز بودجه سیکلی به ­­صورت مازاد عمل می­کند تا تراز بودجه واقعی کارا و به نقطه تعادل برسد. 

 

کوزی[21](2017) در مطالعه خویش، با به کارگیری روش اتحادیه اروپا و محاسبه شکاف تولید، بودجه ساختاری را طی دوره 1984-2014 برای کشورهای عضو اتحادیه اروپا محاسبه کرده است. نتایج پژوهش  نشان داد روش یاد شده، رفتار سیاست مالی اتحادیه اروپا را مطابق سیکل ارزیابی کرده است. بنابراین، روش اتحادیه اروپا برای محاسبه بودجه ساختاری مناسب نبوده و بایستی روش دیگری مدنظر قرار گیرد.

 

بویکوک (2015)رفتار سیکلی سیاست مالی را در کشور رومانی طی دوره 2000- 2013، با محاسبه کسری بودجه ساختاری و سپس محاسبه واکنش مالی مورد بررسی قرار داده است. نتایج نشان داد سیاست مالی در تمام سال­ها غیر از 2013، رفتار مطابق سیکل تجاری داشته است. به عبارت دیگر، در دوره رشد اقتصادی (2006-2008)، سیاست مالی موافق سیکلی بوده است و نیز سیکلی بودن طی دوره بهبود (2009-2012)، به دلیل کاهش کسری بودجه و کاهش محدودیت­های مالی ادامه داشته است.

 

دایبشک و ملکی (2014)[22]در مقاله­ای به بررسی اثرات تکانه سیاست­های مالی، پولی و اقتصاد کلان بر وضعیت کسری بودجه (وضعیت مالی اعضای جدید و اعضای قبلی اتحادیه اروپا) با استفاده از رویکرد PSVAR طی دوره 1993 -2010 پرداخته­اند. آنان دریافته­اند کسری بودجه اعضای قدیمی نسبت به تغییرات صلاحدیدی در مخارج و درآمد­های دولت نوسانی­تر عمل کرده است. در مقابل، وضعیت مالی اعضای جدید نشان می­دهد افزایش نوسانات GDP، به دلیل این که افزایش در درآمد­ها بعد از یک تکانه مثبت GDP اتفاق می­افتد، اغلب موجب افزایش بیش­تر مخارج در اعضای قدیمی اتحادیه اروپا می­شود.

 

مک دونالد، یان، فورد و استفان[23](2010) در مقاله­ای به محاسبه تراز بودجه ساختاری دولت استرالیا طی دوره 2004-2008، با استفاده از روش­های IMF و OECD و مقایسه بین این دو روش، پرداخته­اند. همچنین، با درنظر گرفتن اثر مالی تغییرات سیکلی در متغیرهای رابطه مبادله، مالیات و سود سرمایه، تصویر متفاوتی از قدرت مالی دولت طی دهه گذشته نشان داده‌اند. برآورد­ها نشان داده است رابطه مبادله به طور سیکلی، درآمد را طی سال­های 2004 و 2005 در استرالیا افزایش داده است و نیز وضعیت تراز بودجه ساختاری رو به وخامت رفته است. همچنین آنان پس از پیش‌بینی مقادیر تراز بودجه ساختاری تا سال 2019، به این نتیجه دست یافتند که با از بین رفتن اثرات محرک­های مالی، همچنان کسری ساختاری وجود خواهد داشت.

 

مولایی و عبدیان (1396) در پژوهش خویش،اثر متغیرهای درآمدهای مالیاتی، نرخ تورم، نرخ رشد ­اقتصادی، مخارج عمومی دولت و درآمدهای نفتی را بر کسری بودجه دولت مورد بررسی قرار داده­اند.جهت آزمون نحوه اثرگذاری این متغیرها بر کسری بودجه، از روش ARDL در بازه زمانی 1394-1360 استفاده کرده­اند. نتایج این مطالعه حاکی از تأثیر منفی درآمدهای نفتی، درآمدهای مالیاتی، رشد اقتصادی بر کسری بودجه و تأثیر مثبت نرخ تورم و مخارج عمومی دولت بر کسری بودجه دولت است.

 

حری و حاجی­زاده (1395)تأثیر کاهش درآمدهای نفتی را بر بودجه دولت، در کشورهای صادرکننده نفت اوپک و غیراوپک، در قالب یک الگو تعادل عمومی مورد برسی قرار­داده­اند. به ­منظور بررسی تأثیر این تغییرات، سه سناریو کاهش 5، 10 و 15 درصدی درآمد نفتی در نظرگرفته شده است. نتایج نشان­دهنده وابستگی شدید کشورهای عضو اوپک به درآمد نفتی است. در صورتی که این وابستگی در کشورهای غیراوپک بسیار کمتر است.

 

کمیجانی و ورهرامی (1391) در پژوهش خویش به بررسی و تعیین نحوه اثرگذاری متغیرهای یارانه، تورم،درآمدهایمالیاتی،درآمدهاینفتی،مخارجدولتی،رشداقتصادی،جنگ­ها،انتخابات،بیکاری و جمعیتبرکسریبودجهدولت پرداخته­اند. جهت آزمون اثرگذاری این متغیرها، از اطلاعات دوره 1358-1387 و جهت آزمون این متغیرها بر کسری بودجه، از روش حداقل مربعات معمولی استفاده شده است.نتایجاینمطالعهحاکیازاثرمنفیدرآمدهاینفتی،درآمدهایمالیاتی،رشداقتصادیبرکسریبودجهوتأثیرمثبتیارانه­هاوهزینه­هایعمومیدولتبرکسریبودجهدولتبوده است.

 

اسکویی، اسدزاده و زمانیان(1388) درمطالعه خویش، بااستفادهازرویکردخودبازگشتبرداریساختاری (SVAR) طی دوره 1342-1386، بهبررسینقشمالیات­هادرتوضیحنوساناتکسریبودجه پرداخته­اند.نتایجحاصلاز پژوهش آناننشانمی­دهدتکانه­هایحاصلازتولیدوسیاست­هایمالیاتیدرکوتاهمدت،بیش­ترینسهمرادرتوضیحنوساناتدرآمدهایمالیاتیدارند.تکانهمخارجدولتیدرصدبسیارناچیزیازنوساناتدرآمدهایمالیاتیرابهویژهدرکوتاهمدتتوضیحمی­دهد.

 

 

 

3.‌ روش تحقیق

 

در این قسمت به معرفی روش برآورد PSVAR و نیز معرفی متغیرها و ماتریس اثرگذاری آن‌ها پرداخته می­شود.

 

3-1. روش برآورد

 

یکی از الگو­های مطرح اخیر اقتصادسنجی الگوی خود بازگشت برداری ساختاری (SVAR) بوده است. درالگوهای خودبازگشت برداری ساختاری (SVAR)­ به طور صریح حاوی یک منطق اقتصادی یا استفاده از نظریه‌های اقتصادی برای اعمال قیود و محدودیت­هاست.رویکرد SVAR کاربرد زیادی دارد؛ اما مشکل فقدان داده­های سری زمانی با طول مناسب، مانع از استفاده از آن می­شود. این مشکل تا اندازه­ای با استفاده از روش نوین PSVAR مرتفع می­شود. نوآوری مطرح شده در رویکرد  PSVAR پیشنهاد شده در پدرونی (2013) از آن جهت است که در رویکرد یاد شده، با تجزیه تکانه­های مرکب به دو جزء تکانه­های ساختاری مشترک و تکانه­های ساختاری خاص،امکان تحلیل متفاوتی از تکانه­ها فراهم خواهد ­آمد. همچنین با در نظر گرفتن ناهمگنی در تمامی مقاطع، نتایج واقعی­تری در بین کشورها ارائه خواهد شد. سیستم معادلات دررویکرد PSVAR به صورت زیر معرفی می­شود:

 

(14)

           

 

بر اساس معادله (13)، فرایند تولید داده(DGP)[24] تابلویی، متشکل از عناصر مقطعی در دوره زمانی،که هر یک از آن­ها شامل یک بردار متغیرهای درون‌زای قابل مشاهده  برای ، است. در این مقاله برداری از متغیرهای درون­زا شامل ترازبودجه ­واقعی یا سیکلی­ یا ساختاری )، مخارج حقیقی دولت ()، رشد درآمدهای مالیاتی (GDP  سرانه ()، نرخ تورم () و قیمت نفت () می­باشد. پارامترهای الگو در ماتریس  ارائه می­گردند وAماتریس خودهمبستگی همزمان میان متغیرهای الگو است که فروض شناسایی در ماتریس یاد شده بیان می­شود.

 

همچنین در الگوی PSVAR، ، بردار  تکانه­های مرکبساختاری نوفه سفید الگو است که،  ،  می­باشد. فرض می‌شود که تکانه‌های مرکب به طور مستقل در طول زمان توزیع شده­اند؛ اما ممکن است همبستگی­های مقطعی داشته باشند. به منظور نشان دادن همبستگی یاد شده، یک عامل مشترک برای آن در نظر گرفته­ می­شود که بر این اساس، تکانه­های مرکب ساختاری به دو تکانه ساختاری نوفه سفید خاصو تکانه ساختاری نوفه سفید مشترکتجزیه می­شود.

 

بر این اساس،فرض می­شود،  است و در آن و به­ترتیب بردارهای از تکانه­های ساختاری مشترک و ویژه باشند. همچنین، فرض می­شود که  یک ماتریس قطریباشد؛ به طوری که در عناصر قطری، ضرایب تعدیل[25] ،   قرار دارند. بنابراین:

 

 (15)                                                                                   

 

3-2. معرفی متغیرها و ساختار الگو

 

این مقاله به بررسی اثرات تکانه مالی بر تراز بودجه واقعی، ساختاری و سیکلی با به کارگیری رهیافت نوین خود بازگشت برداری ساختاری تابلویی (PSVARمیان کشورهای عضو اوپک طی دوره 2015-1980، می­پردازد. برای این منظور از میان 15 کشور عضو اوپک، با توجه به دسترسی داده­ها و همگن بودن کشورها (بر اساس عضویت در سازمان کشورهای صادرکننده نفت، کسری­های بودجه مداوم در این کشورها و نرخ رشد اقتصادی تا حدودی مشابه، طی دوره مورد بررسی)، 9 کشور الجزائر، اکوادور، ایران، کویت، نیجریه، قطر، عربستان سعودی، امارات و ونزوئلا انتخاب گردیده­اند.

 

متغیرهای این پژوهش شامل مخارج دولت (درصدی از GDP) و رشد درآمدهای مالیاتی به عنوان ابزارهای سیاست مالی می­باشند که اثر تکانه آن­ها بر تراز بودجه حقیقی (درصدی از GDPتراز بودجه ساختاری حقیقی(درصدی از GDP)، تراز بودجه سیکلی حقیقی(درصدی از GDP) مورد بررسی قرار می­گیرد.

 

بر طبق مطالعه موریسون[26] (1982) متغیر GDP سرانه حقیقیبه ­صورت جانشینی برای میزان توسعه‌یافتگی کشورها (به عنوان یکی از متغیرهای ساختاری موثر بر سطح بودجه) مورد استفاده قرار می­گیرد.علاوه بر آن، تورم و تغییرات لگاریتم قیمت نفت[27]، به عنوان متغیرهای کنترلی وارد الگو خواهند شد.

 

متغیرهای مخارج دولت، درآمد­های مالیاتی، درآمد­های دولت وGDP سرانه به دلار و با  استفاده از شاخص قیمت ثابت سال 2010 حقیقی شده­اند. تورم با استفاده از شاخص قیمتی مصرف‌کننده به قیمت ثابت سال 2010 محاسبه شده ­است. شاخص قیمت نفت نیز از تغییرات لگاریتم قیمت نفت به دلار و به قیمت ثابت سال 2010 محاسبه شده­ است. اطلاعات GDP، جمعیت، مخارج دولت، شاخص قیمت مصرف‌کننده و نرخ ارز از سایت بانک جهانی استخراج گردیده­اند. اطلاعات درآمد دولتی، درآمد مالیاتیو قیمت نفت از سایتTrading Economic، Global Economy وStatista استخراج گردیده است.

 

تفکیک تراز بودجه توسط معیارهای مختلف از جمله روش­های محاسبه شده توسط IMF، OECD و اتحادیه اروپا صورت می­پذیرد. همچنین، نویسندگان مختلفی به توسعه آن پرداخته‌اند. در اینتحلیل، از رویکرد به کار رفته توسط ریس، مناس و پنیزا[28](2007)، به دلیل قابل دسترس بودن داده کشورها استفاده شده است. تراز بودجه واقعی[29](FB) به صورت درصدی از GDP، از دو جزء سیکلی و ساختاری تشکیل شده­اند:

 

  (16)                                                                   

 

در ابتدا جزء سیکلی محاسبه می­شود. پس از آن، تراز تعدیل یافته سیکلی یا تراز بودجه ساختاری با کسر جزء سیکلی، از تفاوت تراز بودجه واقعی و سیکلی به دست خواهد­آمد. جزء سیکلی () تراز بودجه، معمولاً با اثرانحرافات GDP از تولید بالقوه یا روند شناخته می­شود. جزء سیکلی، با ضرب کشش درآمد و مخارج دولت نسبت به تولید  در شکاف تولید به دست می­آید.

 

              (17)

 

بنابراین، با توجه به معادله فوق، جزء سیکلی ، به ­صورتحاصل ضرب کشش درآمد و مخارج دولت نسبت به تولید (GDP) و شکاف تولید بیان می­شود.y، نشان‌دهنده تولید و بالانویس p، به معنای بالقوه می­باشد. کشش یاد شده می­تواند به ­صورت، اثر شکاف تولید بر مخارج و درآمد­های دولت تجزیه شود.

 

در معادله (17) و  کشش­های درآمد و مخارج بودجه دولت نسبت به تولید است. با توجه به توضیحات و معادلات یاد شده، کشش درآمد و مخارج هر یک از کشورها با استفاده از نرم افزار Eviews محاسبه و همچنین، از فیلترینگ هدریک- پریسکات برای محاسبه تولید بالقوه و سپس شکاف تولید در کشورهای عضو اوپک، با به کارگیری نرم‌افزار  Eviewsاستفاده­گردید. در نمودار (2)، تفکیک تراز بودجه برای ایران ارائه شده است.

 

در نمودار (1) بخش اعظم بودجه ایران، به طور میانگین بیش از 98 درصد بودجه، ساختاری ­است. ساختار بودجه از سال 1980(1359) تا سال 1993(1373) به صورتنوسانی بوده و به نظر می­رسد به علت هزینه­های جنگ و بعد آن باشد.

 

با توجه به نظریه مطرح شده، زمانی که تراز بودجه ساختاری بسیار منفی شود یا کسری بزرگ­تر گردد و از نقطه تعادل فاصله گیرد، تراز بودجه سیکلی به صورت مازاد عمل می­کند تا تراز بودجه ساختاری کارا و به نقطه تعادل برسد.

 

 

 

 

 

نمودار 1. روند تراز بودجه، تراز بودجه ساختاری و تراز بودجه سیکلی در ایران

 

منبع: یافته­های محقق

 

 

 

طی دوره 1993 - 2015، کسری بودجه ساختاری هم­راستا و تقریبا برابر کسری بودجه واقعی بوده و میزان بودجه سیکلی نیز در این سال­ها بسیار اندک و نزدیک به صفر است. همراستا بودن تراز بودجه ساختاری با تراز بودجه واقعی نشان‌دهنده قدرت سیاست صلاحدیدی در ایران می­باشد.

 

حال به مفهوم قیود موثر بر معادله PSVARپرداخته می­شود. تعداد قید، بر ماتریس متغیرها وارد می­شود که در این مقاله با توجه به تعداد متغیرها، تعداد قیود 15 می‌باشد.

 

  جملات اخلال ساختاری می­باشد که در آن ، تکانه بودجه[30] ، ، تکانه مخارج دولت، ،  تکانه درآمد­های دولت، ، تکانه تولید ناخالص داخلی،، تکانه تورم، ، تکانه قیمت نفت است. فرض پژوهش بر این اساس است که تراز بودجه (چه واقعی و یا چه سیکلی و ساختاری) بر متغیرهای الگو اثر نمی­گذارند. بنابراین، در ستون پایانی ماتریس زیر به غیر از عنصر ، بقیه عناصر صفر است.

 

همچنین، بر اساس فرض اقتصاد باز، تکانه­های داخلی تأثیر بلندمدت بر متغیرهای خارجی (قیمت نفت) ندارند. لذا در سطر اول به غیر از عنصر بقیه عناصر صفر هستند. حال بایستی قیودی درباره اثرات بلندمدت تکانه­های ساختاری، بر متغیرهای درون­زای داخلی اعمال شود.در رویکرد کینزی استدلال می­شود که سیاست­گذاران با استفاده از سیاست مالی می­توانند اثر تکانه­های وارد بر سیستم اقتصادی را تعدیل کنند. بنابراین، در مرحله بعد تکانه­های مربوط به سیاست مالی شامل مخارج دولت و مالیات­ها به عنوان ابزار مالی وارد می­شوند و بر رشد اقتصادی، تورم و کسری بودجه اثر می­گذارند.

 

به دلیل تفسیر مشابه هر سه الگو، در اینجا به ارائه یکی از 3 الگو بسنده می­شود. بنابراین، نحوه چیدمانقیدهای الگوی PSVAR به­ صورت زیر ارائه می­شود.

 

                              (18)

 

گفتنی است، به منظور بررسی اثر تکانه­ها یا به عبارتی توابع واکنش آنی و همچنین، تجزیه واریانس، از مقاله پدرونی(2013) با به کارگیری نرم افزار RATS استفاده شده است.

 

 

 

4.‌ برآورد و تحلیل

 

پیش از برآورد الگوها، بایستی مانایی تمام متغیرهای مورد مطالعه، مورد بررسی قرار­ گیرند. برای این منظور، از سه روش از مهم‌ترین آزمون­های مانایی لوین لین چو[31](LLC)، ایم، پسران و شین[32](IPS) و فیشر ADF برای بررسی مانایی جمعی متغیر­ها در داده­های پنل استفاده­ شده است. با توجه به نتیجه آزمون و بررسی مقادیر آماره­ها، فرضیه صفر، مبنی بر نامانایی متغیرها، در هر سه آزمون رد می­شود؛ به این معنا که تمامی متغیرهای الگو مانا هستند.

 

یکی از مهم‌ترین مسأله در الگو­های خود­­بازگشت برداری ساختاری، تعیین طول وقفه بهینه می­باشد. در این زمینه آزمون­های متعددی همچون، آزمون ضریب لاگرانژ(LR)، معیار آکائیک (AIC)، معیار شوارتز (SC) و معیار حنان-کوئین(HQ) وجود دارد. در هر سه الگو، بر اساس معیار شوارتز و حنان-کوئین، وقفه یک به عنوان وقفه بهینه انتخاب می­شود.

 

توابع واکنش آنی در واقع، رفتار پویای متغیرهای معادلات را در طول زمان، به هنگام بروز یک تکانه به اندازه یک انحراف معیار نشان می­دهد. نمودار (2) اثر تکانه­های مرکب مالی و دیگر تکانه­ها را بر تراز بودجه واقعی، تراز بودجه ساختاری و سیکلی نشان می­دهد. همان طور که ملاحظه می­شود، نحوه اثرگذاری تکانه­ها بر تراز بودجه واقعی و ساختاری تقریبا مشابه است که نشان­دهنده ساختاری بودن بودجه کشور و اثرگذاری عواملی خارج از سیکل اقتصادی بر بودجه واقعی کشورهای عضو اوپک می­باشد.

 

 

 

اثر تکانه­های مرکب موثر بر تراز بودجه واقعی

 

 

تکانه  مخارج دولت

 

تکانه تورم

 

تکانه مالیات

 

تکانه  قیمت نفت

 

تکانه GDPسرانه

.

اثر تکانه­های مرکب موثر بر تراز بودجه ساختاری

 

 

 

 

تکانه  مخارج دولت

 

تکانه تورم

 

تکانه تورم

 

تکانه GDPسرانه

 

تکانه  قیمت نفت

 

اثر تکانه­های مرکب موثر بر تراز بودجه سیکلی

 

 

 

 

تکانه  مخارج دولت

 

تکانه  قیمت نفت

 

تکانه مالیات

 

تکانه مالیات

 

تکانه GDP سرانه

 

 

 

نمودار 2. بررسی تکانه­های مرکب متغیرهای موثر بر تراز بودجه واقعی، ساختاری و سیکلی در کشورهای عضو اوپک

 

منبع: یافته­های محقق

 

همان طور که  در نمودار (2) مشاهده می­شود، تکانه مخارج دولت به اندازه یک انحراف معیار، موجب واکنش مثبت (9 درصد) در تراز بودجه واقعی و پس از آن با پیمودن رفتار نوسانی و سپس پس از 5 سال به تدریج، به سطح اولیه خود همگرا خواهد ­شد. بر اساس نظریه که پیش از این مطرح شده، افزایش هزینه­ها و مخارج دولتی موجب انحراف تولید از تولید بالقوه شده­است که بهلحاظنظریتأثیرمثبتبرکسریبودجه دارد.

 

تکانه مالیاتی به عنوان دیگر ابزار مالی دولت، کاهش 5 درصدی را در سال اول در تراز بودجه به همراه خواهد­ داشت و پس از 5 سال به تدریج اثر آن در تراز بودجه از بین خواهد رفت. رفتار تکانه رشد درآمد مالیاتی نیز مطابق نظریه بوده است. با افزایشدرآمدهایمالیاتیدولتکهمی­تواندناشیازبهبودپایهمالیاتیویانرخمالیاتیباشد،درآمدهایبودجهعمومی افزایشیافته است که طبق نظریه،بهنظرمی­رسدباکسریبودجهرابطهمنفیدارد.

 

همچنین، اثر تکانه تورم بر تراز بودجه واقعی، مثبت و مطابق نظریه می­باشد. تکانه تولید سرانه به اندازه یک انحراف معیار، مطابق نظریه، واکنش مثبت تراز بودجه را به دنبال داشته و بعد گذشت 4 سال، موجب جبران کسری بودجه خواهد ­شد.

 

افزایش رشد و توسعه اقتصادی در کشور­ها با افزایش مخارج دولت، موجب واکنش مثبت در تراز بودجه می­شود. بنابراین، همان ­طور که پیشتر توضیح داده شد، افزایش رشد اقتصادی در کشور­های عضو اوپک، بیش از این که از منظر درآمد­ها بر تراز بودجه اثرگذار باشد، از منظر مخارج اثرگذار خواهد ­بود.

 

در نهایت، تکانه قیمت نفت به اندازه یک انحراف معیار، مطابق نظریه، موجب واکنش منفی در تراز بودجه واقعی (1 درصد) شده که این اثر، بعد از گذشت 6 سال میرا می­شود. بر طبق نظریه مطرح شده، افزایش قیمت­های نفتی و به تبع آن درآمدهای دولت، موجب بهبوددرآمدهایبودجهعمومیگردیدهوطبق نظریهبهنظرمی­رسدباکسریبودجهرابطهمنفیدارد.

 

اما در تحلیل اثر تکانه­های موثر بر تراز بودجه ساختاری، این نکته حائز اهمیت است که تمامی تکانه­ها، اثری مشابه با تراز بودجه واقعی دارند.می­توان نتیجه‌گیری کرد که تراز بودجه کشورهای نفتی تحت تأثیر سیاست­های صلاحدیدی آن کشورها و به تبع آن کسری بودجه ساختاری قرار می­گیرد. اما نکته قابل ذکر آن است که اثرات تمامی تکانه­های مورد بررسی در این پژوهش بر کسری بودجه ساختاری، بعد از سال پنجم همگرا خواهند شد.

 

در تفسیر اثرات تکانه مالی و دیگر تکانه­ها بر تراز بودجه سیکلی می­توان ذکر کرد که اثرات تمامی تکانه­ها برخلاف اثرات تکانه­ها بر تراز بودجه ساختاری می­باشد. در توضیح این رفتار متناقض تراز بودجه سیکلی و ساختاری می­توان گفت زمانی که تکانه­ای برتراز بودجه وارد می­شود، جزء ساختاری تراز بودجه از تعادل دور شده و بنابراین، جزء سیکلی رفتاری متفاوت نسبت به جزء ساختاری، نشان داده تا برآیند این دو اثر که در تراز بودجه واقعی نمایان است، به سمت تعادل میل­ کند.

 

با توجه به اهداف مقاله، تکانه­های الگو به دو تکانه خاص و مشترک؛ به منظور بررسی اثرات تکانه خاص کشوری یا تکانه مشترک میان کشورها تجزیه گردید. نمودار (3)اثرتکانه‌های مشترک و خاص متغیرهای موثر بر تراز بودجه واقعی را در کشورهای عضو اوپک نمایش می­دهد.

 

 

 

اثر تکانه­های مشترک بر تراز بودجه واقعی

 

 

 

تکانه قیمت نفت

تکانه GDP سرانه

تکانه تورم

تکانه مالیات

تکانه مخارج دولت

 


                                                                                                                           

 

منبع: یافته‌های پژوهش

 

 

 

اثر تکانه­های خاص بر تراز بودجه واقعی

 

تکانه قیمت نفت

تکانه GDP سرانه

تکانه تورم

 

تکانه مالیات

تکانه مخارج دولت

 

 

نمودار 3. بررسی تکانه­های مشترک وخاص متغیرهای موثر بر تراز بودجه واقعی در کشورهای عضو اوپک

 

منبع: یافته­های محقق

 

به لحاظ نظری و تجربی، تنها تکانه مشترک میان کشورها، تکانه نفتی است. اما برای بررسی این منظور، تجزیه واریانس تکانه­های مشترک در تغییرات متغیر تراز بودجه واقعی تحلیل می‌گردد. تجزیه واریانس، نشان‌دهنده سهم نسبی متغیر در تغییرات متغیر دیگر می­باشد.

 

تجزیه واریانس تکانه­های مشترک در هر سه الگوی تراز بودجه واقعی (5 درصد)، ساختاری (10 درصد) و سیکلی (15درصد)، به نقش مهم تکانه قیمت نفت در تراز بودجه (بیش­تراز سایر تکانه­ها) اشاره دارد. با توجه به نمودار (4) تکانه مشترک نفتی به اندازه یک انحراف معیار، مطابق نظریه، موجب واکنش منفی در تراز بودجه واقعی می­شود و پس از رفتار نوسانی تراز بودجه واقعی و ساختاری، در سال ششم اثر تکانه نفت میرا خواهد ­شد. همانطور که انتظار می­رفت، تکانه­های خاص مانند GDP سرانه، تورم و مخارج، بیش­ترین تغییرات را در تراز بودجه سیکلی، ساختاری و واقعی به وجود­ می­آورند.

 

 

 

تجزیه واریانس بر تراز بودجه واقعی

تکانه قیمت نفت

تکانه  GDPسرانه

تکانه تورم

تکانه مالیات

تکانه مخارج دولت

 

تجزیه واریانس بر تراز بودجه ساختاری

تکانه قیمت نفت

تکانه  GDPسرانه

تکانه تورم

تکانه مالیات

تکانه مخارج دولت

 

تجزیه واریانس بر تراز بودجه سیکلی

تکانه قیمت نفت

تکانه GDP سرانه

تکانه تورم

تکانه مالیات

تکانه مخارج دولت

 

 

نمودار 4. تجزیه واریانس تکانه­های متغیرهای موثر بر تراز بودجه واقعی، ساختاری و سیکلی در کشورهای عضواوپک

 

منبع: یافته‌های پژوهش

 

 

 

با توجه به نمودار (4)، در تحلیل تجزیه واریانس تراز بودجه واقعی می­توان گفت در میان تکانه متغیرها، بیش­ترین سهم در تغییر تراز بودجه واقعی، مربوط به تکانه مخارج می­باشد. سهم نسبی تکانه مخارج در تغییرات متغیر تراز بودجه واقعی 7 درصد است که با افزایش دوره­ها، به تدریج کاهش می­یابد. اهمیت تکانه نفت و تورم در تغییرات تراز بودجه واقعی یک درصد می­باشد. کمترین سهم را تکانه مالیات در تغییرات تراز بودجه واقعی ایفا می­کند. تمامی سهم­های تکانه­ها در طی زمان روند کاهشی دارند. در میان تکانه متغیرها بیش­ترین سهم در تغییر تراز بودجه ساختاری در کشورهای عضو اوپک مربوط به تکانه GDPسرانه (به عنوان یکی از متغیرهای ساختاری موثربر الگو) می­باشد. سهم نسبی تکانه GDPسرانه در تغییرات متغیر تراز بودجه ساختاری، 4 درصد است که با افزایش دوره به تدریج کاهش می­یابد. پس از آن، تورم با سهمی 3 درصدی و تکانه نفتی با سهم 2 درصدی است که به تدریج طی زمان این سهم­ها کاهش می­یابد. سهم تکانه­های سیاست مالی (مخارج و مالیات­ها) بر تراز بودجه ساختاری، به یک میزان و یکدرصد می­باشد که طی زمان به تدریج کاهش می­یابد.

 

در نهایت، بیش­ترین سهم تکانه­ها مورد بررسی بر تراز بودجه سیکلی در کشورهای عضو اوپک، مربوط به مخارج  و سپس تورم می­باشد. سهم نسبی تکانه مخارج در تغییرات متغیر تراز بودجه سیکلی 5 درصد است که با افزایش دوره­ها به تدریج کاهش می­یابد. پس از آن،GDP سرانه با سهمی3 درصدی، بیش­ترین سهم را در تغییرات تراز بودجه سیکلی در کشورهای عضو اوپک داراست.

 

سهم تکانه­های تورم و مالیات بر تغییرات تراز بودجه سیکلی، به یک مقدار و 2 درصد می­باشد. کمترین سهم را در تغییرات تراز بودجه سیکلی، تکانه نفتی با اثری یک درصدی دارد. بنابراین،در تحلیل تجزیه واریانس تراز بودجه واقعی، ساختاری و سیکلی در کشورهای عضو اوپک، به طور کلی، سهم مخارج دولت و GDPسرانه، به عنوان مهم‌ترین متغیرهای ساختاری موثر بر الگو، بیش­تر از سایر متغیرها است. همچنین، تکانه­ مالیات در هر سه الگوی تجزیه واریانس مورد بررسی، کمترین نقش را (حتی کمتر از تکانه نفتی)، در تغییرات بودجه سیکلی، ساختاری و واقعی ایفا کرده است.

 

 

 

5.‌ نتیجه­گیری و پیشنهادها

 

هدف این مقاله بررسی اثرات تکانه سیاست مالی بر سه متغیر تراز بودجه واقعی، تراز بودجه ساختاری و تراز بودجه سیکلی در کشورهای عضو اوپک، طی دوره 2015-1980 بود.بدین منظور، با تفکیک تراز بودجه به دو متغیر سیکلی و ساختاری و با استفاده از رویکرد خود بازگشت برداری ساختاری تابلویی (PSVAR) و نیز تفکیک تکانه­های ساختاری به دو تکانه خاص کشوری و مشترک میان کشورهای عضو اوپک، اثر سیاست مالی مورد بررسی قرار گرفت. نحوه اثرگذاری تکانه­ها بر تراز بودجه واقعی و ساختاری تقریبا مشابه بود. می‌توان نتیجه گرفت سیاست­های مالی صلاحدیدی که به ایجادکننده کسری­های ساختاری است؛ نقش پررنگی در تصمیمات مالی دولت­ها در کشورهای عضو اوپک دارا هستند. اثر تکانه مخارج، مطابق نظریه، بر تراز بودجه واقعی و ساختاری مثبت است. تکانه مثبت مالیات­ها نیز مطابق نظریه، اثر منفی بر تراز بودجه واقعی و ساختاری دارد.

 

در تفسیر اثرات تکانه مالی و دیگر تکانه­ها بر تراز بودجه سیکلی می­توان گفت، اثر تمامی تکانه­ها در تضاد با اثر تکانه­ها بر تراز بودجه ساختاری است. در توضیح این رفتار متناقض تراز بودجه سیکلی و ساختاری می­توان گفت زمانی که یک تکانه برتراز بودجه وارد می­شود، جزء ساختاری تراز بودجه از تعادل خارج شده و بنابراین، جزء سیکلی رفتاری متناقض نسبت به جزء ساختاری نشان داده تا برآیند این دو اثر که در تراز بودجه واقعی نمایان است، به سمت تعادل میل کند.

 

علاوه بر آن، در تحلیل تجزیه واریانس تغییرات تراز بودجه واقعی، در میان تکانه­ها، بیش‌ترین سهم مربوط به تکانه مخارج می­باشد. همچنین، در میان تکانه متغیرها بیشترین سهم در تغییر تراز بودجه ساختاری در کشورهای عضو اوپک، مربوط به تکانه GDPسرانه، به عنوان یکی از مهم‌ترین متغیرهای ساختاری موثر بر الگو است.

 

بیش­ترین سهم در تغییرات تراز بودجه سیکلی نیز از جانب مخارج دولتی است. تکانه مالیات در هر سه الگوی تجزیه واریانس، کمترین نقش را (حتی کمتر از تکانه نفتی) در تغییرات تراز بودجه در کشورهای عضو اوپک، ایفا کرده است و نشان‌دهنده آن است که مالیات در اکثر کشورهای نفت‌خیز نتوانسته نقش چندانی در اقتصاد ایفا کند. این مسأله جدای از نظام مالیاتی ناکارآمد، به علت وجود درآمد­های نفتی و نقش پررنگ آن در اقتصاد کشورهای یاد شده می‌باشد.

 

تجزیه واریانس تکانه­های مشترک در هر سه الگوی تراز بودجه واقعی، ساختاری و سیکلی، به نقش مهم تکانه­ قیمت نفت در تراز بودجه (بیش­تراز سایر تکانه­ها) اشاره دارد.

 

به طور کلی، با توجه به نتایج این پژوهش و با توجه به ساختاری بودن بخش اعظم بودجه کشورهای نفتی (بیش از 95 درصد بودجه ساختاری است) که نشان از نقش پر رنگ سیاست‌های مالی صلاحدیدی دولت­ها درآن کشورهاست؛ اگرچه سیاست مالی صلاحدیدی در شرایط رکود عمیق و بلندمدت توسط برخی اقتصاد­دانان توصیه می­شود؛ اما در شرایط عادی و بدون بحران بهتر است که سیاست مالی از طریق تثبیت‌‌کننده خودکار و به کارگیری سیاست پولی برای مقابله با مشکلات اقتصادی عمل کند.همچنین، با توجه به عوامل ساختاری مؤثر بر بودجه، مدیریت سیاست­های صلاحدیدی دولت­ها در جهت کاهش کسری‌های مداوم مورد توجه قرار­ گیرد.

 



[2]Boiciuc

[3]El-Anshasy

[4]Discretionary Fiscal Policy

[5]Fatas & Miho

[6]Automatic Stabilizer

[7]Jansen

[8] Ilzetzki, Mendoza, & Végh,  

[9]Jha, Mallick, Park  & Quising

[10]PanelStructural Vector Auto Regression

[11]Idiosyncratic

[12] Common

[13]Lauding Matrices

[14]Mankiw

[15]Chalk

[16]Gali, & Perotti

[17] تمامی مقادیر متغیرها به ­صورت  حقیقی فرض شده­اند.

[18]Seigniorage

[19]Non-Discretionary

[20]The Structural, Cyclically Adjusted or Discretionary

[21] Kuusi

[22]Dybczak & Melecky

[23] McDonald, Yan, Ford, & Stephan

[24]Data Generating Process

[25]Louding Matrices

[26]Morrison

[27] از این متغیر به عنوان جایگزین متغیر درآمد­های نفت که در نظریه مطرح شده؛ به دلیل در دسترس نبودن اطلاعات و نیز به دلیل این که عمده نوسانات درآمد نفتی، نوسان در قیمت نفت است؛ به کارگرفته شده­ است.

[28]Reis, Manasse & Panizza

[29]The Actual Fiscal Balance (FB)

[30] تفسیر بودجه سیکلی و ساختاری نیز مشابه بودجه واقعی می­باشد. بنابراین از توضیح آن صرفنظر می­شود.

[31]Levin, Lin & Chu

[32]Im, Pesaran & Shin

 

 

منابع

-    بهرامی، جاوید، سادات آقایان، بهنوش، جهانگرد، اسفندیار(1397). بررسی رفتار تورم اقلام قابل مبادله و غیر قابل مبادله (رویکرد تعادل عمومی تصادفی پویا). فصلنامه مدلسازی اقتصادی، 12(3):25-50.

-    حری، حمیدرضا، حاجی‌زاده، فهیمه (1395). بررسی اثر کاهش درآمدهای نفتی بر بودجه دولت در کشورهای صادرکننده نفت اوپک و غیراوپک. پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه شهید باهنر، دانشکده مدیریت و اقتصاد، کرمان.

-    صیادی، محمد، دانش جعفری، داوود، بهرامی، جاوید، رافعی، میثم (1394). ارائه چارچوبی برای استفاده بهینه از درآمد­های نفتی در ایران: رویکرد تعادل عمومی تصادفی پویا(DSGE). برنامه‌ریزی و بودجه، 20(2): 21-58.

-    کمیجانی، اکبر، ورهرامی، ویدا (1391). برآوردی از نقش عوامل موثر بر کسری بودجه در ایران. فصلنامه راهبرد، 21(64): 27-42.

-    متوسلی، محمود، ابراهیمی، ایلناز، شاهمرادی، اصغر، کمیجانی، اکبر(1389). طراحی یک مدل تعادل عمومی پویای تصادفی نیوکینزی برای اقتصاد ایران به عنوان یک کشور صادرکننده نفت. فصلناممه پژوهش­های اقتصادی، 10(4): 9-15.

-    مولایی، محمد، عبدیان، مرضیه (1396). بررسی عوامل موثر بر کسری بودجه در ایران طی سال­های 1394-1360. پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه بوعلی سینا، دانشکده اقتصاد و علوم اجتماعی، همدان.

-    نیکی اسکویی، کامران، اسد الله زاده بالی، زمانیان، محبوبه (1388). بررسی نقش مالیات در توضیح نوسانات کسری بودجه دولت.  فصلنامه تخصصی مالیات، 17(5): 39 تا 68.

-      Boiciuc, I. (2015). The cyclical behavior of fiscal policy in Romania.Procedia Economics and Finance, 32: 286 – 291.

-      Chalk, N .(2002). Structural balances and all that which indicators to use in assessing fiscal policy. IMF Working Paper, Vol. No. 02/101 , pp. 1-31, Available at SSRN: https://ssrn.com/abstract=879668

-      Dybczak, K., & Melecky, M. (2014). EU fiscal stance vulnerability: Are the old members the gold members?. Economic Modeling, 38: 87–101.

-      El -Anshasy, A., & Bradley A., & Michael D. (2011). Oil prices and the fiscal policy response in oil-exporting countries. Journal of Policy Modeling. 34: 605-620.

-      Fatas, A., & Miho, I. (2003). The case for restricting discretionary fiscal rules in the US states. Quarterly Journal of Economics, 90:101-117

-      Gali, J., & Perotti, R. (2003). Fiscal policy and monetary integration in Europe. NBER Working Papers9773, National Bureau of Economic Research, Inc.

-      Gondor, M., & Ozpenç, O. (2014).  An empirical study on fiscal policy in crises time: evidence from romania and turkey. Procedia Economics and Finance, 15: 975-984.

-      Ilzetzki, E., & Mendoza, E.G., & Végh, C.A.,( 2011). How big (small?) are fiscal multipliers?. IMF Working Paper WP/11/52. International Monetary Fund, Washington, DC.

-      Jansen, K., (2004). The scope for fiscal policy: a case study of Thailand. Dev. Policy Rev. 22: 207–228.

-      Jha, S., & Mallick, S. K., & Park, D., & Quising, P. (2014). Effectiveness of countercyclical fiscal policy: Evidence from developing Asia. Journal of Macroeconomics, 40: 82–98.

-      Kuusi, T. (2017). Does the structural budget balance guide fiscal policy pro-cyclically? evidence from the finish great depression of the 1990s. National Institute Economic Review, 239: 14-31.

-      Mankiw, N.G. (1990). A quick refresher course in macroeconomics. Journal of Economic Literature. 28:1645-1660.

-      McDonald, T., & Yan, Y. H., & Ford, B., & Stephan, D. (2010). Estimating the structural budget balance of the Australian Government. The Treasury, Australian Government, 3: 51-79.

-      Pedroni, Peter. ) 2013(. Structural panel VARs. Econometrics, 2: 180-206.

-      Reis, L. d., & Manasse, P., & Panizza, U. (2007). Targeting the structural balance. Research Department Publications 4507, Inter-American Development Bank, Research Department.