بسط مدل‌سازی درماندگی مالی با استفاده از مدیریت سود شرکت‌ها در محیط اقتصادی ایران

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، گروه حسابداری، واحد ساری، دانشگاه آزاد اسلامی، ساری، ایران

2 دانشیارگروه حسابداری، واحد ساری، دانشگاه آزاد اسلامی، ساری، ایران

3 استادیارگروه حسابداری،‌واحد ساری،‌دانشگاه آزاد اسلامی،‌ساری،‌ایران

چکیده

 هدف این مقاله بسط مدل پیش‌بینی درماندگی مالی با استفاده از مدیریت سود شرکت‌هاست. بنابراین، ‌ضمن طراحی مجدد مدل پیش‏بینی درماندگی مالی آلتمن (1983) با متغیر مدیریت سود واقعی به عنوان یک متغیر پیش‌بین، عملکرد مدل اولیه و مدل تعدیل شده در پیش‏بینی درماندگی مالی شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مورد مطالعه تطبیقی قرار گرفت. نمونه آماری پژوهش را تعداد 179 شرکت طی سال‏های 1396-1387 تشکیل می‌دهد. تجزیه ‏و تحلیل داده‏ها و آزمون فرضیه‏ها با استفاده از رگرسیون لجستیک چندگانه انجام شد. یافته‏ها نشان داد دقت کلی مدل تعدیل شده نسبت به مدل اولیه بیش‌تر است. بنابراین، در تحلیل درماندگی مالی، لحاظ کردن مدیریت سود واقعی باعث بهبود دقت مدل آلتمن (1983) در پیش‏بینی درماندگی مالی شرکت‌ها می‌شود.

کلیدواژه‌ها


1.‌ مقدمه

 در اواخر قرن هجدهم، هم‌زمان با پیشرفت علوم تجربی، تکنولوژی و پیدایش انقلاب صنعتی، اقتصاد و تجارت وارد مرحله جدیدی شده و موسسات کوچک به شرکت‌های بزرگ سهامی و چند ملیتی تغییر یافته‌اند. این امر، موجب توسعه و گسترش بازارهای مالی و پولی شده و سرمایه‌گذاران هزاران نفر در سهام شرکت‌ها را فراهم آورده است. با گسترش شرکت‌های سهامی و پدیدار شدن بحران‌های مالی شدید در ابعاد خرد و کلان اقتصادی، مالکان و ذینفعان بنگاه‌ها به دنبال ایجاد پوششی برای مصون کردن خود در مقابل این‌گونه مخاطرات بوده‌اند و این موضوع آنها را به استفاده از مدل‌های‌ پیش‌بینی‌کننده برای ارزیابی توان مالی شرکت‌ها حساس و آگاه نموده است (مهرانی، کامیابی ‏و غیور، 1396).

از طرف دیگر، رشد و دگرگونی سریع روابط اقتصادی، منجر به ایجاد رقابت شدید در عرصه تجارت، صنعت و سرمایه‌گذاری گردیده است. در نتیجه حاکم شدن وضعیت رقابتی، بسیاری از شرکت‌ها ورشکسته شده و از گردونه رقابت خارج شدند. این امر، موجبات نگرانی صاحبان سرمایه را فراهم کرده است. از این‌رو، سرمایه‌گذاران به منظور اجتناب از بین رفتن اصل و فرع سرمایه، به دنبال روش‌هایی هستند که وضعیت مالی شرکت‌ها را قبل از رسیدن به مرحله ورشکستگی؛ یعنی در مرحله درماندگی مالی، پیش‌بینی نمایند (همان).

«درماندگی مالی»[1] (FD) به شرایطی اطلاق می‌شود که شرکت نتواند به طور کامل به تعهدات خود در قبال طلب‌کاران اقدام نموده و در عمل به این تعهدات، دچار مشکل باشد. «ورشکستگی»[2] آخرین مرحله درماندگی مالی است. از آنجا که ممکن است، درماندگی مالی به ورشکستگی منجر شود، یافتن روش‏هایی که بتواند درماندگی مالی را قبل از رسیدن به مرحله ورشکستگی پیش‌بینی نماید، اهمیت ویژه‏ای می‌یابد؛ زیرا، ورشکستگی هزینه‏های زیادی به سهام‏داران، مدیران، کارکنان، مشتریان، طلبکاران، سایر ذینفعان شرکت و به‌ طور کلی، هم به لحاظ اقتصادی و هم اجتماعی بر کشور تحمیل می‏کند (آلتمن[3]، 1968). بنابراین، روشن است که فعالان بازار در صورت عدم توجه به پیش‏بینی درماندگی مالی باید خسارت سنگینی بپردازند.

یکی از متداول‏ترین و پذیرفته‏ترین روش‏ها برای بررسی عملکرد شرکت‌ها، تجزیه و تحلیل «نسبت‏های مالی»[4] است. نسبت‏های مالی در طول سال‏ها به کار گرفته شده و دقت آن‏ها در تعیین وضعیت مالی شرکت اثبات شده است. به دلیل سهولت استفاده و فهم آسان آن، همواره مورد استفاده‌ طیف وسیعی از استفاده‌کنندگان نظیر سهامداران، ‌تحلیل‏گران، ‌سرمایه‏گذاران، کارگزاران بورس و غیره، به ‌منظور پیش‏بینی درماندگی مالی قرار می‌گیرد. اما، قبل از وقوع درماندگی مالی، شرکت‌ها باید انگیزه‌ بسیار قوی برای کاهش مخارج خود داشته باشند. ‌در نتیجه، نسبت‌های مالی که از صورت‌های مالی به دست می‌آیند، ممکن است دارای محتوای اطلاعاتی برای پیش‌بینی درماندگی مالی نباشند.

با در نظر گرفتن این واقعیت که انواع مختلف مدیریت سود ممکن است وضعیت شرکت‌ها را از لحاظ سلامت مالی یا درماندگی مشخص کند، اطلاعاتی که از این دست‌کاری بالقوه استخراج شده می‏توان برای تشخیص بین این شرکت‌ها مورد استفاده قرار داد و با توسعه‌ مدل‏های پیش‏بینی درماندگی مالی مبتنی بر اطلاعات حسابداری، کارایی این مدل‌ها را بهبود بخشید. از این‌رو، این پژوهش درصدد پاسخ به این سؤال اساسی است که آیا لحاظ کردن تحریف بالقوه مزبور می‏تواند باعث افزایش قدرت پیش‏بینی مدل درماندگی مالی مبتنی بر اطلاعات حسابداری شود؟

برای پاسخ‌گویی به پرسش اساسی، تاثیر مدیریت سود واقعی بر دقت پیش‌بینی مدل سنتی درماندگی مالی مبتنی بر اطلاعات حسابداری با استفاده از رگرسیون لجستیک در بازه زمانی 1396- 1387 مورد بررسی قرار می‌گیرد.

برای دست‌یابی به هدف، مقاله در پنج بخش تنظیم شده است. بعد از مقدمه، ادبیات پژوهش مرور می‌شود؛ بخش سوم، به روش اختصاص یافته است. در بخش چهارم، برآورد و تحلیل آماری ارائه می‌شود و در بخش پنجم، نتیجه‌گیری و توصیه‌های سیاستی بیان می‌شود.   

 

 

2. ادبیات موضوع

2-1. مدل پیش‌بینی درماندگی مالی

مدل‌های پیش‌بینی درماندگی مالی و ورشکستگی بیش از 50 سال است که از سوی دانشگاهیان و موسسات مالی ارائه شده است. این مدل‌ها، به‌طور عمده، به داده‌های حسابداری وابسته هستند. در این راستا، اولین قدم‏های مؤثر که منجر به ارائه مدل برای پیش‏بینی درماندگی مالی گردید، توسط بیور[5] (1966) و آلتمن (1968) برداشته شد؛ آن‏ها از نسبت‏های مالی برای ساخت مدل پیش‏بینی درماندگی مالی استفاده کرده‌اند.

بیور (1966) با استفاده از 14 نسبت مالی برای طبقه‏بندی شکست یک شرکت در مقابل یک نمونه منطبق از آزمون طبقه‏بندی دوگانه برای تعیین نرخ خطاهایی که یک طلبکار بالقوه می‌تواند تجربه کند، استفاده نمود. در مقابل، آلتمن روش تحلیل تشخیص چند متغیره را به‌کار بست.

آلتمن از 22 نسبت مالی برای شناسایی درماندگی مالی شرکت‌های نمونه استفاده کرد. نمونه وی شامل شرکت‌های تولیدی بود. او سپس 5 نسبت را از میان 22 نسبت (که بهترین قدرت را برای پیش‏بینی ورشکستگی شرکت‌ها‌ دارا بودند) انتخاب کرد. این 5 متغیر شامل نسبت‏های نقدینگی، سودآوری، اهرمی، توانایی پرداخت بدهی و فعالیت بودند. در بررسی‏های درماندگی مالی به‌طور معمول از تحلیل تشخیصی چندگانه آلتمن استفاده شد (آلتمن، هارتزل و پک،[6] 1995؛ گومبولا، هاسکینز، کتز و ویلیامز،[7] 1987؛ ‌لوسیر،[8] 1995؛ پیس و وود،[9] 1992).

به هر حال، بیش‌تر پژوهش‏های یاد شده نشان داده‌اند مفرضات اصلی (نرمال بودن داده‌ها، هم‌خطی و ...) تحلیل تشخیصی چندگانه اغلب نقض می‌شوند. برای حل مشکلات مرتبط با مفروضات تحلیل تشخیصی چندگانه، اولسن[10] (1980) یک مدل لاجیت شرطی را ارائه کرد. مزایای عملی مدل لاجیت این است که به مفروضات کلاسیک آماری در آن نیاز نیست. در نتیجه، اولسن نمونه‏ای از شرکت‌های ورشکسته و غیرورشکسته را با استفاده از هفت نسبت مالی و دو متغیر جفتی بررسی کرد. دقت پیش‏بینی به دست آمده کم‌تر از تحلیل تشخیصی چندگانه آلتمن (1968) و آلتمن، هالدمن و نارایانان[11] (1977) بود.

با این‌ حال، پیرو فعالیت‏های پیش‌روی اولسن (1980)، محققان به ‌طور گسترده، از مدل‏های لاجیت برای پیش‏بینی درماندگی استفاده کردند (آلتمن و ساباتو،[12] 2007؛ عزیز، امانوئل و لاوسون،[13] 1988؛ بچتی و سیرا،[14] 2002؛ پلات و پلات،[15] 1990).

یک جایگزین برای مدل‏های پیش‏بینی درماندگی مالی مبتنی بر اطلاعات حسابداری      (مثل مدل‏های ارائه شده توسط آلتمن و اولسن) مدل پیش‏بینی مبتنی بر بازار است که از اطلاعات بازار سهام برای ارزیابی درماندگی مالی استفاده می‏کند.

مدل‏های پیش‏بینی درماندگی مالی مبتنی بر اطلاعات حسابداری با مدل‏های مبتنی بر بازار در اطلاعات استفاده شده برای پیش‏بینی درماندگی مالی فرق دارند.‏ برخلاف مدل‏های مبتنی بر بازار، مدل‏های حسابداری از اقلام صورت‏های مالی شرکت استفاده می‌کنند که ممکن است، تحت تأثیر مدیریت سود قرار بگیرند؛ بنابراین، در این پژوهش، برای تعدیل تاثیر مدیریت سود واقعی از مدل‏های مبتنی بر اطلاعات حسابداری استفاده شد.

2-2. مدیریت سود و درماندگی مالی

هنگامی که شرکتی در وضعیت درماندگی مالی قرار می‌گیرد، مدیریت شرکت نگران کاهش پاداش‌های خود، تغییر مدیریت و از دست دادن شهرت خود است؛ بنابراین، مدیران شرکت دارای انگیزه کافی برای مخفی کردن عملکرد رو به وخامت شرکت، با توسل به انتخاب‌های حسابداری که سبب بیش‌تر نشان دادن سود می‌شود، می‌گردند (گیلسون[16]، 1989).

ادبیات مربوط به مدیریت سود نشان می‌دهد مدیران شرکت‌هایی که در آستانه‌ درماندگی مالی هستند، انگیزه‏ بسیار قوی برای دستکاری سود دارند (برگستالر و دیچو،[17] 1997؛ ‏‏‏حبیب، بهویان ‏و اسلام،[18] 2013؛ لین، لو و وو،[19] 2016؛ آشتاب، حقیقت ‌و کردستانی، 1396).

در چنین شرایطی، شرکت‌ها تلاش می‌کنند از طریق فروش دارایی‎ها، کاهش مخارج سرمایه‏ای، تجدید ساختار بدهی‏ها و تعلیق کارکنان از درماندگی مالی جلوگیری کنند (آسکویت، گر‏تنرواسکارفستین،[20] 1994).

آنچه مسلم است، شرکت‌های درمانده‌ مالی در مقایسه با شرکت‌های سالم، سود خود را در جهت افزایشی دست‌کاری می‏کنند (کامپا و کاماچو،[21] 2015؛ ‏‏احمدپور و شهسورای، 1392؛ مهرانی‏، کامیابی ‌و غیور، 1396). در واقع، شرکت‌ها به منظور پنهان کردن نتایج ضعیف‏شان به قصد کسب فرصت و به تاخیر انداختن ورشکستگی، افزایش سودآوری و نقدینگی شرکت و در برخی موارد، برای از بین بردن نشانه‌های منفی درماندگی مالی مبادرت به این کار می‌کنند (سوئنی[22]، 1994؛ ‏‏‏‏‏‏‏آیتردیس ‏و کادرینیس،[23] 2009).

بنابراین، همان‌طور که آگرول و تافلر[24] (2008) دریافته‌اند ارقام حسابداری به شدت تحت تاثیر رویه‏های انتخاب شده توسط مدیران و گاهی مدیریت سود قرار می‌گیرند؛ در نتیجه، نسبت‏ها‌ی مالی که از صورت‏های مالی به دست می‏آیند، فاقد محتوای اطلاعاتی برای تصمیم‌گیری ذینفعان خواهند بود.

چو، فو و یو[25] (2012) معتقدند که با وجود مدیریت سود، استفاده از ارقام حسابداری و تغییرات در اصول حسابداری، مدل پیش‌بینی درماندگی مالی مبتنی بر اطلاعات حسابداری، دست‌کاری‏های سود را که ممکن است بین شرکت‌ها وجود داشته باشد، نادیده می‏گیرد؛ بنابراین، براساس مطالعات آنها باید تعدیلات مدیریت سود بر ارقام حسابداری مورد استفاده در مدل پیش‏بینی درماندگی مالی انجام شود.‏

2-3. پیشینه پژوهش

اگر چه در ادبیات، به‌طور گسترده، مدل‏ها‌ی متنوعی برای پیش‏بینی درماندگی مالی ارائه شده است؛ اما، پژوهش در مورد تاثیر مدیریت سود در پیش‏بینی درماندگی مالی اندک است و در ایران، پژوهشی در این زمینه یافت نشده است و به نظر می‌رسد که تاکنون مطالعه‌ای در زمینه تاثیر مدیریت سود بر عملکرد مدل‏های پیش‏بینی درماندگی مالی انجام نشده است.

سنچرلی[26] (2018) در پژوهش خود دریافته است شرکت‌های ورشکسته در سال قبل از ورشکستگی و در سال ورشکستگی، درگیر مدیریت سود افزایشی می‌گردند. وی نشان داده است اقدامات مدیریت سود دقت پیش‌بینی مدل‌های ورشکستگی را افزایش می‌دهد.

 دو جاردین، وگانزونس و سورین[27] (2017) در پژوهش خود با استفاده از مدل‏های مبتنی بر اقلام تعهدی نشان داده‌اند، زمانی که این دست‌کاری‏ها با سایر متغیرهای مالی مورد سنجش و استفاده قرار می‏گیرند؛ مدل‏های پیش‏بینی ورشکستگی، دقیق‏تر از زمانی می‌شوند که به اطلاعات مالی خالص متکی هستند.

لین، لو و وو[28] (2016) در مطالعه خود دریافته‌اند، مدل درماندگی مالی که با مدیریت سود واقعی تعدیل شده است، دقت پیش‏بینی بیش‌تری نسبت به مدل اولیه برای شرکت‌های بدون درماندگی مالی دارد.

محسنی، آقابابایی و محمدقربانی (1392) به پیش‌بینی درماندگی مالی با به کار بردن کارایی به عنوان یک متغیر پیش‌بینی‌کننده پرداخته‌اند. یافته‌ها نشان داد استفاده از متغیر کارایی در مدل پیش‌بینی درماندگی، به‌ طور معناداری دقت پیش‌بینی مدل را افزایش می‌دهد.

رستمی، فلاح شمش لیالستانی، اسکندری (1390) در پژوهشی به ارزیابی درماندگی مالی شرکت با استفاده از روش تحلیل پوششی داده‏ها‌ و رگرسیون لجستیک پرداخته‌اند. آنها دریافته‌اند الگوی رگرسیون لجستیک نسبت به الگوی جمعی روش تحلیل پوششی داده‏ها در ارزیابی درماندگی مالی درون نمونه‌ای، به طور معناداری بهتر عمل می‌کند.

رهنمای رودپشتی، علیخانی و مران‌جوری (1388) در پژوهش خود به این نتیجه رسیده‌اند که بین دو مدل پیش‌بینی ورشکستگی آلتمن و فالمر تفاوت معناداری وجود دارد و مدل آلتمن در پیش‌بینی ورشکستگی محافظه‌کارانه‌تر از مدل فالمر عمل می‌کند.

سلیمانی امیری (1382) با استفاده از نسبت‏های مالی نقدینگی، سودآوری، مدیریت بدهی و مدیریت دارائی، مدلی جهت پیش‏بینی بحران مالی در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران ارائه داد. نتایج آزمون توانایی پیش‌بینی مدل نشان می‌دهد مدل قادر است با دقت کلی 95 درصد تا سه سال قبل از بحران مالی در شرکت‌ها، پیش‌بینی صحیحی درخصوص بحران مالی ارائه دهد.

تاکنون پژوهشی که به بررسی تاثیر مدیریت سود واقعی بر دقت پیش‌بینی مدل‌های درماندگی مالی شرکت‌های ایرانی پرداخته باشد، مشاهده نشد. با توجه به کاستی‌های پژوهش موجود در شرکت‌های ایرانی و تاکید پژوهش‌ها بر مدل‌های بهینه‌ پیش‌بینی درماندگی مالی، این مقاله به بررسی تاثیر استفاده از مدیریت سود واقعی بر عملکرد مدل‌های پیش‌بینی درماندگی مالی می‌پردازد.

 

3. روش‌ تحقیق

این مقاله از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ نوع روش پژوهش، علّی- مقایسه‌ای (پس‌رویدادی) است.

با توجه به این‌که ملاک درماندگی مالی در این پژوهش، ماده 141 قانون تجارت شرکت‌هاست؛ ابتدا فهرستی از شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران که طی دوره‌ زمانی 1387 تا 1396 دچار درماندگی مالی بودند، تهیه شد. از بین این فهرست، 333 سال- شرکت[29] تولیدی که اطلاعات مورد نیاز آن‌ها در دسترس بود، به عنوان شرکت‌های درمانده‌ مالی انتخاب شد. در ادامه، شرکت‌های درمانده را در صنایع مختلف طبقه‌بندی کرده و تمامی شرکت‌هایی که در آن صنایع حضور داشتند، به عنوان سال- شرکت‌[30] بدون درماندگی مالی (1224 سال- شرکت سالم) انتخاب شد. بدین ترتیب، تعداد 1557 سال- شرکت تولیدی به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند.

روش گردآوری داده‏ها، اسنادکاوی است و داده‏ها‌ی مورد نیاز از صورت‏های مالی حسابرسی شده شرکت‌های نمونه (منابع دست دوم) [31]، از طریق سامانه بورس اوراق بهادار تهران (کدال)[32] و مرکز پژوهش، توسعه و مطالعات‌ اسلامی ‌جمع‌آوری شد. برای آزمون فرضیه‏ها‌ از رگرسیون لجستیک چندگانه و نرم افزار استاتا[33] چهارده استفاده گردید.

برای انتخاب مدل برتر از معیار آکائیک[34]، شوارتز بیزین[35]، ضریب تعیین مک فادن، شاخص انحراف[36] به عنوان شاخص‌های نیکویی برازش و از صحت پیش‌بینی[37] به عنوان مهم‌ترین معیار نیکویی برازش مدل استفاده شده است (سوری، 1396).

3-1. مدل و متغیرهای پژوهش

 در ادبیات تجربی، محققان مدل‌های مختلفی را با استفاده از اطلاعات حسابداری برای پیش‌بینی درماندگی مالی ارائه کرده‌اند در این پژوهش، برای بررسی تاثیر مدیریت حسابداری سود بر قدرت پیش‏بینی مدل درماندگی مالی مبتنی بر اطلاعات حسابداری از مدل آلتمن (1983) استفاده شده است. مدل رگرسیونی اولیه آلتمن (1983) به شرح زیر است:

(1) P(Distressi,t =0) = β0 + β1 WCi,t-1+ β2 REi,t-13 EBITi,t-1+ β4 LEVi,t-1+ β5 Si,t-1+ Ԑi,t

متغیر وابسته: متغیر وابسته در این معادله احتمال درماندگی مالی یک متغیر مجازی است. اگر سال- ‏شرکت نمونه در دوره جاری درماندگی مالی را تجربه کند، عدد صفر و در غیر این صورت، عدد یک منظور می‌شود.

متغیرهای مستقل: (WC) بیانگر سرمایه در گردش، (RE) نشان‌دهنده سود انباشته، (EBIT) معرف سود قبل از بهره و مالیات، (LEV) بیانگر اهرم مالی (نسبت ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام به ارزش دفتری بدهی‏ها) و (S) نشان‌دهنده فروش است. تمامی متغیر‏های مستقل در مدل به جز (LEV) به مجموع دارایی‏های ابتدای سال تقسیم می‌شوند. هر چه نمره این 5 متغیر توضیحی بیش‌تر باشند، احتمال وقوع درماندگی مالی کم‌تر خواهد بود.

برای پیش‏بینی این که آیا سال- شرکت نمونه در دوره جاری درماندگی مالی را تجربه می‏کند یا خیر، از داده‏های یک سال قبل متغیرهای مستقل استفاده شد.

برای بررسی این‏که آیا تعدیلات مدیریت سود باعث افزایش دقت پیش‌بینی مدل درماندگی مالی مبتنی بر اطلاعات حسابداری می‌شود یا خیر؛ مدل اولیه آلتمن (1983) با پیروی ‌از لین و همکاران (2016) به صورت زیر بسط داده شده است:

(2)    P(Distressi,t = 0) = β0 + β1 WCi,t-1+ β2 REi,t-1+ β3 EBITi,t-1+ β4 LEVi,t-1+ β5 Si,t-1 +

 α1D×WC i,t-1+ α2 D×RE i,t-1+ α3 D×EBIT i,t-1+ α4 D×LEV i,t-1+ α5D×S i,t-1 + Ԑi,t                  

D= در صورتی که معیار دستکاری افزایشی سود یک سال- شرکت، بالاتر از مقدار میانه باشد، عدد یک و در غیر این صورت، عدد صفر منظور می‌شود.

با توجه به این‏که متغیر وابسته یک متغیر مجازی است، معادله‌های (1) و (2) مدل رگرسیون لجستیک است. با استفاده از این روش، شرکت با مقایسه احتمال درماندگی مالی با یک آستانه از پیش تعیین شده، در یک گروه معین طبقه‌بندی می‌شود.

3-1-1. اندازه‏گیری مدیریت سود

 در این پژوهش از مدل جامع مدیریت سود واقعی به عنوان معیار مدیریت سود استفاده شد. برای این منظور به پیروی از کوهن، دی و لیز[38] (2008) و رویچوداری[39] (2006) ابتدا هر یک از معیارهای مدیریت سود واقعی که 3 شکل از دستکاری فعالیت‏های واقعی(شتاب در شناسایی فروش، تولید اضافی و کاهش هزینه‏های اختیاری) را نشان می‌دهند، از طریق معادلات (3 تا 5) برآورد گردید.

 

(3)                                   

 

(4)           

 (5)          

 

در مدل‏های بالا CFO جریان‏های نقدی حاصل از عملیات؛ Assets مجموع دارایی‏ها‏؛ Sales فروش خالص؛ ProdCost هزینه‏های تولید (مجموع بهای تمام شده‏ کالای فروش رفته و تغییرات در موجودی کالای طی سال) و DiscEXP نیز هزینه‏های اختیاری (هزینه‏های عمومی، اداری و فروش) را نشان می‌دهند. ضریب به صورت سال- صنعت برای معادله (1) تا (3) برآورد شد و ضریب برآورد شده‏ سال قبل هر صنعت به صورت داده برای هر شرکت در طول سال جاری ارائه شد تا ارزش مورد انتظار به دست آید. مقدار غیرعادی بودن با استفاده از تفاوت مقدار واقعی از مقدار مورد انتظار برآورد گردید.

سپس، برای تعیین سطح کلی مدیریت سود واقعی (REM) با پیروی از کوهن و همکاران[40](2008) و زانگ[41](2012)، باقی‏مانده‏های معادله‏ها‌ی (3) تا (5) به شرح رابطه زیر با یکدیگر جمع گردید:

 

AbDiscExpi,t ) – AbCFOi,t) + AbProdCosti,t + (–) REMi,t =

 

4. برآورد و تحلیل آماری

4-1. آمار توصیفی

جدول (1) شاخص‏های توصیفی متغیرهای پیوسته پژوهش را نشان می‌دهد. میانگین و میانه نمره Z به‌ترتیب، 45/1 و 44/1 است. میانگین سرمایه در گردش، سود (زیان) انباشته و سود (زیان) قبل از کسر بهره و مالیات به‌ترتیب، 5/2- درصد، 7- درصد و 8/8 درصد از کل دارایی‏هاست که کم‌تر از 10 درصد می‏باشد. فروش، به‏طور متوسط، 19/94 درصد کل دارایی‏هاست. میانگین نرخ بازده دارایی‏ها‌، 13/8 درصد است. میانگین نسبت بدهی نشان می‏دهد که حدود 84 درصد دارایی‏های شرکت‌ها از محل بدهی‏ها‌ تامین شده است. در نتیجه، احتمال این که شرکت‌ها در باز پرداخت برخی وام‏های خود ناتوان بمانند، افزایش می‏یابد.

 

جدول 1. شاخص‏های توصیفی متغیرهای پیوسته پژوهش

متغیرهای پژوهش

میانگین

میانه

چارک اول

چارک سوم

انحراف معیار

نمره z

4512/1

4371/1

6359/0

1322/2

5845/3

سرمایه درگردش به دارایی‏ها

0248/0-

0611/0

1164/0-

2089/0

5607/0

سود انباشته به دارایی‏ها

0704/0-

0447/0

1129/0-

1479/0

9901/0

سود قبل از بهره و مالیات به دارایی‏ها

0881/0

0858/0

0201/0

1530/0

1566/0

حقوق صاحبان سهام به بدهی‏ها

6019/0

3883/0

1120/0

7514/0

6183/0

فروش به دارایی‏ها

9419/0

8186/0

5552/0

1315/1

9032/0

بازده دارایی‏ها

0813/0

0535/0

0056/0-

1401/0

3411/0

کل دارایی‏ها- میلیون ریال

3360229

463893

186276

1109046

07+e27/2

نسبت بدهی

8358/0

7189/0

5676/0

8998/0

8759/0

مدیریت سود واقعی

3686/0

0037/0

2118/0-

2081/0

9854/4

تعداد مشاهدات

1557

1557

1557

1557

1557

منبع: یافته‌های پژوهش

 

میانگین مدیریت سود واقعی 3686/0 است و میانه مدیریت سود واقعی ناچیز بوده و سازگار با مبانی نظری است.

در جدول (2) تفاوت میانگین و میانه‌های بین دو گروه شرکت‌های درمانده مالی و شرکت‌های بدون درماندگی مالی مقایسه گردید. هر دو میانگین و میانه نمره Z آلتمن (1983)، شرکت‌های درمانده مالی، به‌طور معنا‏داری، کم‌تر از شرکت‌های بدون درماندگی مالی و با گرایش‌های برابر کم‌تر از صفر می‌باشد. متغیرهای مستقل مدل برای شرکت‌های درمانده‏ مالی نیز، به‌طور معنا‏داری، کم‌تر از شرکت‌های بدون درماندگی مالی است که نشان‌دهنده هشدار نمره Z برای درماندگی مالی است. با توجه به نرخ بازده دارایی‏ها، شرکت‌های درمانده مالی در طول سال قبل از بروز مشکلات مالی متحمل زیان می‏شوند. برای این شرکت‌ها، میانگین نسبت بدهی از صددرصد تجاوز می‌کند. تمامی ‌این ارقام، به‌طور معناداری، برای شرکت‌های غیر درمانده‌ مالی تفاوت دارد.

جدول 2. آزمون مقایسه‏ میانگین‌ها و میانه‌های بین متغیرهای پیوسته پژوهش

متغیرهای پژوهش

میانگین

میانه

درمانده

‏غیردرمانده

آماره‏ ‌تی

درمانده

غیردرمانده

آماره‏ ‌والد

نمره z آلتمن(1983)

3855/0-

0069/2

2530/16-

0110/0

7054/1

349/24-

سرمایه درگردش به دارایی‏ها

4754/0-

1026/0

3765/12-

2493