تبیین عوامل مالی موثر بر خروج از درماندگی شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری حسابداری، گروه حسابداری، واحد بابل، دانشگاه آزاد اسلامی، مازندران، ایران

2 دانشیار گروه حسابداری، واحد بابل، دانشگاه آزاد اسلامی، مازندران، ایران

3 استادیار گروه حسابداری، دانشکده اقتصاد و علوم اداری، دانشگاه مازندران، مازندران، ایران

4 استادیار گروه حسابداری، واحد بابل، دانشگاه آزاد اسلامی، مازندران، ایران

10.30495/eco.2020.674214

چکیده

هدف این مقاله تبیین عوامل مالی موثر بر احیای مالی یا خروج از درماندگی است. برای تبیین عوامل مالی موثر بر احیای مالی با مروری بر مقالات مختلف 54 متغیر مورد استفاده قرار گرفت. اطلاعات 200 سال - شرکت درمانده از شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران که از درماندگی مالی خارج شده‌اند، در فاصله بین سال‌های 1380 - 1396 استخراج گردید. روش­های آماری مناسب برای فرایند پالایش متغیرها از طریق آزمون­های مقایسه میانگین زوجی و هم‌چنین تحلیل عاملی اکتشافی با استفاده از مولفه­های اصلی انجام شده است. سپس با پالایش متغیرها با استفاده از تحلیل ممیزی و در قالب ترکیبات خطی، اقدام به تشکیل توابع ممیزی گردید. نتایج نشان داد نسبت­های مالی بدهی­های جاری به کل دارایی، سود خالص به فروش و فروش به دارایی جاری دارای بیش‌ترین قدرت تبیین خروج از درماندگی هستند.

کلیدواژه‌ها


1.‌ مقدمه

در عصر حاضر با افزایش تعداد شرکت­ها و مؤسسه­های بازرگانی و ایجاد پیچیدگی در روابط اقتصادی و تجاری، بنگاه­های تجاری در محیط به شدت رقابتی و متغیر فعالیت می­کنند. در این محیط رقابتی، شرکت­هایی که شرایط فعالیت خود را با فرایند رشد و توسعه شرکت­های پیشرو و نیز رشد تکنولوژی مطابقت ندهند، به تناوب دچار «درماندگی»[1] مالی شده و در صورت عدم انجام اقدام موثر «ورشکسته»[2] می­شوند.

مرحله قبل از ورشکستگی، مرحله «درماندگی مالی[3]» نامیده می­شود. درماندگی مالی به شرایطی گفته می­شود که شرکت نتواند به طور کامل به تعهدهای خود در برابر تأمین­کنندگان مالی عمل کرده و در برآورده کردن آنها با مشکل مواجه شود. درماندگی مالی لزوماً به ورشکستگی نمی‌انجامد و مجموعه اقدامات مدیریتی برای خروج از شرایط درماندگی یا احیا[4] می­تواند شرکت را از خطر ورود به مرحله ورشکستگی نجات دهد (مهرانی، کامیابی و غیور، 1398: 50).

 با توجه به اینکه ورشکستگی منجر به هدر رفتن منابع و عدم بهره­گیری مناسب از فرصت‌های سرمایه­گذاری می­شود و از این‌رو، زیان­های غیرقابل جبرانی به سرمایه­گذاران، اعتباردهندگان، بازار سرمایه و جامعه وارد می­نماید و آسیب­های اجتماعی گسترده‌ای برای جامعه به همراه دارد، از اهمیت قابل توجهی برخوردار می­باشد. بنابراین، درک و فهم بهتر موضوع احیای مالی شرکت که معمولاً آخرین تلاش­ها و اقدامات برای نجات از خطر ورشکستگی است، کمک می­کند با افزایش قابلیت و توانمندی احیای شرکت­های بحران‌زده ریسک ورشکستگی و هزینه­های تحمیلی آن تا اندازه زیادی محدود شود (رحمان سرشت، حساس یگانه، فلاح شمس و ایران‌دوست، 1393).

موقعیت‌های بحرانی فراوانی که بقای شرکت‌های تجاری را تهدید کرده و افزایش تعداد شرکت­های بحران‌زده­ای که اقدام به احیا کرده­اند؛ ولی در آن ناموفق بوده­اند، اهمیت تبیین عوامل مالی موثر بر خروج از درماندگی و احیای مالی شرکت­های درمانده را بیش‌تر نمایان می‌سازد. این اقدام موجب می‌شود با شناسایی عوامل موثر، شرکت­های درمانده قابل احیا شناسایی شود تا در فرایند تصمیم‌گیری مدیران و برنامه‌ریزی مربوط به سرمایه‌گذاری در سهام و تامین مالی استفاده‌کنندگان از اطلاعات مالی مدنظر قرار گیرند (ﺑـﺎﻟﮕﻮﺑﻴﻦ و پاندیت[5]، 2001).

افزون بر تازگی موضوع پژوهش، در بسیاری از تحقیقات انجام شده در ایران معیار تمایز شرکت‌ها بر اساس ماده 141 قانون تجارت، سالم، درمانده و ورشکسته می‌باشد؛ اما، در این مقاله، برای تمایز وضعیت مالی شرکت‌ها از مدل تعدیل شده کردستانی و تاتلی (1393) استفاده شده است. هم‌چنین، تعداد گسترده‌ای از متغیرها که شامل 54 متغیر مالی می‌باشد، با مروری بر تحقیقات معتبر و متعدد در خصوص احیای مالی، شناسایی و در مدت زمان گسترده (17 سال) اطلاعات مالی شرکت‌ها نیز جمع‌آوری شد تا تببین بهتری از عوامل موثر بر احیای شرکت­های درمانده صورت گیرد. بر همین اساس، در اﯾﻦ پژوهش ﺑﻪ تبیین عوامل مالی موثر بر احیای مالی شرکت­های درمانده پرداخته می‌شود.

برای دست‌یابی به هدف پژوهش، مقاله به این شکل سازماندهی می‌شود: بعد از مقدمه در بخش دوم، ادبیات مرور می‌شود؛ در بخش سوم، روش تحقیق ارائه می‌شود؛ بخش چهارم به یافته‌های پژوهش اختصاص دارد و در نهایت، نتیجه‌گیری و پیشنهادها عرضه می‌شود.

 

2.‌ مروری بر ادبیات

-‌ مفهوم احیای مالی 

زمانی که برخی از سازمان‌ها بحران مالی[6] را تجربه می­کنند و با حاشیه‌های عملیاتی چالش برانگیز و رو به زوال مواجه می‌شوند، احیای مالی به معنی بهبود قابل توجه حاشیه‌های عملیاتی و سلامت مالی سازمان است و هم‌چنین، برای برون‌رفت شرکت از بحران، اقدامات راهبردی‌ای را نشان می­دهد که به موجب آن می‌توان به منابع جدید و روش‌های جدید به کارگیری منابع موجود دسترسی یافت (قزاوی[7]، 2018). احیای مالی واحد تجاری، فرایندی است که بر اساس آن، وضعیت ضعیف عملکردی شـرکت تغییـر کرده و شاخص‌های عملکردی بهبود می‌یابد (براندز و برگ[8]، 1993).

فرایند احیا شامل دو مرحله می‌باشد؛ ابتدا عملکرد شرکت افت پیدا می‌کند و سپس، عملکرد بهبود می‌یابد. وجه تمایز احیای شـرکت بـا سایر مفاهیم اساسی مدیریت راهبردی از جمله تحول، تغییر، بازسازی و تجدید ساختار، در ضرورت و فوریت تغییر می‌باشد. شرکت فرایند احیا را زمانی شروع می‌نماید که به طور پیاپی شاخص‌های عملکردی کاهش یافته و اگر این وضعیت تداوم داشته باشد، خطر ورشکستگی افـزایش می‌یابد. شرکت‌های بحران­زده­ای که با افت عملکرد مستمر مواجه هستند، بـرای نجـات خـود از بحـران ورشکستگی راهبردهایی را برای بازگشت و احیا اجرا می‌کنند؛ اما، تحقیقات نشان می‌دهـد بیش‌تر تلاش‌هایی که برای احیای شرکت صورت می‌گیرد، ناموفق بوده است (اسلاتر[9]، 1984). 

ادبیات احیای مالی در دهه 1980 میلادی به دلیل افزایش ناکامی مالی و هم‌زمان با افزایش گستره ادبیات ورشکستگی شتاب بیش‌تری گرفت. محرک ادبیات احیا، ریشه در صنایع تولیدی و خدمات مالی آمریکا دارد. در طول سال‌های 1979 - 1985 شاخص کسب و کار در صنایع خودروسازی و فولاد آمریکا در رقابت با کشورهای دیگر به میزان 14 درصد کاهش یافت. در بخش بازار مالی، تعدادی از بانک‌های دچار ناکامی مالی میان سال‌های 1980 - 1985 رکود مشابهی را تجربه کردند که از لحاظ تاریخی، از ورشکستگی 40 سال قبل بیش‌تر بود (کامرون، وتن و کیم[10]، 1987). افزایش ورشکستگی واحدهای تجاری به دلیل وضعیت اقتصادی، نظر محققان را به این حوزه جلب کرد و باعث پیدا آمدن پژوهش‌هایی شد تا الگویی برای پیش‌بینی خروج از درماندگی شرکت‌های درمانده ارایه دهند.

مدیران شرکت‌های بحران‌زده با بیش‌تر شدن دامنه بحران مالی، برای اجرای راهبردهایی که منجر به نجات آنها از ورشکستگی شود و روند نزول آنها را متوقف کند، بر تلاش خود افزوده‌اند. در این راستا، برخی از آنها راهبرد کاهش هزینه‌ها (پیرس و رابینز[11]، 1993؛ بروتون و روبانیک[12]، 1997) و تجدید ساختار دارایی‌ها (سودارسانام و لای، 2001 و هامبریک و شکتر[13]،1983) را برای احیا به کار می‌بندند و برخی دیگر، سازماندهی مجدد بدهی‌های شرکت را مورد توجه قرار می‌دهند. راهبرد تغییر در محصولات و بازارها و سرمایه‌گذاری در بازسازی و نوسازی فرایندهای تولید و توزیع (هارکر[14]، 2001) نیز از راهکارهایی است که شاید در کانون توجه برخی از مدیران قرار گیرد. تعدادی از شرکت‌ها نیز تغییر مدیران ارشد را راهکاری برای خروج از بحران تلقی می‌کنند (بلچر و نیل[15]، 2000).

در این رابطه، تنکاسی و کمال[16] (2016) در پژوهش خود راهبردهایی برای احیای شرکت‌ها در دوران بحرانی ارائه کرده‌اند. این راهبردها عبارتند از:

-‌ کاهش هزینه‌ها: هنگامی که عملکرد سازمان‌ها دچار افت می‌شود، بیش‌تر مدیران اقدام ‌به کاهش هزینه‌ها برای بهتر کردن عملکرد ضعیف می‌کنند تا به سطح قابل قبولی از سودآوری دست یابند. برای کاهش هزینه‌ها، ابتدا نیاز به تجزیه و تحلیل هزینه می‌باشد؛ به گونه‌ای که برخی از مراکز هزینه می‌تواند حذف شوند و یا به میزان قابل توجهی هزینه‌های غیرضروری کاهش یابد. یکی از راهکارهای کلیدی کاهش هزینه‌ها با توجه به عواقب ناگوار آن، اخراج کارکنان است. کوچک‌سازی سازمان هم می‌تواند در کوتاه‌مدت هزینه نیروی کار را کاهش دهد؛ اما این احتمال وجود دارد که هم به کارکنان آسیب برساند و هم در بلندمدت بر وفاداری مشتریان تاثیر منفی گذارد.

-‌ افزایش درآمدها: بهبود در استفاده بهینه از ظرفیت و فرایندهای تولیدی شرکت می‌تواند منجر به افزایش درآمد شود. تمرکز بر خطوط تولید محصولات، کاهش قیمت و یا افزایش قیمت با توجه به حساسیت مشتریان نسبت به تغییر قیمت را به عنوان راهکارهایی برای افزایش درآمد می‌توان در نظر گرفت (سودارسانام و همکاران، 2001 به نقل از تنکاسی و کمال، 2016). افزون بر این، افزایش فروش، کنترل هزینه، کنترل دقیق موجودی، کاهش گردش مالی بدهی، افزایش میزان گردش مالی حساب‌های دریافتی و افزایش قیمت سهام از دیگر اقدامات موثر بر افزایش درآمد می‌باشد.

-‌ کاهش دارایی: اگر شرایط مالی آتی یک شرکت بحرانی باشد، کاهش و فروش دارایی‌ها از اقدامات ضروری می‌باشد. هدف از راهبرد کاهش دارایی، افزایش بهره‌وری عملیات جاری شرکت می‌باشد. از جمله راهکارهای کاهش دارایی، کاهش دارایی‌های کوتاه‌مدت، فروش دارایی‌های کوتاه‌مدت و اجاره ابزارآلات و تجهیزات به جای خرید آن می‌باشد. فروش برخی تجهیزات، فروش زمین و ساختمان مازاد بر نیاز، محدود کردن دامنه کسب و کار و حتی فروش برخی از واحدهای کسب و کار نمونه‌هایی برای کاهش دارایی‌ها می‌باشد (همان).

 

-‌ پیشینه تحقیق

اسمیت و گریو[17] (2005)مدل پیش‌بینی احیا را بر اساس مدل تافلر روی 250 شرکت طی دوره زمانی 1995 - 2002 بررسی کردند. نتایج نشان داد شرکت‌های بزرگ از ثبات بیش‌تری برخوردار بوده و منابع بیش‌تری برای واگذاری در اختیار دارند که این امر، توانایی شرکت برای افزایش تامین وجوه اضافی برای غلبه بر شرایط نامطلوب را افزایش می‌دهد. هم‌چنین، یافته‌ها نشان داد تغییر در مدیریت شرط لازم برای دست‌یابی به احیای موفقیت‌آمیز شرکت می‌باشد.

پرس[18] (2007) در پژوهش خود با هدف کنترل روند نزولی و احیای مالی شرکت­های آمریکایی به ارزیابیتوانایی معیارهای مالی پرداخت. وی با استفاده از 12 نسبت مالی، 42 شرکت را در 12 صنعت مختلف با روش تحلیل عاملی طی سال‌های 1988 - 2000 بررسی کرد. نتایج نشان داد نسبت‌های مالی برای پی بردن به وضعیت نزولی یا احیای شرکت مفید می­باشد و مبنای مفیدی برای درک بهتر احیای شرکت فراهم می‌کند. کارایی عملیاتی عامل اساسی برای رسیدن به احیای مالی می­باشد.

بینتی و امیر[19] (2010) مدل­های پیش‌بینی احیای کشورهای توسعه‌یافته را در کشور مالزی مورد بررسی قرار داده و با مدل بومی شده خود مقایسه کردند. با روش تحلیل ممیزی چندگانه تعداد هفت نسبت مالی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد مدل‌های پیش‌بینی کشورهای توسعه‌یافته در مقایسه با مدل احیا بر اساس داده‌های شرکت‌های مالزی از دقت بالاتری برخوردار است. شدت درماندگی مالی، سودآوری، نقدینگی و اندازه شرکت، متغیرهای مهم در پیش‌بینی احیای شرکت‌های درمانده می‌باشند.

چنچهن و منسا[20] (2014) برای تحلیل درماندگی مالی و خروج از درماندگی، صنایع خرده‌فروشی انگلستان را  طی سال‌های 2000 - 2008 مورد مطالعه قرار دادند. در این پژوهش، نسبت‌های مالی دارایی آزاد، استراتژی کارایی و اندازه شرکت بین دو گروه شرکت دارای درماندگی مالی و شرکت‌های احیا شده بررسی شد. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل به روش دو متغیره نشان داد احیای شرکت‌ها به اندازه شرکت و دوره تصدی مدیریت وابسته است.

سیتم [21](2015) در پژوهش خود سعی کرده است مدلی برای خروج شرکت‌ها از درماندگی ارائه نماید. بدین منظور، به تحلیلی مقایسه‌ای میان شرکت‌های درمانده و احیا شده کشور استرالیا طی دوره زمانی 2008 - 2011 پرداخت. وی از 30 نسبت مالی و هم‌چنینی از روش رگرسیون لجستیک برای تحلیل داده­ها استفاده کرده است. معیار انتخاب شرکت‌های درمانده داشتن دو سال زیان پیوسته و معیار انتخاب شرکت‌های احیا شده، داشتن دو سال سود پیوسته بوده است. یافته‌ها نشان داد نسبت‌های سود خالص به فروش، سود ناخالص به کل دارایی و نسبت پوشش بهره شرکت‌های احیا شده در مقایسه با شرکت‌های درمانده از وضعیت بهتری برخوردار است.

چو کو[22] (2016) در پژوهش خود اقدام به صورت‌بندی مدلی برای شرکت‌های آفریقای جنوبی دارای بحران مالی که از پتانسیل احیا یا خروج از درماندگی طی دوره زمانی 2007-2014 برخوردارند، کرده است. وی در این پژوهش از 11 متغیر مالی بهره برده است. متغیرهای مورد استفاده در تحلیل آماری این پژوهش شامل کارایی، اندازه، دارایی‌های آزاد و تغییر مدیریت ارشد بوده است. یافته‌ها نشان داد کارایی، متغیر کلیدی برای پیش‌بینی احیای موفقیت‌آمیز می‌باشد.

یانگ کیما و شیگونگ[23] (2016) در مطالعه خود برای پیش­بینی احیای مالی به بررسی شرکت‌هایی که در بازار بورس چین طی سال­های 1998 - 2011 دارای درماندگی مالی بودند، پرداختند. آنها با انتخاب تعداد 441 شرکت که در وضعیت درماندگی مالی بودند؛ از سه معیار نسبت­های حسابداری، متغیرهای بازار و اطلاعاتی از ساختار مالکیت و تغییر ساختار استفاده کردند. یافته­ها نشان داد احیای شرکت­های درمانده با مدت زمان رابطه منفی دارد؛ بدین صورت که طولانی شدن مدت درماندگی، احتمال موفقیت شرکت برای احیا را کم‌تر می‌کند. هم‌چنین، متغیرهای حسابداری از بین سه متغیر قوی‌ترین شاخص برای پیش­بینی احیا می‌باشد.

قزاوی[24](2018)در پژوهش خودبه بررسی چشم‌اندازهای نظری راهبردهای احیا پرداخته است. در این تحقیق ابتدا ادبیات احیا و نوسازی و سپس در توسعه چارچوب نظری آن، جنبه‌های رفتاری تیم‌های مدیریت ارشد سازمان، در زمان بحران و نزول عملکرد بررسی شد. یافته‌ها نشان داد فرایند احیا به شدت شرکت‌محور است و بر شناخت مدیریتی، کارایی و عملکرد متمرکز است. برای حمایت از فرایند احیا شرکت باید با شناسایی دلایل ایجاد بحران توسط مدیریت ارشد و دارا بودن مدیریت استراتژیک پایدار برای هماهنگی فرایند احیا و در نهایت، جلب حمایت ذی نفعان اقدام نماید.

در خصوص فرایند احیا پژوهش‌های متعددی توسط مانیمالا[25] (1991)، پیرس و رابینز [26](1993)، اروجیسامی و بارکر[27] (1995)، چودوری[28] (2002)، شرر[29] (2003)، لورک، بدیان  و پالمر[30](2004)، میشوری و آلستروم [31](2004)، فرانسیس و دسای[32](2005)، اسمیت و گریو[33](2005)، فایلیتاچو و تامس[34] (2006)، کاتر و شواب [35](2008) و سرینیواس [36] (2013) صورت گرفته است.  

در تحقیقات داخلی فقط یک تحقیق با رهیافت کیفی در خصوص احیای مالی یافت شد. در این بخش، نخست، پژوهش یاد شده معرفی می‌شود و از آنجا که مدل مورد استفاده محققان در این پژوهش از مدل تعدیل شده کردستانی - تاتلی (1393) اقتباس یافته، در ادامه، این تحقیق نیز تشریح می‌گردد.

رحمان سرشت، حساس یگانه، فلاح شمس و ایراندوست (1393) در پژوهش خود سعی کرده‌اند با رویکردی کیفی فرایند احیای شرکت‌های بحران‌زده را با استفاده از نظریه داده بنیاد استخراج و سپس آن را به مثابه قاعده‌ای عمومی قابل اجرا (و یا دست کم، کمک‌کننده) عرضه نمایند. مصاحبه باز (گشوده) تکنیک مورد استفاده در این پژوهش می‌باشد. یافته­های این پژوهش مبتنی بر تجربه 10 نفر از مدیران شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است که پس از تجربه بحران مالی در سال‌های 1385 - 1391، موفق به احیای شرکت شده‌اند. این یافته‌ها نشان می­دهد، بر اساس مدل فرایندی این پژوهش، مرحله اول احیا با ارزیابی عوامل و علـل ایجـاد بحـران شروع می‌شود (مرحله شناسایی عوامل بحران‌زا). در مرحله دوم، با بررسی ماهیت بحران از لحاظ شدت، گستردگی و تداوم، ضرورت نیاز به اجرای راهبردهای احیا تشخیص داده می‌شود (مرحله تشخیص ماهیت و دامنه عوامل و نیازسنجی راهبردها) و مرحله سوم، نوع راهبردهای احیا بر اساس نتایج مراحل قبلی تعیین می­شود کـه در ایـن پژوهش با عنوان راهبردهای کارایی‌محور و اثربخش‌محور طبقه‌بندی شده اسـت (گزینش و کاربرد راهبردهای کارایی‌محور و اثربخش‌محور)؛ بنابراین، به طور خلاصه، این فرایند سه مرحله‌ای را می‌توان به شکل زیر صورت‌بندی کرد:

1)‌ مرحله شناسایی عوامل بحران‌زا؛

2)‌ مرحله تشخیص ماهیت و دامنه عوامل و نیازسنجی راهبردها؛

3)‌ گزینش و کاربرد راهبردهای کارایی‌محور و اثربخش‌محور.

کردستانی و تاتلی (1393) پژوهشی برای ارزیابی توان پیش‌بینی مدل­های ورشکستگی با هدف استخراج مدلی از تعدیل ضرایب مدل آلـتمن، اسـپرینگیت و زیمسـکی و بهتـرین متغیـرهـای توضیحی آنها به کمک رگرسیون چندمتغیره و رگرسیون لجسـتیک، جهـت شناسـایی شـرکت‌هـای درمانـده و ورشکسته مالی در بورس اوراق بهادار تهران انجام دادند. برای این منظور، تمامی شرکت‌های تولیدی عضو بورس اوراق بهادار تهران برای یک دوره 20 ساله طی سال­های 1371 -1390 مورد بررسی قرار گرفته است. یافته‌ها نشان می‌دهد مدل‌های اولیه آلتمن، اسپرینگیت و زیمسکی قابلیت زیادی بـرای شناسـایی شرکت‌های درمانده و ورشکسته مالی در ایران ندارند و مدل‌های تعـدیل شـده با دقت 93 درصد از توانـایی بیش‌تری برای دست‌یابی به هدف برخوردارند. مدل ارایه شده به روش تحلیل ممیزی، متغیرهای مورد استفاده و محدوده تفکیک شرکت‌ها به سالم، درمانده و ورشکسته به شرح زیر می‌باشد:

 

مدل بومی شده کردستانی- تاتلی (1393)

(MDA) =

 

:

­سود (زیان) انباشته به کل دارایی ها

:

سود(زیان) خالص به کل دارایی ها

 

:

سود(زیان) عملیاتی به کل دارایی ها

:

کل بدهی ها به کل دارایی ها

 

و

محدوده ورشکسته

محدوده درمانده

محدوده سالم

مدل‌ها

TK ≤ -0/5

-0/5 < TK < - 0/3

TK ≥ - 0/3

تحلیل ممیزی

 

به طور کلی، تحلیل منابع نشان می‌دهد، متغیرهای مالی مورد بهره‌برداری در تحقیقات پیشین، تصویر کاملی از عوامل مالی موثر در خروج از درماندگی عرضه نمی‌کند و هم‌چنین، دوره زمانی تحقیقات کوتاه می­باشد. بر همین اساس، نوآوری این پژوهش این است که با مروری بر تحقیقات معتبر و متعدد در خصوص خروج از درماندگی یا احیای مالی، متغیرهای جامع و کامل‌تری شناسایی و دوره زمانی نیز طولانی‌تر می‌باشد تا تببین بهتر و دقیق‌تری از عوامل موثر بر احیای شرکت­های درمانده صورت گیرد.

 

3.‌ روش تحقیق

از آنجا که هدف این پژوهش، تبیین عوامل موثر بر خروج از درماندگی مالی است؛ در جرگه پژوهش‌های کاربردی به شمار رفته و به لحاظ روش، پژوهشی توصیفی - تبیینی می‌باشد.

در این پژوهش برای جمع‌آوری اطلاعات از روش کتابخانه‌ای استفاده شده و اطلاعات متغیرهای مالی از نـرم‌افـزار ره آورد نـوین و صـورت‌های مالی حسابرسی شده و سایت کدال[37] استخراج و برای آزمون فرضیه‌ها از نرم‌افـزار آماری SPSS  (نسخه 18) استفاده شده است. جامعه مورد بررسی تمامی شرکت‌های تولیدی پذیرفته شده در بـورس اوراق بهـادار تهـران در بـازه زمانی 1380 - 1396 می‌باشد. برای تعیین نمونه آماری، از روش حذف سیستماتیک استفاده شده است. بدین منظور آن دسته از شرکت­های جامعه آماری که دارای شرایط زیر هستند، به عنوان نمونه آماری انتخاب و دیگر شرکت‌ها حذف می‌شوند.

-‌ شرکت طی دوره مورد بررسی، تغییر سال مالی نداشته باشد؛

-‌ شرکت‌های تحت بررسی جزء شرکت‌های سرمایه‌گذاری، هلدینگ و واسطه‌گری مالی نباشند؛

-‌ اطلاعات و داده‌های آنها در دسترس باشد.

بر اساس مدل تعدیل شده درماندگی کردستانی تاتلی (1393) شرکت‌هایی به عنوان نمونه انتخاب می‌شوند که ابتدا در طبقه درمانده‌ها قرار گرفته و سپس از درماندگی خارج و در طبقه شرکت‌های سالم قرار گیرند. بر این اساس، تعداد نمونه شامل 171 شرکت درمانده می‌باشد. از کل شرکت­های درمانده تعداد 167 شـرکت که احیا شدند، شناسایی و با توجه به اینکه برخی از شرکت‌ها در مدت تحقیق بیش‌تر از یک بار درمانده و احیا شده‌اند، تعداد کل نمونه به 200 مورد افزایش یافته است.    

متغیرهای مستقل پژوهش عوامل مالی است که شامل چهار عامل اصلی و چند متغیر دیگر بوده که در سایر متغیرها طبقه‌بندی شده است. بر اساس ادبیات تحقیق، در نهایت، 54 نسبت مالی موثر بر احیای مالی شناسایی شدند. فهرست متغیرها و نحوه محاسبه آن در بخش تجزیه و تحلیل داده‌ها آمده است. عوامل اصلی متغیرهای مالی و تعداد آنها به شرح زیر می‌باشد.

 

 

 

 

جدول 1. متغیرهای اصلی تحقیق

عوامل مالی

تعداد نسبت‌ها

نقدینگی

11

کارایی یا فعالیت

16

اهرمی

13

سودآوری

11

سایر

3

جمع

54

           منبع: گردآوری محقق

 

متغیر وابسته، احیای مالی یا خروج از درماندگی است. بـرای تبـدیل احیای مالی به متغیر کمّی، از مقادیر صـفر و یـک اسـتفاده شـده اسـت که مقدار شرکت‌های احیا شده، یک و  شرکت‌های درمانده، صفر در نظر گرفته شده است.

روش‌های آماری مناسب برای فرایند پالایش متغیرها از طریق آزمون‌های مقایسه میانگین زوجی و هم‌چنین تحلیل عاملی اکتشافی با استفاده از مولفه‌های اصلی انجام شده است. سپس با پالایش متغیرها با استفاده از تحلیل ممیزی و در قالب ترکیبات خطی، اقدام به تشکیل توابع ممیزی شد.

 

جدول 2. مدل مفهومی احیای شرکت‌های درمانده

عوامل مالی

مرحله احیای مالی

مرحله درماندگی

مرحله سلامت مالی

عامل 1: نقدینگی

عامل2: کارایی

عامل3: اهرمی

عامل4: سودآوری

عامل5: سایر

 

   

منبع: یافته‌های پژوهش

 

4.‌ تجزیه و تحلیل نتایج

در این بخش با استفاده از روش‌های آماری مناسب به تبیین عوامل مالی که در خروج از درماندگی مالی موثر می‌باشند، پرداخته شده و سپس، مدل ارائه می‌شود. برای این منظور، ابتدا فرایند پالایش و کاهش متغیرها از طریق آزمون‌های مقایسه میانگین زوجی و هم‌چنین، تحلیل عاملی اکتشافی با استفاده از مولفه‌های اصلی انجام شده؛ سپس، متغیرهای پالایش شده با استفاده از تحلیل ممیزی و در قالب ترکیبات خطی، تشکیل توابع ممیزی صورت گرفته است. در ادامه به تشریح نتایج حاصل از این آزمون‌ها پرداخته می‌شود.

 

-‌ آزمون مقایسه‌های زوجی متغیرها در دوره‌های ورود به درماندگی و سلامت مالی

در این بخش، آزمون‌های مقایسه‌های زوجی برای هر متغیر در دو دوره ورود به شرایط درماندگی و شرایط سلامت مالی انجام شده است. طبق نتایج این آزمون می‌توان متغیرهایی که را تفاوت قابل ملاحظه در دو دوره نداشته‌اند، از فرایند تحلیل خارج کرد و انتظار داشت که تغییرات مقادیر این متغیرها نقشی در تبیین خروج از درماندگی مالی نداشته باشد. برای انجام این آزمون با توجه به عدم تایید فرض نرمال بودن تمامی متغیرها، از آزمون‌های ناپارامتری رتبه‌ای – نشانه‌ای ویلکاکسون و آزمون نشانه‌ها استفاده شده است. علت استفاده از دو آزمون در این بخش، دست‌یابی به نتایجی پایدارتر است و تنها متغیرهایی وارد مرحله بعدی تحلیل خواهند شد که تحت نتایج هر دو آزمون، اختلاف معناداری بین مقادیر آنها در دوره ورود به درماندگی و دوره خروج از درماندگی وجود داشته باشد. جدول (3) نتایج این آزمون را نشان می‌دهد.

 

جدول 3. آزمون مقایسه میانگین زوجی متغیرها در دوره‌های ورود و خروج از درماندگی مالی

متغیر

آزمون ویلکاکسون

آزمون نشانه

نتیجه

آماره آزمون

سطح معناداری

آماره آزمون

سطح معناداری

WC

513/7-

000/0

849/7-

000/0

P

F.TD

186/10-

000/0

829/9-

000/0

P

QA.TA

083/2-

037/0

182/3-

001/0

P

WC.TA

076/8-

000/0

849/7-

000/0

P

EBITDA.S

490/3-

000/0

724/3-

000/0

P

EBITDA.TD

824/7-

000/0

142/7-

000/0

P

CA.TA

768/1-

.077/0

475/2-

013/0

O

NCI

456/7-

000/0

132/8-

000/0

P

QA.CL

362/6-

000/0

010/6-

000/0

P

CA.CL

884/7-

000/0

142/7-

000/0

P

WC. FA

098/7-

000/0

283/7-

000/0

P

S. TA

821/5-

000/0

299/5-

000/0

P

S.TE

617/2-

009/0

862/1-

063/0

O

S. FA

613/3-

000/0

156/5-

000/0

P

S.CA

641/5-

000/0

156/5-

000/0

P

DOWN SIZING

710/2-

007/0

616/2-

009/0

P

INVTRNI.S

359/5-

000/0

716/4-

000/0

P

TR. I

213/0-

831/0

000/0

000/1

O

ACC.PAYABLE

726/4-

000/0

518/3-

000/0

P

DAY SELL. INVENT

062/4-

000/0

103/3-

002/0

P

TR.AP

455/2-

014/0

768/1-

077/0

O

OP.EXP.CHANGE

940/0-

347/0

919/0-

358/0

O

REV.CHANGE

454/2-

014/0

475/2-

013/0

P

SELL.EFF

127/8-

000/0

882/9-

000/0

P

EXP.EFF

687/7-

000/0

932/8-

000/0

P

INCOME.EFF

669/10-

000/0

243/11-

000/0

P

REC.TURN

180/5-

000/0

357/4-

000/0

P

EXP.CHANGE

082/1-

279/0

418/1-

156/0

O

FA.TE

971/7-

000/0

132/8-

000/0

P

PBT.CL

057/10-

000/0

970/9-

000/0

P

CA.TL

924/7-

000/0

142/7-

000/0

P

CL.TA

803/7-

000/0

000/7-

000/0

P

EBIT.INT

413/6-

000/0

401/6-

000/0

P

INT.S

774/2-

006/0

686/1-

092/0

O

INT.TD

391/4-

000/0

073/4-

000/0

P

EBIT.TD

767/10-

000/0

924/9-

000/0

P

TE.TA

212/10-

000/0

112/10-

000/0

P

TD.TA

563/10-

000/0

536/10-

000/0

P

TD.TE

518/10-

000/0

394/10-

000/0

P

CAP.CHANGE

640/0-

522/0

566/0-

571/0

O

NI.TA

461/10-

000/0

970/9-

000/0

P

NI. S

249/8-

000/0

164/8-

000/0

P

EBIT.TA

580/9-

000/0

365/8-

000/0

P

EBT.TE

753/5-

000/0

152/6-

000/0

P

EBIT.S

932/6-

000/0

729/5-

000/0

P

GP. S

142/6-

000/0

299/5-

000/0

P

RE.TA

622/10-

000/0

350/10-

000/0

P

GP.OEX

547/7-

000/0

500/6-

000/0

P

ROE

350/12-

000/0

930/13-

000/0

P

EBT.TA

015/10-

000/0

263/9-

000/0

P

GP.TA

408/8-

000/0

500/7-

000/0

P

AGE

323/11-

000/0

223/13-

000/0

P

SIZE.I

899/7-

000/0

273/8-

000/0

P

SIZE.II

856/8-

000/0

836/9-

000/0

P

  علامت O به معنی حذف متغیر و علامت P به معنای عدم حذف متغیر است.         منبع: یافته‌های پژوهش

مطابق با نتایج آزمون ویلکاکسون مشاهده می‌شود که متغیرهای نسبت دارایی جاری به کل دارایی، نسبت مطالبات به موجودی کالا، تغییر در هزینه‌های عملیاتی، تغییر در هزینه‌های مالی و نرخ رشد سرمایه در اولین دوره‌های ورود به درماندگی مالی و اولین دوره احراز شرایط سلامت مالی اختلاف معناداری نداشته‌اند و بنابراین، نمی‌توان این متغیرها را در تبیین خروج از درماندگی تاثیرگذار دانست. تحت نتایج آزمون نشانه‌ها نیز مشاهده می‌شود که متغیرهای نسبت فروش به حقوق صاحبان سهام، نسبت مطالبات به موجودی کالا، نسبت مطالبات به حساب‌های پرداختنی، تغییر در هزینه‌های عملیاتی، تغییر در هزینه‌های مالی، نسبت هزینه بهره به فروش و نرخ رشد سرمایه اختلاف معناداری در این دو دوره نداشته‌اند. بنابراین، فرایند تحلیل عاملی بر پایه مولفه‌های اصلی، بدون استفاده از این متغیرها انجام می‌شود.

 

-‌ تحلیل عاملی و پالایش متغیرها

در این بخش، به منظور پالایش متغیرها از تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شده که به روش مولفه‌های اصلی انجام می‌شود. در این تحلیل، ماتریس کواریانس متغیرها مبنای تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرد و به تعداد متغیرهای مورد مطالعه، مولفه اصلی تشکیل می‌شود. از بین مولفه‌های اصلی تشکیل شده تنها بخشی از آنها دارای محتوای اطلاعاتی هستند و آن مولفه‌هایی که مقادیر ویژه کوچک‌تر از یک اختیار می‌کنند، در ساختار ارتباطی متغیرها با یکدیگر، نقش قابل توجهی ندارند. بنابراین، تعداد عامل‌ها بر پایه تعداد مقادیر ویژه بزرگ‌تر از یک تعیین می‌شود (مقادیر ویژه ماتریس هم‌بستگی متغیرها در نمودار سنگریزه عرضه می‌شود). پس از تشکیل عامل‌ها، بارهای عاملی مربوط به هریک از متغیرها برای هر عامل به طور جداگانه برآورد می‌شود و به طور تجربی نشان داده شده متغیرهایی که دارای بار عاملی بزرگ‌تر از 7/0 هستند، متغیرهای مهمی در تبیین روابط ماتریس کواریانس متغیرها هستند.

بر این اساس، فرایند تحلیل عاملی و پالایش متغیرها در این بخش طی سه مرحله انجام پذیرفت. در هر مرحله پس از تشکیل عوامل و بررسی بارهای عاملی متغیرها، متغیرهایی که بار عاملی کم‌تر از 7/0 داشتند از فرایند تحلیل خارج شده و تحلیل عاملی مجدداً برای سایر متغیرها انجام شده است. در هر مرحله تعدادی از متغیرها از فرایند تحلیل حذف شده و بنابراین، متغیرهای تحلیل نهایی مرحله سوم، به عنوان متغیرهای ورودی به تحلیل ممیزی در نظر گرفته شده‌اند. نمودار سنگریزه (نمودار 1) در تبیین مقادیر ویژه ماتریس کواریانس متغیرها در سومین گام تحلیل عاملی در زیر ارائه می‌شود.

 

 

نمودار 1. نمودار سنگریزه مقادیر ویژه

منبع: یافته‌های پژوهش

 

بر اساس نمودار (1) مشاهده می‌شود تنها 8 مقدار ویژه از ماتریس کواریانس حاصل از گام دوم تحلیل، دارای مقادیر بزرگ‌تر از یک هستند و بنابراین، در این گام از تحلیل عاملی، تعداد 8  عامل بر پایه ترکیبات خطی از متغیرهای اصلی تشکیل می‌شود که بار عاملی هر متغیر در هر عامل، نشان‌دهنده درجه اهمیت آن است و از طرف دیگر، تمامی 8 عامل به طور کامل به یکدیگر غیروابسته هستند. لذا ماتریس کواریانس عوامل (فاکتورها)، یک ماتریس همانی است. طبق نتایج، با استفاده از این 8 عامل می‌توان تا 542/89 درصد از تغییرات موجود در ساختار ارتباطی داده‌ها را توجیه و تبیین کرد. جدول (4) نتایج بارهای عاملی هریک از متغیرها را به تفکیک هر عامل در بخش تحلیل عاملی نشان می‌دهد.

 

جدول 4. بارهای عاملی هریک از متغیرها به تفکیک هر عامل

متغیرها

عوامل

عامل 1

عامل 2

عامل 3

عامل 4

عامل 5

عامل 6

عامل 7

عامل 8

F.TD

100/0

097/0-

953/0

031/0-

019/0-

012/0-

006/0-

005/0-

QA.TA

114/0-

424/0

126/0-

051/0

123/0

006/0-

776/0

132/0-

EBITDA.S

292/0

008/0

857/0

072/0

022/0

096/0-

160/0-

001/0

EBITDA.TD

184/0

035/0-

958/0

032/0-

024/0-

022/0

092/0

013/0-

QA.CL

093/0-

967/0

041/0-

043/0

076/0

059/0-

024/0-

015/0-

CA.CL

118/0-

893/0

066/0-

044/0

209/0

027/0-

005/0-

010/0-

WC. FA

193/0-

836/0

014/0-

384/0-

102/0-

022/0-

026/0

018/0

S. TA

029/0-

002/0

052/0-

001/0

024/0

896/0

221/0

014/0

S.CA

079/0

092/0

015/0-

077/0-

017/0-

928/0

076/0-

008/0-

ACC.PAYABLE

082/0

062/0-

019/0-

975/0

002/0-

029/0-

033/0-

003/0-

DAY.SLL.INVENT

088/0

051/0-

013/0

962/0

021/0-

050/0-

004/0

004/0

SELL.EFF

032/0

088/0

016/0-

011/0-

983/0

062/0

008/0-

002/0-

INCOME. EFF

071/0

100/0

003/0-

005/0-

979/0

058/0-

024/0-

000/0

CL.TA

138/0

279/0-

039/0

058/0-

128/0-

147/0

797/0

113/0

EBIT.INT

012/0

014/0-

016/0-

001/0

000/0

004/0

006/0

995/0

EBIT.TD

854/0

178/0-

091/0

084/0-

047/0-

181/0

259/0

028/0-

NI.ta

805/0

098/0-

184/0

054/0-

003/0-

084/0

276/0

044/0

NI. S

835/0

059/0-

147/0

188/0

076/0

077/0-

284/0-

045/0

EBIT.TA

831/0

105/0-

129/0

087/0-

031/0-

152/0

344/0

019/0-

EBIT.S

874/0

065/0-

130/0

159/0

068/0

092/0-

243/0-

012/0

GP. S

804/0

078/0-

135/0

245/0

107/0

178/0-

268/0-

028/0-

منبع: یافته‌های پژوهش

 

مطابق با نتایج جدول (4) از بین تمامی 46 متغیر ورودی به فرایند تحلیل عاملی، تعداد 25 متغیر حذف شده و تعداد 21 متغیر باقی مانده که هریک از آنها دارای بارهای عاملی بزرگ‌تر از 7/0 بوده و سهم بزرگی در تبیین روابط بین متغیرها و ماتریس کواریانس داده‌ها داشته‌اند. بنابراین، تحلیل ممیزی تحقیق بر پایه این متغیرها انجام شده است.

 

-‌ تحلیل ممیزی و تشکیل توابع ممیزی

در این بخش، با استفاده از تعداد 21 متغیر شناسایی شده از فرایند تحلیل عاملی و مولفه‌های اصلی، بهترین ترکیبات خطی از این متغیرها به عنوان توابع ممیزی به گونه‌ای شناسایی می‌شوند که بیش‌ترین تفکیک را از یکدیگر دارند و بنابراین، تفکیک شرکت‌ها در هریک از وضعیت‌های سنوات گذر از دوره درماندگی مالی، بر اساس این توابع ممیزی صورت می‌گیرد. اما از آنجا که فرض نرمال بودن توزیع داده‌ها در این تحلیل وجود دارد و با توجه به عدم تایید این فرض در آزمون کلموگروف- اسمیرنوف، به منظور حصول نتایج مطمئن و پایدار از روش بوت استرپ استفاده شده که نیاز به تحلیل فرض نرمال بودن توزیع داده‌ها را برطرف می‌سازد؛ در این فرایند نیز، تحلیل نهایی بر پایه معناداری نقش هریک از متغیرها در توابع ممیزی ارائه شده است.

به عبارت دیگر، تحلیل ممیزی بر متغیرها در دو مرحله انجام شده است. در مرحله اول، متغیرهایی که ضرایب آنها در تابع ممیزی[38] در سطح خطای 05/0 معنادار نبوده، شناسایی شده و از مدل حذف شده‌اند و در مرحله دوم، مدل بر پایه متغیرهای معنادار در گام اول برازش شده است. معیار خروج متغیرها از تحلیل، فاصله اطمینان 95 درصد برای ضرایب متغیرها در توابع ممیزی بوده است. جدول (5) نتایج برآورد توابع ممیزی و ضرایب متغیرها در این توابع را در گام دوم تحلیل نشان می‌دهد.

 

 

 

 

 

جدول 5. برآورد ضرایب متغیرها در توابع ممیزی

متغیرها

تابع ممیزی

ضریب در تابع

تحلیل بوت استرپ

اریبی برآورد

خطای برآورد

فاصله اطمینان 95 درصد

کران پایین

کاران بالا

CL.TA

بدهی جاری به کل دارایی

تابع 1

025/2-

261/1

454/2

280/4-

237/5

تابع 2

450/0

185/1

669/2

634/3

720/5

تابع 3

081/5

577/1-

880/1

271/1-

846/5

GP S.

سود ناخالص به فروش

تابع 1

958/3

388/1-

555/2

402/3-

144/6

تابع 2

635/3-

825/5

028/3

704/3-

798/6

تابع 3

334/2

653/0-

830/2

040/4-

121/6

S.CA

فروش به

دارایی جاری

تابع 1

670/0

115/0-

442/0

575/0-

262/1

تابع 2

634/0

444/0-

514/0

756/0-

988/0

تابع 3

056/0

035/0

415/0

761/0-

814/0

(Constant)

تابع 1

566/0-

297/0-

047/1

893/2-

169/1

تابع 2

461/0-

256/1-

337/1

964/3-

745/0

تابع 3

625/3

021/1

208/1

236/4-

307/0

منبع: یافته‌های پژوهش

 

مطابق با نتایج جدول (5) تعداد سه تابع ممیزی به منظور تفکیک شرکت­ها شناسایی شده و ضرایب مربوط به متغیرهای اساسی تحقیق در هر تابع برآورد شده است. با توجه به این که متغیر وابسته دارای چهار حالت (خروج درماندگی بعد از یک‌ سال، بعد از دو سال، بعد از سه سال و بعد از چهار سال و بیش‌تر) می‌باشد که در مدل تعریف شده است، خروج از درماندگی با سه تابع ممیزی قابل تشخیص می‌باشد. با توجه به ضرایب جدول (3) توابع ممیزی به منظور تفکیک شرکت‌ها را می‌توان به شکل زیر ارایه کرد.

 

 

 

 

 

به منظور آزمون معناداری این توابع در تفکیک شرکت‌ها به نتایج آزمون لاندای ویلکس[39] اشاره می‌شود که نتایج آن به شرح جدول (6) می‌باشد.

 

جدول 6. آزمون معناداری توابع ممیزی

توابع ممیزی

لاندای ویلکس

آماره کای- مربع

درجه آزادی

سطح معناداری

تابع 1 تا 3

950/0

025/10

9

348/0

تابع 2 تا 3

992/0

502/1

4

826/0

تابع 3

999/0

119/0

1

730/0

        منبع: یافته‌های پژوهش

 

با توجه به نتایج آزمون و سطوح معناداری آزمون کای- مربع مشاهده می‌شود که هر 3 تابع ممیزی شناسایی شده در سطح خطای 05/0 معنادار بوده‌اند و تفکیک شرکت‌ها بر پایه این توابع از نظر آماری معنادار است.

 

-‌ شناسایی سال‌های خروج شرکت‌های از درماندگی بر پایه توابع ممیزی

به منظور تعیین وضعیت هر شرکت نسبت به تعداد سال‌های خروج از درماندگی مالی و احراز شرایط سلامت مالی با استفاده از توابع ممیزی به این شکل عمل می‌شود که ابتدا امتیاز شرکت بر اساس هریک از توابع ممیزی محاسبه می‌شود و سپس امتیاز به دست آمده از هریک از توابع، با مقدار مرکزی شده تحت آن تابع در هر یک از وضعیت‌های متغیر وابسته (تعداد سال‌ها) مقایسه می‌شود. در صورتی که مجموع فواصل حاصل (اختلاف امتیاز شرکت از مقدار مرکزی شده تحت هر تابع)  و برای هر گروه (یک سال، دو سال، سه سال، بیش‌تر از سه سال) کم‌تر باشد، شرکت به آن گروه تعلق خواهد داشت. جدول (7) مقادیر مرکزی شده تحت توابع ممیزی را در هر گروه نشان می‌دهد.

 

جدول 7. مقادیر مرکزی توابع ممیزی

وضعیت شرکت در خروج از درماندگی مالی

تابع ممیزی

تابع F1

تابع F2

تابع F3

یک سال بعد

150/0

002/0

023/0

دو سال بعد

081/0

094/0

034/0-

سه سال بعد

438/0-

039/0

013/0

بیش‌تر از سه سال

035/0-

159/0-

021/0-

   منبع: یافته‌های پژوهش

 

بنابراین، جدول (7) و توابع ممیزی F1، F2 و F3  شاخص‌های اصلی تعیین وضعیت شرکت در تعداد سال‌های خروج از درماندگی مالی هستند؛ به عنوان مثال، می‌توان شرکتی را ترسیم کرد که طبق مدل ورشکستگی کردستانی و تاتلی (1393) به عنوان یک شرکت درمانده مالی شناسایی شده است. برای تعیین وضعیت شرکت برای خروج از درماندگی به این شکل عمل می شود که فرض کنید نسبت بدهی‌های جاری به کل دارایی‌ها ( ) برای شرکت در آن دوره برابر با 24/0، نسبت سود ناخالص به کل فروش ( ) برای شرکت در آن دوره برابر با 38/0 و نسبت فروش به دارایی‌های جاری ( ) برای شرکت در آن دوره برابر با 19/0 باشد. در این صورت، مقدار هریک از توابع ممیزی برای این شرکت برابر هستند با:

 

 

 

 

 

حال میزان اختلاف (مجموع مربعات خطا) امتیاز شرکت تحت هریک از توابع ممیزی، با مقدار مرکزی هر تابع در هر گروه به طور جداگانه محاسبه می‌شود.

الف) در گروه یک(گروه شرکت‌هایی که پس از یک سال از درماندگی خارج می‌شوند)؛

 

 

ب) در گروه دو(گروه شرکت‌هایی که پس از دو سال از درماندگی خارج می‌شوند)؛

 

ج) در گروه سه(گروه شرکت‌هایی که پس از سه سال از درماندگی خارج می‌شوند)؛

 

د) در گروه چهار(گروه شرکت‌هایی که بیش‌تر از سه سال از درماندگی خارج می‌شوند).

 

 

بنابراین، مشاهده می‌شود که مجموع اختلاف امتیاز به دست آمده برای شرکت از مراکز گروه‌ها برای گروه چهارم کم‌تر از بقیه است و بنابراین، طبق توابع ممیزی تحقیق، شرکت یاد شده کم‌ترین فاصله را با این گروه دارد و لذا، بیش از سه سال طول خواهد کشید تا این شرکت از وضعیت درماندگی خارج شده و به عنوان شرکت دارای سلامت مالی شناسایی شود.

 

-‌ دقت تبیین مدل

به منظور سنجش دقت تبیین مدل، از درصد تبیین‌های صحیح وضعیت خروج از درماندگی استفاده شده که نتایج آن به شرح جدول (8) می­باشد.

 

جدول 8. توان تبیین مدل

وضعیت شرکت در خروج از درماندگی مالی

درصد تبیین صحیح

گروه

کل

یک سال بعد

6/50

5/61

دو سال بعد

1/76

سه سال بعد

5/73

بیش‌تر از سه سال

7/56

           منبع: یافته‌های پژوهش

 

مطابق با نتایج جدول (8) مشاهده می‌شود که مدل تحقیق می‌تواند تا 5/61 درصد از وضعیت‌های خروج شرکت از درماندگی را به درستی تبیین نماید. این تبیین برای شرکت‌هایی که پس از یک سال از درماندگی خارج می‌شوند، برابر با 6/50 درصد؛ برای شرکت‌هایی که پس از دو سال از درماندگی خارج می‌شوند، برابر با 1/76 درصد و برای شرکت‌هایی که پس از سه سال از درماندگی خارج می‌شوند، برابر با 5/73 درصد به دست آمده است.

 

5.‌ نتیجه‌گیری و پیشنهادها

هدف این پژوهش تبیین متغیرهای مالی موثر بر احیا و خروج از درماندگی می‌باشد. با مروری بر تحقیقات مختلف در زمینه احیای مالی متغیرهای مالی مختلفی که یکی از مهم‌ترین اطلاعات برای تحلیل‌گری می‌باشد، برای تبیین خروج از درماندگی استفاده شد. نتایج تحقیق نشان می‌دهد بین متغیرهای مالی و خروج از درماندگی رابطه معناداری وجود دارد و نسبت‌های مالی بدهی‌های جاری به کل دارایی‌ها، سود خالص به فروش و فروش به دارایی جاری دارای بیش‌ترین قدرت تبیین برای احیای مالی شرکت‌های درمانده هستند.

یافته‌های تحقیق و مدل‌های ارائه شده در محیط اقتصادی کشور می‌تواند برای شناسایی مدت زمان احیای مالی شرکت‌ها مورد توجه شرکت‌های سرمایه‌گذاری، سرمایه‌گذاران و تحلیل‌گران مالی در انتخاب پرتفوی مناسب برای سرمایه‌گذاری قرار گیرد؛ زیرا شرکت‌هایی که دارای وضعیت درماندگی مالی می‌باشند، در صورت بهبود عملکرد و پدیدار شدن علایم برای خروج از درماندگی دارای بازده قیمتی مناسبی خواهند بود.

هم‌چنین، مدیران شرکتی که دارای وضعیت درماندگی مالی می‌باشد، برای تشخیص این که شرکت مورد فعالیت آنها دارای علایم بهبود و خروج از درماندگی می‌باشد یا خیر، می‌توانند به نسبت‌های حاصل از نتایج پژوهش توجه نمایند که در صورت بهبودی در روند این نسبت‌ها به وضعیت خروج از درماندگی مالی نزدیک می‌شوند و در غیر این صورت، برای بهبود وضعیت شرکت باید تلاش بیش‌تری نمایند تا از درماندگی مالی خارج شوند.



[1] Distress

[2] Bankruptcy

[3] Financial Distress

[4] Turnaround

[5]  Balgobin & Pandit

[6]  Financial Risis

[7]  Ghazzawi

[8] Brandes & Brege

[9] Slatter

[10] Cameron, Whetten & Kim

[11] Pearce & Robbins

[12] Bruton & Rubanik

[13] Hambrick & Schecter

[14] Harker

[15] Belcher & Nail

[16] Tenkasi & Kamal

[17] Smith & Graves

[18] Pearce

[19] Binti & Ameer

[20] Chenchehene & Mensah

[21] Situm  

[22] Chu-kuo

[23] Yeong Kima & Shiguang

[24] Ghazzawi

[25] Manimala

[26] Pearce & Robbins

[27] Arogyaswamy & Barker

[28] Chowdhury  

[29] Scherrer

[30] Lohrke, Bedeian & Palmer

[31] Maheshwari & Ahlstrom

[32] Francis & Desai

[33] Smith & Graves

[34] Filatotchev & Toms

[35] Cater & Schwab

[36] Srinivas

[37] Codal

[38] Classification Function Coefficients

[39] Wilks' Lambda

-        رحمان سرشت، حسین، حساس یگانه، یحیی، فلاح شمس، میرفیض، ایران دوست، منصور (1393). طراحی مدل راهبردی فرایند احیای شرکت‌های بحران‌زده، نشریه مدیریت بازرگانی، 6 (3): 516-497.
-        کردستانی، غلامرضا، تاتلی، رشید (1393). ارزیابی توان پیش‌بینی مدل‌های ورشکستگی، فصلنامه دانش حسابرسی، 14 (55): 70-51
-        مهرانی، ساسان، کامیابی، یحیی، غیور، فرزاد (1398). بررسی توانایی شاخص‌های حسابداری و غیرحسابداری مؤثر بر پیش‌بینی درماندگی مالی و مقایسه روش‌های پارامتریک و ناپارامتریک، پژوهش‌های تجربی حسابداری، 9 (34):71-49.  
-         Arogyaswamy, K. & Barker, V. L. & Yasai-Ardekani, M. (1995). Firm turnarounds: An integrative two-stage model. Journal of Management Studies, 32(4): 493-525.
-         Balgobin, R. & Pandit, N. (2001). Stages in the turnaround process: The Case of IBM UK. European Management Journal, 19 (3): 301-316.
-         Belcher, T. & Nail, L. (2000). Integration problems and turnaround strategies in a cross border-merger: A clinical examination of the Pharmacia-Upjohn merger. International Review of Financial Analysis, 9(2): 219-234.
-         Bibeault, D.B. (1982). Corporate turnaround: How managers turn losers into winners, New York: McGraw-Hill.
-         Binti, S., & Ameer, R. (2010). Turnaround prediction of distressed companies: Evidence from Malaysia. Journal of Financial Reporting and Accounting, 8(2): 143-159.
-         Brandes, O., & Brege, S. (1993). Strategic turnaround and top management involvement: The case of ASEA and ABB. Blackwell Business, 91-114.
-         Bruton, G. D. & Rubanik. Y. T. (1997). Turnaround of high technology firms in Russia: The case of Micron. Academy of Management Executive, 11(2): 68-79.
-         Cameron, K. S., Whetten, D. A., & Kim, M. U. (1987). Organizational dysfunctions of decline. Academy of Management Journal, 30 (1): 126-138.
-        Cater, J. & Schwab, A, (2008). Turnaround strategies in established small family firms. Family Business Review, 21(1): 31-50.
-         Chenchehene, j., & Mensah, k. (2014).Corporate survival: Analysis of financial distress and corporate turnaround of the UK retail industry. International Journal of Liberal Arts and Social Science, 2 (9): 18-34.
-         Chowdhury, S. (2002). Turnaround: A stage theory perspective. Canadian Journal of Administrative Sciences, 19 (3): 249-266.
-         Chu-kuo Ch. (2016). Predicting corporate turnaround of listed companies in South Africa. University of Cape Town.
-         Eunice, K & Maina, S. (2019). Turnaround strategies and performance of dairy companies. International Journal of BUSINNESS & Management. 7 (6): 284-294.
-         Filatotchev, I. & Toms, S. (2006). Corporate governance and financial constraints on strategic turnarounds. Journal of Management Studies, 43 (3): 407-433.
-         Francis, J. D. & Desai, A.B. (2005). Situational and organizational determinants of turnaround, Management Decision, 43(9): 1203 – 1224.
-         Ghazzawi, I. (2018). Organizational turnaround: A conceptual framework and research Agenda. American Journal of Management, 17(7): 10-24.
-         Hambrick, D. C. & Schecter, S. M. (1983). Turnaround strategies for mature industrial-product business units. Academy of Management Journal, 26(2): 231-248.
-         Harker, M. (2001). Market manipulation: A necessary strategy in the company turnaround process? Qualitative Market Research Journal of Managerial Issues; 19, 2; ABI/INFORM Global pg. 253 4(4): 197-206.
-         Lohrke, F. & Bedeian, A. & Palmer, T. (2004). The role of top management teams in formulating and implementing turnaround strategies: A review and research agenda, International Journal of Management Reviews, 5 (6): 63-90.
-         Maheshwari, S. K. & Ahlstrom, D. (2004). Turning around a state owned enterprise: The case of scooters India limited Asia pacific. Journal of Management, 21(1-2): 75–101.
-         Manimala, M. (1991). Turnaround management, lessons from successful cases, ASCI Journal of Management, 20(4): 234-254.
-         Pearce, J. A. (2007). The value of corporate financial measures in monitoring downturn and managing turnaround. Journal of Managerial Issues, 19(2): 253-270.
-         Pearce, J. A. & Robbins, K. (1993). Toward improved theory and research on business turnaround. Journal of Management, 19(3): 613-636.
-         Poston, K. M., Harmon, K., & Gramlich, J. D. (1994). A Test of Financial Ratios as Predictors of Turnaround Versus Failure Among Financially Distressed Firms. Journal of Applied Business Research (JABR)10(1), 41-56
-         Scherrer, P.S. (2003). Management turnarounds: Diagnosing business ailments, Corporate Governance, 30(4): 52-62.
-         Situm, M. (2015). Recovery from distress and insolvency: A comparative analysis using accounting ratios. Proceedings of the 6th Global Conference on Managing in Recovering Markets, GCMRM 2015, 589-606.
-         Slatter, S. (1984). Corporate recovery: Successful turnaround strategies and their implementation. Singapore: Penguin Books.
-         Smith, M., & Graves, C. (2005). Corporate turnaround and financial distress. Journal of Management Studies, 20 (3): 304-320.
-         Srinivas, D. (2013). Performance evaluation of A.P. state road transport corporation (APSRTC) with a perceptional focus on turnaround. Departmentof Commerce & Management Studies. Andhra University.
-         Sudarsanam, S. & Lai, J. (2001). Corporate financial distress and turnaround strategies: An empirical analysis. British Journal of Management, 12(3): 183-199.
-         Tenkasi, R & Kamel, Y. (2016). To bankruptcy and back: Turnaround strategies for firm emergence, long _ term survival, and speed in researich in oraganizational change and development. Emerald Group Publishing Limited (pp. 221-259).
-         Yeong Kima, M. H., & Shiguang, Ma. (2016). Survival prediction of distressed firms. Journal of the Asia Pacific Economy, 21: 418-443.