برآورد سیستم تقاضای بنزین، برق و گاز خانگی برای خانوارهای شهری ایران

نوع مقاله : مقاله علمی

نویسنده

استادیار گروه اقتصاد، دانشکده اقتصاد، واحد تهران مرکزی، تهران، ایران (نویسنده مسوول)، پست الکترونیکی:

10.30495/eco.2021.1938310.2555

چکیده

یکی از موضوعات بسیار مهم در حوزه اقتصاد بخش عمومی، تدوین سیاست‌های جبرانی و قیمت‏گذاری حامل‌های انرژی می‌باشد. هدف این مطالعه برآورد کشش‏‏های درآمدی، قیمتی و متقاطع حامل‌های انرژی خانوارهای شهری ایران می‌باشد. لذا، سیستم تقاضای حامل‌های انرژی شامل «بنزین»، «برق خانگی» و «گاز خانگی» برای خانوارهای شهری توسط داده‌های تلفیقی «خانوار- سال» با 77758 خانوار طی دوره 1395 تا 1398 برآورد شده است. این برآورد در دو حالت تمامی خانوارهای شهری و خانوارهایی که بنزین مصرف کرده‌اند انجام‌گرفته است.از ویژگی‌های متمایزکننده این مطالعه نسبت به مطالعات پیشین، استفاده از داده‌های ماهیانه شاخص قیمت همراه با داده‌های مقطعی بودجه خانوار است. نتایج نشان می‌دهد که کالاهای موردمطالعه یعنی «بنزین»، «برق خانگی» و «گاز خانگی» ضروری می‌باشند. از سه کالای فوق، کالاهای بنزین و برق خانگی بی کشش بوده و گاز خانگی با کشش برآورد شده است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Estimation of gasoline, electricity and gas demand system for urban households of Iran

نویسنده [English]

  • Aliakbar Khosravinejad
Assistant Professor, Department of Economics, Faculty of Economics, Central Tehran Branch, Tehran, Iran (Corresponding Author), E-mail:
چکیده [English]

The purpose of this paper is to estimate the income, price and crossover
elasticity's of energy carriers of Iranian urban households. For this purpose, the demand system of energy carriers including gasoline, household electricity and household gas for urban households is estimated from the combined household-year data with 77758 households during the years 2016-2017. The distinguishing feature of this article is the use of monthly price index data along with cross-sectional household budget data. The results show that gasoline, household electricity and household gas are among the essential goods. Of these three commodities, gasoline and household electricity are estimated to be elastic and gas domestic is elastic.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Demand system
  • Estimation
  • gasoline
  • household electricity
  • household gas

1.‌ مقدمه

مبحث حامل‌های انرژی از موضوعات بسیار مهم در حوزه رفتار مصرف‌کننده و تدوین سیاست‌های جبرانی است. افزایش قیمت حامل‌های انرژی چه به ‌صورت دستوری در فرایند قیمت‌گذاری تحت کنترل دولت و چه در حالت مبتنی ‌بر بازار، رفاه مصرف‌کننده را تحت تأثیر قرار می‌دهد که مسلماً دولت‌ها با هدف حمایت از گروه‌های مختلف، خود را متعهد به جبران پیامدهای ناشی از تغییرات شدید قیمت‌ها به ‌ویژه در حالت قیمت‌گذاری دستوری می‌دانند.

هدف این مقاله اندازه‌گیری آثار تغییرات قیمت حامل‏های انرژی در سبد مصرفی خانوارهای شهری است؛ لذا دید سیستمی نسبت به رفتار مصرف‌کننده، مستلزم توجه به‌ کل سبد مصرفی خانوارهاست. ازاین‌رو، در این مقاله سبد مصرفی به چهار زیرگروه «بنزین»، «برق»، «گاز خانگی» و «سایر کالاها» تقسیم ‌شده است؛ به‌گونه‌ای که «سایر کالاها» دربرگیرنده گروه‏های کالاهای خوراکی‏ها و سایر غیرخوراکی‏ها به‌ غیر از سه گروه پیش‌گفته است. لذا سیستم تقاضای حامل‌های انرژی شامل «بنزین»، «برق خانگی» و «گاز خانگی» برای خانوارهای شهری توسط داده‌های تلفیقی «خانوار- سال» با 77758 خانوار طی دوره 1395 تا 1398 در دو حالت، تمامی خانوارهای شهری و خانوارهایی که بنزین مصرف کرده‌اند، برآورد و تحلیل ‌شده است.

مطالب این مقاله به این‌صورت سازماند‌هی شده ‌است. پس از مقدمه مبانی نظری و سیستم تقاضای تقریباً ایده‏آل ارائه ‌شده است. در قسمت سوم داده‌ها، سطح هم‌فزونی و روش تخمین مدل آمده است. قسمت چهارم، برآورد سیستم تقاضای تقریباً ایده‏آل برای تمامی خانوارهای شهری و قسمت پنجم برآورد سیستم تقاضا برای خانوارهای شهری را که بنزین مصرف کرده‌اند، دربرمی‌گیرد. در نهایت، مقاله با جمع‌بندی و نتیجه‌گیری به پایان می‏رسد.

 

2.‌ مبانی نظری و سیستم تقاضای تقریباً ایده‏آل

برای شناخت رفتار مصرف‌کننده در زمان تغییرات درآمد و بردار قیمت‌ها لازم است یک سیستم تقاضا تصریح و با داده‌های مقتضی برآورد شود. نقطه شروع بحث سیستمی تقاضا به سال 1948-1947 میلادی برمی‌گردد که کلاین و روبین (1949) در مقاله خود به معرفی تابع مطلوبیتی پرداختند که سیستم مخارج خطی از آن استخراج ‌شده بود. سپس، استون در سال 1954 این سیستم را بر ‌داده‌های بریتانیا برازش کرد. سیستم مخارج خطی آشکارا از نظریه رفتار مصرف‏کننده استخراج ‌شده و روش مرسومی برای بیان عکس‏العمل مصرف‏کنندگان به قیمت و درآمد است. از آن زمان تاکنون تلاش‌های زیادی برای تصریح و مشخص کردن شکل تبعی سیستم معادلات تقاضا انجام شده است که می‌توان به الگوی رتردام تایل (1965) و برتن (1969)، الگوی ترانزلاگ کریستنسن و دیگران (1975)، سیستم کشش‏های ثابت، سیستم تقاضای تقریباً ایده‏آل دیتون و مولبر (1980) و فرم درجه دوم سیستم تقاضای تقریباً ایده‏آل بانکز و دیگران (1997) اشاره کرد.

از میان سیستم‌های تقاضای پیش‌گفته، سیستم تقاضای تقریباً ایده‏آل برای تبیین رفتار مصرف‌کننده و ارزیابی تغییرات رفاهی مقبولیت بیشتری یافته است؛ اگرچه پس‌ از آن، فرم درجه دوم این سیستم بیشتر استفاده می‌شود. اکثر متخصصان اقتصاد کاربردی، برای مدل‏سازی تقاضا و تحلیل رفتار مصرفی خانوارها از الگوی تقاضای تقریباً ایده‏آل استفاده کرده‌اند. این الگو در فرم اصلی خود الگویی غیرخطی بوده که برای خطی کردن آن در ادبیات اقتصاد کاربردی از شاخص‌های قیمت مختلفی استفاده شده است. در این مقاله نیز برای شناخت الگوی تقاضای خانوارهای شهری از این سیستم استفاده ‌شده است.

سیستم تقاضای تقریباً ایده‏آلی که دیتون و مالبر (1980) به ادبیات اقتصادی معرفی کرده‌اند، مبتنی‌ بر «تابع مخارج (هزینه) تعمیم‌یافته لگاریتمی مستقل از قیمت»[1] است که اولین‌بار مالبر (1976) آن را معرفی کرد. تابع مذکور به‌ صورت زیر است:

(1)

 

 دیتون و مالبر برای استخراج سیستم تقاضای تقریباً ایده‏آل، تابع تقاضای جبرانی را بر اساس تابع مخارج (1) به ‌دست آورده و پس ‌از آن، تابع مطلوبیت غیرمستقیم را استخراج نموده و در نهایت، تابع تقاضای غیرجبرانی را به‌ دست آورده‌اند. معادلات سهمی غیرجبرانی سیستم تقاضای تقریباً ایده‏آل به‌ صورت زیر است:

(2)

 

که  به ‌صورت زیر معرفی می‌شود:

(3)

 

مدل سیستم تقاضای تقریباً ایده‏آل (2) غیرخطی بوده که معمولاً برای خطی کردن آن از «شاخص استون»[2] به ‌عنوان «جانشین»[3] برای شاخص واقعی  استفاده می‌شود. شاخص استون به ‌صورت زیر است:

(4)

 

معادله (4) مدل خطی شده و به‌ راحتی قابل تخمین است که به آن اصطلاحاً فرم «تقریب خطی دستگاه معادلات تقاضای تقریباً ایده‏آل»[4] می‌گویند در این سیستم محدودیت‌هایی چون «جمع‌پذیری»[5](5)، «همگنی»[6] (6) و «تقارن»[7] (7) تنها به مقدار پارامترهای نامشخص مدل بستگی دارد. محدودیت‌های فوق عبارتند از:

(5)

 

(6)

 

(7)

 

از مجموعه قیدهای فوق، قیدهای همگنی و تقارن آزمون می‌شوند و قید جمع‌پذیری بر مدل تحمیل ‌شده و احتیاجی به آزمون ندارد. کشش‏های قیمتی (جبران نشده) خودی و متقاطع و کشش درآمدی (مخارج) به ‌ترتیب با روابط (8) تا (10) مشخص ‌شده‌اند:

(8)

 

(9)

 

(10)

 

در زمینه شکل تابعی مناسب، دیتون و مولبر (1980) الگوی قابل برآورد سیستم تقاضای تقریباً ایده‏آل را به‌ صورت رابطه (11) - که توسط رابطه (2) ارائه ‌شده- را معرفی می‌کنند.

(11)

 

که تقریب خطی آن به‌ صورت رابطه (12) بوده و  برابر با  است.

(12)

 

هم‌چنین، عبارت  یک تابع درجه دوم از قیمت است که توسط شاخص استون تقریب زده می‌شود.

 

2-1.‌ پیشینه پژوهش

مطالعات انجام ‌شده در مورد قیمت و مقادیر مصرف حامل‌های انرژی را بسته به هدف مقاله و روش بررسی موضوع می‌توان به چند دسته طبقه‌بندی کرد. بعضی از مطالعات به‌ دنبال ارزیابی آثار تغییرات قیمت بر رفاه خانوار و یا کل جامعه بوده‌اند. بعضی دیگر، هدف خود را برآورد کشش‌های درآمدی و قیمتی قرار داده و به تحلیل ساختار و رفتار پرداخته‌اند. از نظر روش انجام کار مطالعات ارزیابی آثار رفاهی، از روش‌های جدول داده- ستاده، مدل‌های تعادل عمومی محاسبه‌پذیر (CGE) و تصریح و برآورد سیستم تقاضای مناسب استفاده کرده‌اند. در این قسمت، اهمّ مطالعاتی که از روش CGE و نیز روش سیستم تقاضا استفاده کرده‌اند، معرفی می‌شوند. سپس، در ادامه مطالعات خارجی بیان می‌شوند.

یوری و بوید[8] (1997) به ارزیابی آثار اقتصادی افزایش قیمت‌ حامل‌های انرژی (قیمت برق) در مکزیک با روش CGE پرداخته‌اند. ‌نتایج نشان داد افزایش قیمت، سبب کاهش مصرف انرژی توسط خانوارها و تولیدکنندگان، کاهش تولید در بخش‌های تولیدی مصرف‌کننده این حامل‌های انرژی و در نهایت، افزایش دریافتی‌های دولت می‌شود.

ابوالعینین و خیرالدین (2009) تأثیر حذف تدریجی یارانه فراورده‌های نفتی در مصر را با استفاده از مدل  CGEبررسی کرده‌اند. آنان نشان دادند حذف یارانه‌های انرژی، نابرابری توزیع درآمد را کاهش می‌دهد و بر این اساس، از رفاه چارک‌های ثروتمند به میزان قابل توجهی کاسته می‌شود. لین و جیانگ (2010) با استفاده از مدل CGE به برآورد یارانه‌های انرژی و تأثیر اصلاح یارانه‌های انرژی در چین پرداختند. نتایج نشان داد با سناریوی حذف کامل یارانه، بدون بازتوزیع درآمد آن، رفاه اقتصادی، تولید ناخالص داخلی و اشتغال کاهش می‌یابد.

اسکلند و فیضی اوغلو[9] (1997) برای بررسی کارایی سیاست‌های به‌ کار گرفته ‌شده برای کاهش مصرف کالاهای مولد آلودگی در مکزیک به برآورد تابع تقاضای بنزین و اتومبیل به‌ طور هم‌زمان، پرداخته‏‌اند. آنها با فرض اینکه کشش‌های قیمتی و درآمدی مصرف بنزین ثابت هستند، از یک مدل لگاریتمی خطی استفاده کردند. نیکول (2000) در پژوهش خود به برآورد  معادلات سیستم تقاضا،‌ از جمله تقاضا برای بنزین در کشورهای کانادا و ایالات‎ متحده پرداخته است. رویکرد وی طبق مدعای نویسنده دارای دو مزیت است: قابلیت برآورد کشش برای هر منطقه و نیز برآورد تقاضای بنزین به‌ عنوان بخشی از سیستم تقاضا. نتایج نشان داد تفاوت‌های منطقه‌ای بر برآورد کشش‌ها و نیز تقاضای بنزین تاثیرگذار بوده است. هم‌چنین، متغیرهای اندازه (بعد) خانوار و چگونگی تصرف محل سکونت بر تفاوت در کشش‏ها آثار بیشتری داشته‏اند. کریدی[10] (2004) به مطالعه موردی در خصوص تغییرات رفاهی ناشی از افزایش فرضی مالیات بر مصرف بنزین (افزایش 5 و 15 سنتی هر لیتر بنزین) پرداخته است. تغییرات در مالیات‎های غیرمستقیم به تغییرات در قیمت‌ها منجر می‏شود؛ بنابراین، اساس مدل وی بررسی آثار رفاهی ناشی از تغییرات قیمت‌هاست. وی با استفاده از سیستم مخارج خطی واکنش‎های تقاضای خانوار به تغییرات قیمت را مدل‌سازی کرده است.

 

 

جدول 1. معرفی مطالعات انجام شده با روش سیستم تقاضا

نویسندگان

عنوان مقاله/ کتاب

مدل و الگو

دوره مطالعه

دامنه پوشش کالایی

خروجی‏های تحقیق

خسروی نژاد (1381)

الگوی مصرف خوراک کاربردی از سیستم‏های تقاضا

سیستم مخارج خطی، رتردام، تقاضای تقریباً ایده‏آل

داده‏های خام بودجه خانوار، دهک- سال

1363-1375

شهری و روستایی

گروه‏های عمده کالایی ازجمله مسکن و سوخت، زیرگروه خوراکی‏ها

برآورد سه سیستم تقاضای مخارج خطی، رتردام، و تقریباً ایده‏آل در سطح گروه‏های کالایی، زیرگروه‏های خوراکی (نان، گوشت، لبنیات و تخم‌مرغ، روغن‌ها و چربی‌ها، میوه و سبزی‌ها، حبوبات، قند و شکر و سایر خوراکی‌ها)، برآورد کشش‏های درآمدی، قیمتی خودی و متقاطع، در سطح دهک‏ها

خسروی نژاد (1384)

ارزیابی تغییرات رفاهی مصرف‌کنندگان ایرانی با استفاده از شاخص‌های هزینه زندگی

سیستم تقاضا و محاسبه گروه شاخص درست هزینه زندگی

داده‏های خام بودجه خانوار،

دهک- سال

1363-1375

شهری و روستایی

گروه‏های عمده کالایی ازجمله مسکن، آب و برق و سوخت

برآورد سیستم مخارج خطی با شکل‏گیری عادت در سطح گروه‏های کالایی، برآورد و محاسبه شاخص درست هزینه زندگی و شاخص درست درآمد واقعی برای خانوارهای شهری و روستایی و برحسب دهک‏ها

خسروی نژاد (1388)

آثار رفاهی حذف یارانه کالاهای اساسی بر خانوارهای شهری ایران

سیستم تقاضای تقریباً ایده‏آل

داده‏های خام بودجه خانوار، تلفیقی

خانوار- سال

1376-1381

نان، قندوشکر، روغن نباتی، سایر خوراکی‏ها و سایر کالاها

طبقه‏بندی خانوارها به طبقات پنج‏گانه و برآورد سیستم تقاضا برای هریک از طبقات به تفکیک، برآورد و محاسبه تغییرات جبرانی، درآمد معادل، شاخص درست هزینه زندگی در سناریوهای مختلف

صادقی، سلمانی و سهرابی وفا (1391)

بررسی اثر افزایش قیمت حامل‏های انرژی بر رفاه
مصرف‏کنندگان

سیستم تقاضای
تقریباً ایده‏آل

سری زمانی

1353-1388

برق، نفت سفید و گاز طبیعی در بخش خانگی

بی‌کشش بودن حامل‏های انرژی باعث می‌شود که سیاست تعدیل قیمت انرژی برای کاهش مصرف اثرگذار نباشد.

نصرالهی، صمدی و روشندل (1391)

تحلیل تقاضای حامل‌های انرژی بخش خانگی مناطق شهری ایران

سیستم تقاضای
تقریباً ایده‏آل و سیستم رتردام

سری زمانی

1363-1387

برق، گاز طبیعی، سایر حامل‏های انرژی

برق و گاز طبیعی کالاهای ضروری هستند. برق، گاز طبیعی و سایر حامل‏های انرژی بی‌کشش هستند

 بزازان، موسوی و  قشمی(1394)

تأثیر هدفمندی یارانه انرژی برق بر تقاضای خانوارها به تفکیک شهر و روستا در ایران

سیستم تقاضای تقریباً ایده‏آل

سری زمانی

1370-1391

برق، خوراک، پوشاک و کفش، مسکن و سایر کالاها

انرژی برق برای خانوارهای شهری و روستایی جزو کالاهای ضروری است؛ بنابراین سیاست‌های قیمتی انرژی به‌تنهایی برای کاهش مصرف برق احتمالاً کارساز نبوده و ضرورت ایجاب می‌کند در کنار آن از سیاست‌های غیر قیمتی استفاده شود.

هاشمی، محمدی، خلیلی و عسگری (1399)

برآورد تقاضای بنزین در ایران

مدل حالت-فضا

سری زمانی

1374-1396

بنزین

کشش قیمتی بنزین در دوره مورد بررسی متغیر بوده و بعد از اجرای هدفمندی یارانه‏ها (1389 تا 1396) در برخی از فصول سال قدر مطلق کشش قیمتی بنزین افزایش و در برخی از فصول سال کاهش ‌یافته است.

منبع: گردآوری محقق

 

3.‌ داده‌ها، سطح هم‌فزونی و روش برآورد مدل

در هر پژوهش، تعیین سطح هم‌فزونی مطالعه به دو عامل بستگی دارد؛ یکی، هدف تحقیق و دیگری، اطلاعات موجود. از آنجا که هدف این مقاله اندازه‌گیری آثار تغییرات قیمت حامل‏های انرژی در سبد مصرفی خانوارهای شهری است؛ بنابراین، دید سیستمی نسبت به رفتار مصرف‌کننده، مستلزم توجه به ‌کل سبد مصرفی خانوارهاست. ازاین‌رو، در این مقاله سبد مصرفی به چهار زیرگروه «بنزین»، «برق»، «گاز خانگی» و «سایر کالاها» تقسیم ‌شده است؛ به‌ گونه‌ای که «سایر کالاها» دربرگیرنده گروه‏های کالایی خوراکی‏ها و سایر غیرخوراکی‏ها به‌ غیر از سه گروه پیش‌گفته است.

برای تشریح هرچه بهتر رفتار مصرفی خانوار و ارائه تصویری شفاف‌تر از این رفتار، در این مقاله آمار خام بودجه خانوار - که در آن، وضعیت هزینه‌های مصرفی تک‌تک خانوارها ارائه ‌شده- استفاده شده است. استفاده از این آمارها به دو دلیل حائز اهمیت است: یکی اینکه سطح هم‌فزونی داده‌ها را برحسب واحدهای آماری، جزیی‌تر کرده و در عمل، مطالعه بر خردترین واحد مصرفی (خانوار) را امکان‌پذیر می‌سازد؛ دوم اینکه این‏ آمارها، حجم وسیعی داشته و اگرچه کار کردن با آنها مستلزم وقت زیاد و فرایندهای پیچیده برنامه‌نویسی کامپیوتری با فرمت‌های بانک‏های اطلاعاتی است؛ ولی کثرت مشاهدات این مزیت را دارد که عمل برآوردهای اقتصادسنجی مدل‏ها (سیستم‌های تقاضا) را کاراتر کرده و تصویر شفاف‌تری از رفتار مصرفی خانوارها و تفکیک آثار سیاست‏های قیمتی بر خانوارها ارائه می‌کند.

جدول (2) میانگین مخارج مصرفی به همراه سهم هر یک از گروه‏های مختلف کالایی را برای دوره زمانی 1395 - 1398 نشان می‌دهد. در این مقاله، در وهله نخست، میانگین مخارج بررسی می‌شود و سپس سهم‌ها تحلیل خواهند شد. براساس جدول (2) میانگین مخارج مصرفی سالیانه خانوارهای شهری بر بنزین در سال 1395 برابر با 4937 هزار ریال با انحراف معیار 2/53 بوده است. متوسط مخارج بنزین برای سال 1396 به 5271 هزار ریال افزایش یافته و سپس به متوسط 6201 هزار ریال در سال 1397 رسیده است. در سال 1398 رقم متوسط مخارج بنزین به 7453 هزار ریال افزایش‌ یافته است.

 

 

جدول 2. میانگین مخارج و سهم مخارج مصرفی سالیانه در گروه‏های مختلف کالایی

(واحد: هزار ریال)

سال/ تعداد مشاهدات 

کالاها

مخارج مصرفی سالیانه/ هزار ریال

سهم مخارج مصرفی از کل مخارج/ درصد

میانگین

انحراف معیار

میانگین

انحراف معیار

1395

18809

بنزین

4937

2/53

821/1

018/0

برق

3486

4/27

741/1

013/0

گاز خانگی

3874

0/29

972/1

016/0

سایر کالاها

240000

1451

46/94

028/0

1396

18701

بنزین

5271

5/53

815/1

018/0

برق

3750

7/31

739/1

014/0

گاز خانگی

3837

2/30

831/1

015/0

سایر کالاها

260000

1514

62/94

027/0

1397

20350

بنزین

6201

9/58

77/1

016/0

برق

4169

8/32

566/1

012/0

گاز خانگی

3701

1/26

449/1

011/0

سایر کالاها

325000

2055

22/95

023/0

1398

19898

بنزین

7453

9/72

785/1

017/0

برق

4415

7/35

371/1

0.011

گاز خانگی

3984

4/27

281/1

010/0

سایر کالاها

388000

2192

56/95

023/0

کل دوره

 چهارساله

77758

بنزین

5992

5/30

797/1

009/0

برق

3966

2/16

6/1

006/0

گاز خانگی

3848

1/14

624/1

006/0

سایر کالاها

305000

950

98/94

013/0

منبع: داده‌های خام بودجه خانوار مرکز آمار ایران؛ سال‌های مختلف.

 

هم‌چنین، جدول (2) نشان می‏دهد میانگین مخارج مصرفی سالیانه برق در سال 1395 برابر با 3486 هزار ریال با انحراف معیار 4/27 بوده است. این متوسط مخارج به 3750 هزار ریال در سال 1396 افزایش‌ یافته و سپس به متوسط 4196 هزار ریال در سال 1397 رسیده و در سال 1398 به 4415 هزار ریال افزایش‌ یافته است.

روند متوسط مخارج مصرفی گاز خانگی طی این چهار سال تقریباً هموار و با نوسان جزئی همراه بوده است؛ به ‌گونه‌ای که از 3874 هزار ریال در سال 1395 به 3984 هزار ریال در سال 1398 رسیده است. میانگین نرخ رشد سالیانه، متوسط مخارج گاز خانگی طی این دوره چهارساله برابر با 94/0 درصد بوده است؛ یعنی، افزایشی ملایم و آهسته. علت این امر را می‏توان در انحصاری بودن ساختار طرف عرضه این حامل انرژی و قیمت‌گذاری کنترل ‌شده دولت دانست که هدف آن حفظ رفاه خانوارهاست.

اگر نوسانات مخارج مصرفی این سه حامل انرژی با هم مقایسه شوند، کم‌ترین انحراف معیار در کل دوره مربوط به گاز خانگی یعنی 1/14 و بیش‌ترین مربوط به بنزین با کمیت 5/30 است؛ ولی صحیح‌تر آن است که ضرایب پراکندگی این سه با هم مقایسه شوند. مقایسه این ضرایب پراکندگی حاکی از آن است که کم‌ترین آن، 37/0 درصد برای گاز و سپس، 41/0 درصد برای برق و بیش‌ترین آن، 51/0 درصد برای بنزین بوده است؛ همان نتیجه قبلی.

میانگین مخارج مصرفی سالیانه سایر کالاها که شامل کالاهای گروه خوراکی‌ها و غیرخوراکی‌ها بجزء سه حامل انرژی بنزین، برق و گاز می‏شود در سال 1395 برابر با 240 میلیون ریال که در سال 1396 به 260 میلیون ریال افزایش، پس ‌از آن به 325 میلیون ریال در سال 1397 و در انتها به 388 میلیون ریال در سال 1398 می‏رسد.

میانگین مخارج کل دربرگیرنده تمام کالاها و خدمات در سبد مصرفی است که به ‌عنوان درآمد در مطالعات کاربردی تقاضا استفاده می‌شود و در سال 1395 برابر 253 میلیون ریال بوده است. این متوسط مخارج کل در سال 1396 افزایش ‌یافته به 273 میلیون ریال و سپس به 339 میلیون ریال در سال 1397 و نهایتاً به 404 میلیون ریال در سال 1398 می‏رسد. [11]

بر اساس جدول (2) میانگین سهم مخارج مصرفی سالیانه خانوارهای شهری بر بنزین به مخارج کل برای سال‏های 1395 - 1398 یک ‌روند نزولی با شیبی بسیار ملایم را طی کرده است؛ به‌گونه‌ای که این سهم در سال 1395 برابر 821/1 درصد و پس از کاهش به 815/1 درصد در سال 1396 و همچنان با کاهشی جزئی به 77/1 درصد در سال 1397 می‌رسد. این نسبت در سال 1398 به‌طور خیلی جزئی افزایش‌ یافته و به 785/1 درصد می‏رسد که تفاوت آن با سال گذشته در رقم دوم اعشار است. میانگین سهم مخارج برق خانگی به مخارج کل در دوره مورد مطالعه روند نزولی داشته است. در سال‏ 1395 این نسبت برابر 741/1 درصد، با کاهش جزئی به 739/1 درصد در سال 1396 و در ادامه به 566/1 درصد در سال 1397 و 371/1 درصد در سال 1398 می‌رسد.

روند سهم مخارج مصرفی گاز خانگی به مخارج کل تقریباً همانند روند سهم بنزین بوده است؛ به این معنا که برای سال‏های 1395 - 1398 شاهد ‌روندی نزولی هستیم. این سهم در سال 1395 برابر با 972/1 و پس از کاهش به 831/1 درصد در سال 1396 و همچنان با کاهشی شدیدتر به 449/1 درصد در سال 1397 و پس ‌از آن به 281/1 درصد در سال 1398 می‌رسد. میانگین سهم مخارج گاز خانگی در کل دوره چهارساله 624/1 درصد بوده است. میانگین سهم مخارج مصرفی سالیانه سایر کالاها به ‌کل مخارج در سال‏های 1395 - 1398 بین 5/94 تا 5/95 درصد در نوسان بوده است.

جدول (3) میانگین شاخص قیمت ماهیانه گروه‏های حامل‌های انرژی و سایر کالاها را برای دوره زمانی 1395 - 1398 نشان می‌دهد. برای دریافت نوسانات بیشتر در شاخص قیمت‌ها به‌عنوان متغیرهای توضیحی در مدل‌های تقاضا که به‌نوعی می‌تواند به افزایش معنا‌دار ضرایب منجر شود، از داده‏های ماهیانه استفاده ‌شده است. این شاخص‌های ماهیانه با توجه به کد ماه مراجعه به خانوار در پرسش‌نامه بودجه خانوار و داده‌های خام، برای هر خانوار مشخص‌ و برای وی درج‌ شده است. این هماهنگی میان داده‌های ماهیانه شاخص قیمت با داده‌های سالیانه بودجه خانوار برای اولین بار در مطالعات بودجه خانوار در ایران استفاده شده است.

جدول 3. شاخص قیمت در گروه‌های مختلف کالایی (100=1395)

کالاها

1395

1396

1397

1398

بنزین

100

100

100

7/132

برق

100

5/114

6/124

6/138

گاز خانگی

1/100

8/106

2/109

3/167

سایر کالاها

2/100

8/106

5/132

7/172

منبع: مرکز آمار ایران؛ سال‌های مختلف.

 

میانگین شاخص قیمت بنزین در سال‌های 1395 - 1397 به‌دلیل ثبات قیمت این حامل انرژی ثابت بوده است؛ ولی با تعدیل قیمت بنزین در زمستان سال 1398 این شاخص قیمت جهش کرده از عدد 100 در سال 1397 به عدد 7/132 می‏رسد. میانگین شاخص قیمت برق خانگی در سال 1395 برابر با 100 که در سال 1396 به 5/114 درصد افزایش‌ یافته و سپس به 6/124 در سال 1397 و پس ‌از آن به 6/138 در سال 1398 می‌رسد.

میانگین شاخص قیمت گاز خانگی در سال 1395 برابر با 2/60 درصد که در سال 1396 به 8/106 درصد افزایش‌ یافته سپس به 2/109 در سال 1397 می‌رسد. در سال 1398 ما شاهد افزایش قابل‌ توجه در شاخص قیمت گاز خانگی هستیم؛ به‌گونه‌ای که این شاخص از 2/109 در سال 1397 به 6/138 در سال 1398 رسیده است. فصلی بودن تعرفه گاز و هم‌چنین، تغییر آن برحسب مناطق جغرافیایی و هم‌چنین، محدودیت دامنه افزایش قیمت سالیانه می‌تواند از دلایل افزایش جزئی سالیانه و وجود نوسانات قیمت در هر سال باشد. این پدیده نیز به‌نوعی در مورد بازار و شاخص قیمت برق خانگی نیز صدق می‌کند.

برای گروه کالایی «سایر کالاها» از شاخص قیمت کالاها و خدمات به‌ عنوان یک متغیر پراکسی یا جانشین برای کل سبد مصرفی استفاده‌ شده است. میانگین این شاخص در سال 1395 برابر با 1/100 بوده است. سپس افزایش ‌یافته به 2/108 درصد در سال 1396 رسیده و با افزایش شدیدتری به رقم 137 درصد در سال 1397 می‌رسد. در سال 1398 همانند سه شاخص دیگر، شاهد افزایش قابل‌توجه در شاخص قیمت سایر کالاها هستیم؛ به ‌طوری‌ که این شاخص از 5/132 در سال 1397 به 3/167 در سال 1398 افزایش‌ یافته است.

روش تخمین

داده‏های استفاده شده در این مقاله دارای دو بعد زمان و مقطع (واحدهای مقطعی) است. به ‌عبارت ‌دیگر، این مقاله از داده‏های ادغام ‌شده برای برازش سیستم تقاضا بهره برده است. نکته مهم در اینجا آن است که تعداد واحدهای مقطعی در تمامی سال‏ها با هم برابر نیستند. به ‌عبارت ‌دیگر، با داده‌های ادغام‌ شده غیر هم‌تراز مواجه هستیم. انتخاب روش مناسب تخمین برای برآورد مدل‏های ادغام‌ شده به پیش‌فرض‏های پژوهشگر در مورد شکل‌گیری بردار ضرایب میان واحدهای مقطعی در طی زمان بستگی دارد. چنانچه پیش‌فرض مبنی ‌بر ثابت بودن ضرایب مد نظر باشد از روش رگرسیون‏های به ‏ظاهر نامرتبط4 استفاده می‌شود.5

بحث‌های قبل مبنی‌بر انتخاب روش رگرسیون‏های به‏ظاهر نامرتبط برای برآورد سیستم تقاضای تقریباً ایده‏آل بود. در این مقاله نیز از این روش برای برآورد سیستم تقاضای تقریباً ایده‏آل استفاده ‌شده است. برای این منظور در دستگاه معادلات (12) اندیس  را برای خانوارها (واحدهای مقطعی در هر سال) در نظر گرفته و به‌ منظور تصادفی کردن معادله جمله اختلال  را به آن اضافه می‌کنیم، در آن ‌صورت داریم:

(13)

 

در دستگاه بالا  نماینده تعداد کالاهای مورد مطالعه (شامل 4 کالا و یا گروه کالایی)،  نشان‌دهنده خانوار ام در سال  و  اندیس برای سال (4 سال) است. استفاده از روش رگرسیون‏های به ‏ظاهر نامرتبط برای دستگاه (13) علاوه‌ بر پیش‌فرض‌های پیش‏گفته در مورد ساختار جملات اختلال به معلوم بودن مقدار ضریب  نیز وابسته است. معمولاً تخمین مستقیم  دشوار است. اگر تمام قیمت‏ها برابر با یک باشد،  برابر حداقل معاش یا حداقل مخارج الزامی می‏تواند قلمداد شود. در این مقاله با در نظر گرفتن مقدار اولیه[12] برای ، از روش حداقل مربعات غیرخطی تعمیم‏یافته شدنی[13] استفاده‌ شده است.

 

برآورد مدل برای تمامی خانوارهای شهری

با اعمال قیدهای جمع‌پذیری، همگنی و تقارن یعنی رابطه‌های (5) تا (7) بر مدل (13) برای تمامی خانوارهای شهری (هم خانوارهایی که بنزین مصرف کرده یا نکرده‌اند) پارامترها برآورد گردید. نتایج حاصل از برآورد پارامترهای مدل در جدول (4) آمده است. تمامی ضرایب برآورد شده از نظر آماری معنا‌دار هستند.

 

جدول 4. برآورد پارامترهای سیستم تقاضای تقریباً ایده‏آل حامل‏های انرژی برای تمامی خانوارهای شهری سال‏های 1398-1395

 

بنزین

0.02419

0.00493

0.00302

 

 

 

برق

0.00953

0.00793-

0.00135-

0.01231

 

 

گاز خانگی

0.00909

0.00881-

0.00826

0.00801

0.00631-

 

سایر کالاها

0.95720

0.01180

0.00993-

0.01897-

0.00996-

0.03886

                   

تمامی ضرایب در سطح بالاتر از 99 درصد معنا‏دار بوده‏اند.

 

کشش‏های درآمدی و قیمتی برای تمامی خانوارهای شهری

براساس فرمول‏های (8) تا (10) کشش‏های درآمدی و قیمتی و برآوردهای حاصل از پارامترها در قسمت قبلی، کشش‏های درآمدی و قیمتی محاسبه ‌شده است. جدول (5) کشش‏های درآمدی (مخارج کل) را برای گروه‌های کالایی نشان می‌دهد.

جدول 5. کشش‏های درآمدی (مخارج) برای تمامی خانوارهای شهری

 

بنزین

برق

گاز خانگی

سایر کالاها

کشش درآمدی

1.275

0.505

0.457

1.012

منبع: یافته‌های پژوهش

 

با توجه به جدول (5) کشش‌های درآمدی برق و گاز خانگی کوچک‌تر از واحد بوده و کالایی ضروری قلمداد می‌شوند. این در حالی است که کشش‌ درآمدی «سایر کالاها» اندکی بیش از یک یا به اغماض برابر واحد است که مسلماً کالای ضروری نبوده و با توجه به تنوع گسترده کالاها در این زیرگروه عمده غیرضروری نبودن آنها با قضاوت‌ها و برداشت‌های اولیه خارج از الگو، سازگار است. نکته بسیار مهم کشش درآمدی بنزین است که رقمی بزرگ‌تر از یک یعنی 275/1 را ارائه داده است. پذیرش این رقم شاید با برداشت‌های اولیه از الگوی ترجیحات مصرف‌کننده در تباین باشد. یکی از‌ علت‌های این امر در نظر گرفتن تمام خانوارها اعم از بنزین مصرف کرده یا نکرده‌، است. احتمالاً با محدود کردن مشاهدات بر خانوارهایی که بنزین مصرف کرده‌اند، نتیجه کشش درآمدی بنزین اصلاح می‌شود (ر. ک. به بخش چهارم پژوهش حاضر).

کشش‏های قیمتی خودی و متقاطع مارشالی (غیرجبرانی) در جدول (6) آمده است. مقادیر کشش‏های خودی بر روی قطر اصلی (از راست و بالا به چپ و پایین) جدول قرار داشته که برای تمایز به‌صورت دو خط در حاشیه مشخص‌شده‌اند و مقادیر غیرقطری، کشش‏های متقاطع هستند. کالاهای مورد مطالعه بنزین، برق خانگی، گاز خانگی و سایر کالاها هستنند. در جدول (6) کشش قیمتی خودی گاز خانگی با مقدار (384/1-) با کشش‏تر از سایر کالاها بوده و بقیه کالاها یعنی بنزین، برق خانگی و گروه سایر کالاها بی‌کشش یا کم‌کشش هستند.

 

جدول 6. کشش‏های قیمتی خودی و متقاطع مارشالی (جبران نشده) برای تمامی خانوارهای شهری

 

بنزین

برق

گاز خانگی

سایر کالاها

بنزین

0.838-

0.077-

0.458

0.816-

برق

0.073-

0.227-

0.504

0.709

گاز خانگی

0.521

0.498

1.384-

0.092-

سایر کالاها

0.011-

0.020-

0.011-

0.971-

منبع: یافته‌های پژوهش

 

کشش‏های قیمتی خودی و متقاطع هیکسی (جبرانی) در جدول (7) آمده است. مقادیر کشش‏های خودی بر روی قطر اصلی جدول (7) قرار داشته و مقادیر غیرقطری، کشش‏های متقاطع هستنند.

 

جدول 7. کشش‏های قیمتی خودی و متقاطع هیکسی (جبران شده) برای تمامی خانوارهای شهری

 

بنزین

برق

گاز خانگی

سایر کالاها

بنزین

0.815-

0.057-

0.478

0.394

برق

0.064-

0.219-

0.513

0.230-

گاز خانگی

0.529

0.505

1.377-

0.343

سایر کالاها

0.007

0.004-

0.006

0.009-

منبع: یافته‌های پژوهش

 

4.‌ یافته‌های پژوهش

برآورد مدل برای خانوارهای شهری مصرف‏کننده بنزین

از آنجا که تقاضا بر خصوصیت تحقق تمایل به خرید تأکید می‏کند و منظور از تقاضای خانوار، تقاضایی است که خانوار در عمل خرید خود را از کالای مورد نظر انجام داده است و همچنین با تأکید این مقاله بر برآورد تقاضای بنزین در گروه حامل‏های انرژی در سبد مصرفی خانوار، در این قسمت برای عمل برآورد سیستم تقاضا فقط خانوارهایی مد نظر قرار گرفته‌اند که به خرید بنزین اقدام کرده‌اند و میزان مخارج آنها بر بنزین صفر نیست. برای شناخت بیشتر از داده‏های آماری این خانوارها، تعداد مشاهدات خانوارها در دو حالت پیش‏گفته، میانگین سهم کالاها و میانگین مخارج صرف شده بر هر کالا در قالب جدول‏های مقتضی گزارش ‌شده است. جدول (8) تعداد مشاهدات در دو حالت تمامی خانوارها و خانوارهای مصرف‌کننده بنزین به همراه میانگین سهم گروه‏های مختلف کالایی برای خانوارهای مصرف‌کننده بنزین را نشان می‌دهد.

براساس جدول (9) در سال 1395 تعداد 10792 خانوار از 18809 خانوار (4/57 درصد) بنزین مصرف کرده‌اند. در سال 1396 نسبت خانوارهای مصرف‏کننده بنزین از کل خانوارها به 6/58 درصد افزایش‌یافته و متعاقب آن در سال 1397 این نسبت با افزایش مجدد به 03/61 درصد می‌رسد؛ در سال 1398 دوره مورد مطالعه یعنی سال 1398 نسبت مذکور با یک کاهش جزئی نسبت به سال قبل به رقم 1/60 درصد می‏رسد. به‌ عبارت‌ دیگر، نسبت خانوارهای مصرف‌کننده بنزین به ‌کل خانوارها طی دوره مطالعه تقریباً یک ‌روند صعودی داشته است.

 

جدول 8. تعداد مشاهدات و میانگین سهم گروه‏های مختلف کالایی برای خانوارهای مصرف‌کننده بنزین

سال

تعداد مشاهدات

میانگین سهم مخارج مصرفی گروه‏های کالایی برای خانوارهایی که بنزین مصرف کرده‏اند (درصد)

کلیه خانوارها

خانوارهایی که بنزین مصرف کرده‏اند

بنزین

برق خانگی

گاز خانگی

سایر کالاها

1395

18808

10792

18/3

57/1

64/1

61/93

1396

18701

10952

10/3

56/1

53/1

82/93

1397

20350

12420

90/2

39/1

22/1

48/94

1398

19898

12082

94/2

23/1

10/1

73/94

کل دوره

77758

46246

02/3

43/1

36/1

19/94

منبع: داده‏های خام بودجه خانوار مرکز آمار ایران، سال‌های مختلف.

 

هم‌چنان که جدول (8) نشان می‌دهد میانگین سهم مخارج مصرفی سالیانه بنزین به مخارج کل برای خانوارهای شهری مصرف‌کننده بنزین برای تمامی سال‏های 1395 - 1398 تقریباً یک ‌روند نزولی با شیبی بسیار ملایم را طی کرده است؛ به ‌گونه‌ای که این سهم در سال 1395 برابر با 18/3 درصد و پس از کاهش به 10/3 درصد در سال 1396 و همچنان با کاهشی مجدد به 90/2 درصد در سال 1397 و در ادامه مسیر با اندکی افزایش جزئی به 94/2 درصد در سال 1398 می‌رسد.

برای برق خانگی میانگین سهم مخارج به مخارج کل در طول دوره مطالعه روند نزولی را طی کرده است. این سهم در سال‏ 1395 برابر با 57/1 درصد و با کاهش خیلی جزئی به 56/1 درصد در سال 1396 رسیده است؛ این کاهش ادامه داشته و به 39/1 درصد در سال 1397 و پس ‌از آن به 23/1 درصد در سال 1398 نزول یافته است. میانگین سهم مخارج برق خانگی در کل دوره چهارساله 43/1 درصد بوده است. روند سهم مخارج مصرفی گاز خانگی به مخارج کل تقریباً همانند روند سهم بنزین یک ‌روند نزولی بوده است. این سهم در سال 1395 برابر 64/1 درصد و پس از کاهش به 53/1 درصد در سال 1396 و همچنان با کاهشی شدیدتر به 22/1 درصد در سال 1397 و در ادامه به 10/1 درصد در سال 1398 می‌رسد. میانگین سهم مخارج گاز خانگی در کل دوره چهارساله 36/1 درصد بوده است.

جدول (9) میانگین مخارج مصرفی گروه‏های مختلف کالایی برای خانوارهای مصرف‌کننده بنزین در دوره زمانی 1395 - 1398 را نشان می‌دهد. میانگین مخارج مصرفی سالیانه بنزین برای سال‏های 1395 - 1398 یک ‌روند صعودی داشته است؛ به‌ گونه‌ای که در سال 1395 برابر با 8605 هزار ریال که پس از افزایش به 9001 هزار ریال در سال 1396 و متعاقباً به 10200 هزار ریال در سال 1397 و در ادامه به 12300 هزار ریال در سال 1398 می‌رسد.

 

جدول 9. میانگین مخارج مصرفی گروه‏های مختلف کالایی برای خانوارهای مصرف‌کننده بنزین
(هزار ریال)

سال

بنزین

برق خانگی

گاز خانگی

سایر کالاها

مخارج کل

1395

8605

3904

4083

293000

309000

1396

9001

4188

4018

314000

331000

1397

10200

4571

3898

388000

407000

1398

12300

4837

4241

460000

481000

کل دوره

10100

4394

4059

367000

385000

منبع: داده‏های خام بودجه خانوار مرکز آمار ایران، سال‌های مختلف.

 

میانگین مخارج مصرفی سالیانه برق خانگی نیز روند صعودی داشته است. در سال 1395 این میانگین برابر با 3904 هزار ریال که پس از افزایش به 4188 هزار ریال در سال 1396، در سال 1397 به 4571 هزار ریال و در سال 1398 به 4837 هزار ریال می‌رسد. میانگین مخارج برق خانگی برای این خانوارها در کل دوره 4394 هزار ریال بوده است. برای گاز خانگی میانگین مخارج مصرفی روند نزولی داشته است. در سال 1395 میانگین آن برابر با 4083 هزار ریال که با کاهش به 4018 هزار ریال در سال 1396 و پس از کاهش مجدد به 3898 هزار ریال در سال 1397 و در سال 1398 به 4241 هزار ریال می‌رسد. میانگین مخارج گاز خانگی برای این خانوارها در کل دوره 4059 هزار ریال بوده است. با اعمال قیدهای جمع‌پذیری، همگنی و تقارن یعنی رابطه‌های (5) تا (7) بر مدل (13) برای خانوارهای شهری که بنزین مصرف کرده‏اند، پارامترها برآورد شد. نتایج حاصل از برآورد پارامترهای مدل در جدول (10) آمده است. تمامی ضرایب برآورد شده از نظر آماری معنا‌دار هستند.

 

جدول 10. برآورد پارامترهای سیستم تقاضای تقریباً ایده‏آل حامل‌های انرژی برای خانوارهای شهری که بنزین مصرف کرده‏اند (سال‏های 97-1395)

 

بنزین

0.02509

0.01012-

0.01049

 

 

 

برق

0.00995

0.00810-

0.00037

0.01138

 

 

گاز خانگی

0.00861

0.00833-

0.00716

0.00701

0.00598-

 

سایر کالاها

0.95675

0.02655

0.01728-

0.01802-

0.00818-

0.04348

تمامی ضرایب در سطح بالاتر از 99 درصد معنادار بوده‏اند.

براساس فرمول‏های (8) تا (10) کشش‏های درآمدی و قیمتی و برآوردهای حاصل از پارامترها در قسمت قبلی، کشش‏های درآمدی و قیمتی برای خانوارهای مصرف‌کننده بنزین محاسبه ‌شده است. جدول (11) کشش‏های درآمدی (مخارج کل) را برای گروه‌های کالایی نشان می‌دهد.

 

جدول 11. کشش‏های درآمدی (مخارج) برای خانوارهای شهری مصرف‏کننده بنزین

 

بنزین

برق

گاز خانگی

سایر کالاها

کشش درآمدی

0.665

0.433

0.389

1.028

منبع: یافته‌های پژوهش

 

با توجه به جدول (11) کشش‌های درآمدی بنزین، برق و گاز خانگی کوچک‌تر از واحد بوده و به‏ عنوان کالای ضروری قلمداد می‌شوند. این در حالی است که کشش درآمدی بنزین در حالت تمامی خانوارها عدد 275/1 (جدول 5) برآورد شده بود و بنزین را کالای غیرضروری قلمداد می‌کرد. این اصلاح مجدد یعنی برآورد فقط برای خانوارهای مصرف‌کننده بنزین، کشش درآمدی بنزین را 665/0 برآورد کرد که ضمن قلمداد شدن در گروه کالاهای ضروری مقدار این کشش را می‌توان با برداشت‌های اولیه و خارج از الگو هماهنگ دانست. همانند بخش چهارم، کشش‌ درآمدی «سایر کالاها» در این بخش اندکی بیش از یک یا به اغماض برابر واحد است که مسلماً کالای ضروری نبوده با توجه به تنوع گسترده کالاها در این زیرگروه عمده غیرضروری نبودن آنها با قضاوت‌ها و برداشت‌های اولیه خارج از الگو، سازگار است.

برآورد کشش‏های قیمتی خودی و متقاطع مارشالی (غیرجبرانی) برای خانوارهایی که بنزین مصرف کرده‌اند، در جدول (12) آمده است. در جدول (12) کشش قیمتی خودی گاز خانگی با مقدار (435/1-) با کشش‏تر از سایر کالاها بوده و بقیه کالاها یعنی بنزین، برق خانگی و گروه سایر کالاها بی‌کشش یا کم‌کشش هستند.

 

 

جدول 12. کشش‏های قیمتی خودی و متقاطع مارشالی (جبران نشده) برای خانوارهای شهری مصرف‏کننده بنزین

 

بنزین

برق

گاز خانگی

سایر کالاها

بنزین

0.645-

0.010-

0.239

0.250

برق

0.013-

0.199-

0.494

0.715-

گاز خانگی

0.539

0.519

1.435-

0.012-

سایر کالاها

0.019-

0.019-

0.009-

0.981-

منبع: یافته‌های پژوهش

 

کشش‏های قیمتی خودی و متقاطع هیکسی (جبرانی) در جدول (13) آمده است. مقادیر کشش‏های خودی بر قطر اصلی جدول قرار داشته و مقادیر غیرقطری، کشش‏های متقاطع هستند.

 

جدول 13. کشش‏های قیمتی خودی و متقاطع هیکسی (جبران شده) برای خانوارهای شهری مصرف‏کننده بنزین

 

بنزین

برق

گاز خانگی

سایر کالاها

بنزین

0.625-

0.00012-

0.248

0.377

برق

0.0003-

0.193-

0.500

0.307-

گاز خانگی

0.551

0.525

1.430-

0.345

سایر کالاها

0.012

0.005-

0.005

0.013-

منبع: یافته‌های پژوهش

 

 

5.‌ نتیجه‌گیری و پیشنهادها

یکی از موضوعات مهم در حوزه رفتار مصرف‌کننده و تدوین سیاست‌های جبرانی، مبحث حامل‌های انرژی است. هدف این مقاله اندازه‌گیری آثار تغییرات قیمت حامل‏های انرژی در سبد مصرفی خانوارهای شهری بوده است؛ بنابراین، سبد مصرفی به چهار زیرگروه «بنزین»، «برق»، «گاز خانگی» و «سایر کالاها» تقسیم ‌شده است؛ به‌گونه‌ای که «سایر کالاها» دربرگیرنده گروه‏های کالایی خوراکی‏ها و سایر غیرخوراکی‏ها به ‌غیر از سه گروه پیش‌گفته است. سپس سیستم تقاضای حامل‌های انرژی شامل «بنزین»، «برق خانگی» و «گاز خانگی» برای خانوارهای شهری طی سال‌های 1395 - 1398 در دو حالت تمامی خانوارهای شهری و خانوارهایی که بنزین مصرف کرده‌اند، برآورد و تحلیل شده است.

از نکات بارز این مقاله نسبت به مطالعات قبلی استفاده از داده‏های ماهیانه شاخص قیمت همراه با داده‏های سالیانه بودجه خانوار است. این شاخص‌های ماهیانه با توجه به کد ماه مراجعه به خانوار در پرسش‌نامه بودجه خانوار و داده‌های خام، برای هر خانوار مشخص‌ و برای وی درج‌ شده است.

نتایج نهایی برای خانوارهایی که بنزین مصرف کرده‌اند نشان می‌دهد که کالاهای مورد مطالعه یعنی «بنزین»، «برق خانگی» و «گاز خانگی» ضروری هستند. درجه ضرورت این کالاها میان طبقات و درون طبقات (در مقایسه با یکدیگر) متفاوت است. نکته قابل ‌توجه آن است که نتایج کشش‌ها بر اساس میانگین درآمد و میانگین بردارهای قیمتی در طبقات مختلف خانوارها به ‌دست ‌آمده است. اگر کشش‌ها در زیرگروهی از خانوارها یا سال خاص محاسبه شود، نتایج کمی متفاوت خواهد بود. از سه کالای فوق، کالاهای بنزین و برق خانگی بی‌کشش بوده و گاز خانگی با کشش برآورد شده است. به‌ نظر می‌رسد بی‌کشش بودن بنزین هدف مدیریت مصرف و کاهش آن در سیاست تعدیل قیمت بنزین در سال 1398 را چندان قابل حصول نمی‌توان دانست.

 

[1] Price Independent Generalized Logarithmic (PIGLOG).

[2] Stone Index

[3] Proxy

[4] Linear Approximate Almost Ideal Demand System La/Aids

[5] Adding – Up

[6] Homogeneity Restriction

[7] Symmetry Restriction

[8] Uri & Boyd

[9] Eskeland & Foyozioglu

[10] Creedy

[11] به‌ دلیل محدودیت تعداد صفحات از ارائه اعداد آن در قالب جدول پرهیز شده است.

4 Seemingly Unrelated Regression

5.برای اطلاع بیشتر به منابع زیر مراجعه کنید:

- Judge, G., W. Griffiths, R.Hill, H.Lutkepohl, and T. Lee., (1985), PP.515-518.

- علی‌اکبر خسروی‌نژاد، زمستان 1380.

[12] این مقدار اولیه توسط لگاریتم حداقل مخارج کل از درون داده‏های خام انتخاب شد.

[13] Iterated Feasible Generalized Nonlinear Least-Squares Estimation

  • منابع

    • بزازان، فاطمه، موسوی، میرحسین، فرناز، قشمی(1394). تأثیر هدفمندی یارانه انرژی برق بر تقاضای خانوارها به تفکیک شهر و روستا در ایران (یک رهیافت سیستمی)، پژوهش‌نامه اقتصاد انرژی ایران، 4 (14): 1-32.
    • خسروی‏نژاد، علی‌اکبر (1380). برآورد تابع تقاضای نان برای خانوارهای شهری ایران (کاربردی از مدل‌های با اطلاعات ادغام ‌شده)، فصلنامه پژوهش‌ها و سیاست‌های اقتصادی، 9 (20): 117-138.
    • خسروی‏نژاد، علی‌اکبر (1381). الگوی مصرف خوراک کاربردی از مدل‏های سیستم مخارج خطی، سیستم رتردام و سیستم تقاضای تقریباً ایده‏آل خانوارهای ایرانی (شهری و روستایی)، چاپ اول، مؤسسه ‎مطالعات ‏و ‎پژوهش‏های بازرگانی.
    • خسروی‏نژاد، علی‌اکبر (1384). ارزیابی تغییرات رفاهی مصرف‌کنندگان ایرانی با استفاده از شاخص‏های هزینه زندگی، چاپ اول، مؤسسه ‎مطالعات‏ و‎ پژوهش‏های بازرگانی.
    • خسروی‏نژاد، علی‌اکبر (1388). اندازه‌گیری آثار رفاهی حذف یارانه کالاهای اساسی بر خانوارهای شهری ایران، فصلنامه پژوهشنامه بازرگانی، (50).  
    • صادقی، حسین، سلمانی، یونس و سهرابی‌وفا، حسین (1391). بررسی اثر افزایش قیمت حامل‌های انرژی بر رفاه مصرف‌کنندگان بخش خانگی با استفاده از سیستم تقاضای تقریباً ایده‏آل (AIDSفصلنامه مطالعات اقتصاد انرژی، 9 (45).
    • مرکز آمار ایران، آمار خام بودجه خانوار (١٣95 تا ١٣98)، تهران.
    • مرکز آمار ایران، شاخص قیمت کالاهای مختلف (١٣95 تا ١٣98)، تهران.
    • مشیری، سعید، شاهمرادی، اکبر (1385). برآورد تقاضای گاز طبیعی و برق خانوارهای کشور: مطالعه خرد مبتنی‌بر بودجه خانوار،تحقیقات اقتصادی، (72).
    • منظور، داود، جدیدزاده، علی، شاهمرادی، اصغر (1388). مدل‌سازی تقاضای انرژی خانگی در ایران، رویکرد تابع تقاضای انعطاف‌پذیر تقریباً ایده‏آل،فصلنامه مطالعات اقتصاد انرژی، 6 (23).
    • نصرالهی، زهرا، صمدی، علی‌حسین و روشندل، مهرناز (1391). تجزیه و تحلیل انرژی بخش خانگی در مناطق شهری ایران (1387-1363): انتخاب بین الگوی تقاضای سیستم تقریباً ایده‏آل و رتردام،فصلنامه اقتصاد محیط‌زیست و انرژی، 1 (2).
    • هاشمی، هوشمند، محمدی، تیمور، خلیلی، فرزانه و فرید عسگری (1399). برآورد تقاضای بنزین در ایران طی دوره زمانی 1374تا 1396با استفاده از مدل حالت-فضا و دلالت‏های حاصله برای آزادسازی قیمت آن در ایران، فصلنامه نظریه‏های کاربردی اقتصاد،7 (1).
    • Aboulein, E-Laithy, Kheir-E-Din, H.(2009), “The Impact of Phasing out of Subsidies of Petroleum Energy Product in Egypt”, The Egyptian Center for Economic Studies, No.145, PP 1-24.
    • Banks, J, Blundel, R., and A. Lewbel (1997), “Quadratic Engel Curves and Consumer Demand,” The Review of Economics and Statistics, Vol.74, PP. 527-539.
    • Banks, James, Richard Blundell and Arthur Lewbel, (1996), “Tax Reform and Welfare Measurement: Do We Need Demand System Estimation?” The Economic Journal, Vol.106, PP. 1227-43.
    • Barten, A. (1969). Maximum Likelihood Estimation of a Complete Demand System, European Economic Review, 1: 7-73.
    • Christensen, L. R., D. W. Jorgenson, and L. J. Lau (1975): “Transcendental Logarithmic Utility Functions,” The American Economic Review, 65(3), 367–383.
    • Creedy, John; (2004), “The Effects on New Zealand Households of an Increase in the Petrol Excise Tax”, New Zealand Treasury Working Paper.
    • Deaton, A. (1997), The Analysis of Household Surveys, A Microeconometric Approach to Development Policy, Baltimore, Johns Hopkins University Press.
    • Deaton, , and Muellbauer, J., (1980), “Economics and Consumer Behaviour,” Cambridge University Press, New York.
    • Deaton; A. and Muellbaure; J., (1980) “An Almost Ideal Demand System," American Economic Review, 70, No.3, PP. 312-326.
    • Eskeland G. Foyozioglu, T; (1997), “Is demand for Polluting Goods Managable? An Econometric Study of Car Ownership and Use in Mexico,” Journal of Development Economics,Vol. 53,PP.423-445.
    • Fetini, H, Bacon, R.(1999), “Economic Aspects of Increasing Energy Prices to Border Price Levels in the Islamic Republic of Iran”, The World Bank, Middle East and Africa Region.
    • Green, R and F.M., (1990) “Almost Elasticities in AIDS Models,” American Journal of Agricultural Economics, Vol.72, PP. 442-445.
    • Hope, E, Singh, B. (1995), “Energy Price Increases in Developing Countries: case study of Colombia, Ghana, Indonesia, Malaysia, Turkey, and Zimbabwe”, Policy Research Department, Working Paper1442, World Bank, Policy Research Department, Washington, D.C
    • Judge, G., W. Griffiths, R.Hill, H.Lutkepohl, and T. Lee,“The Theory and Practice of Econometrics”, (1985), 2nd edition, New York, John Wiley and Sons, Inc. pp.515-518.
    • Klein, L. R., and Rubin, H. (1949), "A Constant Utility-index of the Cost of Living," Review of Economic Studies, 84-87.
    • King, M.A., (1983), “Welfare Analysis OF tAX rEFORMS uSING hOUSEHOLDS dATA,” jOURNAL OF pUBLIC eCONOMICS, vOL. 21, PP.183-214.
    • Lin, B. Jiang, Zh. (2010), “Estimates of Energy Subsidies in China and Impact of Energy Subsidy Reform”, Energy Economics, Vol. 32, Issue. 2, PP. 273-283.
    • Muellbauer, J., (1974), “Prices and Inequality: The United Kingdom Experience,” The Economic Journal, Vol. 84, PP. 33-55.
    • Ngui, D.M., Mutua, J.M, Osiolo, H. and Aligula, E.(2011), “Household Energy Demand in Kenya: An Application of the Linear Approximate Almost Ideal Demand System (LA-AIDS)”, Energy Policy,  39.
    • Nichol, (2003), “Elasticities of Demand for Gasoline in Canada and the United States”, Energy Economics, Vol. 25, issue 2, 201-214.
    • Prroser, R.D. (1985), “Demand Elasticities in OECD Countries: Dynamic Aspects”, Energy Economics, vol.7, PP. 9-12.
    • Stone, R. (1954), "Linear Expenditure Systems and Demand Analysis:An Application to the Pattern of British Demand," Economic Journal, 511-527.
    • Theil, H. (1965), "The Information Approach to Demand Analysis," Econometrica, 33, 67-87.
    • Uri, N. D. and Boyd, R.(1997), “An Evaluation of the Economic Effects of Higher Energy Prices in Mexico”, Energy Policy, vol. 25, no. 2, PP.205-215.
    • Zellner, A.(1962), “An Efficient Method of Estimating Seemingly Unrelated Regressions and Tests for Aggregation Bias”, Journal of the American Statistical Association, vol. 57, No. 298, PP 348-368.