اثر تغییرات بهره‌وری بخش‌های اقتصادی بر مصرف انرژی تجدیدپذیر و تجدیدناپذیر، انرژی گرمایی، رشد و توسعه اقتصادی

نوع مقاله : مقاله علمی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری علوم اقتصادی، پردیس بین‌الملل، دانشگاه فردوسی، مشهد، ایران

2 دانشیار گروه اقتصاد، دانشگاه فردوسی، مشهد، ایران

3 استادیار گروه اقتصاد، دانشگاه فردوسی، مشهد، ایران

10.30495/eco.2021.1908843.2417

چکیده

هدف این مقاله بررسی اثر تغییرات بهره‌وری بخش‌های اقتصادی بر مصرف انرژی تجدیدپذیر و تجدیدناپذیر، انرژی گرمایی، رشد و توسعه اقتصادی با استفاده از برآورد توابع تولید به روش تانگ و پنگ (2018) در چارچوب تکنیک سناریوسازی (شامل سه سناریو) است. نتایج نشان داد بخش‌های نه‌گانه اقتصاد کل و میزان بهره‌وری آنها در بازه زمانی 1353 - 1393 بین 175/3 تا 59/4 میلیون ریال است؛ بنابراین، نقطه شروع بهره‌وری کران پائین بهره‌وری بازه عملکردی 175/3  قرار می‌گیرد. هم‌چنین، در بخش‌های اقتصاد، صنعت و معدن، برق (نیروگاه‌ها) و ساختمان حتی با افزایش 30 درصدی کران پائین بهره‌وری کل اقتصاد در بازه عملکردی (175/3) قرار ندارند. بر اساس نتایج، پیشنهاد می‌شود برنامه‌ریزان، مدیران و سیاست‌گذاران اقتصادی با تغییر تکنولوژی بهره‌وری بخش‌های صنعت و معدن، نیروگاه  و بخش ساختمان را بیش از 30 درصد افزایش دهند تا مقدار رشد اقتصادی مناسب به دست آید.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Effect of Changes in the Productivity of Economic Sectors on the Consumption of Renewable and Non-Renewable Energy, Thermal Energy, Economic Growth and Development

نویسندگان [English]

  • mohammad oveicy 1
  • Masoud Homayounifar 2
  • Sayed Mahdi Mostafavi 3
  • Ali Akbar Naji Meidani 2
1 PhD student in Economics, International Campus, Ferdowsi University, Mashhad, Iran
2 Associate Professor, Department of Economics, Ferdowsi University, Mashhad, Iran Mashhad Iran
3 Assistant Professor, Department of Economics, Ferdowsi University, Mashhad, Iran
چکیده [English]

The purpose of this paper is to investigate the effect of productivity changes in economic sectors on renewable and non-renewable energy consumption, heat energy, economic growth and development using estimation of production functions by Tong and Peng method (2018) in the framework of scenario making technique (including three scenarios). The results showed that the nine sectors of the total economy and their productivity in the period 1353 - 1393 is between 3.175 to 4.59 million Rials; Therefore, the starting point of productivity is the lower limit of productivity of the performance range of 3.175. Also, in the sectors of economy, industry and mining, electricity (power plants) and construction, even with a 30% increase in the lower limit, the productivity of the whole economy is not in the operating range (3.175). Based on the results, it is suggested that planners, managers and economic policy makers increase the productivity of the industry and mining, power plant and construction sectors by more than 30% by changing the technology in order to achieve the appropriate amount of economic growth.

کلیدواژه‌ها [English]

  • JEL Classification: Q42
  • O44
  • O13 Keywords: Productivity
  • Renewable and Non-Renewable Energy
  • Economic Growth

1.‌ مقدمه

در ادبیات اقتصادی، افزایش حجم تولید و ارتقای بهره‌وری دو عامل اصلی رشد اقتصادی دانسته شده است. بالا رفتن کمیت و کیفیت تولید داخلی با نهاده‌ انرژی کم‌تر موجب کاهش انرژی گرمایی و آلایندگی شده و افزایش تولید نیز سبب رشد اقتصادی در زمینه‌هایی چون توسعه اقتصادی، اشتغال، ایجاد درآمد و رفاه خانوارها می‌شود.

می‌توان گفت رشد تولید به دو بخش «افزایش حجم تولید»[1] (= تولید مقادیر زیادی کالا در مدت زمانی کوتاه) و «بالا بردن میزان بهره‌وری» تقسیم‌بندی می‌شود. با توجه به کم‌یابی منابع تولید، بهترین و مؤثرترین روش دست‌یابی به رشد اقتصادی «بهبود بهره‏وری» است. همواره در طول تاریخ، تلاش‏های اقتصادی انسان بر آن بوده است که حداکثر نتیجه را با استفاده از کم‌ترین نهاده‌ تولید و عوامل موجود به دست آورد. این تمایل را می‏توان دست‌یابی به «بهره‏وری بالاتر» نامید. از سوی دیگر، با مزیت نسبی در کالاها، تلاش برای بهبود بهره‏وری به پایه اصلی رقابت در صحنه جهانی تبدیل شده است. از طریق افزایش بهره‌وری، می‌توان سطح کارایی‏ بخش‏ها و میزان فعالیت‏های تولیدی و رشد تولید محصولات را ارتقا بخشید.

اقتصاددانان نئوکلاسیک با اشاره به امکان جانشینی عوامل تولید اظهار می‏کنند که پیشرفت دانش و تکنولوژی از طریق افزایش بهره‏وری در سرمایه و نیروی کار، نیاز به مصرف انرژی در فرایند تولید را کاهش می‌دهد؛ از این‌رو، فرایند رشد و تولید اقتصادی با وجود محدودیت در ذخایر انرژی امکان‏پذیر است؛ بنابراین، انرژی رابطه ضعیف و تفکیک‏پذیری با نیروی کار دارد و به عنوان یک عامل مؤثر و ضروری در رشد اقتصادی مطرح نمی‏شود. در مقابل، اقتصاددانان بوم‏شناختی با بیان اینکه برای تشکیل سرمایه و نگهداری آن به مصرف مقادیر فراوان انرژی و ماده نیاز است و هم‌چنین، در مکانیزم تبدیل ماده از شکلی به شکلی دیگر، انرژی به عنوان یک نهاده ضروری لازم است، بنابراین به اهمیت انرژی و نقش آن در فرایند تولید کالا اشاره دارند.

آنها در نظریات خود به قوانین ترمودینامیک - مبنی بر اینکه انرژی ثابت است، از بین نمی‏رود و ایجاد هم نمی‏شود؛ بلکه از شکلی به شکل دیگر تبدیل می‏شود- استناد می‏کنند. آنها در پاسخ به ادعای نئوکلاسیک‏ها مبنی بر امکان جانشینی میان تکنولوژی و انرژی به عنوان نهاده‏های تولید، بیان می‌کنند که بهبود بهره‏وری در نهاده‌های نیروی کار و سرمایه موجب رشد مطلوب می‌شود. هم‌چنین به کارگیری این دو نهاده در فرایند تولید نیازمند صرف انرژی است؛ زیرا پیشرفت دانش و تکنولوژی تنها یکی از نهاده‏های شرکت‌کننده در تولید در میان سایر نهاده‏های تولیدی است. بر اساس «نظریه بوم‏شناختی»[2] انرژی عامل و محرک رشد اقتصادی بوده و سیاست‏های تهدیدکننده مصرف انرژی به عنوان عامل بازدارنده رشد اقتصادی دانسته می‌شوند.

رشد اقتصادی[3]، فرایندی است که محور اصلی تولید با تغییرات تولید ناخالص داخلی به قیمت پایه در سال موردنظر نسبت به سال گذشته است. بهره‌وری جزئی یا بهره‏وری عامل نیروی کار و سرمایه مشخص نسبت به تولید سنجیده می‌شود. این عامل تولید می‌تواند انرژی نیز باشد. از دیدگاه اقتصاد تولید، اگر این نسبت به ‌صورت نسبت ارزش‌ افزوده به یکی از نهاده‏ها ارائه شود، «بهره‏وری متوسط» یا «تولید متوسط عامل» گفته می‏شود (تانگ، پنگ و ییلان،[4] 2018).

انرژی به عنوان یکی از نهاده‌های مهم تولید در حیات اقتصاد صنعتی جوامع، نقش زیربنایی را ایفا می‌کند. استفاده‌ نامناسب و غیرکارا از انرژی، منجر به پیامدهای نامطلوب زیست‌محیطی و حتی غیراقتصادی می‌شود. با توسعه و پیشرفت اقتصادی، اهمیت انرژی هم به طور فزاینده­ای افزایش می‌یابد. براساس آمار ترازنامه انرژی کشور، مصرف کل انرژی بخش صنعت از سال 1374 - 1389 بیش از 262 درصد افزایش یافته است. مصرف کل انرژی بخش صنعت کشور در سال 1374 بالغ بر 7/104 میلیون بشکه معادل نفت خام بود که در سال 1389 این رقم به 6/274 میلیون بشکه افزایش پیدا کرده است (آرمن و تقی‌زاده، 1392).

از آنجا که قدر مطلق میزان مصرف انرژی در بررسی‌ها نمی‌تواند به خودی خود ملاک درستی برای محاسبه بهره‌وری و آگاهی از الگوهای فرهنگی و مصرفی باشد، شاخصی به نام «شدت مصرف انرژی» تعریف شده است. «شدت انرژی» از تقسیم مصرف نهایی انرژی بر تولید ناخالص داخلی به دست می­آید و نشان می‌دهد که برای تولید مقدار معینی از کالاها و خدمات، چه مقدار انرژی به کار رفته است. در حال حاضر معیار شدت انرژی از جمله شاخص‌های استراتژیک در کشورهای توسعه‌یافته است (بومان، 2008: 6). بالا بودن شدت مصرف انرژی در تولید محصولات صنعتی پدیده‌ای است که کشورهای در حال توسعه از جمله ایران با آن روبرو هستند.

با توجه به مطالب یاد شده در بالا و دیگر شواهد نظری موجود در خصوص توجیه وجود ارتباط بین مصرف انرژی و رشد اقتصادی، می­توان وجود چنین رابطه‌ای را از دیدگاه نظری تا حدود زیادی منطقی و قابل توجیه تلقی کرد. بر این اساس، سوال‌های کلیدی پژوهش این است که مصرف انرژی‏ چه اثری بر بهره‏وری تولید در اقتصاد ایران دارد. دیگر این که، در صورتی که دولت بخواهد سیاست‌های مربوط به افزایش بهره‌وری انرژی و بهره‌وری کل را اعمال نماید، چه اثراتی بر ستانده کل اقتصاد و نهاده اعم از نهاده‌های ثابت و نهاده‌های واسطه‌ای خواهد داشت. هم‌چنین، با افزایش نهاده‌های تولید میزان مصرف انرژی (گرمایی) در قالب مصرف نهایی خانوار و مصرف واسطه‌ای تولید چگونه خواهد بود.

برای پاسخ به سوال‌های یاد شده مقاله بدین صورت سازمان‌دهی شده است که در ادامه بعد از مقدمه، در بخش دوم، ادبیات پژوهش مرور می‌شود؛ در بخش سوم، روش پژوهش عرضه می‌شود؛ بخش چهارم به یافته‌ها و پنجم به نتیجه‌گیری و پیشنهادها اختصاص دارد.    

 

2.‌ مروری بر ادبیات پژوهش

2-1.‌ مبانی نظری

مدل‌های رشد

مدل ­سولو[5] بر اساس نسبت‏های ثابت عوامل تولیدی هارود[6] (1939) و دومار[7] (1946) و مدل دوبخشی لوئیس، مدل ساده‌شده‏ای از رشد اقتصادی را معرفی می‏کند و برآوردهای اولیه رشد اقتصادی برای نمونه‌ای از کشورهای توسعه‌یافته نشان می‌دهد که در مدل یاد شده، باقیمانده با سهم بالایی بدون توضیح باقی می‌ماند و پیشنهاد می‌کند که سرمایه و نیروی کار تنها بخشی از رشد تولید سرانه را توضیح می‌دهد؛ لذا ناتوانی مدل رشد نئوکلاسیکی در تبیین رفتارهای بین کشورها به لحاظ نرخ‏های رشد تولید سرانه، زمینه بروز انتقادها را فراهم ساخت و تحقیقات گسترده با لحاظ انباشت سرمایه انسانی پیشنهاد می‌کنند که عواملی غیر از سرمایه فیزیکی، نیروی کار و سرمایه انسانی بخش عمده‏ای از تفاوت‏های آشکار مابین کشورها را به لحاظ سطح و نرخ رشد تولید ناخالص داخلی توضیح می‌دهد (کمیجانی، پاداش، صادقین و احمدی حدید، 1390: 3).

شکست مدل‏های نئوکلاسیکی در راستای تبیین دقیق رشد تولید، راه را برای مدل‏هایی که بر تحلیل منابع رشد بهره‏وری کل عوامل تولید تمرکز دارند و در اصطلاح به مدل‏های رشد درون‏زا معروف‏اند، بازکرد. طرفداران نظریه رشد درون‏زا ادعا می‏کنند که رشد سرمایه فیزیکی به تنهایی نمی‏تواند رشد تولید سرانه را توضیح دهد و مدل‏های رشد نئوکلاسیکی توانایی شناسایی عواملی که رشد اقتصادی را توضیح دهند، ندارند. آنها استدلال می‏کنند که باقیمانده سولو به متغیرهایی عکس‏العمل نشان می‏دهند که درون‏زا هستند. مباحثات اصلی آنها نه تنها سرمایه انسانی را مورد ملاحظه قرار می‏دهد؛ بلکه بر نقش تجارت بین‏المللی نیز تأکید دارند (همان). 

در تحلیل نظریه‌های جدید رشد، علاوه بر دو نهاده نیروی کار و سرمایه، نهاده انرژی نیز به مدل‏های رشد اضافه شده است؛ اما با وجود این، اقتصاددانان در ارتباط با نقش و اهمیت حضور این نهاده در فرایند تولید اتفاق‌نظر ندارند. به طور کلی، اختلاف دیدگاه‌ها در قالب دو نظریه نئوکلاسیکی و بوم‏شناختی که دلالت‏های سیاستی متفاوتی به همراه دارد، تجلّی می‏یابد.

اقتصاددانان نئوکلاسیک با اشاره به امکان جانشینی میان عوامل تولید ادعا می‏کنند که پیشرفت دانش و تکنولوژی از طریق افزایش بهره‏وری در سرمایه و نیروی کار، نیاز به مصرف انرژی در فرایند تولید را کاهش خواهد داد. از این‌رو، فرایند رشد و تولید اقتصادی با وجود محدودیت در ذخایر انرژی امکان‏پذیر است. بنابراین، انرژی رابطه ضعیف و تفکیک‏پذیری با نیروی کار دارد و به عنوان یک عامل مؤثر و ضروری در رشد اقتصادی مطرح نمی‏شود.

یافته‏های تجربی حاکی از ارتباط علّی یک طرفه یعنی، از مصرف انرژی به رشد اقتصادی و یا علّیت دو طرفه بین مصرف انرژی و رشد اقتصادی است که بیان می‌کند سیاست‏های کاهش مصرف انرژی مبتنی بر حفظ منابع، اثر معکوسی بر رشد اقتصادی دارد. به عبارت دیگر، یافته‏های تجربی علّیت یک طرفه از رشد اقتصادی به مصرف انرژی یا عدم وجود رابطه علّی نشان می‏دهد که سیاست‏های حفاظتی در مورد انرژی که مصرف انرژی را کاهش می‏دهند اثر معکوسی بر رشد اقتصادی نخواهند داشت (آپرجیس و پاین[8]، 2011).

بررسی ادبیات مرتبط با موضوع بحث نشان می‌دهد افزون بر مطالعات مربوط به ارزیابی روابط علّی میان مصرف انواع انرژی و رشد اقتصادی (که از آزمون‏های علّیت مرسوم مانند انگل- گرنجر، تودا و یاماموتو استفاده شده) در سایر پژوهش‌ها، اثر مصرف انرژی بر رشد اقتصادی با استفاده از داده‏ها و الگوهای سری زمانی مورد بررسی قرار گرفته است. هم‌چنین این مطالعات نشان می‌دهند که الگوهای ARDL، VAR، VECM و SVAR نسبت به الگوهای دیگر، کاربرد بیش‌تری داشته‌اند. نکته مهم در خصوص کاربرد آزمون‏های علّیت و الگوهای برآورد روابط رگرسیونی با داده‏های سری زمانی، ماهیت داده‏های سری زمانی است که مبنای اصلی تعیین روش برآورد خواهد بود. در این مقاله برخلاف سایر مطالعات که از روش‌های اقتصادسنجی استفاده کرده‌اند؛ تکنیک­های ریاضی مبنای بررسی تجربی قرار گرفته است. این مقاله بر این فرضیه تاکید دارد که مصرف انرژی و رشد اقتصادی هم‌بستگی مثبتی دارند.

«بهره‏وری»[9] در معنای لغوی عبارت است از قدرت تولید، باروری و مولد بودن. در ادبیات مرتبط تعریف‌های گوناگونی از بهره‌وری ارائه شده است. بهره‌وری عبارت است از نسبت مقدار محصول به مقدار یک یا چند عامل تولید. بهره‏وری بالاتر به معنای تولید محصول بیش‌تر (کمّی و کیفی) با استفاده از همان مقدار نهاده قبلی است. به طور کلی، بهره‏وری تنها یک رابطه ساده نیست؛ بلکه مجموعه‏ای از روش‏ها برای رسیدن به یک معیار بالای زندگی است. مفهوم بهره‏وری در سیستم‏های مختلف اقتصادی و یا سیاسی با هم فرقی ندارد و به قول ژان فوراستیه، مفهوم بهره‏وری رنگ سیاسی و وطن خاصی ندارد و مللی که از لحاظ ایدئولوژی اجتماعی کاملاً مخالف یکدیگرند، آن را به یک اندازه پذیرفته‌اند (دشتی، یاوری و صباغ کرمانی، 1388).

 

 

مصرف انرژی به‌ عنوان عامل ضروری تولید در اقتصاد ایران

رابطه بین مصرف انرژی و توسعه اقتصادی به طور گسترده‌ در سراسر جهان مورد مطالعه قرار گرفته است. انرژی، یک عامل ضروری برای تولید است و نقش مهمی در رشد اقتصادی دارد. نمودار (1) تولید و مصرف انرژی در ایران طی سال‌های 1350 - 1393 را نشان می‌دهد که بر اساس آن، تولید انرژی و مصرف انرژی روندی افزایشی داشته است. بر اساس نمودار (1) ایران در سال 1350، 2/114 میلیون بشکه نفت خام عرضه کرده و مصرف نهایی آن مقدار 2/74  میلیون بشکه نفت خام بوده و متوسط نسبت سالیانه مصرف نهایی انرژی به کل عرضه انرژی با 2/72 درصد در سال 1393 به عرضه 2/1799 و مصرف نهایی 2/1219 میلیون بشکه نفت خام رسیده است. از این‌رو، اقتصاد و جامعه ایران به طور فزاینده‌ای به مصرف انرژی متکی هستند.

 

 

نمودار 1. عرضه و مصرف نهایی انرژی طی سال‌های 1350- 1392

منبع: ترازنامه انرژی، 1393.

 

تولید ناخالص داخلی (GDP) یکی از مقیاس‌های اندازه‌گیری و شاخص تولید در اقتصاد است. تولید ناخالص داخلی در برگیرنده ارزش مجموع کالاها و خدماتی است که طی یک دوره معین، معمولاً یک ساله، در یک کشور تولید می‌شود. در این تعریف، منظور از کالاها و خدمات نهایی، کالا و خدماتی است که در انتهای زنجیره تولید قرار گرفته‌اند و خود آنها برای تولید و خدمات دیگر خریداری نمی‌شوند.

 

2-2.‌ پیشینه پژوهش

به دلیل اهمیتی که رشد اقتصادی و ارتقای بهره‏وری عوامل تولید در اهداف توسعه اقتصادی کشورها دارد، بررسی عوامل مؤثر بر این متغیرها به عنوان یکی از موضوعات مهم مطرح بوده است. محققان در مطالعات زیادی به ارزیابی اثر مصرف انرژی بر رشد اقتصادی و بهره‏وری پرداخته‏اند که در ادامه به اهمّ این مطالعات اشاره می‌شود.

مهرآرا و زارعی (1390) به بررسی رابطه میان رشد اقتصادی و رشد مصرف برق در برخی از کشورهای منتخب صادرکننده نفت در دوره زمانی 2008-1972 پرداختند. نتایج تجربی مبتنی بر روش داده‏های ترکیبی نشان داد که مسیر علّیت میان رشد اقتصادی و رشد مصرف برق در بلندمدت به‌ صورت دو طرفه بوده و در کوتاه‏مدت از طرف رشد مصرف برق به سوی رشد اقتصادی گرایش دارد. هم‌چنین، آنها در مطالعه دیگری (1390) اثرات خطی و غیرخطی مصرف انرژی بر رشد اقتصادی در ایران را طی دوره 1368-1338 مبتنی بر رویکرد رگرسیون حد آستانه‏ای ارزیابی کردند. نتایج نشان داد در رژیم مصرف سرانه پایین انرژی، اثر نهایی مصرف انرژی بر رشد اقتصادی (با ضریب 09/0) مثبت و به طور قابل ملاحظه‏ای بیش‌تر از سایر رژیم‏هاست.

متفکر آزاد و غلامی (1391) در مطالعه­ای رابطه علّی بین مصرف انرژی و رشد اقتصادی در بخش حمل و نقل ایران را برای دوره 86-1346 مورد بررسی قرار دادند. یافته‏ها نشان می‏دهد که یک علّیت از رشد اقتصادی به مصرف انرژی در بخش حمل و نقل وجود دارد؛ در حالی که مصرف انرژی علّیت رشد اقتصادی در بخش حمل و نقل نمی‌باشد.

فطرس، آقازاده و جبرائیلی (1391) میزان تأثیر مصرف انرژی‏های تجدیدپذیر و تجدیدناپذیر بر رشد اقتصادی را در کشورهای منتخب در حال توسعه (شامل ایران) در دوره 2009-1980 بررسی کردند. نتایج نشان داد بین متغیرها در بلندمدت رابطه هم انباشتگی وجود دارد.

حسینی (1391) نخست بهره‌وری کل عوامل را با استفاده از روش دیویژیا در دوره 1388-‎1382 اندازه‌گیری و سپس اثر باز بودن تجاری به همراه مصرف انرژی و سرمایه انسانی بر بهره‌وری کل عوامل تولید در زیر بخش‌های صنعت را ارزیابی کرد. نتایج نشان داد باز بودن تجاری، مصرف انرژی و سرمایه انسانی تأثیر مثبت و معنی‌داری بر بهره‌وری کل عوامل تولید دارند.

فطرس، آقازاده، جبرائیلی (1393) به ‌منظور بررسی روابط بین مصرف انرژی تجدیدپذیر و رشد اقتصادی در مناطق مختلف جهان در دوره زمانی 2008-1980 از آزمون‏های هم انباشتگی و علّیت پانلی استفاده کردند. نتایج نشان داد که رابطه هم انباشتگی بین متغیرها در بلندمدت در مناطق منتخب جهان وجود دارد. میزان اثرگذاری بیشتر مصرف انرژی تجدیدپذیر بر رشد اقتصادی، به ترتیب در مناطق آسیا اقیانوسیه، آمریکا، اروپا، خاورمیانه و آفریقا است.

چنانچه بررسی نتایج مطالعات قبلی نشان می‏دهد در اغلب موارد انرژی به عنوان یک عامل مهم در دست‌یابی به نرخ‏های رشد بالاتر و بهره‏وری مطلوب نهاده‏های تولیدی می‏باشد. اما در مورد انرژی‏های تجدیدپذیر این محاسن بیشتر نیز است و استفاده بیشتر این نهاده‏ها با تضمین پایداری منابع طبیعی و حفظ محیط ‌زیست منجر به ارتقای بیشتر نرخ رشد و بهره‏وری عوامل تولید می‏شوند.

تیواری[10] (2011) ارتباط پویای بین مصرف انرژی تجدیدپذیر، رشد اقتصادی و آلودگی دی اکسید کربن را در دوره 2009-1965 در کشور هند بررسی کرد. نتایج نشان داد بروز یک شوک مثبت در مصرف انرژی‏های تجدیدپذیر، تولید ناخالص داخلی را افزایش و آلودگی دی اکسید کربن را کاهش می‏دهد. شوک مثبت تولید ناخالص داخلی نیز اثر مثبت بسیار بزرگ‌تری بر آلودگی دی اکسید کربن دارد.

سیلوا و همکاران[11] (2012) اثر افزایش سهم انرژی‏های تجدیدپذیر از تولید الکتریسیته بر تولید ناخالص داخلی و آلودگی دی اکسید کربن را با استفاده از الگوی سه متغیره SVAR در دوره 2004-1960 در کشورهای آمریکا، دانمارک، اسپانیا و پرتغال بررسی کردند. نتایج نشان داد که به‌ استثنای آمریکا در دیگر کشورهای مورد بررسی، توسعه مصرف انرژی‏های تجدیدپذیر در مراحل اولیه می‏تواند در فرایند رشد اقتصادی خلل ایجاد کند.

توگسو (2013) رابطه بلندمدت و کوتاه‏مدت بین مصرف انواع انرژی و رشد بهره‏وری کل عوامل تولید را در دوره 2011-1970 در ترکیه بررسی کردند. نتایج نشان داد مصرف انواع انرژی رابطه هم‌جمعی با رشد بهره‏وری کل عوامل تولید دارد و رابطه علّی بین بهره‏وری و مصرف انرژی دو طرفه است.

هانگ پین[12] (2014) مصرف انرژی‏های تجدیدپذیر و رشد اقتصادی را در کشورهای OECD با استفاده از داده‏های دوره زمانی 2011-1982 بررسی کردند. روابط هم‌جمعی و علّی در پنج کشور شامل آمریکا، ژاپن، آلمان، ایتالیا و انگلستان تأیید شد.

مبارک[13] و همکاران (2015) رابطه علّی بین انرژی‏های تجدیدپذیر و هسته‏ای و رشد اقتصادی را در فرانسه با استفاده از داده‏های فصلی 2012-2001 ارزیابی کردند. بر اساس یافته‏های پژوهش، رابطه یک طرفه‏ای بین رشد اقتصادی و تولید انرژی الکتریکی به روش هسته‏ای وجود دارد. در کوتاه‏مدت نیز رابطه علّی از تولید انرژی‏های تجدیدپذیر تأیید شد.

آلپر و اوگوز (2016) ارتباط علّی بین رشد اقتصادی، مصرف انرژی‏های تجدیدپذیر، سرمایه و نیروی کار را برای اعضای جدید اتحادیه اروپا در دوره 2009-1990 مطالعه کردند. نتایج پژوهش نشان داد که مصرف انرژی‏های تجدیدپذیر اثر مثبتی بر رشد اقتصادی در همه کشورهای مورد بررسی دارد. اما در بلغارستان، استونی، لهستان، و اسلوونی این اثر از نظر آماری معنی‏دار است.

توگسو و تیواری (2016) رابطه علّی بین مصرف انواع مختلف انرژی و رشد بهره‏وری کل عوامل تولید را در کشورهای BRICS در دوره 2012-1992 بررسی کردند. نتایج این پژوهش نشان داد که رابطه علّی قابل‌توجهی بین مصرف انرژی‏های تجدیدپذیر و رشد اقتصادی کشورهای BRICS وجود ندارد. اما در مورد دیگر انرژی‏ها، مصرف اثر مثبتی بر رشد بهره‏وری و توسعه اقتصادی کشورهای برزیل و آفریقای جنوبی دارد.

 

3.‌ روش پژوهش

تصریح مدل

مصرف انرژی در طول پنج دهه یا بیشتر به طور مستمر با تولید انرژی افزایش یافته است. در این بازه زمانی، مصرف انرژی به طور عمده برای فعالیت‌های صنعتی مورد استفاده قرار گرفته و مصرف انرژی در بخش مصرف نهایی خانوارها هم تابعی از تقاضای اقتصاد و مطلوبیت آن است؛ بنابراین، مصرف انرژی با رشد اقتصادی افزایش داشته است. برای بررسی بیشتر از متغیرهای بهره­وری جزیی انرژی که از نسبت انرژی به ستانده هر بخش است و اثر بهره‌وری کل نیز (نسبت ستانده به مصارف واسطه) استفاده می­شود.

بازه تغییرات بهره­وری به ‌عنوان متغیر پیوسته در اقتصاد ایران، از دو زیربازه تشکیل می­شود که عبارتند از: 1) بازه تغییرات ناشی از عملکرد بخش‌های اقتصادی و 2) زیربازه قابل ‌قبول حاصل از اعمال پارمترهای ثابت در تابع تولید یک بنگاه اقتصادی.

فعالیت­های عمده اقتصادی از لحاظ بهره­وری به دو مجموعه کلی تقسیم می­شوند که عبارتند از: بخش اول در حوزه بازه بهره­وری عملکردی و بخش دوم در بازه بالقوه بهره‌وری است. انرژی­های تجدیدپذیر با محیط‌زیست سازگاری بیش‌تری داشته و آلایندگی زیست‌محیطی ناچیزی دارند. از طرف دیگر، ضرورت استفاده از انرژی برای رشد و توسعه در کنار مسائلی مانند انتشار گازهای گلخانه­ای باعث شده است که کشورها به دنبال توسعه انرژی­های تجدیدپذیر و تبیین نقش آنها بر رشد اقتصادی باشند.

در این مقاله ابتدا اثر بهره‌وری انرژی (جزیی) بررسی شده تا بتواند از طریق تحلیل اقتصادی در مقیاس کوچک‌تر بنگاه اقتصادی یک بازه قابل قبول برای بهره­وری با فرض متغیر پیوسته بودن آن نشان دهد. سپس از طریق داده‌های ثبتی موجود در این الگو یک بازه عملکردی را برای متغیر بهره­وری (کل) در رشد اقتصاد به دست می‌آورد. در نهایت، با انتخاب یک تابع احتمال از متغیر بهره‌وری تحلیل نظام‌مند از تغییرات مصرف انرژی، نهاده‌ها بر ستانده کل اقتصاد و انرژی گرمایی تخمین زده شده است.

 

مدل اثر تغییرات بهره­وری بر مصرف انرژی و رشد اقتصادی

در این پژوهش بدون خدشه به عمومیت مساله فرض بر این است که متغیر مستقل  را بهره‌وری بخش­های اقتصاد ایران یعنی  در نظر گرفته می‌شود. که در آن  مقداری از بهره‌وری می‌باشد که منجر به سودآوری تولید می‌شود. برای یافتن این پارامتر در اقتصاد کشور نیاز به توابعی است که با استفاده از آن  پارامترهای ثابتی را به دست می‌آید که استفاده از آنها منجر به محاسبه کران پائین بهره­وری می‌شود (تانگ و همکاران، 2018).

تابع مطلوبیت: این تابع گسترشی از تابع تولید یک بنگاه است و این تابع دارای ویژگی­های است که عبارت است از: 1) تولید کالاها همگن است؛ 2. بهره­وری متغیری پیوسته و زیرمجموعه  است؛ 3. کشش جانشینی بین نهاده­ها ثابت است؛ 4. قیمت بر اساس هزینه نهایی تعیین می­شود. بر اساس رابطه (1) چنانچه بنگاهی برای ستانده  y از  nنهاده  استفاده نماید؛ در این صورت داریم  که به ‌عنوان تابع تولید در نظر گرفته می‌شود.

(1)

 

اگر بردار قیمت نهاده‌ها   به ازای یک واحد از این نهاده‌ها در نظر گرفته شود؛ آنگاه داریم:

(2)

 

s.t   

گفتنی است  متغیر مستقل و پارامترهای  و  ثابت فرض می‌شوند.

(3)

L=

 با استفاده از ضرایب لاگرانژ و  و  برای  جواب‌های  که در آن  معروف به «توابع نهاده‌ای» برای تولید بنگاه در نظر گرفته می‌شود. برای تشریح و برآورد پارامترهای توابع و حل آن. مساله در چهار گزاره به شرح زیر بیان می‌شود: 

گزاره اول: با در نظر گرفتن تابع تولید (مطلوبیت )  که در آن ثابت  را کشش جانشینی ثابت بین نهاده‌ها می‌باشد؛ جایی که  و   تولید را به عنوان تابعی از بهره‌وری معرفی می‌شود. در این صورت تابع قیمت آن به‌صورت:

 

و کشش ثابت جانشینی قیمت آن  در رابطه  است.[14]

گزاره دوم: با استفاده از مفروضات گزاره اول می‌توان توابع نهاده ، تابع تولید ، تابع قیمت  ، تابع درآمد  ، تابع سود  و کران پائین بالقوه بهره‌وری را به‌ صورت زیر محاسبه کرد:  که در آن توابع قیمت نزولی و توابع تولید، مصرف و سود و درآمد توابع صعودی می‌باشند.

گزاره سوم: با توجه به تعریف بهره‌وری و داده‌های ثبتی بازه عملکردی زیربازه‌ای از بازه بالقوه بهره­وری است.

گزاره چهارم: بر اساس ستانده  و نهاده  و با توجه به مقدار بهره‌وری   کران پائین بازه عملکرد بهره­وری به صورت زیر تعریف می‌شود

 (4)

 

زمانی که   تابع احتمال روی بازه  باشد؛ در این صورت به ازای تغییر   خواهیم داشت:

(5)

 

و

 

(6)

 

 بخش سوم:  از آنجا که یک بشکه نفت خام معادل 11/6 گیگا ژول می‌باشد. لذا مقدار ثابت t=6.11 GJ  در این صورت، تقاضای انرژی لازم با توجه به تعریف نهاده در بازه بهره‌وری عملکردی دارای مقدار زیر خواهد بود.

(7)

 

اگر یکی از بخش‌ها دارای بهره‌وری  باشد، میزان رشد بهره‌وری باید حداقل  باشد تا بتواند بهره‌وری کل اقتصاد در بازه عملکردی قرار گیرد و در این صورت، میزان افزایش نهاده کل اقتصاد عبارت است از:

 

 

در جایی که M تعداد کل بخش­ها می­باشد. مجموع چندجمله‌ای اول و سوم معادله اخیر نشان می‌دهد که مصرف انرژی برای بخش‌هایی افزایش بهره­وری (انتقال بهره‌وری به بازه عملکردی) داشته و دومین چندجمله‌ای، نشان‌دهنده مصرف انرژی برای شرکت­کنندگانی است که تولید خود را افزایش دادند. با این شرط که از بهره­وری عملکردی برخوردار می‌باشند. معادله اخیر می­تواند به‌ وضوح مشخص کند که مصرف انرژی برای تولیدکنندگان مختلف، افزایش یافته است. جمله چهارم در حقیقت  تابع توزیع احتمال صعودی است.

 

تصریح مدل

با توجه به توابع تولید، مدل بهره‌وری به‌ صورت زیر تصریح می‌گردد.

الف) میانگین بهره‌وری بخش‌های نه گانه اقتصاد ایران طی سال‌های 1353 - 1393 در کران پائین به میزان 175/3 واحد و بالاترین آن 59/4 میلیون ریال می‌باشد. یعنی نقطه شروع بازه عملکردی کران پائین بهره­وری از 175/3 که به ‌عنوان بازه عملکردی تعریف ‌شده است. همان‌طور پیش‌تر گفته شد که بهره‌وری از نسبت ستانده کل اقتصاد به داده یا مصرف واسطه کل تعریف شده است یعنی هر یک میلیون ریال مصرف واسطه چه میزان ستانده یا تولید کل صورت می‌گیرد.

ب) مصرف انرژی تجدیدپذیر و تجدیدناپذیر برحسب میلیون بشکه نفت خام تبدیل شده است.

ج) سه سناریوی 10، 20، 30 درصد بازه کران پایین بهره‌وری یعنی از نقطه شروع بهره‌وری 175/3 واحد انتخاب شده است.

د) نتایج اولیه بدون در نظر گرفتن مقدار ثابت تابع تولید بررسی شده، سپس مقدار ثابت نیز در مدل لحاظ شده است.

هـ) نتایج در سناریوی حاصل از تغییرات بهره‌وری در بازه کران پائین بر رشد مقدار مصرف نفت خام (تجدیدپذیر، تجدید ناپذیر)، اثر بر رشد تولید (ستانده کل اقتصاد) و مقدار گیگاژول انرژی گرمایی را نشان می‌دهد.

برای برآورد قیمت یک بشکه نفت خام از حاصل‌ ضرب میانگین سالیانه قیمت دلار به ریال سال پایه 1383 در میانگین یک بشکه نفت خام به دلار با ضریب 00052/0 میلیارد ریال برآورد شده است.  

کشش ثابت جانشینی بین دو سوخت تجدیدپذیر و تجدیدناپذیر 063/0 که به‌ وسیله آن کشش جانشینی بین دو قیمت سوخت تجدیدپذیر و تجدیدناپذیر 068/1برآورد شده است.

 برآورد متوسط سالیانه قیمت کل ناشی از قیمت سوخت تجدیدپذیر و تجدیدناپذیر 00257/0 میلیارد ریال می­باشد.

کران پائین بازه بالقوه بهره­وری محاسبه شده برابر است با  (23-)^ 10 *1.67. اما کران پائین بازه عملکردی بهره­وری عبارتست از 175/3 است.  

با توجه به اینکه 4/44 درصد بخش­های عمده اقتصادی کمتر از کران پائین بهره­وری عملکردی قرار دارند؛ لذا تابع احتمال توزیع بهره‌وری نسبت به کران پائین بهره­وری عملکردی در نظر می­گیریم. از تابع احتمال منحنی درجه 2 استفاده شده است. با اجرای مدل سه سناریو نسبت به رشد بهره­وری با درصدهای مختلف در نظر گرفته شده است.

 

5.‌ نتیجه‌گیری و پیشنهادها

در این مقاله اثر تغییرات بهره‌وری بخش‌های اقتصادی بر مصرف انرژی تجدیدپذیر و تجدیدناپذیر، انرژی گرمایی، رشد و توسعه اقتصادی با استفاده از برآورد توابع تولید به روش تانگ و پنگ (2018) در چارچوب تکنیک سناریوسازی (شامل سه سناریو) مورد بررسی قرار گرفت. نتایج سناریوسازی عبارت است از:

سناریوی اول: چنانچه بخواهیم بهره‌وری از نقطه شروع کران پائین بازه عملکردی بهره‌وری 175/3  به میزان 10 درصد تغییر یابد؛ یعنی 56/2 واحد باشد، بدون در نظر گرفتن مقدار ثابت، در این صورت، پنج بخش اقتصاد یعنی بخش کشاورزی، صنعت معدن، ساختمان، نیروگاه‌ها و بخش حمل و نقل در بازه عملکردی قرار نمی‌گیرند. در این صورت، میزان مصرف انرژی هم از 134184 میلیون بشکه نفت خام درکل اقتصاد به 137963 میلیون بشکه نفت خام یعنی به میزان 81/2 درصد تغییر خواهد کرد. هم‌چنین، در این سناریوی میزان ستانده کل (تولید کل) از 143607 میلیون ریال به 167295 میلیون ریال یعنی به میزان 5/16 درصد رشد خواهد کرد.

انرژی گرمایی نیز از 819990 گیگاژول به 843089 گیگاژول به میزان 82/2 درصد تغییر خواهد کرد.

سناریوی دوم: چنانچه بخواهیم بهره­وری بدون درنظر گرفتن مقدار ثابت تولید از نقطه شروع کران پائین 175/3 به میزان 20 درصد تغییر یعنی 54/2 واحد باشد. چهار بخش اقتصاد یعنی کشاورزی، صنعت و معدن، ساختمان و نیروگاه‌ها در بازه عملکرد قرار نمی‌گیرند. در این صورت، میزان مصرف انرژی هم از 134184 میلیون بشکه نفت خام به 142007 میلیون بشکه نفت  یعنی 83/5 درصد تغییر خواهد کرد. هم‌چنین، در این سناریوی میزان ستانده کل (تولید کل) از 143607 میلیون ریال به 193300 میلیون ریال یعنی به میزان 5/34 درصد رشد خواهد کرد. انرژی گرمایی نیز از 819990 گیگاژول به 868710 گیگاژول به میزان 83/5 درصد تغییر خواهد کرد

سناریوی سوم چنانچه بخواهیم بدون در نظر گرفتن مقدار ثابت اولیه توابد از کران پائین بهره‌وری 175/3 واحد به میزان 30 درصد تغییر یعنی 22/2 واحد یعنی سه بخش اقتصاد صنعت و معدن، نیروگاه و ساختمان نیز در بازه عملکرد بهره‌وری قرار نمی‌گیرند. میزان مصرف انرژی در این سناریوی 134184 بشکه نفت خام  به 145955 میلیون بشکه نفت یعنی 77/8 درصد تغییر خواهد کرد.

در این سناریوی میزان ستانده کل تولید کل ( از 143607 میلیون ریال به 220313 میلیون ریال یعنی به میزان 41/53 درصد رشد خواهد کرد. انرژی گرمایی نیز از 819990 گیگاژول به 891946 گیگاژول به میزان 78/8 درصد تغییر خواهد کرد.

بر اساس نتایج، پیشنهاد می‌شود سیاستگذاران اقتصادی ترتیبی اتخاذ نمایند تا بهره‌وری بخش‌های مختلف صنعت و معدن، نیروگاه و بخش ساختمان بیش از 30 درصد افزایش یابد. این امر با تغییر تکنولوژی انجام خواهد گرفت.

 

[1] High-Volume Manufacturing

[2] Ecological Systems Theory

[3] Economic Growth

[4] Tang, Peng, Yilan

[5] Solow

[6] Harrod

[7] Domar

[8] Apergis & Payne

[9] Productivity

[10] Tiwari 

[11] Silva et al. 

[12] Hung-Pin

[13] Mbarek et al.   

[14]  با توجه به محدودیت صفحات مقاله، روش اثبات حذف شده است.

  • آرمن، سید عزیز، تقی‌زاده، سمیرا. (1392). بررسی عوامل مؤثر بر شدت انرژی در صنایع کارخانه‌ای ایران، پژوهشنامه اقتصاد انرژی ایران، 2 (8): 1-20.
  • ابریشمی، حمید، مصطفایی، آذر. (1380). بررسی رابطه بین رشد اقتصادی و مصرف فرآورده‌های عمده نفتی. مجله دانش و توسعه، 14: 11-45.
  • اکبری، نعمت­اله، رنجکش، مهدی. (1382). بررسی رشد بهره‏وری کل عوامل تولید در بخش کشاورزی ایران طی دوره 75- 1345. فصلنامه اقتصاد کشاورزی و توسعه، شماره 43 و 44،: 117-142.
  • امینی، علیرضا. (1383). اندازه‌گیری و تحلیل عوامل مؤثر در بهره‌وری کل عوامل در بخش صنعت و معدن. پیک نور- علوم انسانی: (4)2: 47-73.
  • امامی میبدی، علی. (1384). اصول اندازه‌گیری بهره‏وری و کارایی. انتشارات موسسه مطالعات و پژوهش‏های بازرگانی، تهران.
  • ترازنامه انرژی، (1393). معاونت امور برق و انرژی، وزارت نیرو.
  • تشکینی، احمد. (1384). اقتصادسنجی کاربردی به کمک Microfit. نشر مؤسسه فرهنگی هنری دیباگران، چاپ اول، تهران.
  • نوفرستی، محمد. (1387). ریشه واحد و همجمعی در اقتصادسنجی، چاپ دوم، انتشارات رسا، تهران.
  • آماده، حمید، قاضی، مرتضی، عباسی‏فر، زهره. (1388). بررسی رابطه مصرف انرژی و رشد اقتصادی و اشتغال در بخش‏های مختلف اقتصادی ایران. مجله تحقیقات اقتصادی، 86: 1-38.
  • دشتی، نادر، یاوری، کاظم, صباغ کرمانی، مجید. (1388). تجزیه رشد بهره‏وری کل عوامل تولید در صنعت ایران با استفاده از رهیافت اقتصادسنجی. فصلنامه اقتصاد مقداری، 6(1): 101-128.
  • ولی‌زاده زنوز، پروین. (1388). بهره‌وری نیروی‌کار، سرمایه و کل عوامل تولید. مجموعه پژوهش‌های بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران.
  • کمیجانی، علی اکبر، پاداش، حمید، صادقین، علی، احمدی حدید، بهروز. (1389). عوامل مؤثر بر ارتقای بهره‏وری کل عوامل تولید در ایران. پژوهش‏های پولی و بانکی، 2(5): 1-38.
  • نایبی، حمیدرضا، ابراهیمی، رضا، آزادگان، علی اصغر. (1389). اندازه‏گیری و تحلیل عوامل مؤثر بر رشد بهره‏وری کل عوامل در اقتصاد ایران با استفاده از روش باقیمانده سولو. پژوهشنامه علوم اقتصادی، (1)9: 121-140.
  • مهرآرا، محسن، زارعی، محمد. (1390). اثرات غیرخطی مصرف انرژی بر رشد اقتصادی مبتنی بر رویکرد حد آستانه‏ای. فصلنامه پژوهشهای رشد و توسعه اقتصادی، 5: 11-43.
  • مهرآرا، محسن، فرمیهنی فراهانی، راضیه، حسن‌زاده، آیت. (1390). بررسی رابطه میان رشد مصرف برق و رشد اقتصادی در کشورهای منتخب صادرکننده نفت. فصلنامه مدلسازی اقتصادی، 14: 69-90.
  • فطرس، محمدحسن، آقازاده، اکبر، جبرائیلی، سودا. (1391). بررسی میزان تأثیر مصرف انرژی‏های تجدیدپذیر و تجدیدناپذیر بر رشد اقتصادی کشورهای منتخب در حال توسعه (شامل ایران) دوره زمانی 2009-1980. فصلنامه مطالعات اقتصاد انرژی، 32: 72-51.
  • حسینی، سیدسعید. (1391). اثر باز بودن تجاری و مصرف انرژی بر بهره‏وری کل عوامل تولید در صنایع بزرگ ایران (دوره 1388-1382). پایان‌نامه منتشرنشده‌ی کارشناسی ارشد، دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه فردوسی، مشهد.
  • متفکر آزاد، محمدعلی، غلامی حیدریانی، لیلا. (1391). بررسی علّیت متقابل بین مصرف انرژی و رشد اقتصادی در بخش حمل و نقل ایران. مقاله ارائه شده به یازدهمین کنفرانس مهندسی حمل و نقل و ترافیک ایران، تهران.
  • محمدی، تیمور، ناظمان، حمید، نصرتیان نسب، محسن. (1391). رابطه رشد اقتصادی و مصرف انرژی در ایران (تحلیلی از مدل‏های علّیت خطی وغیرخطی). فصلنامه اقتصاد محیط‌زیست و انرژی، 5: 153-170.
  • فاضلی ویسری، سمیرا، دودابی‏نژاد، امیر. (1392). تحلیل رابطه بین رشد اقتصادی و مصرف برق در ایران. مقاله ارائه شده به نخستین کنفرانس ملی انجمن انرژی ایران، تهران.
  • فطرس، محمدحسن، آقازاده، اکبر، جبرائیلی، سودا. (1393). رابطه علّیت پانلی بین مصرف انرژی تجدیدپذیر و رشد اقتصادی: مقایسه مناطق جهان. پژوهشنامه اقتصاد کلان، شماره 18، 116-93.
  • صادقی، حسین، آذر، عادل، خاکسار آستانه، سمانه. (1394). بهینه یابی تأمین منابع انرژی با هدف تولید برق، چشم‌انداز ایران در افق 1404. فصلنامه پژوهش‏های اقتصادی، 15(3): 91-118.
  • آقایی، مجید. (1395). بررسی رابطه علّیت بین مصرف انرژی و رشد اقتصادی به تفکیک حامل‏های مختلف انرژی و بخش‏های مختلف اقتصادی: کاربردی از آزمون کرانه‏ای ARDL. فصلنامه مطالعات اقتصاد انرژی، 49: 161-103.
  • Apergis, N., Payne, J., 2009. Energy consumption and economic growth in Central
  • America: evidence from a panel cointegration and error correction model. Energy Economics. 31 (2), 211-216.
  • Bastola, U., Sapkota, P., 2015. Relationships among energy consumption, pollution emission, and economic growth in Nepal. Energy. 80, 254-262.
  • Binswanger, M., 2001. Technological progress and sustainable development: what about the rebound effect?. Ecological Economics. 36 (1), 119-132.
  • Brockway, P., Steinberger, J., Barrett, J., Foxon, T., 2015. Understanding China’s past and future energy demand: an exergy efficiency and decomposition analysis. Applied Energy. 155, 892-903.
  • Cai, F., 2010. Demographic transition, demographic dividend, and Lewis turning point in China. China Economic Journal. 3 (2), 107-119.
  • Department of Energy Statistics of NBS, 2015. China Energy Statistical Yearbook 2014. China Statistics Press, Beijing, China.
  • Acemoglu D., 2008. Introduction to Modern Economic Growth. Princeton University press.
  • Guan, D., Liu, Z., Geng, Y., Lindner, S., Hubacek, K., 2012. The gigatonne gap in China’s carbon dioxide inventories. Nature Climate Change. 2 (9), 672-675.
  • Holz, C., 2014. The quality of China’s GDP statistics. China Economic Review. 30, 309-338.
  • Jarreau, J., Poncet, S., 2012. Export sophistication and economic growth: evidence from China. Journal of Development Economics. 97 (2), 281-292.
  • Lin, B., Liu, J., Yang, Y., 2012. Impact of carbon intensity and energy security constraints on China’s coal import. Energy Policy. 48, 137-147.
  • Liu, Z., Guan, D., Wei, W., Davis, S., Ciais, P., Bai, J., Peng, S., Zhang, Q., Hubacek, K.,Marland, G., Andres, R., Crawford-Brown, D., Lin, J., Zhao, H., Hong, C., Boden, T.,Feng, K., Peters, G., Xi, F., Liu, J., Li, Y., Zhao, Y., Zeng, N., He, K., 2015. Reduced carbon emission estimates from fossil fuel combustion and cement production in China. Nature. 524 (7565), 335-338.
  • Ma, M., Yan, R., Cai, W., 2018. Energy savings evaluation in public building sector during the 10the12th FYP periods of China: an extended LMDI model approach. Natural Hazards, 92 (1), 429-441.
  • Ma, M., Yan, R., Du, Y., Ma, X., Cai, W., Xu, P., 2017a. A methodology to assess China’s building energy savings at the national level: an IPATeLMDI model approach. Journal of Cleaner Production. 143, 784-793.
  • Ma, M., Yan, R., Cai, W., 2017b. An extended STIRPAT model-based methodology for evaluating the driving forces affecting carbon emissions in existing public building sector: evidence from China in 2000e2015. Natural Hazards, 89 (2),741e756.
  • Ma, M., Shen, L., Ren, H., Cai, W., Ma, Z., 2017c. How to measure carbon emission reduction in China’s public building sector: retrospective decomposition analysis based on STIRPAT model in 2000-2015. 9 (10), 1-16, 1744.
  • Mbarek, M.B., Khairallah, R., Feki, R., 2015. Causality relationships between renewable energy, nuclear energy, and economic growth in France. Environment Systems and Decisions. 35(1).133-142.
  • Melitz, M., 2003. The impact of trade on intra-industry reallocations and aggregate Tang E., Peng, C., Yilan X., 2018. Change of energy consumption with economic development when an economy becomes more productive. Journal of Cleaner Production. 196. 788-795.
  • Silva, S., Soares, I., Pinho, C., 2012. The Impact of Renewable Energy Sources on Economic Growth and CO2 Emissions - a SVAR approach, European Research Studies Journal, European Research Studies Journal. 4. 133-144.