ارزیابی ساختار و عملکرد بازار خودرو سواری در ایران

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

چکیده

مقاله حاضر به‌ شناسایی ساختار و عملکرد صنعت خودرو در طول‌ دوره 1386- 1379 می‌پردازد و نشان می‌دهد، نسبت تمرکز دو بنگاه برتر بین 21/99-93/77، شاخص هرفیندال- هیرشمن بین 4953-3625، مقدار شاخص آنتروپی بین 415/0- 488/0 در نوسان بوده‌اند که ارقام شاخص‌های محاسبه شده مربوطه تایید کننده درجه تمرکز بالا در این بازار می‌باشند. همچنین هزینه اجتماعی (رفاهی) انحصار متناظر با این بازار نیز با به‌کارگیری روش کالین و مولر در سال 1386 اندازه‌گیری شد و نتایج نشان داد که رفاه از دست رفته ناشی از انحصار (هزینه اجتماعی انحصار) در سال 1386، معادل26 درصد از ارزش فروش محصول در این بازار می‌باشد.

کلیدواژه‌ها


1- مقدمه

امروزه بسیاری از مطالعات تجربی به بررسی بازارها به منظور اتخاذ سیاست­های مفید و اثرگذار در حوزه اقتصاد مربوط می­شوند. از طرفی با یک نگاه اجمالی به صنایع ایران در می­یابیم که سیاست­های اعمال شده در این صنایع به طور عمده در قالب سیاست­های جایگزینی واردات بوده است که در عمل ایجاد ساختار انحصاری و متمرکز را در اکثر بازارهای صنعتی کشور از جمله بازار خودرو به ارمغان نیاورده است، بطوریکه قدرت انحصاری موجود در این بازارها توسط چندین بنگاه برتر در سایه اعمال سیاست­های حمایتی دولت، با نگاهی درون­نگر، که همواره به صورت تضمین شده، بازار داخلی را در اختیار داشته­اند و منجر به ایجاد ساختار صنعتی شده است به گونه ای که بدون توجه به تحولات بازارهای جهانی فقط به حضور خود در نظام اقتصاد داخلی می­اندیشد. از این جهت شناسایی ساختار بازارها می­تواند گامی موثر در سیاست­گذاری­ها بجا گذارد. به این دلیل مطالعه حاضر به بررسی ساختار و عملکرد بازار خودرو سواری ایران می­پردازد.

در خلال این بررسی اولین سوالی که مطرح می­شود این است که آیا ساختار بازار خودرو سواری ایران انحصاری است؟ در جهت شناسایی ساختار بازار با به­کارگیری منحنی تمرکز، ابتدا تصویر کلی از این بازار ارائه شده است و سپس شاخص­های نسبت تمرکز، هرفیندال-هیرشمن، آنتروپی در طول دوره­1386-1377 به منظور محاسبه تمرکز به­کار گرفته شده­اند. این مقاله به دنبال این پرسش است که آیا ساختار بازار خودرو سواری ایران انحصاری است؟

در ادامه بحث بدین سوال پاسخ داده می­شود که نتیجه ساختار ناقص بازار (شرایط انحصاری) در خصوص رفاه اجتماعی چیست؟ در این بخش با هدف شناسایی نتایج عملکرد صنعت با به­کارگیری روش کالین و مولر و استفاده از داده­های مربوط به 5 شرکت اصلی تولید کننده خودرو سواری در دوره زمانی 86-1379 به محاسبه هزینه اجتماعی انحصار در سال 1386 پرداخته می­شود.

این  مقاله به صورت زیر ساماندهی شده ­است:

ابتدا ادبیات موضوع بیان می­شود و سپس در بخش دوم پیشینه تحقیق در این راستا ارائه می­گردد. در بخش سوم تمرکز در بازار خودرو سواری ایران محاسبه می­شود و در نهایت در بخش چهارم محاسبه هزینه اجتماعی انحصار بر اساس روش کالین و مولر مدنظر قرار می­گیرد.

2- ادبیات موضوع

در اقتصاد یکی از شاخص­های مورد استفاده برای بررسی وضعیت رقابت و انحصار و شناسایی ساختار هر صنعت (بازار­)­، درجه تمرکز[1] است. ساختار بازار معرف خصوصیات سازمانی بازار می­باشد که­ با شناسایی آن می­توان رقابت در بازار را مشخص نمود. تمرکز مهمترین متغیر ساختاری است که بیانگر وضعیت تعداد بنگاه­ها و توزیع بازار در میان بنگاه­های موجود در آن بازار است. برای پرداختن به تمرکز ابتدا باید حدود صنعت و سپس متغیر مورد نظر (تولید، فروش، اشتغال،....) را مشخص نمود، که پیرو آن، این سوال مطرح است که در میان شاخص­های اندازه­گیری تمرکز کدام یک بهترین است؟ در پاسخ به این سوال شاخص­های پیشنهادی متعددی مطرح ­می­شوند که هر کدام از آنها نقاط قوت و ضعف خود را دارند، که بسته به موقعیت­های مختلف به­کار می­روند. به­طور کلی از طریق دو نوع معیار (مطلق و نسبی) می­توان اندازه تمرکز را سنجید، معیار­های مطلق هم به تعداد بنگاه­ها و هم نحوه توزیع بازار توجه دارند، در حالی که معیارهای نسبی تمرکز صرفا بر حسب نحوه توزیع بازار بین بنگاه­ها محاسبه می­شوند. (خدادادکاشی، 1377، ص91)

از میان معیارهای فوق شاخص­های نسبت تمرکز، هرفیندال-هیرشمن، آنتروپی و منحنی تمرکز به منظور شناسایی بازار در این مطالعه به­کارگرفته شده­اند که مشخصات آنها در جدول شماره (1) ارائه شده است.

به­طور کلی عملکرد اقتصادی عبارت است از: مجموعه آثار و نتایجی که از فعالیت اقتصادی ناشی می­شود. انحراف قیمت از هزینه نهایی و کاهش سطح تولید متناظر آن مولد هزینه رفاهی مصرف­کنندگان و یکی از جنبه­های مهم عملکرد بنگاه­ می­باشد. تصویر (1) اثرات رفاهی انحصار را به صورت دقیق­تر نشان می­دهد. انحصارگر با کاهش تولید و دریافت قیمتی بالاتر از سطح رقابتی باعث کاهش رفاه معادل سطح ABE (معروف به مثلث رفاه) شده و نیز­ سطح CPAB اشاره به انتقال درآمد از طرف مصرف­کنندگان به سمت انحصارگر دارد که سود یا رانت انحصاری نامیده­   می­شود.

اما مساله­ای قابل ذکر آن است که صرف دانستن نوع ساختار یک صنعت و حصول اطمینان از انحصاری بودن آن کل اطلاعات مورد نیاز در خصوص هزینه اجتماعی انحصار[2] را در بر نمی­گیرد، بلکه ما نیازمند شاخص­هایی در جهت اندازه­گیری هزینه اجتماعی انحصار می­باشیم.

 

جدول 1:  شاخص­های اندازه­گیری مطلق و نسبی تمرکز

مشخصات این روش

شاخص

 

منحنی تمرکز تصویر گرافیکی از درجه تمرکز در صنعت می­باشد، که محور افقی و محور عمودی به ترتیب بر حسب تعداد بنگاه­ها و درصد سهم از کوچک به بزرگ در نظر گرفته می­شوند. که در این صورت منحنی تمرکز از پایین به بالا محدب خواهد شد و هرچه شیب بیشتر باشد بیانگر آن است که میزان تمرکز در بازار بالاتر است. اگر بازار مساوی بین بنگاه­ها توزیع شده باشد، در این صورت نقاط مختصات روی نیمساز قرار می­گیرد و در غیر آن صورت نقاط در محور مختصات پراکنده خواهند بود. (قانون رقابت،1384، ص 26)

منحنی تمرکز

شاخص­ نسبی تمرکز

این شاخص نسبتی از محصول بازار که توسط n بنگاه بزرگتر تولید می­شود را مشخص می­سازد و از جمله متداول ­ترین شاخص اندازه­گیری تمرکز است که در اکثر مطالعات تجربی از این شاخص استفاده­ می­شود. N اختیاری انتخاب می­شود. دامنه این شاخص بین صفر تا صد است، که عدد100 مبین یک بنگاه در بازار و عدد صفر بیانگر تعداد بی­شماری بنگاه با سهم کوچکی از بازار است. (کاشی،1377، ص 105)

نسبت تمرکز چند بنگاه برتر

شاخص­های مطلق تمرکز

در این شاخص اطلاعات تمامی بنگاه­های صنعت منظورمی­شود، از این رو آن را شاخص اطلاعات کامل می­نامند و مقدار آن معادل مجموع مجذور سهم بازاری تمامی بنگاه­های صنعت است و به این دلیل  بر اهمیت بنگاه­های بزرگتر به وسیله تخصیص وزن بیشتر به آنها تاکید می­گردد. (کاشی،1377، صص 112-106)

هرفیندال- هیرشمن

این شاخص معیار معکوس تمرکز است یعنی هنگامی که آنتروپی افزایش­ می­یابد، تمرکز کاهش می­یابد. این شاخص از جمع وزنی سهم بازار بنگاه­ها بدست می­آید، به­ طوری که به سهم هر بنگاه وزنی معادل داده می­شود. دامنه تغییرات این شاخص بین صفر و Log n است، هر چه به صفر نزدیکتر باشد، بازار انحصاری­تر و هرچه به Log n نزدیک­تر باشد، بازار رقابتی­تر    می­باشد و به بررسی تحولات سهم بازاری بنگاه­های کوچک می­پردازد. (یوسفی، 1384، ص320)

آنتروپی

به منظور محاسبه هزینه اجتماعی انحصار، روش­های مختلفی ارائه شده­­اند، که هر کدام از آن روش­ها با انجام یک سری از فروض تخمین­های مختلفی از هزینه رفاهی انحصار ارائه می­کنند. به طور کلی بحث ­هزینه اجتماعی انحصار اولین بار توسط‌هاربرگر[3] (1954) مطرح شد که با در نظر گرفتن یک سری فروض[4]، بیان نمود که در شرایط انحصاری به دلیل بالاتر بودن سطح قیمت از شرایط رقابتی شکاف تقاضا معادل ­­ ایجاد می‌شود به طوری که سطح ABE را معادل رفاه از دست رفته (گم شده)[5] در نظر گرفت. در نهایت می­توان گفت که روش‌هاربرگر با محاسبه حاصل جمع مثلث رفاه از دست رفته برای تمامی بازارها به محاسبه هزینه اجتماعی انحصار پرداخت.

به روش‌هاربرگر انتقادات متعددی مبنی بر آن که تخمین پایینی از هزینه انحصار را بدست می­دهد، وارد شد که از جمله پوزنر (1975) مطرح نمود که هزینه اجتماعی انحصار به مثلث رفاه محدود نمی‌شود، بلکه وی هزینه فرصت منابعی را که صرف کسب قدرت انحصاری می‌شود، به عنوان آثار رفاهی منفی انحصار در نظر می‌گیرد. با توجه به شکل (1) پوزنر[6] هزینه اجتماعی انحصار را به صورت حاصل جمع مثلث رفاه  (سطح ABE ) و رانت انحصاری (سطح CPAB) در نظر گرفت.

در نهایت تمامی انتقادات منجر به ارائه روش کالین و مولر[7] گردید که هزینه اجتماعی انحصار را متشکل از دو جزء کاهش مازاد رفاه مصرف­کنندگان و جزء دوم هزینه کسب و حفظ موقعیت انحصاری بیان نمودند. 

 


نمودار 1: هزینه اجتماعی انحصار

 

 

به عبارتی آنها معتقد بودند هر بنگاه تا اندازه­ای دارای قدرت بازاری است و اخلالی که توسط هر یک از آنها در رفاه جامعه ایجاد می­شود، باید جداگانه محاسبه شود. بر این اساس کالین و مولر برای ارزیابی هزینه­های اجتماعی انحصار به تفاوت سود متوسط صنعت از نرخ بازده رقابتی توجهی نکردند، بلکه آنها تنها بنگاه‌هایی را که نرخ سود آنها بالاتر از بازده رقابتی بود، در نظر گرفتند و تنها مازاد سود این بنگاه­ها را در هزینه‌های اجتماعی لحاظ نمودند. به عبارتی آنها ضرر رفاهی را ابتدا در سطح بنگاه محاسبه نمودند و بعد جمع کردند که با استفاده از اطلاعات آماری حاشیه قیمت–هزینه و کشش