اثر عملکرد محیط‌زیست بر شادی: تحلیل بین کشوری

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشگاه علامه طباطبایی

2 دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران

3 بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران/اداره آمارهای اقتصادی

چکیده

هدف این مقاله بررسی رابطه بین شادی و کیفیت محیط­زیست است. براین اساس با استفاده از داده­های ۱۵۵ کشور جهان طی دوره زمانی ۲۰۰۶ - ۲۰۱۶ (به صورت دو سالانه) با روش داده­های تابلویی به برآورد اثر شاخص عملکرد محیط­زیست بر شادی پرداخته شد. نتایج نشان داد بهبود عملکرد محیط‌زیست تأثیر مثبت و معناداری بر شادی در کشورهای مورد مطالعه دارد. میزان این اثرگذاری ۶ درصد است. از سوی دیگر نتایج حاکی از آن است که تأثیر متغیرهای کنترلی شامل ضریب جینی و اثر منفی محیطی (میانگینی از مجموع احساسات منفی ناشی از محیط) بر شادی منفی بوده، این در حالی است که آزادی انتخاب تأثیر مثبت بر شادی دارد. لازم به ذکر است نتایج این پژوهش همسو با نتایج سایر پژوهش‌هاست.

کلیدواژه‌ها


1.‌ مقدمه

محیط­زیست موهبتی خدادادی است که در بستر آن امکان ادامه حیات بشر و سایر موجودات زنده فراهم می­آید. حفاظت از محیط­زیست و اطمینان از پایداری و همه­جانبه­ بودن توسعه آن از جدی‌ترین چالش­های فراروی انسان­هاست. علت توجه روزافزون به محیط­زیست را می‌توان نه تنها اهمیت آن در تأمین مواد اولیه تولید که تأثیر شگرف آن بر ماهیت حیات بشری دانست. در این میان اقتصاد محیط­زیست، شاخه­ای متمایز از علم اقتصاد است که توانسته با لحاظ ارزش­های مربوط به هر دو موضوع اقتصاد و محیط­زیست، هزینه­های آلودگی و تخریب منابع محیط­زیستی را محاسبه ­نماید.

اما باید توجه داشت که هزینه­های ناشی از تخریب محیط­زیست تنها به هزینه­های فیزیکی آن ختم نمی­شود، تخریب محیط­زیست تأثیرات روان­شناختی قابل­توجهی هم بر افراد دارد. این تأثیرات به واسطه تأثیر بر رفاه و نیز شاخص­های توسعه و پیشرفت جوامع بسیار حائز اهمیت است.

محیط­زیست- به عنوان یک کالای اقتصادی که در زمره کالاهای عمومی قرار می­گیرد و می‌تواند به دور از بازار و قیمت با آثار جانبی، تخریب و تخلیه مواجه شود- بستر لازم جهت تداوم حیات بشر و سایر موجودات زنده را فراهم می­آورد. این حیات نه فقط ماهیت مادی که ماهیت معنوی هم دارد. بدین مفهوم که امروزه ثابت­شده­است که کیفیت زندگی افراد در گرو شرایط محیطی آنها می­تواند دستخوش تغییر گردد. این مسئله در شرایطی از اهمیت بیشتری برخوردار می‌گردد که به این نکته توجه کنیم که کشورها در مراحل اولیه توسعه بعضاً به تخریب محیط­زیست هم روی می­آورند. این مسئله که در سال‌های اخیر نیز در ایران بخش قابل‌توجهی از محیط‌زیست کشور در نتیجه برداشت‌های غیر مجاز با بحران مواجه گردیده ضرورت پرداخت به این مهم را دو چندان کرده است.

لذا تأثیرپذیری شادی مؤلفه معرف رفاه در این پژوهش از کیفیت محیط­زیست، با توجه به درهم­تنیدگی­ و وابستگی شدیدی که زندگی انسان­ها با محیط­زیست دارد، فرضیه­ای است که در این مطالعه آزمون خواهد شد. گفتنی است ارتباط محیط‌زیست با شادی تاکنون از این منظر در کشور مورد توجه نبوده‌است. لذا پژوهش حاضر در شمار نخستین مطالعات این حوزه قرار می‌گیرد که هدف آن بررسی رابطه بین شادی و کیفیت محیط‌زیست است. بر این اساس با استفاده از داده‌های ۱۵۵ کشور جهان طی دوره زمانی ۲۰۰۶ - ۲۰۱۶ (به صورت دو سالانه) با روش داده‌های تابلویی به برآورد اثر شاخص عملکرد محیط‌زیست بر شادی پرداخته خواهد شد. به منظور تحقق این هدف، در بخش نخست، مروری بر ادبیات پژوهش صورت می‌پذیرد. در بخش دوم، پیشینه پژوهش بیان می‌شود. بخش‌های بعدی به بررسی روند تغییرات شادی و عملکرد محیط‌زیست، روش پژوهش و در نهایت، تحلیل نتایج و ارائه پیشنهادها خواهد پرداخت.

 

2.‌ مروری بر ادبیات

2-1.‌ شادی

از اوایل قرن بیستم، شادی وارد علوم اقتصادی و اجتماعی شد و رشد درآمد معرف بهبود آن تلقی گردید (استاتز[1]، 2006). از اواسط دهه 1970، رشد تحقیقات درباره شادی و مفهوم­سازی و اندازه‌گیری آن شروع شد. بسیاری از محققان، مطالعه ریچارد ایسترلین[2] (1974) را با عنوان «آیا رشد اقتصادی سهم افراد در اقتصاد را افزایش می­دهد؟» نقطه شروع می­دانند. او در مقالات متعددی ارتباط بین GDP و شادی را در کشورهای مختلف مورد ارزیابی قرار داد (ایسترلین، 1974، 1995، 2005: الف، 2005: ب). نتایج نشان داد درآمد بالا لزوما موجب شادی بیشتر در افراد نمی­شود. این نتایج، پارادوکس ایسترلین نام دارد. این پارادوکس و نیز وجود برخی شواهد دیگر که از افزایش رشد اقتصادی و همراه نبودن آن با سایر ابعاد توسعه خبر می­داد، شروعی برای انجام تحقیقات متعدد در حوزه رفاه شد (استول، لافانتین و اسچالتز[3]، 2010). با وجود اختلاف‌نظر در تعاریف این واژه،"شبکه راه­کارهای توسعه پایدار سازمان ملل[4]" با حمایت بان­کی­مون[5]، دبیرکل وقت سازمان ملل، با همکاری تعدادی از مؤسسات تحقیقاتی در آمریکا، کانادا و بریتانیا به انتشار گزارش­های جهانی در خصوص شادی اقدام کرده ­است[6]. در این راستا، عوامل تأثیرگذار بر شادی هم اهمیت یافت. مطابق دیدگاه می[7] (2007) عوامل بسیاری شادی و رفاه ذهنی افراد را تحت تأثیر قرار می‌دهد. شادی و رفاه ذهنی حاصل اثرات تمامی عوامل مؤثر بر زندگی فرد، اعم از عوامل شخصی، اقتصادی، اجتماعی، محیطی و ... است. در نمودار (1) این عوامل نشان داده شده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمودار 1. عوامل مؤثر بر شادی یا رفاه ذهنی

منبع: می (2007)

 

در ادامه چگونگی اثرگذاری محیط­زیست بر شادی تشریح می‌شود.

2-2. رفاه، شادی و محیط­زیست از منظر توسعه پایدار

با پیشرفت جوامع و مداخلات در محیط­زیست توجه به آن به عنوان بستر لازم برای تضمین پایداری در توسعه بسیار اهمیت یافت. راشل کارلسن[8] (1962) با تألیف کتاب "بهار خاموش" توانست ارزش­های منابع خدادادی را با دیدگاهی جدید در جهان مطرح نماید. جملات به ظاهر ساده این کتاب، تا آنجا پیش رفت که در سال 1972 در همایش استکهلم، با شعار "تنها یک کره خاکی"، آنها را به تدوین راهکارهای محیط­زیستی وا­داشت. این توجه در سال 1992 با حضور بیش از 150 نماینده از کشورهای جهان و میزبانی کشور برزیل در اجلاس ریو دوژانیرو با شعار "توسعه پایدار"، نقطه عطف تاریخ محیط­زیست گردید و دولت­ها را تشویق به استفاده از نیروهای خودجوش مردمی تحت عنوان تشکل­های غیر­دولتی[9] نمود (مؤمنی و امینی میلانی، 1390). حداقل چهار دلیل برای فرضیه تأثیرگذاری محیط زیست بر شادی و رفاه وجود دارد که در ادامه بیان می‌شود.

2-2-1.‌ دیدگاه مبتنی بر زیستگاه، روان­شناسی و تکامل

در این دیدگاه، از روان­شناسی تکاملی به عنوان چارچوب تحلیلی نمایش اثرات رفتاری ناشی از مناظر و زیستگاه­های طبیعی بر افراد بهره­ گرفته­ می­شود. این فرضیه که هارتینگ، میشل، د وریز، و فرامکین[10] (۲۰۱۴) بر مبنای یک نظرسنجی به ارائه آن پرداختند، سعی در توضیح این نکته دارد که چگونه فشارهای انتخابی، ذهن انسان را شکل داده­اند؛ به گونه­ای که به زیستگاه و یا ویژگی­های خاص آن جذب شوند. اگرچه این فرضیه به ندرت قابل آزمون است، اما می‌تواند به عنوان نقطه شروع، در تحقیقات تجربی مفید واقع شود. محققان در این خصوص به وابستگی ذاتاً عاطفی انسان با محیط طبیعی اشاره می­کنند که در این رابطه نظریه «بیوفیلیا» قابل­توجه است.

برقراری ارتباط بین شادی و محیط­­زیست با بهره­گیری از نظریه «بیوفیلیا[11]» صورت می­گیرد که نخستین بار توسط ویلسون[12] (۲۰۰۰) به منظور توصیف ماهیت ارتباط و پیوند تنگاتنگ بین انسان­ها و طبیعت و دیگر اشکال حیات مطرح ­شد. شواهد بسیاری دال بر مزایای احساسی و روان­شناختی ارتباط انسان با طبیعت وجود دارد. به عنوان مثال، حضور در طبیعت به کاهش سطح اضطراب و افسردگی، افزایش اعتماد به نفس و بهبود سلامت افراد منجر می­شود (موریس[13]، 2003).

بر پایه تحقیقات راشل و استفان کاپلان[14] (کاپلان­، 1989؛ کاپلان­، رایان وگریز[15]، 1998) که پایه‌گذاران «نظریه بازسازی تمرکز ذهنی[16]» هستند؛ مردم به­طور­کلی، محیط­های طبیعی را به محیط‌های مصنوع ترجیح می­دهند و واکنش­های مثبتی را در ابعاد فیزیکی و روانی به هنگام مواجهه با مصادیق طبیعت از خود نشان می­دهند. حتی تصاویر طبیعت و صداهای محیط طبیعی اثرات مثبت ادراکی بر افراد دارند (اولریچ و سیمونز، لوسیتو، فیوریتو، مایلز و زلسون[17]، 1991). بررسی این محققان نشان می­دهد تمرکز و توجه مداوم مانند مطالعه و کار کردن پشت یک میز، ذهن را دچار فرسودگی کرده و به خستگی یا پراکندگی تمرکز ذهنی منجر می­شود (برمن، جونیدز و کاپلان[18] ، 2008). نظریه بازسازی تمرکز ذهنی کاپلان­ الگوی کاربردی مناسبی برای کاهش فشار روانی و اضطراب در محیط­های شهری ارائه می‌دهد.

نظریه مهم دیگر، «قابلیت محیطی» است که توسط جیمز گیبسون[19] (1994) ارائه­ شده و به شرح کارایی، شایستگی و قابلیت­های فرافیزیکی محیط می­پردازد. به عقیده وی هر عنصری در محیط علاوه بر عملکرد مترتب بر خود، دارای قابلیت­های دیگری می‌باشد (گیبسون ، ۱۹۹۴). بر مبنای این نظریه درخت تنها برای سایه­اندازی نیست، بلکه احساساتی چون بالارفتن از ساقه، چنگ انداختن در شاخه­ها، لمس کردن شیارهای روی پوسته و... را نیز برمی­انگیزاند. این نظریه بیان می‌کند ادراک بیننده از پیشینه­های اجتماعی، فرهنگی و حتی اقتصادی و مذهبی او نیز تاثیر می‌پذیرد. بستر چمن، کودک را به غلتیدن در آن تحریک می­کند، محقق را به دعوت به نشستن برای مطالعه و رهگذر بزرگسال را به قدم زدن در آن وامی­دارد. نظریه گیبسون خاستگاه روان‌شناسانه دارد و معتقد است قابلیت­های محیطی صرفاً به عناصر آن معطوف نیست، بلکه بسترهای انسانی مانند فرهنگ و اجتماع را نیز در برمی­گیرد (کاستال[20]، 1995).

کیتا[21] (2002) در نمودار (2) به خوبی رابطه بین انسان، محیط و قابلیت­های محیطی را نمایش داده ­است. در این دیاگرام، تنها بخشی از قابلیت­های محیطی که توسط عامل انسانی پوشش داده شده جنبه عملکردی یافته و بارور شده­اند و جنبه­های زیادی در حد قابلیت باروری باقی می­ماند و تنها بخش­هایی جنبه عملکردی پیدا می­کند که عامل انسان، اجازه بروز آن را می­دهد.

                        

 

 

 

فرد

قابلیتها و مهارتهای شکل گرفته

 

 

 قابلیتها و مهارتهای بالقوه

                                                                 

 

قابلیتها و مهارتهای ادارک شده

 

 

قابلیتها و مهارتهای

 استفاده شده

 

محیط زیست

 

 

 

نمودار 2. رابطه عامل انسانی با عامل محیط

منبع: کیتا (200۲)

 

در این نمودار، مدل بیضی عمودی از انسانی به انسان دیگر تغییر می­کند. دامنه نوسان این محدوده در انسان­هایی با بستر اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی یکسان و نزدیک به هم ناچیز بوده و با بروز تفاوت­های بیشتر در این بسترها، دامنه فوق نیز گسترده می­شود (کاستال، 1995).

2-2-2.‌ کالاهای محیط­زیستی بد، بهداشت روانی و فیزیکی

محیط­های شهری نیز ممکن است آثار سوء و مخربی به دلیل ایجاد سطوح بالاتری از صدمات و آسیب­های محیط­زیستی به همراه داشته که می­تواند شادی افراد را به صورت قابل­توجهی تحت تأثیر قرار داده و اثرات مستقیمی بر سلامت جسم و روان افراد برجای گذارد. تاکنون اثرات سوء وارد بر سلامتی افراد ناشی از سروصدا و آلودگی هوا به روشنی مستند شده­اند (پاسچیر- ورمیر و پاسچیر[22]، 2000). اثرات مخرب ناشی از قرار گرفتن در معرض آلودگی هوا در جدول (1) خلاصه شده­ است. گروه­های حساس، کودکان و نوزادان، سالمندان، بیماران قلبی و ریوی، افراد با وضعیت اجتماعی و اقتصادی در سطوح پایین آموزش، بهداشت و تغذیه در برابر آثار مخرب ناشی آلودگی هوا مستعدتر شناخته می­شوند (سازمان جهانی بهداشت، 2005).

 

جدول 1. آثار بهداشتی ناشی از آلودگی هوا

اثرات منسوب به قرارگیری بلند­مدت در برابر آلودگی هوا

اثرات منسوب به قرارگیری کوتاه­مدت در برابر آلودگی هوا

مرگ­و­میر ناشی از بروز بیماری­های قلبی عروقی و تنفسی

ایجاد بیماری­های تنفسی و بستری شدن در بیمارستان­های قلبی و عروقی

بروز بیماری­های تنفسی مزمن و شیوع آن

(به عنوان مثال آسم)

مراجعه به اورژانس و انجام مراقبت­های اولیه تنفسی و قلبی عروقی

تغییرات مزمن در کارکردهای فیزیولوژیک افراد

انجام مراقبت­های اولیه تنفسی و قلبی عروقی و استفاده از داروهای مربوطه

سرطان ریه

محدود شدن فعالیت در روز، غیبت کاری و غیبت در مدارس

ایجاد بیماری­های مزمن قلبی و عروقی

بروز علائم حاد (خس­خس، سرفه، ایجاد خلط و سایر عفونت­های تنفسی)

ایجاد محدودیت در رشد جنین و بروز نقص هنگام تولد

تغییرات فیزیولوژیکی (به عنوان مثال تغییر در عملکرد شش­ها)

منبع: سازمان جهانی بهداشت (۲۰۰۵)

سلامت یکی از علل عمده شادی افراد شناخته ­می­شود، لذا بهبود سلامت به واسطه کارکرد محیطی می­تواند تا حدود زیادی متوجه شادی افراد شده و در افزایش آن مؤثر باشد. از طرفی در خطر قرارگرفتن سلامتی به واسطه آسیب­ها و صدمات وارده به محیط­زیست که می­تواند بر شادی اثرگذار باشد؛ بر طبق نظر ولش[23] (2006) نیازی نیست افراد از رابطه علت و معلولی بین سلامت خود یا شادی با مشکلات محیط­زیستی آگاهانه باخبر باشند. با این حال، ممکن است آگاهی از صدمات و آسیب­های محیط­زیستی مانند آلودگی هوا و دیگر اثرات منفی آن بر انسان و اکوسیستم‌ها، منجر به کاهش رضایت از زندگی و شادی افراد به­ طور­ مستقیم و مستقل از اثراتی که بر سلامت دارد، شود. فرر.ای.کاربونل و گودی[24] (2007) نشان دادند که بین رضایت از زندگی و سطوح خاصی از نگرانی­های محیط­زیستی ارتباط معنادار وجود دارد.

2-2-3. مزایای ارتباط با محیط­های طبیعی

محیط­های طبیعی می­توانند افزایش شادی را از طریق تسهیل و ترغیب به رفتارها و فعالیت‌هایی که برای جسم و روان فرد سودمند هستند، مانند ورزش کردن، تفریح، تعامل اجتماعی و ... موجب شوند (بارتون و پرتی[25]، 20۱۰). رنارد و موستین[26] (۱۹۷۹) دلایل اثرات مثبت مناظر طبیعی بر انسان در نتیجه ارتباط نزدیک با طبیعت را بررسی کرده و بهره­مندی انسان از طبیعت را به شکل حسی، فکری، اجتماعی و فیزیکی شناسایی کرده­ است.

2-2-4.‌ تابع تولید خانوار

ویژگی­های محیط­زیست ممکن است با ورود به تابع تولید خانوار  سبب تغییر در هزینه­های تولید کالا و یا خدمات شود (بکر[27]، 1965). به عنوان مثال، ابعاد تغییر اقلیم، نظیر دما و بارش ممکن است افزایش هزینه­های دست­یابی به یک سطح از آسایش را با افزایش در هزینه­های گرمایش، سرمایش، پوشاک و تغذیه موجب شود (ردانز و مدیسون[28]، 201۱). از طرفی با توجه به این نکته که نبودن سروصدا به عنوان یک ورودی در ایجاد خواب مفروض است، سروصدا می­تواند هزینه­های خانوار را از طریق هزینه­های ناشی از استفاده از درب و پنجره­های دوجداره، گوشی­های نویزگیر و یا مصرف قرص­های خواب­آور افزایش دهد (ون رایج، 1981).

بنابراین، منافع تماس با طبیعت، بسیار عمیق است. فارغ از چگونگی اثرگذاری طبیعت بر انسان که می­تواند به واسطه ارتباطات بیولوژیکی و یا از کانال متأثر کردن سلامتی باشد، محیط­زیست عاملی اثرگذار بر شادی و رضایت از زندگی در جامعه بشری شناخته ­می­شود. به این ترتیب، تلاش برای حفاظت و استفاده بهینه از منابع و امکانات محیط­زیستی امری ضروری تلقی می­شود.

2-3.‌ پیشینه پژوهش

در سال­های اخیر پژوهش­ها حاکی از آن است که متغیرهای اثرگذار بر شادی، به دو گروه عوامل و متغیرهای اثرگذار در سطح خرد (فردی) و عوامل و متغیرهای اثرگذار در سطح کلان (اجتماعی) طبقه­بندی می­شوند. این پژوهش بر مطالعات در سطح کلان تمرکز دارد.

عوامل مهم در سطح کلان که شادی را دستخوش تغییر می­سازند، عبارتند از:

-        شرایط کلان اقتصادی (مانند وجود شکاف طبقاتی و نرخ رشد اقتصادی)؛

-        شرایط نهادی (آزادی سیاسی، دموکراسی و حاکمیت قانون)؛

-        آسیب­های اجتماعی (وجود تروریسم و نبودن اعتماد اجتماعی، وجود فساد و جنگ داخلی)؛

-        برخورداری از منابع طبیعی و امکانات محیط ­زیستی.

بر اساس نتایج برخی مطالعات، کیفیت نهادی خوب، شادی بیشتری خلق می­کند (فری و استاتزر، 2002). حال آنکه تروریسم، جنگ داخلی و فساد اثرات منفی قابل توجهی بر شادی دارد (به ترتیب، ولش، 2008: الف و 2008: ب؛ فری، لوچینگر و استارتز[29]، 2009).

ولش[30] (2006) رابطه بین محیط­زیست و رضایت از زندگی را با استفاده از مجموعه داده‌های پانل برای ده کشور اروپایی از سال 1990 - 1997 بررسی کرد. نتایج نشان دادند معیارهای عینی آلودگی هوا اثرات منفی قابل­توجهی بر سطح شادی ملت­ها دارد. نتایج برخی پژوهش­های بین‌گر وجود رابطه بین شادی و میزان دسترسی به محیط­های طبیعی است. از طرفی اثبات شده است که افراد در خارج از محیط شهری و در طبیعت به طور قابل توجهی شادتر هستند (مک کرون[31]،201۲). ردانز و مدیسون[32] (2005) کیفیت محیط­زیست را به عنوان یک بعد مهم در ارزیابی کیفیت زندگی افراد بررسی کرده­اند.

تحقیقات کمی شادی را به عنوان معیاری روان­شناختی برای ارزیابی افراد از رفاه درنظر گرفته‌اند. با توجه به اهمیت رفاه در زمینه توسعه و پیشرفت جوامع، عوامل اثرگذار بر معرف‌های آن به ویژه در حوزه کلان می­تواند بسیار حائز اهمیت باشد. در ایران پژوهش‌های کمی به شادی پرداخته‌اند، برخی از مهم‌ترین این مطالعات عبارتند از:

میرشاه جعفری، عابدی و دریکوندی (۱۳۸۱) در مطالعه خود ۱۰ عامل مهم و مؤثر بر شادی را بیان کرده‌اند. این عوامل عبارتند از: شخصیت، عزت نفس، اعتقادات مذهبی، سرمایه­ اجتماعی، فعالیت‌های اوقات‌ فراغت، وضعیت اقتصادی، رضایت شغلی، سلامت، تأهل و جنسیت.

فتح­آبادی، محمود زاده و جعفری (۱۳۸۹) به بررسی اثر متغیرهای کلان بر شادی در کشورهای توسعه­یافته و در حال ­توسعه پرداختند. آنها از داده­های مقطعی مربوط به ۴۰ کشور در حال ­توسعه و ۳۰ کشور توسعه­یافته برای میانگین دوره ۲۰۰۰ - ۲۰۰۸ استفاده کردند. نتایج این مطالعه بیانگر اثر مثبت درآمد سرانه و امید به زندگی در هر دو گروه کشورها و اثر منفی بیکاری در گروه کشورهای در حال­ توسعه می­باشد.

 

4.‌ بررسی روند تغییرات شادی و عملکرد محیط­زیست

4-1.‌ عملکرد محیط­زیست

شاخص عملکرد محیط­زیست (EPI) [33]، کشورها را بر اساس عملکرد آنها در حوزه مسائل محیط­زیستی در دو حوزه گسترده سیاستی یعنی "حفاظت از سلامت انسان از آسیب­های محیط­زیستیو حفاظت از اکوسیستم­ها رتبه­بندی می­کند. این دو مؤلفه توسط 16 شاخص در 6 زمینه بهداشت محیط، کیفیت هوا، کیفیت منابع آب، کیفیت منابع طبیعی مولد، تنوع زیستی و زیستگاه و انرژی پایدار اندازه‌گیری می‌‌شوند. در این شاخص با تعیین اهداف نهایی و مطلوب کمی‌ و تعیین فاصله هر کشور نسبت به آنها، امتیاز و رتبه هر کشور مشخص می‌‌شود. این شاخص امکان مقایسه عملکرد هر کشور با دیگر کشورها و نیز همسایگان آنها را فراهم می‌سازد. با استفاده از داده­های سری زمانی، کشورها همچنین می‌توانند تغییر عملکرد خود در طول زمان را مشاهده کنند.

پس از انتشار گزارش شاخص عملکرد محیط­زیست در سال ۲۰۰۶، این شاخص در سال 2008، مجددا مورد بازبینی قرار گرفت و تغییراتی در شاخص­ها صورت گرفت. تفاوت این شاخص با شاخص EPI در سال 2006، در افزایش تعداد شاخص‌ها از 16 شاخص به 25 شاخص در طبقات مختلف است. شاخص عملکرد محیط‌زیستی 2008 بر دو هدف کاهش تنش‌های محیط‌زیستی بر سلامت انسان و ارتقای سرزندگی اکوسیستم‌ها و مدیریت کارآمد بر منابع طبیعی تمرکز داشت.

یکی از بزرگ‌ترین مشکلات چارچوب شاخص عملکرد محیط­زیست در سال­های 2006 و 2008 میلادی عدم توانایی در ردیابی تغییرات عملکرد در طول زمان است. بنابراین این شاخص در سال 2010 نیز مورد بازبینی قرار گرفت. تغییراتی در شاخص­ها صورت گرفت و یک رویکرد با روش آزمایشی با تمرکز بر این نکته که کدامیک از سری داده­های زمانی شاخص­ها موجودند، به منظور برجسته کردن توانایی بالقوه کشورهایی که در طول زمان پیشرفت داشته و یا افول کرده­اند طراحی گردید. در واقع این مقدار نشان­دهنده پیشرفت و یا تنزل کشورها در نیل به عملکرد مطلوب می­باشد.

گزارش 2014 شاخص عملکرد محیط­­زیست، چندین نوآوری و پیشرفت را در قیاس با نسخه‌های پیشین ارائه می­دهد. این گزارش از سبکی پیچیده و بیشتر تکنیکی به سمت روشی روایی و اکتشافی حرکت کرده­ است. داده­ها و شاخص­ها در محاسبه